قلب به شکل چکمه (Boot-Shaped Heart) نشانه کدام بیماری مادرزادی قلبی است؟
شناخت الگوهای تصویری در بیماریهای قلبی کودکان میتواند تفاوت میان یک تشخیص سریع و یک عمر ناتوانی را رقم بزند. آشنایی با نمای قلب به شکل چکمه (Boot-Shaped Heart) برای والدین، دانشجویان پزشکی و علاقهمندان به مباحث سلامت بسیار کاربردی و ضروری است. در این مقاله قصد داریم به بررسی این نشانه رادیولوژیک بپردازیم که در عکس قفسه سینه (Chest X-ray) به عنوان امضای اختصاصی بیماری تترالوژی فالو (Tetralogy of Fallot) شناخته میشود. آیا واقعا قلب میتواند شکل پاپوش به خود بگیرد؟ چه فرآیندهای پیچیدهای در دوران جنینی باعث میشود که قلب نوزاد به این صورت تغییر شکل دهد؟ در ادامه با هم مرور میکنیم که چگونه بزرگ شدن بطن راست و نقصهای ساختاری، این تصویر منحصربهفرد را خلق میکنند و اهمیت آن در تشخیصهای اورژانسی چیست.
فهرست مطالب
- ۱. کالبدشکافی نمای قلب چکمهای (Coeur en Sabot)
- ۲. تترالوژی فالو؛ چهار نقص در یک قلب
- ۳. همودینامیک و تغییرات فشار در قلب چکمهای
- ۴. علائم بالینی؛ نوزادان آبی و حملات تترالژی
- ۵. زوایای فنی رادیوگرافی و تفسیر صحیح سایه قلب
- ۶. ریشههای تاریخی و کشف دکتر اتین فالو
- ۷. تشخیص افتراقی؛ سایر قلبهای بزرگ در رادیولوژی
- ۸. سوءبرداشتها درباره کبودی نوزاد و سرمای هوا
- ۹. جراحیهای اصلاحی؛ از پالیاتیو تا ترمیم کامل
- ۱۰. نقش اکوکاردیوگرافی و تکنولوژیهای تصویربرداری نوین
- ۱۱. زندگی با تترالوژی فالو؛ از کودکی تا بزرگسالی
- ۱۲. آینده ژنتیک و جراحیهای جنینی قلب
۱. کالبدشکافی نمای قلب چکمهای (Coeur en Sabot)
نمای قلب چکمهای که در زبان فرانسوی به آن Coeur en Sabot میگویند، یکی از شاخصترین علائم در رادیولوژی قلب است. در یک عکس قفسه سینه نرمال، نوک قلب (Apex) به سمت پایین و چپ متمایل است. اما در بیماری تترالوژی فالو، به دلیل تنگی شدید مسیر خروجی ریوی، بطن راست مجبور است با فشار بسیار زیادی کار کند تا خون را به ریهها بفرستد. این فشار زیاد باعث ضخیم شدن عضلات بطن راست (RVH) میشود. قدرت زیاد این عضله باعث میشود که نوک قلب به سمت بالا و بیرون رانده شود. از سوی دیگر، به دلیل کوچک بودن شریان ریوی، بخش میانی سایه قلب فرو رفته به نظر میرسد. ترکیب این نوکِ بالا آمده و بخش میانیِ تو رفته، شکلی را ایجاد میکند که دقیقا شبیه به یک چکمه چوبی سنتی یا پوتین است. این تصویر نشاندهنده یک عدم تعادل شدید میان قدرت دو بطن قلب است. رادیولوژیستها با دیدن این نما بلافاصله به کاهش جریان خون ریهها شک میکنند. جالب است که شدت «چکمهای بودن» میتواند با شدت بیماری مرتبط باشد. در واقع، قلب چکمهای یک نقشه بصری از تلاطمهای خونی است که در داخل قلب نوزاد در جریان است و به جای اینکه خون را به ریهها بفرستد، آن را به مسیرهای میانبر هدایت میکند.
۲. تترالوژی فالو؛ چهار نقص در یک قلب
برای درک اینکه چرا قلب شکل چکمه میگیرد، باید بدانیم تترالوژی فالو چیست. این بیماری شامل چهار نقص اصلی است که همزمان وجود دارند: ۱. سوراخ بین دو بطن (VSD)، ۲. تنگی دریچه ریوی، ۳. جابجایی آئورت به سمت راست (Aortic Overriding) و ۴. ضخامت بطن راست. در واقع، تمام اینها ناشی از یک خطای تکاملی در دوران جنینی است که در آن دیواره جداکننده خروجی قلب کمی به سمت جلو و راست منحرف میشود. این انحراف کوچک، زنجیرهای از مشکلات را ایجاد میکند. تنگی ریوی باعث میشود خون نتواند به راحتی به ریهها برود؛ بنابراین خون تیره و بدون اکسیژن از طریق سوراخ بینبطنی به بطن چپ رفته و وارد آئورت میشود. به همین دلیل نوزاد کبود به نظر میرسد. ضخامت بطن راست هم که باعث شکل چکمهای میشود، واکنشی است به این سد دفاعی (تنگی ریوی). این بیماری شایعترین علت سیانوز (کبودی) قلبی در کودکان بالای یک سال است. شناخت این چهار نقص به ما کمک میکند بفهمیم که قلب چکمهای فقط یک تغییر شکل ساده نیست، بلکه نتیجه یک مهندسی اشتباه در سیستم لولهکشی حیاتیترین عضو بدن است که نیاز به بازسازی اساسی دارد.
۳. همودینامیک و تغییرات فشار در قلب چکمهای
در قلب سالم، فشار بطن چپ بسیار بیشتر از بطن راست است. اما در قلب چکمهای ناشی از تترالوژی فالو، این تعادل کاملا برهم خورده است. تنگی دریچه ریوی مانند یک سد محکم عمل میکند. بطن راست برای عبور دادن خون از این سد، فشار خود را بالا میبرد تا جایی که فشار آن با بطن چپ برابر میشود. حالا خونِ تیره که راهی برای خروج از ریه پیدا نمیکند، از طریق سوراخ VSD به سمت چپ فرار میکند. این یعنی خونی که باید تصفیه شود، دوباره به بدن برمیگردد. این جریان «راست به چپ» علت اصلی تمام مشکلات بیمار است. شکل چکمهای قلب در واقع محصول فیزیکی این تلاش ناموفق بطن راست است. اگر تنگی ریوی ملایم باشد، قلب ممکن است شکل چکمهای واضحی پیدا نکند؛ بنابراین نبود این نما در رادیولوژی لزوما ردکننده بیماری نیست، اما وجود آن بسیار تشخیصی است. تغییرات فشار در داخل این قلب باعث میشود که اکسیژنرسانی به بافتها به شدت کاهش یابد. جالب است که بدن برای جبران این کمبود، گلبولهای قرمز بیشتری میسازد که باعث غلیظ شدن خون میشود؛ این خود مشکل دیگری است که بار کاری قلب چکمهای را باز هم سنگینتر میکند.
۴. علائم بالینی؛ نوزادان آبی و حملات تترالژی
نوزادانی که قلب چکمهای دارند، با علائم مشخصی شناخته میشوند. بارزترین نشانه، سیانوز یا رنگ آبی پوست، لبها و ناخنهاست که هنگام گریه کردن یا شیر خوردن شدیدتر میشود. یکی از پدیدههای شگفتانگیز و در عین حال ترسناک در این بیماران، «حملات تترالژی» (Tet spells) است. در این حملات، نوزاد ناگهان به شدت کبود شده، نفسنفس میزند و ممکن است از حال برود. علت این است که به دلیل اسپاسم در مسیر ریه، جریان خون به ریهها تقریبا قطع میشود. یک مشاهده جالب تاریخی و بالینی این است که کودکان بزرگتر مبتلا به این بیماری، ناخودآگاه در حالت «چمباتمه» (Squatting) مینشینند. این حرکت باعث افزایش مقاومت عروق بدن شده و خون را مجبور میکند که به جای فرار از سوراخ بطنی، به سمت ریهها برود. این وضعیت چمباتمه زدن، یک مکانیسم دفاعی غریزی برای زنده ماندن است. همچنین، نوک انگشتان این کودکان به مرور زمان پهن و گرد میشود که به آن «چماقی شدن» (Clubbing) میگویند. تمام این علائم فیزیکی، بازتابی از همان قلب چکمهای هستند که در قفسه سینه پنهان شده و نمیتواند وظایف اکسیژنرسانی خود را به درستی انجام دهد.
۵. زوایای فنی رادیوگرافی و تفسیر صحیح سایه قلب
تفسیر نمای قلب چکمهای در رادیولوژی نیاز به دقت فنی بالایی دارد. رادیولوژیست باید به «کمر قلب» (Cardiac Waist) توجه کند. در تترالوژی فالو، کمر قلب به دلیل کوچک بودن تنه شریان ریوی، خالی یا اصطلاحا «مقعر» است. همچنین، ریهها در عکس بسیار سیاه و شفاف به نظر میرسند، زیرا خون کمی در رگهای ریوی جریان دارد؛ به این حالت «اولیگمی ریوی» (Pulmonary Oligemia) میگویند. یکی دیگر از جزئیات فنی، بررسی جهت قوس آئورت است؛ در ۲۵ درصد این بیماران، قوس آئورت به جای سمت چپ، در سمت راست قرار دارد که تشخیص را قطعیتر میکند. باید دقت کرد که در نوزادان بسیار کوچک، غده تیموس ممکن است سایه قلب را بپوشاند و نمای چکمهای را مخفی کند. رادیولوژیستهای باتجربه از نماهای جانبی (Lateral) هم استفاده میکنند تا بزرگ شدن بطن راست را که فضای پشت جناغ را پر کرده، تایید کنند. این دقت در تفسیر سایهها، مرز میان یک عکس معمولی و تشخیص یک بیماری پیچیده قلبی است. با دیجیتالی شدن رادیولوژی، اکنون میتوان با تغییر کنتراست، عروق ریوی کوچک را بهتر دید و شدت کاهش خونرسانی را که در پس آن قلب چکمهای نهفته است، ارزیابی کرد.
۶. ریشههای تاریخی و کشف دکتر اتین فالو
اگرچه ناهنجاریهای قلبی از دیرباز وجود داشتهاند، اما توصیف دقیق این مجموعه از نقصها به سال ۱۸۸۸ برمیگردد، زمانی که پزشک فرانسوی به نام «اتین لویی آرتور فالو» مقالهای منتشر کرد و این بیماری را به عنوان یک واحد مجزا معرفی نمود. پیش از او، پزشکانی مانند نیلز استنسن در قرن هفدهم به این نقصها اشاره کرده بودند، اما فالو بود که ارتباط منطقی بین این چهار نقص و علامت کبودی نوزاد را برقرار کرد. نام «تترالوژی» (به معنای چهارگانه) نیز از همین جا میآید. اصطلاح «قلب چکمهای» هم از توصیفات کالبدشکافی و رادیولوژیهای اولیه در اوایل قرن بیستم نشات گرفته است. در آن زمان، دیدن چنین قلبی در عکس رادیولوژی عملا به معنای حکم مرگ زودرس برای کودک بود، زیرا هیچ درمانی وجود نداشت. تاریخچه این بیماری با پیشرفتهای بزرگ جراحی قلب گره خورده است. اولین جراحی موفقیتآمیز برای بهبود خونرسانی به ریهها در سال ۱۹۴۴ توسط دکتر بلالوک و دکتر توسیگ انجام شد که انقلابی در درمان «نوزادان آبی» ایجاد کرد. امروزه وقتی به یک قلب چکمهای در مانیتور نگاه میکنیم، در واقع شاهد برآیند قرنها تلاش پزشکانی هستیم که از مشاهدههای ساده به جراحیهای فوقحرفهای رسیدند.
۷. تشخیص افتراقی؛ سایر قلبهای بزرگ در رادیولوژی
هر قلب بزرگی در رادیولوژی لزوما چکمهای یا ناشی از تترالوژی فالو نیست. برای مثال، در بیماری «آنومالی ابشتاین»، قلب به قدری بزرگ میشود که تمام عرض قفسه سینه را میگیرد و شکلی شبیه به «جعبه» (Box-shaped heart) پیدا میکند. در جابجایی عروق بزرگ (TGA)، قلب شکلی شبیه به «تخممرغی که روی پهلو خوابیده» (Egg on a string) دارد. همچنین، در نارساییهای قلبی معمولی، کل سایه قلب بزرگ میشود که به آن کاردیومگالی عمومی میگویند. تفاوت کلیدی قلب چکمهای در این است که اندازه کلی قلب ممکن است خیلی بزرگ نباشد، اما «شکل» آن به دلیل جابجایی نوک قلب و فرورفتگی کمر قلب تغییر کرده است. همچنین، در تترالوژی فالو ریهها سیاه هستند، در حالی که در بسیاری از بیماریهای دیگر قلبی، ریهها به دلیل تجمع خون، سفید و پرخون (Congested) دیده میشوند. شناخت این تفاوتهای ظریف تصویری برای جلوگیری از درمانهای اشتباه حیاتی است. یک پزشک ماهر باید بتواند بین چکمهی تترالوژی، جعبهی ابشتاین و تخممرغِ TGA تفاوت قائل شود تا در دقایق بحرانی اولین روزهای تولد، درستترین تصمیم را بگیرد.
۸. سوءبرداشتها درباره کبودی نوزاد و سرمای هوا
یکی از خطرناکترین سوءبرداشتها در میان برخی خانوادهها این است که کبودی لبها و پوست نوزاد را به سرمای محیط یا حساسیتهای ساده نسبت میدهند. این موضوع میتواند باعث تاخیر در تشخیص بیماریهای قلبی مانند تترالوژی فالو شود. کبودی ناشی از قلب چکمهای، «سیانوز مرکزی» نام دارد و با گرم کردن نوزاد از بین نمیرود. برخلاف کبودیهای معمولی که ممکن است در دست و پای نوزاد تازه متولد شده دیده شود (آکروسیانوز)، سیانوز قلبی زبان و مخاط داخل دهان را هم درگیر میکند. سوءبرداشت دیگر این است که اگر نوزاد خوب شیر میخورد، پس مشکل قلبی ندارد؛ در حالی که بسیاری از نوزادان با قلب چکمهای در هفتههای اول ممکن است علامت شدیدی نداشته باشند و با گذشت زمان و بسته شدن مجراهای جنینی، کبودیشان ظاهر شود. همچنین، برخی تصور میکنند که این بیماری همیشه ارثی است، اما اکثر موارد تترالوژی فالو به صورت تکگیر و بدون سابقه خانوادگی رخ میدهند. آگاهی از این واقعیت که قلب چکمهای یک نقص ساختاری است و نه یک مشکل محیطی، کلید ارجاع سریع به متخصص قلب اطفال و نجات جان نوزاد است.
۹. جراحیهای اصلاحی؛ از پالیاتیو تا ترمیم کامل
درمان قلب چکمهای یکی از درخشانترین فصلهای تاریخ جراحی است. در گذشته، ابتدا یک جراحی کمکی به نام «شنت بلالوک-توسیگ» (BT Shunt) انجام میشد تا خون بیشتری به ریهها برسد و کودک تا سن مناسب برای جراحی اصلی زنده بماند. اما امروزه در اکثر مراکز پیشرفته، جراحان ترجیح میدهند ترمیم کامل را در همان ماههای اول زندگی انجام دهند. جراحی شامل بستن سوراخ بینبطنی با یک وصله (Patch) و باز کردن مسیر تنگی دریچه ریوی است. پس از جراحی موفق، فشار بطن راست کاهش مییابد و به مرور زمان، شکل چکمهای قلب در رادیولوژی شروع به تغییر به سمت نرمال میکند. با این حال، عضله بطن راست ممکن است برای همیشه کمی ضخیم باقی بماند. تکنولوژیهای نوین مانند استفاده از دریچههای بیولوژیک که از طریق کاتتر (بدون جراحی باز) جایگذاری میشوند، آینده درمان را برای بیمارانی که در بزرگسالی نیاز به تعویض دریچه پیدا میکنند، متحول کرده است. جراحی قلب چکمهای، در واقع هنر بازگرداندن هندسه صحیح به عضلهای است که از مسیر خود منحرف شده بود. این کودکان پس از عمل، دیگر نوزادان آبی نیستند و میتوانند با پوستی صورتی و اکسیژن کافی، پا به دنیای پرتحرک کودکی بگذارند.
۱۰. نقش اکوکاردیوگرافی و تکنولوژیهای تصویربرداری نوین
اگرچه رادیولوژی و نمای قلب چکمهای اولین سرنخها را میدهند، اما اکوکاردیوگرافی (سونوگرافی قلب) ابزار نهایی برای تایید جزئیات است. با اکوکاردیوگرافی، پزشک میتواند دقیقا اندازه سوراخ VSD، میزان تنگی ریوی و محل قرارگیری آئورت را ببیند. امروزه اکوکاردیوگرافی جنینی اجازه میدهد که حتی قبل از تولد، قلب چکمهای تشخیص داده شود. این تشخیص پیش از تولد به والدین و تیم پزشکی اجازه میدهد تا برای زایمان در یک مرکز مجهز برنامهریزی کنند. علاوه بر اکو، MRI قلب و سیتی اسکنهای چنداسلایسی (Multi-slice CT) در موارد پیچیده برای نقشهبرداری دقیق عروق ریوی استفاده میشوند. این تصاویر سهبعدی به جراح اجازه میدهند تا قبل از باز کردن قفسه سینه، یک تمرین مجازی روی قلب بیمار انجام دهد. استفاده از تکنولوژی پرینت سهبعدی برای ساخت مدلهای واقعی از قلب چکمهای بیمار، به جراحان کمک میکند تا سختترین مراحل جراحی را با دقت میلیمتری برنامهریزی کنند. این سطح از پیشرفت تکنولوژی، نمای ساده چکمهای در عکس سیاه و سفید را به یک دنیای رنگی و سهبعدی از اطلاعات حیاتی تبدیل کرده است.
۱۱. زندگی با تترالوژی فالو؛ از کودکی تا بزرگسالی
بیمارانی که با قلب چکمهای متولد شده و تحت جراحی قرار گرفتهاند، امروزه وارد دوران بزرگسالی میشوند که به آنها «بزرگسالان مبتلا به بیماری مادرزادی قلب» (ACHD) میگویند. این یک موفقیت بزرگ برای علم پزشکی است، اما چالشهای جدیدی را هم به همراه دارد. این افراد ممکن است در بزرگسالی دچار آریتمیهای قلبی یا نارسایی دریچه ریوی شوند. بنابراین، پیگیری مادامالعمر توسط متخصصان قلب ضروری است. از نظر اجتماعی و روانی، این کودکان ممکن است در ابتدا محدودیتهایی در ورزشهای سنگین داشته باشند، اما اکثر آنها میتوانند زندگی عادی، تحصیل و شغل موفقی داشته باشند. بارداری در زنان مبتلا به تترالوژی فالوِ ترمیم شده نیز با مراقبتهای ویژه امکانپذیر است. جالب است که بسیاری از این بیماران، جای زخم جراحی روی قفسه سینه خود را به عنوان «نشان شجاعت» میبینند. آنها نمادی از تابآوری بدن انسان در برابر نقصهای مادرزادی هستند. درک این موضوع که قلب چکمهای پایان راه نیست، بلکه آغاز یک مسیر درمانی طولانی اما موفقیتآمیز است، به خانوادهها امید میدهد تا با نگاهی مثبت به آینده فرزندشان بنگرند.
۱۲. آینده ژنتیک و جراحیهای جنینی قلب
آینده مقابله با قلب چکمهای در سطح مولکولی و حتی قبل از تولد رقم خواهد خورد. تحقیقات ژنتیکی نشان دادهاند که برخی جهشها در ژنهایی مثل NKX2.5 یا تریزومی ۲۱ (سندرم داون) با تترالوژی فالو مرتبط هستند. در آینده ممکن است با استفاده از روشهای اصلاح ژن (CRISPR)، بتوانیم این نقصها را در همان مراحل اولیه شکلگیری قلب در رحم مادر اصلاح کنیم. همچنین، جراحیهای جنینی که در آن با استفاده از سوزنهای بسیار ظریف، دریچههای تنگ قلب جنین را باز میکنند، در حال پیشرفت است. اگر بتوانیم فشار بطن راست را در دوران جنینی کاهش دهیم، شاید هرگز قلب به شکل چکمه در نیاید و عضله آن ضخیم نشود. همچنین، استفاده از سلولهای بنیادی برای ساخت دریچههای قلبی که همراه با کودک رشد میکنند، یکی از بزرگترین آرزوهای روماتولوژی و کاردیولوژی اطفال است. ما به سمتی میرویم که تشخیص نمای قلب چکمهای در رادیولوژی نوزاد، به یک اتفاق نادر تبدیل شود، زیرا پیشگیری و درمانهای اولیه بسیار فراتر از حد تصور فعلی ما خواهند رفت. علم پزشکی در حال بستن کتاب «بیماریهای درمانناپذیر» است و قلب چکمهای یکی از فصلهایی است که به زودی به طور کامل بازنویسی خواهد شد.
جمعبندی نهایی
نمای قلب چکمهای در رادیولوژی قفسه سینه، شاهدی بصری بر پیچیدگیهای ساختاری بیماری تترالوژی فالو است. این تصویر که در اثر بزرگ شدن بطن راست و نقص در خروجی ریوی شکل میگیرد، کلید تشخیص یکی از مهمترین بیماریهای مادرزادی قلبی منجر به سیانوز است. با وجود چالشهای همودینامیک و حملات خطرناک کبودی، پیشرفتهای شگرف در جراحیهای اصلاحی و تکنولوژیهای تصویربرداری، سرنوشت این بیماران را از یک آینده نامعلوم به زندگی طولانی و باکیفیت تغییر داده است. آگاهی از نشانهها، تشخیص زودهنگام و پیگیریهای تخصصی، مسیر گذار از یک قلب چکمهای آسیبدیده به قلبی ترمیمشده و کارآمد را هموار میسازد.










یه حدیث قشنگ از حضرت علی علیه السلام داریم که یه قسمتش اینه:
اگه میخوای از کسی بی نیاز بشی همانند او بشو
من با نظرت کاملاً مخالفم
گوگل یه شرکت نشنال و مافیایی مث مایکروسافت نیست.
تا حالا صفحه ی در باره ی گوگل رو خوندی!
از سه نفری که اسمشون اونجا هست یکی شون ایرانیه.
تازه! فروگل هم باشرکت پست ایران قرار داد بسته.
حتّی اسمش رو هم تو تهران ثبت کرده.
و قراره یه کارخونه هم تو ایذان بزنه.
اونوقت تو….
لینک شما در بلاگ نیوز(blognews.ir)قرار گرفت.در صورت امکان لینک یا لوگوی بلاگ نیوز را در سایت خود قرار دهید.
فرهنگ عزیز!
به نظر من اگر این علامت در قسمتی غیر از قسمت فارسی گوگل قابل رویت باشد با نظر شما مخالفم.
موفق باشی!
واقعا دارن ما رو خراب مکنن اصلا نذاشتنم نذاشتن
با درود ،
با نوشته هایت در این مورد موافقم.بویژه اینکه معاون شرکت گوگل هم یک ایرانی به نام امین کردستانی است.
راستی من هم یک پزشک هستم ودر وبلاگم مطالب تاریخی و پزشکی می نویسم .خوشحال می شوم به من سر بزنی.
بدرود
در oyax هم لینک داده شد. موفق باشید
فکر اقتصادی خوبی داشته این دوست اصفهانی، مجانی عده زیادی براش تبلیغ می کنن حتی چند روز پیش تو شرق هم راجع این کار ارزنده(!) مطلبی نوشته بودند.
استفاده ابزاری حتی از لوگوی گوگل برای نوروز توسط یک شرکت اصفهانی!
http://www.winbeta.net/comments.php?shownews=1618
در کلیات حق با شماست.اما خوب، شاید بقیه هم از این کار ها می کنند.بقیه ملت ها منظورمه.
سلام
با نظرت منم کاملا موافقم.
گوگل که کاری برا ما نمیکنه.
شلام مشتی . من همون موزیک باز هستم که خیلی دوسم داشتی . سر بلیط شجریان . ما که همیشه وبلاگت را میخونیم . یه سری به من هم بزنم اگه دوست داشتی لینک بده . من هم عنقریب بهت لینک میدم . استاد کنسرت داشت بلیط هم خواستی در خدمتیم . http://ospeyman.com
خیلی قضیه را ناسیونالیستی کرده اید . موضوع به این وحشتناکی نیست . صفحه ی گوگل پک هم تحقیر آمیز نیست. متاسفانه سیاست های یک سویه ایران باعث این جور وقایع شده ولی این را نمی توانم توهین به ایران یا ایرانی تلقی کنم . ولی با مطلبتان در مورد اینکه ایران را درست و کامل به غربی ها نشناسانده ایم موافقم ( نکته 6 ).
موفق و پایدار
:) والا من قبول نداشته بیدم! البته من اصلا ماجرای اون جمله را نمیدونم. اما کلا یکی دو نکته بگم: اولا اینکه لوگوی فارسی فقط در گوگل فارسی گذاشته بشه نکته منفی نیست. درسته که منطور شناساندن به جهانیان را اعاده نمیکنه اما دلیل نداره که صرفا قضیه این باشه. روزهای ملی کانادا هم فقط در لوگوی google.ca به نمایش گذاشته میشه برای مثال. من فکر میکنم هدف معرفی نیست لزوما که در اونصورت به قول تو خیلی راه های دیگه هم هست که باید در حقیقت خودمون به کار بگیریم. ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستند که در مقایسه با 7 میلیارد 1 درصد کل جامعه زمینی ها را تشکیل میدن. انتظار اینکه لوگو جهانی گوگل عوض بشه به نظر من موردی نداره. اما اینکه گوگل فارسی لوگوش عوض بشه برای استفاده کنندگان از گوگل میتونه خوشایند باشه… نکته های 5 و 6 رو قبول دارم مسلما در ضمن از لینک هم ممنون!
هوم…منم موافقم…یه جور گدایه
با اینکه من امسال چنین کاری نخواهم کرد، اما تقاضا از گوگل را حتی اگر دریوزهگری بنامندش بیفایده نمیدانم.
آفرین
حرف منطقی و درستی را بیان کردی.ما ایرانیها به نقطه ای رسیده ایم که تصور می کنیم وجودمان و فرهنگمان و تاریخمان باید توسط غربیها به رسمیت شناخته بشه و الا وجودمان تخیلی یا حد اقل بی فایده است.
هرآن چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
می گن حرف حساب جواب نداره. من چی بگم دیگه؟
همون طور که خودت اشاره کرده بودی ، نوشتن به زبان انگلیسی از درون ایران تاثیر خیلی زیادی بر دید دیگران نسبت به “مردم” ما خواهد داشت. اگه به کامنت های مطلب کوچیک من در مورد مازندران نگاه کنی، درستی نظرت ثابت می شه.
یه ایده کوچیک که احتیاج به مدیریت قوی داره، نظرت در مورد یه وبلاگ دسته جمعی انگلیسی چیه؟ کلی بلاگر فعال ایرانی حاضرند اونجا مطلب بنویسند. خیلی تاثیر خواهد داشت ؟ نه؟
در بلاگ نیوز لینک داده شد.
با تشکر و سپاس.
سلام آقای مجیدی
صفحه ای که به آن اشاره کردید یک پتیشن نیست. بلکه سو استفاده یک شرکت فروش هاست از احساسات وبلاگر ها و سایر کاربران اینترنتی است.
اون جملهء کذایی کدوم بود؟! من که چیزی ندیدم. اما با بقیهاش موافقم، به خصوص نکتهء شیشم.
دقیقا لپ مطلب رو گفتی
سلام….استدلال و نقد جالی بود که تاحالا نه دقت کرده بوم نه جایی خونده بودم!
دور , از جــان شمـا , ایـن بنــــده قلیـــــــــان می کشـم
در خفـــــــــــــا و در پس و پنـهان , شتـــابـان می کشم…
موافقم. در ضمن خوشحالم که از طریق کامنت تون با وبلاگتون آشنا شدم. مطالب تون برای من هم مفیده و هم مورد علاقمه.
من هم باهات کاملاً موافق هستم و تایید میکنم. به نظر من کار جالبی نیست و تنها یک سوئ استفاده در این مورد است. در وبلاگ کوچه مطلبی در این مورد نوشته شده که برو بخون…