شجاعت یا دیوانگی؟ نگاهی به ده جراحی باورنکردنی که افراد روی خودشان انجام دادند

شاید در ابتدا ایده تیغ کشیدن بر پوست خود بدون حضور جراح یا در شرایطی خارج از اتاق عمل مجهز، سناریویی تخیلی یا تصویری برگرفته از فیلمهای ترسناک به نظر برسد. در این مقاله قصد داریم ماجراهای شگفتانگیز و تکاندهندهای از افرادی را بررسی کنیم که به دلیل شرایط بحرانی، عدم دسترسی به کمکهای پزشکی یا حتی باورهای عجیب روانی، خود را جراحی کردند. آیا واقعاً غریزه بقا میتواند انسان را به جایی برساند که درد کشندهی شکافتن بافتهای بدن خود را تحمل کند یا چرا برخی پزشکان برای اثبات فرضیههای علمی خود دست به چنین کارهای پرمخاطرهای زدهاند؟ با مرور این روایتهای تاریخی عجیب، دریچهای نو به تواناییهای شگفتانگیز بدن و ذهن انسان در شرایط اضطراری به روی ما گشوده میشود.
فهرست مطالب
- ۱. غریزه بقا و جراحی در شرایط بحرانی تاریخ
- ۲. ماجراهای باورنکردنی از خودجراحی در شرایط اضطراری قطب و میدان جنگ
- ۳. خودجراحیهای عجیب؛ از متهکاری جمجمه تا برداشتن سنگ مثانه در خانه
- ۴. جدال بقا در طبیعت؛ کشاورزان و ماهیگیرانی که دست خود را قطع کردند
- ۵. ابعاد روانشناختی و فیزیولوژیک تحمل درد در خودجراحی
- ۶. بررسی اخلاق پزشکی و خطرات جراحیهای خودسرانه در دوران مدرن
- ۷. تکامل ابزارهای جراحی پرتابل و رباتیک در شرایط اضطراری
- ۸. جمعبندی نهایی
💡مختصر و مفید
خودجراحی پدیدهای نادر است که در آن افراد به دلیل شرایط اضطراری، نبود دسترسی به پزشک یا اختلالات روانی اقدام به عمل جراحی روی بدن خود میکنند. در طول تاریخ، پزشکانی نظیر لئونید روگوزوف در قطب جنوب و کشاورزانی مانند آرون رالستون برای نجات جان خود تن به این کار دادهاند. این اقدامات نشاندهنده قدرت بینظیر غریزه بقا و ترشح هورمونهای تسکیندهنده طبیعی در شرایط حاد است. با این حال، جراحی روی خود به دلیل خطرات مرگباری مثل عفونت شدید، خونریزی غیرقابل کنترل و شوک عصبی هرگز توصیه نمیشود. امروزه با پیشرفت دورپزشکی و کیتهای اضطراری، نیاز به چنین اقدامات خطرناکی بسیار کاهش یافته است.
غریزه بقا و جراحی در شرایط بحرانی تاریخ
در طول تاریخ پزشکی، مواردی که افراد مجبور به اعمال جراحی روی پیکر خود شدهاند، همواره به عنوان شگفتانگیزترین و در عین حال هراسآورترین داستانهای بقا شناخته میشوند. این پدیده که در اصطلاح پزشکی به آن خودجراحی (Self-surgery) میگویند، معمولاً در شرایطی رخ میدهد که دسترسی به مراقبتهای پزشکی تخصصی به طور کامل قطع شده است و فرد با انتخاب میان مرگ حتمی یا تحمل درد شدید جراحی روبهرو میشود. از قطبهای یخزده زمین گرفته تا اعماق جنگلهای دورافتاده، غریزه زنده ماندن محرکی است که انسان را وادار به انجام کارهایی میکند که در شرایط عادی حتی فکر کردن به آنها موجب وحشت میشود.
بررسی این ماجراها نشان میدهد که چگونه سیستم عصبی انسان در مواجهه با شرایط حاد، مکانیزمهای دفاعی ویژهای را فعال میکند. ترشح شدید آدرنالین و اندورفین در خون در لحظات بحرانی، تا حدی به عنوان مسکن طبیعی عمل کرده و به فرد اجازه میدهد تا با تمرکزی باورنکردنی، اقدامات درمانی اولیه یا حتی قطع عضو را روی خود پیاده کند. مطالعه این رویدادها نه تنها از منظر شجاعت فردی، بلکه از نظر درک پاسخهای فیزیولوژیک بدن به تروماهای شدید، برای دانشمندان و پزشکان حائز اهمیت است.
ماجراهای باورنکردنی از خودجراحی در شرایط اضطراری قطب و میدان جنگ
شاید باور کردنش برای شما دشوار باشد، ولی شرایط سخت یا دیوانگی و شیدایی افرادی را بر آن داشته است که خودشان را عمل جراحی کنند. بعضی از این افراد پزشک بودند، بعضیها هم هیچ سررشتهای از طبابت نداشتند و فقط میل به بقا در شرایطی سخت، آنها را وادار به چنین کار باورنکردنیای کرده است. این ماجراهای دهگانه را بخوانید:
۱۰- دکتر جری نیلسون – نوع جراحی: بیوپسی (تکهبرداری)
دکتر جری لین نیلسون (Jerri Nielsen)، یک پزشک آمریکایی باتجربه است. در سال ۱۹۹۸ او به عنوان پزشک یک ایستگاه در قطب جنوب، موسوم به ایستگاه آموندسن-اسکات (Amundsen-Scott)، استخدام شد. در طی فصل زمستان، او تنها پزشک مقیم در این ایستگاه بود. در مارس سال ۱۹۹۹، او متوجه شد که تودهای در پستان راستش دارد به همین خاطر از طریق ایمیل و ویدئوکنفرانس مشاورهای با پزشکان آمریکایی انجام داد و از توده، بیوپسی (تکهبرداری) انجام داد.
نتیجه بیوپسی، دقیق نبود، چون موادی که برای بیوپسی لازم هستند و در ایستگاه نگهداری میشدند، تاریخگذشته بودند و دقت تشخیصی را پایین میآوردند. از آنجا که در زمستان دسترسی به ایستگاه به هیچ عنوان وجود ندارد و هواپیماها هم جای مناسبی برای فرود ندارند، تصمیم گرفته شد که با یک هواپیمای نظامی و از طریق چتر نجات، اسباب و مواد لازم برای این پزشک فرستاده شود. خانم نیلسون یک بیوپسی دیگر انجام داد و وقتی تصویر لامها برای پزشکان فرستاده شد، مشخص شد که سلولهای توده، سرطانی هستند. نیلسون مجبور شد که با کمک ساکنان ایستگاه، در همان ایستگاه شیمیدرمانی را شروع کند تا اینکه در ماه اکتبر هواپیمایی برای بازگرداندن وی فرستاده شد.

بعد از رسیدن به آمریکا، چندین جراحی روی خانم نیلسون انجام شد و عمل ماستکتومی (قطع پستان) روی وی انجام شد. جالب اینجاست که بعد از بهبود، خانم نیلسون کتابی در مورد تجربهاش با عنوان کتاب Ice Bound نوشت. بعدها با استفاده از مطالب این کتاب، یک فیلم تلویزیونی با بازی سوزان ساراندون (Susan Sarandon) ساخته شد:

۹- آماندا فیلدینگ – نوع جراحی: شکافتن جمجمه
آماندا فیلدینگ (Amanda Feilding)، یک پزشک نیست، او یک هنرمند و کارگردان فیلمهای علمی است. در یک بازه زمانی این زن دچار ناراحتی روحی شد، طوری که تصور میکرد باید حتماً عمل ترپاناسیون (شکافتن جمجمه) رویش انجام شود تا بهبود پیدا کند. او مدتها دنبال پزشک قابل اطمینانی میگشت که حاضر به این عمل باشد، ولی کسی را پیدا نمیکرد. افرادی که به خاصیت درمانی شکافتن جمجمه عقیده دارند، میگویند که ایجاد یک شکاف کوچک در جمجمه باعث گردش راحتتر خون در مغز میشود.

سرانجام او تصمیم گرفت که خودش دست به کار شود. فیلدینگ وقتی ۲۷ ساله بود یک درل (مته) دندانپزشکی خرید که با فشار پا، کنترل میشد، سپس یک عینک تیره هم به چشم زد تا خونی که از سرش میآید، جلوی دیدش را نگیرد. با چاقوی جراحی شکافی در پوست سرش داد و بعد شروع کرد به متهکاری! در طی این کار هراسانگیز، او یک لیتر خون از دست داد، اما او از نتیجه جراحی خودش راضی بود. در طی ۴ ساعت بعد از عمل، او احساس خوشحالی و آرامش میکرد. خودش میگوید: «بعد از عمل بیرون رفتم و برای شام گوشت کبابی خوردم، بعد از آن هم به مهمانی رفتم.»
جالب اینجاست که او فیلم کوتاهی در مورد شکافتن جمجمه هم تهیه کرد که البته فقط برای افرادی که دعوت کرده بود، نمایش داده شد. او آنقدر به خاصیت درمانی شکافتن جمجمه عقیده داشت که دو بار به پارلمان رفت تا تقاضا کند تحقیقات علمی برای جستجوی خواص درمانی شکافتن جمجمه انجام شود! در مورد شکافتن جمجمه قبلاً پست مفصلی در اینجا نوشته بودم.
۸- دبورا سامپسون – نوع جراحی: خارج کردن گلوله
داستان این زن هم در نوع خود شنیدنی است. در سال ۱۷۸۲، این زن برای اینکه بتواند وارد ارتش شود، خودش را به عنوان مرد جا زد و با نام رابرت شاتلفت (Robert Shurtlieff) در هنگ چهارم ارتش نامنویسی کرد. از آنجا که او قویبنیه و بلندقد بود و ظاهر چندان زنانهای نداشت، کسی شک نمیکرد که او در واقع یک زن است. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه او در جریان یک درگیری نزدیک نیویورک، مجروح شد. برای خارج کردن گلوله، او به بیمارستانی برده شد. اما او از بیم اینکه حین عمل جنسیتش مشخص شود، خودش گلوله را از محل اصابتش که در رانش بود، خارج کرد و بعد زخم را با یک سوزن خیاطی دوخت. وقتی که زخمهای او بهبود پیدا کرد، او دوباره به ارتش برگشت.

تا سال ۱۷۸۳ که سامپسون یک جراحت دیگر برداشت، کسی متوجه جنسیت واقعی او نشد. وقتی ارتشیها متوجه شدند که او یک زن است، مرخصش کردند، ولی از آنجا که در جریان خدمت نظامی زخمی شده بود، مقرریای برایش در نظر گرفتند. در سال ۱۸۳۸، کنگره موافقت کرد که به ورثه او هم مستمری پرداخت شود.
خودجراحیهای عجیب؛ از متهکاری جمجمه تا برداشتن سنگ مثانه در خانه
۷- دکتر اوان اونیل کین – نوع جراحی: برداشتن آپاندیس و ترمیم فتق کشاله ران
دکتر اوان اونیل کین (Evan O’Neill Kane)، یک جراح پیشرو و پزشک برجسته یکی از بیمارستانهای نیویورک بود. او تصمیم گرفت که به همه ثابت کند که برای جراحیهای کوچک نیازی به بیهوشی عمومی نیست. برای این کار، او تنها با بیهوشی موضعی، آپاندیس خودش را برداشت! در حالی که او روی تخت عمل دراز کشیده بود و با استفاده از یک آینه جای عمل را میدید، سه پزشک دیگر به او کمک میکردند. او خودش برش لازم برای جراحی را روی شکمش ایجاد کرد و آپاندیسش را برداشت و کار بخیه را به دستیارانش سپرد.
دکتر اونیل کین، در سال ۱۹۳۲ و در ۷۰ سالگی دست به ماجراجویی پیچیدهتری زد؛ این بار تصمیم گرفت که فتق کشاله ران خود را عمل کند. به خاطر نزدیکی شریان رانی به محل عمل، این عمل، کار بسیار ظریفی است.

اما دکتر اونیل کین، موفق شد عمل را در کمتر از دو ساعت با موفقیت به پایان برساند. همان طور که در تصویر بالا میبینید، این پزشک در طی عمل خودش کاملاً آرامش داشت و حتی در حالی که تیغ جراحی چند میلیمتر تا شریان حساس فاصله داشت با اطرافیان شوخی میکرد!
۶- جوناس لتائوس – نوع جراحی: برداشتن سنگ مثانه
تصور کنید کسی جراح نباشد و ۴۰۰ سال پیش دچار رنج و عذاب سنگ مثانه باشد و بعد تصمیم بگیرد، خودش، سنگ مثانهاش را بردارد. دکتر نیکولاس تولپ (Nicolaes Tulp)، جراح هلندی و شهردار وقت آمستردام که در تصویر زیر تابلویی را که رامبراند (Rembrandt) از او در حین تشریح کشیده، میبینید، در صفحاتی از کتاب ملاحظاتی در پزشکی ماجرای این کار جنونآمیز را اینچنین توصیف میکند:

نعلبندی به نام جوناس لتائوس (Joannes Lethaeus) تصمیم گرفت، خودش سنگ مثانهاش را دربیاورد. برای همین، همسرش را به بهانه خرید ماهی به بیرون خانه روانه کرد و بعد با کمک برادرش مشغول کار شد. او ابتدا سنگ را با دستانش لمس کرد و بعد پوست و بافت روی سنگ را در محل پرینئوم (قسمت زیر لگن در بین دو ران) را با چاقویی که مخفیانه تهیه کرده بود، برش داد. او به تدریج برش را طویلتر کرد، آنقدر که اندازهاش برای عبور سنگ مناسب شود. اما سنگ خیلی بزرگ بود، طوری که او مجبور شد، محل برش را از دو طرف با فشار انگشتانش، گشادتر کند و با نیروی زیاد زور بزند تا سنگ خارج شود. سرانجام سنگ با پاره کردن مثانه، خارج شد. سنگ بسیار بزرگ بود و حدود ۱۱۰ گرم وزن داشت. واقعاً تعجبآور بود که چگونه کسی بدون استفاده از ابزار مناسب توانسته، چنین سنگی را خارج کند.
جدال بقا در طبیعت؛ کشاورزان و ماهیگیرانی که دست خود را قطع کردند
۵- سامپسون پارکر – نوع جراحی: قطع کردن دست راست
پارکر (Sampson Parker)، کشاورزی اهل کارولینای جنوبی است. در سپتامبر سال ۲۰۰۷، هنگامی که او مشغول دروی غله مزرعهاش بود، متوجه شد که ماشین خرمنکوب به خاطر گیر کردن ساقه گیاهان، از حرکت بازایستاده. او تصمیم گرفت با خارج کردن آنها، ماشین را به کار بیندازد. اما ماشین را با بیاحتیاطی خاموش نکرد و در نتیجه دستش در ماشین گیر کرد. متأسفانه کسی در اطرافش نبود که به کمکش بیاید و تقلای یک ساعته او هم نتیجهای نداشت و هر لحظه قسمت بیشتری از دستش در ماشین فرو میرفت.
او ابتدا با یک میله آهنی، به صورت موقت مانع حرکت چرخدندههای دستگاه شد و بعد با دست دیگرش که هر لحظه بیحستر میشد یک چاقوی جیبی را درآورد و شروع به بریدن انگشتهایش کرد. اما اوضاع بعد از مدتی برای او بدتر شد، چرا که ماشین داشت آتش میگرفت. هراس آتش، او را از شوک ناشی از قطع کردن انگشتهایش در آورد. او میدانست اگر دستش را آزاد نکند، زنده زنده خواهد سوخت. برای همین وقتی چاقو به استخوانش رسید، وزنش را روی دستش انداخت، تا استخوانش را بشکند.

سرانجام پارکر خودش را آزاد کرد و با وسیله نقلیه کشاورزی در طول جاده راند، تا بلکه بتواند جلوی اتومبیلی را بگیرد. خوشبختانه او به موتورسیکلتی در جاده برخورد، بعد از اطلاع، هلیکوپتر امداد از راه رسید و او را به بیمارستان برد. پارکر قبل از اینکه به خانه برود، ۳ هفته تمام در بخش سوختگی بستری بود. در این مدت ۲۵ نفر از همسایگانش، کار دروی مزرعه را برایش انجام دادند.
۴- دکتر لئونید روگوزوف – نوع جراحی: برداشتن آپاندیس
سال ۱۹۶۱، دکتر روگوزوف (Leonid Rogozov)، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در این زمان او تشخیص داد که مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت بدتر میشد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمیتوانست فرود بیاید. به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را عمل کند.
او با بیهوشی موضعی عمل را شروع کرد. در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراکتور (Retractor) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه را برای او نگه داشته بود و دانشمندی هم وسایل عمل را به او میداد.

دکتر روگوزوف در حالت خمشده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یک بار طی عمل از حال رفت، توانست عمل را کمتر از دو ساعت انجام دهد. بعد از دو هفته او کاملاً بهبود پیدا کرد و به سر کارش در ایستگاه برگشت.
۳- دوگلاس گودال – نوع جراحی: قطع کردن دست راست
سال ۱۹۹۸، دوگلاس گودال (Douglas Goodale) ماهیگیر ۳۵ سالهای که خرچنگ صید میکرد، به دریا رفته بود تا خرچنگهایی را که به دام افتاده بودند، در قایقش بار بزند. اما موج بزرگی ناگهان تعادل قایق او را به هم زد و باعث شد، دستش در بالابر کوچکی که در قایق داشت و برای بالا آوردن تلهها از آن استفاده میکرد، گیر بیفتد. او تنها بود و تنها راه نجاتش این بود که خودش دستش را قطع کند، برای همین او با چاقویی دستش را قطع کرد. هوا و امواج سرد دریا، باعث میشد که شدت خونریزی او کم شود.

سرانجام او موفق شد به ساحل برگردد. او پس از بهبودی از کارش دست برنداشت و قایقش را هم تعمیر کرد.
۲- آرون رالستون – نوع عمل: قطع کردن دست راست
رالستون (Aron Ralston) یک مهندس مکانیک آمریکایی است. او که عاشق کوهنوردی است، کارش را به عشق کوهنوردی رها کرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود کند. در یکی از همین کوهنوردیها در سال ۲۰۰۳، تختهسنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز تمام او تلاش کرد که تختهسنگ را جابهجا کند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع کند.
او چاقوی کندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید. کار قطع کردن تاندونها دشوارتر بود و او مجبور شد آنها را پاره کند. اما قطع کردن دست، پایان کار نبود؛ او با وسیله نقلیهاش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به کوهنوردان دیگری برخورد که نجاتش دادند.
اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از کوهنوردی بردارد؛ او با استفاده از یک دست مصنوعی همچنان کوهنوردی میکند و از آن لذت میبرد. او کتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به کوهنوردی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد به کوه اورست صعود کند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است.

۱- اینس رامیرز – نوع عمل: سزارین
رامیرز (Ines Ramirez) در دهکده کوچکی با تنها ۵۰۰ نفر جمعیت و یک خط تلفن زندگی میکند. سال ۲۰۰۰ او برای هشتمین بار باردار شده بود تا صاحب فرزند هشتم شود! او در آن زمان ۴۰ سال سن داشت. در یکی از روزها، زمانی که اینس رامیرز در خانهاش تنها بود، درد زایمانش شروع شد. بعد از ۱۲ ساعت تحمل رنج، پیشرفتی در زایمان او حاصل نشد و او متوجه شد که آخرین بارداری او ممکن است واقعاً به قیمت جانش تمام شود. به همین خاطر تصمیم گرفت، بچهاش را با سزارینی به سبک خود، خارج کند. مقداری الکل نوشید و بعد با چاقویی شروع به بریدن شکمش کرد. بعد از یک ساعت او به رحمش رسید و نوزاد پسرش را سالم خارج کرد. بند ناف را هم با چاقویی برید و از حال رفت.

وقتی به هوش آمد، پارچهای دور شکم خونآلودش پیچید و از پسر شش سالهاش خواست که کمک بیاورد. چند ساعت بعد، او به بیمارستان منتقل شد. در آنجا عمل شد تا آسیبی که به رودهاش در طی سزارین شخصیاش انجام داده، ترمیم شود. سرانجام او از بیمارستان مرخص شد و کاملاً بهبود پیدا کرد. رامیرز تنها زنی در تاریخ است که توانسته است، خودش خودش را سزارین کند. داستان او آنقدر جالب و باورنکردنی بود که در شماره مارس ۲۰۰۴، مجله بینالمللی مامایی و بیماریهای زنان به چاپ رسید. در عکس چاقوی جراحی خانم رامیرز را مشاهده میکنید! برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایت لیستورس به عنوان منبع اصلی مراجعه کنید.
ابعاد روانشناختی و فیزیولوژیک تحمل درد در خودجراحی
انجام عمل جراحی روی بدن خود بدون بیهوشی یا با مسکنهای بسیار ابتدایی، نیازمند عبور از سدهای روانی و فیزیولوژیک عظیمی است که سیستم عصبی انسان برای حفاظت از خود ایجاد کرده است. در شرایط عادی، مغز انسان به عنوان یک سیستم هشداردهنده هوشمند، هرگونه آسیب به بافتها را با ارسال پیامهای شدید درد سرکوب میکند تا فرد را از ادامه کار بازدارد. با این حال، در مواقع بحرانی که کورتکس پیشپیشانی مغز ارزیابی میکند که تنها راه نجات، تحمل این درد است، مکانیسمهای مهار درد از بالا به پایین فعال میشوند. ترشح هورمونهایی مانند نورآدرنالین در کنار مسکنهای طبیعی مغز یعنی انکفالینها، آستانه تحمل درد را به طور موقت به شدت افزایش میدهد.
از نقطه نظر روانپزشکی، برخی از موارد خودجراحی که ناشی از اضطرار نیستند (مانند ماجرای آماندا فیلدینگ)، در دسته رفتارهای ناشی از اختلالات خودآسیبرسانی یا باورهای هذیانی قرار میگیرند. این افراد بر اساس یک ایده وسواسی یا سیستم اعتقادی غیرعلمی، تصور میکنند که اعمال تغییر فیزیکی روی بدنشان مشکلات روحی آنها را حل خواهد کرد. این تفاوت آشکار میان خودجراحی برای حفظ بقا و خودجراحی ناشی از سندرمهای روانپریشی، مرز باریکی است که روانپزشکان و جراحان در بررسی پروندههای بالینی این بیماران به دقت مورد مطالعه قرار میدهند.
بررسی اخلاق پزشکی و خطرات جراحیهای خودسرانه در دوران مدرن
اقدام به جراحیهای شخصی در دنیای امروز که دسترسی به تجهیزات استریل و کادر درمان آموزشدیده تسهیل شده است، چالشهای اخلاقی و حقوقی متعددی را در پی دارد. در حوزه اخلاق پزشکی، خودمختاری بیمار یک اصل پذیرفتهشده است، اما زمانی که این خودمختاری به آسیبهای شدید بدنی یا جراحی بدون مجوزهای قانونی منجر شود، مداخله سیستمهای درمانی و قانونی را در پی خواهد داشت. بسیاری از پزشکان معتقدند که حتی در شدیدترین بحرانها نیز تلاش برای خودجراحی بدون مشاوره زنده با متخصصان میتواند به دلیل بروز شوک سپتیک یا خونریزی شدید، مرگبارتر از تاخیر در درمان باشد.
علاوه بر این، در سالهای اخیر گزارشهایی از تلاش برخی افراد در جوامع غربی برای انجام جراحیهای زیبایی کوچک یا کاشت ایمپلنتهای زیرپوستی هک زیستی (Biohacking) در خانهها منتشر شده است. این روند نگرانکننده که اغلب تحت تاثیر ویدئوهای شبکههای اجتماعی شکل گرفته، منجر به شیوع عفونتهای مقاوم به آنتیبیوتیک شده است. جامعه جراحان همواره هشدار میدهد که نبود دانش آناتومیک و ابزارهای کنترل خونریزی در خانه، حتی یک جراحی ساده پوستی را میتواند به یک فاجعه پزشکی تبدیل کند.
تکامل ابزارهای جراحی پرتابل و رباتیک در شرایط اضطراری
با پیشرفتهای شگرف تکنولوژی در قرن بیست و یکم، نیاز به خودجراحی در محیطهای دورافتاده با توسعه ابزارهای پزشکی نوین بسیار کمتر از گذشته شده است. امروزه سازمانهای فضایی و تیمهای تحقیقاتی مستقر در قطب جنوب، به سیستمهای تلهمدیسین (پزشکی از راه دور) پیشرفته مجهز هستند که امکان هدایت جراحیهای میکروسکوپی را از فرسخها دورتر فراهم میکند. همچنین توسعه رباتهای جراح مینیاتوری که قابلیت کنترل از راه دور از طریق اتصال ماهوارهای را دارند، چشمانداز درمان در سفرهای فضایی طولانیمدت یا ماموریتهای دریایی را دگرگون کرده است.
از سوی دیگر، کیتهای جراحی اضطراری مدرن اکنون حاوی چسبهای بافتی پلیمری، بندآورندههای نانوذرهای خونریزی و سیستمهای تصویربرداری سونوگرافی جیبی متصل به گوشیهای هوشمند هستند. این تجهیزات به افراد غیرمتخصص در شرایط بحرانی کمک میکنند تا به جای استفاده از روشهای خشن قطع عضو یا شکافتن بافتها با چاقوهای غیراستریل، زمان حیاتی را تا رسیدن تیمهای امدادی بخرند. به نظر میرسد با ادغام هوش مصنوعی در ابزارهای تشخیصی و درمانی پرتابل، داستانهای هولناک خودجراحی در آینده نزدیک به طور کامل به برگهای تاریخ پزشکی بپیوندند.
جمعبندی نهایی
بررسی پروندههای عجیب خودجراحی در تاریخ، از سزارین شگفتانگیز اینس رامیرز در مکزیک گرفته تا قطع دست آرون رالستون در میان صخرهها، نشاندهنده ابعاد ناشناخته قدرت اراده و غریزه بقای انسان است. این روایتهای تکاندهنده ثابت میکنند که مرزهای توانمندی فیزیکی و ذهنی ما در شرایط اضطراری بسیار فراتر از تصورات روزمره ماست. با این حال، علم پزشکی مدرن با تکیه بر فناوریهای نوین ارتباطی و ابزارهای جراحی رباتیک، در تلاش است تا سناریوهای وحشتناک خودجراحی را برای همیشه منسوخ کند و امنیت جانی مسافران و مکتشفان دورافتادهترین نقاط زمین را تضمین نماید.






سلام و با تشکر از “یک پزشک” برای تهیه و نشر همه این مقالات خوب، خیلی وقته تفاوت بین بیهوشی موضعی و بیحسی موضعی برای من سواله که البته با خوندن این پست دوباره برام یادآوری شد کاش یکنفر توضیحی بده، در ضمن این عبارت “یک عینک تیره هم به چشم زد تا خونی که از سرش میآید، جلوی دیدش را نگیرد” چجوری ممکنه؟ (s.farhang@hotmail.com)، باز هم متشکرم.
این است انسان تکه ای از خودشو به خاطر تکه ای دیگه فدا میکنه
این جمله تون عالیه آقای دکتر
“فقط میل به بقا در شرایطی سخت، آنها را وادار به چنین کار باورنکردنیای کرده است”.
وقتی انگیزه قوی باشه فرد سختترین کارها رو انجام میده.
سلام خیلی جالب ودر عین حال ترسناک بود
از صبحونه م هیچی نفهمیدم!
فیلم 127 هم داستان اون کوهنورده که دست خودش رو قطع کرده اگه ندیدین ببینین
کپی شدید رفت: http://7zero-fa.blogspot.com/2011/07/blog-post_22.html
اگه من هم بودم همین کار رو میکردم
اااا
اینا کین دیگه!
من بمیرمم حاضر نیستم دستمو قطع کنم!!
الله وکیلی اینا زیادی شجاعن !!!
دستت درد نکنه علیرضا جان!
عجب جالب بود
ممنون
طبق نظرات این پست مثل اینکه در ایران هم موارد متعددی از این دست داریم
اینا باید مستنداتشونو بفرستن تا مطرح بشن تو دنیای مجازی
اینجاست که باید بگی انسان موجو قابل تقدیریه و لی خودمونیم یک کم اقراق هم بود مگه میشه جمجمرو شکافت و بیهوش نشد ؟؟؟؟ مثل اینکه بگی طرف عمل جراحی قلب باز انجام داده ؟؟؟؟؟؟؟
سلام من از هر دو دست مشکل دارم اگر امکان داره با من دار تماس باشید متشکرم
خیلی جالب و در عین حال غیر قابل تصور.
سلام
به کوری چشم انسانهایی که میگویند زنها موجودات ظریف و احساساتی هستند . ممنون. با خواندن این مطالب من هم لذت بردم و حس جرات و جسارت به آدم دست میداد.
به وبلاگم سر بزنید و داستانها و مطالبم را بخوانید نظر بدهید . خوشحال میشوم. امیدوارم از خواندن داستانها و مطالبم خوشحال شوید ولی شک ندارم که میخندید . البته بعد از خواندن
سلام. واقعا اگر اینها در همان حال توسط یک تیم پزشکی درمان می شدند شاید می مردند!
در ضمن تشکر به خاطر زحمتهایی که میکشی و متن های بسیار جالبی که انتخاب میکنی. دست شما درد نکنه.
خیلی عالی بود من با این چیزا خیلی حال میکنم لطفا در این باره ها بیشتر بنویسید
دکتر حسن علی منوچهری ( که استاد دانشگاه تهران هم بود) چند سالی قبل از مرگش در یکی از این سوراخهای شهرداری افتاد و پایش شکست و عمل جراحی روی پایش را خودش نظارت کرد و خودش هدایت کرد
خدایش بیامرزاد
روحشان شاد پروفسور منوچهری در طبابت بی نظیر بودند مخصوصا در تشخیص بیماری همانند ایشان را ندیده ام. مرد شریف و انسان واقعی بود. یادش گرامی
قطع دست و شکستن استخوان انگشت وحشتناک بود
واقعا جای تقدیر و تشکر داره . از زحماتتون ممنونم .
واقعا جای تشکر و قدردانی داره . از زحمات شما ممنونم
سلام فوق العا ده بود عالی بود آفرین به شما لطفا منابع انگلیسی اگر داره بگید ممنون و هزار بار ممنون به خاطر کار عالیتون
ملری
وای افرین به همه شون. ممنون از این که مطالب انقدر جالبی رو میگذارید
با سلام
برای تبادل لینک با ما ما را با عنوان پایگاه تخصصی موبایل لینک کرده و عنوان و آدرس سایت خود را برای ما میل کنید.
http://www.ir-tel.com
ayhan.irta@gmail.com
ممنون
پست فوق العاده ای بود!
ووی! بعضیهاش خیلی چندش آور بود، مو به تن آدم سیخ میشد!
اوه مای گاد!
bazi vaghta lazem mishe ke az beyne bado badtar bado entekhab kard
سلام . دوست منم آقای عبدیپور . که تکنیسین اطاق عمل هستند آپاندیس خودشونو عمل کردند . و حتی اعلام کرد که میتونه بینشو هم عمل کنه
عالی بود دکتر جون عالی……………
ممنون دکتر جان
بسی جالب و خوشمزه بود!!!!!
راستی، خرس اول پست مربوط به فیلم Artificial Intelligence هست؟
اون هم فیلم خوشمزه ای بود.
ممنون دکتر جان
بسی جالب و خوشمزه بود!!!!!
ریاست محترم هیات نظارت مرکزی بر انتخابات هیات های مدیره سازمان نظام پزشکی ایران
با سلام
این جانب دکتر علی اصغر جمالی پزشک عمومی به شماره 55833 شاغل در شهرقزوین که برای شرکت در انتخابات پیش رو ثبت نام کرده بودم امروز 19/10/87 با نظام پزشکی قزوین تماس گرفتم و مطلع شدم که هیات نظارت مرکزی اسم بنده را از لیست شرکت کننده ها خط زده اند.
بنده نسبت به این اقدام اعتراض داشته و خواستار تجدید نظر هستم و پیشنهاد می نمایم که اجازه بفرمایید تا همکاران با رای خودشان بیان کنند که چه کسی لیاقت حضور در هیات مدیره نظام پزشکی را دارا می باشد و خودمان را قیم دیگرانی که از اقشار فرهیخته و تحصیلکرده جامعه هستند ، قرار ندهیم.
سازمان نظام پزشکی یک سازمان صنفی است و همه همکاران عضو این سازمان بوده و به آن حق عضویت می پردازند.زیبنده نیست تا ساحت آنرا با چنین ناراستیهایی بیالاییم.هدف باید تنها خدمتگزاری بیشتر به مردم و جامعه پزشکی باشد.
منتظر اقدام عاجل آن هیات هستم.
نشانی بنده:قزوین-انتهای خیابان نادری شمالی-بالاتر از میدان میر عماد-مطب دکتر علی اصغر جمالی
تلفن تماس و فکس:02813349477 و تلفن همراه 09121811710
دکتر علی اصغر جمالی
مورخه 19/10/1387
شماره نظام پزشکی 55833
یاد فیلم اره افتادم
مطلب جالب و زیبائی بود
خیلی جالبه…
اون چیزهایی که آدم حتی جرات فکر کردن بهش رو نداره یه وقت هایی اونقدر ملموس میشه که آدم مجبور میشه باهاشون دربیفته…
عجیب، جالب، باور نکردنی، ترسناک، کابوس
نمیدونم چی بگم ولی تحت تاثیر قرار گرفتم
بیچاره و بدبخت من که در هنگام خوردن صبحانه این مطلب و خوندم!!!!!!! :(
در همین زمینه منم یه نمونه میشناسم؛
دکتر «حمید مساعدیان» که ازجمله پزشکان فدراسیون کوهنوردی ایران هستند، در یکی از صعودهای تیم، به علت یخ زدگی مجبور میشن انگشت شصت پاشون رو خودشون قطع کنند.
تمام بدنم بی حس شده.. عجب کارهایی کردن اینا.
زمانی بود که راحت خون می دیدم.. حتی برای یه دوره کمک های اولیه که بیمارستان رفته بودیم هیچ کدوم از بچه ها نتونستند بخیه زدن پسری رو که از پشت بام افتاده بود و سرش بدجور شکافته بود ببینند اما من تا انتها وایستادم کنار دست رزیدنت و آخ هم نگفتم اما الان با خوندن این مطالب حالم دگرگون شد فکرش رو بکنید اگه تو یکی از این موقعیتها کنار دست یکی از اینها بودم چی می شد؟!
حتما بیهوش می شدم.
چرا اینطور می شه آقای دکتر؟! آیا بالارفتن سن باعث این رویداد هست یا عوامل دیگه ای هم دخیل هستند؟
جالب بود
ممنون
آقای دکتر یازده مورده
مورد یازدهمیش من بودم که طی یک عمل جراحی 10 دقیقه سرم را از تنم جدا کردم و دوباره پیوند دادم
خیلی محشر بود. من خیلی لذت بردم. خیلی قشنگ نوشته بودید
من هم مثل اون پسره خیلی عاشق کوهنوردی هستم، اکثر جمعه ها با دوستام می ریم 4-5 ساعت. پیاده روی توی کوه، هیچ وقت اینطوری فکر نکرده بودم که اگه یه روز تو همچین شرایطی قرار گرفتم چی کار باید کرد.
واقعا این کارا دل و جرئت می خواد
پست نفس گیری بود جناب دکتر!!!راستی در مورد خرس کوچولوی اول پست نفرمودید که چه عملی داره روی خودش انجام میده؟؟؟ممنون از شما.
وای پسر حالم بد شد!!!
چه دلی دارن اینا .. شاید به خاطر اینه که دکتر نشدم ها …… وگرنه سواتشو دارم.
Man ham yek bar az in karha kardam.
vaghti nojavoon boodam.
ba yek anbordast dandoonamo keshidam.
waieeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
مطلب خیلی جالبی بود
باز هم ممنون
یک دکتر ایرانی به نام مورتون هم ادعا میکنه روی بینیش عمل زیبایی انجام داده. در مقابل آینه!
کاش همه تجربه ها به همین خوبی تمام می شد و نه مثل این : http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/01/090107_a-bamian-rape.shtml
واهههه
حالم به هم خورددد
نمی دونم چند نفر بخاطر این دست عمل ها مرده اند ولی فکر میکنم اینهایی که زنده مونده اند باید توی لیست آدمهای خیلی خوش شانس هم ثبت بشن.
سلام.
خیلی جالب بود چه آدمای شجاعی بودن.
سلام،
وای چقدر سخت بود خواندن این مطلب! :دی ،
خصوصا اون جراحی های قطع کردن دست واقعا آزار دهنده است… با دیدن فیلم اره یه سری فکر می کردم آیا من در یک شرایط اورژانس قرار بگیرم ممکنه چنین کاری کنم یا نه؟ فکر نمی کنم بتوانم این کارو انجام بدم… اگر بتوانی یه مطلبی راجع به شرایط روانی و فشار های روانی بعد از انجام چنین عملی بنویسی فکر کنم جالب باشه… چون واقعا شرایط سختی هست که برای بقا فرد به اعضای خود آسیب وارد کنه… حتی کسانی که مثلا بر اثر بیماری قند مجبور به قطع اندام می شدند حدس می زنم امضای رضایت نامه براشون فاجعه باشه… ولی بحث جالبی بود علیرضا..
سلام دکتر
فوق العاده بود. واقعاً لذت بردم
فقط می تونم بگم “”””فتبارک الله احسن الخالقین””””
خیلی وحشتناک بود………….من که حاضربودم بمیرم اما اونجوری دستمو قطع نکنم
عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود
من که حالم دکوراژه شد!:)
خیلی عالی بود … مرسی
شاید اگر ما هم توی موقعیت اون ها بودم همین کار ها رو میکردیم
ولی خیلی دل و جیگر میخواد :دی
اینا باید برن بشن بدل فیلم saw.حالا بعضی ها که برای نجات جونشون این کارها رو کردن قابل توجیهه ولی اونی که جمجمه خودشو سوراخ کرده، رسما دیوانه بوده.
اینا چیه می نویسی؟ حالم به هم خورد. من که تا نصفش بیشتر نخوندم.
دکتر، خیلی جالب بود، واقعا لذت بردم.
واقعا هیچ چیز جلو اراده انسان را نمیتواند بگیرد
یاد فیلم اره افتادم!!!
خیلی جالب بود .
خیلی جالب بود. مخصوصا اون خانمی که جمجمه ش را شکاف داده بود.
واقعا جالب بود:)
عجب اراده ای داشتند این افراد! …. و مطمئنا خیلی خوش شانس بودند.
واقعاً چقدر سنگدل هستین شما دکترها ! مطلب رو که میخوندم چند بار حالم به هم خورد. یکبار هم جیغ کشیدم!
دکتر تمام موهای تنم سیخ شد .
وه چه دل و جراتی .
دکتر توهم از این کارها بلدی ؟
مطلب آموزنده ای بود در جهت اینکه انسان میآموزد به تنهایی میتواند جان خود را نجات دهد معمولا ما انسان های عادی در هنگام خطر منتظر کمک دیگران هستیم اما مهمترین کمک به خود تصمیم گیری آنی توام با تفکر درست است.
با تشکر از گرآورنده مطلب فوق.
دکتر عالی بود.خسته نباشید.دکتر جان اگه امکان داره بقیه بیماران تاثیر گذار رو معرفی کن قبلا چندتاشون رو معرفی کردی.واقعا جالب بود وعالی ممنون به خاطر مطالبتون.پایدار باشید.
جالب بود . من که واقعن حاضرم بمیرم ولی دستم رو قطع نکنم .!!!
واقعا شگفت انگیز بود..
با وجودیکه ساعتهای زیادی در میان زخمها و برش ها و بخیه ها بودم، اما خوندن این مطلب تمام موهای تنم رو سیخ کرد. من قادربه زدن یک نوک سوزن به خودم نیستم
من فر خوردم! مخصوصا سر بریدن دست ها!!!!
سلام
دکتر مورتون مظاهری جراح ایرانی ساکن امریکا نیز جلوی آینه صورت خود را فیس لیفت کردند و فیلم آن در شبکه دیدار به نمایش در آمد.
درصورت تمایل به اطلاعات بیشتر با بنده تماس بگیرید.
با احترام
رضا زاهدی
مدیر برنامه های دکتر مظاهری در دبی
اگر ممکن هست ادرس ایمیل اقای دکتر را بدهید،
دکتر جان عالی بود.واقعآ زیبا نوشتید.
سلام
خیلی جالب بود بخصوص اون کوهنوردی که تاندون های دستش رو پاره کرده.
با تشکر
دکتر لئونید روگوزوف از همه جالبتر بود!
سلام دکتر!آنقدر پست های دنیای ای تی و متفرقه از شما خوانده بودم که یادم رفته بود پزشکید!هر از چند گاهی از این پست ها بزنید
تکان دهنده بود. خصوصا افرادی که مجبور شدند دست خود را قطع کنند.
من این مطالب پزشکی شما را خیلی دوست دارم دکتر! بیشتر در این حوزه بنویسید :)
جالب و عجیبه که هیچکدوم از اینا زیر دست خودشون نمردن، اونم با این کارهایی که کردن: سوراخ کردن جمجمه و قطع دست و شکافتن شکم و … !
@حمیدرضا,
آخه اوناییشون که مردند اسمشون اینجا نمیاد. وگرنه تعداد زیادی هم بودن که مرده اند. اینها معدود حالت هایی هستند که زنده ماندند.
یاد بگیر دکتر! اما از شوخی گذشته اونقدر دندونامو رو هم فشار دادم که فکم درد گرفت! انسان ها هم واقعا موجودات مورد داری هستنا!
خیلی ترسناکه اصلا نمیتونم بخونم