چرا از حشرات می‌ترسیم؟ ریشه‌های روانی و تکاملی یک انزجار عمیق

ترس از حشرات یکی از فراگیرترین تجربیات بشری است که از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی فراتر می‌رود. بسیاری از ما با دیدن یک سوسک در گوشه اتاق یا شنیدن صدای وزوز یک زنبور، دچار واکنش‌های شدید فیزیکی و روانی می‌شویم که گاهی فراتر از یک احتیاط ساده است. این هراس که در اشکال شدیدتر به عنوان انتوموفوبیا (Entomophobia) شناخته می‌شود، صرفاً یک واکنش عصبی گذرا نیست، بلکه ریشه‌های عمیقی در تاریخ تکاملی، ساختار مغز و حتی یادگیری‌های اجتماعی ما دارد. در این مقاله جامع، به بررسی لایه‌های پنهان این بیزاری می‌پردازیم و تحلیل می‌کنیم که چرا موجوداتی به این کوچکی می‌توانند چنین لرزه‌ای بر اندام انسان مدرن بیندازند.

۰۱

میراث اجدادی و بقای هوشمندانه

اجداد ما در محیط‌هایی زندگی می‌کردند که کوچک‌ترین اشتباه در شناسایی یک موجود سمی می‌توانست به قیمت جانشان تمام شود. مغز انسان در طول میلیون‌ها سال به گونه‌ای تکامل یافته است که نسبت به حرکات سریع، غیرقابل پیش‌بینی و ساختارهای بدنی متفاوت حساس باشد. این حساسیت بیش از آنکه یک نقطه ضعف باشد، یک ابزار بقای قدرتمند بوده که به انسان‌های اولیه کمک می‌کرد از نیش‌های مرگبار و عفونت‌های ناشی از بندپایان در امان بمانند.

مطالعات روان‌شناسی تجربی نشان داده است که نوزادان انسان حتی پیش از آنکه با مفهوم خطر آشنا شوند، نسبت به تصاویر عنکبوت‌ها و مارها واکنش‌های فیزیولوژیکی مانند گشاد شدن مردمک چشم نشان می‌دهند. این یعنی ترس ما تا حد زیادی پیش‌فرض (Pre-programmed) است و در سخت‌افزار مغزمان حک شده تا پیش از فکر کردن، فرار کنیم. در واقع، ما بازماندگان نسل‌هایی هستیم که با دیدن هر جنبنده‌ای در میان بوته‌ها، بدترین سناریو را تصور می‌کردند و به جای بررسی دقیق، ترجیح می‌دادند فاصله ایمن را حفظ کنند.

۰۲

پارادوکس اندازه و قدرت تخریب

یکی از عجیب‌ترین جنبه‌های ترس از حشرات، عدم تناسب جثه آن‌ها با میزان هراس ماست؛ یک انسان بالغ که از خرس یا پلنگ نمی‌ترسد، ممکن است با دیدن یک سوسک حمام دچار حمله پانیک شود. این موضوع به این دلیل است که ما حشرات را نه به عنوان یک حریف فیزیکی، بلکه به عنوان «مهاجمان نامرئی» می‌بینیم که می‌توانند به مرزهای بدن ما نفوذ کنند. آن‌ها به راحتی از زیر درها رد می‌شوند، در شکاف دیوارها پنهان می‌شوند و در تاریکی مطلق روی پوست ما حرکت می‌کنند که این نقض حریم خصوصی، سیستم دفاع روانی ما را فعال می‌کند.

حشرات برخلاف پستانداران، فاقد چهره‌ای هستند که بتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم یا احساساتشان را حدس بزنیم؛ چشمان مرکب، اسکلت بیرونی (Exoskeleton) و پاهای متعدد آن‌ها، نوعی بیگانگی (Alienness) مطلق ایجاد می‌کند. این ظاهر غیرانسانی باعث می‌شود مغز ما نتواند رفتارهای آن‌ها را پیش‌بینی کند و در نتیجه، هر حرکت ناگهانی آن‌ها را به عنوان یک تهدید مستقیم تفسیر می‌کند. راستی، دقت کرده‌اید که هر چقدر پاهای یک موجود بیشتر باشد، احتمال اینکه جیغ بزنیم و روی مبل بپریم بالاتر می‌رود؟ انگار مغز ما با خودش می‌گوید: دو پا خوبه، چهار پا هم قابل تحمله، ولی شش پا به بالا رسماً اعلام جنگه!

۰۳

انزجار؛ مکانیسم دفاعی علیه بیماری

بسیاری از دانشمندان معتقدند آنچه ما ترس می‌نامیم، در واقع «انزجار» (Disgust) است که به اشتباه برچسب ترس خورده است. انزجار یک سیستم ایمنی رفتاری است که طراحی شده تا ما را از منابع احتمالی آلودگی و پاتوژن‌ها (Pathogens) دور نگه دارد. حشراتی که در محیط‌های آلوده، فاضلاب‌ها و روی اجساد زندگی می‌کنند، در ذهن ما با میکروب و بیماری گره خورده‌اند و این واکنش چندش‌آور، در واقع تلاش بدن برای جلوگیری از تماس فیزیکی است.

جالب است بدانید که شدت انزجار ما با میزان نزدیکی آن حشره به منابع غذایی یا پوست بدنمان رابطه مستقیم دارد؛ به همین دلیل است که دیدن مگس روی استیک گران‌قیمتمان بسیار آزاردهنده‌تر از دیدن همان مگس روی شاخه درخت است. در واقع ما از خودِ حشره نمی‌ترسیم، بلکه از پتانسیل مخرب آن‌ها برای آلوده کردن دنیای استریل و تمیزمان وحشت داریم. این یک استراتژی بسیار هوشمندانه از سوی طبیعت است: اگر چیزی چندشت شد، یعنی به آن دست نزن تا مریض نشوی!

زنگ تفریح: وقتی سوسک‌ها مشهور می‌شوند!

آیا می‌دانستید که در دنیای حشرات هم سلبریتی‌هایی داریم که برخلاف تصور ما، بسیار تمیز و باهوش هستند؟ مثلاً سوسک‌ها (که منفورترین موجودات زمین‌اند) بیش از نیمی از زمان بیداری خود را صرف تمیز کردن دست و پاهایشان می‌کنند چون به شدت به بهداشت حساس هستند! یا مثلاً در برخی فرهنگ‌ها، دیدن سوسک در خانه را نشانه شانس می‌دانستند (البته این احتمالاً اختراع کسی بوده که حوصله جارو زدن نداشته است). تصور کنید یک سوسک با آن همه جلال و جبروت، از شما بیشتر از آنچه شما از او می‌ترسید، وحشت دارد؛ چون شما برای او یک غول بی‌شاخ و دم هستید که با یک دمپایی ابری می‌تواند تمدن چندین میلیون ساله‌اش را به باد بدهد!

۰۴

ترس اکتسابی و نقش مخرب رسانه‌ها

بخش بزرگی از ترس ما نه در ژن‌ها، بلکه در کلاس‌های درس زندگی شکل می‌گیرد؛ نوزادان در ابتدا هیچ ترسی از حشرات ندارند و حتی ممکن است سعی کنند آن‌ها را بخورند! اما وقتی کودک می‌بیند مادر یا پدرش با دیدن یک عنکبوت فریاد می‌کشند، مغزش به سرعت این پیام را ثبت می‌کند: «این موجود خطرناک است». این فرآیند یادگیری مشاهده‌ای (Observational Learning) یکی از قوی‌ترین راه‌های انتقال فوبیا در جوامع انسانی است که نسل به نسل تداوم می‌یابد.

صنعت سینما و ادبیات وحشت نیز در این آتش می‌دمند؛ از فیلم‌های کلاسیک که در آن‌ها مورچه‌های غول‌آسا شهرها را ویران می‌کنند تا مستندهایی که بر جنبه‌های کشنده و سمی حشرات تمرکز دارند. رسانه‌ها معمولاً حشرات را به صورت «موجودات متجاوز» یا «لشکریان نابودگر» به تصویر می‌کشند که این امر باعث تقویت طرحواره‌های ذهنی منفی در ما می‌شود. صادقانه بگوییم، اگر به جای فیلم «آناکوندا»، فیلمی درباره مهربانی‌های یک عنکبوتِ بافنده می‌ساختند، شاید الان همه ما در گوشه اتاقمان برایشان لانه می‌ساختیم، ولی خب، ترس همیشه بیشتر از مهربانی می‌فروشد!

۰۵

ترس از فروپاشی فردیت در برابر توده

یک جنبه روان‌شناختی عمیق‌تر در ترس از حشرات، مربوط به نحوه زندگی جمعی آن‌هاست؛ مشاهده هزاران ملخ یا موریانه که به صورت یک واحد کل عمل می‌کنند، برای انسان که به فردیت (Individuality) خود می‌بالد، اضطراب‌آور است. این «هوش توده‌ای» (Swarm Intelligence) یادآور این واقعیت تلخ است که اراده فردی در برابر قدرت جمعی چقدر ناچیز است. ما از حشرات می‌ترسیم چون آن‌ها نشان‌دهنده سیستمی هستند که در آن «واحد» معنایی ندارد و فقط «کل» مهم است، که این با ریشه‌های وجودی ما در تضاد است.

وقتی شاهد هجوم دسته‌جمعی حشرات هستیم، احساس می‌کنیم که کنترل محیط از دستمان خارج شده است؛ این فقدان کنترل (Loss of Control) یکی از بزرگترین محرک‌های اضطراب در روان‌شناسی مدرن محسوب می‌شود. حشرات برخلاف ما، خسته نمی‌شوند، اعتراض نمی‌کنند و با نظمی آهنین به پیش می‌روند. این ویژگی‌های «ماشین‌وار» باعث می‌شود آن‌ها را نه به عنوان موجود زنده، بلکه به عنوان ربات‌های بیولوژیکی کوچکی ببینیم که توقف‌ناپذیرند و همین شکست‌ناپذیری توده‌ای، لرزه بر اندام ما می‌اندازد.

۰۶

خطاهای علمی گذشته و باورهای غلط

در قرون وسطی و دوران پیش از مدرن، حشرات را اغلب موجوداتی شیطانی یا حاملان نفرین‌های الهی می‌پنداشتند؛ نبود دانش میکروبیولوژی باعث می‌شد که طاعون و سایر بیماری‌های واگیردار را مستقیماً به حضور فیزیکی حشرات نسبت دهند بدون اینکه مکانیسم انتقال را بدانند. این پیش‌زمینه تاریخی باعث شده است که حتی در دنیای امروز، پیوند ناخودآگاهی بین «حشره» و «مرگ» در اعماق فرهنگ‌های ما باقی بماند. بسیاری از این باورها امروزه رد شده‌اند، اما رسوبات ذهنی آن‌ها همچنان در قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های ما جاری است.

برای مثال، تا مدت‌ها فکر می‌کردند که همه عنکبوت‌ها سمی و کشنده هستند، در حالی که امروزه می‌دانیم تنها درصد بسیار ناچیزی از آن‌ها برای انسان خطر جدی دارند. یا تصور می‌شد که حشرات هیچ درکی از محیط ندارند، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد برخی از آن‌ها دارای سیستم‌های عصبی پیچیده و حتی نوعی حافظه هستند. اصلاح این خطاهای علمی به ما کمک می‌کند تا به جای ترس کورکورانه، نوعی احترام متقابل (Mutual Respect) نسبت به این ساکنان قدیمی زمین پیدا کنیم. هرچند، هنوز هم وقتی یک سوسک بالدار به سمت آدم پرواز می‌کند، تمام این حقایق علمی از ذهن پاک می‌شود و فقط غریزه فرار باقی می‌ماند!

۰۷

ارتباط با اختلالات روانی و وسواس

در روان‌پزشکی مدرن، ترس از حشرات گاهی با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) گره می‌خورد؛ افرادی که به شدت به نظافت اهمیت می‌دهند، حشرات را نماد نهایی آلودگی می‌بینند که تمام تلاش‌های آن‌ها برای پاکیزگی را از بین می‌برند. این ترس می‌تواند تا جایی پیش برود که فرد حتی در محیط‌های کاملاً استریل هم احساس کند موجوداتی روی پوستش در حال حرکت هستند (پدیده‌ای که به آن فرمیکاسیون یا Formication می‌گویند). این نشان می‌دهد که حشرات در ذهن ما به نمادی برای «بی‌نظمی» و «آشفتگی» تبدیل شده‌اند.

روانکاوان کلاسیک معتقد بودند که حشرات به دلیل نحوه نفوذشان به فضاهای بسته، می‌توانند نمادی از افکار ناخودآگاه سرکوب شده باشند که سعی دارند به سطح آگاهی بیایند. به همین دلیل است که کابوس‌های مربوط به حشرات معمولاً در دوره‌هایی از زندگی که فرد تحت فشار روانی زیاد یا احساس گناه است، افزایش می‌یابد. در واقع، ما از حشراتِ بیرون می‌ترسیم چون آن‌ها آینه‌ای از آشفتگی‌های درونمان هستند. شاید درمان ترس از حشرات، نه در کشتن آن‌ها، بلکه در آشتی با بخش‌های پنهان و نادیده گرفته شده روان خودمان باشد.

زنگ تفریح: آزمایش عجیب با شکلات!

در یک آزمایش جالب روان‌شناسی، به شرکت‌کنندگان تکه‌ای شکلات به شکل یک سوسک واقعی دادند که بسیار خوشمزه و باکیفیت بود. با اینکه همه می‌دانستند این فقط شکلات است، اکثر آن‌ها از خوردنش خودداری کردند یا با اکراه شدید این کار را انجام دادند! این نشان می‌دهد که قدرت بصری و تداعی‌های ذهنی ما از حشرات چقدر قوی است که حتی حس چشایی و منطق ما را هم فلج می‌کند. پس اگر روزی خواستید از کسی انتقام بگیرید، به او شکلات سوسکی تعارف کنید؛ هم خوشمزه است و هم یک شکنجه روانی تمام‌عیار!

۰۸

تاثیر جغرافیا و فرهنگ بر سطح هراس

جالب است بدانید که شدت ترس از حشرات در همه جای جهان یکسان نیست و به شدت تحت تاثیر محیط جغرافیایی است؛ در فرهنگ‌هایی که حشرات به عنوان بخشی از رژیم غذایی (Entomophagy) پذیرفته شده‌اند، فوبیا به مراتب کمتر دیده می‌شود. وقتی شما از کودکی یاد بگیرید که یک ملخ سرخ شده می‌تواند میان‌ وعده‌ای خوشمزه باشد، دیگر با دیدن آن در طبیعت دچار حمله عصبی نمی‌شوید. این نشان می‌دهد که بخش بزرگی از بیزاری ما، یک «برساخت فرهنگی» است که در جوامع صنعتی و شهری تشدید شده است.

در شهرهای بزرگ، ما از طبیعت فاصله گرفته‌ایم و هر موجودی غیر از حیوانات خانگی را «مهاجم» تلقی می‌کنیم؛ اما در مناطق روستایی یا جنگلی، همزیستی با حشرات بخشی از روتین زندگی است. این تفاوت نگاه ثابت می‌کند که مواجهه تدریجی (Exposure) چقدر می‌تواند در کاهش ترس موثر باشد. در واقع، هر چه دنیای ما استریل‌تر و مصنوعی‌تر می‌شود، ترس ما از موجودات ارگانیک و کوچکی که قواعد دنیای بتنی ما را رعایت نمی‌کنند، بیشتر می‌شود. شاید بد نباشد گاهی به جای استفاده از حشره‌کش، فقط از دور به تماشای دنیای شگفت‌انگیز آن‌ها بنشینیم (البته از پشت شیشه!).

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا ترس از حشرات می‌تواند ارثی باشد؟
تحقیقات نشان می‌دهند که ما لزوماً با ترس از یک حشره خاص متولد نمی‌شویم، اما آمادگی بیولوژیکی برای یادگیری سریع این ترس را داریم. در واقع آنچه به ارث می‌بریم، یک سیستم هشدار حساس است که نسبت به محرک‌های بصری خاص مثل پاهای متعدد یا حرکت خزنده سریع واکنش نشان می‌دهد. مطالعات روی دوقلوها تایید کرده است که ژنتیک در تعیین شدت واکنش‌های اضطرابی نقش دارد، اما تجربه محیطی جرقه اصلی را می‌زند. بنابراین شما ژن «ترس از سوسک» ندارید، بلکه ژن «احتیاط در برابر موجودات ناشناخته» را از اجدادتان به ارث برده‌اید.
۲. چرا برخی افراد با دیدن حشرات احساس خارش روی پوست خود می‌کنند؟
این پدیده که ریشه در واکنش‌های روانی-تنی دارد، ناشی از فعال شدن بیش از حد سیستم عصبی در پاسخ به یک تهدید خیالی است. وقتی مغز تصویری از یک حشره را پردازش می‌کند، سیگنال‌هایی به اعصاب حسی می‌فرستد تا برای لمس احتمالی آماده باشند، که منجر به ایجاد حس گزگز یا خارش کاذب می‌شود. این یک مکانیسم دفاعی است تا اگر حشره‌ای واقعاً روی شما بود، بلافاصله متوجه شوید و آن را دور کنید. در موارد شدید، این حالت می‌تواند به یک توهم لمسی تبدیل شود که حتی پس از دور شدن از محیط هم ادامه یابد.
۳. آیا تماشای فیلم‌های مستند درباره حشرات می‌تواند به درمان فوبیا کمک کند؟
بله، این روش بخشی از تکنیک «مواجهه درمانی» (Exposure Therapy) است که به مغز کمک می‌کند تا اطلاعات جدیدی را جایگزین ترس‌های قدیمی کند. تماشای حشرات در محیطی امن و با توضیحات علمی، باعث می‌شود آن‌ها را به عنوان موجوداتی دارای عملکرد زیستی ببینید، نه هیولاهای بی‌هدف. با شناخت چرخه زندگی و فواید آن‌ها برای محیط زیست، جنبه «بیگانگی» آن‌ها در ذهن شما کمرنگ‌تر شده و منطق جایگزین احساسات تند می‌شود. البته این کار باید به صورت تدریجی انجام شود تا باعث شوک عصبی و بدتر شدن وضعیت فوبیا نگردد.
۴. چرا ترس از عنکبوت (آرکانوفوبیا) از ترس از سایر حشرات جداست؟
عنکبوت‌ها از لحاظ علمی حشره نیستند و به رده بندپایان تعلق دارند، اما ترس از آن‌ها به دلیل ویژگی‌های متمایزشان بسیار شدیدتر و شایع‌تر است. پاهای بلند، حرکات ناگهانی و توانایی آن‌ها در تنیدن تار، آن‌ها را در ذهن ما به شکارچیانی استراتژیک و خطرناک تبدیل کرده است. همچنین، بسیاری از گونه‌های عنکبوت در طول تاریخ واقعاً سمی بوده‌اند و اجداد ما هزینه سنگینی برای نادیده گرفتن آن‌ها پرداخته‌اند. به همین دلیل، مغز ما یک فایل جداگانه و بسیار حساس برای این موجودات هشت‌پا باز کرده است که با بقیه تفاوت دارد.
۵. آیا نور محیط در میزان ترس ما از حشرات تاثیر دارد؟
نور به شدت بر ادراک ما اثر می‌گذارد؛ در تاریکی، قدرت بینایی ما کاهش یافته و قوه تخیل جای خالی اطلاعات را پر می‌کند. حشرات معمولاً در سایه‌ها حرکت می‌کنند و این باعث می‌شود که مغز ما اندازه و سرعت آن‌ها را بزرگنمایی کند. همچنین، بسیاری از حشرات ترسناک، شب‌زی هستند و مواجهه با آن‌ها در زمانی که ما احساس آسیب‌پذیری می‌کنیم، شوک عصبی را دوچندان می‌کند. در نور کافی، ما کنترل بیشتری بر محیط داریم و می‌توانیم ماهیت واقعی موجود را تشخیص دهیم که از اضطراب می‌کاهد.
۶. چرا برخی افراد به جای ترس، از حشرات خوششان می‌آید؟
این تفاوت به نوع نگاه و آموزش‌های اولیه فرد برمی‌گردد که حشرات را به جای «تهدید»، به عنوان «شگفتی‌های مهندسی» می‌بینند. برای یک حشره‌شناس یا علاقمند به طبیعت، پیچیدگی‌های ساختاری و رفتاری این موجودات بسیار جذاب‌تر از خطرات احتمالی آن‌هاست. این افراد معمولاً کنجکاوی (Curiosity) بالایی دارند که بر غریزه انزجار آن‌ها غلبه کرده و به آن‌ها اجازه می‌دهد با دیدی متفاوت به جهان بنگرند. در واقع، آن‌ها به جای تمرکز بر «چندش بودن»، بر «کارکرد و زیبایی‌شناسی خاص» حشرات تمرکز می‌کنند.
۷. آیا صداهای تولید شده توسط حشرات در ایجاد فوبیا نقش دارد؟
صداهایی مثل وزوز پشه یا جیرجیر سیرسیرک، به عنوان سیگنال‌های صوتی عمل می‌کنند که نشان‌دهنده حضور یک موجود نزدیک به ما هستند. این صداها به دلیل فرکانس خاص خود، سیستم پاداش و تنبیه مغز را تحریک کرده و باعث ایجاد حالت گوش‌به‌زنگی (Hypervigilance) می‌شوند. شنیدن صدای حشره بدون دیدن آن، اضطراب را افزایش می‌دهد چون نمی‌دانیم این موجود دقیقاً کجاست و چه زمانی ممکن است با پوست ما تماس پیدا کند. در واقع، صدا به عنوان یک هشدار اولیه عمل می‌کند که تمام سیستم‌های دفاعی بدن را به حالت آماده‌باش در می‌آورد.

جمع‌بندی نهایی

ترس از حشرات، ملغمه‌ای پیچیده از غرایز بقا، آموخته‌های فرهنگی و واکنش‌های فیزیولوژیکی است که نشان‌دهنده عمق پیوند ما با تاریخ طبیعی زمین است. اگرچه این هراس در دنیای مدرن گاهی افراطی و غیرمنطقی به نظر می‌رسد، اما در واقع یادگاری از دوران سختی است که اجداد ما برای زنده ماندن، ناچار به حفظ فاصله از کوچک‌ترین تهدیدات بودند. درک ریشه‌های علمی این انزجار به ما کمک می‌کند تا به جای سرزنش خود، با شفقت بیشتری به این واکنش‌های غریزی بنگریم. حشرات، با تمام ظاهر عجیب و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی‌شان، ستون‌های حیاتی اکوسیستم ما هستند و شاید زمان آن رسیده باشد که با آگاهی، پلی میان دنیای استریل خود و جهان شگفت‌انگیز آن‌ها بسازیم و به جای ترس، نوعی همزیستی هوشمندانه را برگزینیم.

تجربه شما از مواجهه با دنیای کوچک حشرات چیست؟

آیا شما هم با دیدن یک سوسک یا عنکبوت دست‌وپای خود را گم می‌کنید یا از آن دسته افرادی هستید که با آرامش آن‌ها را به بیرون از خانه هدایت می‌کنند؟ فکر می‌کنید ریشه این ترس در شما از کجا آب می‌خورد؟ تجربیات عجیب، خاطرات کودکی و نظرات خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید؛ شاید متوجه شوید که در این ترس تنها نیستید!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

4 دیدگاه

  1. واقعن ممنون از کمکتون دکتر جون راستش با این اینترنت فکسنی من همیشه در مورد سرچ ککاهم پس معرکه ست ولی باز هم خیلییییی ممنون که کمک خیلی خوبی بهم کردین.

  2. سلام دکتر عزیز من
    تندرست وشادکام باشی
    1-آیا کتاب فارسی را هم میشود از گوگل درخواست کرد
    2- آیا میشود کتابی از کتابخانه شخصی خود به کتابخانه گوگل داد

  3. سلام دکتر جان شما سایتی به زبان انگلیسی راجع به Psychosomatic risk factor for Arthritis & Attitude toward this Illness ( Cognetive ,emotional ,Motivation -behavioural ) Basic problem for Arthritic Patients & Evaluation of the rapport & Indication for the doctor in charge based on the psychosomatic daignosis میشناسید و یا کلن راجع به روانشناسی بیماران مبتلا به آرتریت باشه راستش من بعد از کلی جستجو به نتیجه درست حسابی ای نرسیدم و در این که من خوش سرچ هم نیستم شکی نیست ولی به هر حال از کمکتون خوش حال میشم البته اگه براتون امکان داره.
    یه دنیا آرزوی خوب خوب براتون میکنم.

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]