چشمهای متورم شبیه «راکون» نشانه کدام آسیب مغزی است؟
کسب دانش درباره علائم بالینی در حوادث و ضربات سر میتواند یکی از موارد کاربردی و افزایشدهنده آگاهی برای هر فردی باشد که در معرض موقعیتهای اضطراری قرار میگیرد. در این مقاله قصد داریم به بررسی یکی از واضحترین و در عین حال نگرانکنندهترین علائم تروما بپردازیم: چشمهای راکونی (Raccoon eyes) که به صورت کبودی دوطرفه و تورم دور چشمها ظاهر میشود. میخواهیم ببینیم چرا تغییر رنگ پوست در اطراف چشم میتواند نشانهای از شکستگی استخوانهای قاعده جلویی جمجمه باشد. آیا واقعاً این کبودیها ناشی از ضربه مستقیم به چشم هستند یا داستانی پیچیدهتر در اعماق مغز دارند؟ چرا پزشکان اورژانس با دیدن این چهره، بلافاصله به دنبال آسیبهای مغزی جدی میگردند؟ در ادامه این نوشته، با هم مرور میکنیم که این نشانه “نقابدار” چه رازی را در خود پنهان کرده است.
فهرست مطالب
- ۱. تعریف بالینی چشمهای راکونی
- ۲. شکستگی قاعده جلویی جمجمه چیست؟
- ۳. مکانیسم حرکت خون به سمت کاسه چشم
- ۴. مقایسه با نشانه بتل (کبودی پشت گوش)
- ۵. اهمیت تشخیص در تصادفات و ضربات سر
- ۶. علل غیرتروماتیک و بیماریهای نادر
- ۷. نقش سیتیاسکن در تایید شکستگی
- ۸. ارتباط با نشت مایع مغزی نخاعی
- ۹. تفاوت با چشم کبود معمولی (Black Eye)
- ۱۰. چشم راکونی در کودکان و نوروبلاستوما
- ۱۱. عوارض و پیامدهای پنهان آسیب
- ۱۲. اقدامات حیاتی و مراقبتهای اولیه
۱. تعریف بالینی چشمهای راکونی
چشمهای راکونی که در متون علمی با نام اکیموز پریاوربیتال (Periorbital ecchymosis) شناخته میشود، به تجمع خون در بافتهای نرم اطراف چشمها اشاره دارد. این پدیده باعث میشود پوست دور چشم به رنگ ارغوانی تیره یا سیاه درآید و ظاهری شبیه به ماسک سیاه راکون ایجاد کند. نکته کلیدی در تعریف این نشانه این است که کبودی معمولاً “دوطرفه” است و مرز آن به حدقههای چشم محدود میشود. یعنی تغییر رنگ از خط استخوانی اطراف چشم فراتر نمیرود، مگر اینکه آسیبهای پوستی دیگری همزمان وجود داشته باشد.
این نشانه معمولاً بلافاصله پس از ضربه ظاهر نمیشود و ممکن است ساعتها یا حتی یک تا دو روز طول بکشد تا خون از محل شکستگی در قاعده جمجمه به سمت بافتهای جلویی صورت بخزد. گیکهای دنیای پزشکی میدانند که چشمهای راکونی بدون وجود ضربه مستقیم به خودِ چشم، یک علامت هشداردهنده بسیار جدی است. این تغییر رنگ نه یک مشکل زیبایی یا سطحی، بلکه “نشت خبری” از یک فاجعه ساختاری در استخوانهایی است که مغز را نگه داشتهاند و نشان میدهد که ضربه به قدری قوی بوده که زیرساختهای جمجمه را در هم شکسته است.
۲. شکستگی قاعده جلویی جمجمه چیست؟
قاعده جمجمه (Skull base) ناحیهای است که مغز بر روی آن قرار گرفته و شامل استخوانهای پیچیدهای مثل اتموئید و اسفنوئید است. وقتی ضربهای شدید به سر وارد میشود، این استخوانها که دارای حفرات متعددی برای عبور اعصاب و عروق هستند، ممکن است دچار شکستگی شوند. شکستگی در فوسای جلویی (Anterior cranial fossa) باعث میشود که سد بین مغز و حفرههای صورت (مثل سینوسها و حدقه چشم) شکسته شود. این نوع شکستگیها به دلیل نزدیکی به لوبهای پیشانی مغز و اعصاب بینایی بسیار حساس و خطرناک هستند.
نکته فنی اینجاست که استخوانهای قاعده جمجمه بر خلاف استخوانهای طاق جمجمه، سطحی ناهموار دارند و در صورت شکستگی، لبههای تیز آنها میتواند به راحتی به بافت مغز یا عروق خونی آسیب بزند. چشمهای راکونی در واقع محصول نهایی یک شکستگی در همین استخوانهای “کف مغز” است. درک این آناتومی به ما کمک میکند بفهمیم چرا یک ضربه به پشت سر یا بالای سر، میتواند باعث کبودی در جلوی صورت شود؛ استخوانهای قاعده جمجمه مانند یک صفحه شیشهای عمل میکنند که ضربه را از یک نقطه گرفته و در تمام بدنه خود پخش کرده و ترک میخورند.
۳. مکانیسم حرکت خون به سمت کاسه چشم
سوالی که پیش میآید این است که خون چگونه از کف جمجمه به دور چشمها میرسد؟ وقتی استخوانهای قاعده جلویی جمجمه میشکنند، عروق خونی کوچک و بزرگ آن ناحیه پاره شده و خونریزی آغاز میشود. این خون به دلیل نیروی جاذبه و فشارهای داخلی، از میان شکافهای استخوانی عبور کرده و راه خود را به سمت حفرههای اوربیت (کاسه چشم) پیدا میکند. از آنجا که پوست اطراف چشم بسیار شل و منعطف است، خون به راحتی در زیر آن تجمع کرده و باعث تورم و تغییر رنگ میشود.
یک ویژگی آناتومیک بسیار مهم به نام “تاندون کانتال” (Canthal tendon) وجود دارد که مانع از پخش شدن خون به سایر قسمتهای صورت میشود. به همین دلیل کبودی دقیقاً در محدوده کاسه چشم باقی میماند و مرزی مشخص دارد. گیکهای پزشکی این ویژگی را “نشانه عینک” نیز مینامند. این مسیر حرکت خون، یک راهنمای نقشه برداری طبیعی برای جراحان است تا متوجه شوند شکستگی دقیقاً در کدام بخش از قاعده جمجمه رخ داده است. در واقع، بدن با هدایت خون به این نقطه، آدرس محل آسیب پنهان را به پزشک نشان میدهد.
۴. مقایسه با نشانه بتل (کبودی پشت گوش)
در بحث شکستگیهای قاعده جمجمه، نشانه راکون یک همراه همیشگی به نام “نشانه بتل” (Battle’s sign) دارد. در حالی که چشمهای راکونی نشاندهنده شکستگی در بخش جلویی قاعده جمجمه هستند، نشانه بتل که به صورت کبودی در پشت گوش ظاهر میشود، حاکی از شکستگی در بخش میانی (Middle cranial fossa) و استخوان تمپورال است. هر دوی این علائم از نظر اهمیت بالینی در یک ردیف قرار دارند و هر دو نشاندهنده تروماهای شدید و خطرناک سر هستند.
تفاوت ظریف این دو در این است که نشانه بتل معمولاً کمی دیرتر از چشمهای راکونی (حدود ۲ تا ۳ روز بعد) ظاهر میشود. وجود همزمان هر دو نشانه در یک بیمار، به معنای شکستگیهای متعدد و وسیع در قاعده جمجمه است که احتمال آسیب مغزی همراه را به شدت بالا میبرد. گیکهای اورژانس همیشه هر دو ناحیه (دور چشم و پشت گوش) را در هر بیمار ضربه مغزی با دقت چک میکنند. این دو علامت مانند دو قطبنمای تشخیصی عمل میکنند که وسعت و جهت نیروهای وارد شده به جمجمه را برای تیم درمانی فاش میسازند.
۵. اهمیت تشخیص در تصادفات و ضربات سر
در صحنه تصادفات رانندگی یا سقوط از ارتفاع، مشاهده چشمهای راکونی یک اولویتبندی درمانی فوری ایجاد میکند. این نشانه به امدادگران میگوید که بیمار پتانسیل بالایی برای خونریزیهای داخل مغزی، ادم مغزی و افزایش فشار داخل جمجمه (ICP) دارد. حتی اگر بیمار در لحظه معاینه هوشیار باشد، وجود این علامت به این معناست که او باید تحت مراقبتهای ویژه قرار گیرد، چرا که شکستگیهای قاعده جمجمه میتوانند به طور ناگهانی منجر به افت هوشیاری یا تشنج شوند.
اهمیت دیگر این تشخیص در پیشگیری از مداخلات اشتباه است. برای مثال، در بیماری که چشمهای راکونی دارد، قرار دادن لوله معده از طریق بینی (NG tube) به شدت ممنوع است؛ زیرا لوله ممکن است از محل شکستگی قاعده جمجمه عبور کرده و مستقیماً وارد مغز شود! گیکهای حوزه سلامت میدانند که این یک خطای پزشکی مرگبار است که تنها با دیدن همین علامت ساده “چشمهای راکونی” میتوان از آن جلوگیری کرد. بنابراین، این نشانه نه تنها در تشخیص، بلکه در هدایت ایمنِ اقدامات درمانی نقش حیاتی ایفا میکند.
۶. علل غیرتروماتیک و بیماریهای نادر
اگرچه تروما عامل اصلی است، اما چشمهای راکونی میتوانند در شرایط غیرحادثهای نیز ظاهر شوند که شناخت آنها برای تشخیصهای افتراقی ضروری است. یکی از مهمترین علل غیرتروماتیک، “آمیلوئیدوز” (Amyloidosis) است؛ بیماری که در آن پروتئینهای غیرطبیعی در بافتها رسوب میکنند و باعث شکنندگی شدید عروق میشوند. در این بیماران، حتی یک سرفه شدید یا عطسه میتواند باعث پارگی عروق دور چشم و ایجاد نمای راکون شود. همچنین برخی از انواع سرطانهای خون (لوسمی) و اختلالات انعقادی نیز میتوانند چنین تصویری ایجاد کنند.
یک علت جالب دیگر، عوارض جانبی برخی جراحیهای زیبایی صورت یا جراحیهای سینوس است که در آنها نشت خون به بافتهای پریاوربیتال رخ میدهد. همچنین در موارد نادری از تومورهای قاعده جمجمه که به عروق تهاجم کردهاند، ممکن است این علامت به صورت مزمن دیده شود. گیکهای پزشکی همیشه در ذهن دارند که اگر ضربهای در کار نبوده، باید به دنبال اختلالات سیستمیک و خونی گشت. این موضوع نشان میدهد که “ماسک راکون” میتواند امضای بیماریهای مختلفی باشد که همگی در یک نقطه مشترک (شکنندگی عروق دور چشم) به هم میرسند.
۷. نقش سیتیاسکن در تایید شکستگی
اگرچه چشمهای راکونی یک یافته بالینی قوی است، اما برای تایید نهایی و تعیین دقیق محل شکستگی، انجام “سیتیاسکن مغز با پروتکل استخوان” ضروری است. سیتیاسکن میتواند جزئیترین ترکها را در استخوانهای ظریف قاعده جمجمه نشان دهد که در عکسهای ساده رادیولوژی دیده نمیشوند. تصاویر مقطعی به جراح اعصاب کمک میکنند تا بفهمد آیا قطعات شکسته شده به سمت بافت مغز حرکت کردهاند یا خیر، و آیا نیاز به جراحی ترمیمی وجود دارد یا درمان محافظهکارانه کفایت میکند.
نکته فنی در تصویربرداری این است که گاهی اوقات شکستگی به قدری ریز است که حتی در سیتیاسکن اولیه دیده نمیشود، اما وجود چشمهای راکونی پزشک را مجاب میکند که بیمار را برای ۲۴ تا ۴۸ ساعت تحت نظر بگیرد و دوباره تصویربرداری کند. گیکهای رادیولوژی از بازسازیهای سهبعدی (3D Reconstruction) برای نمایش بهتر این شکستگیهای پیچیده استفاده میکنند. این همافزایی میان “چشم پزشک” در بالین و “تکنولوژی تصویربرداری” باعث میشود که هیچ آسیب پنهانی از قلم نیفتد و ریسک عوارض بلندمدت به حداقل برسد.
۸. ارتباط با نشت مایع مغزی نخاعی
یکی از خطرناکترین همراهان چشمهای راکونی، نشت مایع مغزی نخاعی (CSF) از بینی است که به آن “رینوره” (Rhinorrhea) گفته میشود. وقتی استخوان قاعده جمجمه و پردههای مغز (سختشامه) همزمان پاره میشوند، مایع شفافی که مغز را احاطه کرده از راه بینی به بیرون نشت میکند. این وضعیت به شدت خطرناک است زیرا مسیری باز برای ورود باکتریها از محیط بیرون به داخل مغز ایجاد میکند و خطر ابتلا به مننژیت (عفونت پردههای مغز) را به شدت افزایش میدهد.
پزشکان برای تشخیص این نشت، از “تست هاله” (Halo test) استفاده میکنند؛ اگر قطرهای از ترشحات بینی روی دستمال کاغذی ریخته شود و دور خون یک هاله شفاف ایجاد شود، نشانه نشت مایع مغزی است. گیکهای نورولوژی تاکید دارند که در صورت مشاهده چشمهای راکونی همراه با آبریزش شفاف از بینی، بیمار باید در وضعیت نیمهنشسته قرار گیرد و به هیچ وجه نباید فین کند یا بینی خود را دستکاری کند. این ترکیب (چشم راکونی + رینوره) یک اورژانس مطلق پزشکی است که نیاز به آنتیبیوتیکتراپی پیشگیرانه و گاهی جراحی فوری برای بستن محل نشت دارد.
۹. تفاوت با چشم کبود معمولی (Black Eye)
بسیاری از مردم و حتی کادرهای درمانی تازهکار، چشمهای راکونی را با یک “چشم کبود” معمولی ناشی از ضربه مشت یا برخورد شیء اشتباه میگیرند. تفاوت اصلی در این است که در چشم کبود معمولی، خودِ بافت چشم یا پلک مستقیماً ضربه خورده است و معمولاً کبودی یکطرفه است. همچنین در ضربه مستقیم، کبودی محدود به حدقه نیست و ممکن است به سمت گونه یا پیشانی هم گسترش یابد. اما در چشمهای راکونی، ضربهای به خودِ چشم وارد نشده و کبودی ناشی از نشت خون از جای دیگری است.
یک سرنخ کلیدی دیگر، وضعیت سفیدی چشم (Sclera) است. در ضربه مستقیم به چشم، معمولاً خونریزی زیر ملتحمه (Subconjunctival hemorrhage) دیده میشود و سفیدی چشم قرمز میشود. اما در چشمهای راکونی ناشی از شکستگی قاعده جمجمه، خونریزی زیر ملتحمه معمولاً وجود ندارد مگر اینکه ضربه بسیار وسیع باشد. گیکهای پزشکی با بررسی دقیق مرزهای کبودی و معاینه داخل چشم، به راحتی این دو را از هم افتراق میدهند. این تمایز حیاتی است چون اولی یک آسیب سطحی است و دومی نشانهای از یک شکستگی پتانسیل مرگبار در عمق جمجمه.
۱۰. چشم راکونی در کودکان و نوروبلاستوما
در دنیای کودکان، مشاهده چشمهای راکونی بدون سابقه تروما میتواند نشانهای از یک بیماری بسیار جدی به نام “نوروبلاستوما” (Neuroblastoma) باشد. این یکی از شایعترین سرطانهای دوران کودکی است که از سلولهای عصبی منشأ میگیرد و اغلب به استخوانهای اطراف حدقه چشم متاستاز میدهد. تومور با تخریب استخوان و ایجاد خونریزی در بافتهای نرم دور چشم، دقیقاً نمای چشمهای راکونی را ایجاد میکند. این موضوع برای والدین و پزشکان اطفال یک زنگ خطر بسیار بزرگ محسوب میشود.
تفاوت در اینجاست که در نوروبلاستوما، علاوه بر کبودی، ممکن است بیرونزدگی چشم (Exophthalmos) نیز دیده شود. گیکهای انکولوژی میدانند که در هر کودکی با این ظاهر، باید سریعاً بررسیهای شکمی (محل شایع تومور اولیه) و آزمایشهای ادراری برای بررسی هورمونهای خاص انجام شود. این مثال نشان میدهد که چگونه یک نشانه فیزیکی یکسان (ماسک راکون) در سنین مختلف میتواند معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد؛ در بزرگسالان “تصادف و تروما” و در کودکان گاهی “یک نبرد داخلی با سرطان”.
۱۱. عوارض و پیامدهای پنهان آسیب
شکستگی قاعده جمجمه که خود را با چشمهای راکونی نشان میدهد، میتواند عوارض بلندمدتی ایجاد کند که در روزهای اول مشهود نیستند. یکی از این عوارض، آسیب به اعصاب کرانیال (اعصاب مغزی) است که از حفرات قاعده جمجمه عبور میکنند. برای مثال، آسیب به عصب بویایی منجر به از دست دادن دائمی حس بویایی (Anosmia) میشود که بیمار ممکن است هفتهها بعد متوجه آن شود. همچنین آسیب به اعصاب کنترلکننده حرکت چشم میتواند باعث دوبینی یا افتادگی پلک شود.
عارضه خطرناک دیگر، تشکیل فیستولهای عروقی (Carotid-cavernous fistula) است که در آن شریان اصلی مغز به وریدهای پشت چشم راه پیدا میکند و باعث تورم نبضدار و قرمز شدن شدید چشمها میشود. گیکهای جراحی اعصاب همیشه بیماران دارای چشمهای راکونی را برای ماهها تحت نظر میگیرند تا از عدم بروز این عوارض دیررس مطمئن شوند. در واقع، بهبود کبودی دور چشم تنها پایان ظاهر ماجراست و نظارت بر سلامت عملکردهای عصبی باید تا مدتها ادامه یابد تا اطمینان حاصل شود که زیرساختهای مغز به درستی ترمیم شدهاند.
۱۲. اقدامات حیاتی و مراقبتهای اولیه
در مواجهه با فردی که دچار ضربه به سر شده و چشمهای راکونی در او ظاهر شده است، اولین قانون “ثابت نگه داشتن سر و گردن” است، زیرا احتمال شکستگی مهرههای گردن در تروماهای شدید سر بسیار بالاست. بیمار نباید حرکت داده شود مگر توسط کادر متخصص. قدم دوم، پایش دقیق سطح هوشیاری با استفاده از مقیاس گلاسکو (GCS) است. هرگونه افت در نمره هوشیاری نشاندهنده یک وضعیت بحرانی در داخل مغز است که نیاز به مداخله فوری دارد.
همچنین باید از هرگونه پانسمان فشاری روی بینی یا گوش در صورت نشت مایع خودداری کرد، زیرا این کار باعث تجمع مایع آلوده و بازگشت آن به داخل مغز میشود. گیکهای کمکهای اولیه تاکید میکنند که در این بیماران، حفظ راه هوایی و اکسیژنرسانی به مغز اولویت مطلق دارد. چشمهای راکونی به ما میگویند که جمجمه دیگر یک محفظه بسته و محافظتشده نیست و هرگونه بیاحتیاطی میتواند آسیب را دوچندان کند. هدف نهایی، رساندن سریع بیمار به مرکزی است که دارای امکانات جراحی اعصاب و مراقبتهای ویژه مغزی باشد.
جمعبندی نهایی
چشمهای راکونی یکی از گویاترین و حیاتیترین نشانهها در طب اورژانس است که به طور مستقیم به شکستگی استخوانهای قاعده جلویی جمجمه اشاره دارد. این تغییر رنگ دوطرفه و محدود به حدقه، نه بر اثر ضربه مستقیم به صورت، بلکه ناشی از نشت خون از اعماق جمجمه به بافتهای سطحی است. تشخیص سریع این نشانه میتواند مانع از اقدامات درمانی اشتباه شود و جان بیمار را در برابر عوارض مهلکی مانند نشت مایع مغزی نخاعی یا عفونتهای مغزی محافظت کند. اگرچه تروما شایعترین علت آن است، اما آگاهی از علل غیرتروماتیک و سرطانی در کودکان نیز به همان اندازه مهم است. در نهایت، چشمهای راکونی یادآور این نکته است که در تروما، ظاهر بیرونی همواره داستانی از آسیبهای درونی را روایت میکند.








Really wonderful info can be found on web site.
“جماعت خواب!اجتماع خواب زده!جامعه چرتی!”
صلاح کار کجا و من خراب کجا ، ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
عالی بود!دقیقا همین است متاسفانه.
سلام
آقا من بچه که بودم همیشه به این فکر میکردم « دکترا که مریض میشن میرن دکتر؟ )
هنوز که هنوزه جوابم رو به جز خنده نگرفتم
شما بگین :))
You are right!
Online Photo Ediing
This is my new post in:
http://www.khour.ir/digital
Please read and make a comment
آهای مردم شهر … آهای مردم شهر!!!
چه خواب شیرینی … طعم خوش فراموشی …
آهای مردم شهر به خوابتان خواهم آمد فریاد خواهم زد… در قعر سکوتتان کابوس وار پریشانتان خواهم کرد …
چه حسی دارد دیدن بیداریتان …
اما … نکند در خواب هم خواب خواب بودن میبینید
مگه دکتر ها هم مریض می شن ؟!
شوخی کردم؛
دیروز بعد از خواندن اون متن فقط می تونستم تاسف بخورم، تاسف.
سلام دکتر عزیز… با یک یادداشت جدید توی خیابان از تو گذشته بود به روزم.«طرز تهیه ی شایعه»:
اول از همه شما به یک لباس مناسب نیاز دارید.من برای اینکه به کسی بر نخورد هیچ لباسی را پیشنهاد نمی کنم(نه اینکه خدای نکرده بگویم لخت و عور پا شوید شایعه درست کنید.) لباس را که رد کنید باید کمی هم سوسول بشوید.اگر مذکرید کمی زیر ابرو و میان ابرو و جاهای دیگرتان را بردارید. اگر هم مونثید شما را به جان عزیزتان دست به خودتان نزنید.همین که هستید خوب است،به خدا من حوصله ی صافی شدن را اصلن ندارم…
خوشحالم میکنی اگر نظرت را بنویسی و کمکم کنی. منتظرم و ممنون.
windows vista activiation :from here:
http://baghbanbashi.blogspot.com/2007/02/blog-post.html
100% working
سلام
این آدرس پرسشنامه منه. سوالات در مورد وبلاگر هاست و ممنون می شم اگه جواب بدید.
http://www.dokhtaran.com/amar/a17/create.asp
شما هم دچار انفولانزا شدید.فکر نمیکنید این بیماری نسبت به سالهای قبل درصد همه گیری بیشتری دارد.
من که اینطور احساس میکنم شما جطور؟
و دریغ از هرگونه اطلاع رسانی!
پس بگو! ما هم از وبلاگ شما آنفولانزا گرفتیم!
ببخشید که این روزها زیاد مزاحم شما شدیم!
اخلاق ایرانی, اخلاق ایرانیه. جاش مهم نیست. مجازی یا حقیقی. یه روز چنان با هم خوبیم و عیب هم رو میپوشونیم ولی همین که کوچکترین اختلافی بینمون پیش میاد تشت رسوایی هم رو از پشت بام میندازیم. تا اعتماد و احترام متقابل نباشه کار گروهی معنا نداره.
این آنفولانزا هم بد دردیه! چاره نداره. ما هم گرفتاریم!
اتفاقا به نظر من بلاگستان خیلی پاکتر از جامعه است.چیزی هست شبیه دانشگاه.ولی جامعه ای که در ان زندگی میکنیم….
دیروز منم از خوندن اون نوشته خیلی احساس تاسف کردم.
امیدوارم هر گونه آنفلوآنزا که داری چه از نوع مرغی اش و چه کربلایی و عراقی اش و چه افغانی اش به زودی خوب بشی.
دایی منم مرتب از مریض هاش سرماخوردگی می گرفت. مواظب خودت باش.
این فید رو از کجا پیدا کنم تو وبلاگت؟ از این پنجره های سرچ نداری که…
salam
bebakhshid man in google eartho nasb kardam vali error mide…code erroresh 6002 hast…mitonin komakam konin ?
شما پزشکید واقعن ؟!
علیرضا جان مساله من هم دقیقا همین برخورد پوپولیستی با موضوعه. من هم مث تو میگم اگه این دارو موثره باید گزارش هر ۴ فاز کارآزمایی تو مجلات معتبر منتشر بشه و از طریق شیوه های مرسومی مث letter to editor نقد بشه. از شنیده ها و نوشته ها اینجور بر میاد که دارو قرار نیست انقلابی در عرصه درمان یا پیشگیری از ایدز به پا کنه اما سواستفاده پوپولیستی از این تیپ مطالعات دست اخر مردم رو به تحقیقات و علم پزشکی بدبین میکنه. به قول خودت ریپورت و مستندات باشه٬ ما که بخیل نیستیم!!! من خودم سر قضیه ترمیم ضایعات نخاعی با استفاده از استم سل٬ سرمو بالا گرفتم و گفتم یه عده دارن زحمت میکشن و نتیجه میگیرن اما راستش تا جایی که من سر در میارم از علوم پزشکی و دارویی استطاعت یه داروی گیاهی در حد درمان ایدز نیست.