نمای برگهای پاییز در رادیولوژی؛ وقتی هوا زیر پوست نفوذ میکند
در میان اصطلاحات شاعرانه اما نگرانکننده رادیولوژی، نمای برگهای پاییز (Autumn Leaf appearance) جایگاه ویژهای دارد. این نام زیبا در واقع توصیفگر یک وضعیت اورژانسی یا جدی به نام آمفیزم زیرپوستی (Subcutaneous Emphysema) است. دانستن این مطلب برای کادر درمان و حتی افرادی که با بیماران ریوی سر و کار دارند، بسیار کاربردی و افزاینده دانش است. در این مقاله میخواهیم ببینیم چگونه حبابهای هوا با نفوذ به لایههای زیرین پوست، تصویری شبیه به رگبرگهای یک برگ پاییزی در عکس رادیولوژی خلق میکنند. آیا این هوا خطرناک است یا به خودی خود جذب میشود؟
قصد داریم بررسی کنیم که چه عواملی باعث میشوند هوای داخل ششها به بافتهای نرم اطراف نشت کند. آیا واقعاً این نما نشاندهنده یک پارگی در سیستم تنفسی است؟ گفته میشود این وضعیت میتواند حس لمس کردن “دانه برف” یا “پفک” را در زیر دست پزشک ایجاد کند؛ آیا این توصیفات با یافتههای رادیولوژی همخوانی دارند؟ در ادامه این مطلب، با نگاهی گیکوار به فیزیولوژی و تکنیکهای تصویربرداری، به اعماق این پدیده پاییزی در دنیای سیاه و سفید رادیولوژی سفر میکنیم تا بفهمیم چرا و چگونه این الگو شکل میگیرد.
فهرست مطالب
- ۱. آمفیزم زیرپوستی؛ ریشه نمای برگ پاییزی
- ۲. مکانیسم نشت هوا به بافتهای نرم
- ۳. چرا تصویر شبیه برگ درخت میشود؟
- ۴. علل شایع؛ از تروما تا جراحیهای قفسه سینه
- ۵. نشانه “کرپیتوس”؛ صدای خشخش پاییز در بالین
- ۶. ریشههای تشریحی؛ لایههای فاشیا و مسیر هوا
- ۷. نمای برگ پاییز در عضلات پکتورالیس
- ۸. خطاهای علمی گذشته و تشخیصهای افتراقی
- ۹. بازتاب در رسانههای پزشکی و سینمای امداد
- ۱۰. مدیریت و درمان؛ وقتی هوا جذب میشود
- ۱۱. زوایای فنی تصویربرداری در تشخیص آمفیزم
- ۱۲. خطرات احتمالی و زمان نگرانی
۱. آمفیزم زیرپوستی؛ ریشه نمای برگ پاییزی
آمفیزم زیرپوستی (Subcutaneous Emphysema) وضعیتی است که در آن گاز یا هوا در لایههای زیرین پوست و در میان بافتهای نرم محبوس میشود. در رادیولوژی، هوا به دلیل چگالی بسیار پایین، به رنگ کاملاً سیاه دیده میشود. وقتی این هوای سیاه در میان فیبرهای عضلانی و لایههای بافت همبند (Fascia) نفوذ میکند، خطوط تیره و روشنی ایجاد میکند که به طرز عجیبی شبیه به ساختار رگبرگهای یک برگ پاییزی است. این نما معمولاً در ناحیه قفسه سینه و گردن دیده میشود و یکی از امضاهای بصری نشت هوا در بدن است.
نام “برگهای پاییز” به دلیل کنتراست شدید بین هوای سیاه و بافتهای نرم خاکستری انتخاب شده است که تصویری مشبک و زیبا اما پاتولوژیک خلق میکند. این یافته رادیولوژیک به تنهایی یک بیماری نیست، بلکه نشانهای از یک آسیب در جایی دیگر است؛ مانند پارگی ریه، نای یا حتی مری. رادیولوژیست با دیدن این نما بلافاصله به دنبال منشأ نشت هوا میگردد، چرا که هوا نباید در جایی غیر از مجاری تنفسی و ریهها حضور داشته باشد. این نما در واقع هشداری است که سیستم بستهی تنفسی دچار رخنه شده است.
۲. مکانیسم نشت هوا به بافتهای نرم
هوا چگونه از داخل ریه به زیر پوست میرسد؟ مکانیسم اصلی معمولاً از پدیدهای به نام “اثر مکلین” (Macklin Effect) شروع میشود. وقتی فشار داخل آلوئولهای ریه به شدت بالا میرود (مثلاً در اثر سرفه شدید یا تهویه مصنوعی)، این کیسههای ظریف پاره میشوند. هوا سپس در امتداد غلافهای عروقی-عصبی حرکت کرده و به سمت مدیاستن (فضای میانی قفسه سینه) میرود. از آنجا، چون بافتهای نرم گردن و قفسه سینه به هم راه دارند، هوا مسیر کممقاومت را پیدا کرده و به زیر پوست نفوذ میکند.
در موارد تروما، مانند شکستگی دنده، لبه تیز استخوان میتواند مستقیماً ریه و لایه پلور را سوراخ کند و اجازه دهد هوا مستقیماً از شش به بافتهای دیواره قفسه سینه نشت کند. این نفوذ هوا مانند ریختن آب روی یک پارچه نخی است که به سرعت در میان الیاف پخش میشود؛ با این تفاوت که اینجا هوا در میان الیاف عضلانی پخش شده و آنها را از هم جدا میکند. این جداسازی فیزیکی بافتها توسط حبابهای هوا، همان چیزی است که در عکس رادیولوژی به صورت خطوط موازی و منشعب دیده میشود و نمای برگ را میسازد.
۳. چرا تصویر شبیه برگ درخت میشود؟
تشبیه این پدیده به برگ درخت صرفاً یک توصیف شاعرانه نیست، بلکه ریشه در آناتومی عضلات دارد. عضلات بزرگ قفسه سینه مانند عضله پکتورالیس ماژور (Pectoralis Major) دارای فیبرهای عضلانی موازی و دستهبندی شده هستند. وقتی هوا به داخل این عضله نفوذ میکند، در فضای بین دستههای عضلانی (Perimysium) حرکت میکند. هوا چون سیاهرنگ است، این فضاها را برجسته کرده و دستههای عضلانی خاکستری را از هم جدا میکند. این تضاد رنگی دقیقاً شبیه به ساختار رگبرگهای اصلی و فرعی یک برگ پهنبرگ به نظر میرسد.
اگر هوا به لایههای سطحیتر پوست نفوذ کند، ممکن است نمای “حبابدار” ایجاد کند، اما در عمق عضلات، این نمای خطی و منشعب (Striated appearance) غالب است. زاویه قرارگیری فیبرهای عضلانی قفسه سینه که به صورت بادبزنی از جناغ به سمت بازو کشیده شدهاند، باعث میشود که “برگ پاییزی” رادیولوژیک همیشه جهتگیری خاصی داشته باشد. این تقارن و نظم در عین بینظمیِ نشت هوا، یکی از زیباترین و در عین حال آموزندهترین مناظر در تصویربرداری پزشکی محسوب میشود که نشاندهنده هندسه دقیق بدن انسان است.
۴. علل شایع؛ از تروما تا جراحیهای قفسه سینه
شایعترین علت بروز نمای برگهای پاییز، تروماهای نافذ یا غیرنافذ به قفسه سینه است. تصادفات رانندگی که منجر به برخورد قفسه سینه با فرمان خودرو میشود، اغلب با شکستگی دنده و متعاقب آن آمفیزم زیرپوستی همراه است. همچنین، اقدامات پزشکی مانند گذاشتن لوله سینهای (Chest Tube) یا بیوپسی ریه میتواند به طور ناخواسته مسیری برای خروج هوا فراهم کند. در این موارد، دیدن نمای برگ پاییزی در رادیولوژی بعد از عمل، نشاندهنده نشت هوا از محل برش یا آسیب به بافت ریه است.
علت جالب دیگر، فشار مثبت در دستگاههای ونتیلاتور است. اگر فشار هوای تزریقی به بیمار بیش از تحمل بافت ریه باشد (Barotrauma)، هوا به زور از ریه خارج شده و به بافتهای زیرپوستی هجوم میبرد. حتی در موارد نادر، فعالیتهای بدنی بسیار شدید، زایمان یا نواختن سازهای بادی سنگین نیز گزارش شده است که باعث نشت هوا و ایجاد این نما شدهاند. شناخت علت زمینهای بسیار حیاتی است، زیرا در حالی که خودِ نمای برگ پاییزی خطرناک نیست، اما میتواند نشاندهنده یک پنوموتوراکس (تجمع هوا در قفسه سینه) مخفی باشد که نیاز به درمان فوری دارد.
۵. نشانه “کرپیتوس”؛ صدای خشخش پاییز در بالین
ارتباط بالینی نمای برگهای پاییز با معاینه فیزیکی بسیار جالب است. پزشک هنگام لمس ناحیهای که در رادیولوژی به شکل برگ دیده میشود، احساسی شبیه به لمس کردن “نایلون حبابدار” یا “صدای راه رفتن روی برف” را تجربه میکند. به این حالت کرپیتوس (Crepitus) میگویند. این دقیقاً همان صدای خشخشی است که از برگهای خشک پاییزی در زیر پا شنیده میشود. این هماهنگی بین یافته لمسی و یافته تصویری، یکی از جذابترین مثالهای همگامی حواس در تشخیص پزشکی است.
گاهی اوقات این هوا به قدری زیاد است که باعث تورم شدید صورت، گردن و قفسه سینه میشود، به طوری که بیمار حتی نمیتواند چشمهای خود را باز کند. با این حال، علیرغم ظاهر ترسناک، لمس این نواحی معمولاً دردناک نیست، بلکه حس عجیبی به بیمار و پزشک منتقل میکند. پزشک با فشار دادن پوست، میتواند حبابهای هوا را در زیر بافت جابهجا کند. این جابهجایی در رادیولوژیهای پیاپی نیز دیده میشود؛ به این صورت که نمای برگ ممکن است تغییر شکل دهد یا به نواحی بالاتر (چون هوا سبک است و به سمت بالا حرکت میکند) مهاجرت کند.
۶. ریشههای تشریحی؛ لایههای فاشیا و مسیر هوا
برای یک گیک آناتومی، مسیر حرکت هوا در آمفیزم زیرپوستی یک نقشه راه از فضاهای فاشیال بدن است. فاشیاها لایههای پردهمانندی هستند که عضلات و اندامها را از هم جدا میکنند. هوایی که نمای برگ پاییز را میسازد، در واقع در فضای “بالقوه” بین این فاشیاها حرکت میکند. هوا از مدیاستن به فضای پشت حلقی (Retropharyngeal space) و سپس به بافتهای نرم گردن و قفسه سینه میرسد. این مسیرهای آناتومیک مانند اتوبانهایی عمل میکنند که به هوا اجازه میدهند به سرعت از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل شود.
جالب اینجاست که این فاشیاها در برخی نقاط بسیار محکم به استخوان چسبیدهاند و مانند سد عمل میکنند. به همین دلیل است که نمای برگ پاییزی معمولاً در زیر بغل یا روی عضلات سینه متوقف میشود و به ندرت به پایینتر از شکم میرود. درک این محدودیتهای آناتومیک به رادیولوژیست کمک میکند تا پیشبینی کند هوا تا کجا پیشروی خواهد کرد. همچنین، این دانش به جراحان کمک میکند تا در صورت نیاز به تخلیه هوا، بدانند کدام فضاها را باید هدف قرار دهند. نمای برگ پاییزی در واقع یک “رنگآمیزی با هوا” (Air Contrast) است که ساختارهای پنهان آناتومیک را برای ما آشکار میکند.
۷. نمای برگ پاییز در عضلات پکتورالیس
عضله پکتورالیس ماژور، بوم نقاشی اصلی برای نمای برگهای پاییز است. به دلیل وسعت این عضله و آرایش شعاعی فیبرهای آن، هوا در آن به بهترین شکل ممکن خودنمایی میکند. در عکس رادیولوژی قفسه سینه (CXR)، وقتی هوا در لایههای این عضله نفوذ میکند، خطوط سیاه به صورت مورب از پایین به سمت بالا و خارج (سمت شانه) کشیده میشوند. این جهتگیری دقیقاً مطابق با آناتومی عضله است. رادیولوژیستهای باتجربه از این نما برای تشخیص سریع آمفیزم زیرپوستی حتی قبل از بررسی ریهها استفاده میکنند.
گاهی این نما با سایههای دیگر اشتباه گرفته میشود. مثلاً در زنان، سایه پستان یا چینهای پوستی ممکن است خطوطی ایجاد کنند، اما هیچکدام آن شفافیت و ساختار مشبک و رگبرگ مانندِ هوا را ندارند. همچنین، اگر هوا فقط در بافت چربی زیرپوست باشد، نمای برگ پاییزی تشکیل نمیشود و فقط شاهد حبابهای نامنظم هستیم. تشکیل این نمای خاص مستلزم نفوذ هوا به “داخل” غلاف عضلانی است. این تفکیک دقیق بین هوای داخل عضله و هوای زیر پوست، یکی از ظرافتهای فنی در گزارشهای رادیولوژی است که به تعیین عمق آسیب کمک میکند.
۸. خطاهای علمی گذشته و تشخیصهای افتراقی
در گذشتههای دور، قبل از درک کامل فیزیولوژی تنفس، گاهی حضور هوا زیر پوست را با عفونتهای گازساز (مانند گانگرن گازی) اشتباه میگرفتند. گانگرن گازی یک عفونت کشنده است که در آن باکتریها گاز تولید میکنند. اما تفاوت بزرگی وجود دارد؛ در آمفیزم زیرپوستی (نمای برگ پاییز)، بیمار تب ندارد و حال عمومیاش به دلیل خودِ هوا بد نیست، در حالی که در عفونت، بافتها در حال مرگ هستند. امروزه با رادیولوژی، تشخیص این دو بسیار ساده است؛ هوا در آمفیزم تمیز و در میان لایههاست، اما در عفونت، هوا به صورت لکههای پراکنده و همراه با تورم شدید و تخریب بافت دیده میشود.
یکی دیگر از سوءبرداشتها این بود که تصور میشد این هوا باید سریعاً با جراحی خارج شود. اما علم مدرن ثابت کرده است که بدن انسان توانایی عجیبی در جذب نیتروژن و اکسیژن موجود در این حبابها دارد. مگر در مواردی که فشار هوا به قدری زیاد باشد که مانع از تنفس شود یا به مجاری هوایی فشار بیاورد، درمان معمولاً “صبر و انتظار” است. نمای برگهای پاییز در رادیولوژیهای پیاپی طی چند روز، به تدریج کمرنگتر شده و در نهایت ناپدید میشود؛ گویی پاییز تمام شده و برگها ریختهاند.
۹. بازتاب در رسانههای پزشکی و سینمای امداد
نمای آمفیزم زیرپوستی و آن صدای کرپیتوس معروف، پای ثابت بسیاری از سریالهای پزشکی مانند “آناتومی گری” یا “شیکاگو مد” است. در صحنههای تصادف، وقتی پارامدیکها قفسه سینه مصدوم را لمس میکنند و صدای خشخشی میشنوند، در واقع دارند با نسخه بالینی نمای برگهای پاییز روبرو میشوند. این یکی از آن نشانههایی است که برای دراماتیک کردن صحنههای اورژانسی بسیار کاربرد دارد، زیرا نشاندهنده یک آسیب داخلی جدی (مانند سوراخ شدن ریه) در پس یک ظاهر شاید نه چندان خونآلود است.
در مستندهای پزشکی نیز، نشان دادن عکس رادیولوژی با نمای برگ پاییزی همیشه برای بینندگان جذاب است، زیرا برخلاف بسیاری از نشانههای پیچیده پزشکی، این یکی کاملاً بصری و قابل درک است. مردم به راحتی میتوانند شباهت آن را با طبیعت درک کنند. این بازتاب رسانهای باعث شده است که حتی افراد غیرمتخصص نیز نام این عارضه را شنیده باشند. اما آنچه در رسانهها کمتر گفته میشود، این است که این “برگها” در واقع مسیری را نشان میدهند که هوا پیموده است تا به ما بگوید در عمق قفسه سینه چه فاجعهای رخ داده است.
۱۰. مدیریت و درمان؛ وقتی هوا جذب میشود
درمان نمای برگهای پاییز در واقع درمانِ “علت” ایجاد آن است. اگر هوا از یک سوراخ در ریه (پنوموتوراکس) میآید، باید یک لوله در قفسه سینه قرار داد تا فشار تخلیه شود. به محض اینکه منبع نشت هوا بسته شود، بدن شروع به جذب هوای زیرپوستی میکند. بافتهای ما مانند یک اسفنج عمل میکنند که به مرور زمان مولکولهای گاز را به داخل خون برده و از طریق ریهها دفع میکنند. استنشاق اکسیژن با غلظت بالا (Oxygen Therapy) میتواند این فرآیند را سرعت ببخشد، زیرا باعث میشود نیتروژن موجود در حبابها سریعتر به سمت خون حرکت کند.
در موارد بسیار شدید که هوا به گردن فشار میآورد و باعث تغییر صدا یا دشواری در بلع میشود، جراحان ممکن است برشهای کوچکی روی پوست ایجاد کنند یا از سوزنهای مخصوص برای تخلیه مستقیم هوا استفاده کنند که به آن “سوراخهای تخلیه” (Blowholes) میگویند. اما در اکثر مواقع، نمای برگهای پاییز در عرض یک تا دو هفته بدون هیچ ردی ناپدید میشود. برای بیمار، دیدن ناپدید شدن این خطوط در عکسهای بعدی رادیولوژی، نشانهای عینی از بهبودی و بازگشت بدن به حالت تعادل است. این دوره انتظار، بخشی از پروتکلهای علمی مدرن در مدیریت آسیبهای قفسه سینه است.
۱۱. زوایای فنی تصویربرداری در تشخیص آمفیزم
برای ثبت بهترین تصویر از نمای برگهای پاییز، تکنیسین رادیولوژی باید دقت کند که کنتراست تصویر را به گونهای تنظیم کند که بافتهای نرم (Soft Tissue) به خوبی دیده شوند. در رادیولوژیهای دیجیتال امروزی، با استفاده از الگوریتمهای پردازش تصویر، میتوان لایههای هوا را برجستهتر کرد. گاهی اوقات در عکسهای استاندارد قفسه سینه که برای دیدن ریهها تنظیم شدهاند (High kVp)، هوای ظریف زیرپوستی ممکن است “سوخته” و دیده نشود. بنابراین، اگر شک بالینی وجود داشته باشد، رادیولوژیست درخواست نمای مخصوص بافت نرم را میدهد.
همچنین، سیتی اسکن (CT Scan) استاندار طلایی برای تشخیص وسعت این عارضه است. در سیتی اسکن، نمای برگ پاییزی به صورت لایههای سیاه دقیق در میان عضلات دیده میشود که حتی مسیر حرکت هوا بین مهرهها و داخل کانال نخاعی (Pneumorrachis) را هم نشان میدهد. تکنولوژی سه بعدی به ما اجازه میدهد که کل شبکه هوای نفوذ کرده را مانند یک درخت تنومند مشاهده کنیم. این وضوح فنی، خطاهای تشخیصی را به صفر رسانده و به جراح کمک میکند تا دقیقاً بداند نشت هوا از کدام بخش ریه یا نای شروع شده است.
۱۲. خطرات احتمالی و زمان نگرانی
اگرچه نمای برگهای پاییز به خودی خود کشنده نیست، اما میتواند پیامدهای خطرناکی را مخفی کند. بزرگترین نگرانی، “پنوموتوراکس فشاری” (Tension Pneumothorax) است؛ وضعیتی که در آن هوا در قفسه سینه جمع شده و به قلب فشار میآورد تا جایی که ضربان آن متوقف شود. آمفیزم زیرپوستی در واقع مانند یک دریچه اطمینان عمل میکند که بخشی از این فشار را به زیر پوست منتقل میکند، اما نباید پزشک را گمراه کند که فشار داخل قفسه سینه نرمال است. اگر بیمار دچار افت فشار خون یا تنگی نفس شدید شود، دیگر نمای برگ پاییزی یک یافته جالب نیست، بلکه یک وضعیت بحرانی است.
خطر دیگر، نفوذ هوا به فضای اطراف قلب (Pneumopericardium) است که میتواند ضربان قلب را مختل کند. همچنین اگر هوا به فضای خلف صفاق (پشت شکم) برود، میتواند تشخیصهای گوارشی را مختل کند. بنابراین، هر زمان که نمای برگهای پاییز در رادیولوژی دیده میشود، یک مانیتورینگ دقیق قلبی و ریوی الزامی است. این نشانه، مانند تابلوی ایست در جاده است؛ به خودی خود خطری ندارد اما به شما میگوید که اگر به جلو نگاه نکنید، ممکن است با یک تصادف وحشتناک روبرو شوید. درک این ظرافتهای بالینی، تفاوت بین یک رادیولوژیست آماتور و یک متخصص گیک و دقیق است.
جمعبندی نهایی
نمای برگهای پاییز در رادیولوژی، تصویری منحصربهفرد و گویا از نفوذ هوا به میان فیبرهای عضلانی در جریان آمفیزم زیرپوستی است. این پدیده که معمولاً به دنبال تروما یا پارگیهای مجاری تنفسی رخ میدهد، با ایجاد خطوط سیاه و منشعب در بافتهای نرم قفسه سینه، ساختار آناتومیک عضلات را مانند رگبرگهای یک برگ پاییزی آشکار میکند. اگرچه این ظاهر ممکن است ترسناک به نظر برسد و با صدای خشخشی در معاینه همراه باشد، اما در اکثر موارد با درمان علت اصلی، به طور خودبهخود جذب میشود. شناخت این نشانه نه تنها برای تشخیص سریع آسیبهای ریوی حیاتی است، بلکه دریچهای زیبا به درک چگونگی تعامل گازها با ساختارهای بافتی بدن انسان میگشاید.









من بیشتر مهرکهای معروف گوشیها را استفاده کردم به نظر من سونی ایریکسون بهترین مارک است خوشگل خوش دست با کیفیت بالا در ضمن هیچ چیزی به آدم شخصیت نمیدهد
راستی تو لیست کتابخانه عکسی گذاشته بودند با عنوان زن
بلوچ متاسفانه عکس زن بندری است نه بلوچ
به نظر من اصلاً موضوع پراهمیتی نیست و نیاز به تحقیق و جستجو برای دستیابی به یه زنگ موبایل مطلوب خودش به نوعی جلب توجه کردنه حالا واسه یه نفر اون یه موزیکه برجسته است و واسه یه نوجوان صدای گربه ! نفس عمل تفاوتی نداره بهتره سرمون به کار خودمون باشه و اینقد خودمون رو اسیر قید و بند نکنیم ، قرار نیست معیارها تا ابد ثابت و اونی که یه عده خاص فکر میکردن درسته، باقی بمونه .
نتیجه اینکه صدای زنگ موبایل نباید بلند باشه و ایجاد مزاحمت کنه وگرنه بقیش به دارنده موبایل برمی گرده .
این که گوشی هر فردی میتواند نشاندهنده شخصیت وی باشد تا اندازه ای درست است اما استثناءاتی هم وجود دارد از جمله خود من که بسیار مایلم یک گوشی سونی اریکسون داشته باشم اما صد حیف که چون پول کافی نداشتم و راستش حیفم اومد پول مفت بدم رفتم سامسونگ خریدم . خوب ندارم دیگه میگی چیکار کنم خودمو بکشم ؟
سلام
رینگتون موبایل من اینجاست !
http://www.ardakani.com/music/barf.mp3
با ارتباط رینگتون و شخصیت صاحب گوشی کاملا موافقم.
اما رینگتون شما هم که فقط در محیط بسیار ساکت و آکوستیک قابل شنیدن هست! یانکنه گوشیتون از این سیستم دار ها هست ، که صدای پخش ماشین میده! این موارد هم با شخصیت ارتباط داره ها! ;)
درایم دارای چه شخصیتی هستیم I-MATE دکترجونم ما که
در پاسخ به فراخوان رینگتونیک!
http://www.00397.com/?go=11997
اگر دیگر دوستان آلارم اساماس خود را نیز ارائه کنند، احتمالاً جذاب تر خواهد بود.
دکتر جان منتظرم به روز کنی !! یه بار زودتر از خودت به وبلاگت اومدم ! منتظر مطالب بسیار عالیت هستم . راستی در 2 تا سایت . نام سایت/وبلاگت را به عنوان یکی از برترین وبلاگها دیدم . واقعا بهت تبریک می گویم . لیاقتت بیش از اینهاست . اما خوب در دنیای مجازی همین هم خوب است !
به امید موفقیت روز افزونت. موید باشی نازنین
آقا کاملا با این نظریه زنگ تلفن همراه، نشان شخصیت یا حداقل بخشی از شخصیت است موافقم!یادم یه استاد دانشگاه داشتیم تو ایران وقتی صدای زنگ تلفن اش به صدا در میامد همه اطرافیان شاخ در می آوردند به جز خودش :)
سلام…
فکر کنم شما تو بلاگ نظر داده بودید..آخه آدرستونو ننوشته بودین..درسته؟
در هر صورت..من هم به شما لینک دادم..ممنون که اومدین..موفق باشید.
علیرضای عزیز خیلی جالب بود . من سونی اریکسون دارم ! اما از نوکیا هم خیلی خوشم میاد . ( دو چیزی که معمولا با هم متضاد هستن ! ) رینگ تونم رو هم گهگاه عوض می کنم . از آهنگهای کلاسیک . بخصوص ایتالیایی خیلی خوشم میاد.
شاد باشی جوان !
دکتر جان یک فراخوان رینگتون بازی درکن بده ، ما رینگ تون هامونو برای خلق بذاریم .
سلام . خوبید ؟ من فکر کنم خیلی بی شخصیتم چون هر کسی تو گوشیه من یه زنگ متفاوت داره ! آخر جلف بازی !!!
شما خوبید ؟ از سال 86 راضی هستید ؟ به خونه ی جدید من سر نمی زنید ؟ خونه ی سابق قبل از عید فیلتر شد و ما یه مکان جدید جور کردیم D:
قطعه جالبی بود اما خب یه کم کوتاه بود
مرسی رینگ تون را شنیدم.چقدر غمگین بود…
این که تلفن همراه نقش غیرقابل انکاری در زندگی روزمرهی خیلی از ما داره، یک حقیقت ثابت شدهاست. اما این وسط کسایی موفق هستن که از کاربردهای این وسیله به بهترین نحو استفاده کنند.
ای ولا این رینگتون خوراک آدمای بدهکاره.
پاسخ : حالا از کجا می دونین من بدهکار نباشم!
سلام
خیلی بد شد.امیدوارم طبق گفته شما لازم نباشه جدی بگیریم این تحقیق رو…راستی رینگ تونتون دانلود نمی شه.منظورتون از اشتراک رینگ تون چی بود؟؟ مثلا اینکه رینگ تونهای جدید برای آدم ارسال بشه؟؟ خوب فرستنده از کجا بدونه مشترک به کدوم گروه از رینگ تونها علاقه دارد؟؟