فلج بل یا فلج بادزدگی؛ از خرافات باستانی تا حقایق نورولوژیک مدرن
چرا در گذشتههای دور، تماشای فردی که نیمی از صورتش از کار افتاده بود را به “بادزدگی” نسبت میدادند؟ دانستن این مطلب بسیار جالب و افزاینده دانش است، زیرا ما را با ریشههای تاریخی یکی از شایعترین اختلالات عصبی یعنی فلج بل (Bell’s Palsy) آشنا میکند. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه باورهای سنتی درباره بادهای سرد ناگهانی به علم اعصاب امروزی متصل شدهاند و چرا هنوز هم در برخی فرهنگها این اصطلاح شنیده میشود. آیا واقعاً سرما میتواند عصب صورت را فلج کند یا این فقط یک سوءبرداشت از مکانیسمهای پیچیده التهابی است؟ با ما همراه باشید تا از کوچه پسکوچههای تاریخ پزشکی به آزمایشگاههای پیشرفته نورولوژی سفر کنیم و پرده از راز این بیماری برداریم.
فهرست مطالب
- فلج بل چیست؟ نگاهی به عصب هفتم
- ریشههای تاریخی اصطلاح بادزدگی
- چارلز بل؛ مردی که علم را تغییر داد
- نقش ویروسها در التهاب عصب صورت
- ارتباط واقعی سرما با فلج صورت
- علائم بالینی و تشخیص افتراقی
- درمانهای سنتی در مقابل طب نوین
- تأثیرات روانی و اجتماعی تغییر چهره
- روند بهبودی و پیشآگهی بیماری
- بازتاب فلج بل در هنر و رسانهها
- فیزیوتراپی و تمرینات بازسازی عصب
- آینده درمانهای بازسازیکننده عصب
فلج بل چیست؟ نگاهی به عصب هفتم
فلج بل یک ضعف ناگهانی و موقت در عضلات صورت است که باعث میشود نیمی از چهره فرد به نظر افتاده یا “آویزان” برسد. این وضعیت زمانی رخ میدهد که عصب هفتم جمجمهای (Cranial Nerve VII) که مسئول کنترل حرکات صورت، چشایی و بخشی از غدد اشکی و بزاقی است، دچار التهاب، تورم یا فشردگی شود. این عصب باید از یک کانال استخوانی بسیار باریک در جمجمه عبور کند؛ بنابراین کوچکترین تورمی در این ناحیه باعث میشود عصب به دیوارههای سنگی فشار بیاورد و سیگنالهای الکتریکی مغز به عضلات صورت مختل شود. برخلاف سکته مغزی، این بیماری فقط محدود به اعصاب محیطی صورت است و بر هوشیاری یا سایر عملکردهای بدن تأثیری نمیگذارد.
بسیاری از افراد با دیدن اولین نشانههای فلج بل دچار وحشت میشوند و تصور میکنند دچار سکته شدهاند، اما تفاوت کلیدی در این است که در فلج بل، تمام نیمی از صورت (از جمله ابرو و پیشانی) درگیر میشود، در حالی که در سکته مغزی معمولاً بخش بالایی صورت سالم میماند. این بیماری به افتخار سر چارلز بل، جراح اسکاتلندی که برای اولین بار آناتومی عصب صورت و ارتباط آن با این نوع فلج را در قرن نوزدهم توصیف کرد، نامگذاری شده است. امروزه ما میدانیم که این وضعیت در اکثر موارد خودبهخود یا با کمک داروهای ضدالتهاب بهبود مییابد، اما مسیر درک آن از تاریکی خرافات تا روشنایی علم نورولوژی، داستانی پر فراز و نشیب دارد.
ریشههای تاریخی اصطلاح بادزدگی
در طب سنتی ایران و بسیاری از فرهنگهای شرقی و حتی اروپای قدیم، اعتقاد بر این بود که قرار گرفتن ناگهانی در معرض جریان هوای سرد یا “باد” باعث انجماد یا شوک عضلات صورت میشود. اصطلاح «بادزدگی» از این تصور ناشی میشد که باد مانند یک نیروی نامرئی و مرموز میتواند به داخل بدن نفوذ کرده و تعادل اخلاط را برهم بزند. مردم مشاهده میکردند که فردی پس از سوار شدن بر اسب در هوای سرد یا خوابیدن در مقابل پنجره باز، صبح با صورتی کج بیدار میشود؛ بنابراین سادهترین استنتاج این بود که باد مسئول این اتفاق است. این نگاه سادهانگارانه به پدیدههای پیچیده بیولوژیک، بخشی از تلاش بشر برای معنا بخشیدن به بیماریهای ناگهانی بود.
در برخی متون قدیمی حتی به “بادهای شیطانی” اشاره شده بود که به صورت فرد سیلی میزنند. این باورها باعث میشد که درمانها نیز بر پایه گرم کردن صورت با پارچههای پشمی، روغنمالی با روغنهای گرم مثل سیاهدانه و دوری از هرگونه جریان هوا باشد. جالب اینجاست که اگرچه علت اصلی (باد) به اشتباه تشخیص داده شده بود، اما برخی از این درمانها مثل گرم نگه داشتن موضع، به دلیل افزایش گردش خون و کاهش اسپاسم، تا حدودی به تسکین بیمار کمک میکردند. امروزه اصطلاح بادزدگی بیشتر یک میراث زبانی است تا یک تشخیص پزشکی، اما نشاندهنده دقت مشاهدات گذارشتگان در مورد زمان وقوع بیماری است.
چارلز بل؛ مردی که علم را تغییر داد
سر چارلز بل (Sir Charles Bell) در اوایل قرن نوزدهم با کالبدشکافیهای دقیق و مطالعات بالینی، انقلابی در درک ما از سیستم عصبی ایجاد کرد. او ثابت کرد که اعصاب مختلف وظایف متفاوتی دارند؛ برخی حسی هستند و برخی حرکتی. او با مطالعه بیمارانی که دچار فلج صورت بودند، متوجه شد که این مشکل ناشی از مغز نیست، بلکه مربوط به عصبی است که از کنار گوش میگذرد. او در سال ۱۸۲۱ مقالهای به انجمن سلطنتی ارائه داد که در آن به تفصیل شرح داد چگونه آسیب به عصب هفتم باعث از بین رفتن کنترل ارادی عضلات صورت میشود. این کشف، نقطه پایانی بر تئوریهای “بادزدگی” و “بخارات سمی” در محافل علمی بود.
بل نه تنها یک دانشمند، بلکه یک هنرمند ماهر نیز بود و طرحهای بسیار دقیقی از چهرههای مبتلا به این فلج ترسیم کرد که هنوز هم در کتابهای پزشکی به عنوان رفرنس استفاده میشوند. او نشان داد که چرا این بیماران نمیتوانند چشم خود را ببندند یا لبخند بزنند. کار او باعث شد که پزشکان بتوانند بین فلجهای مرکزی (مغزی) و محیطی (عصبی) تمایز قائل شوند که این موضوع در نجات جان هزاران بیمار مبتلا به سکته مغزی نقش حیاتی داشت. نام او اکنون به عنوان نماد گذار از طب خرافی به طب تجربی و آناتومیک در تاریخ پزشکی جاودانه شده است و ما مدیون نگاه دقیق او به جزئیات فیزیولوژیک هستیم.
نقش ویروسها در التهاب عصب صورت
امروزه دانش ما از فلج بل بسیار فراتر از باد و سرما رفته است؛ تحقیقات مدرن نشان میدهند که مقصر اصلی در بسیاری از موارد، فعال شدن مجدد ویروسهای خفته در بدن است. ویروس هرپس سیمپلکس (HSV-1) که عامل تبخال دهانی است، یکی از کاندیداهای اصلی ایجاد این بیماری محسوب میشود. این ویروس میتواند در گرههای عصبی به صورت نهفته باقی بماند و تحت استرس یا ضعف سیستم ایمنی، دوباره فعال شده و باعث التهاب عصب هفتم شود. این التهاب باعث تورم عصب در مجرای تنگ استخوانی شده و منجر به ایسکمی یا کمخونی موضعی عصب میگردد که نتیجه آن قطع موقت انتقال پیامهای عصبی است.
علاوه بر هرپس، ویروسهای دیگری مثل واریسلا زوستر (عامل آبلهمرغان و زونا) و حتی ویروسهای تنفسی جدید نیز در ایجاد این عارضه نقش دارند. این کشف علمی باعث شده است که پروتکلهای درمانی از “پوشاندن صورت” به سمت استفاده از داروهای ضدویروسی و کورتیکواستروئیدها (برای کاهش سریع تورم) تغییر پیدا کند. در واقع، آنچه گذارشتگان “بادزدگی” مینامیدند، در اغلب موارد یک واکنش ایمنی پیچیده به یک عفونت ویروسی پنهان بوده است. درک این مکانیسم مولکولی به ما اجازه میدهد تا با دقت بیشتری به درمان بپردازیم و از عوارض دائمی و آسیبهای جدی به عصب جلوگیری کنیم.
ارتباط واقعی سرما با فلج صورت
اگرچه باد سرد علت مستقیم فلج بل نیست، اما علم مدرن ارتباط غیرمستقیم آن را کاملاً رد نمیکند. قرار گرفتن در معرض سرمای شدید و ناگهانی میتواند باعث منقبض شدن رگهای خونی (Vasoconstriction) در ناحیه صورت و گوش شود. این کاهش جریان خون ممکن است محیط را برای فعالیت ویروسهای خفته فراهم کند یا التهاب موجود در عصب را تشدید کند. در واقع، سرما به عنوان یک “عامل محرک” یا استرسور محیطی عمل میکند که مکانیسمهای نهفته بیماری را بیدار مینماید. پس میتوان گفت باورهای قدیمی در مورد “بادزدگی” ریشه در یک مشاهده نیمهدرست داشتند که امروزه با عینک فیزیولوژی بازتعریف شده است.
مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهند که شیوع فلج بل در فصلهای سرد سال یا در مناطقی با تغییرات دمایی ناگهانی کمی بیشتر است. این موضوع نشاندهنده حساسیت عصب هفتم به نوسانات محیطی است. با این حال، تفاوت بزرگ اینجاست که ما دیگر سرما را “علت واحد” نمیدانیم. امروزه به بیماران توصیه میشود که در هوای سرد صورت خود را بپوشانند، نه به این دلیل که باد حاوی میکروب یا جادو است، بلکه برای جلوگیری از اسپاسم عروقی که میتواند روند ترمیم عصب را مختل کند. این نگاه متعادل، پلی میان تجربه زیسته گذشتگان و یافتههای دقیق آزمایشگاهی امروز برقرار کرده است.
علائم بالینی و تشخیص افتراقی
علائم فلج بل معمولاً بسیار ناگهانی و در عرض چند ساعت به اوج خود میرسند. فرد ممکن است متوجه شود که نمیتواند یک طرف صورتش را حرکت دهد، پلک بزند یا به درستی لبخند بزند. ریزش آب از گوشه دهان، خشکی چشم به دلیل عدم توانایی در بستن پلک و تغییر در حس چشایی در جلوی زبان از دیگر نشانههای شایع هستند. یکی از پدیدههای جالب در این بیماری، پدیده بل (Bell’s Phenomenon) است؛ وضعیتی که وقتی بیمار سعی میکند چشمش را ببندد، کره چشم به سمت بالا و خارج میچرخد. اینها همگی علائم مستقیم درگیری عصب محیطی هستند که در معاینات بالینی به دقت بررسی میشوند.
تشخیص دقیق فلج بل نیازمند رد کردن سایر احتمالات خطرناک مثل سکته مغزی، تومورهای غده پاروتید یا بیماری لایم (Lyme disease) است. پزشکان با استفاده از تستهای حرکتی صورت و گاهی نوار عصب و عضله (EMG)، سلامت عصب را ارزیابی میکنند. اگر فلج در عرض چند هفته شروع به بهبود نکند، ممکن است نیاز به تصویربرداریهای پیشرفته مثل MRI باشد تا اطمینان حاصل شود که عامل فشار دیگری بر عصب وجود ندارد. تشخیص زودهنگام بسیار حیاتی است، زیرا شروع داروهای استروئیدی در ۷۲ ساعت اول میتواند شانس بهبودی کامل را به طرز چشمگیری افزایش دهد و از باقی ماندن ضعف دائمی جلوگیری کند.
درمانهای سنتی در مقابل طب نوین
در گذشته درمان فلج بل شامل روشهای دردناکی مثل حجامت پشت گوش، استفاده از ضمادهای داغ و حتی شوکهای ساده با اشیاء فلزی بود. هدف از این کارها “بیرون راندن باد” یا “بیدار کردن عصب” بود. اگرچه برخی از این روشها با افزایش خونرسانی موضعی اثرات مثبتی داشتند، اما بسیاری از آنها پایه علمی نداشتند. در مقابل، طب نوین بر پایه کاهش التهاب بنا شده است. استفاده از پردنیزولون (Prednisolone) به عنوان یک کورتون قوی، استاندارد طلایی درمان است که تورم عصب را در مجرای استخوانی کاهش داده و از مرگ سلولهای عصبی جلوگیری میکند. این تغییر رویکرد، نتایج درمانی را از “شاید” به “بسیار محتمل” تغییر داده است.
امروزه علاوه بر دارو، مراقبت از چشم نیز بخش مهمی از درمان است؛ چون پلک بسته نمیشود، قرنیه در معرض خشک شدن و زخم شدن قرار دارد، لذا استفاده از قطرههای اشک مصنوعی و بستن چشم با پانسمان در هنگام خواب ضروری است. همچنین فیزیوتراپی نوین با استفاده از تحریکات الکتریکی ظریف و تمرینات بازآموزی عضلات (Biofeedback)، به بازگشت تقارن صورت کمک میکند. برخلاف گذارشتگان که فقط منتظر میماندند تا “اثر باد” از بین برود، پزشکان امروزی فعالانه در تمام مراحل ترمیم دخالت میکنند تا اطمینان حاصل کنند که عصب به درستی بازسازی شده و از پدیدههایی مثل “سینکینزی” (حرکات ناخواسته همزمان) جلوگیری شود.
تأثیرات روانی و اجتماعی تغییر چهره
صورت ما مهمترین ابزار ارتباطی و بیانگر هویت ماست؛ بنابراین هرگونه تغییر در تقارن آن میتواند ضربه روانی سنگینی به فرد وارد کند. در گذشته، افراد مبتلا به “بادزدگی” گاهی طرد میشدند یا مورد تمسخر قرار میگیرند، چون تصور میشد این تغییری در شخصیت یا نشانی از نحسی است. امروزه اگرچه آگاهی عمومی بالاتر رفته، اما بیماران همچنان با اضطراب اجتماعی، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس روبرو هستند. آنها ممکن است از حضور در جمع خودداری کنند چون حس میکنند دیگران به صورت کج آنها زل زدهاند. این جنبه روانی بیماری، اغلب به اندازه جنبه فیزیکی آن اهمیت دارد و نیازمند حمایت خانواده و گاهی مشاوره است.
بسیاری از بیماران گزارش میدهند که حتی پس از بهبودی فیزیکی، تا مدتها ترس از بازگشت بیماری را دارند. در دنیای امروز که رسانههای اجتماعی و تصویر بر هویت فردی غلبه دارند، فلج صورت میتواند برای حرفههایی که با چهره سر و کار دارند (مثل بازیگران یا فروشندگان) بسیار چالشبرانگیز باشد. خوشبختانه، با اشتراکگذاری تجربیات توسط افراد مشهور (مانند آنجلینا جولی که از ابتلای خود به فلج بل سخن گفت)، نگاه جامعه تغییر کرده و این بیماری به عنوان یک اختلال پزشکی گذرا و نه یک انگ اجتماعی شناخته میشود. حمایت روانی و پذیرش چهره در دوران نقاهت، سرعت ترمیم عصبی را نیز به دلیل کاهش سطح استرس بهبود میبخشد.
روند بهبودی و پیشآگهی بیماری
خوشبختانه فلج بل در اکثر موارد (حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد) بهبودی کامل یا بسیار خوبی دارد. روند ترمیم عصب بسته به شدت التهاب اولیه، از چند هفته تا شش ماه طول میکشد. اولین نشانههای بهبودی معمولاً بازگشت حس چشایی یا حرکت بسیار جزئی در گوشه دهان است. عصبهای آسیبدیده با سرعت بسیار کمی (حدود یک میلیمتر در روز) رشد میکنند و دوباره مسیر خود را به سمت عضلات پیدا میکنند. در این دوران، صبر بیمار و تداوم تمرینات فیزیوتراپی کلیدیترین فاکتورها هستند. اگر بیمار در هفتههای اول نشانههایی از حرکت را نشان دهد، احتمال بهبودی صددرصدی بسیار بالاست.
اما در موارد نادری که عصب به شدت آسیب دیده باشد، ممکن است بهبودی ناقص باشد یا پدیدهای به نام «اشک تمساح» رخ دهد؛ وضعیتی که در آن رشتههای عصبی به اشتباه به غدد اشکی متصل میشوند و فرد هنگام غذا خوردن ناخودآگاه گریه میکند. همچنین سینکینزی (Synkinesis) ممکن است رخ دهد که در آن با بستن چشم، گوشه لب هم حرکت میکند. تکنیکهای مدرن جراحی پلاستیک و تزریق بوتاکس میتوانند این عدم تقارنهای باقیمانده را تا حد زیادی اصلاح کنند. بنابراین، حتی در موارد دشوار نیز علم امروز راهحلهای موثری برای بازگرداندن لبخند به چهره بیماران دارد که در دوران باستان حتی قابل تصور هم نبود.
بازتاب فلج بل در هنر و رسانهها
فلج صورت در طول تاریخ هنر نیز ردپای خود را به جا گذاشته است. برخی معتقدند لبخند اسرارآمیز مونا لیزا ممکن است ناشی از یک فلج خفیف صورت یا شروع فرآیند بهبودی عصب هفتم باشد (اگرچه این یک فرضیه بحثبرانگیز است). در ادبیات کلاسیک، شخصیتهایی که صورتهای نامتقارن داشتند، اغلب به عنوان افرادی با ویژگیهای اخلاقی خاص ترسیم میشدند. اما در سینما و مستندهای مدرن، فلج بل به عنوان یک چالش انسانی به تصویر کشیده شده است. این بازتابها به جامعه کمک میکند تا بفهمد زیبایی و تقارن چهره چقدر شکننده است و نباید مبنای قضاوت افراد قرار بگیرد.
در سالهای اخیر، سلبریتیها و اینفلوئنسرها با انتشار تصاویر بدون فیلتر خود در زمان ابتلا به فلج بل، نقش بزرگی در “تابوزدایی” از این بیماری ایفا کردهاند. آنها نشان دادند که داشتن صورت کج به معنای پایان زندگی حرفهای یا زیبایی نیست. این نمایشهای رسانهای باعث شده است که اصطلاحاتی مثل “بادزدگی” جای خود را به توضیحات علمی درباره التهاب عصب بدهند. هر چه این آگاهی در فرهنگ عامه بیشتر نفوذ کند، همدلی با بیماران افزایش یافته و فشارهای روانی ناشی از تغییر چهره کاهش مییابد. هنر و رسانه اکنون به جای ابزاری برای تمسخر، به سکویی برای آموزش و حمایت تبدیل شدهاند.
فیزیوتراپی و تمرینات بازسازی عصب
یکی از ارکان حیاتی درمان در دوران مدرن، فیزیوتراپی تخصصی صورت است. برخلاف تصور قدیمی که باید عضلات را با شدت ماساژ داد، رویکرد نوین بر “حرکات ظریف و کنترل شده” تمرکز دارد. تمریناتی مثل غنچه کردن لبها، بالا بردن ابروها به صورت ملایم و تمرین تلفظ حروف خاص، به مغز کمک میکند تا دوباره مسیرهای عصبی جدیدی برای ارتباط با عضلات صورت بسازد. این فرآیند که “نوروپلاستیسیته” نام دارد، مغز را وادار میکند تا با وجود آسیب دیدن بخشی از عصب، راههای جایگزینی پیدا کند. فیزیوتراپیستهای متخصص از آینهها استفاده میکنند تا بیمار بازخورد بینایی مستقیمی از حرکات خود داشته باشد.
علاوه بر تمرینات دستی، تکنولوژیهایی مثل تحریک الکتریکی عملکردی (FES) نیز گاهی به کار میروند، هرچند استفاده از آنها در مراحل اولیه فلج بل بحثبرانگیز است و باید با دقت انجام شود تا باعث گرفتگی دائمی عضلات نشود. استفاده از گرما و ماساژ ملایم برای بهبود جریان خون و جلوگیری از آتروفی (تحلیل رفتن) عضلات نیز همچنان بخشی از پروتکل است. این رویکرد چندجانبه، ترکیبی از دانش آناتومی و تکنیکهای بازتوانی است که هدفش بازگرداندن حداکثر کارایی به صورت است. بر خلاف گذشته که بهبودی را به شانس و زمان واگذار میکردند، امروزه با برنامهریزی دقیق تمرینی، شانس تقارن کامل صورت به شدت افزایش یافته است.
آینده درمانهای بازسازیکننده عصب
آینده درمان فلج بل در دستان مهندسی ژنتیک و نانوپزشکی است. دانشمندان در حال تحقیق بر روی فاکتورهای رشد عصبی (Nerve Growth Factors) هستند که میتوانند سرعت ترمیم اعصاب آسیبدیده را چندین برابر کنند. همچنین استفاده از داربستهای نانومتری برای هدایت رشتههای عصبی در مسیر درست، یکی از موضوعات داغ در مراکز تحقیقاتی است. این تکنولوژیها میتوانند در آینده نزدیک، موارد شدید فلج بل را که امروزه بهبودی کاملی ندارند، به طور قطعی درمان کنند. ما در آستانه دورانی هستیم که “فلج عصب” دیگر یک وضعیت دائمی یا طولانیمدت نخواهد بود و ترمیم اعصاب به سادگی ترمیم یک زخم پوستی انجام خواهد شد.
علاوه بر این، توسعه داروهای ضدویروسی هدفمندتر که بتوانند مستقیماً ویروسهای خفته در گرههای عصبی را نابود کنند، میتواند از بروز مجدد بیماری پیشگیری کند. استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل الگوهای حرکتی صورت و طراحی برنامههای فیزیوتراپی شخصیسازی شده نیز در حال گسترش است. دنیایی را تصور کنید که در آن یک اپلیکیشن موبایل با تحلیل چهره شما، دقیقاً میگوید کدام عضله نیاز به تمرین دارد و پیشرفت ترمیم عصب را تا میکرومتر اندازهگیری میکند. این جهشها نشان میدهند که ما چقدر از دوران “بادزدگی” فاصله گرفتهایم و چگونه دانش بشری مرزهای ناممکن را جابجا کرده است.
جمعبندی نهایی
تغییر نام و شناخت “فلج بادزدگی” به “فلج بل” تنها یک تغییر واژگان نیست، بلکه نمادی از پیشرفت آگاهی انسان از فیزیولوژی پیچیده خویش است. آنچه زمانی به نیروهای مرموز جوی نسبت داده میشد، امروزه به عنوان یک پدیده التهابی عصبی با منشأ ویروسی شناخته میشود که با مداخلات دقیق علمی قابل مدیریت است. درک این موضوع به ما میآموزد که همواره به دنبال علل ریشهای در ورای ظواهر باشیم. با تکیه بر درمانهای نوین و حمایتهای روانی، فلج بل دیگر یک کابوس بیپایان نیست، بلکه چالشی گذراست که با دانش و بردباری میتوان از آن عبور کرد و لبخند را دوباره به چهره بازگرداند.








شما خوندنی و مفید زیاد داشتی.
سلام دکتر جون!
خسته نباشی
انصافآ یکی از بهترین وبلاگ های ایران رو داری و من هر روز تو وبگردی هام حتمآ یه سری به وبلاگت می زنم!
دکتر
می خوام اگه بشه باهات تبادل لبنک کنم. من اسم لینک تو رو با نام یک پزشک در وبلاگ گذاشتم و از شما هم می خوام که نام من رو با عنوان تک نویس در وبلاگت بگذاری. ممنون می شم که اگه این کار رو بکنی اخه وبلاگ من تازه بدنیا اومده هنوز نیاز به کمک های زیادی داره.
سلام اقای دکتر.
وب شما را در خبرگزاری ایسنا معرفی کردیم امیدوارم که ناراحت نشین
با احترام
آقا شما که همه ی پست هاتون خوندنی و پرمحتوی هستش. به نظر من بهشون بگین:
همه ی پستهایم بهترین ها هستند
باور بفرمایین اغراقی در کار نبود
سلام
خسته نباشین
دکتر منتظر پادکست بعدی به همراه آموزش نرم افزارش هستیم
یا علی
سلام بر دکتر عزیز. مطلبی می خواهم بگویم ، تا حدودی تاریخ مصرف گذشته! موقع جستجو در آرشیوتان ، به متنی برخوردم در مورد فیلم نامه نویسی و… که در آن از مقاله ی ددمنشانه و مملو از حسادت سایت جن و پری نام برده بودید. مقاله ای که سمفونی مردگان معروفی را تقلیدی از صد سال تنهایی مارکز می داند. مقاله ای کمدی ، که برای اثبات مدعای خود چنین دلایلی می آورد “رمدیوس هنگام پهن کردن رخت ها با باد به آسمان ها برده می شود و یوسف با چتر پدر خود را از سقف به زمین پرتاب می کند(!!!)” یا ” در هر دو رمان کاخانه هایی وجود دارند “کارخانه ی موز و کارخانه ی پنکه”. نمی خواهم از رمان معروفی طرفداری کرده باشم ، اما می دانم که برای تقلیدی خواندن یک اثر ، به دلایلی محکمه پسند تر از این بهانه های کودکانه احتیاج است. وانگهی ، اگر هدف نویسنده ، اثبات تقلیدی بودن رمان معروفی ست ، چرا انتقاداتی می آورد که آدم را در سواد متوسط راقم به شک می اندازد؟ چرا به چند راوی بودن اثر می تازد؟ آیا به صرف چند راوی بودن ، به بسیاری از رمان های کوندرا و دیگران هم باید تاخت…؟ نتیجه ی حرف هایم اینکه ، اگر می خواهیم در مطالب خود ، به مقاله ای لینک یا ارجاع بدهیم ، از کیفیت و چند و چون آن هم مطلع شویم. و از سابقه و طرز فکر نویسنده ی آن. صرف داشتن عنوان نقد و نام دهان پرکنی به عنوان نویسنده ، برای این کار کافی نیست. به هر حال ببخشید که در وبلاگ خوب شما و این گونه بدون ارتباط درد دل کردم. دیدن لینک شما در تایید آن مقاله بسیار متعجبم کرد. حس کردم بنویسم! ممنون. موفق باشید.
سلام .
آقا وبلاگ شما خیلی خوب است ولی تنوعش ملت ( یعنی بنده) را گیج می کند. لطفا جهت رفاه حال مردم ( ایضا یعنی بنده) موضوعات مطروحه در آن را مختصرتر کنید تا خوانندگانتان ( باز هم یعنی مخلص) بتوانند روی آنها تمرکز فکری بیشتری کنند.
پاینده باشید.
سلام…نمی دونم چطوری شد که وبلاگتون ور پیدا کردم..این پستت دو تا پایینتر هست که در مورد این سایت آپلود هستش.من رفتم عضو شدم و تونستم عکس هام رو هم سر هم بندی کنم اما نتونستم اونجاییکه میشه آهنگ براشون انتخاب کرد رو پیدا کنم.می تونید راهنمایم کنید؟
پاسخ : سلام ، همانجایی که عکس ٱآپلود می کنید ، موسیقی مورد را هم می توانید آپلود کنید. خیلی ساده!
مطالب جالبی دارید.اگه دوست داشتی تبادل لینک داشته باشیم سری به وبلاگم بزن بعد از اینکه بررسی کردی خبرم کن.
از پیشنهاد دکتر مزیدی در مورد نام گذاری ۱۰ شهریور با نام روز وردپرس فارسی حمایت کنیم… kamalian-at-gmail-com
dr, webloge jalebi dari,ma shoma ro bw peivast hamoon add kardim,khosh-hal mishim be ma ham sari bezanin
بسیار کار خوبی کردید که به هیچکی لینک ندادی!من توی اون پستی که راجع به این روز نوشتی باز هم نفر اولی بودم که کامت گذاشتم که اره امروز مارو بلینک کالبته شما هم لطف کردید و حتی ما رو توی لینک دوستان هم نذاشتید.به هر حال میل خودتونه ماما من با این وجود بهتون لینک دادم.و توی این پست هم باز نفر اوبی هستم که کامنت می ذارم.البته اتفاقیه!
دکتر عزیز تو خودت نمره ی بیستی :X
دکترجان سلام
گله ای که از شما داشتم اینکه شما لینک نرم افزارهای روز را بدون هیچ دلیلی از قسمت لینکدونی خودتون برداشتید اگه زحمتی نست علت حذف لینک وبلاگ نرم افزارهای روز رو اعلام فرمایید
موفق باشید
عرفان
دوستدار همیشگی وبلاگ یک پزشک
http://iranisoft.mihanblog.com/
سلام
به نظر من انتخاب بهترین پست در وبلاگ شما کار ساده ای نیست اما من فکر میکنم پست به یاد هزار دستان و اعترافات شب یلدا خیلی جالب بودند
اما کاربردی ترین پستتان برای من پست”چگونه در ایران با اس ام اس وبلاگ بنویسیم “بود
بهرحال این نظر شخصی من هست و همه پستهای شما مفید هستند اما من این سه پست را -البته تا جائی که یادم هست-بیشتر از بقیه دوست دارم. موفق باشید
با قسمت اول موافقم…نمیشه پنج وبلاگ رو معرفی کرد لااقل اگر ده وبلاگ می بود شاید می شد….اما در مورد بهترین پست…فکر می کنم بشه تعیین کرد…البته نه برای بلاگ شما! چون تعداد مطالب خیلی زیاده و آمار ویزیتور ها هم بالاست و مطالب بسیار متنوع هست و….بسته به علاقه ی هر آدمی به موضوعاتی که راجع بهش می نویسید شاید هر کسی یه پست رو بتونه انتخاب کنه…باز هم باید سخت باشه به نظرم!
حیف لینکی که بهت دادم.
منم مختصر نوشتم…!
باید گاهی از دیگران شرم داشت…!!!