تاریخچه و سیر تحول هواپیماهای مسافربری از آغاز تا عصر جتهای پهنپیکر
شناخت سیر تحول هواپیماهای مسافربری نه تنها برای علاقهمندان به هوانوردی جذاب است، بلکه برای درک چگونگی کوچک شدن دهکده جهانی ما امری ضروری به نظر میرسد. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه از یک سازه چوبی و پارچهای که تنها چند ثانیه در هوا دوام آورد، به غولهای آهنی رسیدیم که صدها مسافر را در اوج آرامش از اقیانوسها عبور میدهند. آیا واقعا برادران رایت (Wright brothers) تصور میکردند که روزی بیش از چهار میلیارد نفر در سال با این پرندههای مکانیکی جابهجا شوند؟ چرا طراحیهای اولیه تا این حد با استانداردهای امروزی تفاوت داشتند و چه شد که ایمنی پرواز به سطح خیرهکننده فعلی رسید؟ با ما همراه باشید تا از زوایای فنی نایاب و داستانهای پشتپرده صنعت هوانوردی مسافربری پرده برداریم.
فهرست مطالب
- پرواز در کیتی هاک؛ جرقه یک انقلاب
- دوران طلایی قایقهای پرنده
- داگلاس DC-3؛ ستون فقرات هوانوردی تجاری
- ظهور پیشرانههای جت و عصر سرعت
- فاجعه دهویلند کامت و درسهای سخت ایمنی
- بوئینگ 707؛ پادشاهی در آسمانها
- رویای کنکورد و شکست سرعت مافوق صوت
- تولد ملکه آسمانها؛ بوئینگ 747
- ایرباس و آغاز رقابت دو قطبی
- تکنولوژی فلایبایوار و تغییر پارادایم هدایت
- ایرباس A380؛ بزرگترین پرنده مسافربری تاریخ
- بوئینگ 787 دریملاینر و انقلاب کامپوزیتها
- تحول در موتورهای توربوفن با بهرهوری بالا
- امنیت پرواز در سایه جعبههای سیاه
- اقتصاد صندلی و تغییر در طراحی داخلی کابین
- هواپیماهای باریکپیکر با برد عملیاتی بلند
- تأثیر پاندمی بر استراتژیهای ناوگان هوایی
- هوش مصنوعی و خلبان خودکار پیشرفته
- سوختهای پایدار و آینده هوانوردی سبز
- چالشهای هوانوردی در دهه آینده
پرواز در کیتی هاک؛ جرقه یک انقلاب
ماجرا از دسامبر ۱۹۰۳ در تپههای شنی کیتی هاک آغاز شد، جایی که برادران رایت اولین پرواز کنترلشده با موتور را انجام دادند. این سازه که با نام رایت فلایر (Wright Flyer) شناخته میشد، بیشتر شبیه یک کایت بزرگ با موتور ضعیف بود تا یک هواپیمای مسافربری. در آن زمان کسی حتی فکرش را هم نمیکرد که این اسباببازی خطرناک قرار است روزی خانوادهها را جابهجا کند. جالب است بدانید که اولین مسافر تاریخ هوانوردی در واقع چارلی فارناس (Charlie Furnas) بود که در سال ۱۹۰۸ همراه ویلبر رایت به هوا برخاست. این پروازهای اولیه هیچ شباهتی به سفرهای لوکس امروزی نداشتند و مسافران باید باد و دود موتور را مستقیماً حس میکردند.
دوران طلایی قایقهای پرنده
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، نبود باندهای فرود مناسب باعث شد تا مهندسان به سمت طراحی قایقهای پرنده (Flying Boats) متمایل شوند. این هواپیماها مانند پان امریکن کلیپر (Pan Am Clipper) در واقع کشتیهای بالداری بودند که روی آب فرود میآمدند. سفر با آنها بسیار گرانقیمت و مخصوص طبقه اشراف بود، چرا که امکانات رفاهی مانند تختخواب و میز ناهارخوری در کابین وجود داشت. محیط داخلی این پرندهها بیشتر شبیه به واگنهای درجه یک قطار طراحی میشد تا حس امنیت را به مسافران منتقل کند. با این حال، سرعت آنها بسیار پایین بود و عبور از اقیانوس اطلس چندین روز به طول میانجامید.
داگلاس DC-3؛ ستون فقرات هوانوردی تجاری
ظهور داگلاس DC-3 در اواسط دهه ۳۰ میلادی، نقطه عطفی بود که هوانوردی را از یک تفریح گران به یک صنعت سودآور تبدیل کرد. این هواپیما با بدنه تمام فلزی و قابلیت اطمینان بالا، اولین پرندهای بود که شرکتهای هواپیمایی توانستند فقط با جابهجایی مسافر و بدون نیاز به یارانههای دولتی از آن درآمد کسب کنند. سرعت و برد عملیاتی این مدل باعث شد مسیرهای داخلی در ایالات متحده و اروپا به شدت گسترش یابد. نویز زیاد موتور و لرزشهای مداوم از ویژگیهای جداییناپذیر سفر با این غولهای پیستونی بود. هنوز هم پس از گذشت چندین دهه، نسخههایی از این هواپیمای جانسخت در نقاط دورافتاده جهان در حال خدمت هستند.
ظهور پیشرانههای جت و عصر سرعت
با پایان جنگ جهانی دوم، تکنولوژی موتورهای جت که برای نبردهای هوایی توسعه یافته بود، راه خود را به بخش غیرنظامی باز کرد. موتورهای جت نسبت به موتورهای پیستونی لرزش کمتری داشتند و اجازه میدادند هواپیما در ارتفاعات بالاتر پرواز کند. پرواز در ارتفاع بالاتر به معنای عبور از بالای ابرها و تلاطمهای جوی بود که راحتی مسافران را دوچندان میکرد. این جهش تکنولوژیک باعث شد زمان پروازهای طولانی به نصف کاهش یابد و دنیا به معنای واقعی کلمه کوچکتر شود. مهندسان در این دوره بر روی آیرودینامیک بالهای عقبرفته (Swept wings) متمرکز شدند تا به سرعتهای نزدیک به صوت دست یابند.
فاجعه دهویلند کامت و درسهای سخت ایمنی
دهویلند کامت (de Havilland Comet) بریتانیایی، اولین هواپیمای جت مسافربری جهان بود که با پنجرههای بزرگ و مربعیشکل طراحی شد. اما این طراحی زیبا منجر به یک فاجعه مهندسی شد؛ ترکهای ریزی در گوشههای پنجرهها به دلیل خستگی فلز ایجاد گشت که باعث انفجار هواپیما در آسمان شد. محققان دریافتند که در ارتفاعات بالا، فشار داخلی کابین باعث تنش شدید در نقاط تیز میشود و از آن زمان تمام پنجرههای هواپیما گرد طراحی شدند. این حادثه تلخ، استانداردهای تست فشار بدنه را برای همیشه در صنعت هوانوردی دگرگون کرد. درسی که از کامت گرفته شد، پایه و اساس ایمنی جتهای مدرن امروزی را شکل داد.
امروزه هر قطعهای که در هواپیما نصب میشود، هزاران ساعت تستهای مخرب و غیرمخرب را پشت سر میگذارد تا از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود. مهندسی مدرن یاد گرفته است که چگونه با نیروهای فیزیکی در ارتفاعات ۳۰ هزار پایی کنار بیاید.
بوئینگ 707؛ پادشاهی در آسمانها
بوئینگ 707 نه تنها یک هواپیما، بلکه نماد فرهنگی دهه ۶۰ میلادی بود که عصر جت (Jet Age) را به خانههای مردم آورد. این پرنده چهار موتوره با سرعت خیرهکننده و ظرفیت مناسب، سفرهای بینقارهای را برای طبقه متوسط هم امکانپذیر کرد. بوئینگ با این مدل توانست بازار را از چنگ رقبای اروپایی درآورد و استانداردی جدید برای پیکربندی کابین ایجاد کند. صدای مهیب موتورهای ابتدایی توربوجت این هواپیما هنوز هم در خاطرههای قدیمی هوانوردی باقی مانده است. پان امریکن با استفاده از این مدل، شبکهای جهانی ایجاد کرد که نیویورک را به دورترین نقاط آسیا متصل میکرد.
رویای کنکورد و شکست سرعت مافوق صوت
کنکورد (Concorde) اوج هنر مهندسی مشترک فرانسه و بریتانیا بود که میتوانست با دو برابر سرعت صوت پرواز کند. مسافران کنکورد میتوانستند طلوع خورشید را دو بار در یک روز ببینند، چون سرعت هواپیما از سرعت چرخش زمین بیشتر بود. اما هزینه سوخت سرسامآور، صدای بسیار زیاد (Sonic boom) و ظرفیت کم مسافر باعث شد این پروژه از نظر اقتصادی شکست بخورد. پرواز با کنکورد بیشتر یک نماد پرستیژ بود تا یک روش منطقی برای جابهجایی انبوه مسافران در سطح جهان. در نهایت، حادثه سقوط سال ۲۰۰۰ و هزینههای نگهداری بالا، این پرنده زیبا را برای همیشه به موزهها فرستاد.
تولد ملکه آسمانها؛ بوئینگ 747
هنگامی که بوئینگ 747 در سال ۱۹۷۰ وارد خدمت شد، ابعاد آن به قدری بزرگ بود که فرودگاهها مجبور شدند زیرساختهای خود را تغییر دهند. این هواپیما با لقب ملکه آسمانها (Queen of the Skies) شناخته میشود و اولین هواپیمای پهنپیکر (Wide-body) جهان بود که دو راهرو در کابین داشت. طراحی طبقه دوم و کوهان معروف آن، در ابتدا برای تبدیل آسان به هواپیمای باری در نظر گرفته شده بود. ظرفیت جابهجایی بیش از ۴۰۰ مسافر باعث شد قیمت بلیط هواپیما به شدت کاهش یابد و گردشگری جهانی شکوفا شود. 747 برای بیش از سه دهه بدون رقیب در صدر جدول محبوبترین هواپیماهای دوربرد باقی ماند.
تکنولوژی موتورهای این هواپیما اجازه میداد بارهای سنگینتری جابهجا شوند و از این رو، خطوط هوایی توانستند سودآوری خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند. هنوز هم ابهت این پرنده در هر فرودگاهی نگاهها را به خود جلب میکند.
ایرباس و آغاز رقابت دو قطبی
در دهه ۷۰ میلادی، کنسرسیوم اروپایی ایرباس با معرفی مدل A300 وارد کارزار شد تا انحصار آمریکاییها را بشکند. A300 اولین هواپیمای پهنپیکر دو موتوره جهان بود که ثابت کرد برای پروازهای طولانی نیازی به چهار موتور پرمصرف نیست. این رویکرد جسورانه باعث شد تا بحثهای جدیدی در مورد ایمنی موتورها و قوانین «ایتاپس» (ETOPS) شکل بگیرد. رقابت شدید بین ایرباس و بوئینگ منجر به نوآوریهای بیوقفهای شد که نفع نهایی آن به جیب مسافران و محیط زیست رفت. اروپاییها با تمرکز بر بهرهوری سوخت و راحتی کابین، توانستند سهم بزرگی از بازار را از آن خود کنند.
تکنولوژی فلایبایوار و تغییر پارادایم هدایت
با معرفی ایرباس A320، سیستم سنتی کابل و قرقره برای هدایت هواپیما جای خود را به سیگنالهای الکترونیکی یا فلایبایوار (Fly-by-wire) داد. در این سیستم، کامپیوترها فرامین خلبان را تفسیر کرده و از ورود هواپیما به وضعیتهای خطرناک جلوگیری میکنند. حذف ستون فرمان بزرگ و جایگزینی آن با یک جویاستیک (Sidestick) کوچک در کنار خلبان، فضای کابین خلبان را کاملاً دگرگون کرد. این تکنولوژی باعث کاهش وزن هواپیما و افزایش دقت در کنترل پرواز شد که امنیت را به سطحی بیسابقه رساند. امروزه تقریباً تمام هواپیماهای مدرن از نسخههای پیشرفته این سیستم هوشمند استفاده میکنند.
ایرباس A380؛ بزرگترین پرنده مسافربری تاریخ
ایرباس A380 پاسخی غولآسا به نیاز جابهجایی مسافران در فرودگاههای پرترافیک بود که دو طبقه کامل برای مسافران داشت. این هواپیما میتوانست تا ۸۰۰ مسافر را در یک پرواز جابهجا کند و امکاناتی مثل حمام و بار را در اختیار کلاسهای لوکس قرار دهد. اما این پروژه به دلیل تغییر استراتژی خطوط هوایی از مدل هاب-اند-اسپوک (Hub-and-spoke) به پروازهای مستقیم با هواپیماهای کوچکتر، با چالش مواجه شد. چهار موتوره بودن A380 در دورانی که قیمت سوخت بالا رفت، به یک نقطه ضعف تبدیل گشت و تولید آن در نهایت متوقف شد. با این حال، تجربه پرواز با این قصر پرنده همچنان بینظیر و آرامترین تجربه ممکن در آسمان است.
بسیاری از مسافران به دلیل نبود لرزش و صدای کم در کابین A380، آن را به هر هواپیمای دیگری ترجیح میدهند. مهندسی آکوستیک در این مدل به اوج خود رسیده بود.
بوئینگ 787 دریملاینر و انقلاب کامپوزیتها
بوئینگ با معرفی 787 دریملاینر (Dreamliner)، به جای تمرکز بر اندازه، بر روی بهرهوری و راحتی مسافر تمرکز کرد. بدنه این هواپیما به جای آلومینیوم، عمدتاً از مواد کامپوزیت (Carbon fiber) ساخته شده که وزن کمتر و استحکام بیشتری دارد. این تغییر باعث شد فشار کابین در سطح پایینتری تنظیم شود و رطوبت هوا افزایش یابد که نتیجه آن خستگی کمتر مسافر بعد از پروازهای طولانی است. پنجرههای بزرگ با قابلیت تیره شدن الکترونیکی، جایگزین کرکرههای پلاستیکی قدیمی شدند تا تجربه بصری مسافران بهبود یابد. دریملاینر راه را برای پروازهای مستقیم بین شهرهای کوچکتر فراهم کرد که قبلاً اقتصادی نبودند.
تحول در موتورهای توربوفن با بهرهوری بالا
قلب تپنده هر هواپیمای مدرن، موتورهای توربوفن با نسبت کنارگذر (High-bypass turbofan) بسیار بالا هستند. موتورهایی مثل سری GEnx یا رولز-رویس ترنت (Rolls-Royce Trent) با استفاده از مواد سرامیکی و طراحی تیغههای پیشرفته، سوخت بسیار کمتری مصرف میکنند. کاهش صدای موتور نه تنها برای مسافران، بلکه برای ساکنان اطراف فرودگاهها نیز یک موهبت بزرگ بوده است. امروزه موتورها هوشمند شدهاند و هزاران داده را در هر ثانیه به مرکز مانیتورینگ ارسال میکنند تا خرابیها قبل از وقوع پیشبینی شوند. این سطح از اطمینان باعث شده که حوادث مربوط به نقص فنی موتور به ندرت اتفاق بیفتد.
امنیت پرواز در سایه جعبههای سیاه
تکامل هواپیماها بدون پیشرفت در ثبت دادههای پروازی ممکن نبود؛ جعبه سیاه (Black Box) که در واقع نارنجیرنگ است، کلید حل معماهای سقوط شد. از زمان رکوردرهای ابتدایی تا سیستمهای مدرن که دادهها را به صورت ابری (Cloud) ارسال میکنند، مسیر طولانی طی شده است. هر حادثه هوایی در تاریخ منجر به یک تغییر در طراحی یا پروتکلهای پروازی شده تا امنیت نسلهای بعدی تضمین شود. امروزه هوانوردی ایمنترین روش حمل و نقل در جهان محسوب میشود، آماری که مدیون بررسیهای سختگیرانه سوانح است. تکنولوژیهای جدید حتی اجازه میدهند خلبانها در محیطهای شبیهساز با دقیقترین جزئیات تمرین کنند.
اقتصاد صندلی و تغییر در طراحی داخلی کابین
شرکتهای هواپیمایی همواره به دنبال راهی برای جای دادن مسافر بیشتر و در عین حال حفظ رضایت نسبی هستند. طراحی صندلیهای ارگونومیک جدید و استفاده از نورپردازی الئیدی (LED) برای تنظیم ریتم شبانهروزی بدن، بخشی از این تلاشهاست. مانیتورهای لمسی با وضوح بالا و اینترنت ماهوارهای در ارتفاع ۳۸ هزار پایی، کابین هواپیما را به یک دفتر کار یا سینمای کوچک تبدیل کرده است. در کلاسهای بیزنس و فرست، رقابت بر سر ارائه سوئیتهای کاملاً خصوصی با درهای کشویی و تختهای تختشو به اوج رسیده است. حتی در کلاس اقتصادی نیز تلاش میشود با استفاده از متریالهای نوین، فضای پای (Legroom) بیشتری برای مسافر ایجاد شود.
استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت ترافیک کابین و پذیرایی نیز در حال آزمایش است تا زمان انتظار مسافران کاهش یابد. راحتی در سفر اکنون به یک دانش روانشناختی و فیزیکی پیچیده تبدیل شده است.
هواپیماهای باریکپیکر با برد عملیاتی بلند
روند جدیدی در صنعت شکل گرفته که هواپیماهای تکراهرو مثل ایرباس A321XLR میتوانند مسیرهای طولانی اقیانوسی را طی کنند. این یعنی شما میتوانید با یک هواپیمای کوچکتر از لندن به نیویورک یا حتی دورتر پرواز کنید بدون اینکه نیاز به توقف باشد. این موضوع باعث میشود خطوط هوایی بتوانند مسیرهای نقطه به نقطه (Point-to-point) بیشتری را با ریسک مالی کمتر افتتاح کنند. برای مسافران، این به معنای پروازهای مستقیم بیشتر و حذف ترانزیتهای طولانی در فرودگاههای بزرگ است. البته چالش اصلی، حفظ راحتی مسافر در یک فضای محدودتر برای مدتزمان بیش از ۸ ساعت پرواز است.
تأثیر پاندمی بر استراتژیهای ناوگان هوایی
بحران کرونا باعث شد بسیاری از هواپیماهای بزرگ و چهار موتوره مثل ایرباس A340 و بوئینگ 747 زودتر از موعد بازنشسته شوند. خطوط هوایی به سمت ناوگانهای منعطفتر و کممصرفتر مثل ایرباس A350 و بوئینگ 777X حرکت کردند که هزینههای عملیاتی کمتری دارند. سیستمهای تهویه مطبوع هواپیما که از فیلترهای هپا (HEPA) استفاده میکنند، در این دوران مورد توجه قرار گرفتند و ایمنی بهداشتی پرواز ثابت شد. این تغییرات باعث شد تا شرکتها بیشتر بر روی پایداری مالی و زیستمحیطی تمرکز کنند تا صرفاً جابهجایی انبوه. دوران پس از پاندمی، دوران هوشمندی و بهرهوری حداکثری در صنعت هوانوردی است.
هوش مصنوعی و خلبان خودکار پیشرفته
هواپیماهای مدرن امروزی عملاً کامپیوترهای پرندهای هستند که خلبان بیشتر نقش ناظر بر سیستمها را در آنها ایفا میکند. سیستمهای ناوبری ماهوارهای و فرود خودکار (Autoland) اجازه میدهند پرندهها در غلیظترین مهها نیز به سلامت بر زمین بنشینند. هوش مصنوعی در حال حاضر برای بهینهسازی مسیر پرواز به منظور مصرف سوخت کمتر و دور زدن تلاطمهای جوی به کار گرفته میشود. در آیندهای نزدیک، شاید شاهد پروازهایی با تنها یک خلبان یا حتی کاملاً خودمختار برای بخشهای باری باشیم. البته پذیرش اجتماعی و مسائل قانونی همچنان بزرگترین مانع برای حذف کامل دخالت انسانی در پروازهای مسافربری است.
سوختهای پایدار و آینده هوانوردی سبز
فشار برای کاهش انتشار کربن باعث شده تا صنعت هوانوردی به سمت سوختهای پایدار (SAF) و موتورهای هیدروژنی حرکت کند. شرکتهایی مثل ایرباس در حال کار بر روی پروژههای هواپیماهای صفر-آلاینده (ZeroE) هستند که از هیدروژن به عنوان سوخت اصلی استفاده میکنند. هواپیماهای الکتریکی کوچک نیز برای مسیرهای بسیار کوتاه شهری در حال توسعه هستند که نویدبخش سفرهای پاک و بیصدا هستند. چالش بزرگ در این مسیر، چگالی انرژی سوختها و زیرساختهای سوخترسانی در فرودگاههاست. گذار به هوانوردی سبز، بزرگترین چالش مهندسی در قرن بیست و یکم برای طراحان هواپیما خواهد بود.
استفاده از مواد بازیافتی در بدنه و طراحیهای آیرودینامیک الهام گرفته از طبیعت (Biomimicry) نیز از دیگر راهکارهای این حوزه است. هدف نهایی، پرواز بدون به جا گذاشتن ردپای کربنی در اتمسفر زمین است.
چالشهای هوانوردی در دهه آینده
با افزایش تقاضا برای سفر، مدیریت ترافیک هوایی و شلوغی آسمانها به یک مسئله جدی تبدیل شده است. زیرساختهای فرودگاهی باید با تکنولوژیهای جدید مثل احراز هویت بیومتریک و مدیریت هوشمند بار هماهنگ شوند تا زمان روی زمین ماندن هواپیما کاهش یابد. همچنین، امنیت سایبری به دلیل اتصال مداوم هواپیما به شبکه، اولویت اول مهندسان نرمافزار در بوئینگ و ایرباس شده است. ما در آستانه عصر جدیدی هستیم که در آن سرعت، راحتی و حفاظت از محیط زیست باید در یک نقطه به تعادل برسند. پرواز، که روزی رویای دستنیافتنی بشر بود، اکنون به بخشی جداییناپذیر از تمدن مدرن تبدیل شده است.
جمعبندی نهایی
سفر از پرواز ۱۲ ثانیهای برادران رایت تا سفرهای ۱۸ ساعته جتهای مدرن، داستانی از نبوغ، جسارت و یادگیری از خطاهاست. هواپیماهای مسافربری امروزی تنها ابزاری برای جابهجایی نیستند، بلکه شاهکارهای مهندسی محسوب میشوند که ایمنی، سرعت و پایداری را به شکلی بینظیر ترکیب کردهاند. با نگاهی به آینده، میبینیم که صنعت هوانوردی با تکیه بر هوش مصنوعی، مواد کامپوزیت و سوختهای پاک، در حال بازتعریف مرزهای ممکن است. اگرچه چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی بزرگی در پیش است، اما اشتیاق انسان برای کشف افقهای دوردست، تضمین میکند که آسمان همیشه خانه دوم ما باقی خواهد ماند.








((چرا وبسایت های ایرانی به چنین ارزش هایی نمی رسند؟
آیا از نظر تکنیک های پیاده سازی، کدر های ما چیزی کم دارند؟
آیا تحلیلگرهای خوبی نداریم؟
آیا طراحی های زیبا و جذابی نمی توانیم انجام دهیم؟
آیا راه اندازی چنین ایده هایی هر چند کوچک اما گیرا و موثر با ذائقه ملی و یا جهانی به سرمایه گذاری هنگفتی احتیاج دارد؟
و اینکه آیا هیچ ایرانی مقیم ایرانی ریسک چنین سرمایه گذاری احتمالی ای را نیم پذیرد؟
دکتر جان عیب کار ما کجاست؟
آیا حقیقتا مشکل فونت فارسی باعث شده که ما اینقدر در این ایده های کهنه و تکراری و تقلیدی دست و پا بزنیم. تازه در شرایطی که همون ها رو هم یا به دلیل فراهم نبودن زیرساخت ها و یا نبود فرهنگ مناسب استفاده از اونها، کامل پیاده نکردیم؟
دکتر شما مقاله ای می شناسید که این مطلب رو تحلیل کرده باشه و به این سوالات پاسخ گفته باشه؟))
هر چند از ما نپرسیدید ولی دوست دارم جوابی بدم:
از نظر علمی مشکلی نداریم… تنها مشکل در زمینه ی طراحی معنی نداشتن کار تیمی…
سرمایه گذاری هم اونقدرها نمی خواد.اگر بگیره راحت در میاد.
مشکل بعدی تنها شباهت ما با دیگر کشور ها داشتن اینترنته! دیگه هیچ چیزمون شبیه به هم نیست. نه سرعت اینترنت،نه فرهنگمون و نه…
ولی کلا ما عقب نیافتادیم.ما مگه چند تا طراح سایت درست و حسابی داریم تو ایرانی که 10% هم کامپیوتر ندارن؟! چیز عجیبی نیست که سایت خوبی نداشته باشیم! کل جهان همین 100 تا سایت خوب رو دارن.حالا خیلی غیر عادیه که ما سایت مشهوری نداریم؟! اونم با این زبون گندمون؟
آقای مجیدی در مورد خریداری اسکایپ توسط ebay شنیده بودم اما در مورد فروشش من خبری در این مورد نیافتم. احتمالا من اشتباه مطلب شما را تفهیم شدم یا اینکه واقعا eBay ، اسکایپ را فروخته.
به این ترتیب که حتی “ویکی پدیا” نیز از مالکیت ebay در مورد اسکایپ صحبت می کند.
پاسخ : از دقت نظر شما ممونم. مورد را اصلاح میکنم.
مقاله عالی و به جایی بود…
ممنون از ترجمه خوبتون…
عجیبه که امروز بعد از ظهر داشتم موقع دویدن و ورزش عصرگاهی دقیقا به همین موضوع یعنی ترکیدن حباب وب 2.0 فکر میکردم و اگر شما این پست رو ننوشته بودین احتمالا من الان درباره اش نوشته بودم.
کلا این ذات اینترنت هست که به صورت دوره یی دچار رکود میشه و از سرویس های زائد پاکسازی میشه. یعنی الان تعداد زیادی سرویس و سرویس دهنده وارد عرصه ی وب 2.0 میشن چون برای همشون جا هست و این عرصه نوپاست و در آمد زا و البته وسوسه انگیز، خیلی از اینها ایده هایی نو و ابتکاری دارن برخی از ایده ها با استقبال بالایی روبرو میشه و برخی ها حذف میشن. توی مرحله دوم ایده های موفق مقلد پیدا میکنن و مقلدها برخی هاشون تبدیل به رقیب میشن و ایده ی اولیه رو تکامل میدن و حتی در برخی موارد از ایده و سرویس دهنده ی اولیه جلو میزنن نمونه اش Jaiku که توییتر رو دور زد و تونست نظر گوگل رو جلب کنه، به هر حال این روند پیش میره تا بازار از سرویسهای گوناگون اشباع میشه مثلا بیشتر از 50 تا سرویس میکرو بلاگ موفق که 15 تا از اینها رو شرکتهای بزرگتری مثل یاهو گوگل مایکروسافت و میبلعن… حالا از اینجا سیر نزولی شروع میشه 35 شرکت باقی مونده شانس کمی دارن که بتونن نظر یه سرمایه دار سطح بالا رو جذب کنن بی انگیزه میشن و تعدادی شون از بازی خارج میشن یا سعی میکنن بازار یا سرویس دیگه یی رو امتحان کنن. این وسط شرکتهایی که قبلا خودشون رو با سرمایه گذار های سطح بالا ادغام کردن هم باز همه شون برنده نیستن معمولا شرکتی برنده میشه که دائم خلاقیت به خرج بده و در خودش تغییرو تحول ایجاد کنه و در نهایت میکروبلاگ رو که یک سرویس وب 2.0 هست رو بتونه به یک سرویس جدید تر یا شاید وب 3.0 بدل کنه که برای کابران تنوع طلب اینترنت جذاب باشه اینجا دقیقا شاید همون نقطه ای هست که حباب میترکه و ممکنه نزدیک به 45 سرویس شانسی برای بقا نداشته باشن.
چیزی که در اوج جریان .com اتفاق افتاد کمپانی های بسیاری به خاطر اینکه پولهای باد آورده شون رو در جریانات و ایده هایی بی سرانجام خرج کرده بودند به یکباره از جریان رقابت خارج شدن یا بهتر بگیم کاربران اونها رو پس زدن و به یکباره این کمپانی ها ریزش کردن. در اصل این کمپانی ها دست به ارائه سرویس هایی زده بودند که یا اصلا نیازی بهشون نبود یا هنوز براشون تقاضای کافی نبود عدم وجود متقاضی یا عرضه بیش از تقاضا معمولا نقطه ی انفجار حباب و نابودی کمپانی های میلیونی و میلیاردی هستش.
حالا یه سوال.
چرا وبسایت های ایرانی به چنین ارزش هایی نمی رسند؟
آیا از نظر تکنیک های پیاده سازی، کدر های ما چیزی کم دارند؟
آیا تحلیلگرهای خوبی نداریم؟
آیا طراحی های زیبا و جذابی نمی توانیم انجام دهیم؟
آیا راه اندازی چنین ایده هایی هر چند کوچک اما گیرا و موثر با ذائقه ملی و یا جهانی به سرمایه گذاری هنگفتی احتیاج دارد؟
و اینکه آیا هیچ ایرانی مقیم ایرانی ریسک چنین سرمایه گذاری احتمالی ای را نیم پذیرد؟
دکتر جان عیب کار ما کجاست؟
آیا حقیقتا مشکل فونت فارسی باعث شده که ما اینقدر در این ایده های کهنه و تکراری و تقلیدی دست و پا بزنیم. تازه در شرایطی که همون ها رو هم یا به دلیل فراهم نبودن زیرساخت ها و یا نبود فرهنگ مناسب استفاده از اونها، کامل پیاده نکردیم؟
دکتر شما مقاله ای می شناسید که این مطلب رو تحلیل کرده باشه و به این سوالات پاسخ گفته باشه؟
خودتون مایل به نگارش چنین مطلبی نیستید؟ برام جالبه شنیدن تحلیل خود شما در این خصوص.