علامت لرمیت در بیماری اماس (MS) چیست؟
تجربه احساس یک شوک الکتریکی ناگهانی که از پشت گردن شروع شده و مانند صاعقه به سمت پایین کمر و پاها حرکت میکند، برای بسیاری از بیماران مبتلا به اماس (Multiple Sclerosis) تجربهای اضطرابآور و مرموز است. این پدیده که در متون پزشکی به عنوان “علامت لرمیت” (Lhermitte’s sign) شناخته میشود، یکی از شاخصترین نشانههای درگیری سیستم عصبی مرکزی است. دانستن درباره این مطلب نهتنها برای بیماران جهت کاهش اضطراب ناشی از حملات ضروری است، بلکه برای پزشکان نیز یک ابزار تشخیصی کلیدی در ارزیابی سلامت نخاع محسوب میشود. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا یک حرکت ساده مثل خم کردن گردن میتواند منجر به چنین حس ناخوشایندی شود؟ آیا این علامت لزوماً به معنای پیشرفت بیماری اماس است یا میتواند ریشههای دیگری در مشکلات ستون فقرات داشته باشد؟ با ما همراه باشید تا از زوایای علمی، تاریخی و بالینی به اعماق این شوک الکتریکی سفر کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. ماهیت فیزیکی و توصیف حس لرمیت
- ۲. آناتومی نخاع و مکانیسم دمیلیناسیون
- ۳. ژان لرمیت؛ مردی پشت یک نام تاریخی
- ۴. فراتر از اماس؛ علل دیگری که شوک ایجاد میکنند
- ۵. لرمیت به عنوان یک زنگ خطر برای عود (Relapse)
- ۶. تشخیص افتراقی و اهمیت تصویربرداری MRI
- ۷. تجربههای زیسته بیماران و جنبههای روانی
- ۸. مدیریت علائم و استراتژیهای پیشگیرانه
- ۹. درمانهای دارویی و مداخلات نوین
- ۱۰. نقش فیزیوتراپی و وضعیتهای بدنی
- ۱۱. تصورات غلط و افسانههای پزشکی حول لرمیت
- ۱۲. تحقیقات آینده و امید به ترمیم میلین
۱. ماهیت فیزیکی و توصیف حس لرمیت
علامت لرمیت اغلب به عنوان یک “پدیده پاروکسیسم” (Paroxysmal phenomenon) توصیف میشود؛ یعنی حسی که ناگهانی ظاهر شده و در عرض چند ثانیه تمام میشود. بیماران معمولاً آن را به عبور جریان مستقیم برق از میان مهرههای پشت تشبیه میکنند که گاهی تا نوک انگشتان دست و پا نیز سرایت میکند. این حس زمانی تحریک میشود که فرد چانه خود را به سمت قفسه سینه خم میکند (Flexion). جالب اینجاست که علیرغم شدت این احساس که میتواند باعث پرش ناگهانی بدن یا ترس شود، هیچ درد ماندگاری به جا نمیگذارد و پس از بازگشت سر به حالت عادی، سریعاً محو میشود. این ویژگی گذرا بودن، یکی از دلایلی است که برخی بیماران در ابتدا آن را جدی نمیگیرند یا تصور میکنند دچار گرفتگی ساده عضلانی شدهاند.
در بررسیهای دقیقتر بالینی، مشخص شده است که شدت این شوک میتواند بسته به شرایط محیطی مثل خستگی یا گرما (پدیده اوتهوف) تغییر کند. برخی بیماران گزارش میدهند که حس لرمیت در آنها نه به صورت برقگرفتگی، بلکه به شکل عبور مایعی داغ یا لرزشی شدید در امتداد نخاع است. این تنوع در توصیف، ناشی از درگیری فیبرهای عصبی مختلف در ستون فقرات است. درک درست این حس به پزشک کمک میکند تا بفهمد که ضایعه (Lesion) دقیقاً در کجای نخاع گردنی واقع شده است. با اینکه این علامت برای فرد بسیار آزاردهنده است، اما در دنیای نورولوژی، یکی از زیباترین و دقیقترین نشانههای فیزیکی برای مکانیابی ضایعات عصبی محسوب میشود که بدون هیچ ابزار پیچیدهای و فقط با یک حرکت گردن قابل بررسی است.
۲. آناتومی نخاع و مکانیسم دمیلیناسیون
برای درک اینکه چرا لرمیت رخ میدهد، باید به ساختار اعصاب نگاهی بیندازیم. اعصاب ما توسط لایهای محافظ به نام میلین (Myelin) پوشانده شدهاند که دقیقاً مانند روکش پلاستیکی سیمهای برق عمل میکند. در بیماری اماس، سیستم ایمنی بدن به غلط به این پوشش حمله کرده و آن را از بین میبرد (Demyelination). وقتی میلین در ناحیه نخاع گردنی (Cervical spinal cord) آسیب ببیند، رشتههای عصبی لخت و حساس میشوند. در این حالت، هرگونه کشش مکانیکی که در اثر خم کردن گردن ایجاد میشود، باعث تحریک مستقیم این فیبرهای عصبی بدون روکش شده و سیگنالهای الکتریکی به جای حرکت منظم، به صورت پراکنده و انفجاری شلیک میشوند که مغز آن را به صورت شوک الکتریکی تفسیر میکند.
نخاع گردنی به دلیل تحرک بالایی که دارد، بیشترین تاثیر را از این پدیده میگیرد. در حالت عادی، نخاع در حین حرکت گردن به راحتی جابجا میشود، اما وقتی ضایعات اماس در آن وجود داشته باشد، انعطافپذیری بافت عصبی کم شده و حساسیت به فشار فیزیکی بالا میرود. این پدیده در واقع یک “اتصال کوتاه” در سیستم سیمکشی بدن است. مطالعات پاتولوژیک نشان دادهاند که حضور علامت لرمیت همبستگی بالایی با وجود پلاکهای فعال در ستون پشتی نخاع دارد؛ یعنی جایی که مسیرهای حسی مربوط به لمس و موقعیت بدن قرار گرفتهاند. این دانش به ما میآموزد که لرمیت صرفاً یک حس عجیب نیست، بلکه گواهی فیزیکی بر زخمی است که در مهمترین بزرگراه اطلاعاتی بدن ایجاد شده است.
۳. ژان لرمیت؛ مردی پشت یک نام تاریخی
اگرچه این علامت برای اولین بار توسط پیر ماری در سال ۱۸۹۳ توصیف شد، اما این “ژان لرمیت” (Jean Lhermitte) نورولوژیست فرانسوی بود که در سال ۱۹۲۴ مقالهای جامع درباره آن منتشر کرد و باعث شهرت جهانی این نشانه شد. لرمیت متوجه شد که این حس نه تنها در اماس، بلکه در سربازانی که دچار آسیبهای نخاعی در جنگ شده بودند نیز دیده میشود. او با دقت و ظرافت علمی، بین حسهای ناشی از قطع عصب و حسهای ناشی از تحریک مکانیکی تمایز قائل شد. لرمیت به عنوان یک محقق خستگیناپذیر، سالها بر روی رابطهی بین روان و اعصاب کار کرد و این علامت، میراثی شد که نام او را در کتابهای پزشکی جاودانه ساخت.
نکته تاریخی جالب این است که خود لرمیت در ابتدا فکر میکرد این علامت فقط مربوط به دمیلیناسیون است، اما تحقیقات بعدی نشان داد که دامنه نفوذ این پدیده وسیعتر است. او در دوران خود به عنوان یکی از پیشگامان مطالعه بر روی “اندام خیالی” و اختلالات ادراک بدن نیز شناخته میشد. نامگذاری این پدیده به نام او، ادای احترامی به تلاشهایش برای پیوند دادن شکایات ذهنی بیماران با حقایق آناتومیک بود. امروزه وقتی دانشجویان پزشکی “مانور لرمیت” را یاد میگیرند، در واقع در حال تکرار مشاهداتی هستند که یک قرن پیش، دقت یک پزشک فرانسوی را در مواجهه با رنج بیمارانش برانگیخت. او ثابت کرد که حتی کوچکترین واکنشهای بدنی میتوانند رازهای بزرگی را درباره ساختار پیچیده مغز و نخاع فاش کنند.
۴. فراتر از اماس؛ علل دیگری که شوک ایجاد میکنند
اگرچه علامت لرمیت به عنوان نشانه کلاسیک اماس شناخته میشود، اما نباید دچار این خطای علمی شد که هر شوک گردنی حتماً به معنای اماس است. هر عاملی که باعث فشار یا آسیب به نخاع گردنی شود، میتواند این حس را ایجاد کند. یکی از شایعترین این عوامل، “اسپوندیلوز گردنی” (Cervical Spondylosis) یا همان آرتروز شدید گردن است که در آن مهرهها یا دیسکها به نخاع فشار میآورند. همچنین کمبود شدید ویتامین B12 که باعث تخریب غلاف میلین میشود، یکی دیگر از متهمان اصلی در ایجاد علامت لرمیت است. این موضوع نشان میدهد که گاهی یک مشکل تغذیهای ساده میتواند علائمی مشابه یک بیماری خودایمنی پیچیده ایجاد کند.
سایر علل نادرتر شامل تومورهای نخاعی، تنگی کانال نخاعی، آسیبهای ناشی از ضربه به گردن (مثل تصادفات رانندگی) و حتی عوارض جانبی برخی درمانهای رادیوتراپی در ناحیه گردن هستند. در برخی موارد، بیمارانی که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند نیز ممکن است به طور موقت این حس را تجربه کنند. این گستردگی علل باعث میشود که پزشکان در مواجهه با این علامت، یک بررسی کامل از تاریخچه پزشکی فرد انجام دهند. تشخیص درست لرمیت در واقع شروع یک جستجوی کارآگاهی در ستون فقرات است تا منشأ اصلی تحریک اعصاب پیدا شود. بنابراین، اگر کسی این علامت را تجربه میکند، نباید فوراً برچسب اماس به خود بزند، بلکه باید به دنبال ریشهیابی دقیق در ساختار اسکلتی و شیمیایی بدن خود باشد.
۵. لرمیت به عنوان یک زنگ خطر برای عود (Relapse)
برای افرادی که ابتلای آنها به اماس قطعی شده است، ظاهر شدن ناگهانی یا تشدید علامت لرمیت میتواند معنای خاصی داشته باشد. در بسیاری از موارد، این پدیده نشاندهنده یک حمله جدید یا فعال شدن پلاکهای قدیمی در ناحیه نخاع است. اگر لرمیت همراه با علائم دیگری مثل بیحسی دستها یا ضعف حرکتی باشد، به احتمال زیاد نشاندهنده یک “عود” (Relapse) فعال است که نیاز به مداخله پزشکی فوری دارد. با این حال، گاهی لرمیت به صورت یک علامت مزمن و ماندگار باقی میماند که حتی در زمان ثبات بیماری نیز با فرد همراه است. در این حالت، علامت نشاندهنده جای زخم (Scar) دائمی روی اعصاب است و نه یک التهاب جدید.
تفاوت بین لرمیت ناشی از حمله جدید و لرمیت مزمن در شدت و تکرارپذیری آن است. اگر حس شوک الکتریکی ناگهان بسیار حساستر شده و با کوچکترین حرکت گردن تحریک میشود، احتمالاً التهاب فعال در جریان است. پزشکان از این نشانه برای مانیتورینگ پاسخ به درمان نیز استفاده میکنند؛ مثلاً پس از تزریق کورتون، کاهش شدت لرمیت میتواند نشانهای از فروکش کردن التهاب باشد. بیماران هوشیار معمولاً الگوی لرمیت خود را میشناسند و هرگونه تغییر در فرکانس یا قدرت آن را به عنوان یک پیام از سیستم عصبی خود دریافت میکنند. این تعامل آگاهانه با بدن، به مدیریت بهتر بیماری و پیشگیری از ناتوانیهای ماندگار کمک شایانی میکند.
۶. تشخیص افتراقی و اهمیت تصویربرداری MRI
وقتی بیماری با شکایت از شوکهای الکتریکی گردن مراجعه میکند، استاندارد طلایی برای تشخیص، انجام MRI مغز و نخاع با تزریق ماده حاجب (Gadolinium) است. MRI به پزشک اجازه میدهد تا پلاکهای دمیلینه را به وضوح ببیند. اگر پلاکها در MRI گردن روشن شوند و ماده حاجب را جذب کنند، نشاندهنده این است که التهاب فعال و جدید است. اما اگر پلاکها خاموش باشند، نشاندهنده آسیبهای قدیمی است که منجر به لرمیت مزمن شدهاند. تشخیص افتراقی در اینجا بسیار حیاتی است، زیرا درمان التهاب فعال (با کورتون) کاملاً متفاوت از مدیریت دردهای مزمن عصبی است.
گاهی اوقات پلاکهای بسیار کوچکی در نخاع وجود دارند که ممکن است در MRIهای با تسلای پایین دیده نشوند؛ در این موارد، تجربه بالینی پزشک و گزارش دقیق بیمار از “حس لرمیت” اهمیت دوچندانی پیدا میکند. همچنین، پزشک ممکن است آزمایش پتانسیل فراخوانده (Evoked Potentials) یا آزمایش مایع مغزی-نخاعی (LP) را درخواست کند تا اطمینان حاصل کند که سیستم عصبی مرکزی تحت تأثیر یک فرآیند خودایمنی قرار دارد. دقت در تشخیص لرمیت از این جهت مهم است که میتواند مسیر درمانی فرد را از یک جراحی دیسک گردن به سمت درمانهای تعدیلکننده سیستم ایمنی (DMT) تغییر دهد. در واقع، لرمیت یک راهنمای بصری و حسی است که نورولوژیست را مستقیم به قلب مشکل هدایت میکند.
۷. تجربههای زیسته بیماران و جنبههای روانی
زندگی با علامت لرمیت فراتر از یک چالش جسمی، یک بار روانی سنگین نیز به همراه دارد. تصور کنید هر بار که سرتان را برای بستن بند کفش یا نگاه کردن به گوشی موبایل خم میکنید، بدنتان بلرزد. این موضوع میتواند منجر به ایجاد “فوبیای حرکت” (Kinesiophobia) شود؛ یعنی بیمار به طور ناخودآگاه از حرکت دادن گردن خود میترسد و عضلات گردنش را سفت نگه میدارد که خود منجر به سردردهای تنشی و دردهای عضلانی ثانویه میشود. بسیاری از بیماران گزارش میدهند که لرمیت باعث ایجاد احساس ناامنی در مکانهای عمومی میشود، زیرا شوک ناگهانی ممکن است باعث پرش دست یا ریختن محتویات لیوان شود.
از سوی دیگر، توضیح دادن این حس به اطرافیان کار دشواری است. کلمات “شوک الکتریکی” برای کسی که آن را تجربه نکرده، انتزاعی به نظر میرسد. حمایتهای روانی و حضور در گروههای همیار بیماران اماس میتواند به فرد کمک کند تا درک کند این یک واکنش فیزیولوژیک شناخته شده است و نه نشانهای از فروپاشی ناگهانی بدن. یادگیری تکنیکهای آرامسازی (Relaxation) و پذیرش این حس به عنوان بخشی از واقعیت زیستی، استرس ناشی از آن را کاهش میدهد. استرس خود یکی از محرکهای تشدید علائم عصبی است و مهار آن میتواند به طور غیرمستقیم از شدت شوکهای لرمیت بکاهد. در واقع، درمان لرمیت باید همزمان بر روی اعصاب گردن و آرامش ذهن متمرکز باشد.
۸. مدیریت علائم و استراتژیهای پیشگیرانه
برای مدیریت لرمیت، اولین قدم شناسایی محرکهاست. برای بسیاری از بیماران، گرما (چه گرمای محیط و چه تب یا حمام داغ) شدت شوکها را افزایش میدهد. استفاده از جلیقههای خنککننده یا نوشیدن مایعات سرد میتواند کمککننده باشد. همچنین، یادگیری نحوه حرکت دادن گردن به صورت ملایم و پرهیز از حرکات ناگهانی و شدید (Sudden movements) از تکرار شوکها جلوگیری میکند. برخی بیماران از گردنبندهای طبی نرم (Soft collars) استفاده میکنند تا محدوده حرکت گردنشان را به طور موقت محدود کنند و به نخاع اجازه دهند از مرحله التهاب حاد عبور کند.
استراحت کافی و مدیریت خستگی نیز نقش کلیدی دارند. وقتی بدن خسته است، سیستم عصبی حساستر شده و آستانه تحریک لرمیت پایین میآید. تنظیم ارگونومی محیط کار، به طوری که مانیتور در سطح چشم قرار گیرد و نیاز به خم کردن مداوم گردن نباشد، یک راهکار عملی بسیار موثر است. همچنین، انجام تمرینات کششی سبک تحت نظر متخصص که به کاهش فشار بر نخاع کمک کند، میتواند در درازمدت دفعات وقوع لرمیت را کاهش دهد. این استراتژیهای پیشگیرانه به بیمار قدرت میدهند تا به جای اینکه مغلوب شوکهای ناگهانی شود، کنترل زندگی روزمره خود را دوباره به دست بگیرد و از فعالیتهای اجتماعی دور نماند.
۹. درمانهای دارویی و مداخلات نوین
اگر علامت لرمیت به قدری شدید باشد که در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند، پزشکان به سراغ گزینههای دارویی میروند. داروهای ضد تشنج مانند گاباپنتین (Gabapentin) یا پرهگابالین (Pregabalin) معمولاً اولین خط درمان هستند. این داروها با تثبیت غشای سلولهای عصبی، از شلیکهای الکتریکی ناخواسته جلوگیری میکنند. همچنین داروهای ضد افسردگی خاصی مانند دولوکستین (Duloxetine) که در مدیریت دردهای عصبی (Neuropathic pain) موثر هستند، ممکن است تجویز شوند. در موارد حاد که لرمیت بخشی از یک حمله جدید اماس است، پالستراپی با کورتون (متیلپردنیزولون) برای کاهش سریع التهاب ضروری است.
تحقیقات جدید بر روی داروهایی تمرکز دارند که نه تنها علائم را تسکین میدهند، بلکه به ترمیم میلین (Remyelination) نیز کمک میکنند. اگرچه هنوز داروی قطعی برای بازسازی غلاف اعصاب در دسترس نیست، اما کارآزماییهای بالینی بر روی آنتیبادیهای خاص و سلولهای بنیادی امیدهای زیادی را ایجاد کرده است. علاوه بر داروهای شیمیایی، برخی مکملها مثل ویتامینهای گروه B و اسیدهای چرب امگا-۳ نیز به عنوان پشتیبان سلامت اعصاب توصیه میشوند. نکته مهم این است که بیمار نباید خودسرانه دارو مصرف کند، زیرا دوزبندی این داروها برای مهار لرمیت بسیار حساس است و باید توسط متخصص نورولوژی تنظیم شود تا از عوارض جانبی مثل خوابآلودگی مفرط جلوگیری شود.
۱۰. نقش فیزیوتراپی و وضعیتهای بدنی
فیزیوتراپیستها نقش مهمی در کاهش اثرات علامت لرمیت دارند. آنها با آموزش “بهداشت گردن” به بیمار کمک میکنند تا فشار مکانیکی بر روی نخاع را به حداقل برساند. تمرینات تقویتکننده عضلات عمقی گردن باعث میشود که ستون فقرات ثبات بیشتری داشته باشد و در هنگام حرکت، نوسانات کمتری به نخاع منتقل شود. تکنیکهای آزادسازی بافت نرم و ماساژهای ملایم عضلات شانه و پشت نیز میتوانند تنشهای محیطی که لرمیت را تشدید میکنند، از بین ببرند. فیزیوتراپیست همچنین میتواند الگوهای حرکتی غلط را اصلاح کند؛ مثلاً نحوهی صحیح نگاه کردن به پایین بدون خم کردن مفرط مهرههای اطلس و آسه.
یک روش نوین در فیزیوتراپی، استفاده از تحریکات الکتریکی ملایم (TENS) در نواحی دورتر از ضایعه برای “دروازهبانی درد” (Gate Control Theory) است، هرچند این کار باید با احتیاط کامل انجام شود تا خود باعث تحریک لرمیت نشود. ورزشهایی مثل یوگا و تایچی که بر حرکات آرام و کنترلشده تمرکز دارند، برای این بیماران بسیار مفیدند. این ورزشها به فرد یاد میدهند که چگونه با بدن خود آشتی کند و ترس از حرکت را کنار بگذارد. یادگیری اینکه چگونه در هنگام وقوع شوک، نفس عمیق بکشید و بدن را شل کنید، از اسپاسمهای ثانویه که معمولاً بعد از لرمیت رخ میدهند، جلوگیری میکند. در واقع فیزیوتراپی، پل میان دارو و بازگشت به فعالیتهای عادی زندگی است.
۱۱. تصورات غلط و افسانههای پزشکی حول لرمیت
یکی از بزرگترین تصورات غلط این است که علامت لرمیت همیشه به معنای فلج شدن در آینده است. واقعیت این است که لرمیت یک علامت حسی است و بسیاری از بیماران سالها با آن زندگی میکنند بدون اینکه هرگز دچار ناتوانی حرکتی شدید شوند. افسانه دیگر این است که لرمیت فقط در اماس پیشرفته رخ میدهد، در حالی که این علامت اغلب یکی از اولین نشانههای بیماری (CIS) است و در جوانانی که تازه در معرض تشخیص هستند به وفور دیده میشود. همچنین برخی فکر میکنند که این شوکها باعث آسیب بیشتر به اعصاب میشوند، اما لرمیت خودِ آسیب نیست، بلکه “گزارش” یک آسیبِ از پیش موجود است.
اشتباه رایج دیگر، خلط کردن لرمیت با “درد فانتوم” یا توهم است. بیمارانی که لرمیت دارند واقعاً یک محرک فیزیکی را تجربه میکنند و این موضوع هیچ ربطی به مسائل روانی یا تخیل آنها ندارد. در گذشته گاهی این افراد را به هیستری متهم میکردند، اما امروزه با MRI ثابت شده است که هر شوک الکتریکی لرمیت، ریشه در یک پلاک مشخص دارد. درک این حقایق به بیماران کمک میکند تا با اعتماد به نفس بیشتری با بیماری خود روبرو شوند و اجازه ندهند افسانههای بیپایه، اضطراب آنها را دوچندان کند. لرمیت یک زبان بیولوژیک است، نه یک حکم قطعی برای سرنوشت بیمار.
۱۲. تحقیقات آینده و امید به ترمیم میلین
آینده مدیریت علامت لرمیت در گرو پیشرفتهای خیرهکننده در حوزه “نوروریجنریشن” (Neuroregeneration) است. دانشمندان در حال کار بر روی مولکولهایی هستند که سلولهای پیشساز الیگودندروسیت را تحریک میکنند تا میلینهای جدید بسازند. اگر این تحقیقات به ثمر برسد، دیگر نیازی به مدیریت شوکهای لرمیت نخواهد بود، زیرا منشأ اصلی مشکل یعنی اعصاب لخت، دوباره پوششدار میشوند. همچنین تکنولوژیهای پوشیدنی (Wearable tech) در حال توسعه هستند که با تشخیص لرزشهای اولیه گردن، سیگنالهای خنثیکنندهای میفرستند تا حس شوک الکتریکی قبل از رسیدن به مغز مهار شود.
علاوه بر این، مطالعات بر روی نقش میکروبیوم روده و رژیمهای غذایی ضدالتهابی در کاهش حساسیت اعصاب نخاعی در جریان است. استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل تصاویر MRI و پیشبینی وقوع لرمیت قبل از شروع علائم، یکی دیگر از افقهای روشن پیش روست. ما در دورانی زندگی میکنیم که اماس دیگر یک بنبست نیست، بلکه یک مسیر مدیریتی است. علامت لرمیت، اگرچه امروز یک مزاحم است، اما در تاریخ پزشکی به عنوان کاتالیزوری عمل کرد که باعث شد انسانها عمیقتر به ساختار نخاع و معجزهی میلین بیندیشند. روزی خواهد رسید که این شوکهای الکتریکی، تنها به عنوان بخشی از خاطرات تاریخ پزشکی در کتابها باقی بمانند.
جمعبندی نهایی
علامت لرمیت یکی از هوشمندانهترین و در عین حال چالشبرانگیزترین نشانههای بیماری اماس و ضایعات نخاعی است. این پدیده که به صورت یک شوک الکتریکی ناگهانی در اثر خم کردن گردن ظاهر میشود، گویای آسیب به غلاف میلین در ستون فقرات است. اگرچه این حس میتواند ترسناک باشد، اما لزوماً به معنای وخامت بیماری نیست و با مدیریت صحیح، داروهای مناسب و اصلاح وضعیتهای بدنی قابل کنترل است. شناخت دقیق ریشههای آناتومیک و پرهیز از محرکهایی مانند گرما، کلید بهبود کیفیت زندگی بیماران است. در نهایت، لرمیت یادآور حساسیت فوقالعاده سیستم عصبی ما و اهمیت پیشرفتهای علمی در مسیر ترمیم و بازسازی اعصاب است که نویدبخش آیندهای روشنتر برای تمامی بیماران نورولوژیک میباشد.









gahi fekr mikonam taghsir az khod mast ke in balaha dare saremun miad hich khastani nist ke tavanestan ro poshte khodesh nadashte bashe shayad in masael bayad be vojud biad ta ma be khodemun biaim o ye tekhun bokhorim .keshvari ke donya ro tahte solteye khodesh dasht chera bayad baraye servishaye ertebati mohtaje baghyeye keshvar ha beshe ?
کاری کرده که دل من میخاست که شود، باید بدانند که فرق بین افغانی و ایرانی چیست
“مشکل جهان اسلامه” ؟ یعنی چی؟ لطفا کمی فکر کنید. بسیاری از کشورهای خاورمیانه دولت های مسلمان دارند و با این تحریم ها مواجه نیستند.
شاید شما با اسلام مشکل داشته باشید. پس مشکل از شماست.
سلام دکتر جان.
سایت http://www.gsmarena.com هم مارو تحریم کرد.
Your access to GSMArena.com has been denied. If you think this is a mistake, please contact
info(at)gsmarena.com, mentioning your IP and country
راستش من از یک دید دیگه می خواهم به این قضیه نگاه کنم. برای همین یک مطلب توی وبلاگم با نام اگر یاهو گوش نداد چه؟ گذاشتم. اگر وقت کردید یک سر به این مطلب بزنید. و نظرتون رو در این باره بهم بگید. راستش این اولین مطلبم توی این وبلاگ است.
راستی من لینک این مطلبتون رو هم قرار دادم. به همراه لینک خودتون. اگر اشکالی داره این کارم بهم بگید که ورشون دارم. البته من توی دلم اجازه گرفتم ازتون!
راستی آدرس مطلبم رو یادم رفت.
http://dehatedigital.wordpress.com/2007/10/22/yahoogoshnadad
قربونت
سلام. با تبادل لینک موافقید
حقیقتش این است که این قضیه بمب دیگر شورش در آمده است.یاهو یک شرکت سهامی است.من اگر شرکتی متعلق به خودم داشته باشم حق دارم اسم هر کشور را که بخواهم از لیست خود حذف کنم.
این گونه حرکات دگم اندیشی و حماقت را نشان می دهند نه وطن پرستی .
خبری واقعا جالب!!! http://www.aftab.ir/news/2007/oct/20/c3c1192877112_science_education_computer_internet_yahoo.php
این روشی که چین در پیش گرفته با توجه به سابقه ی خوب ما(!) برای فیلترینگ در ایران هم شدنی است. هرچند زیاد محترمانه به نظر نمی رسد و ما سایت قدرتمند ایرانی برای سرچ نداریم. متاسفانه!
سلام … دو روزه به طریق متفاوت به اینجا می رسم!!!! مطالب خوبی دارید…. موفق باشی
به نظر من بدترین نوع تحریم همین حذف اسم ایران است. چون با این کار تا چند سال دیگر حداقل نسلهای جدید کشوری به نام ایران را نمی شناسند. واین یعنی فاجعه…
از اینها همین انتظار رو هم داشته باشید.
سلام دکتر
همه جور میشه نوشت و همه جور میشه تفسیر کرد…این یادت باشه
همه چیز در دنیا که یه راه نداره ..مثلا یک راه برای رسیدن به خدا که نیست چندین راه وجود داره (مارمولک)ولی اینکه کدومشون امن تر و بهتر باشه و بتوتیم در سریعترین زمان ازش بهره ببریم مهمه.در ضمن تبعات بعدی هم نداشته باشه…
شاید اگه بی خیال بشیم و این کار ادامه پیدا کنه اسم بی ارزه رو خودمون بزاریم بهتره و اگرم بیایم بگیم که ما هم حقی داریم که بهمون انگ تروریست بودن در نتم میچسبونن ..پس چکار کنیم؟
اصولا ما کاری نمی تونیم بکنیم چون اونچنان قدرتی در قبال سایت یاهو یا هر سایت دیگه ای نداریم…..
سعی کنید مطلب رو تنها نخونیم بلکه درکش کنیم….
از میلی که در دانشگاه تهران دارم، نمی توانم برای هیچ صندوقی در یاهو نامه بفرستم. همه نامهها Spam حساب می شوند و به Bulk می روند. خیلی طبیعی است که صاحب صندوق، نامه را ندیده پاک کند.
به مرکز انفورماتیک دانشگاه تهران مراجعه کردم. مسئول پاسخگویی با تعجب به من گفت “البته که شما نمیتوانید برای صندوق یاهو نامه بفرستید. آنها هم اگر برای شما نامه بفرستند، اسپم حساب می شود. مقصر خود یاهو است که اینقدر اسپم می فرستد. ما هم کلا ارتباط خود را با آن قطع کردیم.”
موقعی که در بین مسئولین ما اینقدر کوتاه نظری است. که حتی مسئول سایت دانشگاه تهران، دانشگاه مادر ایران، با رنکینگ 6 و بزرگ ترین سایت علمی کشور خیلی راحت یاهو را متهم و ارتباط خود را با آن قطع میکنند، شما چه انتظاری از دیگران دارید. در جواب “برای صندوقی غیر از یاهو نامه بفرستید” زمانیکه تقریبا تمام صندوق های پستی در یاهو ست، چه می توان گفت؟
متاسفانه ایران از لیست Hotmail هم حذف شده.
دوست عزیزی که خواهان نابودی اسرائیل هست توجه داشته باشد که همین (…).
دوستان میتونن به میل یاهوی خودشون وارد شن یا با پیغام :
Sorry, your session has expired.
مواجه میشن؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
سلام ایرانی
ای آقا.حذف شده که حذف شده.آسمون به زمین که نیومده.
اگه میتونن نام ایران وآوازه ی ایران وعلم روبه پیشرفت ایران رودرجهان حذف کنن.یاهوبااین کارخودش روخراب کرد.
البته این به این معنی نیست که ماباید ساکت بنشینیم.
به امید روزی که نام وخود کشورنامشروع اسرائیل ازصفحه روزگار حذف شود.ان شاالله…
***ایرانی میتواند***
اگر یادت باشه دکتر توی ویندوز میلینیوم توی لیست کشورها نام ایران وجود نداشت ولی برای تنظیم ساعت نام تهران سر جاش دست نخورده بود .
من که هیچ گاه فکر نکردم که این یه اشتباه از طرف تیم توسعه دهندگان نرم افزار بوده باشه .
این سیاست یک بام دو هواست. وقتی که عربهای حاشیه نشین که نه دکتر دارند،نه فیلسوف ، نه شاعر و نه دانشمند با این تحریمها سرمایه های میلیاردی به جیب می زنند. وقتی که دوبی نیم وجبی پایتخت دوم ایران شده به طوری که تمامی شرکتهای ایرانی که معاملات تجاری بین المللی دارند به انجا پناه می برند………..
(…)
چقدر این سیاست تاثیر گذار بود .
با سلام و احترام:
:
لطفا در مورد سایت گودریدز و نحوه استفاده از آن راهنمایی جامع و کاملی
فرمایید؟؟؟
چگونه می توان کتاب ها را برای خود ذخیره و دانلود کرد؟؟؟
و…؟؟؟
با تشکر فراوان
به نظر من هم بمب سازی گوگلی بی معنی هستش و شاید تا یکی دو سال دیگه اصلا کارایی نخواهد داشت، سایتهای وب 2.0 هستند که اصلا به منظور همین اعتراض ها ساخته شده اند و فکر میکنم به زودی ارزش بعضی از آنها خیلی بیشتر از بمب های گوگلی بشود یک نمونه اش مثلا همین Jihadonyou.com است، شاید بد نباشه یک حکم جهاد علیه یاهو میل بدهیم! و البته اگر اعتراض مان را در چندین سایت از این دست و مثلا با رقم های میلیونی اعلام کنیم اثرش خیلی بهتر و بیشتر از بمب های گوگلی خواهد بود.
ببینید که موزه های امریکا چه کردند با ما
تصویری از سر بریده کوروش کبیر هدیه به ملکه سکاها در موزه بوستون امریکا و لوور پاریس
از یه دونه لینک دانلود کنید یا کلیک کنید ببینید
http://web.mit.edu/~danial/Public/Blog/kurosh.jpg
http://aycu13.webshots.com/image/30372/2004575918735855458_rs.jpg
http://xs119.xs.to/xs119/07380/kurosh-die.jpg
حجم 1 مگابایت
مشکل جهان اسلامه
از یاهو بدم میاد جدا….!