لکه آکرومیک یا لکه بیرنگ به شکل برگ در نوزادان نشانه کدام بیماری ژنتیکی است؟
در نگاه اول، یک لکه روشن و بیرنگ روی پوست لطیف یک نوزاد ممکن است تنها یک ویژگی مادرزادی ساده به نظر برسد، اما در دنیای پیچیده ژنتیک پزشکی، همین نشانههای کوچک میتوانند کلید حل معماهای بزرگی باشند. لکه آکرومیک (Achromic patch) که به دلیل شباهت ظاهریاش به برگ درخت، به «لکه برگ زبانگنجشکی» (Ash-leaf spot) معروف شده است، یکی از حیاتیترین یافتههای بالینی در معاینات بدو تولد محسوب میشود. دانستن و آشنایی با این لکهها برای والدین و پزشکان نه تنها جالب، بلکه بسیار ضروری است، زیرا این علائم غالباً اولین و زودهنگامترین نشانه بالینی یک اختلال ژنتیکی سیستمیک به نام توبروز اسکلروزیس (Tuberous Sclerosis Complex) هستند. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا این لکهها به وجود میآیند و پیوند آنها با رشد تومورهای خوشخیم در اعضای حیاتی بدن چیست.
ما در پی آن هستیم که ببینیم آیا هر لکه روشنی روی پوست نوزاد خطرناک است یا خیر و چگونه میتوان با استفاده از ابزارهای سادهای مانند لامپ وود (Wood’s lamp)، این لکهها را از سایر تغییرات رنگدانهای پوست تشخیص داد. بررسی این موضوع که چرا این لکهها دقیقاً به شکل برگ ظاهر میشوند و چرا در بدو تولد ممکن است با چشم غیرمسلح به سختی دیده شوند، از بخشهای جذاب این نوشتار خواهد بود. آیا درست است که تشخیص زودهنگام این لکهها میتواند مسیر زندگی یک کودک را با مداخلات درمانی به موقع تغییر دهد؟ با ما همراه باشید تا با نگاهی دقیق و علمی، از اسرار این نشانههای سفید پوستی و ارتباط عمیق آنها با سلامت مغز و اعصاب پرده برداریم.
فهرست مطالب
- ۱. ماهیت بیولوژیک لکههای آکرومیک
- ۲. توبروز اسکلروزیس؛ فراتر از یک لکه پوستی
- ۳. مورفولوژی خاص: چرا شکل برگ؟
- ۴. ریشههای ژنتیک و جهشهای عامل بیماری
- ۵. اهمیت تشخیص زودهنگام در نوزادی
- ۶. ابزار تشخیصی: جادوی لامپ وود
- ۷. ارتباط با تشنجهای نوزادی و اسپاسمهای شیرخوارگی
- ۸. بازتاب در مطالعات موردی و تاریخ پزشکی
- ۹. سایر نشانههای پوستی مرتبط با TSC
- ۱۰. سوءبرداشتها و خطاهای تشخیصی رایج
- ۱۱. یافتههای نوین در درمانهای دارویی (mTOR inhibitors)
- ۱۲. مدیریت بلندمدت و آینده کودکان مبتلا
۱. ماهیت بیولوژیک لکههای آکرومیک
لکههای آکرومیک یا هیپوپیگمانته (Hypopigmented macules) مناطقی از پوست هستند که به دلیل کاهش فعالیت یا تعداد ملانوسیتها (سلولهای تولیدکننده رنگدانه)، رنگ روشنتری نسبت به پوست اطراف دارند. برخلاف بیماری ویتیلیگو (پیسی) که در آن رنگدانه کاملاً از بین میرود و پوست به رنگ سفید گچی در میآید، در لکههای برگ زبانگنجشکی، مقداری رنگدانه هنوز وجود دارد و لکه بیشتر حالت «کمرنگ» دارد تا «بیرنگ». این پدیده به دلیل نقص در مسیر سیگنالدهی سلولی رخ میدهد که در آن، ملانوسیتها نمیتوانند ملانین (Melanin) را به طور موثر به سلولهای سطح پوست انتقال دهند.
این لکهها معمولاً تخت هستند و هیچگونه برجستگی، زبری یا خارش ندارند، به همین دلیل ممکن است توسط والدین نادیده گرفته شوند. از نظر میکروسکوپی، ساختار پوست در این نواحی کاملاً سالم است و تنها تفاوت در محتوای رنگدانه است. جالب اینجاست که این لکهها در نوزادانی با پوست بسیار روشن، ممکن است با چشم غیرمسلح اصلاً دیده نشوند و تنها زمانی که نوزاد کمی بزرگتر شده و در معرض آفتاب قرار میگیرد، به دلیل برنزه نشدن این نقاط، تضاد رنگی آشکار گردد. این ماهیت پنهانکار، اهمیت استفاده از معاینات دقیق تخصصی را در همان روزهای اول زندگی گوشزد میکند.
۲. توبروز اسکلروزیس؛ فراتر از یک لکه پوستی
لکه برگ زبانگنجشکی به خودی خود یک بیماری نیست، بلکه نشانهای از یک سندروم چندسیستمی به نام توبروز اسکلروزیس (Tuberous Sclerosis Complex یا TSC) است. این بیماری باعث رشد تومورهای غیرسرطانی (خوشخیم) در اندامهای مختلف از جمله مغز، قلب، کلیه، چشم و ریه میشود. در واقع، لکه پوستی تنها نوک کوه یخ است. اختلال در رشد سلولی که باعث ایجاد آن لکه سفید شده، همان اختلالی است که میتواند منجر به ایجاد غدههای کوچکی در مغز (Tubers) شود که کانون تشنجهای شدید در آینده خواهند بود.
ارتباط بین این لکه و TSC به قدری قوی است که وجود سه لکه یا بیشتر از این نوع در یک نوزاد، به شدت مشکوک به بیماری تلقی شده و نیاز به بررسیهای تصویربرداری مغزی و قلبی فوری دارد. TSC یک بیماری پیچیده است که میتواند طیف وسیعی از علائم را از ناتوانیهای یادگیری خفیف تا صرع مقاوم به درمان ایجاد کند. شناخت لکه آکرومیک به عنوان اولین قطعه از این پازل، به تیم پزشکی اجازه میدهد تا قبل از بروز آسیبهای جدی به ارگانهای حیاتی، مراقبتهای لازم را آغاز کنند. این یکی از بارزترین مثالها در پزشکی است که نشان میدهد چگونه پوست میتواند آینهای برای نمایش اختلالات عمیق داخلی باشد.
۳. مورفولوژی خاص: چرا شکل برگ؟
نامگذاری این لکه به “Ash-leaf” به دلیل شکل بیضیگون آن است که در یک انتها گرد و در انتهای دیگر نوکتیز میشود، دقیقاً شبیه به برگ درخت زبانگنجشک. این مورفولوژی خاص تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهنده نحوه مهاجرت و توزیع ملانوسیتها در دوران جنینی است. اگرچه این لکهها میتوانند به اشکال نامنظم یا گرد هم دیده شوند، اما فرم کلاسیک برگی آن اختصاصیترین شکل برای تشخیص TSC است. طول این لکهها معمولاً بین ۱ تا ۳ سانتیمتر متغیر است و اغلب روی تنه، باسن یا اندامهای حرکتی ظاهر میشوند.
چرا سیستم ایمنی یا ژنتیک بدن چنین شکلی را خلق میکند؟ پاسخ در نقصهای منطقهای سلولهای مشتق از ستیغ عصبی (Neural Crest) نهفته است. در دوران جنینی، ملانوسیتها از ستیغ عصبی به سمت پوست مهاجرت میکنند. در بیماری TSC، شاخهای از این سلولها که قرار است ناحیه مشخصی از پوست را پوشش دهند، دچار نقص ژنتیکی شده و نمیتوانند رنگدانه تولید کنند. محدوده تحت پوشش این شاخه سلولی، همین شکل برگی یا بیضی را ایجاد میکند. این هندسه بیولوژیک، در واقع نقشهای از مسیرهای مهاجرت سلولی در دوران جنینی است که به دلیل یک خطای ژنتیکی، به صورت یک لکه روشن بر روی بدن کودک باقی مانده است.
۴. ریشههای ژنتیک و جهشهای عامل بیماری
بیماری توبروز اسکلروزیس ناشی از جهش در یکی از دو ژن TSC1 (تولیدکننده پروتئین هامارتین) یا TSC2 (تولیدکننده پروتئین توبرین) است. این دو پروتئین با هم کار میکنند تا یک مجتمع نظارتی را تشکیل دهند که رشد و تقسیم سلولها را کنترل میکند. وقتی یکی از این ژنها دچار نقص شود، ترمز رشد سلولی برداشته شده و سلولها به طور نامنظم شروع به تکثیر یا بزرگ شدن میکنند. این پدیده باعث ایجاد تومورها در اعضای داخلی و لکههای آکرومیک در پوست میشود. جالب است بدانید که حدود دو سوم موارد TSC ناشی از جهشهای جدید (De novo) هستند، یعنی والدین کاملاً سالم هستند و جهش برای اولین بار در جنین رخ داده است.
ژن TSC2 معمولاً با علائم شدیدتر و لکههای پوستی بیشتری همراه است. دانش ژنتیک امروزی به ما اجازه میدهد که با یک آزمایش خون ساده از نوزاد، وجود این جهشها را تایید کنیم. اما نکته شگفتانگیز اینجاست که حتی قبل از آماده شدن نتایج آزمایش ژنتیک، پزشک با مشاهده لکه برگ زبانگنجشکی میتواند با دقت بالایی بیماری را حدس بزند. این پیوند محکم بین کد ژنتیکی و تظاهر پوستی، TSC را به یکی از مدلهای اصلی مطالعه در علم ژنتیک تبدیل کرده است. در واقع، هر لکه سفید روی پوست نوزاد، داستانی از یک خطای کوچک در کدهای شیمیایی حیات را روایت میکند که پیامدهای بزرگی برای سلامت کل بدن دارد.
۵. اهمیت تشخیص زودهنگام در نوزادی
چرا تشخیص لکه آکرومیک در نوزادی تا این حد حیاتی است؟ دلیل اصلی آن در قلب و مغز نوزاد نهفته است. نوزادان مبتلا به TSC ممکن است دچار تومورهای قلبی به نام رابدومیوم (Rhabdomyoma) باشند که گاهی در سونوگرافیهای دوران بارداری هم دیده میشوند. اما مهمتر از آن، تشکیل توبرهای مغزی است. اگر پزشک با دیدن لکههای پوستی، شک به TSC ببرد و تصویربرداری مغزی (MRI) انجام دهد، میتواند قبل از اینکه کودک دچار تشنجهای ویرانگر شود، مداخلات درمانی را آغاز کند. تشنجهایی که در اثر این بیماری ایجاد میشوند، اگر درمان نشوند، میتوانند منجر به عقبماندگی ذهنی دائمی شوند.
تشخیص زودهنگام همچنین به والدین اجازه میدهد تا از نظر ژنتیکی مشاوره بگیرند و برای آینده فرزند خود برنامهریزی کنند. در بسیاری از موارد، اولین علامت TSC همین لکههای روشن پوستی هستند و علائم دیگر ممکن است ماهها یا سالها بعد ظاهر شوند. بنابراین، لکه آکرومیک یک «زمان طلایی» برای تشخیص در اختیار تیم پزشکی قرار میدهد. نوزادی که در هفتههای اول زندگی به دلیل این لکهها شناسایی میشود، شانس بسیار بالاتری برای داشتن یک زندگی عادی و کنترل شده دارد، چرا که علم امروز ابزارهای قدرتمندی برای مهار تومورهای ناشی از این بیماری در اختیار دارد، به شرطی که بدانیم کجا و به دنبال چه چیزی بگردیم.
۶. ابزار تشخیصی: جادوی لامپ وود
همانطور که گفته شد، تشخیص لکههای روشن روی پوست نوزادان سفیدپوست بسیار دشوار است. در اینجا ابزاری به نام لامپ وود (Wood’s lamp) وارد عمل میشود که از نور ماوراء بنفش (UV) با طول موج خاصی استفاده میکند. در زیر نور این لامپ و در یک اتاق تاریک، لکههای آکرومیک به دلیل کاهش ملانین، با تضاد بسیار شدیدی نسبت به پوست اطراف میدرخشند و کاملاً آشکار میشوند. این معاینه ساده، بدون درد و سریع است و میتواند لکههایی را که با چشم غیرمسلح تقریباً نامرئی هستند، به وضوح نشان دهد.
لامپ وود در واقع مانند یک فیلتر حقیقت عمل میکند. در حالی که زیر نور معمولی اتاق ممکن است پوست نوزاد کاملاً یکدست به نظر برسد، نور فرابنفش تفاوتهای ظریف در محتوای رنگدانه را برجسته میکند. استفاده از این ابزار در بخشهای نوزادان و مطبهای متخصص پوست به یک استاندارد تبدیل شده است. دقت این روش به قدری بالاست که حتی کوچکترین لکههای نقطهای (Confetti-like lesions) را که آنها هم نشانهای از TSC هستند، آشکار میکند. این جادوی نور به ما کمک میکند تا از خطای انسانی عبور کرده و نشانههای پنهان ژنتیک را در همان اولین معاینات پس از تولد ردیابی کنیم.
۷. ارتباط با تشنجهای نوزادی و اسپاسمهای شیرخوارگی
یکی از خطرناکترین عوارض همراه با لکههای آکرومیک در نوزادان مبتلا به TSC، نوعی تشنج خاص به نام اسپاسم شیرخوارگی (Infantile Spasms) یا سندروم وست است. در این حالت، نوزاد به طور ناگهانی دست و پای خود را جمع میکند، گویی که ترسیده یا دلپیچه دارد. ارتباط بین لکههای سفید پوستی و این اسپاسمها بسیار مستقیم است؛ چرا که توبرهای مغزی باعث تحریک الکتریکی غیرطبیعی میشوند. اگر نوزادی لکه برگ زبانگنجشکی داشته باشد و همزمان دچار این حرکات مشکوک شود، این یک اورژانس مطلق مغز و اعصاب محسوب میشود.
درمان به موقع این اسپاسمها با داروهای خاصی مانند ویگاباترین (Vigabatrin) میتواند از تخریب گسترده مدارهای عصبی مغز جلوگیری کند. جالب اینجاست که در بسیاری از موارد، والدین لکههای سفید را میبینند اما تصور نمیکنند که لرزشهای کوچک فرزندشان به آن لکهها ربطی داشته باشد. آگاهیبخشی در این زمینه میتواند جان و آینده ذهنی نوزاد را نجات دهد. لکه آکرومیک در اینجا به عنوان یک تابلوی راهنما عمل میکند که پزشک را مستقیماً به سمت بررسی نوار مغزی و پیشگیری از معلولیتهای ذهنی هدایت مینماید. این پیوند عصبی-پوستی، یکی از مهمترین مباحث در نورودرماتولوژی مدرن است.
۸. بازتاب در مطالعات موردی و تاریخ پزشکی
تاریخچه کشف TSC و نشانههای آن به اواخر قرن نوزدهم برمیگردد، زمانی که دزیره-ماگلوآر بورنویل (Désiré-Magloire Bourneville)، متخصص مغز و اعصاب فرانسوی، تومورهای مغزی را توصیف کرد. اما لکههای پوستی تا سالها بعد به طور کامل به این بیماری پیوند داده نشدند. در مطالعات موردی قدیمی، اغلب از کودکانی یاد میشد که لکههای سفیدی داشتند و بعدها دچار «عقبماندگی» میشدند، بدون اینکه کسی بداند این دو به هم مربوط هستند. امروزه با بازخوانی آن پروندهها، متوجه میشویم که لکه آکرومیک همیشه آنجا بوده تا هشدار دهد، اما دانش بشر برای خواندن این پیام کافی نبوده است.
در مطالعات جدیدتر، پروندههای موفقی وجود دارد که در آن پزشکان تنها با دیدن یک لکه کوچک روی شکم نوزاد در یک چکآپ روتین و استفاده از لامپ وود، موفق به تشخیص TSC شدهاند. این کودکان با دریافت داروهای پیشگیرانه، اکنون زندگی کاملاً نرمالی دارند و هرگز دچار تشنجهای شدید نشدهاند. این تفاوت بین دیروز و امروز، اهمیت تکامل دانش تشخیصی را نشان میدهد. لکه برگ زبانگنجشکی اکنون به عنوان یکی از «نشانههای کلاسیک» در تمام اطلسهای پزشکی جهان ثبت شده و داستانی از پیشرفت بشر در رمزگشایی از زبانِ پوست را در خود جای داده است.
۹. سایر نشانههای پوستی مرتبط با TSC
لکه آکرومیک تنها نشانهی پوستی TSC نیست، بلکه معمولاً اولینِ آنهاست. با بزرگتر شدن کودک، علائم دیگری نیز ظاهر میشوند. یکی از معروفترین آنها «آنژیوفیبروم صورت» (Facial angiofibromas) است؛ دانههای قرمزی که معمولاً در سنین ۳ تا ۵ سالگی روی گونهها و بینی ظاهر میشوند و در گذشته به اشتباه «آکنه مادرزادی» نامیده میشدند. همچنین لکههای «شاگرین» (Shagreen patch) که نواحی با پوست ضخیم و ناهموار شبیه پوست پرتقال در پایین کمر هستند، از دیگر علائم مهم هستند که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشوند.
وجود لکههای سفید نقطهای (مانند پاشیدن کاغذ رنگی سفید روی پوست) و فیبرومهای زیر ناخن (Koenen’s tumors) نیز از دیگر قطعات این پازل پوستی هستند. اما تفاوت لکه برگ زبانگنجشکی در این است که برخلاف بقیه، در لحظه تولد یا مدت کوتاهی پس از آن حضور دارد. این نشانههای پوستی به ترتیب زمانی، مانند یک تقویم بیولوژیک عمل میکنند. شناخت این توالی به پزشک اجازه میدهد تا سن بیمار و پیشرفت احتمالی بیماری را تخمین بزند. در واقع، پوست نوزاد مبتلا به TSC یک بوم نقاشی پویا است که با گذشت زمان، ابعاد مختلف این اختلال ژنتیکی را نمایان میکند.
۱۰. سوءبرداشتها و خطاهای تشخیصی رایج
بزرگترین سوءبرداشت این است که هر لکه سفیدی روی پوست نوزاد نشانه یک بیماری وحشتناک است. باید تاکید کرد که بسیاری از نوزادان لکههای هیپوپیگمانته سادهای دارند که هیچ ارتباطی با TSC ندارد و تنها یک تنوع طبیعی در رنگدانه پوست است (Nevus depigmentosus). خطای تشخیصی زمانی رخ میدهد که پزشک یا والدین یا بیش از حد وحشتزده شوند و یا برعکس، لکههای متعدد (بیش از سه عدد) را نادیده بگیرند. کلید تشخیص در «تعداد»، «شکل خاص برگی» و «بررسی سایر ارگانها» نهفته است. نباید لکه آکرومیک را با قارچهای پوستی یا لکههای ناشی از اگزما اشتباه گرفت.
اشتباه دیگر، اکتفا به معاینه با چشم غیرمسلح است. همانطور که ذکر شد، در نوزادان بسیار سفیدپوست، این لکهها ممکن است دیده نشوند و تشخیص TSC تا زمان بروز اولین تشنج به تاخیر بیفتد. همچنین، برخی تصور میکنند که اگر کودک در بدو تولد تشنج ندارد، پس لکههای پوستیاش بیخطر هستند. این یک باور اشتباه و خطرناک است، چرا که ضایعات مغزی ممکن است بیصدا باشند و سالها بعد خود را نشان دهند. آموزش صحیح به کادر درمان و والدین برای جدی گرفتن لکههای سفید و انجام معاینه با لامپ وود، تنها راه جلوگیری از این سوءبرداشتها و خطاهای جبرانناپذیر است.
۱۱. یافتههای نوین در درمانهای دارویی (mTOR inhibitors)
در سالهای اخیر، انقلابی در درمان توبروز اسکلروزیس رخ داده که مستقیماً با مکانیسم ایجاد لکههای پوستی در ارتباط است. دانشمندان دارویی به نام «اورولیموس» (Everolimus) و «سیرولیموس» (Sirolimus) کشف کردهاند که مهارکننده پروتئین mTOR هستند؛ همان پروتئینی که به دلیل جهش ژنتیکی در این بیماران بیش از حد فعال شده است. این داروها نه تنها میتوانند حجم تومورهای مغزی و کلیوی را کاهش دهند، بلکه به صورت ژل موضعی برای درمان ضایعات پوستی نیز به کار میروند و نتایج درخشانی در محو کردن لکهها و آنژیوفیبرومها داشتهاند.
این پیشرفت علمی نشان میدهد که ما از مرحله «فقط تشخیص» به مرحله «درمان ریشهای» رسیدهایم. اکنون وقتی لکه آکرومیک در نوزادی تشخیص داده میشود، پزشکان میتوانند با استفاده از این مهارکنندههای هوشمند، مسیر پیشرفت بیماری را سد کنند. جالب اینجاست که تحقیقات بر روی این لکههای پوستی، راه را برای درک بهتر سرطانهای دیگر و حتی فرآیند پیری هموار کرده است، زیرا پروتئین mTOR در بسیاری از فرآیندهای حیاتی سلول نقش دارد. لکه برگ زبانگنجشکی، که روزگاری تنها یک علامت برای ناامیدی بود، اکنون به دروازهای برای ورود به عصر پزشکی دقیق (Precision Medicine) تبدیل شده است.
۱۲. مدیریت بلندمدت و آینده کودکان مبتلا
کودکی که با لکههای آکرومیک شناسایی میشود، نیاز به یک تیم مراقبتی متشکل از متخصص پوست، مغز و اعصاب، کلیه و ژنتیک دارد. مدیریت بلندمدت شامل امآرآیهای دورهای مغز، سونوگرافی کلیه و معاینات چشم است. خبر خوب این است که با مراقبتهای نوین، اکثر این کودکان میتوانند به مدارس عادی بروند و زندگی مستقلی داشته باشند. لکههای پوستی ممکن است با گذشت زمان بیشتر شوند یا تغییر شکل دهند، اما با درمانهای موضعی جدید، جنبههای زیبایی آنها نیز قابل مدیریت است و دیگر جای نگرانی بزرگی برای ظاهر کودک وجود ندارد.
آینده برای این بیماران بسیار روشنتر از قبل است. با غربالگریهای ژنتیکی پیش از تولد و آگاهی بالای پزشکان نوزادان، تشخیصها سریعتر و دقیقتر شدهاند. لکه برگ زبانگنجشکی اکنون به عنوان یک «فرصت» دیده میشود؛ فرصتی برای مداخله قبل از وقوع حادثه. ما یاد گرفتهایم که به پیامهای کوچک بدن احترام بگذاریم و از یک لکه ساده برگی روی پوست، برای محافظت از کل وجود یک انسان استفاده کنیم. این مسیر تکاملی در پزشکی، نویدبخش روزی است که هیچ بیماری ژنتیکی به دلیل تشخیص دیرهنگام، رویاهای یک کودک را از بین نبرد.
جمعبندی نهایی
لکه آکرومیک یا برگ زبانگنجشکی، فراتر از یک تغییر رنگ ساده در پوست نوزاد، یکی از حیاتیترین سیگنالهای بیولوژیک در طب کودکان است. این نشانهی کوچک سفید، به عنوان اولین علامت بیماری توبروز اسکلروزیس، قدرت این را دارد که از بروز آسیبهای جدی به مغز و قلب جلوگیری کند. تشخیص زودهنگام با ابزارهای سادهای چون لامپ وود و شروع مداخلات درمانی نوین، مرز بین یک معلولیت دائمی و یک زندگی پرنشاط را رقم میزند. ما باید بیاموزیم که هر نقش و نگاری بر پوست نوزاد، زبانی برای سخن گفتن از سلامت داخلی اوست و لکه برگی شکل، صادقانهترین پیامآور برای مراقبت از آیندهای است که در دستان ما قرار دارد.









اقای دکتر شما از دیدگاه ما همیشه اولید اگه گوشه چشمی هم به وبلاگ ما فقرا بندازید…
امروز روز دیابت بود هاااااااا
سلام
از وبتون خیلی خوشم اومد.
کمی مقاله ی اورهان پاموک را خوندم که برام جالب بود چون من ترکیه هستم. شاید براتون جالب باشه که ترکها اصلآ از اورهان پاموک خوششون نمیاد طوری که اگر ببیننش می خوان بگیرن خفش کنن. به همون دلیلی که می دونید. یعنی جایزه نوبل براشون هیچ ارزشی نداره
خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم
hej! I think this blog is really qualify to be the best blog in DW.
I usually visit your blog. it is updated everytime and has lots of perfect posts.
I would like to invite you to visit my blog and give me your ideas about that.
Regards
Roozbeh
شما زیاد این مسابقه و المانی ها رو جدی نگیر ..همینکه شما با این وبلاگت دوم شدی به نظر من خیلی افتخار بزرگی میتونه باشه براتون …از این مقام لذت ببرین و حال کنید …
دکترمجیدی من هم امیدوارم که شما اول بشید و اون لپ تاپ رو برنده بشید و برید جام جهانی :)) یک پست هم بدهید که لپ تاپ رو بردم . منتظر پست لپ تاپ رو بردم هستیم :)
به امید اول شدن مجیدی همه باهم
مجیدی ، مجیدی ، حمایتت می کنیم
از نظر من یک نفر شما برنده مسابقات هستید.
سلام آقای دکتر اینجا رو تازه پیدا کردم. خیلی جالبه که علمی صرف نیست. تنوع و به روز بودن مطالب هم جالب بود برام. موفق باشید
دکتر جان سلام.
من رضا هستم. من هر روز به وبلاگت سر مسزدم اما تاحالا حتی یه نظر هم نداره بودم. تاایکه واسه مسابقه بهترین وبلاگ !!!
منم وبلاگ اون کنگوییرو دیدم، خیلی به دلم نچسبید. به حرحال امیدوارم که وبلاگ شما برنده بشه. ماهم برات دعا میکنیم.
راستی منم قبلا تو بلاگفا مینوشتم اما وبلاگ جدیدمو تو وردپرس زدم !!!
خوشحا میشم بم سر بزنی.
علیرضا جان !
وبلاگ شما و خود شما ، چه وبلاگ اول باشد و چه نباشد همیشه و همیشه برای من و برای خیلی از کاربران فارسی زبان دنیای سایبر محترم و مهم است .
وبلاگ یک پزشک برای من از معدود وبلاگهایی است که با همه ی وجود اعتقاد دارم که استانداری از وبلاگ نویسی است و همیشه معتقدم که به احترامش باید ایستاد !
همیشه پاینده و سربلند باشی !
ایشالله که سرنوشت شما مثل سپاهان نمیشه.
سلام
یک پزشک شایسته کسب وبلاگ برتر را دارد ……….
دکتر جان با درود به شما همکار نازنین
وقتی خبر مسرت بخش کاندیداتوری سایت پرمحتوای شما رو خواندم ، از صمیم قلب خوشحال شدم . اگر چه
گرفتاری های روزانه و دغدغه به موقع پست کردن مطالب وبلاگ وسایت دیگر مجالی برای بنده نمی گذارد تا به وب گردی های خود همانند گذشته ادامه بدهم ، اما اگه هر زا گاهی فرصتی یابم از مطالب پرمحتوای سایت شما بهره کافی می برم . و اکنون که متوجه شدم رتبه های بالا را کسب فرمودید .. جای شعف فراوان است . فقط دکتر جان آیا آن ها انتخاب می کنند یا یاید خود مدیران سایت بفرستند ؟
با تشکر و تبریک مجدد
Old Pilot
با آرزوهای خوب…ارزشِ “یک پزشک” بالاتر از این جایزه هاست…
دکتر جان امیدوارم اول بشی تنها کاری که تونستم بکنم این بود که از خواننده های وبلاگم بخوام رای بدن خدا کنه تاثیر گذار باشه
سلام. من وبلاگ شما را چند بار از طریق لینک بالاترین خوانده بودم و در این که خیلی ماهه حرفی نیست. ولی رفتم وبلاگ اون کنگوییه رو هم دیدم و خداییش خیلی خوشم اومد از نوشتنش. امید وارم که اول بشی ولی اگه اونم اول بشه نا حقی نشده.
سلام
نمیدونم الان نتیجه رقابتها مشخص شده یا نه؟ در هر حال امیدوارم موفق باشید.
در مورد rank یه سوال داشتم.
وبلاگی هست بنام oldpilot که تعداد بالایی هم بازدید کننده داره.
البته وبلاگ منهم بنام behandishبازدید کننده کمی نداره ولی به گواهی webgozar تعداد بازدید کننده های وبلاگ oldpilot از وبلاگ من بیشتره.
امروز rankوبلاگ خودمو با آدرس جدید و قدیم این وبلاگ مقایسه کردم. نتیجه این شد:
http://oldpilot.ir/ has PageRank 3/10.
http://behandish.blogfa.com has PageRank 4/10.
http://oldpilot.blogfa.com has PageRank 3/10.
اگه امکان داره کمکم کنید ، چطور یه همچین چیزی امکان داره؟
ممنون : آرمین
پاسخ : پیج رنک صفحات پربازدیدشونده ، لزوما بالا نیست. پیج رنک به عواملی از جمله تعداد لینکهای داده شد و پیج رنک صفحاتی که لینک دادهاند ، بستگی داره. این جواب خلاصه منه و توضیح عوامل مؤثر در پیج رنک خیلی مفصله. آپدیت بلاگ یه پادکست در این مورد داره.
تو نمی بازی ! من بهت رای دادم !
ممنون : انتخاب نهایی ربطی به تعداد آرای عمومی نداره.
این دویچه وله هم مثل خیلی از مسابقات وبلاگی از بیخ و بن شیوه ی برگزاری اش زیر سئوال است به نظرم مثلا اگر این امکان بود خود کاربران یک سری وبلاگ را کاندید میکردند بعد رای گیری آغاز میشد و بعد هم حالا هیئتی قضیه را داوری میکرد خیلی منطقی تر بود ولی اینکه یکی که خیلی از ما اسمش را هم نشنیدیم هر سال یک سری وبلاگ رو کاندید میکنه چندان خوشایند نیست. یک دوره که حودر یک سری اسم داده بود و همون ها به ترتیبی که هودر داده بود برنده شده بودند!!!
البته در اینکه یک پزشک مستحق کاندید شدن هست و برد جایزه شکی نیست ولی به نظرم در سایر دسته بندی ها گزینه های بهتری مسلما می توانستند باشند. (البته نظر شخصی منه و ممکن مورد تائید خیلی ها هم نباشه) و خدایی اگر برای ترویج وبلاگ نویسی و اینکه اون اخوی در کنگو است جایزه را بدهند به ایشون جنایت کرده اند ولاغیر، چون وبلاگ نویسی در ایران هم خودش هزار مصیبت داره و درسته که ما یک رقم نجومی وبلاگ نویس داریم ولی وبلاگ خوب ایرانی که شخصیت نویسنده اش با نوشته هاش مطابقت داشته باشه تعدادش خیلی کمه! (این دومی خیلی مهمه، چراش هم خیلی واضح است!)
پاسخ : ممنون از لطفت ولی به هر حال در هیچ مسابقهای همه راضی نخواهند بود. من فکر میکنم به رسمیت شناختن وبلاگها ، تروجی فرهنگ وبلاگنویسی ، امکان تعامل دو طرفه وبلاگها و رسانههای رسمی ، جایزه بهتر و پشتیبانی پویاتری باشه.
در ضمن ما که مطالب آن آن وبلاگنویس مقیم کنگو را نخواندهایم ، چه بشا که نکات سازندهای در آن هفته باشه.
دکتر ما که برای شما دعا می کنیم
مخصوصا برای جادی عزیز که بسی بهش علاقه دارم و کلا همه جوره پیرو اش هستم.
ایشالله مدال طلا به شما می رسه!!