بازی مارلون براندو در نقش تری مالوی در فیلم On the Waterfront (1954) | دردمند، احساساتی، واقعگرایانه، قهرمانانه، تکاندهنده
آشنایی با این شاهکار بازیگری برای هر کسی که به دنبال درک عمیق از هنر نمایش و سینمای اجتماعی است، نه تنها کاربردی بلکه ضروری به نظر میرسد. در این مقاله قصد داریم بازی درخشان و تکاندهنده مارلون براندو (Marlon Brando) در فیلم در بارانداز (On the Waterfront) را بررسی کنیم. او در نقش تری مالوی (Terry Malloy)، بوکسور سابق و کارگر بارانداز، تصویری از یک قهرمان دردمند و واقعگرایانه ارائه داد که تمام پیشفرضهای سینمای قهرمانمحور را جابهجا کرد. چرا صحنه تاکسی به یکی از مشهورترین لحظات تاریخ سینما تبدیل شد؟ آیا درست است که براندو در ابتدا نمیخواست در این فیلم بازی کند؟ در ادامه میخواهیم بررسی کنیم که چطور او با استفاده از سکوتها و نگاههایش، وجدان بیدار یک انسان را به تصویر کشید.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر؛ شاهکار مشترک کازان و براندو
- ۲. خلاصه داستان؛ وجدان در مقابل فساد
- ۳. تری مالوی؛ قهرمانی که میتوانست کسی باشد
- ۴. زوایای فنی؛ بازیگری با اشیاء و بداههپردازی
- ۵. صحنه تاکسی؛ کالبدشکافی یک حسرت بزرگ
- ۶. ریشههای تاریخی؛ مککارتیسم و خیانت در دنیای واقعی
- ۷. نمادگرایی کبوترها؛ روح حساس در کالبدی خشن
- ۸. بازتاب در رسانهها و اولین اسکار براندو
- ۹. شگفتیها و اسرار پشتپرده ساخت فیلم
- ۱۰. پیوند با جامعهشناسی و حقوق کارگران
- ۱۱. مقایسه با سایر نقشهای دردمند سینما
- ۱۲. تاثیر میراث تری مالوی بر بازیگری مدرن
۱. شناسنامه اثر؛ شاهکار مشترک کازان و براندو
فیلم در بارانداز محصول سال ۱۹۵۴ به کارگردانی الیا کازان (Elia Kazan) و نویسندگی باد شولبرگ (Budd Schulberg) است. این اثر که یکی از پرافتخارترین فیلمهای تاریخ است، ستارگانی چون مارلون براندو در نقش تری مالوی، اوا ماری سنت (Eva Marie Saint) در نقش ادی و کارل مالدن را در خود جای داده است. موسیقی متن بینظیر فیلم توسط لئونارد برنستاین (Leonard Bernstein) ساخته شده که به فضای سنگین و دراماتیک آن عمق میبخشد. این فیلم در مجموع برنده ۸ جایزه اسکار شد، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و اولین اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای مارلون براندو که جایگاه او را به عنوان نفر اول بازیگری جهان تثبیت کرد.
۲. خلاصه داستان؛ وجدان در مقابل فساد
تری مالوی یک بوکسور سابق است که اکنون در باراندازهای نیوجرسی به عنوان کارگر فعالیت میکند. این باراندازها توسط یک باند فاسد اتحادیهای به رهبری جانی فرندلی اداره میشوند. تری ناخواسته در یکی از قتلهایی که توسط باند انجام میشود نقش ایفا میکند و این اتفاق جرقهای در وجدان او میزند. پس از آشنایی با ادی، خواهر مقتول، و تحت تاثیر صحبتهای پدر روحانی، تری با یک چالش اخلاقی بزرگ روبرو میشود: آیا باید به «قانون سکوت» بارانداز وفادار بماند یا علیه فساد شهادت دهد؟
فیلم روند تحول روحی تری را از یک آدم بیتفاوت و ابزار دست دیگران به یک قهرمان اخلاقی نشان میدهد. او که تمام عمرش را با این تفکر گذرانده که «هر کس باید هوای خودش را داشته باشد»، به تدریج متوجه میشود که برای به دست آوردن عزت نفس، باید در برابر ظلم بایستد. اوج داستان در تقابل نهایی او با جانی فرندلی و پیادهروی خونین او در بارانداز است که نمادی از پیروزی اراده انسان بر ترس و فساد سیستماتیک به شمار میرود. بازی براندو در نمایش این کشمکش درونی بینظیر است.
۳. تری مالوی؛ قهرمانی که میتوانست کسی باشد
تری مالوی با تمام قهرمانان سینمایی قبل از خود متفاوت بود. او باهوش نیست، کلمات را به سختی بیان میکند و مدام با خودش درگیر است. براندو به زیبایی این حماقت ظاهری را که در واقع پوششی برای معصومیت از دست رفتهاش است، به تصویر میکشد. او انسانی است که توسط برادرش و سیستم استثمار شده و حالا به دنبال تکهای از هویت خویش میگردد. جمله معروف او «من میتونستم باکلاس باشم، میتونستم واسه خودم کسی باشم» (I coulda been a contender)، عصاره شخصیت تری است؛ مردی که پتانسیلهایش قربانی دنیای بیرحم اطرافش شده است.
۴. زوایای فنی؛ بازیگری با اشیاء و بداههپردازی
یکی از ویژگیهای نبوغآمیز براندو در این فیلم، استفاده او از اشیاء (Props) برای انتقال احساسات است. در صحنهای که او با ادی در پارک قدم میزند، دستکش او از دستش میافتد. براندو به جای اینکه آن را برگرداند، دستکش را برمیدارد و آن را به دست خودش میکشد. این حرکت کاملاً بداهه بود و به زیبایی تلاش ناخودآگاه تری برای نزدیک شدن به دنیای ظریف ادی را نشان داد. این نوع بازیگری که در آن شیء بخشی از دیالوگ میشود، از مشخصههای بارز متد اکتینگ است که براندو در آن استاد بود.
او همچنین در صحنههایی که باید خشم یا درماندگیاش را نشان میداد، از فیزیک بدنش به عنوان یک بوکسور سابق استفاده میکرد. شانههای افتاده و نگاههای دزدکی او به زمین، نشاندهنده شرمی است که در اعماق وجودش حس میکند. او به جای اینکه فریاد بزند، با جویدن ناخن یا بازی با کلاهش، استرس درونیاش را منتقل مینماید. این ظرافتهای فنی باعث شد که شخصیت تری مالوی بسیار ملموس و انسانی به نظر برسد، به طوری که مخاطب میتوانست سنگینی بار وجدان او را روی شانههای خودش حس کند.
۵. صحنه تاکسی؛ کالبدشکافی یک حسرت بزرگ
صحنه گفتگوی تری با برادرش چارلی در صندلی عقب تاکسی، بدون شک یکی از ۵ صحنه برتر تاریخ سینماست. بازی براندو در این سکانس درسی در بازیگری زیرپوستی است. او وقتی متوجه میشود برادرش به او خیانت کرده، به جای واکنش تند، با لحنی پر از اندوه و ناامیدی صحبت میکند. نحوه کنار زدن ملایم اسلحه برادرش نشاندهنده عشقی است که هنوز به او دارد. او در این صحنه تمام شکستهای زندگیاش را در چند جمله خلاصه میکند. این سکانس نشان داد که قدرت دراماتیک میتواند در اوج آرامش و با یک زمزمه تلخ خلق شود.
۶. ریشههای تاریخی؛ مککارتیسم و خیانت در دنیای واقعی
فیلم «در بارانداز» در بستر سیاسی خاصی ساخته شد. الیا کازان خودش در جریان بازجوییهای مککارتیسم، نام دوستانش را به کمیته فعالیتهای ضدآمریکایی داده بود و این فیلم به نوعی دفاعیه او برای این «لو دادن» محسوب میشد. براندو با وجود اختلاف نظر سیاسی با کازان، توانست این حس خیانت و وفاداری را به شکلی جهانی در بازیاش بگنجاند. او تری را به گونهای بازی کرد که عمل «افشاگری» نه به عنوان یک خیانت، بلکه به عنوان یک وظیفه اخلاقی برای پاکسازی جامعه دیده شود. این لایه تاریخی، بازی او را به یک بیانیه سیاسی تبدیل کرد.
۷. نمادگرایی کبوترها؛ روح حساس در کالبدی خشن
کبوترهایی که تری روی پشتبام نگهداری میکند، نمادی از روح لطیف و آسیبپذیر او در دنیای خشن بارانداز هستند. براندو در صحنههای کار با کبوترها، چهرهای کاملاً متفاوت از خود نشان میدهد؛ نرم، مهربان و مراقب. این تضاد با دنیای خشن پایین (بارانداز) به مخاطب کمک میکند تا بفهمد تری واقعاً کیست. نحوه لمس کردن پرندگان توسط براندو، نشاندهنده نیازش به زیبایی و صلح در میان فساد است. وقتی کبوترها کشته میشوند، ما فروپاشی دنیای درونی تری و تبدیل شدن او به یک مبارز تمامعیار را به وضوح حس میکنیم.
۸. بازتاب در رسانهها و اولین اسکار براندو
پس از اکران فیلم، منتقدان یکصدا بازی براندو را ستودند. مجله نیویورک تایمز نوشت که براندو بازیگری را به سطحی از حقیقت رسانده که قبلاً هرگز دیده نشده بود. براندو برای این نقش اولین جایزه اسکار خود را دریافت کرد و این جایزه تاییدی بر سبک نوین بازیگری او بود. این فیلم باعث شد که او به عنوان صدای نسل جوان و معترض شناخته شود. تری مالوی به نمادی از فردیت در برابر جمع فاسد تبدیل شد و براندو را به ابرستارهای تبدیل کرد که هم منتقدان و هم تماشاگران عادی او را میپرستیدند.
۹. شگفتیها و اسرار پشتپرده ساخت فیلم
یکی از حقایق جالب این است که براندو در ابتدا نقش را رد کرده بود چون از الیا کازان به خاطر مسائل سیاسی دلخور بود. اما پس از خواندن دوباره فیلمنامه، متوجه شد که این نقش میتواند قله بازیگری او باشد. جالبتر اینکه صحنه معروف تاکسی، به دلیل کمبود بودجه و زمان، بسیار سریع فیلمبرداری شد و براندو حتی مجبور شد برخی دیالوگها را در حین فیلمبرداری تغییر دهد تا طبیعیتر به نظر برسند. همچنین، بسیاری از کارگران بارانداز که در فیلم میبینید، کارگران واقعی بودند که حضور براندو در میان آنها باعث شد فضای فیلم کاملاً مستندگونه و واقعی جلوه کند.
نکته شگفتانگیز دیگر این است که براندو برای درک بهتر نقش، وقت زیادی را در باراندازها سپری کرد و با کارگران واقعی معاشرت نمود تا لهجه و رفتارهای آنها را دقیقاً کپی کند. او حتی پیشنهاد داد که لباسهای کهنه و واقعی کارگران را بپوشد تا ظاهرش تصنعی نباشد. این سطح از واقعگرایی فیزیکی به همراه عمق روانی که او به نقش اضافه کرد، باعث شد که شخصیت تری مالوی به یکی از واقعیترین کاراکترهای خلق شده در تاریخ سینما بدل شود که هر تماشاگری میتواند با رنجهای او همزادپنداری کند.
۱۰. پیوند با جامعهشناسی و حقوق کارگران
بازی براندو در این فیلم به شدت با مسائل طبقه کارگر گره خورده است. او نشان میدهد که چگونه فقر و بیسوادی میتواند انسانها را به ابزاری در دست قدرتطلبان تبدیل کند. از دیدگاه جامعهشناسی، تری مالوی نماینده بیداری آگاهی طبقاتی است. او نه با شعارهای سیاسی، بلکه با یک نیاز انسانی به عدالت، علیه سیستم میشورد. بازی براندو بر جنبههای انسانی این مبارزه تاکید دارد و نشان میدهد که تغییر همیشه از یک فرد و از درون وجدان او آغاز میشود. این نگاه انسانی به حقوق کارگران، فیلم را به یک اثر آموزشی در زمینه اخلاق اجتماعی تبدیل کرده است.
۱۱. مقایسه با سایر نقشهای دردمند سینما
اگر تری مالوی را با نقشهای مشابه در سینمای کلاسیک مقایسه کنیم، متوجه میشویم که براندو از قهرمانسازیهای کاذب پرهیز کرده است. او برخلاف بازیگرانی چون گری کوپر که همیشه استوار و مطمئن بودند، تری را مردی متزلزل و پر از تردید نشان میدهد. این تردید، همان چیزی است که بازی او را مدرن و ماندگار کرده است. او در «در بارانداز» ثابت کرد که یک قهرمان میتواند گریه کند، بترسد و حتی اشتباه کند، اما در نهایت راه درست را انتخاب نماید. این تصویر از قهرمان رنجور، الگوی بسیاری از نقشهای مشابه در دهههای بعد شد.
او در مقایسه با نقش خودش در «اتوبوسی به نام هوس»، خشونتی کنترل شده و درونیتر دارد. در اینجا او نه یک متجاوز، بلکه یک قربانی است که سعی میکند از زنجیرهایش رها شود. این تکامل بازیگری براندو را نشان میدهد که چگونه میتواند از یک قطب به قطب دیگر حرکت کند. او در تری مالوی، نوعی از معصومیت را به نمایش میگذارد که در میان زخمهای ناشی از بوکس و زندگی سخت بارانداز، همچنان میدرخشد و مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد.
۱۲. تاثیر میراث تری مالوی بر بازیگری مدرن
امروز هر بازیگری که بخواهد نقش یک آدم معمولی در شرایط سخت را بازی کند، باید به بازی براندو در این فیلم رجوع کند. او استانداردی را برای نمایش «حقیقت احساسی» تعیین کرد که هنوز هم معتبر است. بازیگرانی مثل شان پن و دانیل دی-لوئیس بارها از تاثیر تری مالوی بر سبک بازی خود سخن گفتهاند. میراث او در سینما، بازگشت به انسان و لایههای پیچیده روح اوست. براندو با تری مالوی به ما نشان داد که سینما میتواند آینهای تمامعیار از دردهای بشری باشد و بازیگر، کسی است که این دردها را به زیباترین و واقعیترین شکل ممکن فریاد میزند.
جمعبندی نهایی
بازی مارلون براندو در «در بارانداز» قلهای در تاریخ سینماست که در آن هنر و اخلاق با هم پیوند میخورند. او با جان بخشیدن به تری مالوی، به ما نشان داد که حتی در تاریکترین و فاسدترین محیطها، بارقه وجدان میتواند انسانیت را نجات دهد. این نقشآفرینی فراتر از تکنیکهای بازیگری، یک مطالعه عمیق در مورد شرافت و شجاعت فردی است. براندو با این اجرا به تمام انسانهای دردمند و نادیده گرفته شده صدایی بخشید که هنوز هم در تالارهای تاریخ سینما طنینانداز است و به ما یادآوری میکند که هر کسی میتواند «کسی باشد».








مطابق با پذیرایی از مقامات اول هر مملکتی از ممالک دیگر که امری است مرسوم و متداول که جای هیچ شبهه و گله ای هم نیست.اما قسمت دردناک داستان منسوب کردن مولانا به قونیه و اخیرا ادعای امارات متحده عربی دال بر منسوب شدن ابوعلی سینا به آنجاست!!!!!!!!هنوز مسئله خلیج فارس و عرب تمام نشده باز دوباره……..
آقای دکتر چه قدر فعال شدید و زود زود مطلب میذارید .
ما که فقط منتظریم یه چیزیمونو ازمون بگیرن یا زیر اب سد کنن یا تو حراج بفروشن …شروع کنیم نک و نال که این مال ما بود.یکی از همین هایی که سنگ ایرونی بودن مولانا رو به سینه می کوبه بگه برای حافظ و سعدی و فردوسی و عطار …چی کار کردیم که حالا اگه ترکا بیخیال مولوی بشن می خوایم براش بکنیم؟!
جالب ناک بود
جالب ناک تر هم اینکه اسمی از ایران در متن اصلی من ندیدم
bebakhshid esme zane charles kamila hast ma kamelia!
حرصم میگیره وقتی مشاهیر ایران رو به اسم کشور خودشون بیان میکنن، دیشب اخبار میگفت امارات گفته ابوعلی سینا اهل امارات بوده!!
میخوام بدونم روسری رو میخواد چکار کنه؟!
سایت بسیارمفیدی دارید ،با سپاس فراوان . موفق باشید.
سلام وقت به خیر
کار دراویش رو نمی دونم درسته یا نه اما ای کاش ما هم واسه مولانا برنامه در خوری داشتیم البته نه مقطعی
بگذریم
می خواستم بگم من یه وبلاگ به اسم حکیم باشی ساختم می خواستم راهنمائیم کنین که توی وبلاگستان پزشکی ایران عضو بشم . ممنون می شم
http://dearfarzad.persianblog.ir