تبلیغات مجازی کنار زمین فوتبال و فناوری سختافزاری و نرمافزاری آن

توسعه حیرتانگیز فناوریهای دیجیتال مرزهای میان واقعیت عینی و بازنمایی مجازی را به قدری کمرنگ کرده که دیگر هیچ پدیدهای در قاب تصویر غیرممکن به نظر نمیرسد. تماشای مسابقات ورزشی بینالمللی مانند لالیگا (La Liga) یا لیگ قهرمانان اروپا همواره تجربهای هیجانانگیز بوده است، اما در سالهای اخیر پدیدهای عجیب توجه مخاطبان تیزبین را به خود جلب کرده است؛ تفاوت تبلیغات دور زمین متناسب با کشور پخشکننده مسابقه. این تکنولوژی که با نام جایگزینی دیجیتال تبلیغات شناخته میشود، گامی نخست از یک تحول بنیادین است که به زودی تمام ابعاد تولید، ویرایش و تماشای محتوای ویدئویی را در سراسر جهان تغییر خواهد داد. در این مقاله جامع تلاش میکنیم سازوکار فنی، ابعاد سختافزاری، زیرساختهای نرمافزاری و پیامدهای اقتصادی و خلاقانه این تحول شگرف را بررسی کنیم و به این سوال پاسخ دهیم که چگونه هوش مصنوعی مولد، صنعت تصویر را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
فهرست مطالب
- ۱. جادوی جایگزینی دیجیتال در پخش زنده مسابقات ورزشی
- ۲. سختافزارهای پردازش تصویر؛ چشمان تیزبین سیستمهای پخش
- ۳. نرمافزارهای پردازش زنده؛ مغز متفکر رندر همزمان تبلیغات
- ۴. اقتصاد تبلیغات هدفمند؛ چرا غولهای تجاری این فناوری را ترجیح میدهند؟
- ۵. عبور از مرزهای سانسور سنتی؛ چگونه فناوری پخش مستقیم را دگرگون کرد؟
- ۶. واقعیت مجازی و شخصیسازی محتوا؛ وقتی هر کاربر دنیای خود را میبیند
- ۷. ویرایش هوشمند ویدئوها در آینده؛ از تغییر لباس تا جابجایی دکوراسیون صحنه
- ۸. فناوری جعل عمیق و جابجایی چهرهها؛ سینمای بیپایان بازیگران دیجیتال
- ۹. هوش مصنوعی مولد و انقلاب خلق ویدئو از متن؛ سورا و فراتر از آن
- ۱۰. خطرات سیاسی و اجتماعی تحریف واقعیت؛ بازخوانی پرونده حذفهای تاریخی
- ۱۱. فرسایش خلاقیت انسانی یا تولد بازوهای کمکی؛ آینده هنر در عصر ماشینها
- ۱۲. چشمانداز تعاملی آینده؛ سینمای شخصیسازیشده و جایگاه رسانههای نوین
۱. جادوی جایگزینی دیجیتال در پخش زنده مسابقات ورزشی
سیستمهای نوین پخش برنامههای زنده ورزشی، توانایی تغییر لحظهای و هدفمند تصاویر بیلبوردهای دور زمین فوتبال را به دست آوردهاند که این دستاورد با نام فناوری جایگزینی دیجیتال (Digital Replacement Technology) شناخته میشود. در جریان بازیهای حساس لالیگا یا لیگ برتر انگلیس، بینندگانی که در خاورمیانه، شرق آسیا یا اروپا پای تلویزیون نشستهاند، آگهیهای متفاوتی را روی همان تابلوهای تبلیغاتی فیزیکی استادیوم مشاهده میکنند. این دستاورد به لطف هماهنگی پیچیده میان دوربینهای فیلمبرداری ورزشگاه و کدهای پردازشی فرستندههای ماهوارهای محقق شده است تا بدون ایجاد کوچکترین اخلال در جریان بازی و بدون به هم خوردن پرسپکتیو حرکتی بازیکنان، آگهیهای محلی جایگزین تبلیغات اصلی ورزشگاه شوند.
سیستم نوین که توسط شرکتهایی نظیر ساپونور (Supponor) تجاریسازی شده است، به این صورت کار میکند که دوربینهای تصویربرداری سیگنالهای نوری خاصی را فرستاده و مرزهای فیزیکی تابلوهای الایدی (LED) را شناسایی میکنند. سپس این اطلاعات به صورت زنده رندر شده و محتوای بومیسازیشده با چنان دقتی روی تصاویر اصلی قرار میگیرد که بیننده حتی متوجه دیجیتالی بودن آن نمیشود. پیشرفت سریع این سیستمها، نیاز به ویرایشهای پس از تولید را کاملا از بین برده و مسابقات ورزشی را به پلتفرمهای تعاملی پویایی تبدیل کرده که درآمدزایی باشگاهها و شبکههای تلویزیونی را به شکل سرسامآوری افزایش داده است.


۲. سختافزارهای پردازش تصویر؛ چشمان تیزبین سیستمهای پخش
برای پیادهسازی چنین فناوری پیشرفتهای در پخش زنده، نیاز به سختافزارهای فوقالعاده سریع و بهینهسازیشدهای است که بتوانند در کسری از ثانیه حجم عظیمی از دادههای تصویری را تحلیل کنند. در وهله نخست، دوربینهای فیلمبرداری مجهز به سنسورهای زاویهسنج پیشرفته و حسگرهای موقعیتیاب مادون قرمز (Infrared) به کار گرفته میشوند تا مختصات دقیق لنز را در هر لحظه به اتاق فرمان مخابره کنند. علاوه بر دوربینها، کارتهای کپچر با تاخیر نزدیک به صفر و بردهای پردازش گرافیکی اختصاصی در ونهای پخش زنده نصب میشوند که وظیفه دارند جریان ورودی تصویر را بلافاصله تفکیک کرده و مناطق زاویهدار دور زمین را نقشهبرداری کنند.
پردازندههای گرافیکی قدرتمند شرکتهای بزرگی مانند انویدیا (NVIDIA) با معماریهای موازی پیشرفته، قلب تپنده این فرآیند هستند که رندرینگ بلادرنگ را بدون افت فریم میسر میسازند. استفاده از فیبرهای نوری با پهنای باند فوقالعاده بالا برای انتقال سریع سیگنالهای خام دوربینها به سرورهای محلی و سپس ارسال آن به ماهوارههای پخش، بخش حیاتی دیگری از سختافزار این اکوسیستم را تشکیل میدهد. بدون وجود پردازندههای تنسور (Tensor Cores) و سیستمهای پیشرفته ردیابی پرتو (Ray Tracing) سختافزاری، محاسبه سایه بازیکنان روی بیلبوردهای مجازی و حفظ طبیعی بودن نورپردازی محیط غیرممکن بود.

۳. نرمافزارهای پردازش زنده؛ مغز متفکر رندر همزمان تبلیغات
بخش نرمافزاری این فناوری بر پایه الگوریتمهای پیچیده بینایی ماشین (Computer Vision) و یادگیری عمیق توسعه یافته است تا تفکیک بین پیکسلهای متحرک بازیکنان و پیکسلهای ثابت بیلبوردها انجام شود. نرمافزار با بهرهگیری از تکنیکهای بخشبندی تصویر (Image Segmentation) به صورت مداوم ماسکهای دقیقی از بازیکنانی که از جلوی تابلوها عبور میکنند، میسازد تا تبلیغ مجازی در پشت سر آنها قرار بگیرد و روی بدن یا لباس بازیکن همپوشانی پیدا نکند. این فرآیند که پیشتر در استودیوهای جلوههای ویژه روزها به طول میانجامید، اکنون در کمتر از چند میلیثانیه و در جریان پخش مستقیم مسابقه انجام میشود.
علاوه بر این، نرمافزارهای کالیبراسیون لنز به صورت خودکار تغییرات فوکوس، تاری حرکتی (Motion Blur) و شرایط نوری استادیوم نظیر سایه روشنهای ناشی از نور خورشید یا پروژکتورها را محاسبه میکنند. نرمافزار به صورت مداوم کنتراست و غلظت رنگ تبلیغ مجازی را با جو عمومی استادیوم تطبیق میدهد تا تصویر نهایی کاملا یکدست و ارگانیک به نظر برسد. توسعه کیتهای نرمافزاری پیشرفته و ادغام آنها با موتورهای گرافیکی مانند آنریل انجین (Unreal Engine) تحول بزرگی در این حوزه ایجاد کرده و دقت پردازش تصاویر و شناسایی مرزها را به حداکثر رسانده است.
۴. اقتصاد تبلیغات هدفمند؛ چرا غولهای تجاری این فناوری را ترجیح میدهند؟
از منظر اقتصادی، فناوری تبلیغات مجازی تحولی شگرف در مدلهای درآمدی باشگاهها و شبکههای تلویزیونی ایجاد کرده و بهرهوری مالی بیلبوردهای فیزیکی را چندین برابر افزایش داده است. پیش از این، یک فضا در دور زمین فوتبال تنها به یک برند اختصاص مییافت و شرکتهای محلی توانایی مالی برای پرداخت هزینههای گزاف تبلیغات جهانی را نداشتند. اکنون با استفاده از این فناوری، یک جایگاه تبلیغاتی دور زمین را میتوان به طور همزمان به دهها برند مختلف در کشورهای گوناگون فروخت که این کار درآمدزایی باشگاهها را به طرز چشمگیری افزایش میدهد.
برای شرکتهای تجاری متوسط و بومی نیز این یک فرصت بینظیر است؛ چرا که آنها میتوانند با هزینهای به مراتب کمتر از تبلیغات در شبکههای تلویزیونی محلی، برند خود را در جریان یک بازی پربیننده بینالمللی مانند ال کلاسیکو (El Clásico) به نمایش بگذارند. به این ترتیب، به جای هدر رفتن بودجه تبلیغاتی برای مخاطبانی که مشتری هدف نیستند، آگهیها به صورت کاملا هدفمند برای بازارهای جغرافیایی مشخص شخصیسازی میشوند. این مدل اقتصادی نوین، ساختار سنتی تبلیغات تلویزیونی را به چالش کشیده و ارزش ارزشگذاری رسانههای پخش زنده را دگرگون ساخته است.


۵. عبور از مرزهای سانسور سنتی؛ چگونه فناوری پخش مستقیم را دگرگون کرد؟
در سالهای گذشته، شبکههای تلویزیونی برخی کشورها برای جلوگیری از پخش تصاویر نامناسب یا آگهیهای ناسازگار با قوانین داخلی، به ترفندهای ابتدایی متوسل میشدند. استفاده از تاخیر چند ثانیهای در پخش زنده و نمایش مکرر صحنههای آهسته تکراری یا تغییر زاویه دوربین به نماهای لانگشات، از جمله روشهای سنتی سانسور بود که کیفیت تماشای بازی را به شدت کاهش میداد. فناوری جایگزینی دیجیتال با ارائه راهکاری هوشمندانه، این امکان را فراهم کرده تا تصاویر دور زمین بدون خراب کردن تجربه بصری مخاطب، به صورت کاملا قانونی و منطبق با کدهای فرهنگی هر جامعه اصلاح شوند.
البته این موضوع یک لبه دوم نیز دارد؛ شبکههای تلویزیونی که حق پخش رسمی مسابقات را خریداری نکردهاند، با تکیه بر این فناوری میتوانند به راحتی تبلیغات اختصاصی خود را روی تصاویر پخش زنده اعمال کنند. این کار عملا کنترل محتوای خروجی را از دست دارندگان اصلی کپیرایت خارج کرده و سودهای کلانی را نصیب شبکههای محلی یا پلتفرمهای پخش اینترنتی غیررسمی میکند. بدین ترتیب قاب تلویزیون دیگر یک حقیقت واحد و سراسری نیست، بلکه به بومی متغیر تبدیل شده که محتوای آن بر اساس مقتضیات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هر منطقه بازنویسی میشود.
۶. واقعیت مجازی و شخصیسازی محتوا؛ وقتی هر کاربر دنیای خود را میبیند
جهتگیری آینده این فناوری به سمت شخصیسازی حداکثری پیش میرود؛ جایی که هوش مصنوعی محتوای ویدئوها را بر اساس علایق، سن و تاریخچه جستجوی تکتک بینندگان تغییر میدهد. در این سناریو، دو همسایه که در یک ساعت مشخص در حال تماشای یک مسابقه ورزشی یا فیلم سینمایی هستند، تبلیغات و حتی اشیاء متفاوتی را درون کادر تصویر تماشا خواهند کرد. این سطح از شخصیسازی با ترکیب دادههای کلان کاربری (Big Data) و عینکهای واقعیت افزوده (Augmented Reality) یا تلویزیونهای هوشمند نسل جدید به واقعیت تبدیل میشود.
سیستمهای توصیهگر هوشمند با تحلیل دقیق رفتارهای آنلاین شما، متوجه نیازهای خریدتان میشوند و بلافاصله بیلبوردهای مجازی موجود در پسزمینه فیلمها یا برنامههای زنده را به ویترین فروشگاههای مورد علاقه شما تبدیل میکنند. این سطح از نفوذ تبلیغات به زندگی شخصی، گرچه کارایی بازاریابی را به اوج میرساند، اما چالشهای بزرگی در زمینه حریم خصوصی کاربران ایجاد خواهد کرد. انسان آینده در فضایی زندگی خواهد کرد که مرزهای میان محیط فیزیکی و تصاویر دستکاریشده هوش مصنوعی در آن به طور کامل از بین رفته است.
۷. ویرایش هوشمند ویدئوها در آینده؛ از تغییر لباس تا جابجایی دکوراسیون صحنه
پیشرفت ابزارهای پردازش تصویر به زودی فراتر از تغییر ساده بیلبوردها رفته و به کاربران اجازه میدهد تمام عناصر درون یک ویدئو را با دستورات متنی ساده تغییر دهند. فرض کنید در حال تماشای یک فیلم کلاسیک هستید و تمایل دارید رنگ لباس شخصیت اصلی داستان را تغییر داده یا دکوراسیون اتاق او را مدرنتر کنید. ابزارهای هوش مصنوعی با درک عمیق از پرسپکتیو، نورپردازی و بافت پارچهها، این ویرایشهای پیچیده را به صورت آنی و بدون نیاز به دانش فنی جلوههای ویژه انجام میدهند.
این فناوری به تولیدکنندگان محتوا اجازه میدهد فیلمهای خود را پس از اتمام فیلمبرداری به راحتی اصلاح کنند و هزینههای گزاف بازسازی صحنهها یا فیلمبرداری مجدد را کاهش دهند. به عنوان مثال، اگر برند حامی مالی یک فیلم پس از پایان تولید تغییر کند، نرمافزار میتواند تمام محصولات قدیمی را با محصولات برند جدید در سراسر فیلم جایگزین کند. این قابلیت، طول عمر تجاری آثار سینمایی و تلویزیونی را افزایش داده و انعطافپذیری بینظیری به فرآیند پستولید میبخشد.
۸. فناوری جعل عمیق و جابجایی چهرهها؛ سینمای بیپایان بازیگران دیجیتال
فناوری جعل عمیق (Deepfake) یکی از جنجالیترین و در عین حال شگفتانگیزترین دستاوردهای هوش مصنوعی در سالهای اخیر بوده است که امکان جابجایی چهرهها را با کیفیتی خیرهکننده فراهم میکند. امروزه با استفاده از شبکههای عصبی پیچیده، میتوان چهره یک بازیگر جوان را روی بدن بازیگر دیگری قرار داد یا حتی چهره بازیگران درگذشته سینما را برای پروژههای جدید بازسازی کرد. این فناوری کار را به جایی رسانده که بازیگران بدون حضور فیزیکی در استودیو، میتوانند حق استفاده از چهره دیجیتالی خود را به شرکتهای فیلمسازی بفروشند.
با این حال، دسترسی همگانی به ابزارهای ساده جابجایی چهره چالشهای اخلاقی و حقوقی بیسابقهای را پدید آورده است که حق مالکیت معنوی و حریم خصوصی افراد را تهدید میکند. جعل هویت افراد معروف، ساخت ویدئوهای دروغین از سیاستمداران و استفاده غیرمجاز از تصویر هنرمندان از جمله آسیبهای جدی این فناوری به شمار میروند. مراجع قانونی در سراسر جهان در تلاشند تا قوانین جدیدی برای کنترل استفاده از چهرههای شبیهسازیشده تدوین کنند تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری نمایند.

۹. هوش مصنوعی مولد و انقلاب خلق ویدئو از متن؛ سورا و فراتر از آن
ورود مدلهای هوش مصنوعی مولد ویدئو مانند سورا (Sora) متعلق به شرکت اوپنایآی (OpenAI) و ابزارهای مشابه از شرکتهای رانوی (Runway) و گوگل، فصل جدیدی را در صنعت تصویرسازی گشوده است. این ابزارها قادرند تنها با دریافت یک توصیف متنی ساده (Prompt)، ویدئوهای واقعگرایانه با جزئیات دقیق، نورپردازیهای سینمایی و حرکات طبیعی دوربین خلق کنند. دیگر نیازی به دوربینهای گرانقیمت، استودیوهای عریض و طویل و تیمهای بزرگ فیلمبرداری برای ساخت تصاویر باکیفیت نیست.
این انقلاب تکنولوژیک، ابزار تولید را دموکراتیزه کرده و به نویسندگان و هنرمندان مستقل اجازه میدهد ایدههای ذهنی خود را با کمترین هزینه به آثار بصری تبدیل کنند. البته این تحول، نگرانیهای عمیقی را در میان متخصصان جلوههای ویژه، انیماتورها و فیلمبرداران ایجاد کرده است که نگران از دست رفتن مشاغل خود هستند. با این وجود، به نظر میرسد هوش مصنوعی مولد در نهایت به عنوان یک ابزار کمکی قدرتمند در خدمت خلاقیت انسان قرار خواهد گرفت و تعریف ما را از فرآیند فیلمسازی تغییر خواهد داد.
۱۰. خطرات سیاسی و اجتماعی تحریف واقعیت؛ بازخوانی پرونده حذفهای تاریخی
امکان ویرایش آسان و بینقص ویدئوها خطر بزرگی به نام تحریف حقیقت و بازنویسی تاریخ را به همراه دارد که در دنیای سیاست میتواند بسیار ویرانگر باشد. در گذشته، رژیمهای دیکتاتوری با ابزارهای روتوش عکس تلاش میکردند چهره مخالفان خود را از تصاویر تاریخی پاک کنند، درست مانند داستان معروف حذف کلمنتیس (Clementis) از عکس تاریخی کنار گوتوالد (Gottwald) که میلان کوندرا در کتاب خود به زیبایی به آن اشاره کرده است. امروز با کمک ابزارهای مدرن، نه تنها عکسها بلکه ویدئوهای مستند و سخنرانیهای زنده تاریخی را نیز میتوان به گونهای تغییر داد که گویی رویدادها به شکل کاملا متفاوتی رخ دادهاند.
این دستکاریهای دیجیتال میتوانند باورهای عمومی جامعه را نسبت به واقعیتهای تاریخی مخدوش کرده و ابزاری قدرتمند برای تبلیغات سیاسی دولتی (Propaganda) و جنگهای شناختی باشند. وقتی تشخیص اصالت یک سند ویدئویی برای مردم عادی و حتی کارشناسان دشوار شود، اعتماد عمومی به رسانهها و نهادهای خبری به شدت کاهش مییابد. به همین دلیل، توسعه ابزارهای تشخیص جعل ویدئو و استفاده از فناوریهایی مانند بلاکچین برای ثبت اصالت فایلهای رسانهای اهمیت دوچندانی یافته است.

۱۱. فرسایش خلاقیت انسانی یا تولد بازوهای کمکی؛ آینده هنر در عصر ماشینها
بسیاری از کارشناسان نگرانند که واگذاری فرآیند خلق آثار هنری و تصویری به الگوریتمهای هوش مصنوعی، منجر به فرسایش خلاقیت اصیل انسانی و تولید انبوه آثار یکنواخت شود. زمانی که ماشینها با تحلیل دادههای گذشته یاد میگیرند چه نوع تصاویری توجه مخاطب را بیشتر جلب میکنند، آثار هنری به سمت فرمولیزه شدن حرکت خواهند کرد. این فرآیند ممکن است سلیقه بصری جامعه را تنزل داده و جایگاه هنرمندانی که خارج از چارچوبهای متعارف فکر میکنند را به انزوا بکشاند.
در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که هوش مصنوعی را بازویی توانمند برای آزادسازی پتانسیلهای نهفته ذهن انسان میداند و به آن به چشم یک فرصت نگاه میکند. با حذف کارهای تکراری و فنی سنگین، هنرمند میتواند تمام تمرکز خود را روی ایدهپردازی، داستانسرایی و انتقال مفاهیم عمیق انسانی بگذارد. تجربه خلق شخصیتهای مجازی محبوب در کشورهایی مانند ژاپن، از جمله خواننده مجازی هاتسونه میکو (Hatsune Miku)، نشان میدهد که مخاطبان آماده پذیرش فرمهای جدیدی از هنر ترکیبی انسان و ماشین هستند.

۱۲. چشمانداز تعاملی آینده؛ سینمای شخصیسازیشده و جایگاه رسانههای نوین
در دهههای آینده، مرز میان سینما، بازیهای ویدئویی و رسانههای تعاملی به طور کامل از بین خواهد رفت و ما شاهد شکلگیری سرگرمیهای کاملا شخصیسازیشده خواهیم بود. بیننده دیگر صرفا یک تماشاگر منفعل نیست، بلکه میتواند با هدایت داستان و تصمیمگیری در نقاط عطف، مسیر فیلم را متناسب با سلیقه خود تغییر دهد. هوش مصنوعی در همان لحظه فیلمنامههای جدیدی نوشته، صحنهها را رندر کرده و دیالوگها را با صدای شبیهسازیشده بازیگران پخش میکند تا تجربهای منحصربهفرد خلق شود.
در این جهان پویا، رسانههای مستقلی که به تحلیل تکنولوژی و هنر میپردازند، نقش راهنماهای فکری را ایفا خواهند کرد تا کاربران را در سیل بیکران محتوای تولیدشده توسط ماشینها هدایت کنند. شاید روزی فرا برسد که تبلیغ یک سایت نقد و بررسی تکنولوژی مانند یک پزشک را روی بیلبوردهای مجازی فیلم مورد علاقهتان ببینید. این چشمانداز گرچه در ابتدا شبیه به داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسید، اما امروز با سرعت بالایی در حال تبدیل شدن به واقعیت روزمره زندگی ما است.

جمعبندی نهایی
تحولات نوین در فناوریهای جایگزینی دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی مولد ویدئو، نشاندهنده گذار تاریخی از عصر بازنمایی ثابت به دوران واقعیتهای سیال تصویری است. این ابزارهای پیشرفته، در کنار بهینهسازی مدلهای اقتصادی تبلیغات و دموکراتیزه کردن ابزار تولید آثار سینمایی، مسئولیتهای اخلاقی و چالشهای حقوقی بیسابقهای را در زمینه حق مالکیت فکری و اصالت مستندات تاریخی پیش روی جامعه بشری قرار دادهاند. در نهایت، هنر اصیل و خردمندی انسان با استفاده از این ابزارها میتواند مرزهای جدیدی از آفرینش خلاقانه را فتح کند و مسیر پیشرفت را به سوی آیندهای روشنتر هدایت نماید.






باز هم یکی دیگه از نوشته های خوب آقای مجیدی
بسیار زیبا و خلاقانه
بعضی مردم ما به شدت دچار فقر تفکر و منطقی فکر کردن هستن آخه هموطن ترک عزیز(خودمم ترک قشقاییم!) اون عکسی که گذاشتی آقای تیلیم اگه بالاشو نگاه کنی نوشته آذربایجان هست چرا اونو سانسور نکرده؟! در ظمن روی پیراهنای اتلتیکو هم نوشته آذربایجان میتونست بازی رو اصلا نشون نده! واقعا این حرفا خنده داره و احمق فرض کردن بقیه بابت القا کردن نظراتتون شرم آوره! جالبه تو یکی از سایتها یکی همین نظر رو گذاشته بود و بیش از ۱۰۰لایک و فقط دو سه تا منفی داشت! درحالیکه این سیستم فصل پیش اولین بار توسط شرکت های وب بود که ازش استفاده شد ولی کسی بهش توجه نکرد بازی رئال بود و اتلتیکو و آذربایجانی هم در کاری نبود!
مطلب بسیار جالب و مفیدی بود ، علاوه بر تکنولوژی که بسیار جالب هستش ، این نوع تبلیغات می تونه خیلی مفید باشه هم برای ببینندگان و هم برای تبلیغ گنندگان.
ممنون از پوشش جامع تکنولوژی به علاوه قلم زیبا و خلاقیت گسترده تون برای آینده این تکنولوژی.
از خوندن کامل متن بسیار لذت بردم.
ممنون از مطلب خوبتون ، ضمنا دوستانی که در برابر تغییرات اخیر ۱پرشک موضع گرفتند کمی صبر کنند، با شناختی که طی این چند سالی که خواننده این سایت هستم از دکتر عزیز پیدا کردم شک ندارم ساختار های نوشتاری محبوب خوانندگان رو به نویسندگان جدید هم منتقل می کنند.نرم افزار اندرویدتون عالیه
اولش انتظار نداشتم پست این همه مفصل باشه
الان خوشحالم ک خوندمش
جناب مجیدی لطفا این کامنت را به نمایش بگذارید در پاسخ به دوستان
در این عکس به وضوح دیده می شود که چه چیزی سانسور شده است
http://s4.picofile.com/file/8163187842/10933839_769920693095820_7940176075366289316_n.jpg
باز هم این عکس چیزی رو عوض نمی کنه. چون همانطور که مشخصه این فوتبال از یک شبکه آذربایجانی گرفته می شده و با تکنولوژی توضیح داده شده در این پست تبلیغات ایرانی روی آن قرار داده شده. در نتیجه طبیعیه که تبلیغات آن شبکه نام آذربایجان داشته باشه.
برای روشن شدن موضوع یک مثال می زنم: آیا اگر یک شبکه مثلا هندی این فوتبال را پخش کنه و تبلیغات خودش را روی آن قرار بده من حق دارم بگویم چرا تبلیغ شرکت پارس آنلاین رو حذف کرده و در نتیجه کلمه “پارس” رو سانسور کرده و به من توهین کرده؟!
عالی بود
خوبه یادی هم از میلان کوندرا شد ;-)
دکتر داری برای خودت “ژول ورن” میشی ها. ان شاءالله این طول عمر رو داشته باشی مثل بعضی ها…
احسنت به شما با این ذهن خلاقی که دارید
از این نوشته واقعا لذت بردم
(راستی الان دارم از اپ یک پزشک نظر میذارم)
بی نظیر
عالی بود.عاااااااالی
مقاله خیلی جالبی بود. .واقعا زحمت کشیدید
چه مقاله جالبی!
فکر کنم یکی از مهمترین عوامل موفقیت شما توی سبک نگارش و مقالههای خوبتون، به خاطر مطالعه خیلی زیاده! چطوری این همه اطلاعات دارین؟! انصافا از کجا به کجا میرسین و چه نتابج جالبی هم میگیرین.
درود،
این کارها توی علمی به نام پردازش تصویر یا image processing که در رشته ی کامپیوتر است که پیشرفت خیلی خیلی سریع دارد چیزی در حد پیشرفت machine learning که اگر وقت داشته باشید و یک نگاهی به مقالات توی آن زمینه بی اندازید بدون شک سوپرایز خواهید شد.
یک نکته ی دیگه که چند وقتی می خوام بگم اینه که توازن توی یک پزشک کاملا بهم خورده، من خودم بخوام اخبار تکنولوژی بخونم نمیام اینجا، ولی بخوام چیزهای تحلیلی، دانستنی، علمی و… بخوانم حتما یک پزشک جز گزینه های اولمه. ولی چند وقتی است که پست های فناوری و اخبار موبایل و… به شدت نسبت به سایر پست ها زیاد شده که بدون شک باعث عوض شدن ماهیت اینجا می شه، یا اون پست ها رو کم کنید یا پست های غیر تکنولوژیتان را زیاد کنید، ما یک پزشکی می خواهیم نه دیجیاتو یا زومیت و…
دقیقا موافقم
سلام.اپ یک پزشک خیلی خوبه برای من خیلی مفید بوده تا الان.فقط یه مشکلی که دارم برای این که بخوام لینک پست رو برای کسی بفرستم باید سایت رو باز کنم. کاش یه جاش لینک هر پست هم باشه که برای کپی کردنش نخوایم سایت رو دوباره باز کنیم.ممنون از مطالب خوبتون.
کلاً ما آدمها از تغییر میترسیم؛ نمونش همین سایت خودمون ، وقتی شکل ظاهری عوض شد یه عده انتقاد کردند ، وقتی نویسنده جدید با قلم جدید اضافه شد باز یه عده انتقاد کردند. خیلی از این انتقاد ها واقعی نبود و فقط به خاطر این بود که نظام عادتهای ما رو به هم ریخت.
پ.ن:دکتر ببخشید اگر پسر خاله شدم و به یکپزشک میگم سایت خودمون.
رویکرد شما نسبت به خبرا عالیه
نوشته ها به سبک یک پزشک
غوغا می کنید
بسیار خوب دکتر جان
دلم شدید حوس مقاله های نوع دیگرتونو کرده بود
آدمو به فکر میبری،خیلی وقتا برای فرار از فکر کار و زندگی میام تو نت و وب شما و وقتی یه کقاله اینجوری میخونم فراموش میکنم که امروز چه بر من گذشته،میرم تو فکر یاران انقلابی و …
تاریخ همیشه تکرار میشه ولی هر تکرارش پیشرفته تر از قبل یه زمانی مورخین بودن،بعد عکاس ها و احتمالا به قول شما بعد ها ادیتور ها
توقفی برای این چرخه هست؟!
میشه که یه روزی ما به جای پیشرفته تر فقط انسان تر بشیم؟!
به امید روزی که دیگه کسی مهره سوخته نباشه،کسی شاه و کسی سرباز
همه جفت شش بیارن و زندگیامون پر از آس
ممنون دکتر خان مجیدی
خسته نباشید. نگاه زیبا و خلاقانهای بود.. ارزش خوندن داشت.
چه ایده جالبی بود! حتا شاید بشه اونهایی که برای دیدن مسابقه پول پرداخت کردند (مشابه تلوزیون کابلی یا اشتراک کانال ماهواره) درخواست حذف آگهی رو بدن و از شرش خلاص بشن!
دیگه خیلی داریم به آقای مجیدی بابت این رویکرد جدید فشار میاریم، کاش تا عید صبر کنیم ببینیم هدفش چیه، شاید وبلاگ به مسیر بهتری بره
نباید زیاد عجول باشیم
من برخی از مطالب نویسنده های جدید رو هم می پسندم
تو این چند سال زیاد اهل کامنت نبودم
اما از این به بعد سعی می کنم بیشتر کامنت بزارم
اپلیکیشن هم که دیگه حرف نداره و همه چی تمومه
موفق باشید
شاد زی
سلام یک پزشک !
یه انتقاد کوچولو ! یا اخبار فناوری رو پوشش ندید یا اگر قصد پرداختن به اون هارو دارید، حداقل به وقتش !
ناراحت نشین ولی اکثر اخبار فناوریتون به صورت جامع تر و کامل تر در سایت های نظیر زومیت پیدا میشه . برا مثال این قضیه ی تبلیغات بر میگرده به حدود 3-4 روز پیش و تقریبا خز شد دیگه ;)
به امید بهتر شدن 1 پزشک
در یک پزشک به سبک خودمون اخبار را پوشش میدیم که سبکی متفاوت با سایتهای دیگر است. اما این روزها معمولا کسی مطالب را با دقت تا آخر نمیخواند. هدف از این پست هم مسلما پوشش خبری ساده خبر نبود. به گمانم اصلا مطلب را تا انتها نگاه نکردید.
آقای مجیدی نگاه شما به موضوعات و ذهن خلاقتون قابل ستایشه
امیدوارم ضمن اضافه کردن نویسندگان سایتتون از کیفیت مطالب کاسته نشه، دائم القلم باشید :)
فکر نمی کنید انتقادتون کمی غیر منصفانست؟ بخش اعظم مطلب در مورد آینده ی این فناوریه ، که قاعدتا ارتباطی با این که چند روز از بازی گذشته، نداره.
با سلام،
اشتباه نوشتاری:
در قسمت ۷، بخش «الف»، بهجای «تهدید»، نوشته شده «تحدید».
لطفاً اصلاح بفرمایید
دکتر حالا این مقاله را نوشتین که مثلا سانسور نام آذربایجان را توجیح کنید؟ آخه چطور می شود در مورد تماشاگران ایرانی این کار را کرد وقتی که صدا سیما هیچ گاه برای یک مسابقه فوتبال غیر از جام جهانی و جام ملت هاحق پخش نمیدهو همیشه تصویر از فید میدزدهاز فید های رایگان روی ماهواره w7
صداسیما طرف قرارداد با برودکستینگ نبوده که تصاویر رو با تبلیغات سفارشی بگیره!
اول مطلب را تا آخر بخوانید، بعد کامنت بگذارید. مطلب من هیچ ربطی به آذربایجان و این طور رویکردها نداشت.
سلام. اول باید به شما عرض کنم که همانطور که توی تصاویر مشخصه نام آذربایجان سانسور نشده و بالای تبلیغ پارس آنلاین وجود داره. دوما من خانواده مادری ام تماما ترک هستند. هیچ وقت ندیدم اینجور با دید نژادپرستانه و متعصبانه به همه چیز نگاه کنند. همیشه با حرارت درباره ایران و ایرانی صحبت می کنند. دوست عزیز به جای نگاه سرشار از تعصب خود به مسائلی که اصلا ربطی به توهین به ترک ها و آذربایجان نداره، بهتره با دید بازتری به مسائل نگاه کنید. از دوستان متعصب خود فاصله بگیرید و ببینید کردها، بلوچ ها، و حتی عرب های خوزستان با وجود فقر بسیار و محروم بودن از بسیاری امکانات چگونه نگاه زشت نژادپرستی را از خود دور کرده اند.
اون ژرفای دقتت منو کشته !
ولی کاش دوباره عکسها رو میدیدی و نام آذربایجان رو که سانسورش ناراحتت کرده تو عکسها با اون عظمتشون میدیدی
کمی هم بقیه مطلب رو میخوندی ببینی آقای مجیدی چی میخواسته بگه
موازی با این پیشرفت تکنولوزی بربریت و توحش هم رشد خود را دارد و در هردورهای ان را به شکلی می بینیم.مثلا امروزه در داعش و بوکو حرام و القاعده و…لذا حس می کنم علیرغم پیشرفت های علمی و فنی و غیره متاسفانه هنوز ار دیوارهای غارنشینی چندان دور نشده ایم……
همه اشون
مطلب تامل برانگیزی بود.
میانه های مطلب بودم، کلاه کلمنتیس، یه لحظه به ذهنم رسید مطلب خیلی خوبیه و سبکش آشناست. با خودم گفتم شرط می بندم نویسندش دوستان نویسنده ی جدید یک پزشک نیستن!! رفتم بالا رو نگاه کردیم دیدی بله! درست حدس زدم.
این روزا زیاد بهتون انتقاد شده بود بخاطر رویکرد جدید سایت با مطالب زیاد و نه چندان قوی.
فکر کنم کم کم باید به این نتیجه برسید که اگر کسی مثل من مدتهاست که خواننده شماست، به خاطر اینه که علاوه بر استفاده از محتوای مطالب از طرز نگارششون هم لذت می برده.
موفق باشید.