بازی مریل استریپ در نقش میراندا پریستلی در فیلم The Devil Wears Prada (2006) کرده بود | سرد، بی‌رحم، شیک، کنترل‌شده، نمادین

آشنایی با شخصیت سرد و کاریزماتیک میراندا پریستلی با بازی مریل استریپ در فیلم شیطان پرادا می‌پوشد (The Devil Wears Prada) می‌تواند یکی از لذت‌بخش‌ترین و آموزنده‌ترین تجربه‌ها برای علاقه‌مندان به سینما و دنیای مد باشد. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه مریل استریپ توانست نقشی را که پتانسیل تبدیل شدن به یک کلیشه شرور ساده را داشت به یکی از پیچیده‌ترین، شیک‌ترین و نمادین‌ترین کاراکترهای سینمای مدرن تبدیل کند. آیا واقعاً شخصیت او از آنا وینتور الهام گرفته شده بود؟ چگونه بازی کنترل‌شده او استانداردهای جدیدی تعریف کرد؟

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و خلاصه داستان فیلم

فیلم شیطان پرادا می‌پوشد محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید فرانکل (David Frankel) است. در این فیلم مریل استریپ در نقش میراندا پریستلی، آن هاتاوی (Anne Hathaway) در نقش اندی ساکس و امیلی بلانت در نقش امیلی بازی می‌کنند. داستان درباره اندی، یک روزنامه‌نگار تازه فارغ‌التحصیل شده و ساده است که به عنوان دستیار دوم میراندا پریستلی، سردبیر بی‌رحم و بسیار مقتدر مجله مد ران‌وی (Runway) استخدام می‌شود. اندی که در ابتدا هیچ علاقه‌ای به دنیای مد ندارد تحت فشار کارهای طاقت‌فرسا و خواسته‌های ناممکن میراندا مجبور به تغییر سبک زندگی و ظاهر خود می‌شود. این فیلم اقتباسی از رمان پرفروش لورن وایزبرگر است که بر اساس تجربیات واقعی او به عنوان دستیار آنا وینتور نوشته شده است. بازی مریل استریپ در این فیلم تحسین منتقدان را برانگیخت و نامزدی اسکار دیگری را برای او به ارمغان آورد. میراندا پریستلی با بازی استریپ فراتر از یک رییس بدجنس معمولی است؛ او زنی باهوش، فداکار به کارش و به شدت حرفه‌ای است که احساسات شخصی خود را در محیط کار کاملاً سرکوب می‌کند. استریپ با بازی کنترل‌شده و لحن صدای آرام اما برنده‌اش توانست ابهت متفاوتی به این شخصیت ببخشد. تعاملات او با بازیگران دیگر به ویژه آن هاتاوی پویایی جذابی به روند فیلم داده است که کمدی درام اثر را تقویت می‌کند.

۲. ایده پردازی و طراحی صدای خاص میراندا

یکی از جالب‌ترین تصمیمات مریل استریپ برای این نقش، نحوه صحبت کردن میراندا بود. در کتاب، میراندا زنی است که فریاد می‌کشد و با عصبانیت رفتار می‌کند اما استریپ تصمیم گرفت برعکس عمل کند. او صدای خود را به یک پچ‌پچ آرام، سرد و بسیار کنترل‌شده تبدیل کرد که همه دستیاران را مجبور می‌کرد برای شنیدن حرف‌هایش خم شوند و سکوت مطلق اختیار کنند. این انتخاب هوشمندانه قدرت پنهان و استبداد آرام میراندا را بسیار بیشتر از هر فریادی به نمایش گذاشت.

استریپ ساعت‌ها روی تنالیته صدای خود کار کرد تا مطمئن شود لحنش هیچ احساسی به جز جدیت کاری را منتقل نمی‌کند. او متوجه شد که قدرت واقعی در شلوغ‌کاری نیست بلکه در سکوت‌ها و مکث‌های کوتاه نهفته است. او با این کار نشان داد که میراندا نیازی به اثبات قدرت خود با سر و صدا ندارد زیرا حضورش به تنهایی برای لرزاندن دیگران کافی است. این طراحی صدا به یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های بازی او در این فیلم تبدیل شد.

۳. بازخوانی سکانس مشهور ژاکت آبی سرولین

سکانس توضیح رنگ آبی سرولین (Cerulean blue) یکی از شاهکارهای نویسندگی و بازیگری در این فیلم است. زمانی که اندی به خنده ملایم دستیاران به انتخاب کمربندها پوزخند می‌زند، میراندا با آرامش و تسلط کامل، زنجیره تصمیم‌گیری‌های دنیای مد بالا را شرح می‌دهد. او به اندی ثابت می‌کند که حتی ژاکت ارزان‌قیمت او نیز نتیجه تصمیم‌گیری‌های میلیارد دلاری همین اتاق است. بازی استریپ در این صحنه بی‌رحمانه، دقیق و سرشار از فضل اطلاعاتی است.

۴. روان‌شناسی قدرت و مدیریت زنانه در دنیای مد

شخصیت میراندا نمایانگر چالش‌های زنان در موقعیت‌های قدرت بالا در دهه‌های گذشته است. برای بقا در دنیایی مردسالار، میراندا مجبور بوده است پوسته‌ای سخت و غیرقابل نفوذ از خود بسازد. او هرگونه ابراز ضعف عاطفی را در کارش قدغن کرده است. بازی مریل استریپ این لایه‌های روانی را به خوبی آشکار می‌کند؛ زنی که برای موفقیت حرفه‌ای هزینه‌های شخصی سنگینی پرداخت کرده و در تنهایی خود با پیامدهای آن روبرو است.

این تحلیل نشان می‌دهد که چرا میراندا با دستیارانش تا این حد سخت‌گیر است. او دنیای بیرون را بی‌رحم می‌داند و معتقد است که تنها قوی‌ترین‌ها شایستگی بقا در این صنعت را دارند. استریپ با بازی خود این بعد مدیریتی را تطهیر نمی‌کند بلکه آن را به عنوان یک واقعیت سرد سازمانی نشان می‌دهد. مخاطب به مرور متوجه می‌شود که پشت این رفتارهای سادیستی، یک تعهد بی‌پایان به حفظ استانداردهای عالی هنری وجود دارد.

۵. طراحی لباس و استایلینگ به عنوان ابزار قدرت

طراحی لباس میراندا پریستلی توسط پاتریشیا فیلد (Patricia Field) انجام شد که یکی از برجسته‌ترین طراحان لباس هالیوود است. هر لباس، پالتو و اکسسوری که استریپ در فیلم می‌پوشد به عنوان زرهی برای نمایش قدرت و نفوذ او طراحی شده است. مریل استریپ با استفاده از لباس‌ها، نحوه‌ راه رفتن و کت‌وشلوارهای شیک خود توانست شخصیتی بسازد که تماشاگر پیش از شنیدن صدایش، مرعوب ظاهر بی‌نقصش شود.

۶. تعامل مریل استریپ و آن هاتاوی در پشت صحنه

مریل استریپ برای حفظ حس سردی و فاصله بین کاراکترها، متد اکتینگ خاصی را به کار گرفت. او در روز اول فیلم‌برداری به آن هاتاوی گفت: «من فکر می‌کنم تو برای این نقش عالی هستی و از کار با تو خوشحالم… و این آخرین حرف مهربانانه‌ای است که از من می‌شنوی.»

او در طول فیلم‌برداری در پشت صحنه نیز از بازیگران جوان فاصله می‌گرفت تا رابطه سرد و رسمی داخل فیلم در واقعیت نیز حفظ شود و بازی‌ها باورپذیرتر جلوه کند. این روش اگرچه برای هاتاوی و بلانت کمی ترسناک بود اما در نهایت منجر به خلق پویایی بی‌نظیری در تقابل دستیار و رییس شد. هاتاوی بعدها اعتراف کرد که این کار استریپ تمرکز او را برای بازی در نقش یک دستیار مضطرب بسیار بالا برده بود.

این تعامل حرفه‌ای نشان داد که استریپ چگونه از تمام ابزارهای محیطی برای ارتقای کیفیت بازیگری خود و همکارانش استفاده می‌کند. او پس از پایان کار، رفتاری بسیار گرم با بقیه عوامل داشت که تضاد شخصیت واقعی‌اش با میراندا را آشکار می‌کرد.

۷. بازتاب فیلم در صنعت مد و رسانه‌ها

شیطان پرادا می‌پوشد تاثیر عظیمی بر درک عمومی از صنعت مد گذاشت. این فیلم نشان داد که پشت زرق و برق شوهای لباس، یک صنعت اقتصادی بی‌رحم و جدی وجود دارد. میراندا پریستلی به عنوان نمادی از سردبیران قدرتمند مد معرفی شد که می‌توانند با یک اشاره سر، سرنوشت کاری یک طراح جوان را تغییر دهند یا بر کل خریدهای فصلی بازار پوشاک جهان اثر بگذارند.

۸. الهام‌گیری از شخصیت‌های واقعی دنیای واقعی

اگرچه رمان به وضوح بر اساس شخصیت آنا وینتور سردبیر مشهور مجله ووگ (Vogue) نوشته شده است مریل استریپ اعلام کرد که برای خلق میراندا فقط از او الهام نگرفته است. او لحن صدای خود را از کلینت ایستوود الهام گرفت که همیشه با صدایی آرام اما با اقتدار صحبت می‌کرد. همچنین ظاهر و آرایش موهای او ترکیبی از کارمن دل‌اورفیس (مدل معروف) و کریستین لاگارد (سیاستمدار فرانسوی) بود تا چهره‌ای بین‌المللی و مقتدر داشته باشد.

۹. جامعه‌شناسی محیط‌های کاری سمی و پویایی قدرت

فیلم از منظر جامعه‌شناسی، فرهنگ سازمانی سمی را در شرکت‌های بزرگ به نقد می‌کشد. دستیارانی که هویت خود را فدای تایید یک مدیر ارشد می‌کنند و زندگی شخصی‌شان نابود می‌شود. میراندا در راس این هرم قرار دارد و با استفاده از رقابت سمی میان دستیاران، بهره‌وری کار را به حداکثر می‌رساند.

این ساختار قدرتمند نشان می‌دهد که چگونه افراد در چنین محیط‌هایی به مرور ویژگی‌های انسانی خود را از دست می‌دهند تا تبدیل به چرخ‌دنده‌های کارآمد شوند. استریپ این پویایی قدرت را با نگاه‌های بی‌اعتنا و دستورات مبهمش به خوبی به تصویر می‌کشد. او هرگز برای دستیارانش وقت تلف نمی‌کند و انتظار دارد آن‌ها ذهن او را بخوانند که این خود اوج فشار روانی کار را نشان می‌دهد.

۱۰. تفاوت‌های کتاب و فیلم در پرداخت کاراکتر میراندا

در رمان اصلی، میراندا پریستلی شخصیتی بسیار یک‌بعدی و صرفاً شرور دارد که دستیار خود را شکنجه روحی می‌دهد. اما فیلم با بازی استریپ و تغییرات فیلم‌نامه، ابعاد انسانی و شکنندگی‌های او را نیز نشان می‌دهد. این تغییر باعث شد که تماشاگر با وجود تمام بدی‌های میراندا، برای هوش، تعهد و قدرت مدیریتی او احترام قائل شود و او را به عنوان یک کاراکتر ماندگار بپذیرد.

۱۱. سکانس بدون آرایش و نمایش شکنندگی میراندا

یکی از کلیدی‌ترین سکانس‌های فیلم برای نمایش بعد انسانی میراندا، صحنه اتاق هتل در پاریس است. در این سکانس اندی وارد اتاق می‌شود و میراندا را بدون آرایش و موهای آرایش‌نشده در حالی که گریه می‌کند می‌بیند. او در حال طلاق گرفتن است و نگران تاثیر این خبر بر روی دخترانش است. مریل استریپ خود پیشنهاد داد که در این صحنه کاملاً بدون گریم ظاهر شود تا تضاد شدید بین ظاهر عمومی مقتدر و خلوت آسیب‌دیده او آشکار شود.

این تصمیم جسورانه نشان داد که استریپ ترسی از زشت دیده شدن روی پرده ندارد اگر این کار به درک عمیق‌تر مخاطب از کاراکتر کمک کند. او با چشمان خسته و صدایی لرزان، از قضاوت رسانه‌ها درباره زندگی خانوادگی‌اش شکایت می‌کند اما بلافاصله پس از ورود دستیاران دیگر، ماسک بی‌رحم خود را دوباره به صورت می‌زند. این انتقال سریع حس، هنر بازیگری او را به رخ می‌کشد.

۱۲. تاثیر ماندگار میراندا پریستلی بر فرهنگ عامه

شخصیت میراندا پریستلی با دیالوگ‌های معروفش مانند «همین و بس» (That’s all) به یکی از نمادهای ماندگار فرهنگ عامه تبدیل شده است. میم‌ها، ویدیوهای تقلید و نقل‌قول‌های او همچنان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شوند. بازی مریل استریپ در این نقش ثابت کرد که یک بازیگر بزرگ می‌تواند یک کمدی درام تجاری را به اثری کلاسیک و تاثیرگذار تبدیل کند که دهه‌ها بعد نیز تماشا شود.

جمع‌بندی نهایی

مریل استریپ در نقش میراندا پریستلی یکی از هوشمندانه‌ترین و کنترل‌شده‌ترین بازی‌های کارنامه هنری خود را ارائه داد. او با دوری از کلیشه‌های رایج رییس‌های بدجنس و با استفاده از لحن پچ‌پچ‌گونه، طراحی لباس خاص و نمایش شکنندگی‌های پنهان، کاراکتری خلق کرد که هم‌زمان ترسناک، شیک و قابل احترام است. این نقش‌آفرینی نمادی از تاثیرگذاری هنر بازیگری در ارتقای متون سینمایی است.

سوالات متداول

۱. آیا میراندا پریستلی واقعاً بر اساس شخصیت آنا وینتور ساخته شده است؟
بله نویسنده کتاب لورن وایزبرگر زمانی دستیار آنا وینتور سردبیر مجله ووگ آمریکا بود و داستان را بر اساس تجربیات شخصی خود نوشت. با این حال مریل استریپ تلاش کرد تا در بازی خود ویژگی‌های منحصربه‌فرد دیگری را نیز ترکیب کند تا شخصیت مستقل باشد. آنا وینتور نیز شخصاً در اکران اولیه فیلم با لباس پرادا حاضر شد که نشان از جنبه شوخ‌طبعی او داشت. این موضوع بازتاب رسانه‌ای بسیار زیادی پیدا کرد.
۲. چرا مریل استریپ تصمیم گرفت با صدای بسیار آرام در نقش میراندا صحبت کند؟
او معتقد بود صدای پچ‌پچ‌گونه و سرد قدرت بسیار بیشتری نسبت به فریاد کشیدن دارد و اطرافیان را مجبور به تمرکز و سکوت می‌کند. این ایده را او از کارگردان معروف کلینت ایستوود الهام گرفت که در پشت صحنه این‌گونه رفتار می‌کرد. این تصمیم هوشمندانه ابهت میراندا را چند برابر کرد و او را از کلیشه رییس فریادزن نجات داد. تماشاگران نیز این لحن سرد را بسیار ترسناک‌تر یافتند.
۳. بودجه لباس‌های فیلم چقدر بود و چه اتفاقی برای آنها افتاد؟
بودجه لباس‌های فیلم به دلیل برندهای گران‌قیمت بیش از یک میلیون دلار برآورد شد که یکی از گران‌ترین‌ها در تاریخ بود. طراح لباس پاتریشیا فیلد بسیاری از لباس‌ها را از طراحان معروف قرض گرفت تا هزینه‌ها کاهش یابد. مریل استریپ پس از پایان فیلم‌برداری تمام لباس‌های خود را به یک مزایده خیریه اهدا کرد تا درآمد آن صرف کارهای بشردوستانه شود. این کار او با استقبال زیادی در رسانه‌ها مواجه شد.
۴. واکنش امیلی بلانت به هم‌بازی شدن با مریل استریپ چه بود؟
امیلی بلانت که در آن زمان بازیگر جوانی بود کار با مریل استریپ را هم‌زمان هیجان‌انگیز و بسیار ترسناک توصیف کرد. رفتار متد مریل استریپ در حفظ فاصله عاطفی به بلانت کمک کرد تا اضطراب نقش دستیار اول را بهتر بازی کند. او بعدها گفت که این تجربه بزرگ‌ترین کلاس درس بازیگری برای او در ابتدای مسیر حرفه‌ای‌اش بوده است. بلانت پس از این فیلم به شهرت زیادی رسید.
۵. آیا دیالوگ‌های میراندا در فیلم به صورت بداهه هم گفته می‌شد؟
اکثر دیالوگ‌ها بر اساس فیلم‌نامه دقیق آلین براش مک‌کنا بود اما استریپ در جزییات حرکتی و برخی کلمات بداهه‌پردازی‌های ظریفی انجام داد. برای مثال نگاه‌های چپ‌چپ و تکان دادن دست برای مرخص کردن افراد خلاقیت شخصی او بود. او با این کار ریتم صحنه‌ها را پویاتر کرد. کارگردان نیز دست او را برای این تغییرات کوچک باز گذاشته بود.
۶. سکانس بدون آرایش میراندا چگونه طراحی شد؟
این سکانس به پیشنهاد مستقیم خود مریل استریپ برای نشان دادن جنبه انسانی و شکست‌خورده میراندا اضافه شد. او اصرار داشت که هیچ نوری برای زیباتر جلوه دادن چهره‌اش استفاده نشود و کاملاً واقعی به نظر برسد. این صحنه باعث شد تماشاگران متوجه شوند پشت این ماسک آهنین، زنی شکننده و آسیب‌پذیر قرار دارد. این سکانس ارزش دراماتیک فیلم را بسیار بالا برد.
۷. چرا فیلم شیطان پرادا می‌پوشد همچنان محبوب است؟
محبوبیت مداوم فیلم به دلیل بازی‌های بی‌نقص، سناریوی قوی و تصویر درستی است که از روابط قدرت در محیط کار نشان می‌دهد. این اثر فراتر از دنیای مد به موضوعاتی مانند هویت شخصی، انتخاب‌های شغلی و فداکاری‌های حرفه‌ای می‌پردازد. طراحی لباس‌های چشم‌نواز و طنز هوشمندانه آن نیز پس از سال‌ها همچنان تازه و جذاب به نظر می‌رسد. این اثر به یک مرجع فرهنگی تبدیل شده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]