بازی لئوناردو دی‌کاپریو در نقش هیو گلس در فیلم The Revenant (2015) | فیزیکی، بقا، انتقام‌جو، صامت، سخت‌کوش

آشنایی با متدهای سخت بازیگری و سینمای واقع‌گرایانه برای درک بهتر تلاش هنرمندان سینما جالب و ضروری است. در این مقاله قصد داریم بازی حماسی لئوناردو دی‌کاپریو در نقش هیو گلس (Hugh Glass) در فیلم بازگشته یا برخاسته از گور (The Revenant) را با هم مرور کنیم. چگونه یک ستاره هالیوود بدون استفاده از کلمات زیاد و با تکیه بر فیزیک بدنی خود، بقا و انتقام را معنا می‌کند؟ چه چالش‌هایی در دل طبیعت وحشی برای خلق این نقش وجود داشت؟ بیایید جزئیات این بازی برنده اسکار را با هم بررسی کنیم.

۱. شناسنامه اثر

فیلم سینمایی برخاسته از گور در سال ۲۰۱۵ میلادی به کارگردانی آلخاندرو گونسالس اینیاریتو (Alejandro González Iñárritu) ساخته شد. فیلم‌نامه بر اساس رمانی به همین نام نوشته مایکل پانک (Michael Punke) تنظیم شده است. لئوناردو دی‌کاپریو در نقش هیو گلس، تام هاردی در نقش جان فیتزجرالد و ویل پولتر (Will Poulter) در نقش جیم بریدجر بازیگران اصلی این اثر حماسی و وسترن هستند. فیلم با فیلمبرداری فوق‌العاده امانوئل لوبزکی (Emmanuel Lubezki) نامزد دوازده جایزه اسکار شد و توانست سه جایزه مهم از جمله بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری و بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای دی‌کاپریو به ارمغان آورد.

۲. خلاصه داستان فیلم

داستان فیلم در سال ۱۸۲۳ میلادی در اعماق جنگل‌های بکر آمریکا رخ می‌دهد. هیو گلس یک راهنما و تله‌گذار باسابقه است که همراه با گروهی از شکارچیان پوست کار می‌کند. او در حین گشت‌زنی مورد حمله وحشیانه یک خرس گریزلی قرار گرفته و به شدت مجروح می‌شود. فرمانده گروه تصمیم می‌گیرد سه نفر را برای مراقبت از او تا زمان مرگ باقی بگذارد. جان فیتزجرالد، یکی از این نگهبانان، به دلیل طمع و ترس، پسر نیمه‌بومی گلس را به قتل رسانده و گلس نیمه‌جان را در یک قبر کم‌عمق رها می‌کند. گلس با اراده‌ای پولادین از مرگ حتمی نجات یافته و سفری طولانی و هولناک را برای انتقام آغاز می‌کند.

۳. بقای فیزیکی و بازی بدون کلام دی‌کاپریو

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دی‌کاپریو در این فیلم، نبود دیالوگ بود. هیو گلس به دلیل آسیب شدید به گلویش در اثر حمله خرس، در بیشتر زمان فیلم قادر به صحبت کردن نیست. لئو باید تمام رنج، خشم، تنهایی و عزم خود را تنها از طریق چشمان، ناله‌ها و حرکات بدنی‌اش نشان می‌داد. این سبک بازی مینی‌مالیستی اما بسیار شدید، فیزیک بازیگری او را به چالش کشید. تماشاگر بدون کلام، با خزیدن‌های دردناک او روی برف و تقلا برای روشن کردن آتش همذات‌پنداری می‌کند که نشان‌دهنده قدرت خارق‌العاده بازی حسی اوست.

۴. چالش‌های تولید در سرمای استخوان‌سوز

شرایط تولید برخاسته از گور یکی از سخت‌ترین شرایط کاری در تاریخ سینمای معاصر به شمار می‌رود. فیلمبرداری در مناطق کوهستانی کانادا و آرژانتین در سرمای شدید زیر صفر درجه انجام شد. اینیاریتو اصرار داشت که بازیگران واقعا در معرض سرما قرار گیرند تا حس واقعی رنج سرمازدگی (Hypothermia) منتقل شود. دی‌کاپریو ساعت‌ها در آب‌های یخ‌زده رودخانه‌ها غوطه‌ور بود و در لباس‌های سنگین و خیس خرس روی برف‌ها می‌خزید. این سختی‌های واقعی مرز میان بازیگری و واقعیت را در بازی لئو کاملا از بین برد.

۵. نمادپردازی طبیعت و خشم زمین

طبیعت در برخاسته از گور صرفا یک پس‌زمینه زیبا نیست، بلکه خود یکی از شخصیت‌های اصلی و بی‌رحم داستان است. کوه‌ها، رودخانه‌ها و درختان تنومند همگی نشان‌دهنده عظمت جهان و ناچیز بودن انسان هستند. بازی دی‌کاپریو در تقابل با این طبیعت وحشی، تلاش انسان برای غلبه بر خشم زمین را نشان می‌دهد. او گاهی با طبیعت همسو می‌شود و درون تنه توخالی درخت پناه می‌گیرد و گاهی مجبور است برای عبور از رودخانه‌های خروشان با جریان آب مبارزه کند.

۶. تحلیل انگیزه انتقام و رستگاری در هیو گلس

انگیزه اولیه هیو گلس برای بقا، انتقام (Revenge) از فیتزجرالد به خاطر قتل پسرش است. اما در طول این سفر حماسی، این انگیزه حیوانی به نوعی مکاشفه روحی و رستگاری تبدیل می‌شود. دی‌کاپریو این تحول درونی را با تغییر تدریجی نگاهش از خشم کور به آرامشی سرد نشان می‌دهد. در صحنه نهایی رویارویی با فیتزجرالد، گلس متوجه می‌شود که انتقام متعلق به او نیست بلکه به خداوند واگذار شده است. این تغییر رویکرد اخلاقی، عمق بیشتری به بازی او می‌بخشد.

۷. فیلمبرداری با نور طبیعی اثر امانوئل لوبزکی

امانوئل لوبزکی و اینیاریتو تصمیم گرفتند کل فیلم را تنها با استفاده از نور طبیعی خورشید و آتش فیلمبرداری کنند. این تصمیم باعث شد زمان فیلمبرداری در هر روز بسیار محدود (حدود دو ساعت) باشد و همه چیز باید با دقت میلی‌متری اجرا می‌شد. دی‌کاپریو باید بازی خود را با زوایای متغیر نور خورشید هماهنگ می‌کرد. قاب‌های باز لوبزکی و کلوزآپ‌های شدید از چهره خیس از عرق و منجمد لئو، یکی از زیباترین همکاری‌های بازیگر و مدیر فیلمبرداری را خلق کرد.

۸. واقعیت تاریخی هیو گلس در مقایسه با درام فیلم

داستان هیو گلس واقعی با تغییراتی در هالیوود همراه بوده است. در واقعیت تاریخی، مدرکی وجود ندارد که نشان دهد گلس پسری بومی داشته یا جان فیتزجرالد پسر او را کشته است. همچنین گلس در واقعیت فیتزجرالد را پس از پیدا کردن به قتل نرساند زیرا او به ارتش پیوسته بود و کشتن یک سرباز مجازات مرگ داشت. دی‌کاپریو با درک این تفاوت‌ها تلاش کرد تا بار دراماتیک فیلم را که بر رابطه پدر و فرزندی متمرکز بود، با قدرت احساسی خود تقویت کند.

۹. چالش‌های رژیم غذایی و فیزیکی لئو

دی‌کاپریو که خود یک گیاه‌خوار فعال است، برای طبیعی‌تر جلوه دادن صحنه‌ها تصمیم گرفت در یکی از سکانس‌ها جگر خام گاومیش (Bison liver) را واقعا بخورد. او معتقد بود واکنش چهره‌اش به خوردن گوشت خام باید کاملا واقعی باشد. چالش‌های دیگری مانند یادگیری کار با تفنگ‌های فتیله‌ای قدیمی، ساخت پناهگاه با دست خالی و یادگیری زبان‌های بومی تیره سرخ‌پوستی نیز از کارهای سختی بود که لئو برای این نقش با موفقیت انجام داد.

۱۰. بازتاب فرهنگی بومیان آمریکا در روایت فیلم

فیلم برخاسته از گور بر خلاف وسترن‌های سنتی، نگاهی محترمانه و چندبعدی به بومیان آمریکا دارد. تعارضات میان بومیان و شکارچیان سفیدپوست با جزئیات تاریخی به تصویر کشیده شده است. شخصیت گلس به دلیل داشتن همسری بومی، با فرهنگ آن‌ها آشناست و این پیوند در رویاها و مکاشفات او در طول سفر بقا نمایان است. دی‌کاپریو با احترام کامل به این فرهنگ، نمادهایی از معنویت بومی را در حرکات و ارتباطش با جهان پیرامون بازتاب می‌دهد.

۱۱. مسیر اسکار و پیروزی تاریخی دی‌کاپریو

پس از سال‌ها نامزدی و ناکامی، سرانجام بازی در نقش هیو گلس نخستین جایزه اسکار بازیگری را برای دی‌کاپریو به همراه داشت. رسانه‌ها و طرفداران او سال‌ها منتظر این لحظه بودند. کمپین تبلیغاتی فیلم تمرکز زیادی روی سختی‌های کار لئو داشت. او در سخنرانی پذیرش جایزه اسکار خود، از این تریبون برای هشدار درباره تغییرات اقلیمی (Climate change) و گرمایش زمین استفاده کرد و نشان داد که تجربه حضور در طبیعت وحشی تا چه حد روی او تاثیرگذار بوده است.

۱۲. تاثیر سینمای بقا بر روان‌شناسی مخاطب

آثاری مانند برخاسته از گور مخاطب را با غرایز بقای اولیه انسان روبه‌رو می‌کنند. تماشای تقلا برای زندگی در سخت‌ترین شرایط، نوعی تزکیه روحی (Catharsis) در بیننده ایجاد می‌کند. بازی باورپذیر دی‌کاپریو ما را وامی‌دارد تا محدودیت‌های فیزیکی و روانی خودمان را به چالش بکشیم. این فیلم ثابت می‌کند که اراده انسان می‌تواند بر سخت‌ترین موانع فیزیکی غلبه کند و این درس اخلاقی، ارزش ماندگار اثر را دوچندان می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

نقش‌آفرینی لئوناردو دی‌کاپریو در برخاسته از گور، آزمونی بزرگ برای سنجش اراده و فیزیک یک بازیگر تراز اول بود. او با عبور از راحتی‌های هالیوود و تن دادن به شرایط هولناک طبیعت وحشی، بازی بدون کلام خود را به اوجی تازه رساند. هیو گلس در اجرای لئو، تندیسی از مقاومت بشر در برابر نابودی است؛ نقشی که جایزه اسکار تنها پاداش کوچکی برای فداکاری فیزیکی و هنری بی‌سابقه او در این مسیر دشوار بود.

سوالات متداول

۱. صحنه حمله خرس به دی‌کاپریو چگونه فیلمبرداری شد؟
این صحنه شگفت‌انگیز با ترکیبی از جلوه‌های ویژه کامپیوتری و فیزیکی ساخته شد. یک بدلکار حرفه‌ای با لباسی مخصوص لئو را به اطراف پرتاب می‌کرد تا حرکات واقعی حمله بازسازی شود. سپس در پس‌تولید، تصویر خرس گریزلی با جزئیات بالا به جای بدلکار قرار گرفت. بازی حسی دی‌کاپریو و فریادهای دردناک او نقش کلیدی در باورپذیری این صحنه داشت.
۲. آیا دی‌کاپریو واقعا در برف و سرمای شدید دچار بیماری شد؟
او چندین بار در طول فیلمبرداری دچار سرماخوردگی شدید و آنفولانزا شد اما کار را متوقف نکرد. سرفه‌های شدیدی که در فیلم از هیو گلس می‌شنویم تا حدودی ناشی از بیماری واقعی خود لئو بود. تیم پزشکی همواره در لوکیشن حضور داشت تا از یخ‌زدگی انگشتان بازیگران جلوگیری کند. این شرایط دشوار برای کل گروه تولید چالش‌برانگیز بود.
۳. چرا فیلمبرداری این اثر تا این حد طولانی و فرسایشی شد؟
دلیل اصلی آن اصرار اینیاریتو بر استفاده از نور طبیعی و فیلمبرداری ترتیب کرونولوژیک (به ترتیب وقوع داستان) بود. این موضوع باعث شد روند کار بسیار کند پیش برود و با آب شدن برف‌های کانادا، گروه مجبور شد برای گرفتن صحنه‌های پایانی به جنوب آرژانتین نقل مکان کند. این جابه‌جایی هزینه‌ها و زمان تولید را به شدت افزایش داد.
۴. چه زبانی توسط بومیان در فیلم صحبت می‌شود؟
بومیان در فیلم به زبان‌های آریکارا (Arikara) و پاونی صحبت می‌کنند که از زبان‌های سنتی قبایل سرخ‌پوست آمریکای شمالی است. دی‌کاپریو برای بازی در این نقش مجبور شد برخی عبارات به این زبان‌ها را با کمک مشاوران بومی یاد بگیرد و تلفظ کند. این دقت زبانی به واقع‌گرایی تاریخی و قوم‌نگاری دقیق فیلم کمک شایانی کرده است.
۵. نقش موسیقی متن در فیلم برخاسته از گور چیست؟
موسیقی متن این اثر توسط ریوئیچی ساکاموتو (Ryuichi Sakamoto) ساخته شد که فضایی بسیار سرد، مینی‌مال و معنوی دارد. سازهای کشیده و سکوت‌های بین ملودی‌ها به خوبی تنهایی مطلق هیو گلس در طبیعت را بازتاب می‌دهند. این موسیقی بدون شلوغ‌کاری، به فضاسازی درام کمک کرده و با بازی سکوت لئو همخوانی فوق‌العاده‌ای دارد.
۶. تله‌گذاری پوست چه شغلی بود و چرا در آن دوره رونق داشت؟
شکارچیان پوست در قرن نوزدهم حیواناتی مانند سگ آبی را برای استفاده از پوست گران‌بهایشان شکار می‌کردند. این شغل به دلیل تقاضای شدید بازار اروپا برای کلاه‌های پوستی بسیار سودآور اما فوق‌العاده خطرناک بود. آن‌ها مجبور بودند به قلمرو قبایل بومی ناشناخته وارد شوند. فیلم به خوبی خطرات و رقابت‌های خونین این تجارت خشن را نشان می‌دهد.
۷. آیا جسد اسب در فیلم واقعی بود؟
خیر، جسد اسبی که گلس برای در امان ماندن از سرمای کشنده شب درون آن پناه می‌گیرد، کاملا مصنوعی و ساخته‌شده از فوم و مواد پلاستیکی بود. با این حال طراحی آن به قدری واقعی انجام شد که تماشاگر متوجه تفاوت آن نشود. دی‌کاپریو باید درون این ماکت بسیار تنگ می‌خزید که تجربه فیزیکی سختی برای او بود.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

27 دیدگاه

  1. حتی اگه فیس بوک رو هم بخره بازم به گوگل نمیرسه

    با وجود اینکه گوگل الان دومین سایت دنیا از نظر رتبه الکسا هست ولی بازم درآمدش از فیس بوک بیشتره – از یاهو هم بیشتره
    درضمن اینو هم یادتون باشه هیچ شرکتی نمیتونه موتوری مثل گوگل بنویسه – چه یاهو باشه یا بینگ یا هر چیز دیگه

  2. نمیدونم ولی مطمئن هستم ماکروساقت اهل پول حروم کردن نیست ولی خیلی دوست داره اسمش همه جا حرف اول رو بزنه من موندم چرا شرکت adob رو نمی خره ؟؟ چرا؟؟

    ولی مطمئنم با قیمتی که ماکروسافت پیشنهاد کرده یاهو فقط ناز میکنه تا بلکه چند میلیارد بالاتر خودشو بفروشه. . . .

  3. ۴۴ یا ۴۴۰ میلیارد دلار.. فرقی نمی کند جز اینکه یاهو استقلالش را از دست خواهد داد و تحت نظر دم و دستگاه بیل! حتما تغییر خواهد کرد
    امیدوارم اتفاق نیفتد..

  4. در واقع مایکروسافت با این پیشنهادش به یاهو اهانت کرد و خواست بفهمونه که یاهو هیچی نیست البته یاهو هم میتونه یجور دیگه مایکروسافتو ضایع کنه البته اگه خودشونو به پول نفروشن در ضمن اصلا خوب نیست که شرکتای بزرگ با هم همکار بشن چون این رقابته که باعث پیشرفت میشه مایکروسافت یه طرف یاهو یه طرف گوگلم یه طرف البته گوگل چیز مالیم نیستا اینقدر گوگل گوگل میکنید فقط بهترین موتور جستجویه بجز اون هیچی نیست ، یاهو هم بهترین سیستم نامه های الکترونیکی و گپ و گفتگوی چیز دیگه ای نداره ، اما یادتون باشه اگه مایکروسافت نبود فناوری علوم کامپیوتر به اینجا نمیرسید بهترین نرم افزارای سیستمی و کاربردی توسط مایکروسافت تولید شده البته بعضیا فقط همه چیزو با ظاهر میبینند مثل قشنگتر بودن سایت یاهو از مایکروسافت البته همه اینا فقط با سیاست بازی خودشونو بالا کشیدن وگرنه شرکتایی مثل اینتل اگه بخوان اینارو قورت میدن.

    به هر حال روزگار میگذه

  5. باید دید که پشت پرده ی این ماجرا چه قضیه ای هستش
    همه این مطلب رو میدونن که سازمان های جاسوسی چقدر درون این سایت ها نفوذ دارن
    باید منافع اونا هم در نظر گرفته شه ….
    ولی به هر حال : انرژی هسته ای حق مسلم ماست D;

  6. به نظر من قبول می کنن و مایکروسافت برنده ئ این ماجرا خواهد بود.شاید ترکیب کردن سایت ها یی مثل Yahoo , MSN , Live , Microsoft کار خیلی سختی باشه ولی فکر می کنم چیز جالبی از آب در بیاد با اینکه من تمام سرچ ها مو با گوگل انجام می دم ولی دوست دارم نتیجه ئ کارشونو ببینم حتما ….

  7. بخدا تبانی کردن..من بعد پیشنهاد ماکروسافت 4/88 بیلیون دلار پیشنهاد داده بودم..شما جای یاهو بودید کدومو قبول می کردید…

  8. اگه مدیران پول دوست یاهو وسوسه بشن و این پیشنهاد احمقانه رو قبول کنن به زودی پشیمان میشن .
    اصلا نباید اینطوری بشه

  9. ماکروسافت با این پیشنهاد عملاً چند هدف رو دنبال می کند:
    1- سبقت گرفتن از رقیبانی همچون اپل ، گوگل و …
    2- برنامه ریزی برای پروژه سیستم عامل آن لاین ( تحت شبکه )
    3- بوجود آوردن نوعی اعتیاد ( نیاز ) برای کاربران ( مشتریان ) تا چاره ای جزء انتخاب سیستم عاملی جز ویندوز نداشته باشند !!!

  10. اگه گفتین چی میشه ؟
    توی ویندوز بعدی، بجای ( MSN messenger ) از (Yahoo Messenger) استفاده میشه !!!!!!!
    جالب میشه ها !!!!!!!

  11. جالبه که مایکروسافت هیچگاه حتی برای لحضه ایی به آنچه که دارد قانع نیست و همیشه در حال پیشترفت و ترقی است و جاه طلبی مدیرانش ابزاری برای این پیشترفت است

  12. salam…..
    age yahoo ghabool kone va microso bekharatesh
    google bayad bere kashkesho besabe:))
    na?
    vali khob google bekhatere motor jostojooshe ke mahbooobe albate microsof mikhad in karo bokone ke bere aval!
    vali hich vaght yadetoon nare :
    microsoft THE BEST SOFTWARE COMPANY IN WORLD hast!

  13. اینم میشه به عنوان شروع مرحله ی جدیدی از جنگهای شبکه ای این سه شرکت بزرگ دونست که این دفعه مایکروسافت شروع کننده است. و انگار می خواد به هر نحوی شده به دوران اوج خودش برگرده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]