درباره نقد فیلم

12

یک چیزی که برایم خیلی جالب است و مدت زیادی می‌خواهم اینجا
درباره‌اش بنویسم مربوط می‌شود به نوع نقد منقدها و نشریات سینمایی ما از فیلم‌های
خارجی.

برای اینکه نوشته را شروع کنم، مثالی برایتان می‌زنم من فیلم
«پیرمردها به بهشت نمی‌روند» ساخته برادران کوئن را مدتی پیش دانلود کردم و دیدم،
انصافا نقاط برجسته زیادی داشت، یک فیلم برجسته که در میان فیلم‌های تریلر جاده‌ای
می‌درخشد، بازی «باردم» هم با ان نگاه‌ها و بازی زیرپوستی و البته آرایش عجیب و
غریب و مویش برایم جالب بود.

فیلم‌های برادران کوئن را همیشه دوست داشته‌ام، فیلم‌هایی که
آمیزه‌ای از خشونت، درام و طنز هستند. این فیلم نامزد اسکارهای متعدد شده و منتقدان
خارجی رویکرد بسیار مثبتی به ان دارند، منتها بگذارید من به خودم جرأت بدهم و بگویم
که علیرغم همه شایستگی‌های این فیلم به قول یکی از دوستان، فیلم چیزی کم دارد، که
نمی‌دانم چیست! همان چیزی که باعث می‌شود، رغبت چندباره دیدنش را نداشته باشم و یا
اگر لیستی از ۵۰ فیلم برتر بخواهم در ذهنم بسازم، این فیلم در این فهرست نباشد!

همیشه وقتی فیلمی اینقدر در ابعاد جهانی سر و صدا به پا می‌کند،
مشتاق هستم نقدهای مستقل متفاوت را بخوانم. اما دریغ! نقدهای داخلی‌های همه
نوشته‌هایی هستند که به شدت از منتقدهای خارجی و مجلات معتبر سینمایی تأثیر
گرفته‌اند.

منتقدان که بارها نشان داده‌اند که آنقدر باجرأت هستند که گاه
کارگردان‌هایی مثل حاتمی و یا مخملباف را به کل خلع درجه می‌کنند، وقتی پای
فیلم‌های خارجی می‌رسد در خود جرأت ایستادن در برابر نوشته‌های ورایتی و یا راجر
ایبرت را پیدا نمی‌کنند.

علاقمندان برادران کوئن امیدوارم مطلب و نظر شخصی من را جدی
نگیرند و شاید در فرصتی دیگر نوشته مفصلی در مورد این فیلم نوشتم و آنجا با هم در
این مورد بحث کردیم، ولی واقعا مدت بسیار زیادی بود که می‌خواستم بدانم شما هم چنین
حس و حالی در مورد نقدهای منتقدان ما از فیلم‌های غیر ایرانی داشته‌اید؟ دنبال نگاه
متفاوت یک منتقد شرقی بوده‌اید؟

   
12 نظرات
  1. آرش می گوید

    یک مثلی بود که می گفت: «اگر کسی بتواند فیلم بسازد، می سازد. اگر نتواند، فیلم سازی را درس می دهد. اگر هیچ کدام، نقد سینمایی می نویسد.»
    حالا اگر این مثل را هیچ رقم قبول ندارید، خب ندارید. چاره یی نیست. ما هم می گردیم ببینیم منتقدی باب میل شما پیدا می کنیم یا نه. اما در مورد «باجرأت» بودن منتقدین وطنی: به شدت محل تردید است قربان؛ بسته گی دارد که باد از کدام جهت بوزد.

  2. علیرضا می گوید

    با درود
    صفحه وب شما home page مرورگر من بود ولی با اطلاع از اینکه تمایل به رنگ قرمز دارید سعی می کنم خودمو راضی کنم حداکثر ماهی یه بار از این سایت بازدید کنم
    موفق باشید

  3. ا.ح می گوید

    علیرضا مجیدی عزیز، البته باید اول دید منظورت کدام منتقدان ایرانی فیلم خارجی است، اگر منظورت باقی مانده منتقدان یا نویسندگانی است که در باره فیلم های خارجی می نویسند باید گفت که بسیاری از آنها در همین چند سال اخیر وارد این حیطه شده اند و هنوز نگاه شخصی در نوشته هایشان چندان قابل مشاهده نیست. معدود منتقدانی که همچنان و گاه در اینترنت می نویسند و سابقه ای بیشتر از ده، بیست و یا سی سال نقد فیلم نویسی دارند کم و بیش به آن نگاه شخصی دست یافته اند و اغلب هم برای ورایتی و راجر ابرت تره هم خرد نمی کنند. اگر هم بخواهند به کسی استناد بدهند از پالین کیل پایین تر و از نیولفت ریویو یا سایت اند ساند پایین تر نمی آیند.

  4. rouzbeh می گوید

    درباره پیرمردها ی کوئن ها با تو موافقم فیلم را دیدم یکبار هم دیدم و بیشتر هم برایم جذاب نیست که ببینم ولی برادر کجایی را ۵ باری دیده ام و بارتون و فینک و ریزینگ آریزونا را بسیار دوست دارم درباره باردم هم نمی تواند نقش منفی دلخواهم باشد وقتی دنیرو در کیپ فیر یا آنتاچبلز یا حتی نقش منفی آپوکالیپتو و خیلی های دیگه وجود دارند و بزرگترین مشکل من با فیلم این بود که کوئنی نبود یک کلام
    پاسخ: پس من تنها کسی نبودم که اعتقاد داشتم فیلم کوئنی نبود. ممنون!

  5. sima می گوید

    آخه نمیشه یک فیلم اینهمه کاندیدای اسکار بشه، کلی هم ازش تعریف بشه ولی فقط «یک چیز» کم داشته باشه که آدم دیگه حاضر نباشه دوباره ببینش یا توی لیست ۵۰ که هیـــــــچ توی لیست ۱۵۰ فیلم برتری که دیده بذارش …. کاش به من هم میگفتید اون «یک چیز» ناقابل چیه . چون من اصلا از فیلم خوشم نیومد. چکار دارم خوش ساخته ، خوش نقشه ، زیر پوستیه مهم اینه که آخر فیلم از خودم بابت اینکه نشستم و تا آخر نگاهش کردم لجم گرفت

  6. احمد زاهدي می گوید

    نقد فیلم‌های منتقدان وطنی علی‌الخصوص مجله‌ی فیلمی‌ها کاملاً حساب‌شده و برنامه‌ریزی شده برای اشاعه‌ی یک جریان مسخره‌ی در دفاع از سینما به عنوان تفنن است. و آن‌ها چیزی برای عرضه به مخاطبان نوجو و اندیشمند ندارند.

  7. ارش می گوید

    سلام اقای دکتر

    واقعا از سایت شما لذت می برم یکی از بهترین سایتهایی که من هر روز میام سر می زنم و منتظر مطالب جالب شما هستم

    بازم ممنون

    راستی یه خبر عجیب بالاترین (فیل .) شده و از اون عجیب تر اینکه سایت کلوب هم در استانه ی (فیل .) شده هستش

  8. رضا می گوید

    من که موافقم. این قضیه دو وجهیه البته. از اون ور کافیه که یک فیلم با نقدهای منفی روبرو شه و تو خوشت بیاد برای اینکه محکوم به خیلی چیزا نشی اصولا جرات نمیکنی نسبت بهش ابراز علاقه کنی!

  9. درخت زندگي می گوید

    سلام دکترجان…
    من لینکهایی که داده بودید رو می خودنم ..یک ایده خوب به ذهنم رسید ..شما بیاید ودر سایتتون ودیگر سایتهای دوستان یک طرح برای طراحی لوگوی گوگل در ایام عید بگذارید تا دوستنان ایرانی طرحهای مختلفی از گوگل را اماده کنند و توسط شما ویا دیگر دوستان به گوگل ارائه کنند …دیدن لوگوی گوگل با طراحی ایرانی خیلی جالب و زیباست واین اولین باره که مردم یک سرزمین برای گوگل یک لوگو بانگاه هنر سرزمینی خود طراحی می کنند ..فکر کنم استقبال بشه

  10. پيام طراوتي می گوید

    ببینم، پیرمردها وطنی ندارند، اسم فیلم نبود؟
    آها منم اونقدر از این فیلم خوشم نیومد که از سویینی تاد خوشم اومد!

  11. الهام می گوید

    سلام. لطف می کنید از ۵۰ فیلم برتری که دیدید چند تاش رو نام ببرید. با توجه به اینکه مدتی است وبلاگتون رو می خونم و به اون علاقه دارم برام جالبه که فیلمهای مورد علاقه تون رو بدونم. حدس می زنم لیست قشنگی باشه.

  12. مریم می گوید

    چقدر قدیمیه این پست!
    منم این فیلم رو دوست نداشتم و بهش ۶ از ۱۰ دادم. واقعا هم متاسفانه یه جور جوگیری بدی بین فیلم بین ها و حتی سریال بین های ایرانی شایعه. نمی دونم علتش اینه که جرات ابراز عقیده خودشون رو ندارن یا اینکه اصلا در این موارد عقیده ای از خودشون ندارن! اگه روزی کسی به خودش جرات بده و یه فیلم تحسین شده رو زیر سوال ببره یه دفعه فوجی از آدمهای صاحب نظر متعصب! می ریزن روی سرش و به جرم نداشتن قدرت درک فیلم های شاهکار طرف رو می کوبن. شده مثل حکایت لباس جدید پادشاه.
    کاش پست های فیلم محور بیشتر می گذاشتین. ظاهرا شما هم فیلم باز هستین ولی چگالی این حور پست ها توی وبلاگتون خیلی پایینه 🙁

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.