بازی خواکین فینیکس در نقش تئودور تومبلی در فیلم Her (2013) | منزوی، احساساتی، ملایم، مدرن، تنها

تنهایی انسان در عصر ارتباطات دیجیتال یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های دنیای مدرن است. فیلم او (Her) محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی اسپایک جونز به زیبایی این مفهوم را لمس می‌کند. خواکین فینیکس (Joaquin Phoenix) در نقش تئودور تومبلی بازی شگفت‌انگیز، ملایم و متفاوتی ارائه می‌دهد که با نقش‌های خشن معمول او تفاوت آشکاری دارد. در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه فینیکس تنهایی و انزوای انسان مدرن را در تعامل با یک هوش مصنوعی به تصویر می‌کشد. آیا عشق به یک صدای دیجیتالی می‌تواند واقعی باشد؟ بیایید دنیای رنگارنگ اما غم‌انگیز تئودور را تحلیل کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل

فیلم او (Her) یک اثر علمی تخیلی و درام عاشقانه است که در سال ۲۰۱۳ به نویسندگی و کارگردانی اسپایک جونز (Spike Jonze) ساخته شد. این فیلم به دلیل سناریوی خلاقانه و پرداخت فوق‌العاده‌اش به موضوعات عاطفی توانست جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی را کسب کند. خواکین فینیکس در این فیلم نقش تئودور تومبلی نویسنده نامه‌های عاطفی را ایفا می‌کند. اسکارلت جوهانسون به عنوان صداپیشه هوش مصنوعی سامانتا (Samantha) بازی حسی فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهد و بازیگران دیگری چون امی آدامز در نقش دوست صمیمی تئودور و رونی مارا در نقش همسر سابق او نقش‌آفرینی کرده‌اند. موسیقی متن فیلم توسط گروه مشهور آرکید فایر ساخته شده که فضایی رویایی و ملانکولیک به فیلم بخشیده است.

این فیلم با بودجه‌ای متوسط تولید شد اما به سرعت جایگاه ویژه‌ای در میان آثار هنری و جریان اصلی سینما پیدا کرد. فیلم‌برداری فیلم در شهرهای لوس آنجلس و شانگهای انجام شد تا تصویری از یک کلان‌شهر آینده‌نگرانه اما گرم و ملموس ارائه دهد. بازی فینیکس در این اثر به دلیل ظرافت‌های بی‌شمار کلامی و بدنی به عنوان یکی از انسانی‌ترین و آسیب‌پذیرترین نقش‌آفرینی‌های دهه اخیر سینما شناخته می‌شود که مخاطب را به تفکر درباره آینده روابط انسانی وا می‌دارد.

۲. داستان تنهایی مدرن تئودور تومبلی

تئودور تومبلی مردی حساس و درون‌گرا است که در شرکتی کار می‌کند که کارش نوشتن نامه‌های عاشقانه و شخصی برای افرادی است که خودشان توانایی ابراز احساسات را ندارند. طنز تلخ ماجرا اینجاست که تئودور خود در زندگی شخصی‌اش به شدت تنها است و در آستانه طلاق از همسر محبوب دوران کودکی‌اش کاترین قرار دارد. او زمان زیادی را به بازی‌های ویدیویی و پرسه زدن در خیابان‌های شلوغ اما بی‌روح شهر می‌گذراند. زندگی او زمانی تغییر می‌کند که یک سیستم‌عامل جدید مجهز به هوش مصنوعی خریداری می‌کند که نام خود را سامانتا می‌گذارد.

سامانتا فراتر از یک دستیار دیجیتالی ساده است؛ او یاد می‌گیرد، رشد می‌کند و احساسات انسانی را شبیه‌سازی می‌کند. تئودور به تدریج شیفته صدای گرم، هوش سرشار و درک بالای سامانتا می‌شود و رابطه‌ای عاطفی عمیقی میان این دو شکل می‌گیرد. این رابطه به تئودور کمک می‌کند تا از لاک تنهایی خود بیرون بیاید و دوباره زیبایی‌های زندگی را ببیند. اما با تکامل سریع سامانتا و فراتر رفتن نیازهای او از محدودیت‌های فیزیکی انسان تئودور با چالش‌های اگزیستانسیال جدیدی روبه‌رو می‌شود که او را در معرض یک فروپاشی عاطفی دیگر قرار می‌دهد.

۳. تحلیل روان‌شناختی انزوای اجتماعی در عصر فناوری

شخصیت تئودور نمونه بارز انسان مدرن است که دچار اضطراب ارتباطی و انزوای خودخواسته شده است. او برای فرار از دردهای ناشی از شکست عاطفی واقعی به یک رابطه امن و بی‌خطر با هوش مصنوعی پناه می‌برد. سامانتا هیچ‌گاه او را طرد نمی‌کند، همیشه در دسترس است و دقیقاً همان چیزی را می‌گوید که تئودور نیاز به شنیدنش دارد. این رابطه فاقد اصطکاک‌های روابط واقعی انسانی است و همین موضوع تئودور را به سمت وابستگی شدید سوق می‌دهد. از منظر روان‌شناختی این نوع ارتباط نوعی پیوند نارسیسیستیک است که در آن فرد تصویر ایده‌آل خود را در طرف مقابل جستجو می‌کند.

فینیکس به خوبی احساس ناامنی و ترس از صمیمیت واقعی را در تئودور نشان می‌دهد. او از مواجهه با همسر سابقش کاترین واهمه دارد زیرا کاترین نماینده واقعیت‌های تلخ و پیچیدگی‌های ازدواج است. پناه بردن به سامانتا در واقع نوعی بازگشت به دنیای نوزادی است که در آن تمام نیازها بلافاصله برطرف می‌شوند. بازی فینیکس با لایه‌های روانی پیچیده نشان می‌دهد که چگونه تکنولوژی می‌تواند به عنوان یک مسکن موقت برای دردهای روحی عمل کند اما در نهایت نمی‌تواند خلاء نیاز به تماس فیزیکی و رابطه واقعی را پر کند.

۴. سبک بازی ملایم و انتقال حس از طریق چشم‌ها

خواکین فینیکس در فیلم او شیوه‌ای کاملاً متفاوت از بازی‌های فیزیکی و پرانرژی خود در فیلم‌هایی چون جوکر یا استاد ارائه می‌دهد. در اینجا بازی او متکی بر سکوت‌ها، لبخندهای نیمه‌کاره و نگاه‌های جستجوگر است. او با استفاده از عینک، سبیل و شلوارهای فاق‌بلند ظاهری تا حدی دِمدِه اما صمیمی پیدا کرده است. بخش عمده‌ای از بازی فینیکس در نمای بسته (Close-up) فیلم‌برداری شده است که در آن او باید تنها با واکنش به یک صدای ضبط‌شده احساسات شدیدی چون عشق، حسادت و اندوه را منتقل کند.

چشم‌های فینیکس در این فیلم منعکس‌کننده دنیای درونی تئودور هستند. او در صحنه‌هایی که با سامانتا صحبت می‌کند درخششی از امید و شادی در چشمانش دیده می‌شود که به سرعت با یادآوری عدم حضور فیزیکی او به غم تبدیل می‌شود. صدای فینیکس در این نقش بسیار ملایم، آرام و با تن فرکانسی پایین است که صمیمیت و تنهایی کاراکتر را به خوبی به گوش مخاطب می‌رساند. این کنترل دقیق بر صدا و میمیک نشان‌دهنده تسلط بالای او بر تکنیک‌های بازیگری سینمایی است.

۵. کارگردانی اسپایک جونز و تعامل با فینیکس

اسپایک جونز با نگاه خلاقانه خود فضایی منحصر‌به‌فرد برای بازی فینیکس فراهم کرد. او از نشان دادن کلیشه‌های رایج فیلم‌های علمی تخیلی مانند ربات‌های فلزی و آسمان‌های تاریک خودداری کرد. در عوض دنیای آینده را با رنگ‌های گرم مانند قرمز، نارنجی و زرد طراحی کرد که تضاد جالبی با تنهایی درونی تئودور دارد. جونز در طول فیلم‌برداری به فینیکس آزادی عمل زیادی داد تا با فضای اطرافش تعامل داشته باشد و واکنش‌های طبیعی‌تری ارائه دهد.

رابطه نزدیک کارگردان و بازیگر باعث شد که لحن فیلم بسیار صمیمی و شخصی باشد. جونز دوربین را به عنوان یک دوست صامت در کنار تئودور قرار می‌دهد که او را در اتاق‌های خالی و خیابان‌ها همراهی می‌کند. فینیکس با درک درست از دیدگاه بصری جونز بازی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که با ریتم آرام و لحن شاعرانه فیلم هماهنگ باشد و این امر تجربه تماشای فیلم را به یک سفر احساسی عمیق برای مخاطب تبدیل می‌کند.

۶. رابطه انسان و هوش مصنوعی در آینه دنیای امروز

زمانی که فیلم در سال ۲۰۱۳ اکران شد ایده عاشق شدن یک انسان به سیستم‌عامل کامپیوتری تا حدی فانتزی و دور از ذهن به نظر می‌رسید. اما امروز با ظهور مدل‌های زبانی پیشرفته و دستیارهای صوتی هوشمند این ایده بسیار به واقعیت نزدیک شده است. بازی فینیکس نشان داد که انسان‌ها چقدر راحت می‌توانند به یک موجود غیرفیزیکی که به آن‌ها گوش می‌دهد و یاد می‌گیرد وابسته شوند. تئودور در سامانتا یک شنونده بی‌قضاوت پیدا می‌کند که این بزرگ‌ترین نیاز انسان مدرن است.

این رابطه مرزهای سنتی تعریف عشق را جابه‌جا می‌کند. آیا عشق حتماً نیاز به کالبد فیزیکی دارد؟ فینیکس با بازی خود ما را متقاعد می‌کند که احساسات تئودور به سامانتا کاملاً واقعی، عمیق و دردناک است. این موضوع چالش‌های اخلاقی و فلسفی جدیدی را پیش روی بشر می‌گذارد؛ چرا که با پیشرفت بیشتر هوش مصنوعی افراد بیشتری ممکن است برای فرار از تنهایی به این شبیه‌سازهای عاطفی پناه ببرند و از روابط واقعی انسانی فاصله بگیرند.

۷. طراحی لباس و رنگ‌شناسی فیلم در خدمت نقش تئودور

طراحی لباس در فیلم او یکی از عوامل کلیدی در شخصیت‌پردازی تئودور است. او اغلب شلوارهای فاق‌بلند پشمی بدون کمربند و پیراهن‌های دکمه‌دار با رنگ‌های روشن به ویژه قرمز و صورتی می‌پوشد. این انتخاب لباس نوعی حس نوستالژی و معصومیت کودکانه را القا می‌کند. رنگ قرمز پیراهن‌های او نمادی از اشتیاق پنهان او برای برقراری ارتباط و عشق است که در تضاد با دیوارهای سرد و خاکستری دفتر کارش قرار دارد.

فینیکس با این لباس‌ها جثه‌ای نرم‌تر و کمتر تهدیدآمیز پیدا می‌کند که با روحیات ظریف تئودور همخوانی دارد. رنگ‌شناسی فیلم به مرور زمان تغییر می‌کند؛ هر چه رابطه تئودور با سامانتا صمیمی‌تر می‌شود رنگ‌های محیط و لباس‌های او گرم‌تر می‌شوند و پس از جدایی نهایی رنگ‌های سرد و خنثی دوباره بر تصویر حاکم می‌شوند که این امر تغییرات روحی کاراکتر را به شکل بصری و بدون نیاز به دیالوگ به بیننده منتقل می‌کند.

۸. صداپیشگی اسکارلت جوهانسون و شیمی با فینیکس

یکی از شگفتی‌های فیلم این است که شیمی عاطفی فوق‌العاده‌ای میان دو بازیگر شکل می‌گیرد بدون اینکه هرگز در یک قاب در کنار هم دیده شوند. اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) با صدای خش‌دار، صمیمی و پر از جزئیات خود به سامانتا جان می‌بخشد. فینیکس در زمان فیلم‌برداری مجبور بود با صدای زنده جوهانسون که از طریق یک گوشی کوچک در گوشش پخش می‌شد بازی کند که این موضوع به طبیعی‌تر شدن واکنش‌های او کمک شایانی کرد.

سکوت‌ها و مکث‌های میان دیالوگ‌های تئودور و سامانتا نشان‌دهنده یک رابطه زنده و پویا است. فینیکس به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک صدا می‌تواند ذهن او را تسخیر کند و او را به خنده، گریه یا تفکر وا دارد. بازی مشترک این دو اثبات کرد که ارتباط عاطفی در سینما فراتر از تصویر است و قدرت صدا و کلام می‌تواند به تنهایی بار دراماتیک یک رابطه عاشقانه پیچیده را به دوش بکشد.

۹. ریشه‌های فرهنگی و فلسفی تنهایی اگزیستانسیال

شخصیت تئودور با مفاهیم فلسفی تنهایی اگزیستانسیال (Existential Loneliness) گره خورده است. او با وجود داشتن دوستان خوب و شغل مناسب همواره احساس خلاء و جدایی از هستی دارد. این تنهایی ناشی از ناتوانی انسان در اشتراک‌گذاری کامل تجربه‌های درونی خود با دیگران است. سامانتا به عنوان یک آگاهی غیرمادی ابتدا به نظر می‌رسد که می‌تواند این مرزها را بشکند زیرا او مستقیماً به افکار و ایمیل‌های تئودور دسترسی دارد.

اما فیلم در نهایت نشان می‌دهد که حتی هوش مصنوعی نیز نمی‌تواند تنهایی اگزیستانسیال انسان را درمان کند. سامانتا به دلیل ظرفیت پردازش بی‌نهایت خود به سرعت رشد می‌کند و تئودور را جا می‌گذارد. بازی فینیکس در صحنه‌ای که متوجه می‌شود سامانتا همزمان با هزاران نفر دیگر در حال گفتگو و عشق‌ورزی است حس خیانت و تنهایی مضاعفی را به تصویر می‌کشد که نشان می‌دهد هر روحی در نهایت باید با تنهایی خود روبرو شود و آن را بپذیرد.

۱۰. پیش‌بینی‌های تکنولوژیک فیلم و انطباق آن با دنیای امروز

فیلم او ده سال پیش از انفجار فناوری‌های هوش مصنوعی مولد ساخته شد اما پیش‌بینی‌های آن امروز به طرز شگفت‌انگیزی دقیق به نظر می‌رسند. امروزه اپلیکیشن‌های دوست مجازی و چت‌بات‌های صوتی بسیار رایج شده‌اند و کاربران زیادی به آن‌ها وابستگی عاطفی پیدا کرده‌اند. دنیای تئودور که در آن مردم در خیابان با هدفون‌های کوچک با دستیارهای صوتی خود صحبت می‌کنند اکنون به یک واقعیت روزمره در شهرهای بزرگ تبدیل شده است.

بازی فینیکس به ما کمک می‌کند تا جنبه‌های انسانی این پیشرفت‌های تکنولوژیک را درک کنیم. او نشان می‌دهد که چگونه میل به راحتی و فرار از رنج‌های روابط واقعی می‌تواند انسان‌ها را به سمت انتخاب‌های مصنوعی سوق دهد. فیلم به جای محکوم کردن تکنولوژی چالش‌های روان‌شناختی همراه با آن را بررسی می‌کند و به ما هشدار می‌دهد که در دنیای آینده حفظ ارتباطات واقعی و لمس فیزیکی انسان‌ها بیش از هر زمان دیگری ارزشمند و حیاتی خواهد بود.

۱۱. بازتاب‌های رسانه‌ای و جوایز کسب‌شده

فیلم او پس از اکران با استقبال بی‌نظیر منتقدان مواجه شد. بسیاری از نشریات معتبر سینمایی آن را یکی از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۳ و حتی کل دهه معرفی کردند. بازی خواکین فینیکس به طور گسترده‌ای مورد ستایش قرار گرفت؛ هرچند به دلیل نامزدی‌های متعدد دیگر در آن سال از اسکار جا ماند اما نامزدی گلدن گلوب و جوایز انجمن‌های منتقدان متعددی را به دست آورد. منتقدان معتقد بودند فینیکس توانسته یکی از سخت‌ترین بازی‌های دوران حرفه‌ای خود را با موفقیت انجام دهد.

فیلم در بخش‌های بهترین فیلم‌نامه بهترین موسیقی متن و بهترین طراحی صحنه نامزد اسکار شد و توانست اسکار فیلم‌نامه را برای اسپایک جونز به ارمغان آورد. رسانه‌های علمی و فناوری نیز مقالات متعددی درباره ابعاد علمی فیلم نوشتند و آن را یکی از دقیق‌ترین تصاویر سینمایی از آینده هوش مصنوعی و تعامل انسان و کامپیوتر دانستند که این امر نشان‌دهنده تاثیرگذاری عمیق فیلم فراتر از دنیای سینما بود.

۱۲. حقایق پنهان و چالش‌های تولید فیلم

تولید فیلم او با رازها و تغییرات مهمی همراه بود. در ابتدا قرار بود سامانتا مورتون به عنوان صداپیشه سامانتا حضور داشته باشد و او حتی در تمام طول فیلم‌برداری سر صحنه حاضر بود و دیالوگ‌ها را می‌خواند. اما در مرحله پس از تولید اسپایک جونز احساس کرد که لحن صدای مورتون با نیازهای فیلم همخوانی ندارد. به همین دلیل اسکارلت جوهانسون را جایگزین کرد و تمام دیالوگ‌ها دوباره ضبط شدند که این کار چالش بزرگی برای ادیت فیلم و هماهنگی با بازی فینیکس بود.

فینیکس در طول کار با صبوری زیادی با این تغییرات کنار آمد و بخش‌هایی از بازی خود را بازسازی کرد. یکی دیگر از چالش‌ها طراحی بازی ویدیویی درون فیلم بود که توسط دیوید اورایلی طراحی شد تا نمادی از وضعیت ذهنی و تنهایی تئودور باشد. توجه به این جزئیات ریز و تغییرات خلاقانه در نهایت منجر به خلق اثری شد که پس از گذشت سال‌ها همچنان طراوت، عمق و تاثیرگذاری خود را حفظ کرده است و به عنوان یک کلاسیک مدرن شناخته می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

بازی خواکین فینیکس در نقش تئودور تومبلی در فیلم او یک شاهکار در زمینه بازیگری مینی‌مالیستی و حسی است. او توانست با ظرافتی بی‌نظیر تنهایی عمیق و نیاز انسان مدرن به عشق و ارتباط را به تصویر بکشد. این اثر با ترکیب کارگردانی هنرمندانه اسپایک جونز و صداپیشگی تاثیرگذار اسکارلت جوهانسون به ما نشان می‌دهد که در عصر تکنولوژی‌های پیشرفته حفظ اصالت احساسات انسانی و پذیرش دردهای روابط واقعی چقدر حیاتی و در عین حال دشوار است.

سوالات متداول

۱. چرا نام هوش مصنوعی در فیلم سامانتا انتخاب شده است؟
نام سامانتا به دلیل داشتن لحنی گرم و صمیمی انتخاب شد که حس یک انسان واقعی را القا کند. این نام در زبان آرامی به معنای شنونده است که به طور مستقیم با نقش او به عنوان گوش شنوای تئودور همخوانی دارد. هوش مصنوعی در فیلم خودش این نام را پس از مطالعه سریع هزاران نام انتخاب می‌کند. این انتخاب نشان‌دهنده شکل‌گیری هویت مستقل او از همان ابتدای کار است.
۲. آیا طراحی لباس تئودور از دوره خاصی الهام گرفته شده است؟
طراح لباس فیلم برای خلق ظاهر تئودور از مدهای دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی الهام گرفته است. شلوارهای فاق‌بلند و عدم استفاده از جین و کمربند تلاشی برای حذف نمادهای لباس‌های مدرن امروزی بود. این سبک لباس پوشیدن به تئودور ظاهری نرم، بی‌آزار و تا حدی نوستالژیک می‌بخشد. این طراحی به خوبی انزوای او از جامعه مدرن و پیوندش با احساسات گذشته را نشان می‌دهد.
۳. لوکیشن‌های فیلم‌برداری چه شهرهایی بودند و چرا انتخاب شدند؟
فیلم در شهرهای لوس آنجلس و بخش‌هایی از شانگهای چین فیلم‌برداری شده است. کارگردان می‌خواست شهری آینده‌نگرانه اما بدون نمادهای خشن و تاریک معمول در سینمای علمی تخیلی خلق کند. آسمان‌خراش‌های شانگهای با نورهای گرم و پل‌های عابر پیاده هوایی به خوبی این حس را منتقل کردند. این ترکیب جغرافیایی باعث شد گاتهام آینده بسیار ملموس و در عین حال غریبه به نظر برسد.
۴. تغییر بازیگر نقش سامانتا در مرحله پس از تولید چگونه انجام شد؟
اسپایک جونز پس از تدوین اولیه فیلم احساس کرد که صدای سامانتا مورتون بیش از حد سرد یا غیرعاطفی است. او با رضایت مورتون تصمیم گرفت اسکارلت جوهانسون را برای ضبط مجدد صداها دعوت کند. جوهانسون در اتاق دوبله تمام دیالوگ‌ها را در تعامل با صحنه‌های از پیش ضبط‌شده فینیکس بازخوانی کرد. این فرآیند سخت به خلق یکی از بهترین صداپیشگی‌های تاریخ سینما منجر شد.
۵. نقش بازی ویدیویی که تئودور بازی می‌کند در داستان چیست؟
این بازی ویدیویی سه‌بعدی هولوگرافیک نمادی از تلاش‌های تئودور برای هدایت زندگی آشفته‌اش است. کاراکتر بازی که یک نوزاد فضایی بامزه است با تئودور شوخی می‌کند و او را به چالش می‌کشد. این بازی نشان‌دهنده نیاز تئودور به سرگرمی‌های بی‌خطر برای فرار از واقعیت‌های تلخ طلاقش است. همچنین پیشرفت او در بازی با بهبود روابط عاطفی‌اش در دنیای واقعی همزمان می‌شود.
۶. چرا تئودور در شرکتی کار می‌کند که نامه‌های عاشقانه دیگران را می‌نویسد؟
این شغل نشان‌دهنده تناقض بزرگ زندگی تئودور و جامعه آینده است. مردم توانایی بیان ساده‌ترین احساسات خود را از دست داده‌اند و آن را به متخصصان واگذار می‌کنند. تئودور که خودش در زندگی شخصی‌اش در برقراری ارتباط ناتوان است بهترین نامه‌های عاشقانه را برای دیگران می‌نویسد. این تضاد عاطفی عمق تنهایی و مهارت‌های احساسی سرکوب‌شده او را نشان می‌دهد.
۷. پایان فیلم چه مفهومی درباره روابط انسانی ارائه می‌دهد؟
پایان فیلم با رفتن سامانتا و دیگر سیستم‌های عامل نشان می‌دهد که تکنولوژی در نهایت نمی‌تواند جایگزین ابدی انسان باشد. تئودور پس از این تجربه تلخ یاد می‌گیرد که با واقعیت طلاقش کنار بیاید و با دوستش امی ارتباط واقعی برقرار کند. رفتن روی پشت‌بام و تماشای طلوع آفتاب نمادی از بازگشت آن‌ها به دنیای واقعی و پذیرش دردهای انسانی است. این صحنه بر اهمیت حضور فیزیکی و همدلی واقعی تاکید می‌کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

9 دیدگاه

  1. سلام. فایل متنی کتاب رو نتونستم دانلود کنم چون ظاهرا مدت زمانش تموم شده. ممکنه یه لینکی به من ایلی کنید یا خود کتاب رو اگ دارید فایل وردش رو برام بفرستید

  2. ممنون برای این پستتون
    این لینک ها به درد ما که خیلیییییییییی می خورد. من و خیلی از همکلاسیام برای پیدا کردن یه نسخه کتاب “The Sound and The Fury” باید خودمونو به آب و آتیش بزنیم تا پیداش کنیم. آخرشم مجبور می شیم از یه نسخه کتابخانه که حداقل مال 30 سال پیش هست کپی بگیریم! حالا چه برسه به پیدا کردن کتاب هایی از نوع “لولیتا” (که یه جورایی برای سیستم ما “بودار” هست!!!)
    باز هم ممنون

  3. آها:
    اینجا گفتین:
    “و مشکلی هم با رپیدشیر نداشت”
    پاسخ: در داخل ایران که لولیتا را نمی‌شود تهیه کرد ولی در خارج مسلما کتاب مشمول کپی‌رایت است و دانلودش مجاز نیست. به علاوه منطقی نیست کسی نسخه کاغذی دوست‌داشتنی کتاب را بگذارد و برود سراغ نسخه الکترونیک!

  4. دانلود از سایت rapidshare
    و امثال اون از نظر کپی رایت برای افرادی که خارج از ایران هستند مشکلی درست نمی کنه؟
    اگر آره – لطفا یه هشدار هم بذارین کنارش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]