بازی آدری هپبورن در نقش سوزان هندریکس در فیلم Wait Until Dark (1967) | نابینا، وحشتزده، باهوش، شجاع، تعلیقآمیز
بررسی یکی از مهیجترین و پرتعلیقترین تریلرهای روانشناختی دهه شصت میلادی میتواند برای هر علاقهمند به سینما تجربهای جالب، ضروری و افزاینده دانش باشد. در این مقاله میخواهیم بازی متفاوتی از آدری هپبورن (Audrey Hepburn) در نقش سوزان هندریکس (Susy Hendrix) در فیلم تا تاریکی صبر کن (Wait Until Dark) را بررسی کنیم. آیا هپبورنِ ظریف و شیک توانست در نقش یک زن نابینای وحشتزده و در عین حال باهوش و شجاع متقاعدکننده ظاهر شود؟ چرا این فیلم نقطه عطفی در سینمای تعلیقآمیز و وحشت خانگی به شمار میرود؟ با ما همراه باشید تا زوایای پنهان این شاهکار تعلیق را با هم مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم تا تاریکی صبر کن
- ۲. داستان کامل و نفسگیر سوزان در آپارتمان تاریک
- ۳. تحلیل بازی آدری هپبورن در نقش زن نابینا
- ۴. زوایای فنی تصویربرداری نورپردازی و طراحی صدا
- ۵. اسرار پشت صحنه و تمرینات سخت هپبورن با نابینایان
- ۶. ریشههای ژانر تریلر آپارتمانی و تکامل آن در سینما
- ۷. بازخورد منتقدان و موفقیتهای فیلم در اسکار و گیشه
- ۸. نقش مل فرر به عنوان تهیهکننده و تاثیر آن بر زندگی هپبورن
- ۹. سوءبرداشتها درباره منطق داستانی و تواناییهای نابینایان
- ۱۰. بررسی جنبههای روانشناختی ترس و بقا در مواجهه با معلولیت
- ۱۱. مقایسه بازی هپبورن در این اثر با سایر نقشهای دراماتیک او
- ۱۲. تاثیر صحنه پایانی و جهش ناگهانی آلن آرکین بر سینمای وحشت
- جمعبندی نهایی
- سوالات متداول
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم تا تاریکی صبر کن
فیلم تا تاریکی صبر کن (Wait Until Dark) محصول سال ۱۹۶۷ میلادی یک تریلر روانشناختی و جنایی برجسته به کارگردانی ترنس یانگ (Terence Young) است. یانگ که بیشتر به خاطر کارگردانی اولین فیلمهای جیمز باند شناخته میشد در این فیلم توانست فضایی کاملا محدود تعلیقآمیز و کلاستروفوبیک خلق کند. فیلمنامه این اثر توسط رابرت و هریت کارینگتون بر اساس نمایشنامه بسیار موفق فردریک نات به همین نام نوشته شد. بازیگران شاخص فیلم آدری هپبورن در نقش سوزان هندریکس آلن آرکین (Alan Arkin) در نقش تبهکار روانی بیرحم یعنی هری روت و ریچارد کرنا (Richard Crenna) در نقش مایک تالمن هستند.
این فیلم آخرین نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را برای آدری هپبورن به ارمغان آورد. فیلمبرداری فیلم توسط چارلز لنگ به صورت رنگی انجام شد که توانست تاریکی مطلق آپارتمان را به عنوان یک ابزار داستانی به تصویر بکشد. موسیقی متن فوقالعاده و دلهرهآور فیلم توسط هنری مانچینی (Henry Mancini) ساخته شد که تضاد عجیبی با کارهای ملودیک قبلی او داشت. این فیلم یکی از پرفروشترین فیلمهای برادران وارنر در سال ۱۹۶۷ بود و هنوز هم به عنوان یکی از بهترین تریلرهای تاریخ سینما شناخته میشود.
۲. داستان کامل و نفسگیر سوزان در آپارتمان تاریک
داستان فیلم درباره سوزان هندریکس زن جوانی است که به تازگی در اثر یک تصادف نابینا شده است. همسر او سم که یک عکاس حرفهای است در فرودگاه به طور اتفاقی عروسکی را از یک زن غریبه تحویل میگیرد تا به مقصد برساند. سم بدون اینکه بداند این عروسک پر از هروئین قاچاق است آن را به آپارتمان کوچک خود در نیویورک میآورد. گروهی از تبهکاران حرفهای به سرکردگی مردی بیرحم به نام هری روت برای پیدا کردن عروسک وارد عمل میشوند. آنها متوجه میشوند که سم خانه نیست و تنها همسر نابینای او در آپارتمان حضور دارد.
تبهکاران نقشهای پیچیده طراحی میکنند تا با تظاهر به دوست بودن با سم و پلیس بودن اعتماد سوزان را جلب کنند و عروسک را پیدا نمایند. اما سوزان با وجود نابینایی بسیار باهوش و دقیق است. او به تدریج متوجه تضادهایی در رفتار و صداهای اطرافش میشود و میفهمد که در میان گروهی از قاتلان خطرناک گرفتار شده است. او تلاش میکند از دختر بچهای همسایه کمک بگیرد. در نهایت وقتی تبهکاران متوجه میشوند سوزان به آنها شک کرده است او تمام لامپهای خانه را میشکند تا بازی را به زمین خود بکشاند؛ جایی که تاریکی مطلق تفاوت میان بینا و نابینا را از بین میبرد.
۳. تحلیل بازی آدری هپبورن در نقش زن نابینا
بازی آدری هپبورن در نقش سوزان هندریکس یکی از چالشبرانگیزترین و فیزیکیترین بازیهای دوران حرفهای اوست. بازی در نقش یک فرد نابینا نیاز به کنترل شدید روی حرکات چشم دارد. چشمان هپبورن در طول فیلم حالتی بیحس اما متمرکز دارند و او بدون اینکه مستقیما به همبازیهایش نگاه کند احساسات خود را منتقل میکند. ترس و وحشت واقعی در حرکات دستان او و لرزشهای خفیف صدایش به خوبی نمایان است.
شخصیت سوزان بر خلاف نقشهای قبلی هپبورن شیک یا خندان نیست. او زنی است که در شرایط بحرانی باید از تمام حواس دیگرش مانند شنوایی و لامسه برای بقا استفاده کند. هپبورن این انتقال تمرکز حسی را به زیبایی بازی میکند؛ لحظاتی که او به صدای فندک یا قدمهای تبهکاران گوش میدهد تنش عجیبی را به تماشاگر القا میکند. او شجاعت و هوش سوزان را بدون شعارزدگی و با تکیه بر تصمیمات منطقی کاراکتر نشان میدهد.
۴. زوایای فنی تصویربرداری نورپردازی و طراحی صدا
از نظر فنی فیلم تا تاریکی صبر کن یک شاهکار در استفاده از محدودیت فضا و نور است. بیشتر داستان فیلم در یک آپارتمان نیمهزیرزمین اتفاق میافتد. دوربین چارلز لنگ با استفاده از نماهای بسته حس خفگی و اسارت سوزان را تقویت میکند. نورپردازی فیلم به مرور زمان تیرهتر میشود تا به سکانس نهایی در تاریکی مطلق برسد. استفاده از نور ضعیف یخچال یا کبریت تنها منابع نوری در بخش پایانی فیلم هستند.
طراحی صدای فیلم نقشی حیاتی در درام ایفا میکند. از آنجا که سوزان نابینا است تماشاگر نیز از طریق صداهای محیطی با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند. صدای تیکتاک ساعت خشخش لباسها و صدای پا در راهرو به المانهای ترسناک تبدیل میشوند. موسیقی هنری مانچینی با استفاده از سازهای زهی و صداهای ناهنجار تعلیقی مستمر ایجاد میکند که ذهن مخاطب را تا انتها درگیر نگه میدارد.
۵. اسرار پشت صحنه و تمرینات سخت هپبورن با نابینایان
پشت صحنه فیلم نشاندهنده تعهد بالای آدری هپبورن به نقش خود است. او برای درک بهتر زندگی نابینایان به یک کلینیک تخصصی در نیویورک رفت و ساعتها با افراد نابینا گفتگو کرد. او روش حرکت با عصا و نحوه خواندن خط بریل را آموخت. هپبورن حتی با استفاده از لنزهای تماسی مخصوصی که دید او را به شدت تار میکردند سر صحنه تمرین میکرد تا رفتارهایش کاملا طبیعی باشد.
آلن آرکین بازیگر نقش مقابل او در ابتدا برای ایفای نقش این تبهکار وحشی تردید داشت زیرا از اینکه باید با آدری هپبورن دوستداشتنی رفتاری خشن و بیرحمانه داشته باشد احساس ناراحتی میکرد. هپبورن در پشت صحنه به او اطمینان داد که این کار لازمه درام است و رابطه بسیار صمیمانهای میان آنها برقرار شد. تلاشهای فیزیکی هپبورن در این فیلم به حدی بود که او در پایان فیلمبرداری دچار کاهش وزن شدید و فرسودگی جسمی شد.
۶. ریشههای ژانر تریلر آپارتمانی و تکامل آن در سینما
فیلم تا تاریکی صبر کن یکی از نمونههای کلاسیک و موفق ژانر تریلر آپارتمانی (Home Invasion) است. این ژانر بر پایه ترس از هجوم بیگانگان به حریم امن خانه بنا شده است. در اواخر دهه شصت میلادی و با افزایش نرخ جرم و جنایت در شهرهای بزرگ آمریکا این ژانر بازتابی از ترسهای واقعی جامعه بود. خانه که همواره باید پناهگاه باشد به یک تله مرگبار تبدیل میشود.
این اثر با ترکیب معلولیت قهرمان داستان با این هجوم سطح تعلیق را به اوج رساند. فیلم الهامبخش آثار بسیار زیادی در سالهای بعد شد از جمله فیلم اتاق پناهگاه (Panic Room) ساخته دیوید فینچر یا فیلم نفس نکش (Don’t Breathe). تکامل این ژانر نشان میدهد که چگونه محدود کردن فضا و اطلاعات تماشاگر میتواند ترسی به مراتب عمیقتر از هیولاهای ماوراءالطبیعه ایجاد کند.
۷. بازخورد منتقدان و موفقیتهای فیلم در اسکار و گیشه
فیلم پس از اکران با تحسین گسترده منتقدان روبرو شد. راجر ایبرت منتقد معروف فیلم را به خاطر تعلیق بینقصش ستود و بازی هپبورن را لایق دریافت اسکار دانست. اگرچه هپبورن جایزه اسکار را به کاترین هپبورن واگذار کرد اما نامزدی او در آن سال نشاندهنده موفقیت هنری بزرگش بود. موفقیت تجاری فیلم نیز فراتر از انتظار بود و تماشاگران برای دیدن فیلم جلوی سینماها صف کشیدند.
برخی سینماها در زمان نمایش فیلم در سینما در سکانسهای پایانی چراغهای سالن را به طور کامل خاموش میکردند تا تماشاگران حس نابینایی سوزان در تاریکی را کاملا تجربه کنند. این ترفند تبلیغاتی موفقیت فیلم را دوچندان کرد. فیلم در طول دههها ارزش خود را حفظ کرده و امروزه در لیست صد فیلم پرتعلیق تاریخ سینمای آمریکا قرار دارد.
۸. نقش مل فرر به عنوان تهیهکننده و تاثیر آن بر زندگی هپبورن
تهیهکنندگی این فیلم بر عهده مل فرر (Mel Ferrer) همسر آن زمان آدری هپبورن بود. فرر پروژه را برای هپبورن پیدا کرد زیرا معتقد بود این نقش میتواند ابعاد جدیدی از بازیگری او را نشان دهد. با این حال شرایط کاری در طول تولید فیلم بسیار پرفشار بود. رابطه زناشویی آنها در آستانه فروپاشی بود و حضور همزمان آنها در یک پروژه به عنوان تهیهکننده و بازیگر به تنشها افزود.
این فیلم آخرین همکاری مشترک هنری آنها بود و آنها مدت کوتاهی پس از اکران فیلم رسما از یکدیگر جدا شدند. برای هپبورن این فیلم پایان یک دوران مهم در زندگی شخصی و حرفهایاش بود. او پس از این فیلم برای نزدیک به یک دهه از بازیگری کنارهگیری کرد تا وقت خود را صرف تربیت فرزندانش کند که این موضوع ارزش بازی او در این اثر را به عنوان حسن ختامی بر دوران طلاییاش بیشتر میکند.
۹. سوءبرداشتها درباره منطق داستانی و تواناییهای نابینایان
یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره فیلم این است که برخی معتقدند تبهکاران میتوانستند به راحتی سوزان را شکست دهند و او بیش از حد توانایی دارد. اما فیلم به خوبی نشان میدهد که سوزان با تکیه بر حافظه مکانی آپارتمان کوچک خود عمل میکند. او نقشه آپارتمان را به خوبی میشناسد و تاریک کردن خانه این مزیت را به او میدهد که برتری بینایی تبهکاران را خنثی کند.
خطای دیگری که برخی منتقدان مطرح کردند مربوط به حضور تبهکاران در خانه بدون ایجاد سر و صدا بود. در پاسخ باید گفت که تبهکاران از شیوه بازی روانی استفاده میکردند تا سوزان متوجه حضور همزمان آنها نشود. فیلم با دقت علمی نشان میدهد که چگونه حواس دیگر یک فرد نابینا با گذشت زمان تیزتر میشود و او میتواند از طریق صداهای ظریف تغییرات محیطی را درک کند.
۱۰. بررسی جنبههای روانشناختی ترس و بقا در مواجهه با معلولیت
از منظر روانشناختی فیلم تا تاریکی صبر کن به موضوع پذیرش معلولیت و کشف قدرت درونی میپردازد. سوزان در ابتدای فیلم هنوز با نابینایی خود کنار نیامده و به شدت به همسرش وابسته است. او خودش را ضعیف و بیپناه میبیند. هجوم تبهکاران به خانهاش او را در موقعیتی قرار میدهد که مجبور است برای بقا بجنگد.
این نبرد سخت باعث میشود او متوجه پتانسیلهای ذهنی و شجاعت پنهان خود شود. غلبه بر ترس از تاریکی و استفاده خلاقانه از ضعف به عنوان یک سلاح نشاندهنده یک دگرگونی روانشناختی عمیق است. او در پایان فیلم دیگر آن زن وابسته ابتدای داستان نیست بلکه نجاتدهنده خود است که توانسته بر بزرگترین ترسهایش غلبه کند.
۱۱. مقایسه بازی هپبورن در این اثر با سایر نقشهای دراماتیک او
اگر بازی هپبورن در تا تاریکی صبر کن را با نقشهای کلاسیک او در صبحانه در تیفانی یا تعطیلات رومی مقایسه کنیم متوجه تفاوت چشمگیر لحن بازی او میشویم. در اینجا هیچ اثری از آن کمدیهای ظریف و لباسهای مجلل نیست. هپبورن در این فیلم چهرهای خسته نگران و بدون آرایشهای مرسوم را به نمایش میگذارد.
این نقش نشان داد که او توانایی بازی در آثار ژانر وحشت و تعلیق را نیز دارد. بازی او در مقایسه با بازی سایر ستارههای آن زمان در نقشهای مشابه بسیار واقعگرایانهتر و زمینیتر است. او به جای استفاده از جیغهای مداوم و گریههای هیستریک ترس را از طریق انقباض عضلات و تمرکز شدید حسی به تصویر میکشد که این رویکرد مدرنتر و تاثیرگذارتر است.
۱۲. تاثیر صحنه پایانی و جهش ناگهانی آلن آرکین بر سینمای وحشت
سکانس پایانی فیلم و صحنه جهش ناگهانی آلن آرکین به سمت آدری هپبورن در تاریکی یکی از ترسناکترین و تاثیرگذارترین لحظات در تاریخ سینمای وحشت است. این صحنه که با استفاده از قطع ناگهانی موسیقی و سکوت مطلق طراحی شده بود تماشاگران را در سالنهای سینما به شدت شوکه کرد.
این تکنیک شوک ناگهانی (Jump Scare) بعدها به یکی از کلیشههای اصلی سینمای وحشت تبدیل شد. استفن کینگ نویسنده معروف ژانر وحشت این فیلم را به عنوان یکی از ترسناکترین فیلمهای عمر خود معرفی کرده است. تاثیر این صحنه به حدی بود که استانداردهای جدیدی را برای ایجاد شوک در سینمای تعلیقآمیز تعریف کرد و نشان داد که چگونه میتوان بدون خونریزی ترسی عمیق خلق کرد.
جمعبندی نهایی
فیلم تا تاریکی صبر کن با بازی درخشان آدری هپبورن نمونهای بیبدیل از سینمای تعلیق و بقا است. هپبورن با به تصویر کشیدن سوزان هندریکس نشان داد که شجاعت واقعی در نداشتن ترس نیست بلکه در غلبه بر آن با استفاده از هوش و منابع درونی است. این اثر کلاسیک یادآوری میکند که حتی در تاریکترین لحظات زندگی نیز میتوان راهی برای نجات پیدا کرد.








اینها سیاست وزارت اطلاعات آمریکا هست.و تقریبا میتونن پی ببرن هر آی پی متعلق به کدوم کاربره یا بهتر بگم تطابق اسم با آی پی،مگر نه اسم من و تو چه ارزشی داره که بخاد بره فضا.اصلا مگه آدم فضایی ها انگلیسی بلدن؟!!!
نامم را فرستادم حالا چی میشه ؟ نکنه اسمم فضایی ها بدزدند !! :)
خیلی موضوع جالبی رو مطرح کردید و پیشرو گذاشتید.
محتوای سایتتون هم عالیه….ادامه بدید.
*با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما*
ممنون از یادآوریتون…
عالی بود و داغ ……….ممنون
oh god!it was wonderful,thankyou,maham asmamo va pasaramro va shoharam ro dadam .marci baraya matlab haye khaili khobatan.
ببخشید کدوم کد رو منظورتونه !!!! من که کدی ندیدم ؟
سلام
حالتون چطوره ؟
من مهردادم.قبلا فقط یکبار کامنت گذاشته بودم و تولدتون رو تبریک گفته بودم .تولد من هم همون روزه .15 مهر
من خیلی وقته که مطالب شما رو دنبال میکنم . ولی کامنت نذاشتم
من کلا اهل کامنت گذاشتم نیستم. به هر حال یه تشکر کلی میکنم. مطالب فوق العاده ای دارید .
یه چیزی :
خیلی وقته که قالبتون همینه. از وقتی که یادمه. بهتر نیست یه دست روش بکشین ؟
راستی شما دیگه پاد کست ندادید ؟ من فقط یه دونه دیدم . همون اولی.
به هر حال
می خواستم بگم که:
اعتراضنامه برای تغییر نام خلیج فارس که یادتون هست. الان 669727 نفره. گفتم یه کاری بکنم تا شاید 1 میلیون بشه .
حالا اگه دوست دارید ( تاکید میکنم : اگه دوست دارید ) کد زیر رو توی وبلاگتون بذارید تا یه نوار باریک گوشه راست – بالا ظاهر بشه تا کاربرانتون اگه رای ندادن ، برن رای بدن مثل این صفحه:
http://epark.ir/sign/index.htm
این هم کد :
حالا خودتون می دونید .
ولی اگر خواستید و یا حتی نخواستید بزارید ، لطفا این کد رو به دوستان دیگتون پیشنهاد بدید تا توی وبلاگشون بزارن.
خیلی ممنون
باز هم به خاطر پست های جالبتون ممنون.
راستی ، فکر کنم 5 شنبه یا 4 شنبه بود که روزنامه همشهری ، پست شما درباره گوگل ریدر رو چاپ کرده بود. البته با نام خود شما.
خدا حافظ
من هم اسمم رو فرستادم! ممنون
بابا تو دیگه کی هستی!
عالی بود. من که ثبت نام کردم.
یکی دو سال پیشم چنین چیزی بود که من اسممو توش نوشتم. حالا نمی دونم همین سفینه بود یا یه سفینه ای بود که پرتاب شد رفت!
سلام آقای مجیدی
بسیار ممنونم بابت مطالب فوق العاده جالب و آموزنده تون . مخصوصا در این پست.
امیدوارم یه روزی با اراده و علم خودمون ، ما نیز صاحب این علوم بشیم.
به امید اون روز
جالب بود. من هم اسمم را فرستادم
http://i31.tinypic.com/1677fi9.jpg
من علاوه بر اسم خودم اسم افشین امپراطور رو فرستادم تا باشد در آینده سرمربی تیم پرسپولیس ماه شود :))