بازی گری اولدمن در نقش وینستون چرچیل در فیلم Darkest Hour (2017) | گریمشده، مقتدر، خطیب، پیر، وطنپرست
شناخت دقیق تاریخ معاصر جهان و شخصیتهای تاثیرگذار آن، بدون درک درست از بازنماییهای سینمایی آنها ناقص خواهد بود. تحلیل بازی گری اولدمن در نقش وینستون چرچیل (Winston Churchill) در فیلم تاریکترین لحظات (Darkest Hour) به کارگردانی جو رایت (Joe Wright) نقشی کلیدی در درک هنر چهرهپردازی مدرن و بازیگری دگرگونکننده دارد. در این مقاله میخواهیم به بررسی دقیق این نقشآفرینی حماسی بپردازیم که سرانجام اولین جایزه اسکار را برای اولدمن به ارمغان آورد. چرچیلِ اولدمن چگونه میان اقتدار رهبری و پیری و ضعف جسمانی تعادل برقرار میکند؟ چرا این فیلم توانست بعد جدیدی از شخصیت این خطیب وطنپرست بریتانیایی را به نمایش بگذارد؟ آیا درست است که اولدمن برای شبیهشدن به چرچیل دچار مسمومیت نیکوتینی شد؟ با ما همراه باشید تا ابعاد فنی و هنری این شاهکار تاریخ سینما را بررسی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم تاریکترین لحظات
- ۲. تحلیل عمیق داستان فیلم و تصمیمات سرنوشتساز چرچیل در جنگ جهانی دوم
- ۳. متد اکتینگ گری اولدمن و چالش بازی زیر تلی از گریم سنگین
- ۴. تحلیل زبانشناختی و قدرت خطابه چرچیل در بازی اولدمن
- ۵. زوایای فنی، فیلمبرداری نورپردازیشده جو رایت و جلوههای بصری
- ۶. ریشههای تاریخی و واقعی دوران نخستوزیری چرچیل در می ۱۹۴۰
- ۷. اسرار پشتصحنه، مسمومیت با سیگار برگ و فداکاریهای اولدمن
- ۸. نمادشناسی کلاهشاپو، سیگار برگ و عصای وینستون چرچیل
- ۹. بازتاب فیلم در رسانهها و واکنش تاریخدانان به این اقتباس سینمایی
- ۱۰. سوءبرداشتها و خطاهای تاریخی مطرح شده درباره فیلم در گذشته
- ۱۱. مقایسه بازی گری اولدمن با بازیهای قبلی چرچیل در سینما
- ۱۲. ارتباط فیلم با بحرانهای سیاسی معاصر بریتانیا و مفهوم ناسیونالیسم
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل فیلم تاریکترین لحظات
فیلم سینمایی تاریکترین لحظات در سال ۲۰۱۷ میلادی به کارگردانی جو رایت، سازنده آثار درام تاریخی درخشان، تولید شد. این فیلم بریتانیایی با بودجهای در حدود سی میلیون دلار ساخته شد و به موفقیت تجاری بزرگی در سراسر جهان دست یافت. فیلمنامه این اثر توسط آنتونی مککارتن (Anthony McCarten) که سابقه درخشانی در نوشتن بیوپیکهای تاریخی دارد، نوشته شد. بازیگر اصلی فیلم گری اولدمن در نقش وینستون چرچیل است که با این بازی توانست جوایز اسکار، گلدن گلوب و بافتا را در رشته بهترین بازیگر نقش اول مرد از آن خود کند. در کنار او بازیگران توانمندی چون کریستین اسکات توماس (Kristin Scott Thomas) در نقش کلمنتاین چرچیل، لیلی جیمز (Lily James) در نقش الیزابت لیتون (منشی چرچیل) و بن مندلسون (Ben Mendelsohn) در نقش شاه جورج ششم بازی کردند.
موسیقی متن تاثیرگذار فیلم توسط داریو ماریانلی (Dario Marianelli) با محوریت پیانو نواخته شد که به خوبی اضطراب و سنگینی تصمیمات چرچیل را منتقل میکرد. چهرهپردازی انقلابی فیلم که توسط هنرمند ژاپنی، کازوهیرو تسوجی (Kazu Hiro) انجام شد، نقشی کلیدی در تغییر چهره کامل اولدمن داشت و جایزه اسکار بهترین چهرهپردازی را دریافت کرد. فیلمبرداری اثر بر عهده برونو دلبونل (Bruno Delbonnel) بود که با استفاده از نورهای طبیعی و سایهروشنهای شدید، فضایی شبیه به نقاشیهای کلاسیک پدید آورد. تاریکترین لحظات در مجموع نامزد شش جایزه اسکار شد و دو جایزه را به دست آورد.
۲. تحلیل عمیق داستان فیلم و تصمیمات سرنوشتساز چرچیل در جنگ جهانی دوم
داستان فیلم در ماه می سال ۱۹۴۰ میلادی آغاز میشود؛ زمانی که ارتش آلمان نازی به رهبری هیتلر به سرعت در حال پیشروی در خاک اروپا است و فرانسه و بلژیک در آستانه سقوط هستند. پارلمان بریتانیا به دلیل عدم کفایت چمبرلین در مدیریت بحران، خواستار برکناری او میشود. در این میان، وینستون چرچیل با وجود مخالفتهای شدید درون حزبی و بیاعتمادی پادشاه جورج ششم، به عنوان نخستوزیر جدید انتخاب میشود. او در بدترین زمان ممکن قدرت را به دست میگیرد؛ بیش از سیصد هزار سرباز بریتانیایی در سواحل دانکرک محاصره شدهاند و ارتش در آستانه نابودی کامل است.
چرچیل تحت فشار شدید کابینه جنگ، به ویژه لرد هالیفاکس قرار دارد که اصرار دارد بریتانیا باید از طریق موسولینی با هیتلر وارد مذاکره صلح شود. چرچیل درگیر یک کشمکش درونی عمیق میان تسلیم شدن برای حفظ جان سربازان یا ایستادگی تا پای جان در برابر فاشیسم میشود. فیلم به بررسی دقیق روزهای بحرانی و تصمیم چرچیل برای اجرای عملیات دینامو (نجات سربازان دانکرک با قایقهای غیرنظیمی) میپردازد. او با تکیه بر اراده ملی و خطابه تاریخی خود در پارلمان، مردم و نمایندگان را مجاب میکند که تسلیم نشوند و بدین ترتیب مسیر تاریخ جنگ جهانی دوم را تغییر میدهد.
۳. متد اکتینگ گری اولدمن و چالش بازی زیر تلی از گریم سنگین
گری اولدمن برای ایفای نقش چرچیل با یکی از بزرگترین چالشهای دوران کاری خود روبرو شد: چگونه زیر یک گریم بسیار ضخیم و پروتزهای سنگین صورت، بازی احساسی و واقعی ارائه دهد؟ او پیش از آغاز فیلمبرداری اعلام کرد که اگر کازوهیرو تسوجی (چهرهپرداز معروف بازنشسته) گریم او را بر عهده نگیرد، بازی در این نقش را نخواهد پذیرفت. کازوهیرو پذیرفت و ماسک سیلیکونی فوقالعاده سبکی طراحی کرد که به اولدمن اجازه میداد تا کوچکترین حرکات عضلات صورت خود را به نمایش بگذارد. اولدمن هر روز پیش از فیلمبرداری، نزدیک به چهار ساعت را در اتاق گریم سپری میکرد.
علاوه بر گریم، اولدمن مجبور بود کت و شلوار مخصوصی بپوشد که وزن او را به شدت افزایش دهد تا فیزیک بدنی چاق و خمیده چرچیل بازسازی شود. او برای شبیهتر شدن به چرچیل، ماهها به مطالعه نوارهای ویدئویی از سخنرانیها، راهرفتن و حتی عادات رفتاری چرچیل پرداخت. اولدمن صدای خشدار، لکنتهای خفیف کلامی و نحوه تلفظ خاص چرچیل را به دقت تمرین کرد تا جایی که در فیلم، تشخیص صدای او از چرچیل واقعی غیرممکن است. این دگرگونی کامل فیزیکی و صوتی، نمونهای بینظیر از متد اکتینگ در سینمای مدرن است.
۴. تحلیل زبانشناختی و قدرت خطابه چرچیل در بازی اولدمن
یکی از ارکان اصلی قدرت وینستون چرچیل، تسلط او بر زبان انگلیسی و مهارت شگفتانگیزش در سخنوری بود. او از کلمات به عنوان سلاح استفاده میکرد تا روحیه در هم شکسته مردم بریتانیا را بازسازی کند. در فیلم، این جنبه از شخصیت او به زیبایی به تصویر کشیده شده است. گری اولدمن با درک درست از آهنگ کلام و ریتم سخنرانیهای چرچیل، خطابههای معروف او از جمله «ما در سواحل خواهیم جنگید» را با چنان شوری اجرا میکند که مو بر تن تماشاگر سیخ میشود.
اولدمن به خوبی تفاوت میان چرچیلِ سخنور در برابر پارلمان و چرچیلِ مردد در خلوت خود را نشان میدهد. او در زمان سخنرانی، صدایی رسا، محکم و مقتدر دارد، اما در خلوت خود با منشیاش، کلمات را با ملایمت و گاه با اضطراب ادا میکند. این تضاد کلامی نشاندهنده هوشمندی اولدمن در شخصیتپردازی است؛ چرچیل میداند که کلماتش مسئولیت بزرگی به همراه دارند و یک اشتباه کوچک میتواند سرنوشت کشور را تغییر دهد. بازی اولدمن نشان میدهد که چگونه چرچیل با جادوی سخن، اراده ملی را بسیج کرد.
۵. زوایای فنی، فیلمبرداری نورپردازیشده جو رایت و جلوههای بصری
جو رایت در مقام کارگردان، با همکاری برونو دلبونل، سبک بصری بسیار متمایزی برای تاریکترین لحظات خلق کرد. دلبونل از نورپردازیهای پرکنتراست و متمرکز (Chiaroscuro) استفاده کرد که در آنها شخصیت چرچیل اغلب در تاریکیهای بزرگ با یک شعاع نور شدید احاطه شده بود. این طراحی نور نمادی از تنهایی مطلق چرچیل در اتخاذ تصمیمات سرنوشتساز بود. دوربین دلبونل با زوایای بالا و قابهای هندسی، حس سنگینی فشار دولت و جامعه را بر دوش این رهبر پیر نشان میداد.
گری اولدمن با هماهنگی کامل با این سبک نورپردازی بازی کرد. او میدانست که در کدام بخش از سایهها قرار گیرد تا گریم فیزیکیاش واقعیتر به نظر برسد. استفاده از نور طبیعی که از پنجرههای بزرگ اتاقهای جنگ زیرزمینی به درون میتابید، فضایی غبارآلود و واقعی ایجاد میکرد. جلوههای ویژه تصویری نیز با ظرافت برای بازسازی لندن جنگزده و سواحل دانکرک استفاده شدند. این هماهنگی فنی و هنری، فضایی خفقانآور و در عین حال حماسی پدید آورد که بستر مناسبی برای هنرنمایی اولدمن فراهم کرد.
۶. ریشههای تاریخی و واقعی دوران نخستوزیری چرچیل در می ۱۹۴۰
دوران مورد بررسی در فیلم، یعنی از ۱۰ می تا ۴ ژوئن ۱۹۴۰، بحرانیترین دوره در تاریخ معاصر بریتانیا است. در این دوره کوتاه، بریتانیا در آستانه شکست کامل نظامی و تسلیم در برابر هیتلر قرار داشت. واقعیتهای تاریخی نشان میدهند که مخالفتها با چرچیل در داخل حزب محافظهکار بسیار جدیتر از آن بود که به نظر میرسید. چمبرلین و هالیفاکس نفوذ زیادی داشتند و معتقد بودند ایستادگی چرچیل نوعی جنون خودکشی ملی است.
گری اولدمن این واقعیت تاریخی را در بازی خود به نمایش میگذارد؛ چرچیلِ او مردی منزوی است که حتی از سوی پادشاه نیز حمایت نمیشود. بازی اولدمن به خوبی نشاندهنده این حقیقت است که چرچیل فراتر از دشمن خارجی، باید در جبهه داخلی و در میان همکارانش نیز میجنگید. فیلم با وفاداری نسبی به اسناد تاریخی، نشان میدهد که چگونه تصمیم چرچیل برای ادامه جنگ، تصمیمی بسیار ریسکبرانگیز و با ضریب موفقیت بسیار پایین بود، اما اراده پولادین او باعث نجات کشور شد. این عمق تاریخی، بازی اولدمن را از یک شبیهسازی ساده به یک سند زنده تاریخی تبدیل کرد.
۷. اسرار پشتصحنه، مسمومیت با سیگار برگ و فداکاریهای اولدمن
بازی در نقش چرچیل برای گری اولدمن با هزینههای جسمانی سنگینی همراه بود. چرچیل یک مصرفکننده قهار سیگار برگ رومئو و ژولیت (Romeo y Julieta) بود و در تمام طول روز سیگار برگ بر لب داشت. اولدمن برای طبیعی جلوه دادن بازیاش، در طول فیلمبرداری بیش از ۴۰۰ نخ سیگار برگ واقعی و گرانقیمت کشید. این حجم بالای مصرف نیکوتین در طول چندین ماه فیلمبرداری، منجر به مسمومیت نیکوتینی شدید او شد که نیازمند درمانهای پزشکی و شستشوی معده در زمان استراحت شد.
او همچنین به دلیل حمل زره چاقی زیر لباسش، دچار کمردردهای شدیدی شد و مجبور بود در فواصل میان فیلمبرداری از فیزیوتراپیست کمک بگیرد. اولدمن در طول دوران تولید، روزانه بیش از ۱۸ ساعت کار میکرد که شامل گریم، فیلمبرداری و پاک کردن گریم بود. این تعهد فداکارانه و پذیرش آسیبهای فیزیکی برای ارائه یک بازی بینقص، نشاندهنده ارزش هنری بالایی است که او برای این نقش قائل بود؛ فداکاریهایی که در نهایت با تشویق ایستاده منتقدان و کسب مجسمه اسکار پاسخ داده شد.
۸. نمادشناسی کلاهشاپو، سیگار برگ و عصای وینستون چرچیل
وینستون چرچیل از نشانههای ظاهری متعددی برای ساختن برند شخصی خود و ایجاد حس اطمینان در مردم استفاده میکرد. کلاهشاپوی گرد، سیگار برگ همیشگی، عصای چوبی و علامت پیروزی (V for Victory) که با انگشتانش نشان میداد، همگی ابزارهای نمادین او برای نمایش اقتدار و سرسختی بودند. در فیلم، گری اولدمن از این اکسسوارها به عنوان امتدادی از شخصیت چرچیل استفاده میکند.
نحوه روشن کردن سیگار برگ توسط اولدمن، لرزش دستهایش در هنگام نگه داشتن عصا و زاویه کلاهش روی سر، همگی پیامهای روانشناختی متفاوتی را به مخاطب ارسال میکنند. علامت پیروزی معروف او در ابتدا توسط منشیاش اصلاح میشود (چون جهت انگشتانش معنای توهینآمیزی داشت)، که این صحنه طنزآمیز نشاندهنده جنبههای انسانی و خطاپذیر این اسطوره تاریخی است. اولدمن این اشیاء نمادین را نه به عنوان تزئینات، بلکه به عنوان ابزارهای دراماتیکی به کار میگیرد که به درک بهتر وضعیت روحی و فیزیکی چرچیل کمک میکنند.
۹. بازتاب فیلم در رسانهها و واکنش تاریخدانان به این اقتباس سینمایی
اکران تاریکترین لحظات با واکنشهای گسترده رسانهای و نقدهای مثبت منتقدان روبرو شد. مجلات تاریخی و سینمایی بازی اولدمن را به عنوان یکی از دقیقترین تصاویر ارائه شده از چرچیل در سینما توصیف کردند. تاریخدانان برجستهای چون اندرو رابرتز (Andrew Roberts) بازی اولدمن را به خاطر ثبت تعادل میان خشم چرچیل، نبوغ کلامی و مهربانیهای خانوادگیاش ستودند. آنها معتقد بودند که اولدمن توانسته چرچیل را از یک مجسمه سنگی تاریخی به انسانی واقعی و ملموس تبدیل کند.
با این حال، برخی از رسانههای چپگرا فیلم را به دلیل نادیده گرفتن جنبههای تاریک کارنامه چرچیل، از جمله سیاستهای او در قبال هند و قحطی بنگال مورد انتقاد قرار دادند. آنها معتقد بودند فیلم تصویری بیش از حد قهرمانانه و رمانتیک از او ارائه داده است. اما از نظر هنری و بازیگری، تقریباً تمامی منتقدان همنظر بودند که بازی اولدمن یک دستاورد بزرگ در سینمای قرن بیست و یکم است که ارزش هنری فیلم را تا حد زیادی ارتقا داده است.
۱۰. سوءبرداشتها و خطاهای تاریخی مطرح شده درباره فیلم در گذشته
یکی از بزرگترین جنجالها و سوءبرداشتها درباره فیلم، صحنه معروف حضور چرچیل در متروی لندن و گفتگو با مردم عادی است. در این صحنه، چرچیل از مردم میپرسد که آیا باید تسلیم هیتلر شوند یا بجنگند و مردم با قاطعیت خواستار ادامه جنگ میشوند که این امر به چرچیل برای سخنرانی نهاییاش قدرت میدهد. تاریخدانان به سرعت اعلام کردند که این صحنه کاملاً تخیلی است و چرچیل هرگز سوار مترو نشده و چنین گفتگویی نداشته است.
برخی منتقدان فیلم را متهم کردند که با ساختن این صحنه، تاریخ را تحریف کرده تا حسی از دموکراسی کاذب ایجاد کند. اما مدافعان فیلم و شخص گری اولدمن توضیح دادند که این صحنه یک تمثیل دراماتیک برای نشان دادن ارتباط روحی چرچیل با افکار عمومی مردم بریتانیا بوده است، نه یک گزارش مستند. سوءبرداشت دیگر، نمایش چرچیل به عنوان مردی همیشه متزلزل بود؛ در حالی که اسناد نشان میدهند او در تصمیم خود برای جنگیدن بسیار مصممتر از آنچه در فیلم نشان داده شده، بوده است.
۱۱. مقایسه بازی گری اولدمن با بازیهای قبلی چرچیل در سینما
شخصیت چرچیل توسط بازیگران بزرگی در تاریخ سینما بازی شده است؛ از آلبرت فینی (Albert Finney) در فیلم طوفان در راه (The Gathering Storm) گرفته تا جان لیتگو (John Lithgow) در سریال تاج (The Crown) و برایان کاکس (Brian Cox) در فیلم چرچیل. هر یک از این بازیگران ابعادی از این کاراکتر را برجسته کردند؛ لیتگو بر پیری و غرور آسیبدیده او تمرکز کرد و فینی جذابیت و شوخطبعی او را به تصویر کشید. اما بازی گری اولدمن جامعترین تصویر ارائه شده است.
اولدمن توانست خشم انفجاری چرچیل، شوخطبعی کودکانه، افسردگیهای معروفش (که خود چرچیل آنها را سگ سیاه مینامید) و عظمت سخنوری او را در یک پکیج واحد ارائه دهد. تفاوت بزرگ اولدمن در بازی فیزیکی اوست؛ او برخلاف برایان کاکس که چرچیل را بسیار ایستا بازی کرد، چرچیل را پر از تحرک، انرژی عصبی و پویایی نشان میدهد. این ترکیب پیچیده از ضعف فیزیکی و قدرت ذهنی خستگیناپذیر، بازی اولدمن را نسبت به تمام پیشینیانش در جایگاه بالاتری قرار میدهد.
۱۲. ارتباط فیلم با بحرانهای سیاسی معاصر بریتانیا و مفهوم ناسیونالیسم
اکران فیلم تاریکترین لحظات در سال ۲۰۱۷، همزمان با بحرانهای شدید ناشی از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا یا برگزیت (Brexit) بود. در این دوران، جامعه بریتانیا به شدت دوقطبی شده بود و بحثهای داغی درباره هویت ملی، استقلال و ناسیونالیسم در جریان بود. بسیاری از تحلیلگران سیاسی فیلم را بازتابی از این بحران هویت دانستند؛ جایی که بریتانیا بار دیگر خود را در تقابل با قاره اروپا و نیازمند یک رهبر مقتدر ملی میبیند.
گری اولدمن با بازی خود، ناسیونالیسم چرچیل را نه به عنوان یک ناسیونالیسم افراطی و مخرب، بلکه به عنوان ارادهای ملی برای دفاع از آزادی و ارزشهای دموکراتیک در برابر فاشیسم به تصویر میکشد. این تفسیر انسانی از وطنپرستی چرچیل، به فیلم اجازه داد تا فراتر از مرزهای سیاسی بریتانیا، با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار کند. بازی اولدمن یادآور این نکته تاریخی است که در تاریکترین لحظات تاریخ، این رهبری اصولی و تکیه بر ارزشهای مشترک انسانی است که میتواند یک ملت را از فروپاشی نجات دهد.
جمعبندی نهایی
بازی گری اولدمن در نقش وینستون چرچیل در فیلم تاریکترین لحظات، اوج خلاقیت و توانایی دگرگونکننده این بازیگر بزرگ تاریخ سینما را نشان میدهد. او با عبور از موانع فیزیکی گریم سنگین و با پذیرش آسیبهای جسمانی، توانست روحی انسانی و ملموس به یکی از سنگیترین چهرههای تاریخ معاصر ببخشد. این نقشآفرینی ماندگار که با شایستگی برنده جایزه اسکار شد، به ما یادآوری میکند که قدرت سینما در زنده کردن تاریخ و نمایش شکوه و ضعفهای بشری در قالب هنر بازیگری متد چقدر شگفتانگیز و بیپایان است.









خبر خوش آمار بازدید ژیواگو تا الان 202000 بار…
جناب دکتر مجیدی باز داغ دل من تازه شد بخاطر مشکلات کامپیوترم چون منتظر یک دوست عزیز هستم که از سفر بیاد و قدری بنده را دراین مورد یاری دهد(خاطرتان اگر باشد مشکل ویروس و…)
میشه بگید چگونه مرد یا زن بودن تماشاگر مشخص میشه؟
با سلام خدمت شما
همیشه از خواندن مطالب زیبای شما لذت می برم.
موفق باشید