اثرات مفید خاطره‌نویسی از نظر علمی اثبات شد

خیلی‌ها نوشتن خاطره را کاری عبث و بیهوده می‌دانند، همان طور که خیلی‌ها برای وبلاگ‌نویسی هم ارزشی قائل نیستند. اما تحقیق جدیدی که انجام شده است، نشان می‌دهد که اگر اقدامی برای ثبت خاطرات، ایده‌‌ها و اندیشه‌های خود نکنید، این فشار فکری و انبار کردن اسرار یا اطلاعات، با ایجاد جدالی درونی در دو ناحیه مغز، باعث کاهش عملکرد شناختی شما می‌شوند.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

تحقیقات نوین نوروساینس نشان می‌دهد نگهداری رازها و عدم ثبت افکار باعث ایجاد جدال فرساینده میان دو ناحیه مغز و افزایش هورمون استرس یعنی کورتیزول می‌شود. خاطره‌نویسی و نوشتن ابرازگرانه با تسهیل ارتباط بین دو نیمکره مغز، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و ظرفیت حافظه کاری را به شکل معناداری بهبود می‌بخشد. این فرآیند ساده درست مانند بستن برنامه‌های سنگین در پس‌زمینه یک رایانه، توان پردازش شناختی شما را آزاد می‌کند.

اثبات علمی فواید نوشتن خاطرات روزانه

نوشتن خاطرات روزانه دیگر یک سرگرمی ساده یا عادت نوجوانانه نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای ارتقای سلامت روان است که تاییدیه جامعه علمی را به همراه دارد. دانشمندان در سال‌های اخیر با استفاده از ابزارهای تصویربرداری پیشرفته متوجه شده‌اند که فرآیند تبدیل احساسات به کلمات مکتوب، فعالیت بخش‌های مربوط به هیجان در مغز را تعدیل می‌کند. این فرآیند ساده به عنوان یک ضربه‌گیر در برابر آسیب‌های روانی عمل می‌کند.

زمانی که ما رویدادهای روزمره را یادداشت می‌کنیم، ذهن ما از حالت آشفتگی به سمت ساختاریافتگی حرکت می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهند افرادی که به صورت منظم یادداشت‌نویسی می‌کنند، در مواجهه با بحران‌های عاطفی و شوک‌های ناگهانی زندگی، انعطاف‌پذیری روانی بسیار بیشتری از خود نشان می‌دهند و سریع‌تر به حالت تعادل بازمی‌گردند.

یافته‌های علوم اعصاب درباره نگهداری اسرار

دیوید ایگلمن (David Eagleman)، دانشمند علوم اعصاب برجسته، با انجام مطالعات گسترده نشان داد که پنهان کردن رازها بار سنگینی بر دوش شبکه عصبی مغز می‌گذارد. فرضیه او مبتنی بر این است که یک بخش از مغز تمایل شدیدی به فاش‌گویی و برون‌ریزی دارد تا از این طریق تنش درونی را خنثی کند، در حالی که بخش دیگر تلاش می‌کند برای حفظ امنیت اجتماعی، رازها را در لایه‌های زیرین نگه دارد.

این نبرد دایمی میان قشر پیش‌پیشانی و سیستم لیمبیک جریان دارد و انرژی زیادی مصرف می‌کند. زمانی که این دو بخش مغز در تعارض مداوم باشند، مغز دچار خستگی مفرط می‌شود که نتیجه آن کاهش کارایی در سایر وظایف روزانه است.

تخلیه انرژی شناختی و فرسایش مغز

کلایتون کریچر (Clayton Critcher)، روان‌شناس دانشگاه کالیفرنیا، معتقد است نگهداری اسرار شبیه به فرآیند فرساینده خودتنظیمی در رژیم‌های غذایی سخت است. ما برای نخوردن یک غذای لذیذ باید انرژی روانی زیادی صرف کنیم؛ دقیقا به همین ترتیب، برای نگفتن یک راز یا عدم ابراز افکار، باید مدام رفتار خود را پایش و کنترل کنیم.

نتایج پژوهشی که در مجله روان‌شناسی تجربی (Journal of Experimental Psychology) منتشر شد، تایید کرد افرادی که اطلاعات مهمی را مخفی می‌کنند، در آزمون‌های فیزیکی و تعاملات اجتماعی روزمره ضعیف‌تر عمل می‌کنند. مراقبت دایمی از کلمات برای جلوگیری از فاش شدن رازها، پهنای باند شناختی مغز را به شدت کاهش می‌دهد.

هورمون‌ها و واکنش‌های بیولوژیکی به پنهان‌کاری

پنهان‌کاری و انباشت افکار ناگفته فقط ذهن را خسته نمی‌کند، بلکه تعادل شیمیایی بدن را نیز به هم می‌زند. آزمایش‌ها نشان می‌دهند که نگهداری طولانی‌مدت رازها با افزایش ترشح هورمون کورتیزول (Cortisol) همراه است که هورمون اصلی مواجهه با شرایط بحرانی و استرس در بدن انسان است.

افزایش مزمن کورتیزول پیامدهای ناگواری برای سلامت فیزیولوژیک دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به سردردهای عصبی، حالت تهوع مداوم و ضعف قوای جسمانی اشاره کرد. همچنین، این حالت تنش دائمی هورمونی، زمینه را برای بروز اختلالات خلقی جدی نظیر افسردگی بالینی و اضطراب فراگیر مهیا می‌کند.

بهبود سیستم ایمنی و سلول‌های دفاعی بدن

یکی از شگفت‌انگیزترین ابعاد بررسی اثرات نوشتن، تاثیر مستقیم آن بر فیزیولوژی دفاعی بدن است. پژوهش‌های کلینیکی نشان داده‌اند که تمرین منظم خاطره‌نویسی ابرازگرانه، سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند. این فعالیت ساده با کاهش بار روانی استرس، به سلول‌های دفاعی اجازه می‌دهد کارکرد طبیعی خود را بازیابند.

در یک مطالعه پزشکی روی بیماران مبتلا به نقص ایمنی اکتسابی، مشخص شد که نوشتن منظم افکار و احساسات عمیق منجر به افزایش سلول‌های تی (T cells) در خون این افراد شده است. این یافته گواهی محکم بر ارتباط مستقیم میان ذهن آرام و قدرت دفاعی بدن در برابر بیماری‌های سخت است.

تقویت حافظه و سازماندهی مجدد اطلاعات ذهن

نوشتن خاطرات مانند مرتب کردن فایل‌های یک دیسک سخت شلوغ است که فضای خالی بیشتری را برای ذخیره‌سازی اطلاعات جدید آزاد می‌کند. وقتی ما افکار خود را روی کاغذ می‌آوریم، از بار کاری حافظه فعال یا همان حافظه کاری کاسته می‌شود و در نتیجه، مغز بهتر می‌تواند داده‌های جدید را پردازش و تحلیل کند.

دانشجویان و کارمندانی که پیش از آزمون‌ها یا پروژه‌های بزرگ اقدام به نوشتن دغدغه‌های ذهنی خود می‌کنند، نمرات بهتر و کارایی بالاتری ثبت می‌کنند. آزادسازی فضای پردازش مغز از افکار مزاحم، تمرکز روی مسائل اصلی را به حداکثر ممکن می‌رساند.

کاتارسیس ذهنی و تخلیه برنامه‌های پس‌زمینه مغز

همه ما تجربه کرده‌ایم که داشتن ایده‌های پراکنده در ذهن چقدر می‌تواند گیج‌کننده باشد. این ایده‌ها شبیه به برنامه‌های باز در پس‌زمینه سیستم‌عامل گوشی‌های هوشمند هستند که بدون استفاده مستقیم، باتری و حافظه دستگاه را مصرف می‌کنند و سرعت کلی آن را پایین می‌آورند.

نوشتن این افکار روی کاغذ یا یک سند دیجیتال، فرآیند بستن این برنامه‌ها است. وقتی مغز مطمئن می‌شود که اطلاعات در جایی امن ثبت شده‌اند و فراموش نخواهند شد، جستجوی مداوم برای به یاد آوردن آن‌ها را متوقف می‌کند و بدین ترتیب آرامش عمیق ذهنی ایجاد می‌شود.

روش نوشتن ابرازگرانه جیمز پنبیکر

جیمز پنبیکر (James Pennebaker)، روان‌شناس معروف، روشی به نام نوشتن ابرازگرانه را پایه‌گذاری کرد که اساس آن نوشتن بدون سانسور درباره عمیق‌ترین تروماها و احساسات است. در این روش، فرد باید بدون نگرانی از دستور زبان یا قضاوت دیگران، احساسات درونی خود را بر روی کاغذ جاری کند.

این تمرین ساده به مغز کمک می‌کند تا ساختاری روایی برای تجربیات تلخ خود بسازد. زمانی که یک رویداد مبهم و ترسناک به یک داستان مشخص با آغاز و پایان تبدیل می‌شود، زهر عاطفی آن گرفته شده و سیستم عصبی فرد به وضعیت ثبات بازمی‌گردد.

همگام‌سازی نیمکره‌های مغز با نوشتن فعال

تصویربرداری‌های اف‌ام‌آرآی (fMRI) نشان می‌دهند که عمل فیزیکی نوشتن، ارتباط میان نیمکره چپ مغز که تحلیل‌گر و منطقی است را با نیمکره راست که حسی و خلاق است، تقویت می‌کند. این هماهنگی بین دو بخش مغز به حل بهتر مسائل و درک چندبعدی وقایع کمک فراوانی می‌کند.

با پیوند یافتن بخش‌های منطقی و عاطفی ذهن، فرد می‌تواند با دیدی واقع‌گرایانه‌تر به مشکلات شخصی خود نگاه کند. این انسجام مغزی نه تنها خلاقیت فرد را شکوفا می‌کند، بلکه به کنترل بهینه احساسات خشم و اندوه کمک بسزایی می‌نماید.

وبلاگ‌نویسی به عنوان ابزار مدرن سلامت روان

اگرچه در بررسی‌های اولیه علمی بیشتر بر نوشتن سنتی با قلم و کاغذ تاکید می‌شد، اما وبلاگ‌نویسی نیز کارکرد مشابه و حتی فراتری از خود نشان داده است. اشتراک‌گذاری تجربیات شخصی در بسترهای دیجیتال نوعی حمایت اجتماعی غیرمستقیم را برای نویسنده به ارمغان می‌آورد.

نوشتن در وبلاگ شخصی، حتی اگر درباره مسائل بسیار خصوصی زندگی نباشد، فرصتی برای نظم‌دهی ذهنی ایجاد می‌کند. بیان دیدگاه‌ها و بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت می‌شود، به بازسازی هویت فردی و کاهش احساس تنهایی در دنیای مدرن کمک شایانی می‌کند.

راه‌حل‌های کاربردی برای شروع نوشتن مداوم

بسیاری از افراد برای شروع فرآیند نوشتن دچار مقاومت ذهنی می‌شوند و نمی‌دانند از کجا باید آغاز کنند. ساده‌ترین راهکار، اختصاص دادن تنها پنج دقیقه در روز به نوشتن بدون توقف و بدون وسواس است؛ حتی اگر این نوشته‌ها جملات ساده‌ای درباره آب‌وهوا یا ناهار آن روز باشد.

استفاده از اپلیکیشن‌های خاطره‌نویسی ایمن یا داشتن یک دفترچه یادداشت کوچک جیبی که همیشه همراه فرد باشد، این مانع فیزیکی را از بین می‌برد. نکته کلیدی در این تمرین، استمرار و رها کردن کمال‌گرایی در نگارش است؛ هدف داشتن یک اثر ادبی نیست، بلکه هدف تخلیه ذهن است.

تاثیرات بلندمدت ثبت خاطرات بر پیشرفت شغلی و تحصیلی

افرادی که به طور مداوم افکار و برنامه‌های خود را می‌نویسند، مدیریت زمان بهتری دارند و در محیط‌های کاری اشتباهات کمتری مرتکب می‌شوند. نوشتن فرآیندهای کاری به بازبینی رفتارها کمک کرده و الگوهای تکراری تصمیم‌گیری‌های غلط را نمایان می‌سازد.

در نهایت، ثبت تجربیات به ما اجازه می‌دهد تا مسیر رشد شخصی خود را در طول زمان ردیابی کنیم. مرور خاطرات سال‌های گذشته تصویر روشنی از تغییرات فکری و بلوغ عقلی ما ارائه می‌دهد که خود منبع بزرگی از اعتماد به نفس و خودآگاهی برای مواجهه با چالش‌های آینده خواهد بود.

جمع‌بندی نهایی

ثبت خاطرات و یادداشت‌نویسی روزانه فراتر از یک سرگرمی ساده، ابزاری علمی و اثبات‌شده برای صیانت از سلامت روان و بهبود عملکردهای شناختی است. انبار کردن رازها و افکار ناگفته در ذهن، به ایجاد تعارضات عصبی فرساینده و افزایش هورمون کورتیزول منجر می‌شود که خروجی آن کاهش کارایی حافظه و تضعیف سیستم ایمنی بدن است. نوشتن فعالانه با تسهیل ارتباط بین دو نیمکره مغز، پهنای باند فکری شما را آزاد کرده و تاب‌آوری روانی‌تان را در برابر چالش‌های روزمره زندگی افزایش می‌دهد؛ بنابراین، برداشتن یک قلم یا باز کردن یک سند متنی ساده، اولین قدم برای صلح با مغز است.

سوالات متداول

۱. آیا نوشتن با قلم و کاغذ بهتر از تایپ کردن در موبایل یا کامپیوتر است؟
نوشتن دستی به دلیل فعال کردن مدارهای حرکتی بیشتر در مغز، ارتباطات عصبی عمیق‌تری ایجاد کرده و به پردازش بهتر احساسات کمک می‌کند. با این حال، تایپ کردن نیز برای افرادی که سرعت نوشتن دستی آن‌ها را کلافه می‌کند، جایگزین بسیار مفیدی است. مهم‌ترین اصل در این زمینه، تداوم در تخلیه ذهنی است و ابزار در اولویت دوم قرار دارد. بنابراین هر روشی که برای شما راحت‌تر و پایدارتر است را انتخاب کنید.
۲. بهترین زمان در طول شبانه‌روز برای نوشتن خاطرات چه موقعی است؟
هیچ زمان جادویی و یکسانی برای همه افراد وجود ندارد و بستگی به ریتم شبانه‌روزی شما دارد. برخی افراد نوشتن صبحگاهی را برای شفاف‌سازی ذهن و برنامه‌ریزی روزانه ترجیح می‌دهند. برخی دیگر ترجیح می‌دهند در پایان روز بنویسند تا بارهای فکری انباشته‌شده را پیش از خواب تخلیه کنند و خواب باکیفیت‌تری داشته باشند.
۳. اگر نگران لو رفتن و خوانده شدن نوشته‌هایمان توسط دیگران باشیم چه باید بکنیم؟
این یک نگرانی کاملاً واقعی است که می‌تواند مانع از نوشتن صادقانه شما شود. در این حالت می‌توانید از اپلیکیشن‌های یادداشت‌نویسی رمزگذاری‌شده استفاده کنید که با اثر انگشت باز می‌شوند. روش دیگر، نوشتن روی کاغذ و ریزریز کردن یا سوزاندن بلافاصله آن پس از اتمام کار است. اثر درمانی نوشتن در همان لحظه خلق اثر اتفاق می‌افتد و نیازی به نگهداری دائمی نوشته‌ها نیست.
۴. آیا نوشتن درباره خاطرات تلخ گذشته ممکن است افسردگی ما را تشدید کند؟
در دقایق اولیه نوشتن درباره تروماها، ممکن است احساسات غمگین یا آشفته‌ای به سراغ شما بیاید که کاملاً طبیعی است. اما در بلندمدت، این کار به سازماندهی شناختی آن تجربه کمک کرده و از بار منفی آن می‌کاهد. البته اگر فردی با تروماهای بسیار شدید و غیرقابل‌تحمل روبرو است، پیشنهاد می‌شود این تمرین را تحت نظارت یک روان‌درمانگر آغاز کند.
۵. چه مقدار زمان در طول روز برای گرفتن نتیجه از این متد کافی است؟
تحقیقات دکتر جیمز پنبیکر نشان می‌دهد که حتی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه نوشتن مداوم برای چهار روز متوالی می‌تواند تغییرات مثبتی در سیستم ایمنی ایجاد کند. برای حفظ این اثرات در زندگی روزمره، اختصاص دادن ۱۰ دقیقه در روز کاملاً کفایت می‌کند. نیازی به زیاده‌روی یا نگارش متن‌های بسیار طولانی و خسته‌کننده نیست.
۶. آیا نوشتن لیست کارهای روزانه (To-Do List) هم همان اثرات خاطره‌نویسی را دارد؟
نوشتن لیست کارها به کاهش اضطراب کوتاه‌مدت و سازماندهی وظایف اجرایی کمک می‌کند اما اثرات عمیق درمانی خاطره‌نویسی را ندارد. در خاطره‌نویسی ابرازگرانه، تمرکز روی بیان احساسات، افکار عمیق و فرآیندهای درونی است که باعث تغییرات بیولوژیکی می‌شود. ترکیب هر دو روش در طول روز می‌تواند بیشترین بازدهی ذهنی و ساختاری را برای شما به همراه داشته باشد.
۷. آیا ویرایش کردن و رعایت قواعد نگارشی در هنگام نوشتن خاطرات اهمیت دارد؟
خیر، در جریان نوشتن ابرازگرانه باید تمام قوانین نگارشی، املایی و حتی منطقی بودن جملات را کاملاً کنار بگذارید. خودسانسوری و تلاش برای زیبانویسی، فرآیند تخلیه ناخودآگاه را مختل کرده و انرژی شناختی شما را مصرف می‌کند. اجازه دهید قلمتان بدون هیچ ترمزی حرکت کند و هر آنچه در ذهن جاری است را مستقیماً روی کاغذ ثبت کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

31 دیدگاه

  1. نوشتن خاطرات خوب و حتی مرور کردنشون خیلی میتونه در ارامش و بدست اوردن شادیای بیشتر بهمون کمک کنه، من خودم بارها امتحان کردم وقتی که خاطات قشنگ گذشتمو دوباره میخونم و تجسم میکنم انگار تو دلم اب میشه و واقعا حسش میکنم.بهتون توضیه میکنم خاطرات قشنگتون رو به هر روشی که شده ثبت کنید . بعدها نیفهمید چه حس قشنگی داشته براتون

  2. بعضی ها فکر می کنن با درد دل آروم میشن درصورتی که درد دل اسمش با خودشه چه با دیگران چه با خودش، بی توجهی خودش نوعی هنر هستش که با تمرین باعث میشه امثال اتفاقات بد دیگه برامون نیفته هرگونه یاداوری باعث تکرار میشه چه نوشتن و خاطره باشه چه درد دل و بازگو کردن برای دگیران

  3. والا منم مینوشتم سال اول دانشگاه اما بعدش تنبلی کردم،الانم فک میکنم اگه بخام بنویسم وقت زیادی میگیره ازم،
    ولی موافقم تو این سالها که ننوشتم احساس میکنم ذهنم آسیب دیده…:(

  4. منم یه چند باری سعی کردم خاطره بنویسم یه مدت هم یه وبلاگ گمنام برا خودم درست کردم و هدفم این بود که فقط برا خودم بنویسم.
    ولی مشکل از اونجا شروع میشه که وقتی دست به نوشتن میشم احساس میکنم باید حتما چیزهای مهم بنویسم و خیلی چیزهای روزمره ارزش نوشتن نداره و وقت تلف کردنه و دلم میخواد حرف های بزرگ بزنم و بعد مدتی کلا از نوشتن دلسرد میشم.
    مشکل دیگه اینه که قبل از شروع نوشتن کلی فکر تو ذهنمه ولی وقتی میخوام بنویسم همین جوری زل میزنم به صفحه و چیزی یادم نمیاد

  5. واقعا نکته جالبی بود
    انگار که مشکل بنده بود که احساس می کنم حافظه ام ضعیف شده و استرس و اضطراب شدیدی دارم .

    خیلی دلم می خواد بنویسم اما اما اما….

    شاید ترس از نوشتن و شاید ….

    این مقاله شاید تاثیری بکند

    یا خدا

  6. برای یادداشت، پیشنهاد من gnotes.me هست که اپلیکیشن موبالِش هم موجود هست و نسبت به evernote امکانات کمتری داره ولی من که راضی‌ام ازش و پاسخگوی نیاز من هست.

  7. باید وبلاگ بزنیم-وردپرس-بگذاریم لیست پیشنویس وهیچ وقت هم چاپ نکنیم وگمانت نصف مشکلات منهم همینجاست .یه مدت بنویسم ببینم اعصاب خوردی مون کم میشه یا نه.

  8. سلام
    کاملا موافقم من گاهی مینویسم
    و وبلاگ هم دارم
    نوشتن از درد آروم میکنه
    حالا اگه از درد هم نباشه کلا لذت بخشه
    یاعلی(ع)

  9. منسالهای زیادی هست که خاطراتم رو مینویسم و الان هم چندین دفتر رو با خاطراتم پر کردم.یک روز داشتم همینطوری خاطراتم رو میخوندم با کمال تعجب میدیدم که حس و حال نوشته هام تو یه تاریخ خاص یکی بود مثلا 12 بهمن سال 84 حس و حالم مثل 12 بهمن سال85 بود.جالب بود واسم.
    ولی در کل خاطره نوشتن خیلی منو سبک میکنه.ولی امیدوارم دفتهای خاطراتم به دست کسی نیفته

  10. مواوی هم اینو میدونسته ولی به فرایند خوبی بعدش اشاره میکنه :
    “راز نهان دار و خموش گر خموشی تلخ بود*** آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود”

  11. ۱۹ آذر امسال ۷ مین سالگرد ثبت خاطراتم هست و اینکه این روز شما هم مطلبی درمورد اثرات مفید خاطرات نویسی منتشر کردید خیلی برام لذت بخش بود.
    من ۷ سال است بدونه وقفه هر روز خاطراتم راثبت کردم.
    هدف اولیه من آرشیو کردن زندگیم بود ولی با گذر زمان فهمیدم نتیجه این کار خیلی بیشتر از ثبت لحظات زندگی است و الان بر این باورم که ثبت خاطراتم یکی از بهترین کار هایی هست که توی زندگیم مقید به انجامش هستم.
    برای من ثبت خاطرات نه تنها باعث حس خوبی میشه بلکه بخاطر مرور زندگی به تصمیم گیری و شناخت بیشتر خودم هم کمک کرده.
    البته بر خلاف معمول من این کار را همیشه با نوشتن انجام نمیدهم (که البته خود نوشتن آرامش مضاعفی ب همراه میاره) بلگه با ضبط کردن صدا خاطراتم را ثبت میکنم.
    و به کسانی که دوست دارند همیشه خاطراتشون را بنویسند و معمولا همت این کار را ندارند پیشنهاد میکنم یک مدت هم ضبط کردن خاطراتشون را امتحان کنند.
    این روز ها هم که تلفن همراه از قلم و کاغذ به اکثر ما ها نزدیکتره و میتونه به ابزاری خوب برای ثبت خاطرات ما تبدیل بشه.

  12. با سلام وعذر خواهی، من هم یک درخواست نا مرتبط دارم، البته قبلاً از طریق ایمیل عرض کردم ولی پاسخی دریافت نکردم.
    شما یک سایت پزشکی در داخل همین سایت درست کرده بودید ولی من آدرسش رو گم کردم. می خواستم اگه ممکنه آدرسش رو بفرمائید.

  13. من به عنوان کسی که از اختلال دوقطبی رنج میبرم و دوره های افسردگی وحشتناکی دارم قبلا به همچین احساسی رسیده بودم.یه زمانی 45 دقیقه مشاوره خیلی کمکم کرد که یه جاهایی منفجر نشم.از بابت این نوشته بسیار ممنونم.

  14. از اینکه نظر بی ربط به پستتون میزارم عذر میخوام اما برای کاری به یکی از لینکهایی که پیشتر شما معرفی کرده بودین نیاز دارم، ولی متاسفانه هرچقدر که جستجو کردم چیزی پیدا نکردم. (حتی از سایت Archive صفحات ذخیره شده پیشین رو هم گشتم!) شما چندی پیش یه لینک رو تو بخش لینکهای مفید (لینکدونی) معرفی کرده بودین که درمورد جایزه نوبل صلحی که به ملاله دادن و اینکه حقش نبوده نوشته بود، اگه براتون ممکنه میخواستم لینک مطلب و یا لینک اون وبلاگ رو اینجا واسم بنویسین، یه دنیا از شما ممنون

  15. من نوشتن خاطرات توی کامپیوتر رو ترجیح میدم و مهم‌ترین خوبی که داره هم اینه که میشه جستجو کرد که مثلا فلان فکر یا خرید یا کار رو کی انجام دادم…
    خب هرچند سرویس‌های ایرانی مثل notion.ir و 31shab.com برای نوشتن خاطرات به صورت شخصی و خصوصی مهجور مونده و زیاد بهش رغبت نمیشه (به هر دلیل) اما خب کسی که علاقه به تایپ داشته باشه می‌تونه بره مثلا داخل گوگل داک شروع کنه به نوشتن :)

    1. به نظر من با قلم و روى کاغذ. چون بخش هایی از مغز هم به کار گرفته میشه که با حرکت دست ارتباط داره…و کلا این روزها به خاطر استفاده زیاد بشر از مانیتور و زل زدن مداوم روى آن، تمرکز انسانها خیلى ضعیف شده. یکى از چند دلیل آن هم جذابیت عکسها، رنگ ها و لینک هاى متفاوت است. مشغول خواندن یک متنى هستى یک دفعه یک لینک آبى مرتبط به آن مى بینى به دنبال آن میرى و همینطور الى آخر…

  16. پیشنهاد من اینه که وبلاگی با هویت ناشناس و نامرتبط به خودمون داشته باشیم، و در اون بنویسیم. اینجوری هم از شر رازها تا حدودی خلاص میشیم و محدودیتی در عنوان کردنشون نداریم، و هم هویت خودمون برای آشنایان فاش نمیشه!

    1. راستش منم اولش این فکر به ذهنم رسید، اما دیدم ممکنه اون موقع اوضاع بدتر هم بشه. فکر کن بعد یه مدت که مثلا بلاگت خواننده هاش زیاد شدن، هی باید استرس اینو بکشی که نکنه یکی بیاد با متناظر کردن این بلاگ با تو بفهمه که تویی! اون موقع دوباره خود سانسوری شروع میشه.
      یا حتی بدتر! اینکه بعد یه مدت این راز که نویسنده این بلاگ تویی هم به لیست رازهایی که باید حفظ بشن اضافه بشه! چه شود! و آنگاه است که سرکنگبین صفرا می فزاید… D: حالا بیا جمعش کن!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]