بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش اندی هانسون در فیلم Before the Devil Knows You’re Dead (2007) | معتاد، بدهکار، جنایتکار، مضطرب، نابودشده

آشنایی با شخصیت‌های خودویرانگر و ژانر نوآر مدرن می‌تواند یکی از ضروری‌ترین و جذاب‌ترین بخش‌های درک سینمای جنایی قرن بیست و یکم باشد. در این مقاله می‌خواهیم بازی فوق‌العاده و تاثیرگذار فیلیپ سیمور هافمن در نقش اندی هانسون (Andy Hanson) در فیلم قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای (Before the Devil Knows You’re Dead) را بررسی کنیم. چگونه طمع مالی و اعتیاد پنهان یک مدیر موفق را به ورطه جنایت و نابودی کشاند؟ هافمن با چه تکنیک‌هایی اضطراب فلج‌کننده این کاراکتر را به مخاطب منتقل می‌کند؟ در این واکاوی عمیق به تحلیل ابعاد مختلف این شاهکار کارگردانی سیدنی لومت می‌پردازیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و معرفی فیلم قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای

فیلم سینمایی قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای محصول سال ۲۰۰۷ میلادی به کارگردانی سینماگر بزرگ سیدنی لومت (Sidney Lumet) و نویسندگی کلی ماسترسون (Kelly Masterson) است. این درام جنایی و نئونوآر آخرین فیلم بلند لومت پیش از مرگش بود که با بازی درخشان فیلیپ سیمور هافمن در نقش اندی هانسون، اتان هاک (Ethan Hawke) در نقش هنک هانسون، ماریزا تومی (Marisa Tomei) در نقش جینا و آلبرت فینی (Albert Finney) در نقش چارلز هانسون ساخته شد. موسیقی متن این اثر را کارتر برول (Carter Burwell) آهنگ‌ساز نام‌آشنای سینما خلق کرد. این فیلم با بودجه‌ای در حدود هجده میلیون دلار تولید شد و به دلیل بازی‌های قدرتمند و فیلم‌نامه پرتنش خود به شدت مورد تحسین منتقدان سراسر جهان قرار گرفت.

این اثر یکی از تاریک‌ترین فیلم‌های دهه اول قرن بیست و یکم است که فروپاشی یک خانواده متوسط آمریکایی را به دلیل حرص و طمع به تصویر می‌کشد. بازی هافمن در نقش اندی هانسون به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و واقعی‌ترین پرتره‌های یک مرد تحت فشار در تاریخ سینمای جنایی مدرن شناخته می‌شود. او با مهارت تمام توانسته چهره‌ای انسانی و در عین حال به شدت فاسد و خودخواه از کاراکتر اندی ارائه دهد که تماشاگر را در میان حس‌های متناقض ترحم و انزجار سرگردان می‌سازد.

۲. خلاصه داستان فیلم و فاجعه سرقت خانوادگی

داستان فیلم درباره اندی هانسون یک مدیر مالی ارشد در یک شرکت املاک است که به دلیل اختلاس و نیاز مبرم به پول برای فرار به برزیل نقشه یک سرقت بی‌خطر را طراحی می‌کند. او برادر کوچک‌ترش هنک را که او هم بدهکار است متقاعد می‌کند تا به مغازه جواهرفروشی والدین خودشان دستبرد بزنند. ایده اندی این است که چون مغازه بیمه است والدین آنها ضرری نخواهند کرد و پول بیمه را دریافت می‌کنند. اما هنک که شهامت کافی ندارد کار را به یک سارق حرفه‌ای به نام بابی می‌سپارد.

در روز سرقت مادر آنها نانسی به طور غیرمنتظره‌ای در مغازه حضور دارد. سرقت به خشونت کشیده می‌شود؛ بابی به نانسی شلیک می‌کند و نانسی هم پیش از مرگ به بابی شلیک کرده و او را می‌کشد. این حادثه تلخ زنجیره‌ای از اتفاقات وحشتناک را رقم می‌زند. پدر خانواده چارلز تصمیم می‌گیرد قاتل همسرش را پیدا کند بدون اینکه بداند پسران خودش پشت این ماجرا هستند. اندی که غرق در اعتیاد به هروئین و بدهی است تلاش می‌کند قضیه را جمع کند اما با باج‌گیری‌های خانواده بابی و شکاف‌های عمیق خانوادگی مواجه می‌شود که در نهایت به پایانی تراژیک و مرگبار ختم می‌گردد.

۳. تحلیل روان‌شناختی شخصیت اندی هانسون

اندی هانسون تجسم عینی عقده‌های فروخورده و خودشیفتگی آسیب‌دیده است. او به عنوان برادر بزرگ‌تر همیشه احساس می‌کرده که کمتر از هنک مورد محبت والدینش به ویژه پدرش قرار گرفته است. او مردی است که ظاهر یک زندگی موفق طبقه متوسط رو به بالا را حفظ کرده اما از درون کاملاً پوسیده و ویران است. اعتیاد پنهان او به هروئین فرارگاهی موقت از اضطراب‌های شدید کاری و شکست‌های زناشویی‌اش با جینا است. او برای حفظ این ماسک موفقیت دست به اختلاس می‌زند و وقتی در آستانه لو رفتن قرار می‌گیرد به راحتی از خطوط قرمز اخلاقی عبور می‌کند.

او شخصیتی کنترل‌گر دارد که می‌خواهد همه چیز را مدیریت کند اما در درون از یک ضعف مفرط رنج می‌برد. خشم پنهان او نسبت به پدرش چارلز محرک اصلی بسیاری از تصمیمات فاجعه‌بار اوست. هافمن این حسادت‌ها و حقارت‌های درونی اندی را در رفتارهای روزمره‌اش به خوبی نشان می‌دهد. اندی مردی است که برای نجات خود حاضر است برادرش را قربانی کند و این سطح از قساوت ناشی از یک فروپاشی اخلاقی و روانی کامل است که هافمن آن را با ظرافت روان‌شناختی فوق‌العاده‌ای بازی می‌کند.

۴. سبک بازیگری هافمن در نمایش اعتیاد و اضطراب

بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش اندی هانسون یکی از فیزیکی‌ترین و حسی‌ترین اجراهای اوست. او برای نمایش اضطراب دائم کاراکتر از تنفس‌های سنگین، تعریق مداوم چهره و حرکات سریع چشم‌ها استفاده می‌کند. هافمن تصویری کلیشه‌ای از یک معتاد خیابانی ارائه نمی‌دهد بلکه نشان می‌دهد چگونه یک فرد یقه سفید و شیک‌پوش در خلوت خود با مصرف مواد مخدر سنگین تلاش می‌کند سرپا بماند. صحنه مصرف هروئین او در یک آپارتمان لوکس و مدرن یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های فیلم است که تضاد میان ظاهر بیرونی و باطن ویران او را نمایان می‌کند.

لحن صدای هافمن در این فیلم مدام میان تحکم سرد و لرزش‌های عصبی ناشی از ترس تغییر می‌کند. او در مواجهه با برادرش هنک از موضع قدرت و تحقیر صحبت می‌کند اما در خلوت خود یا در مقابل فروشنده مواد مخدر کاملاً شکننده و التماس‌کننده به نظر می‌رسد. این نوسانات حسی شدید به خوبی نشان‌دهنده لبه باریکی است که اندی روی آن راه می‌رود؛ لبه باریکی میان حفظ آبرو و سقوط مطلق به دره رسوایی و جنایت.

۵. کارگردانی سیدنی لومت و هدایت بازیگران

سیدنی لومت کارگردان بزرگ سینمای آمریکا که تخصص ویژه‌ای در ساخت درام‌های جنایی واقع‌گرایانه داشت در این فیلم توانسته بازی‌های نفس‌گیری از بازیگرانش بگیرد. او با استفاده از نماهای نزدیک و تعقیبی بر تنهایی و خفقان دنیای شخصیت‌ها تاکید می‌کند. لومت اصرار داشت که بازیگران باید تنش درونی خود را در تمام طول کار حفظ کنند و فضایی پرتنش در پشت‌صحنه ایجاد کرده بود تا بازی‌ها در طبیعی‌ترین حالت ممکن ثبت شوند.

هدایت هافمن توسط لومت منجر به یکی از بی‌پرده‌ترین بازی‌های کارنامه این بازیگر شد. لومت به هافمن اجازه داد تا وجوه تاریک، زشت و آسیب‌پذیر شخصیت اندی را بدون هیچ‌گونه خودسانسوری به نمایش بگذارد. تماشای هافمن در صحنه‌هایی که کنترل خود را از دست می‌دهد و شروع به گریه یا فریادهای عصبی می‌کند نشان‌دهنده اعتماد متقابل بزرگی است که میان کارگردان باتجربه و بازیگر نابغه وجود داشته است.

۶. پویایی روابط برادرانه؛ اندی در برابر هنک

رابطه میان اندی و هنک موتور محرک درام فیلم است. این رابطه بر پایه ترکیبی از عشق برادرانه، رقابت پنهان، حقارت و سوءاستفاده بنا شده است. اندی به عنوان برادر بزرگ‌تر همواره هنک را فردی ضعیف، بی‌عرضه و محتاج هدایت می‌داند و از این موضع ضعف برای ترغیب او به جنایت استفاده می‌کند. در مقابل هنک که با بازی درخشان اتان هاک همراه است شخصیتی ساده‌لوح و ترسو دارد که همواره زیر سایه اقتدار اندی زندگی کرده است.

هافمن و هاک شیمی بازیگری فوق‌العاده‌ای در نقش دو برادر دارند. تفاوت فیزیکی و رفتاری آنها به خوبی تضاد شخصیت‌هایشان را نشان می‌دهد. هافمن با فیزیک سنگین و نگاه‌های تحکم‌آمیز خود فضای صحنه را تحت کنترل می‌گیرد و هاک با حرکات عصبی و شکنندگی ظاهری خود تسلیم این قدرت‌نمایی می‌شود. این رابطه نابرابر در نهایت به نابودی هر دو برادر منجر می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه پیوندهای خونی می‌توانند به جای نجات‌دهنده به طناب دار تبدیل شوند.

۷. طمع مالی، بحران طبقه متوسط و ریشه‌های جرم

فیلم به خوبی بحران‌های اقتصادی و اخلاقی طبقه متوسط رو به بالای جامعه مدرن را به تصویر می‌کشد. اندی هانسون با وجود درآمد خوب به دلیل سبک زندگی مصرف‌گرایانه، هزینه‌های اعتیاد و طمع برای به دست آوردن پول بیشتر دست به کارهای غیرقانونی می‌زند. او نمونه‌ای از انسان مدرن است که ارزش خود را تنها با معیارهای مادی می‌سنجد و برای حفظ این جایگاه خیالی حاضر است دست به هر کاری بزند.

این فیلم نشان می‌دهد که چگونه طمع می‌تواند وجدان اخلاقی انسان را فلج کند. نقشه دزدی از مغازه پدر و مادر در ذهن اندی یک معامله مالی ساده و بدون قربانی به نظر می‌رسد اما واقعیت بی‌رحم جنایت به سرعت این فانتزی را نابود می‌کند. هافمن این طمع کورکورانه و عواقب سهمگین آن را با چنان شدتی بازی می‌کند که فیلم به یک بیانیه هشداردهنده درباره سقوط اخلاقی در جامعه سرمایه‌داری معاصر تبدیل می‌شود.

۸. اهمیت ساختار روایت غیرخطی در نمایش زوال شخصیت‌ها

یکی از ویژگی‌های برجسته فیلم ساختار روایی غیرخطی آن است که داستان سرقت و پیامدهای آن را از دیدگاه سه شخصیت اصلی یعنی اندی، هنک و پدرشان چارلز روایت می‌کند. این تکنیک روایی به مخاطب اجازه می‌دهد تا انگیزه‌ها و واکنش‌های متفاوت هر کاراکتر را به یک رویداد واحد درک کند و پازل جنایت را آرام‌آرام در ذهن خود کامل سازد. این ساختار تعلیق فیلم را به شدت افزایش می‌دهد.

بازی هافمن در این ساختار غیرخطی نیاز به حفظ راکورد حسی دقیقی داشت. او باید صحنه‌های قبل و بعد از سرقت را که در زمان‌های مختلفی فیلم‌برداری می‌شدند با تمرکز بالایی بازی می‌کرد تا روند تدریجی فروپاشی ذهنی اندی کاملاً پیوسته به نظر برسد. تماشای بازی او در صحنه‌های تکراری از زوایای مختلف نشان‌دهنده دقت بالای او در تحلیل جزئیات حسی شخصیت در هر لحظه از درام است.

۹. اسرار پشت‌صحنه و فرآیند تولید فیلم

فیلم‌برداری قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای در شرایطی بسیار فشرده و با بودجه‌ای محدود در نیویورک انجام شد. سیدنی لومت به دلیل تجربه بالای خود در تئاتر و تلویزیون اصرار داشت که بازیگران قبل از شروع فیلم‌برداری دو هفته تمرین فشرده داشته باشند که این کار برای هافمن و هاک فرصت مناسبی بود تا روی جزئیات رابطه برادرانه‌شان کار کنند. یکی از چالش‌های فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی ابتدای فیلم میان هافمن و ماریزا تومی بود که نیاز به جسارت و اعتماد بالایی میان بازیگران داشت.

موسیقی متن فیلم ساخته کارتر برول نقش مهمی در ایجاد حس شومی و تقدیرگرایی در سراسر اثر دارد. لومت در انتخاب نماها و نورپردازی از سبک نقاشی‌های تاریک ادوارد هاپر الهام گرفته بود تا انزوای انسان مدرن در کلان‌شهر نیویورک را به تصویر بکشد. هافمن در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که کار با سیدنی لومت یکی از افتخارات بزرگ زندگی‌اش بوده و این همکاری تجربه بازیگری او را به لایه‌های عمیق‌تری هدایت کرده است.

۱۰. ریشه‌های کهن‌الگویی جنایت و مکافات در درام خانوادگی

داستان فیلم شباهت‌های ساختاری و مضمونی عمیقی با تراژدی‌های یونان باستان و رمان‌های جنایی کلاسیک مانند جنایت و مکافات دارد. ایده کشتن مادر (حتی به صورت غیرمستقیم) و رویارویی پسر با خشم پدر یکی از کهن‌الگوهای قدیمی درام بشری است. اندی با طراحی این سرقت در واقع دست به یک خودکشی خانوادگی می‌زند که در آن هیچ راه برگشتی وجود ندارد.

هافمن این بار سنگین گناه و مکافات را در بازی خود به دوش می‌کشد. او پس از مرگ مادرش به جای ابراز پشیمانی آشکار دچار یک انجماد حسی و خشم انفجاری می‌شود که نشان‌دهنده ناتوانی روان او در هضم این فاجعه است. صحنه‌ای که او در ماشین ناگهان شروع به گریه و فریاد می‌کند تخلیه ناگهانی این بار سنگین گناه است که به زیبایی توسط هافمن اجرا شده و عمق تراژدی خانوادگی را آشکار می‌سازد.

۱۱. بازتاب فیلم در میان منتقدان و دستاوردهای هنری

فیلم در زمان اکران با استقبال بسیار گرم منتقدان سینما مواجه شد و بسیاری از آنها بازگشت سیدنی لومت به اوج قدرت فیلم‌سازی‌اش را ستودند. انجمن فیلم آمریکا (AFI) این اثر را به عنوان یکی از ده فیلم برتر سال ۲۰۰۷ انتخاب کرد. بازی هافمن به طور ویژه‌ای مورد تحسین قرار گرفت و بسیاری از انجمن‌های منتقدان نامزدی‌ها و جوایزی را به او اختصاص دادند. منتقدان بر این باور بودند که هافمن توانسته یکی از منفورترین شخصیت‌های سال را به شیوه‌ای بازی کند که مخاطب نتواند چشم از او بردارد.

فیلم به دلیل نمایش واقع‌گرایانه و بدون رتوش خشونت و طمع انسانی متمایز شد. تحلیل‌گران سینما این اثر را یکی از بهترین نئونوآرهای دهه اخیر دانستند که در آن سرنوشت شوم شخصیت‌ها از همان سکانس اول رقم خورده است و تلاش‌های مذبوحانه آنها برای فرار تنها به غرق شدن بیشترشان در باتلاق جنایت منجر می‌شود.

۱۲. اهمیت نقش اندی هانسون در کارنامه و میراث هافمن

ایفای نقش اندی هانسون یکی دیگر از شواهد نبوغ بی‌بدیل فیلیپ سیمور هافمن در خلق کاراکترهای تاریک و معذب است. او در این فیلم نشان داد که هیچ هراسی از بازی در نقش شخصیت‌های ناخوشایند و خودخواه ندارد. این نقش‌آفرینی در کنار دیگر بازی‌های درخشان او نشان‌دهنده طیف وسیع استعداد او در بازیگری درام‌های سنگین خانوادگی و جنایی است.

امروز با تماشای مجدد این فیلم و با دانستن سرنوشت واقعی هافمن و درگذشت او بر اثر اوردوز هروئین تماشای صحنه‌های اعتیاد اندی هانسون در فیلم حسی بسیار تلخ و گزنده به همراه دارد. این نقش به عنوان یادآور زنده از بازیگری متعهد و نابغه در یادها خواهد ماند که تمام وجودش را برای باورپذیری نقش‌هایش فدا می‌کرد و تا آخرین فیلم سیدنی لومت یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای جنایی را به ثبت رساند.

جمع‌بندی نهایی

بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش اندی هانسون در فیلم قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای نمایشی تکان‌دهنده از طمع، اعتیاد و فروپاشی اخلاقی است. هافمن با مهارتی بی‌نظیر اضطراب و قساوت مردی را به تصویر می‌کشد که در مارپیچ جنایت خودساخته‌اش غرق می‌شود. کارگردانی مقتدرانه سیدنی لومت در آخرین اثرش فضایی تاریک و پرتنش ایجاد می‌کند که روابط خانوادگی را به مسلخ می‌برد. این فیلم با ساختار روایی غیرخطی و بازی‌های درخشانش یکی از بهترین آثار نئونوآر معاصر است که رنج‌های درونی انسان را بدون سانسور به نمایش می‌گذارد.

سوالات متداول

۱. علت انتخاب نام قبل از آنکه شیطان بفهمد مرده‌ای برای فیلم چیست؟
این نام از یک ضرب‌المثل قدیمی ایرلندی گرفته شده است که می‌گوید: «امیدوارم نیم ساعت قبل از اینکه شیطان بفهمد مرده‌ای در بهشت باشی». این عبارت به تلاش شخصیت‌ها برای فرار سریع از مجازات و گناهانشان قبل از رسیدن مکافات عمل اشاره دارد. در فیلم هیچ‌کدام از کاراکترها موفق به این فرار نمی‌شوند و جهنم شخصی‌شان زودتر از مرگ به سراغشان می‌آید. این ضرب‌المثل کنایه‌ای تلخ به سرنوشت محتوم شخصیت‌های داستان است.
۲. چرا اندی نقشه سرقت را به جای یک مغازه دیگر از مغازه والدینش طراحی کرد؟
اندی تصور می‌کرد که به دلیل شناخت دقیق از سیستم امنیتی و ساعت‌های کاری مغازه والدینش این سرقت کاملاً ایمن و بدون ریسک خواهد بود. او همچنین فکر می‌کرد چون مغازه بیمه است والدینش ضرر مالی نخواهند دید و کل ماجرا یک معامله برد-برد است. این توجیه اخلاقی احمقانه به او اجازه داد تا وجدان خود را آرام کند. در واقع حسادت و کینه پنهان او از پدرش نیز در انتخاب این لوکیشن بی‌تاثیر نبود.
۳. نقش جینا با بازی ماریزا تومی در فروپاشی رابطه دو برادر چه بود؟
جینا همسر اندی بود اما به دلیل سردی عاطفی اندی و اعتیاد پنهان او با برادر کوچک‌ترش هنک رابطه پنهانی برقرار کرده بود. این خیانت دوگانه لایه دیگری از پیچیدگی و انحطاط اخلاقی را به خانواده هانسون اضافه کرد. اندی تا اواخر فیلم از این موضوع بی‌خبر بود اما این راز مگو تنش شدیدی میان دو برادر ایجاد کرده بود. افشای این رابطه ضربه نهایی را به روان از هم پاشیده اندی وارد کرد.
۴. سرانجام پدر خانواده چارلز هانسون در پایان فیلم چه شد؟
چارلز پس از مرگ همسرش به دنبال پیدا کردن مقصر اصلی ماجرا می‌گردد و در نهایت متوجه می‌شود پسر خودش اندی طراح این سرقت مرگبار بوده است. او در سکانس پایانی فیلم به بیمارستان رفته و اندی را که بستری است با بالش خفه می‌کند. این اقدام انتقام‌جویانه و تراژیک نشان‌دهنده نابودی کامل بنیان خانواده و تسلیم شدن پدر در برابر خشم کور است. این پایان یکی از هولناک‌ترین صحنه‌های درام خانوادگی در سینماست.
۵. آیا این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟
خیر، فیلم‌نامه کلی ماسترسون کاملاً داستانی و تخیلی است اما از ساختار جنایی پرونده‌های واقعی اختلاس و سرقت‌های خانوادگی الهام گرفته شده است. ماسترسون تلاش کرده تا با تمرکز بر روان‌شناسی شخصیت‌ها اثری خلق کند که واقعی و ملموس به نظر برسد. واقع‌گرایی کارگردانی سیدنی لومت نیز به این حس واقعی بودن داستان کمک شایانی کرده است. بنابراین فیلم یک درام جنایی خلاقانه است و نه یک بازسازی مستند.
۶. چرا اندی هروئین مصرف می‌کرد و چرا آن را مخفی نگه داشته بود؟
اندی برای فرار از فشارهای شدید کاری، استرس ناشی از اختلاس‌هایش و خلأ عاطفی زندگی مشترک به هروئین پناه برده بود. او به عنوان یک مدیر مالی ارشد باید ظاهر یک انسان موفق و باپرستیژ را حفظ می‌کرد به همین دلیل اعتیاد خود را کاملاً مخفی نگه داشته بود. این پنهان‌کاری مداوم فشار روانی مضاعفی بر او وارد می‌کرد که در بازی عصبی هافمن مشهود است. مصرف مواد مخدر سنگین توسط یک مدیر شیک‌پوش تضاد طبقاتی جامعه مدرن را نشان می‌دهد.
۷. واکنش اتان هاک به بازی در کنار فیلیپ سیمور هافمن چه بود؟
اتان هاک همواره از کار با هافمن به عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین و بهترین تجربیات بازیگری خود یاد کرده است. او معتقد بود انرژی و تعهد شدید هافمن سر صحنه او را نیز مجبور می‌کرده تا بهترین بازی خود را ارائه دهد. هاک در مصاحبه‌ای اشاره کرد که نبوغ هافمن در تحلیل نقش‌ها بی‌نظیر بود و او مانند یک لنگرگاه حسی برای کل پروژه عمل می‌کرد. این همکاری صمیمانه منجر به خلق یکی از بهترین پویایی‌های برادرانه در سینما شد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

16 دیدگاه

  1. فکر می کنم فیلم اونقدر که شما گفتین جالب نیست ولی مهم تیتر شما در یوتیوب بود
    The legend of Afshin Ghotbi
    باز هم اغراق و زیاده روی ما ایرانی ها؟
    افسانه و اسطوره
    اجازه بدین قطبی بیشتر موفق بشه و بعد از پایان دوران کاریش بهش عنوان بدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]