نشانه آسپیتز؛ وقتی شبنمهای خونین از اسرار بیماری پسوریازیس میگویند
در دنیای وسیع و پیچیده درماتولوژی، برخی نشانهها به قدری اختصاصی و منحصربهفرد هستند که دیدن آنها میتواند بلافاصله مسیر تشخیص را برای پزشک روشن کند. نشانه آسپیتز (Auspitz’s sign) یکی از همین پدیدههای شگفتانگیز است که نه تنها برای متخصصان پوست حیاتی است، بلکه آگاهی از آن برای بیماران مبتلا به صدف یا پسوریازیس (Psoriasis) نیز بسیار جالب و کاربردی خواهد بود. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا برداشتن یا کندن پوستههای نقرهای رنگ در این بیماری، منجر به ظهور نقاط ریز و قرمز خونریزیدهنده میشود که شبیه به قطرات شبنم بر روی سطح پوست جلوه میکنند. آیا این خونریزی نشانهای از پیشرفت بیماری است یا صرفاً یک پاسخ فیزیولوژیک به ساختار تغییر یافته عروق در زیر ضایعات پوستی محسوب میشود؟
مطالعه این نوشته به شما کمک میکند تا با نگاهی دقیقتر به مکانیسمهای دفاعی و ترمیمی پوست، درک بهتری از تفاوتهای ساختاری بافت سالم و بافت درگیر در بیماریهای خودایمنی پیدا کنید. ما در پی آن هستیم که ببینیم چرا در پسوریازیس، عروق خونی تا این حد به سطح پوست نزدیک میشوند و چرا لمس یا دستکاری این ناحیه با بقیه نقاط بدن متفاوت است. آیا واقعاً میتوان از این نشانه به عنوان یک ابزار تشخیصی قطعی یاد کرد یا در بیماریهای دیگری هم ممکن است با چنین پدیدهای روبرو شویم؟ با ما در این سفر علمی به لایههای زیرین اپیدرم همراه شوید تا با یکی از کلاسیکترین یافتههای بالینی در طب پوست آشنا شوید.
فهرست مطالب
- ۱. مکانیسم بیولوژیک نشانه آسپیتز
- ۲. آناتومی لایههای پوست در بیماری پسوریازیس
- ۳. چرا خونریزی به صورت نقطهای رخ میدهد؟
- ۴. ریشههای تاریخی و نامگذاری این نشانه
- ۵. ارزش تشخیصی و محدودیتهای آسپیتز
- ۶. ارتباط با پدیده کوبنر و پیشرفت بیماری
- ۷. تفاوت با خونریزیهای معمولی پوست
- ۸. بازتاب پسوریازیس در رسانهها و هنر
- ۹. مدیریت ضایعات پوستی و جلوگیری از تحریک
- ۱۰. سوءبرداشتهای علمی درباره شورههای پوستی
- ۱۱. یافتههای نوین در میکروسکوپی پوست
- ۱۲. نگاهی به آینده درمانهای بیولوژیک
۱. مکانیسم بیولوژیک نشانه آسپیتز
نشانه آسپیتز حاصل یک ناهماهنگی ساختاری در لایههای پوست است که در بیماری پسوریازیس به اوج خود میرسد. در این بیماری، سرعت تکثیر سلولهای پوستی (Keratinocytes) به شدت افزایش مییابد، به طوری که سلولهای جدید قبل از اینکه سلولهای قدیمی به درستی بریزند، به سطح پوست میرسند. این تجمع سلولی باعث ایجاد فلسها یا شورههای ضخیم و نقرهای میشود. اما نکته کلیدی در لایههای زیرین نهفته است؛ جایی که لایه اپیدرم (Epidermis) بر روی برجستگیهای بافت درم (Dermal papillae) به شدت نازک میشود. این نازک شدن لایه پوششی باعث میشود که مویرگهای خونی که در نوک این برجستگیها قرار دارند، عملاً بدون محافظ باقی بمانند.
وقتی فردی سعی میکند این پوستههای چسبنده را با ناخن یا ابزار دیگری جدا کند، در واقع آخرین سد دفاعی نازک روی این عروق خونی را از بین میبرد. از آنجا که این مویرگها در پسوریازیس دچار پیچخوردگی و گشادشدگی (Dilatation) شدهاند، با کوچکترین تماسی پاره میشوند. نتیجه این اتفاق، ظهور نقاط قرمز و ریز خونریزی است که به محض برداشته شدن فلس ظاهر میشوند. این فرآیند نه تنها یک واکنش فیزیکی، بلکه بازتابی از التهاب شدید زیرپوستی است که باعث شده عروق خونی برای تامین نیاز غذایی سلولهای در حال تکثیر سریع، بیش از حد به سطح پوست نزدیک شوند و حالتی شکننده پیدا کنند.
۲. آناتومی لایههای پوست در بیماری پسوریازیس
برای درک بهتر آسپیتز، باید پوست را مانند یک ساختمان چند طبقه تصور کرد. در حالت عادی، لایه بالایی (اپیدرم) ضخامت کافی دارد تا عروق خونی لایه زیرین (درم) را بپوشاند. اما در پلاکهای پسوریازیس، پدیدهای به نام پاراکراتوز (Parakeratosis) رخ میدهد که در آن سلولهای لایه شاخی پوست هنوز هسته دارند و به خوبی به هم نچسبیدهاند. همزمان، پدیدهای به نام نازک شدن اپیدرم روی برجستگیهای درم (Suprapapillary thinning) اتفاق میافتد. این یعنی در نقاط خاصی، فاصله بین دنیای بیرون و رگهای خونی تنها به اندازه چند لایه سلولی بسیار نازک و سست کاهش مییابد که به راحتی قابل نفوذ هستند.
علاوه بر این، در زیر این لایههای نازک، مویرگها به شکل عجیبی رشد کرده و شبیه به فنر پیچخورده میشوند. این رگزایی (Angiogenesis) غیرطبیعی، پاسخی به سیگنالهای التهابی است که از سیستم ایمنی ارسال میشود. این عروق گشاد شده سرشار از خون هستند و فشار داخلی بالایی دارند. بنابراین، وقتی پوسته بالایی که مانند یک درپوش عمل میکرد برداشته میشود، این عروق به دلیل نزدیکی بیش از حد به سطح و ضعف ساختاری دیوارهشان، به سرعت خونریزی میکنند. این آناتومی تغییر یافته، دلیل اصلی تفاوت واکنش پوست پسوریازیس نسبت به پوست سالم در مواجهه با خراشیدگیهای ساده است که در معاینات بالینی به دقت بررسی میشود.
۳. چرا خونریزی به صورت نقطهای رخ میدهد؟
یکی از ویژگیهای متمایز نشانه آسپیتز این است که خونریزی به صورت یکپارچه یا وسیع نیست، بلکه دقیقاً به صورت نقاط مجزا و ریز (Pinpoint bleeding) ظاهر میشود. دلیل این امر به ساختار هندسی برجستگیهای پوست یا همان پاپیلهای درم (Dermal Papillae) برمیگردد. در هر میلیمتر مربع از پوست، تعداد زیادی از این برجستگیهای انگشتمانند وجود دارد که هر کدام حاوی یک حلقه مویرگی منفرد هستند. در بیماری پسوریازیس، این پاپیلها بلندتر و باریکتر میشوند. وقتی پوسته رویی کنده میشود، نوک هر کدام از این برجستگیها به طور مجزا آسیب میبیند و در نتیجه، هر مویرگ به تنهایی شروع به خونریزی میکند.
این نمای نقطهای شبیه به این است که گویی چندین قطره کوچک شبنم خونی روی یک سطح قرمز پاشیده شده باشد. این دقت در شکل خونریزی به پزشک کمک میکند تا پسوریازیس را از سایر بیماریهای پوستی که پوستهریزی دارند، مثل اگزما یا قارچهای پوستی، تشخیص دهد. در اگزما، خونریزی معمولاً در اثر خارش شدید و به صورت خطی یا وسیع رخ میدهد و فاقد این الگوی نقطهای ظریف است. در واقع، نشانه آسپیتز نقشهای از آرایش عروقی تغییر یافته پوست را در برابر چشمان ناظر ترسیم میکند و نشان میدهد که التهاب چگونه مهندسی ظریف بافت پوست را برای اهداف خود بازسازی کرده است.
۴. ریشههای تاریخی و نامگذاری این نشانه
نام این نشانه از هاینریش آسپیتز (Heinrich Auspitz)، درماتولوژیست برجسته اتریشی گرفته شده است که در قرن نوزدهم میلادی زندگی میکرد. او یکی از شاگردان مکتب مشهور پوست وین بود و در سال ۱۸۸۵ این پدیده را به طور دقیق در مقالات خود توصیف کرد. جالب است بدانید که اگرچه این نشانه به نام او ثبت شده، اما برخی منابع تاریخی معتقدند که رابرت ویلان (Robert Willan)، پدر درماتولوژی بریتانیا، سالها قبل به این پدیده اشاره کرده بود. با این حال، آسپیتز کسی بود که توانست ارتباط بین این نوع خونریزی خاص و بیماری پسوریازیس را به شکلی علمی و آکادمیک تبیین کند و آن را به عنوان یک معیار تشخیصی معرفی نماید.
در آن دوران که میکروسکوپهای پیشرفته و آزمایشهای ژنتیکی وجود نداشت، قدرت مشاهده دقیق بالینی تنها راه پیشرفت در پزشکی بود. آسپیتز با بررسی دقیق رفتار ضایعات پوستی در برابر لمس و دستکاری، متوجه شد که این واکنش در پسوریازیس یک استثنا است. کار او پایهگذار روشی شد که امروزه به آن «بیوپسی بصری» میگوییم؛ یعنی استخراج اطلاعات تشخیصی عمیق تنها با نگاه کردن و انجام مانورهای ساده فیزیکی. امروزه نام او یادآور دوران طلایی توصیفات بالینی است و به ما میآموزد که چگونه یک مشاهده ساده میتواند به یک اصل ماندگار در علم پزشکی تبدیل شود و برای قرنها به پزشکان در تشخیص درست کمک کند.
۵. ارزش تشخیصی و محدودیتهای آسپیتز
اگرچه نشانه آسپیتز برای دههها به عنوان علامت اختصاصی (Pathognomonic) پسوریازیس شناخته میشد، اما دانش روز پزشکی ما را به احتیاط بیشتری وا میدارد. مطالعات مدرن نشان میدهند که این نشانه ممکن است در بیماریهای دیگری همچون بیماری داریر (Darier’s disease) یا حتی در برخی موارد کراتوز اکتینیک (Actinic keratosis) نیز دیده شود. بنابراین، مثبت بودن نشانه آسپیتز اگرچه به شدت به نفع تشخیص پسوریازیس است، اما نباید تنها معیار برای قضاوت باشد. متخصصان پوست امروزی از این نشانه به عنوان یکی از چندین قطعه پازل تشخیصی در کنار تاریخچه خانوادگی و توزیع ضایعات در بدن استفاده میکنند.
همچنین باید توجه داشت که نبودِ این نشانه لزوماً ردکننده پسوریازیس نیست. در فرمهای خاصی از این بیماری، مانند پسوریازیس معکوس که در نواحی چینخورده پوست رخ میدهد، فلسها ممکن است وجود نداشته باشند و در نتیجه تست آسپیتز قابل اجرا نباشد. همچنین استفاده از کرمهای مرطوبکننده یا داروهای استروئیدی میتواند ساختار پلاکها را تغییر داده و مانع از ظهور این نشانه شود. بنابراین، آسپیتز یک ابزار ارزشمند در مراحل اولیه و در ضایعات درماننشده است. پزشکان باهوش میدانند که چگونه از این ابزار فیزیکی در جای درست استفاده کنند و چه زمانی برای اطمینان بیشتر به سراغ نمونهبرداری بافتی یا درموسکوپی بروند.
۶. ارتباط با پدیده کوبنر و پیشرفت بیماری
یک نکته بسیار مهم و کاربردی برای بیماران این است که ایجاد نشانه آسپیتز (یعنی کندن عمدی پوستهها و ایجاد خونریزی) میتواند منجر به پدیده دیگری به نام کوبنر (Koebner phenomenon) شود. پدیده کوبنر به این معناست که در محل آسیبدیدگی پوست سالم در افراد مبتلا به پسوریازیس، ضایعات جدیدی ایجاد میشود. بنابراین، وقتی بیمار با کندن فلسها باعث خونریزی نقطهای میشود، در واقع در حال ارسال سیگنالهای التهابی جدید به بدن است که میتواند باعث بزرگتر شدن پلاک فعلی یا ایجاد پلاکهای جدید در همان نقطه شود. این یک چرخه معیوب است که میتواند کنترل بیماری را دشوارتر کند.
پزشکان همیشه به بیماران توصیه میکنند که از کندن یا دستکاری ضایعات خودداری کنند تا نشانه آسپیتز به صورت کاذب یا عمدی ایجاد نشود. این خونریزیهای ریز شاید در ظاهر بیاهمیت باشند، اما از نظر بیولوژیک نشاندهنده پارگی سد دفاعی پوست و ورود عوامل محرک به لایههای زیرین هستند. در واقع، نشانه آسپیتز به ما هشدار میدهد که پوست در این نقاط چقدر حساس و آسیبپذیر است. درک این ارتباط به بیماران کمک میکند تا با صبر و حوصله بیشتری درمانهای موضعی را دنبال کنند و از هرگونه اقدام فیزیکی که منجر به تحریک عروق زیرپوستی و تشدید التهاب میشود، پرهیز نمایند.
۷. تفاوت با خونریزیهای معمولی پوست
تشخیص نشانه آسپیتز از خونریزیهای ناشی از خراش معمولی نیاز به دقت دارد. در یک خراش معمولی، پوست به صورت خطی آسیب میبیند و خونریزی از لایههای مختلف به صورت نامنظم پخش میشود. اما در آسپیتز، پس از برداشتن کامل پوسته، یک سطح قرمز و براق (Erythematous base) ظاهر میشود که نقاط خونریزی روی آن مانند دانههای انار میدرخشند. این نقاط دقیقاً منطبق بر محل پاپیلهای درم هستند. همچنین، این خونریزی معمولاً بسیار سریع متوقف میشود زیرا عروق آسیبدیده بسیار کوچک هستند، اما ظاهر شدن آن به محض جدا شدن پوسته، ویژگی اصلی و تشخیصی آن است.
تفاوت دیگر در این است که در آسپیتز، پوستِ اطراف ضایعه معمولاً کاملاً سالم و بدون خونریزی باقی میماند. این تمرکزِ خونریزی تنها در محدوده پلاک پسوریازیس، نشاندهنده تغییرات عروقیِ بسیار موضعی است. در حالی که در بیماریهای عفونی پوست یا آلرژیهای شدید، خونریزی ممکن است به نواحی اطراف نیز گسترش یابد. شناخت این تفاوتهای ظریف فیزیکی نه تنها برای دانشجویان پزشکی، بلکه برای هر کسی که میخواهد وضعیت پوست خود را بهتر درک کند، ضروری است. این دقت در مشاهده، تفاوت بین یک نگاه سطحی و یک تشخیص علمی دقیق را رقم میزند و نشان میدهد که هر نوع خونریزی، داستانی متفاوت برای گفتن دارد.
۸. بازتاب پسوریازیس در رسانهها و هنر
بیماری پسوریازیس و نشانههای بصری آن مانند آسپیتز، در طول تاریخ بر نحوه بازنمایی بیماران پوستی در هنر و رسانه تاثیر گذاشته است. در بسیاری از آثار هنری قدیمی، شخصیتهایی با لکههای پوستی به تصویر کشیده شدهاند که امروزه با دانش پزشکی میتوان حدس زد مبتلا به پسوریازیس بودهاند. گاهی این نشانهها به اشتباه به عنوان علائم جذام یا بیماریهای واگیردار تلقی میشدند که منجر به طرد اجتماعی این افراد میشد. اما در دوران معاصر، با افزایش آگاهی عمومی، این بیماری به عنوان یک اختلال سیستم ایمنی شناخته شده و بسیاری از سلبریتیها و افراد مشهور با صحبت درباره ضایعات پوستی خود، به مبارزه با انگهای اجتماعی (Stigma) پرداختهاند.
در سینما و مستندهای پزشکی، نمایش دقیق نشانه آسپیتز به عنوان راهی برای نشان دادن رنج و حساسیت پوست این بیماران به کار گرفته میشود. نویسندگانی که در رمانهای خود به جزئیات فیزیولوژیک شخصیتها اهمیت میدهند، گاهی از این نشانههای خاص برای عمق بخشیدن به کاراکتر و نشان دادن آسیبپذیریهای نهفته او استفاده میکنند. این بازتابها به جامعه کمک میکند تا بفهمد که پسوریازیس تنها یک مشکل زیبایی نیست، بلکه یک درگیری عمیق بیولوژیک است که هر لمس و هر پوسته کنده شده در آن، داستانی از مبارزه سلولی را روایت میکند. هنر و رسانه در اینجا پلی میشوند برای درک بهتر دردهای پنهان در پس قطرات شبنمگون خونریزی.
۹. مدیریت ضایعات پوستی و جلوگیری از تحریک
برای افرادی که با پلاکهای پسوریازیس زندگی میکنند، مدیریت صحیح پوستهها کلید جلوگیری از بروز نشانه آسپیتز و عوارض بعدی آن است. استفاده از ترکیبات کراتولیتیک (Keratolytic) مانند اسید سالیسیلیک یا اوره، به نرم شدن و جدا شدن طبیعی فلسها کمک میکند بدون اینکه نیازی به فشار مکانیکی باشد. وقتی این فلسها به آرامی و در اثر رطوبت جدا شوند، عروق خونی زیرین کمتر تحریک شده و احتمال خونریزی نقطهای به حداقل میرسد. این کار نه تنها از درد و سوزش جلوگیری میکند، بلکه احتمال ایجاد عفونتهای ثانویه در محل خونریزی را نیز کاهش میدهد.
همچنین، استفاده از حمامهای ولرم و روغنهای حمام میتواند سد دفاعی پوست را تقویت کرده و خاصیت ارتجاعی عروق را حفظ کند. آموزش به بیمار در مورد اینکه “چرا نباید پوستهها را کند” بسیار موثرتر از صرفاً “نهی کردن” است. وقتی بیمار بداند که در زیر آن پوسته، عروق خونی بیدفاعی منتظر یک جرقه برای شروع التهاب جدید هستند، تمایل کمتری به دستکاری نشان میدهد. مراقبتهای هوشمندانه و ملایم، جایگزین خشونت فیزیکی با پوست میشود و به داروهای اصلی اجازه میدهد تا در محیطی آرامتر و بدون خونریزیهای مداوم، اثرگذاری خود را نشان دهند و به ترمیم لایههای آسیبدیده بپردازند.
۱۰. سوءبرداشتهای علمی درباره شورههای پوستی
یکی از بزرگترین سوءبرداشتها درباره شورههای پسوریازیس این است که بسیاری تصور میکنند اینها ناشی از خشکی ساده پوست یا عدم رعایت بهداشت هستند. این نگاه اشتباه باعث میشود افراد برای پاک کردن این پوستهها از روشهای خشن مانند کیسه کشیدن در حمام یا استفاده از شویندههای قوی استفاده کنند که نتیجهای جز مثبت شدن نشانه آسپیتز و تشدید بیماری ندارد. باید بدانیم که این فلسها در واقع سلولهای زندهای هستند که به دلیل سرعت بالای تکثیر، فرصت نکردهاند به درستی بمیرند و بریزند. آنها حاوی پروتئینها و مواد التهابی هستند که مانند یک زره روی عروق حساس زیرین قرار گرفتهاند.
اشتباه دیگر این است که تصور میشود با خون آمدن از ضایعه، بیماری “تخلیه” شده یا خون کثیف از بدن خارج میشود. این یک باور قدیمی و کاملاً غلط است. خونریزی در نشانه آسپیتز تنها نشاندهنده آسیب به بافت و عروق است و هیچ اثر درمانی ندارد، بلکه برعکس، با آزاد کردن فاکتورهای رشد در محل، باعث تحریک بیشتر تقسیم سلولی و ضخیمتر شدن پلاک در آینده میشود. آگاهی از مکانیسم علمی آسپیتز به ما کمک میکند تا از این باورهای سنتی و خطرناک فاصله بگیریم و با پوست خود بر اساس اصول فیزیولوژی مدرن رفتار کنیم؛ رفتاری که بر پایه محافظت است و نه تخریب.
۱۱. یافتههای نوین در میکروسکوپی پوست
با ظهور تکنولوژیهای جدید مانند میکروسکوپی لیزری همکانون (Confocal Microscopy) و درموسکوپی، دانشمندان توانستهاند نشانه آسپیتز را در سطح سلولی و بدون نیاز به کندن پوست مشاهده کنند. این ابزارها اجازه میدهند تا مویرگهای پیچخورده و نازک شدن لایههای اپیدرم را به وضوح ببینیم. یافتههای جدید نشان میدهند که الگوی عروقی در پسوریازیس به قدری خاص است که حتی قبل از ظهور فلسها، میتوان احتمال بروز بیماری را پیشبینی کرد. این دریچه جدید به دنیای زیر پوست، تایید میکند که آسپیتز تنها یک پدیده تصادفی نیست، بلکه نتیجه نهایی یک بازسازی گسترده در شبکه خونرسانی پوست است.
همچنین، تحقیقات بر روی فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) نشان داده است که سطح این پروتئین در ضایعاتی که نشانه آسپیتز مثبت دارند، بسیار بالاست. این یعنی بدن در این نقاط به شدت در حال ساختن رگهای جدید است. درک این فرآیندهای مولکولی باعث شده تا درمانهای جدیدی ابداع شوند که نه تنها بر سلولهای پوست، بلکه بر کنترل رگزایی نیز تمرکز دارند. علم امروز نه تنها نشانه آسپیتز را تایید میکند، بلکه از آن به عنوان یک مدل زنده برای مطالعه چگونگی تعامل سیستم ایمنی و سیستم عروقی استفاده میکند تا راههای موثرتری برای مهار این بیماری مزمن بیابد.
۱۲. نگاهی به آینده درمانهای بیولوژیک
در سالهای اخیر، درمانهای بیولوژیک انقلابی در مدیریت پسوریازیس ایجاد کردهاند. این داروها با هدف قرار دادن دقیق مولکولهای التهابی مانند IL-17 یا IL-23، باعث میشوند که ساختار پوست به سرعت به حالت عادی بازگردد. وقتی التهاب فروکش میکند، عروق خونی که باعث ایجاد نشانه آسپیتز میشدند، به لایههای عمیقتر عقبنشینی کرده و اپیدرم دوباره ضخیم میشود. در بیمارانی که تحت این درمانها هستند، نشانه آسپیتز به سرعت ناپدید میشود که این خود یکی از نشانههای موفقیت درمان و بازگشت سلامت به بافت پوست است.
آینده درمانی پسوریازیس به سمتی میرود که شاید دیگر هرگز شاهد چنین نشانههای بالینی شدیدی نباشیم. با تشخیص زودهنگام و مداخلات دقیق، میتوان از تغییر شکل عروق و نازک شدن اپیدرم جلوگیری کرد. نشانه آسپیتز، که روزگاری تنها ابزار تشخیصی بود، امروزه بیشتر به یک شاخص برای سنجش شدت درگیری بافت و پاسخ به درمان تبدیل شده است. ما در دورانی هستیم که دانش فیزیولوژیستهای قدیمی مانند آسپیتز با تکنولوژیهای نانو و ژنتیک پیوند خورده است تا پوستی سالمتر و زندگی با کیفیتتری را برای میلیونها انسان در سراسر جهان به ارمغان بیاورد. این مسیر، از یک مشاهده ساده روی پوست آغاز شد و به پیچیدهترین درمانهای مولکولی ختم شده است.
جمعبندی نهایی
نشانه آسپیتز فراتر از یک یافته بالینی ساده، پنجرهای به سوی درک تغییرات عمیق ساختاری در پوست مبتلایان به پسوریازیس است. این خونریزیهای نقطهای که در اثر نزدیکی بیش از حد مویرگهای گشاد شده به سطح پوست رخ میدهند، یادآور التهاب پنهانی هستند که مهندسی طبیعی پوست را دگرگون کرده است. شناخت این نشانه به بیماران کمک میکند تا از دستکاری آسیبزای ضایعات خودداری کنند و به پزشکان اجازه میدهد تا با اطمینان بیشتری به تشخیص و درمان بپردازند. در عصر درمانهای بیولوژیک، ناپدید شدن نشانه آسپیتز نمادی از پیروزی علم بر التهاب و بازگشت تعادل به بدن انسان است؛ مسیری که از مشاهده دقیق شبنمهای خونین آغاز شده و به آرامش پایدار پوست ختم میشود.








با سلام خدمت پزشک خوب دنیای مجازی … من هومن هستم، معمار این دنیا! ;)
راستش پیش خودم گفتم نمیشه که یک پزشک داشته باشیم ، ولی یک معمار نه! مگه دنیا بدون معمار میشه؟ بدون پزشک فوقش آدم میمیره دیگه ، ولی اصلا میشه دنیا رو بدون معمارا تصور کرد … D: ;)
خلاصه! لینکتون رو اضافه کردم! الانم مثل این وبلاگهای زرد نمی گم آقا تو رو خدا به ما بلینک! ما خودتون رو دوست داریم … ;) (گرچه! گویا blogroll شما هم خراب تشریف دارن! ) ;))
سلام.
میخواستم اگه امکانش هست وبلاگ من را به لیست مدلاگ خود اضافه کنید.
با تشکر
با سلام و تشکر از سایت خوبت
می خواستم ببینم این آهنگائی رو که گفتی از کجا دانلود کردی .
ممنون میشم لینک دانلود رو بدی .(فقط نگو از آمازون خریدی.:( )
پاسخ : کمی گوگل کنید! تا همین حد میتوانم راهنمایی کنم!
یک سوال: من هم به قول شمادرکودکی صفحات را یکیک میخواندم و در خیال «رندر» میکردم وزحمتش را به تیم انیمیشن و جلوههای ویژه هالیوود نمیدادم.
درآن موقع تخیل قوی تربودیاالان؟
پاسخ : تخیلهای ما آن موقع متفاوتتر و شخصیتر بود. الان بچهها و نوجوانها به واسطه دیدن فیلم های تخیلی و گیمها ، تخیلها هماهنگ و سازماندهیشده دارند. این نظر منه.