تاریخچه پالم: طلوع و غروب پدربزرگ گوشی‌های هوشمند مدرن

آشنایی با تاریخچه پالم (Palm) برای هر گیک تکنولوژی و علاقمند به دنیای گجت‌ها، نه تنها جالب بلکه برای درک ریشه‌های رابط کاربری گوشی‌های مدرن ضروری است. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه یک بلوک چوبی ساده در جیب جف هاوکینز، به جرقه‌ای برای اختراع اولین دستیار دیجیتال شخصی (PDA) موفق جهان تبدیل شد؟ آیا واقعا پالم بود که مفهوم «اپلیکیشن» و «همگام‌سازی» (Sync) را به دنیای محاسبات شخصی آورد یا اپل با نیوتن پیش‌قدم بود؟ می‌خواهیم ببینیم چرا پالم با وجود داشتن سیستم‌عاملی انقلابی مثل webOS، نتوانست در برابر طوفان آیفون و اندروید دوام بیاورد و به یک خاطره نوستالژیک تبدیل شد؟ آیا درست است که روح پالم هنوز در رابط کاربری بسیاری از دستگاه‌های امروزی زنده است؟ با ما همراه باشید تا از دوران شکوه نمایشگرهای مونوکروم و قلم‌های استایلوس تا سقوط در دستان HP را با هم مرور کنیم.

جف هاوکینز و ایده بلوک چوبی

داستان پالم با یک شکست آغاز شد؛ جف هاوکینز (Jeff Hawkins) پس از کار روی تبلت‌های اولیه مثل Zoomer، متوجه شد که دستگاه‌های محاسباتی آن زمان بیش از حد پیچیده و بزرگ هستند. او معتقد بود یک دستیار دیجیتال باید در جیب جا شود و کار با آن به سادگی استفاده از یک تقویم جیبی باشد. برای آزمایش این تئوری، او یک بلوک چوبی به اندازه کف دست برید و ماه‌ها آن را در جیب خود حمل کرد تا ببیند در چه موقعیت‌هایی به آن نیاز دارد. او حتی با یک چوب کوچک روی این بلوک چوبی ادای یادداشت‌برداری را در می‌آورد تا ارگونومی دستگاه آینده‌اش را بسنجد. این رویکرد کاربرمحور، سنگ بنای فلسفه طراحی پالم شد که بر سادگی و کارایی فوری تمرکز داشت.

هاوکینز متوجه شد که مردم نیازی به یک کامپیوتر کامل در جیبشان ندارند، بلکه آن‌ها وسیله‌ای می‌خواهند که اطلاعاتشان را سریع همگام‌سازی کند. او شرکت پالم کامپیوتینگ (Palm Computing) را تاسیس کرد و با کمک دونا دوبینسکی، استراتژی بازاریابی دستگاهی را چید که برخلاف رقبا، ادعای جایگزینی لپ‌تاپ را نداشت. آن‌ها بر روی «قانون دو ثانیه» تمرکز کردند؛ یعنی هر کاری در دستگاه باید در کمتر از دو ثانیه انجام می‌شد. این دیدگاه گیک‌وار اما واقع‌بینانه، پالم را از پروژه‌های پرزرق‌وبرق اما ناموفق آن زمان متمایز کرد. بلوک چوبی هاوکینز در واقع پروتوتایپ ذهنی بود که به یکی از موفق‌ترین دسته‌های محصول در تاریخ تکنولوژی تبدیل شد.

پالم پایلوت ۱۰۰۰: انفجار در بازار

در سال ۱۹۹۶، پالم پایلوت ۱۰۰۰ (PalmPilot 1000) به بازار عرضه شد و بلافاصله به یک پدیده تبدیل گشت. این دستگاه با ۱۲۸ کیلوبایت حافظه، نمایشگر لمسی تک‌رنگ و قابلیت همگام‌سازی با کامپیوتر شخصی، دقیقاً همان چیزی بود که مدیران و خوره‌های تکنولوژی منتظرش بودند. ویژگی متمایز آن، دکمه HotSync بود که با یک فشار، تمام اطلاعات تقویم و مخاطبین را بین کامپیوتر و پالم جابجا می‌کرد. این اولین بار بود که مفهوم «زندگی دیجیتال متصل» به معنای واقعی کلمه پیاده‌سازی می‌شد. برخلاف نیوتن اپل که گران و بزرگ بود، پالم ارزان بود و به راحتی در جیب پیراهن جا می‌شد.

موفقیت پالم پایلوت به قدری سریع بود که شرکت‌های بزرگی مثل مایکروسافت را نگران کرد. پالم توانست در سال اول فروش خود، رکوردهایی را جابجا کند که تا آن زمان بی‌سابقه بود. توسعه‌دهندگان شخص ثالث به سرعت جذب سیستم‌عامل Palm OS شدند، زیرا نوشتن برنامه برای آن ساده بود و محدودیت‌های سخت‌افزاری خلاقیت آن‌ها را شکوفا می‌کرد. این دستگاه به نمادی از پرستیژ کاری تبدیل شد و هر کسی که می‌خواست مدرن به نظر برسد، یک پالم در دست داشت. سادگی رابط کاربری آن که بر پایه چهار اپلیکیشن اصلی (تقویم، مخاطبین، یادداشت‌ها و لیست وظایف) بود، استانداردی را تعیین کرد که تا سال‌ها دست‌نخورده ماند.

رابط کاربری گرافیتی: حل معمای دست‌خط

بزرگترین چالش دستیارهای دیجیتال در دهه ۹۰، تشخیص دست‌خط (Handwriting Recognition) بود که اکثر دستگاه‌ها در آن افتضاح بودند. پالم با معرفی سیستم «گرافیتی» (Graffiti)، این مشکل را به شکلی گیک‌وار و هوشمندانه حل کرد؛ به جای اینکه دستگاه سعی کند دست‌خط کاربر را بفهمد، کاربر یاد می‌گرفت که چگونه با الفبای ساده‌شده‌ای که پالم می‌فهمید بنویسد. این الفبا شباهت زیادی به حروف انگلیسی داشت اما هر حرف با یک حرکت قلم (Stroke) نوشته می‌شد. این رویکرد باعث شد دقت تشخیص به نزدیک ۱۰۰ درصد برسد و سرعت نوشتن به شدت بالا برود.

کاربران پالم به سرعت به گرافیتی معتاد شدند و این روش نوشتن به یک مهارت خاص در میان طرفداران تکنولوژی تبدیل شد. پالم یک ناحیه مخصوص برای نوشتن در پایین صفحه در نظر گرفته بود که سنسورهای دقیقی داشت. این تصمیم جسورانه که کاربر را مجبور به یادگیری یک روش جدید می‌کرد، در نهایت جواب داد زیرا پایداری و سرعت سیستم برای کاربران حرفه‌ای مهم‌تر از راحتی ظاهری بود. گرافیتی نه تنها یک راه حل فنی، بلکه یک بیانیه فرهنگی بود که نشان می‌داد پالم برای کسانی ساخته شده که می‌خواهند با ابزار خود تعامل عمیق داشته باشند. هنوز هم بسیاری از کاربران قدیمی پالم، حروف گرافیتی را به یاد دارند و آن را سریع‌تر از کیبوردهای مجازی امروزی می‌دانند.

فلسفه ذن پالم: سادگی و سرعت

پالم بر اساس فلسفه‌ای ساخته شده بود که بعدها به «ذن پالم» (Zen of Palm) معروف شد؛ یعنی حذف هر چیزی که ضروری نیست. در دورانی که مایکروسافت سعی می‌کرد ویندوز کامل را با تمام منوهای پیچیده به دستگاه‌های کوچک بیاورد (Pocket PC)، پالم بر سادگی تمرکز کرد. سیستم‌عامل Palm OS فاقد مالتی‌تسکینگ به معنای مدرن بود، اما این یک ویژگی محسوب می‌شد چون باعث می‌شد دستگاه هرگز هنگ نکند و باتری آن هفته‌ها دوام بیاورد. تمرکز بر روی سرعت دسترسی به اطلاعات، پالم را به ابزاری تبدیل کرده بود که به جای مانع شدن، به بهره‌وری کمک می‌کرد.

این فلسفه در طراحی سخت‌افزار نیز دیده می‌شد؛ دکمه‌های فیزیکی برای دسترسی مستقیم به اپلیکیشن‌های اصلی وجود داشت تا کاربر حتی بدون نگاه کردن به صفحه بتواند کار خود را شروع کند. پالم به جای استفاده از پردازنده‌های پرقدرت و داغ، از تراشه‌های بهینه موتورولا استفاده می‌کرد که برای کارهای متنی عالی بودند. این سادگی آگاهانه، باعث شد جامعه‌ای از کاربران وفادار شکل بگیرد که پالم را نه یک اسباب‌بازی، بلکه یک ابزار جدی کار می‌دانستند. در دنیای امروز که گوشی‌ها با اعلان‌های بی‌پایان ما را بمباران می‌کنند، بازگشت به فلسفه ذن پالم که بر تمرکز و سادگی تاکید داشت، بسیار الهام‌بخش است. پالم به ما آموخت که در تکنولوژی، همیشه «بیشتر» به معنای «بهتر» نیست.

تکامل سخت‌افزار: از سری V تا رنگی شدن

با پیشرفت تکنولوژی، پالم نیز تکامل یافت و مدل پالم V (Palm V) به عنوان یکی از زیباترین گجت‌های تاریخ معرفی شد. این مدل با بدنه آلومینیومی باریک و طراحی مینیمالیستی، پالم را از یک دستگاه پلاستیکی مهندسی به یک کالای لوکس و مد روز تبدیل کرد. پالم V هنوز هم در بسیاری از موزه‌های طراحی به عنوان شاهکار دهه ۹۰ نمایش داده می‌شود. پس از آن، پالم به سمت نمایشگرهای رنگی و قابلیت‌های چندرسانه‌ای حرکت کرد، هرچند که در ابتدا نگران بود این ویژگی‌ها سرعت و عمر باتری را فدا کنند. معرفی مدل‌هایی مثل سری m500، پشتیبانی از کارت‌های حافظه SD را اضافه کرد که پتانسیل‌های دستگاه را چند برابر کرد.

ورود رنگ به دنیای پالم، امکانات جدیدی مثل مشاهده عکس و بازی‌های باکیفیت‌تر را فراهم کرد، اما پالم همچنان بر سادگی سیستم‌عامل خود پافشاری می‌کرد. در این دوره، شرکت پالم به دو بخش سخت‌افزار و نرم‌افزار (PalmSource) تقسیم شد که گامی استراتژیک برای فروش لایسنس سیستم‌عامل به شرکت‌هایی مثل سونی بود. سونی با برند CLIÉ مدل‌های فوق‌العاده‌ای با نمایشگرهای با رزولوشن بالا و قابلیت پخش موسیقی ساخت که مرزهای PDA ها را جابجا کرد. این رقابت داخلی و خارجی، پالم را در اوج نگه داشت، اما همزمان نشانه‌هایی از عقب ماندن سیستم‌عامل قدیمی پالم در برابر نیازهای جدید بازار (مثل اینترنت بی‌سیم) ظاهر شد. پالم در این مرحله سعی داشت بین سنت سادگی و مدرنیته سخت‌افزاری تعادل ایجاد کند.

ظهور تریو: وقتی پالم تلفن شد

یکی از درخشان‌ترین دوران پالم، ادغام با شرکت Handspring و تولد سری تریو (Treo) بود که به جرات می‌توان گفت اولین گوشی‌های هوشمند واقعی بازار بودند. تریو ۱۸۰ و بعدها مدل افسانه‌ای تریو ۶۰۰، سیستم‌عامل پالم را با یک تلفن همراه و کیبورد فیزیکی QWERTY ترکیب کردند. این دستگاه‌ها به کاربران اجازه می‌دادند در حالی که ایمیل‌های خود را چک می‌کنند، تماس تلفنی بگیرند و وبگردی کنند، آن هم در سال ۲۰۰۳! تریو به سرعت به دستگاه محبوب وال‌استریت و سیاستمداران تبدیل شد و حتی سال‌ها قبل از آیفون، بازار گوشی‌های بیزنس را در قبضه داشت.

تریو ۶۵۰ با نمایشگر شفاف، باتری قابل تعویض و بلوتوث، اوج تکامل این سری بود که هنوز هم گیک‌های قدیمی از آن به نیکی یاد می‌کنند. پالم با تریو ثابت کرد که آینده متعلق به دستگاه‌های چندکاره است. با این حال، پالم در اینجا با یک پارادوکس روبرو شد؛ سیستم‌عامل Palm OS که برای دستگاه‌های ساده ساخته شده بود، حالا باید ارتباطات پیچیده شبکه و فایل‌های حجیم را مدیریت می‌کرد. پالم برای حفظ بازار خود حتی مجبور شد مدل‌هایی از تریو را با سیستم‌عامل ویندوز موبایل عرضه کند که برای طرفداران قدیمی یک شوک بزرگ بود. تریو پالم را به اوج رساند اما همزمان نیاز به یک بازنگری کلی در نرم‌افزار را بیش از پیش نمایان کرد.

جنگ سیستم‌عامل‌ها و جدایی از سخت‌افزار

در اواسط دهه ۲۰۰۰، پالم خود را در میانه‌ای از آشفتگی نرم‌افزاری یافت؛ سیستم‌عامل اصلی (Palm OS 5) دیگر پیر شده بود و توان رقابت با قابلیت‌های مدرن سیمبین یا بلک‌بری را نداشت. پروژه نسل بعدی سیستم‌عامل که بر پایه لینوکس بود (Palm OS 6 یا Cobalt)، در پیچ‌وخم‌های مدیریتی و جدایی بخش نرم‌افزار از سخت‌افزار به گل نشست و هرگز به صورت تجاری روی دستگاه‌های پالم عرضه نشد. این خلاء نرم‌افزاری باعث شد که پالم جذابیت خود را برای توسعه‌دهندگان از دست بدهد و اپلیکیشن‌های جدید به سمت پلتفرم‌های رقیب بروند. در این دوران، پالم بیشتر بر روی بهبود سخت‌افزار تریو تمرکز کرده بود اما موتور محرک آن یعنی نرم‌افزار، دیگر رمقی نداشت.

اشتباه استراتژیک پالم در دست‌کم گرفتن قدرت اینترنت و مالتی‌تسکینگ، فضا را برای ورود بازیگران جدید باز کرد. مایکروسافت با ویندوز موبایل و بلک‌بری با سیستم ایمیل‌های فوری خود، سهم بازار پالم را کوچک و کوچک‌تر کردند. پالم که روزی پیشرو بود، حالا به یک دنباله‌رو تبدیل شده بود که سعی می‌کرد با تخفیف‌های قیمتی و مدل‌های ارزان‌قیمت مثل Palm Centro بقای خود را تضمین کند. Centro موفق شد نسل جوان را جذب کند اما پالم می‌دانست که بدون یک سیستم‌عامل کاملاً جدید، آینده‌ای نخواهد داشت. این دوران «برزخ پالم» بود، جایی که آن‌ها تمام دارایی‌های خود را فروختند تا روی یک شانس نهایی قمار کنند: پروژه‌ای که قرار بود پالم را دوباره به پادشاه دنیای موبایل تبدیل کند.

webOS: شاهکاری که دیر متولد شد

در سال ۲۰۰۹، پالم با معرفی سیستم‌عامل webOS و گوشی Palm Pre در نمایشگاه CES، جهان را شگفت‌زده کرد. webOS که توسط تیمی به رهبری جان روبینشتاین (از مدیران سابق اپل) ساخته شده بود، سال‌ها از زمان خود جلوتر بود. مفاهیمی مثل «کارت‌ها» (Cards) برای مدیریت مالتی‌تسکینگ، جسچرهای حرکتی برای ناوبری و سیستم اعلان‌های غیرمزاحم، چیزهایی بودند که اندروید و iOS سال‌ها بعد از آن‌ها کپی‌برداری کردند. پالم Pre با طراحی بیضی‌شکل و کیبورد کشویی، قرار بود رقیب مستقیم آیفون باشد و گیک‌ها دوباره عاشق پالم شدند. این سیستم‌عامل بر پایه وب ساخته شده بود و توسعه برنامه برای آن بسیار ساده بود.

اما پالم پری با مشکلات سخت‌افزاری مثل کیفیت پایین بدنه و نمایشگر کوچک روبرو بود. همچنین، انحصار فروش آن در اپراتور اسپرینت در آمریکا، دسترسی بسیاری از کاربران را به آن محدود کرد. با وجود تحسین منتقدان، پالم دیگر آن شرکت ثروتمند سابق نبود که بتواند بازاریابی عظیمی در برابر اپل و سامسونگ انجام دهد. اکوسیستم اپلیکیشن‌های webOS نیز در مقایسه با اپ‌استور اپل بسیار فقیر بود. پالم با webOS نشان داد که هنوز هم نوآورترین شرکت دنیاست، اما زمان‌بندی نامناسب و منابع مالی محدود، اجازه نداد این شاهکار نرم‌افزاری به موفقیتی که لیاقتش را داشت برسد. webOS آخرین درخشش پالم قبل از تاریکی بود که به همگان یادآوری کرد روح نوآوری هنوز در این شرکت زنده است.

خرید توسط HP و پایان غم‌انگیز

در سال ۲۰۱۰، شرکت HP با پرداخت ۱.۲ میلیارد دلار پالم را خرید تا از webOS در تمام دستگاه‌های خود، از پرینتر گرفته تا تبلت، استفاده کند. امیدها دوباره زنده شد؛ فکر می‌کردیم با قدرت مالی HP، پالم دوباره اوج می‌گیرد. اما مدیریت فاجعه‌بار HP و تغییرات پیاپی مدیرعامل، این پروژه را به نابودی کشاند. عرضه تبلت TouchPad و گوشی‌های Pre 3 با استقبال سردی روبرو شد، زیرا HP نتوانسته بود اکوسیستم نرم‌افزاری را تقویت کند. تنها چند هفته پس از عرضه تبلت تاچ‌پد، مدیرعامل HP در اقدامی عجیب، پایان تولید تمام سخت‌افزارهای webOS را اعلام کرد و پالم را برای همیشه به تاریخ سپرد.

این پایان برای طرفداران پالم بسیار تلخ بود؛ شرکتی که محاسبات جیبی را اختراع کرده بود، حالا توسط بروکراسی یک غول سخت‌افزاری بلعیده و هضم شده بود. HP بعدها webOS را به صورت متن‌باز منتشر کرد و در نهایت آن را به ال‌جی فروخت که امروزه در تلویزیون‌های هوشمند این شرکت استفاده می‌شود. برند پالم نیز بعدها به شرکت‌های چینی فروخته شد که دستگاه‌های کوچکی با این نام تولید کردند، اما آن‌ها هیچ شباهتی به روح واقعی پالم نداشتند. سقوط پالم درسی بزرگ برای سیلیکون‌ولی بود؛ اینکه حتی بهترین تکنولوژی‌ها بدون مدیریت صحیح، زمان‌بندی درست و اکوسیستم قدرتمند، محکوم به شکست هستند. پالم قربانی سرعتی شد که خودش روزی به دنیای تکنولوژی بخشیده بود.

میراث پالم در دنیای امروز

اگرچه امروز دیگر پالم در جیب‌های ما نیست، اما میراث آن در هر بار که با گوشی خود کار می‌کنیم، زنده است. سیستم مالتی‌تسکینگ کارتی در آیفون و اندروید، مستقیماً از webOS الهام گرفته شده است. مفهوم همگام‌سازی ابری که امروز بدیهی می‌دانیم، تکامل‌یافته همان دکمه HotSync پالم است. پالم به ما یاد داد که دستگاه‌های دیجیتال باید در خدمت انسان باشند، نه برعکس. بسیاری از مهندسان و طراحان پالم بعدها به شرکت‌های بزرگ دیگر رفتند و تفکر پالم را در محصولات موفقی مثل Nest، اندروید و iOS تزریق کردند. پالم اولین شرکتی بود که فهمید موبایل قرار است مرکز دنیای ما باشد.

برای گیک‌ها، پالم فراتر از یک وسیله، یک فرهنگ بود؛ فرهنگ بهینه‌سازی، میان‌برهای کیبورد و اپلیکیشن‌هایی که با عشق نوشته می‌شدند. هنوز هم جوامع کوچکی از کاربران هستند که پالم‌های قدیمی خود را روشن نگه می‌دارند و از سادگی و کارایی آن لذت می‌برند. تاریخچه پالم داستانی از نبوغ، لجاجت و در نهایت شکست در برابر تکامل بی‌رحمانه بازار است. اما هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که بدون جف هاوکینز و بلوک چوبی‌اش، گوشی‌های هوشمند امروزی شاید به این شکلی که می‌شناسیم نبودند. پالم شاید مرده باشد، اما DNA آن در هر گوشه از دنیای دیجیتال ما می‌تپد. پالم قهرمان گمنامی است که راه را برای انقلاب دیجیتال قرن بیست و یکم هموار کرد.

جمع‌بندی نهایی

تاریخچه پالم، روایتگر سفر پرفراز و نشیب شرکتی است که از یک ایده ساده برای سازماندهی اطلاعات، به معمار دنیای موبایل تبدیل شد. پالم با درک صحیح از نیاز کاربر به سادگی و سرعت، استانداردهایی را در طراحی رابط کاربری و تعامل انسان با ماشین وضع کرد که هنوز هم پس از سه دهه معتبر هستند. اگرچه اشتباهات مدیریتی و عقب‌ماندگی در اکوسیستم نرم‌افزاری منجر به حذف فیزیکی این برند شد، اما نوآوری‌های آن‌ها در webOS و سری تریو، نقشه راهی برای غول‌های امروزی فراهم کرد. پالم به ما آموخت که تکنولوژی باید جادویی اما بی‌صدا باشد. یادگیری از شکست پالم به اندازه مطالعه موفقیت‌هایش برای هر استراتژیست دنیای دیجیتال ضروری است، زیرا پالم مظهر روح واقعی نوآوری در سیلیکون‌ولی بود.

Smart FAQ

۱. آیا هنوز هم می‌توان از دستگاه‌های پالم قدیمی استفاده کرد؟
بله، دستگاه‌های پالم به دلیل سادگی سیستم‌عامل هنوز هم برای کارهای آفلاین مثل یادداشت‌برداری و تقویم بسیار عالی عمل می‌کنند. البته همگام‌سازی آن‌ها با ویندوزهای مدرن نیاز به درایورهای دست‌ساز و کمی مهارت فنی دارد. بسیاری از گیک‌ها از آن‌ها به عنوان دستگاه‌های بدون حواس‌پرتی (Distraction-free) برای نوشتن متون طولانی استفاده می‌کنند. باتری‌های آن‌ها نیز در صورت خراب شدن، در اکثر مدل‌ها با کمی لحیم‌کاری قابل تعویض هستند.
۲. تفاوت اصلی بین Palm OS و ویندوز موبایل در آن زمان چه بود؟
پالم بر سادگی و سرعت تمرکز داشت در حالی که ویندوز موبایل سعی می‌کرد تجربه کامل دسکتاپ را به جیب بیاورد. پالم برای اجرا نیاز به سخت‌افزار بسیار ضعیف‌تری داشت و رابط کاربری آن با قلم (Stylus) بسیار سازگارتر بود. ویندوز موبایل قابلیت‌های مالتی‌تسکینگ و شبکه قوی‌تری داشت اما به شدت کند و مستعد هنگ کردن بود. در نهایت هر دو سیستم‌عامل در برابر موج رابط‌های کاربری لمسی خازنی شکست خوردند.
۳. سیستم گرافیتی پالم چگونه کار می‌کرد و چرا حذف شد؟
گرافیتی یک سیستم الفبای تک‌حرکتی بود که دقت تشخیص دست‌خط را به شدت بالا می‌برد. پالم به دلیل شکایت شرکت Xerox بابت کپی‌برداری از یک پتنت قدیمی، مجبور شد نسخه دوم گرافیتی را معرفی کند که کمی سخت‌تر بود. با ظهور کیبوردهای فیزیکی در مدل‌های تریو و بعدها کیبوردهای مجازی روی صفحه‌های بزرگ، نیاز به نوشتن با استایلوس کمرنگ شد. امروزه این تکنولوژی جای خود را به تایپ لغزشی (Swipe) و تشخیص گفتار داده است.
۴. چرا پالم از سیستم‌عامل اختصاصی خودش روی تریو به سمت ویندوز موبایل رفت؟
این یک تصمیم استراتژیک برای جذب مشتریان شرکتی (Enterprise) بود که به زیرساخت‌های ایمیل مایکروسافت وابسته بودند. پالم متوجه شده بود که Palm OS 5 نمی‌تواند به خوبی با سرورهای Exchange تعامل داشته باشد و توسعه نسخه جدید هم به تعویق افتاده بود. عرضه Treo 700w با ویندوز موبایل، پالم را به بازار جدیدی برد اما باعث رنجش طرفداران قدیمی شد. این حرکت نشان‌دهنده استیصال پالم در برابر قدرت گرفتن رقبای نرم‌افزاری بود.
۵. سرنوشت نهایی سیستم‌عامل انقلابی webOS چه شد؟
پس از شکست HP، بخش نرم‌افزار webOS به شرکت ال‌جی (LG) فروخته شد تا در تلویزیون‌های هوشمند استفاده شود. ال‌جی با موفقیت این رابط کاربری را برای کنترل از راه دور جادویی خود بهینه کرد و امروزه یکی از بهترین پلتفرم‌های تلویزیون است. بخش کوچکی از طرفداران هنوز نسخه متن‌باز آن را با نام LuneOS برای موبایل‌های قدیمی توسعه می‌دهند. مفاهیم طراحی آن نیز به صورت غیرمستقیم در اندروید و iOS به حیات خود ادامه می‌دهند.
۶. گوشی Palm کوچکی که در سال ۲۰۱۸ معرفی شد چه بود؟
این گوشی توسط یک استارتاپ در سانفرانسیسکو که برند پالم را از TCL خریده بود، به عنوان یک دستگاه ثانویه برای «دیجیتال دیتوکس» معرفی شد. این گوشی بسیار کوچک بود و اندروید را اجرا می‌کرد، اما از نظر فنی هیچ ارتباطی با مهندسان قدیمی پالم نداشت. با وجود طراحی زیبا، به دلیل عمر باتری بسیار ضعیف و عدم کارایی به عنوان یک گوشی مستقل، شکست خورد. این تلاش صرفاً استفاده از نام نوستالژیک پالم برای فروش یک گجت فانتزی بود.
۷. آیا پالم اولین تبلت تاریخ را ساخته بود؟
پالم با معرفی دستگاهی به نام Foleo در سال ۲۰۰۷، قصد داشت مفهومی بین موبایل و لپ‌تاپ را ایجاد کند که شبیه تبلت‌های کیبورددار امروزی بود. فولیئو یک نمایشگر ۱۰ اینچی و کیبورد کامل داشت اما سیستم‌عامل آن لینوکس بود و با گوشی پالم همگام می‌شد. این پروژه تنها چند ماه قبل از عرضه آیفون توسط جف هاوکینز لغو شد، زیرا او معتقد بود بازار هنوز آماده نیست. بسیاری فولیئو را پیش‌روی نت‌بوک‌ها و تبلت‌های مدرن می‌دانند که قربانی زمان‌بندی اشتباه شد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

1 دیدگاه

  1. آقای دکتر من قبلا هم گفته بودم که در زمینه اینترنت یک کاربرحرفه ای نیستم تا بخواهم اظهار نظری بکنم ولی در مورد فوق از نظرمن سن یک عدد و نماد است و ممکن است این حضرت آقا سن واقعی اش بهش نیاد و….. و آیا نگفتن سن واقعی ایشان در حوزه کارشان با اختلاف 5 سال بالا یا پائین تر اخلالی بوجود می آورد؟(جدای از اینکه افراد باید همیشه پایبند حقیقت باشند )حتی شاید در حوزه کار و حرفه ایشان حد و مرز سنی وجود دارد که ایشان مجبور به این حرکت غیر اخلاقی شده اند؟در ضمن در این دنیا شلوغ حالا 5 سال هم طرف به خودش تخفیف داده.سخت نگیریم.

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]