بازی پل نیومن در نقش ادی فِلسون در فیلم The Hustler (1961) | قمارباز، سرکش، شکستخورده، مغرور، حرفهای
شناخت سینمای کلاسیک و درک تکامل شخصیتهای ضدقهرمان بدون بررسی دقیق نقشآفرینی پل نیومن (Paul Newman) در فیلم بیلیاردباز (The Hustler) عملاً غیرممکن است. این اثر که در سال ۱۹۶۱ به کارگردانی رابرت راسن (Robert Rossen) ساخته شد، فراتر از یک درام ورزشی ساده، به لایههای عمیق روانشناختی انسانی میپردازد که میان غرور، تخصص و میل به خودویرانگری دستوپا میزند. در این نوشته قصد داریم بررسی کنیم که چگونه ادی فلسون (Fast Eddie Felson) به نمادی از شکستخوردگان مغرور تبدیل شد و چرا بازی نیومن در این نقش، نقطه عطفی در تاریخ بازیگری متد محسوب میشود. آیا ادی واقعاً یک بازنده بود یا سیستم قمار او را به این سمت هل داد؟ چرا پس از گذشت دههها، هنوز هم تقابل او با مینهسوتا فتس (Minnesota Fats) به عنوان یکی از تنشزاترین سکانسهای تاریخ سینما تدریس میشود؟ در ادامه با نگاهی گیکوار و دقیق، به کالبدشکافی این شاهکار سیاه و سفید خواهیم پرداخت.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
- ۲. خلاصه داستان: سفر در دنیای دودآلود بیلیارد
- ۳. زوایای فنی: جادوی قابهای سیاه و سفید
- ۴. ریشههای تاریخی و فرهنگی سالنهای بیلیارد
- ۵. تحلیل روانشناختی ادی فلسون: غرور یا مهارت؟
- ۶. بازتاب در رسانهها و تاثیر بر ژانر ورزشی
- ۷. اسرار پشتپرده و تمرینات سخت پل نیومن
- ۸. سوءبرداشتها از مفهوم شکست در فیلم
- ۹. ارتباط با فلسفه اگزیستانسیالیسم
- ۱۰. مطالب فان و حواشی جذاب تولید
- ۱۱. مقایسه با دنباله فیلم: رنگ پول
- ۱۲. بررسی تطبیقی با جامعهشناسی دهه ۶۰ میلادی
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
فیلم بیلیاردباز (The Hustler) محصول سال ۱۹۶۱ میلادی، یکی از درخشانترین آثار درام و سیاه-سفید تاریخ سینماست که توسط رابرت راسن کارگردانی شده است. راسن که خود تجربههای تلخی از دوران مککارتیسم و لیست سیاه هالیوود داشت، این فیلم را با نگاهی بدبینانه و در عین حال واقعگرایانه ساخت. پل نیومن در نقش اصلی یعنی ادی فلسون ظاهر شد؛ نقشی که او را به اوج شهرت رساند و نامزدی اسکار را برایش به ارمغان آورد. در کنار او، جکی گلیسون (Jackie Gleason) در نقش مینهسوتا فتس بازی خیرهکنندهای ارائه داد که به یکی از ماندگارترین رقبای تاریخ سینما تبدیل شد. پایپر لوری (Piper Laurie) نقش سارا پاکارد، معشوقه رنجدیده ادی را بازی کرد و جورج سی. اسکات (George C. Scott) در نقش برت گوردون، مدیر قمارباز بیرحم، تصویری هولناک از قدرت و فساد را به نمایش گذاشت. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشته والتر نویس (Walter Tevis) ساخته شد و توانست استانداردهای جدیدی برای فیلمهای اقتباسی تعریف کند. طراحی صحنه و فیلمبرداری اثر توسط یوجین شفتیان (Eugen Schüfftan) انجام شد که برای آن برنده جایزه اسکار شد. او توانست با استفاده از کنتراستهای شدید نوری، فضای خفقانآور و دودآلود سالنهای بیلیارد نیویورک را به بهترین شکل ممکن بازسازی کند. موسیقی متن ملایم اما پرتعلیق فیلم نیز به القای حس انزوا و تلاش برای پیروزی کمک شایانی کرد. در آن دوران، حضور پل نیومن با آن چشمان آبی و چهره فتوژنیک در نقشی که تا این حد تلخ و گزنده بود، یک ریسک بزرگ محسوب میشد که در نهایت به نفع او و تاریخ سینما تمام شد.
۲. خلاصه داستان: سفر در دنیای دودآلود بیلیارد
داستان فیلم حول محور شخصیت ادی فلسون میچرخد؛ یک بازیکن جوان، بااستعداد اما فوقالعاده مغرور بیلیارد که به همراه شریکش چارلی در جادهها سفر میکند و با فریب دادن بازیکنان محلی (Hustling)، پول در میآورد. هدف بزرگ ادی اما چیزی فراتر از پول خرد است؛ او میخواهد بهترینِ بهترینها، یعنی مینهسوتا فتس را شکست دهد. فیلم با ورود آنها به سالن بیلیارد معروف «ایمز» در نیویورک آغاز میشود. ماراتن بیلیارد میان ادی و فتس ۳۶ ساعت به طول میانجامد. در حالی که ادی در ابتدا پیش میافتد، اما به دلیل غرور کاذب، مصرف بیش از حد الکل و نداشتن «شخصیت» (Character) – واژهای که برت گوردون مدام بر آن تاکید دارد – در نهایت تمام داراییاش را به فتس میبازد. این شکست سنگین، ادی را به قعر ناامیدی میکشاند. او در یک ایستگاه اتوبوس با سارا، زنی الکلی و لنگ که او نیز روحیهای شکسته دارد، آشنا میشود. رابطه آنها در ابتدا بر اساس تنهایی شکل میگیرد. برت گوردون، قمارباز حرفهای و بیرحم، به ادی پیشنهاد میدهد که در ازای سهم زیادی از بردها، مدیر او شود. ادی ابتدا مخالفت میکند اما پس از اینکه دستانش توسط قماربازان خشمگین شکسته میشود، چارهای جز همکاری با برت نمیبیند. سفر آنها به لوئیزویل برای یک مسابقه بزرگ، منجر به فاجعهای انسانی میشود. سارا که شاهد سقوط اخلاقی ادی و تسلیم شدنش به برت است، خودکشی میکند. این شوک بزرگ باعث میشود ادی در نهایت به درک جدیدی از پیروزی و شکست برسد. او بار دیگر با مینهسوتا فتس روبرو میشود، اما این بار نه برای غرور، بلکه برای اثبات چیزی به خودش. او فتس را شکست میدهد اما به بهایی سنگین؛ او برت را از زندگیاش اخراج میکند و برای همیشه از سالنهای بزرگ بیلیارد منع میشود.
۳. زوایای فنی: جادوی قابهای سیاه و سفید
بیلیاردباز از نظر فنی یک شاهکار در استفاده از فرمت سینمااسکوپ (CinemaScope) برای فضاهای داخلی و بسته است. یوجین شفتیان، مدیر فیلمبرداری، با مهارتی مثالزدنی توانست از عرض زیاد پرده برای نشان دادن تنهایی کاراکترها در میان میزهای بیلیارد استفاده کند. در اکثر فیلمهای آن زمان، سینمااسکوپ برای مناظر وسیع و کوهها استفاده میشد، اما رابرت راسن اصرار داشت که خفقان سالنهای زیرزمینی را در این ابعاد نشان دهد. استفاده از نورپردازی «لو-کی» (Low-key) باعث شده تا سایهها در فیلم هویت پیدا کنند. هر ضربهای که به توپها زده میشود، با صدایی ضبط شده و طنینانداز همراه است که تنش را در سکوت سالن دوچندان میکند. تدوین فیلم نیز در سکانسهای مسابقه بسیار دقیق است؛ کاتها دقیقاً با ریتم ضربه زدن به توپها هماهنگ شدهاند و به جای تمرکز صرف بر توپ، روی چهره و عرقِ پیشانی بازیگران تمرکز میکنند تا فشار روانی را به مخاطب منتقل کنند. پل نیومن در این فیلم از تکنیکهای متد اکتینگ استفاده کرد و ساعتها وقت خود را در سالنهای واقعی بیلیارد گذراند تا حرکات دستش کاملاً حرفهای به نظر برسد. جالب است بدانید که تقریباً تمام ضربات سخت بیلیارد در فیلم توسط خود بازیگران انجام شده است، مگر در موارد بسیار نادر که از بدلکار حرفهای استفاده شد. دوربین در این فیلم صرفاً یک ناظر نیست، بلکه مثل یک بازیکن مخفی، دور میز میچرخد و زوایایی را نشان میدهد که انگار توپ بیلیارد دارد به ما نگاه میکند. این رویکرد فنی باعث شد که فیلم فراتر از یک اثر مستندگونه به نظر برسد و به یک درام روانشناختی بصری تبدیل شود که هر نمای آن، بازتابی از وضعیت درونی ادی فلسون است.
۴. ریشههای تاریخی و فرهنگی سالنهای بیلیارد
در دهه ۱۹۶۰ میلادی، سالنهای بیلیارد در آمریکا به عنوان مکانهایی برای افراد طرد شده، قماربازان و کسانی که از جریان اصلی جامعه فراری بودند، شناخته میشد. رابرت راسن در این فیلم به خوبی توانسته زیرلایه فرهنگی این محیطها را به تصویر بکشد. بیلیارد در آن زمان نه به عنوان یک ورزش اصیل، بلکه به عنوان ابزاری برای «تیغ زدن» (Hustling) شناخته میشد. این فیلم تصویری واقعی از نیویورک آن دوران ارائه میدهد؛ جایی که در پسِ زرق و برق منهتن، زیرزمینهایی وجود داشت که در آن سرنوشت آدمها با حرکت یک گوی تغییر میکرد. ریشههای فرهنگی فیلم به دوران رکود بزرگ و پس از جنگ جهانی دوم برمیگردد، جایی که مفهوم «مردانگی» با میزان پول و قدرت در بازیهای مهارتی گره خورده بود. ادی فلسون نماینده نسلی است که میخواهد بدون پیروی از قوانین سنتی، به اوج برسد. او یک «یاغی» است که به جای تفنگ، چوب بیلیارد در دست دارد. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه این سالنها به عنوان یک «خردهفرهنگ» عمل میکردند که زبان، قوانین و کدهای اخلاقی خاص خود را داشتند. مثلاً احترام به «مینهسوتا فتس» نه به خاطر ثروتش، بلکه به خاطر پرستیژ و وقاری بود که حتی در هنگام شکست هم حفظ میکرد. این تقابل میان وقار کلاسیک و سرکشی مدرن، یکی از درونمایههای اصلی تاریخی فیلم است. بیلیاردباز باعث شد که نگاه جامعه به این بازی تغییر کند و نوعی رمانتیسیسم تلخ پیرامون آن شکل بگیرد که بعدها در فیلمهای دیگر و حتی در ادبیات داستانی هم تکرار شد.
۵. تحلیل روانشناختی ادی فلسون: غرور یا مهارت؟
شخصیت ادی فلسون یکی از پیچیدهترین مطالعات موردی در زمینه روانشناسی شخصیت در سینماست. او از یک «نارسیسیسم» (Narcissism) یا خودشیفتگی مفرط رنج میبرد که هم منبع قدرت اوست و هم عامل اصلی سقوطش. ادی به شدت بااستعداد است، اما تفاوت بزرگ او با رقیبش، فتس، در «تابآوری ذهنی» است. او برای پیروزی بازی نمیکند، بلکه برای نابود کردن طرف مقابل و اثبات برتری مطلق خود وارد میدان میشود. در روانشناسی ورزشی، ادی را میتوان نمونه بارز کسی دانست که «ترس از موفقیت» دارد؛ او هرگاه به پیروزی مطلق نزدیک میشود، با رفتارهای تخریبگرانه مثل مست کردن، پیروزی را از خود میگیرد. برت گوردون به درستی تشخیص میدهد که ادی «کاراکتر» ندارد. منظور برت از کاراکتر، همان ثبات شخصیتی و توانایی پذیرش باخت برای رسیدن به پیروزی نهایی است. رابطه ادی با سارا نیز بازتابی از درونیات اوست؛ او سارا را دوست دارد چون سارا هم مثل او یک «بازنده» است. اما تراژدی زمانی رخ میدهد که ادی متوجه میشود برای رسیدن به قله، باید انسانیت خود و سارا را قربانی کند. تحول نهایی ادی در پایان فیلم، یک تحول اخلاقی است. او نه با شکست دادن فتس، بلکه با ایستادن در برابر برت و پذیرش مسئولیت مرگ سارا، به بلوغ میرسد. این گذار از یک «پسر بااستعداد» به یک «مرد با شخصیت»، هسته مرکزی درام فیلم است. پل نیومن با بازی سرد و در عین حال پرحرارت خود، این تضاد درونی را به شکلی خیرهکننده به نمایش گذاشته است؛ چشمانی که برق پیروزی دارند اما در اعماقشان، پوچی و تنهایی موج میزند.
۶. بازتاب در رسانهها و تاثیر بر ژانر ورزشی
فیلم بیلیاردباز در زمان اکران با استقبال فوقالعاده منتقدان روبرو شد و بلافاصله به یک کلاسیک مدرن تبدیل گشت. مجله نیویورک تایمز آن را «تلاشی جسورانه برای نشان دادن حقیقت در میان میزهای بیلیارد» نامید. این فیلم تعریف جدیدی از ژانر ورزشی ارائه داد؛ پیش از آن، فیلمهای ورزشی عمدتاً داستانهایی قهرمانانه درباره پیروزی در لحظات آخر بودند. اما بیلیاردباز نشان داد که ورزش میتواند بستری برای یک «تراژدی مدرن» باشد. تاثیر این فیلم بر سینما به قدری زیاد بود که سالها بعد، مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) دنبالهای بر آن با نام رنگ پول (The Color of Money) ساخت. حتی در فرهنگ عامه، نام «ادی فست» به لقبی برای افراد بااستعداد اما عجول تبدیل شد. این اثر باعث شد که بیلیارد از یک سرگرمی جنبی به یک موضوع جدی برای تحلیلهای جامعهشناختی تبدیل شود. بسیاری از کارگردانان بزرگ از جمله استیون اسپیلبرگ و کوئنتین تارانتینو، از بیلیاردباز به عنوان یکی از منابع الهام خود در شخصیتپردازی ضدقهرمانها یاد کردهاند. بازی نیومن در این فیلم، الگویی شد برای بازیگرانی که میخواستند ترکیبی از جذابیت ظاهری و درونیات آشفته را بازی کنند. همچنین، این فیلم به دلیل نمایش صریح الکلیسم و ناتوانیهای جسمی و روحی، مرزهای سانسور در هالیوود آن زمان را جابهجا کرد و راه را برای موج نوی سینمای آمریکا در دهه ۷۰ باز کرد.
۷. اسرار پشتپرده و تمرینات سخت پل نیومن
یکی از حقایق جالب درباره تولید این فیلم، تعهد بینظیر پل نیومن به یادگیری بازی بیلیارد است. او که پیش از فیلم تجربهای در این زمینه نداشت، یک میز بیلیارد در خانه خود نصب کرد و ماهها زیر نظر ویلی موسکونی (Willie Mosconi)، قهرمان افسانهای بیلیارد جهان، آموزش دید. موسکونی حتی در فیلم نقش یک داور را بازی میکند. گفته میشود نیومن به قدری در این بازی ماهر شده بود که میتوانست در واقعیت هم بسیاری از قماربازان را شکست دهد. جکی گلیسون که نقش مینهسوتا فتس را بازی میکرد، خودش در زندگی واقعی یک بیلیاردباز حرفهای بود و تمام ضرباتش در فیلم کاملاً واقعی است. در واقع، رقابت بین نیومن و گلیسون در پشت صحنه هم وجود داشت و آنها بر سر مبالغی با هم شرطبندی میکردند. یکی دیگر از اسرار فیلم، انتخاب پایپر لوری است؛ او بعد از سالها دوری از سینما به این فیلم بازگشت و به قدری در نقش سارا غرق شده بود که در صحنههایی که باید مست میبود، واقعاً احساس ضعف و بیماری میکرد. رابرت راسن، کارگردان فیلم، برای ایجاد حس واقعی خفقان، اجازه نمیداد استودیو سیستم تهویه مطبوع را روشن کند تا عرق روی پیشانی بازیگران واقعی باشد و بوی دود سیگار در فضا بماند. این جزئینگریها باعث شد که اتمسفر فیلم به شدت سنگین و باورپذیر از کار دربیاید. همچنین، لباسهای نیومن در فیلم به دقت انتخاب شده بودند تا با گذشت داستان، کهنهتر و چروکیدهتر به نظر برسند که نشاندهنده زوال تدریجی شخصیت ادی بود.
۸. سوءبرداشتها از مفهوم شکست در فیلم
بسیاری از بینندگان در نگاه اول تصور میکنند که بیلیاردباز داستانی درباره یک بازیکن است که میبازد و دوباره پیروز میشود. اما این یک سادهانگاری بزرگ است. مفهوم اصلی فیلم، تفاوت بین «برنده بودن» و «پیروز شدن» است. ادی در ابتدای فیلم در مسابقه بیلیارد میبازد، اما شکست واقعی او در از دست دادن روحش و ساراست. برعکس، در انتهای فیلم او در مسابقه پیروز میشود، اما این پیروزی طعم تلخ شکست دارد چون او دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که برت گوردون شخصیت پلید مطلق داستان است. اما در واقعیت، برت آینهای است که حقیقتِ دنیای قمار را به ادی نشان میدهد؛ دنیایی که در آن احساسات جایی ندارند. خطای علمی یا منطقی که گاهی به فیلم میگیرند، نوع بازی بیلیارد و قوانین آن در برخی سکانسهاست، اما باید دانست که در آن دوران، قوانین بازی در سالنهای مختلف متفاوت بود. همچنین برخی منتقدان معتقدند رابطه ادی و سارا بیش از حد ملودراماتیک است، اما با نگاهی دقیقتر به روانشناسی دوران پس از جنگ، میبینیم که این دو کاراکتر نمادی از «نسل سوخته» هستند که به دنبال معنا در میان بطریهای مشروب و توپهای بیلیارد میگردند. فیلم به ما میگوید که بزرگترین قمار، نه روی میز، بلکه در زندگی واقعی و در انتخابهای اخلاقی ما رخ میدهد.
۹. ارتباط با فلسفه اگزیستانسیالیسم
بیلیاردباز را میتوان یک اثر کاملاً اگزیستانسیالیستی دانست. ادی فلسون در دنیایی زندگی میکند که هیچ معنای پیشفرضی ندارد؛ او باید معنای زندگی خود را از طریق ضربات چوب بیلیارد و انتخابهای سخت خلق کند. جمله معروف برت گوردون که میگوید: «هر کسی استعداد داره، اما شخصیت چیزیه که مهمه»، کاملاً با ایدههای سارتر و کامو همخوانی دارد. شخصیت در اینجا به معنای قدرت اراده برای انتخاب مسیر، حتی در مواجهه با نیستی و شکست است. ادی در ابتدا یک موجود «در خود» است که فقط به غریزه و استعدادش متکی است، اما در پایان به موجودی «برای خود» تبدیل میشود که مسئولیت اعمالش را میپذیرد. مرگ سارا، لحظه «تهوع» اگزیستانسیال ادی است؛ جایی که او پوچی دنیای قمار و برت گوردون را با تمام وجود حس میکند. او متوجه میشود که پیروزی بر مینهسوتا فتس در حالی که سارا زیر خاک است، هیچ ارزشی ندارد. این آگاهی، همان چیزی است که به او قدرت میدهد تا در نهایت برت را تحقیر کند و از سیستم خارج شود. فیلم نشان میدهد که آزادی واقعی نه در بردن پول، بلکه در قدرت نه گفتن به سیستمی است که میخواهد از استعداد شما برای تغذیه خودش استفاده کند. ادی با خروج از سالن ایمز در پایان فیلم، در واقع به یک آزادی دردناک اما اصیل دست مییابد.
۱۰. مطالب فان و حواشی جذاب تولید
در کنار تم سنگین فیلم، حواشی جالبی هم در پشت صحنه وجود داشت. مثلاً گفته میشود که پل نیومن به قدری به هاتداگ علاقه داشت که در زمان استراحت بین فیلمبرداری، رکورد خوردن هاتداگ در پشت صحنه را جابهجا میکرد! همچنین، بازیگر نقش مینهسوتا فتس، جکی گلیسون، یک کمدین بسیار معروف تلویزیونی بود و حضور او در یک نقش جدی و دراماتیک، باعث تعجب بسیاری شده بود. اما او به قدری خوب درخشید که همه را شوکه کرد. یک نکته فنی جالب دیگر این است که برای صدای برخورد توپها، مهندسان صدا ساعتها در سالنهای واقعی ضبط کردند تا صدای «کلیک» مخصوص توپهای قدیمی عاج را بازسازی کنند. پل نیومن در ابتدا قرار نبود این نقش را بازی کند و فرانک سیناترا (Frank Sinatra) کاندیدای اصلی بود، اما به دلیل تداخل برنامهها، نقش به نیومن رسید؛ اتفاقی که شاید مسیر حرفهای او را به کلی تغییر داد. همچنین، سگی که در خانه سارا دیده میشود، متعلق به خود پایپر لوری بود که چون نمیتوانست آن را در خانه تنها بگذارد، کارگردان اجازه داد در فیلم حضور داشته باشد. این فیلم باعث شد که فروش میزهای بیلیارد در آمریکا پس از اکران، حدود ۴۰ درصد افزایش یابد و باشگاههای بیلیارد که در حال ورشکستگی بودند، دوباره رونق بگیرند. جالب است که نام «مینهسوتا فتس» الهامبخش یک بازیکن واقعی بیلیارد به نام رودولف واندرون شد که نام مستعار خود را به مینهسوتا فتس تغییر داد تا از شهرت فیلم استفاده کند، در حالی که نویسنده رمان گفته بود این شخصیت کاملاً خیالی است!
۱۱. مقایسه با دنباله فیلم: رنگ پول
بیست و پنج سال بعد، مارتین اسکورسیزی دنبالهای بر این فیلم ساخت که در آن ادی فلسون پیر (باز هم با بازی پل نیومن) نقش مربی یک جوان بااستعداد به نام وینسنت (با بازی تام کروز) را بر عهده میگیرد. مقایسه این دو فیلم، سیر تحول سینما و شخصیت ادی را به خوبی نشان میدهد. در بیلیاردباز، ما با یک درام سیاه و سفید، کند و عمیق روبرو هستیم که روی «روح» تمرکز دارد. در رنگ پول، فیلم رنگی است، ریتم تندی دارد و بیشتر روی «تکنیک» و «بیزنس» متکی است. ادی در فیلم دوم، دیگر آن جوان سرکش نیست؛ او به یک برت گوردونِ ملایم تبدیل شده است که میداند چگونه از استعداد دیگران پول در بیاورد. اما جادوی سینما در اینجاست که در انتهای رنگ پول، ادی دوباره هوس بازی میکند و جملهی معروف «من برگشتم» را میگوید. پل نیومن برای بازی در رنگ پول سرانجام اسکار گرفت، اما بسیاری از منتقدان معتقدند بازی او در بیلیاردبازِ سال ۱۹۶۱ بسیار عمیقتر و لایهبردارتر بود. فیلم اول درباره «ریزش» است و فیلم دوم درباره «خیزش مجدد». تماشای هر دو فیلم پشت سر هم، تصویری کامل از یک شخصیت داستانی ارائه میدهد که کمتر در تاریخ سینما تکرار شده است. در حالی که فیلم اول یک شاهکار هنری مستقل است، فیلم دوم یک مطالعه جذاب در مورد پیر شدن و بازگشت به ریشههاست.
۱۲. بررسی تطبیقی با جامعهشناسی دهه ۶۰ میلادی
فیلم بیلیاردباز در دورانی اکران شد که آمریکا در آستانه تغییرات بزرگ اجتماعی بود. دهه ۶۰، دهه فروریختن ارزشهای سنتی و ظهور فردگرایی جدید بود. ادی فلسون نمادی از این فردگرایی افسارگسیخته است که نمیخواهد در چارچوبهای کارمندی و زندگی روتین دهه ۵۰ بگنجد. او به جای دنبال کردن «رویای آمریکایی» از طریق راههای معمول، میخواهد از طریق مهارت فردیاش در یک بازی زیرزمینی به قله برسد. فیلم به خوبی شکاف طبقاتی را نشان میدهد؛ تقابل میان ادی که در ایستگاههای اتوبوس میخوابد و مینهسوتا فتس که لباسهای گرانقیمت میپوشد و در محافل اشرافی بازی میکند. همچنین، شخصیت سارا به عنوان یک زن مستقل اما آسیبدیده، بازتابی از وضعیت زنان در آن دوره است که سعی داشتند از نقشهای کلیشهای خانهدار فاصله بگیرند اما با دیوارهای بلند سنت و اعتیاد برخورد میکردند. بیلیاردباز نشاندهنده یک «پاد فرهنگ» (Counterculture) است که در آن قهرمان داستان لزوماً آدم خوبی نیست، اما آدم «واقعی» است. این واقعگرایی تلخ، پاسخی بود به فیلمهای پرزرق و برق دهه ۵۰. در نهایت، فیلم به ما میگوید که در جامعهای که همه چیز بر اساس پول و برد-باخت تعریف میشود، تنها راه حفظ کرامت انسانی، گاهی در «کنارهگیری» و نه گفتن به قواعد بازی است؛ پیامی که در سال ۱۹۶۱ بسیار رادیکال و پیشرو بود.
جمعبندی نهایی
نقشآفرینی پل نیومن در «بیلیاردباز» فراتر از یک بازیگری ساده، خلق یک کهنالگو در سینما بود. او ادی فلسون را به گونهای جان بخشید که مرز میان بازیگری و واقعیت از بین رفت. این فیلم با بررسی دقیق مفاهیمی چون غرور، شکست، شخصیت و رستگاری، به آینهای تمامنما از روح آشفته انسان مدرن تبدیل شد. ادی به ما آموخت که مهارت بدون اخلاق و ثبات روانی، تنها راهی به سوی نابودی است. بیلیاردباز داستانی است که در آن، توپهای بیلیارد بهانهای هستند برای روایت کردن برخورد سخت رویاها با واقعیتهای زمخت زندگی. در نهایت، این اثر یادآوری میکند که پیروزی واقعی نه در غلبه بر دیگران، بلکه در غلبه بر خودشیفتگیهای درونی است.








چقدر جالب، من از یک پزشک 8 بار دیدن کرده بودم!
سلام دکتر مجیدی
خیلی جالب بود
ممنون
خیلی خیلی ممنون از وبسایت بسیار خوب و مفیدتون.و ممنون از تقسیم دانسته ها ومهربونیتون با ما.بازم ممنون
******
آقای امیر شاید درست نصب نشده.چون من چند روز پیش safari رو بد نصب کرده بودم دائم هنگ می کرد.و دلیلش هم کمبود فضایی بود که وجود داشت.وقتی درایو جادارتری سیوش کردم مشکل حل شد.
در مورد فایر فاکس 3 بتا 3 خدارو شکر تا حالا که برای اضافه کردن هیچ افزونه ای اذیت نکرده و کاملا راضیم.و لی فایر3 بتا 2 خیلی مخالفت می کرد.یکبار دیگه امتحان کنین پشیمون نمی شین.
******
آقای مجیدی اگه ممکنه براتون می شه در مورد safari هم بنویسین؟
من هنوز امکاناتشو بررسی نکردم و مسلما افزونه های فایر رو نداره اما هم سرعتش خیلی خوبه و هم فونتش مثل ویستا می مونه و نوشته ها خیلی قشنگ می شه.کلا همه چی قشنگتر می شه
ممنون از مطالب مفیدتون…
خیلی باحال بود.مثل همیشه مفید بود
———-
http://www.SorenPhoto.com
اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان
سلام.
یک سوال.
من فایرفاکس 3 رو نصب کردم. اما ورژن سازگار با این فایرفاکس بعضی از افزونه های قدیمی رو پیدا نمی کنم. مثلا افزونه IE View که کمک میکرد تا صفحات ناسازگار با فایرفاکس رو با IE باز کنیم ورژنی مناسب فایرفاکس3 نداره.
یا افزونه ی tab mix plus که اصلن هرچه در بخش افزونههای فایرفاکس دنبالش میگردم پیداش نمیکن.
اگر ممکنه منو راهنمایی کنید.
برای دانلود فلشها و فایلهای ویدیویی از سایتهایی مثل یوتیوب ،گوگل ویدیو و …
https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/3006
برای نصب فایرفاکس 3 نیازی به Uninstall کردن ورژن 2 نیست. مثل بقیه ی برنامه ها که برای Upgrade کافیه ورژن جدید نصب بشه.
آره چیز جالبیه…فط خوبیش اینه که مث داشبورد وردپرس معتادکننده نیست که دم به دقیقه بری سر بزنی!!
من پیشنهاد کوچ نمیدم.
من کوچ کردم نادم و پشیمون و سرافکنده برگشتم به 2
3 هنوز خیلی باگ داره .و بعد از مدتی هنگ میکنه . و سرویس ارور میده
تشکر دوست عزیز !
پیشنهاد جالبی بود
فایرفاکس باید یه سری تسهیلات برای کاربران ایرانی که از این مرورگر پر قدرت استفاده میکنن در نظر بگیره
هر چی نباشه توی جهان با این سرعت پایین و امکانات ناچیز رتبه هشتم رو در بین ده کشور برتر کسب کردیم
—-
یا علی مدد
آیا افزونه ای می شناسید که بتواند فلش های سایت ها را ذخیره کند؟
من هنوز نسخهی کامل فایرفاکس رو داونلود نکردم، ولی توی همین نسخهی آزمایشی هم این امکان وجود داره…
باز هم متشکرم!
Kheily mamnon
جالب بود.چون فایرفاکس 3 تازه اومده این نکته ها خیلی مفیده
مرسی! حواسم به این ویژگی نبود اصلاً !
آرش جان هیچ اتفاقی نمیوفته. فقط کافیه فایرفاکس 2 رو uninstall کنی و 3 رو نصب کنی.خودش پروفایل رو میشناسه و روی 3 اجراش میکنه.
موفق باشید
خیلی عالی بود.
خیلی جالب بود مرسی واقعا . مال من همش یا بلاترین یا بی بی سی فارسی (:
در مورد بوک مارک هم بگم به دوست عزیز که به راحتی export کنین در ف ف ۲ و بعد در ۳ import کنین . همون export هم خودش یه فایل بک آپ هستش . من خیلی از بوک مارکهای قدیمی رو در فایل دارم.
علیرضا جان
آنقدر این روزها مطلب جدید و جالب در رابطه با ف.ف 3 مینویسی که حیف است دوستان از آن بیاطلاع بمانند. در بلاگ نیوز لینک شد.
خودم نیز در فایر فاکس با اشکالی روبرو میشوم. با سپاس نیاز به راهنماییات دارم.
بنر Banner وبلاگم، که در اکسپلورر راحت دیده میشود در فایر فاکس گم و گور میشود، پیداش نیست! ظاهر نمی شود!!!
مرسی
بازهم استفاده کردیم….
یک سوال داشتم
من می خوام از ف ف 2 به 3 نقل مکان کنم بوکمارک هام چه اتفاقی براشون میافته؟
خواهش می کنم کسی می دونه بگه چون من از ترس این که همش بپره هنوز نقل مکان نکردم!
پاسخ: اتفاقی نمیافته، با این حال می تونید یک پشتیبان برای اطمینان از بوکمارکهایتان بگیرید.
یه راه ساده تر هم هست
در آدرس بار روی آیکن سایت کلیک کنید و سپس More information رو بزنید :-)
پاسخ: خیلی ممنون، این نکته را اضافه کردم.