بازی داستین هافمن در نقش راتسو ریزو در فیلم Midnight Cowboy (1969) | طردشده، لنگان، دردمند، واقعگرایانه، تلخ
آشنایی با یکی از واقعگرایانهترین و درخشانترین بازیهای تاریخ سینما، یعنی ایفای نقش راتسو ریزو (Ratso Rizzo) توسط داستین هافمن (Dustin Hoffman)، برای هر علاقهمند به هنر هفتم ضروری است. این مقاله به ما کمک میکند تا بفهمیم چگونه یک ستاره نوظهور توانست کلیشههای هالیوودی را بشکند و تصویری تلخ، طردشده و لنگان از حاشیهنشینان نیویورک ارائه دهد. آیا بازی هافمن در این فیلم صرفاً یک نقشآفرینی متد اکتینگ معمولی بود؟ چرا شخصیت راتسو ریزو پس از گذشت دههها همچنان به عنوان نمادی از درد و بقا شناخته میشود؟ در این نوشته قصد داریم زوایای پنهان این بازی شگفتانگیز را تحلیل کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
- ۲. داستان فیلم گاوچران نیمهشب
- ۳. زوایای فنی و تکنیکهای بازیگری
- ۴. حواشی و ماجراهای فان پشتصحنه
- ۵. ریشههای تاریخی و فرهنگی دهه شصت
- ۶. بازتاب فیلم در رسانهها و نقدها
- ۷. اسرار پشتپرده و زندگی خصوصی هافمن
- ۸. سوءبرداشتها درباره شخصیت راتسو
- ۹. تحلیل جامعهشناختی و روانشناختی نقش
- ۱۰. سناریوها و صحنههای کلیدی بازی هافمن
- ۱۱. مقایسه راتسو با سایر کاراکترهای مشابه
- ۱۲. تاثیرگذاری ماندگار نقش بر سینمای امروز
۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل
فیلم سینمایی گاوچران نیمهشب (Midnight Cowboy) محصول سال ۱۹۶۹ میلادی ایالات متحده آمریکا است. کارگردانی این اثر درخشان را جان شلزینجر (John Schlesinger) فیلمساز برجسته بریتانیایی بر عهده داشت که توانست با نگاهی بیرحمانه و مستندگونه، تاریکترین زوایای شهر نیویورک را به تصویر بکشد. فیلمنامه این اثر توسط والدو سالت (Waldo Salt) بر اساس رمانی به همین نام نوشته جیمز لئو هرلیهی به نگارش درآمد. بازیگران اصلی این فیلم داستین هافمن در نقش انریکو سالواتوره ریزو معروف به راتسو و جان ویت (Jon Voight) در نقش جو باک هستند. این فیلم به عنوان یکی از مهمترین آثار موج نوی سینمای آمریکا شناخته میشود و تنها فیلم با درجهبندی سنی بزرگسال (X-rated) است که موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم شده است.
داستین هافمن که پیش از این فیلم با بازی در فارغالتحصیل به شهرت رسیده بود، در این فیلم تغییر چهرهای ۱۸۰ درجهای داد تا نقش یک مهاجر معلول، بیمار و طردشده خیابانی را بازی کند. او با گریمی سنگین، دندانهای خراب، موهای چرب و لباسی کهنه ظاهر شد تا تماشاگران فراموش کنند که او همان جوان شیکپوش طبقه متوسط فیلم قبلی است. جان ویت نیز در نقش یک جوان سادهدل تگزاسی که با توهم ثروتمند شدن از طریق خودفروشی به نیویورک آمده، زوج هنری بینظیری را با هافمن تشکیل داد. موسیقی متن ماندگار فیلم با قطعه معروف همه حرف میزنند اثری از هری نیلسون به فضاسازی سرد و ناامیدکننده فیلم کمک شایانی کرد.
۲. داستان فیلم گاوچران نیمهشب
داستان فیلم درباره جو باک، جوان سادهلوح و خوشتیپی است که شغل ظرفشویی خود در تگزاس را رها میکند تا به نیویورک برود. او تصور میکند با لباس گاوچرانی و اندام مناسب خود میتواند دل زنان ثروتمند نیویورکی را برباید و پولدار شود. اما واقعیت نیویورک بسیار بیرحمتر از تصورات جو است. او در خیابانهای سرد و شلوغ سرگردان میشود و هیچکس به او توجهی نمیکند. در همین حین با راتسو ریزو آشنا میشود؛ کلاهبرداری خردهپاست که لنگلنگان راه میرود و از بیماری سل رنج میبرد. راتسو ابتدا سر جو کلاه میگذارد، اما به مرور زمان و به دلیل تنهایی مفرط و نیاز متقابل، این دو نفر رابطه دوستی عمیق و عجیبی را آغاز میکنند.
جو که دیگر هیچ پولی ندارد، به آپارتمان مخروبه و بدون سیستم گرمایشی راتسو نقل مکان میکند. راتسو که رویای مهاجرت به فلوریدا و زندگی در هوای گرم آنجا را در سر میپروراند، مدیریت برنامههای جو را بر عهده میگیرد. رابطه این دو از یک همکاری سودجویانه به یک پیوند انسانی عمیق تبدیل میشود. با وخیمتر شدن وضعیت جسمانی راتسو، جو دست به کارهای خطرناک و خشونتآمیز میزند تا پول سفر به فلوریدا را تهیه کند. در نهایت آنها سوار بر اتوبوسی به سمت فلوریدا حرکت میکنند، اما درست قبل از رسیدن به مقصد رویایی، راتسو در سکوتی تلخ روی صندلی اتوبوس جان میسپارد و جو را در دنیایی از تنهایی رها میکند.
۳. زوایای فنی و تکنیکهای بازیگری
بازی داستین هافمن در نقش راتسو ریزو یک کلاس درس کامل در زمینه متد اکتینگ (Method Acting) است. هافمن برای درک بهتر زندگی خیابانی، هفتهها با لباسهای کهنه در محلههای فقیرنشین نیویورک قدم زد. او برای طراحی راه رفتن لنگان راتسو، سنگریزههایی را درون کفش خود قرار داد تا درد ناشی از راه رفتن واقعی را حس کند و این لنگیدن تصنعی به نظر نرسد. او همچنین صدای خود را تغییر داد و از لهجه خاص محلههای فقیرنشین نیویورک با لحنی گرفته و خشن استفاده کرد که ناشی از بیماری ریوی کاراکتر بود. او با این کار توانست اتمسفر واقعگرایانهای به نقش ببخشد.
از نظر فنی، هافمن در این نقش از فیزیک بدنی خود به بهترین شکل استفاده کرد. شانه های خمیده، سر متمایل به جلو و نگاههای هراسان او، تصویر فردی را نشان میدهد که مدام در حال فرار از ضربات جامعه است. او در سکانسهای مشترک با جان ویت قدبلند، عمداً خود را کوچکتر و ضعیفتر نشان میدهد تا تضاد بصری میان رویاپردازیهای جو و واقعیتهای تلخ راتسو بیشتر نمایان شود. این دقت در جزئیات رفتاری، از جمله نحوه سیگار کشیدن یا سرفههای دردناک، بازی او را به یکی از واقعیترین تصاویر از فقر در سینما تبدیل کرد.
۴. حواشی و ماجراهای فان پشتصحنه
یکی از معروفترین و نمادینترین دیالوگهای تاریخ سینما در این فیلم کاملاً ارتجالی و بداهه خلق شد. در صحنهای که جو و راتسو در حال عبور از خیابانهای شلوغ نیویورک هستند، یک تاکسی واقعی بدون هماهنگی وارد کادر میشود و نزدیک است به آنها برخورد کند. داستین هافمن بدون اینکه از نقش خارج شود، با عصبانیت روی کاپوت ماشین میکوبد و فریاد میزند: «من دارم اینجا راه میرم! من دارم اینجا راه میرم!» (I’m walking here!). این واکنش طبیعی و هوشمندانه هافمن نه تنها سکانس را خراب نکرد، بلکه به یکی از محبوبترین لحظات فیلم تبدیل شد که نشاندهنده تسلط کامل او بر کاراکتر بود.
یک ماجرای جالب دیگر مربوط به تست بازیگری هافمن است. تهیهکنندگان فیلم ابتدا مطمئن نبودند که ستاره شیکپوش فیلم فارغالتحصیل بتواند نقش یک ولگرد کثیف را بازی کند. هافمن برای متقاعد کردن آنها، از کارگردان خواست تا او را در یکی از گوشههای خیابانهای نیویورک ملاقات کند. هافمن با لباسهای مندرس و گریمی کثیف در محل حاضر شد و شروع به تکدیگری کرد. کارگردان که از کنار او عبور کرد، اصلاً هافمن را نشناخت و حتی به او پول داد. هافمن پس از این ماجرا بلافاصله نقش را از آن خود کرد و ثابت کرد که میتواند در قالب هر شخصیتی فرو برود.
۵. ریشههای تاریخی و فرهنگی دهه شصت
فیلم گاوچران نیمهشب در اواخر دهه ۱۹۶۰ ساخته شد؛ دورانی که جامعه آمریکا با بحرانهای عمیق اجتماعی، جنگ ویتنام و فروپاشی رویاهای نسل جوان مواجه بود. این فیلم آینه تمامنمای ناامیدی این دوران است. تصویری که فیلم از نیویورک ارائه میدهد، فرسنگها با کارتپستالهای توریستی فاصله دارد. این شهر، مکانی کثیف، خشن و بیرحم است که در آن ارزشهای انسانی قربانی پول و بقا شدهاند. شخصیت راتسو نمادی از کسانی است که در ساختار سرمایهداری آمریکا نادیده گرفته شده و در فقر مطلق رها شدهاند.
این اثر نقطه عطفی در تاریخ سینمای آمریکا بود زیرا سانسورهای شدید سیستم کد تولید هالیوود (Hays Code) تازه ملغی شده بود و فیلمسازان اجازه داشتند به موضوعات تابیویی مانند همجنسگرایی، تنفروشی و اعتیاد بپردازند. گاوچران نیمهشب اولین فیلمی بود که بدون سانسور این واقعیتهای گزنده شهری را نشان داد. راتسو ریزو با بازی هافمن، نماینده طبقه فرودستی است که هیچ سهمی از رویای آمریکایی ندارند و تنها تلاششان زنده ماندن تا روز بعدی در سرمای استخوانسوز زمستان نیویورک است.
۶. بازتاب فیلم در رسانهها و نقدها
پس از اکران فیلم در سال ۱۹۶۹، منتقدان به شدت تحت تاثیر بازی داستین هافمن قرار گرفتند. روزنامههای معتبری چون نیویورک تایمز بازی او را یک شاهکار در خلق شخصیت نامیدند. بسیاری معتقد بودند که هافمن با این بازی مسیر حرفهای خود را تغییر داد و نشان داد که به هیچ وجه به نقشهای کلیشهای محدود نمیشود. این فیلم در مراسم اسکار سال ۱۹۷۰ کاندیدای چندین جایزه شد و جوایز اصلی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دریافت کرد. داستین هافمن و جان ویت هر دو نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شدند، هرچند که در نهایت جایزه به جان وین رسید.
رسانهها در آن زمان نوشتند که هافمن توانسته است زشتی و کثیفی راتسو را به چیزی بسیار انسانی و حتی دوستداشتنی تبدیل کند. او شخصیتی را خلق کرد که تماشاگر با وجود دزدیها و رفتارهای ناپسندش، با او همدلی میکند و در پایان برای سرنوشت تلخ او اشک میریزد. این بازخوردها نشان داد که مخاطبان سینما آماده پذیرش قهرمانانی متفاوت و واقعبینانهتر هستند که با استانداردهای سنتی هالیوود همخوانی نداشتند و این آغازگر عصر طلایی سینمای مستقل آمریکا بود.
۷. اسرار پشتپرده و زندگی خصوصی هافمن
داستین هافمن در زمان ساخت این فیلم، زندگی شخصی پرفشاری را تجربه میکرد. او تازه طعم شهرت را چشیده بود اما همچنان با بحرانهای هویتی دستوپنجه نرم میکرد. او احساس میکرد که هالیوود میخواهد او را در نقش جوانان سادهدل طبقه متوسط حبس کند. بازی در نقش راتسو برای او یک چالش شخصی بود تا به خودش و دنیا ثابت کند که یک بازیگر واقعی تئاتر و سینماست. او در پشتصحنه بسیار گوشهگیر شده بود و کمتر با دیگران معاشرت میکرد تا بتواند حس انزوا و طردشدگی راتسو را در تمام طول فیلمبرداری حفظ کند.
همکاری او با جان ویت نیز خالی از تنش نبود. ویت که بازیگری پرانرژی و متعهد بود، گاهی با روشهای وسواسگونه هافمن به مشکل برمیخورد. با این حال، هر دو بازیگر متوجه شدند که این تضاد شخصیتی به نفع فیلم است. هافمن بعدها در مصاحبهای اعتراف کرد که نقش راتسو ریزو یکی از سختترین و در عین حال راضیکنندهترین نقشهای کارنامه کاری او بوده است، زیرا او مجبور بود تمام زشتیها و دردهای درونی خود را در این کاراکتر تخلیه کند و هیچ هراسی از دیده شدن زشتیهایش بر پرده نقرهای نداشته باشد.
۸. سوءبرداشتها درباره شخصیت راتسو
یکی از بزرگترین سوءبرداشتها درباره کاراکتر راتسو ریزو این است که او را فردی کاملاً خبیث و شیاد میدانند که قصد استثمار جو باک را دارد. در نگاه اول، او یک کلاهبردار است که پولهای جو را میدزدد، اما با پیشرفت داستان مشخص میشود که رفتارهای او صرفاً مکانیسمهای دفاعی برای زنده ماندن در جنگل نیویورک است. او در واقع قلبی مهربان دارد و وقتی متوجه درماندگی جو میشود، خانه محقرش را با او شریک میشود. او نه یک هیولا، بلکه قربانی سیستمی است که افراد ضعیف را زیر چرخدندههای خود له میکند.
سوءبرداشت دیگر مربوط به بیماری راتسو است. در زمان اکران فیلم، برخی تماشاگران تصور میکردند لنگیدن او ناشی از تنبلی یا اعتیاد است، در حالی که او از معلولیت مادرزادی پای چپ و بیماری پیشرفته سل رنج میبرد. هافمن با بازی ظریف خود نشان میدهد که چگونه راتسو تلاش میکند ضعفهای جسمانی خود را پشت رفتارهای تهاجمی و پر سر و صدا پنهان کند. او با غرور کاذب خود میخواهد ثابت کند که هنوز نمرده است و حق دارد در این شهر نفس بکشد.
۹. تحلیل جامعهشناختی و روانشناختی نقش
از منظر روانشناختی، رابطه میان راتسو و جو یک رابطه هموابستگی (Codependency) عمیق است. هر دو کاراکتر از تنهایی شدید رنج میبرند و به دنبال تکیهگاهی در دنیای بیرحم بیرون هستند. جو به راهنماییهای راتسو برای شناخت شهر نیاز دارد و راتسو به قدرت بدنی و سادگی جو تکیه میکند تا رویای رفتن به فلوریدا را محقق سازد. راتسو نقش مغز متفکر و جو نقش بازوی اجرایی این رابطه دونفره را بازی میکند. مرگ راتسو در پایان فیلم، فروپاشی این ساختار حمایتی و مواجهه نهایی جو با واقعیت خشن زندگی بدون هیچ واسطهای است.
از دیدگاه جامعهشناختی، فیلم گاوچران نیمهشب نقدی تند به رویای آمریکایی (American Dream) است. راتسو ریزو نماد کسانی است که هرگز فرصت ورود به این رویا را پیدا نکردهاند. او در یک ساختمان مخروبه که قرار است به زودی تخریب شود زندگی میکند، گویی خود او نیز بخشی از زبالههای شهری است که باید پاکسازی شوند. بازی هافمن به این شخصیت هویت مدنی میدهد و به مخاطب یادآوری میکند که پشت هر ولگرد خیابانی، انسانی با آرزوها، ترسها و داستانهای ناگفته وجود دارد که سزاوار دیده شدن است.
۱۰. سناریوها و صحنههای کلیدی بازی هافمن
یکی از درخشانترین سکانسهای بازی هافمن، صحنهای است که او در آپارتمان سرد خود نشسته و به شدت تب دارد. او که احساس میکند مرگش نزدیک است، شروع به هذیانگویی درباره فلوریدا میکند. در این صحنه، چشمان بیپناه و لرزش دستان هافمن، درماندگی مطلق کاراکتر را به تصویر میکشد. او دیگر آن شیاد مغرور خیابانی نیست، بلکه کودکی ترسیده است که آرزوی اندکی گرما و آرامش را دارد. انتقال حسی هافمن در این سکانس چنان قوی است که تماشاگر سرمای اتاق را با تمام وجود حس میکند.
سکانس پایانی درون اتوبوس نیز اوج هنرنمایی خاموش هافمن است. او در حالی که لباسهای نویی که جو برایش خریده را به تن دارد، به آرامی روی شانه جو میافتد. هافمن بدون هیچ حرکت اضافی یا اغراق در بازی، مرگ راتسو را به نمایش میگذارد. بیحرکت شدن ناگهانی چهره او و چشمان نیمهبازش که خیره به هیچ جا ماندهاند، یکی از تاثیرگذارترین تصاویر مرگ در تاریخ سینما را رقم میزند. سکوت او در این صحنه گویاتر از هر دیالوگی، پایان تلخ یک زندگی حاشیهای را اعلام میکند.
۱۱. مقایسه راتسو با سایر کاراکترهای مشابه
شخصیت راتسو ریزو را میتوان با کاراکترهای حاشیهنشین دیگری در تاریخ سینما مقایسه کرد؛ مانند نقش چارلی چاپلین در ولگرد یا رابرت د نیرو در راننده تاکسی. با این حال، راتسو تفاوت عمدهای با آنها دارد. ولگرد چاپلین لحنی شاعرانه و کمدی دارد و تراویس بیکل در راننده تاکسی به سمت خشونت مسلحانه حرکت میکند. اما راتسو ریزو کاملاً منفعل و واقعبینانه طراحی شده است. او قدرت تغییر سرنوشت خود را ندارد و تنها میخواهد در سایهها زندگی کند. بازی هافمن فاقد هرگونه قهرمانپروری یا رمانتیسیسم رایج است.
در مقایسه با بازی همزمان جان ویت، بازی هافمن برونگرایانهتر و پر از جزئیات فیزیکی است. در حالی که ویت از سکوت و نگاههای سادهلوحانه استفاده میکند، هافمن با زبان بدن فعال و پر سر و صدا فضا را پر میکند. این تقابل هوشمندانه باعث میشود که هر دو بازیگر بدون اینکه بازی یکدیگر را تحتالشعاع قرار دهند، مکملهای فوقالعادهای برای هم باشند و یکی از بهترین زوجهای تاریخ سینما را خلق کنند که الهامبخش بسیاری از فیلمهای جادهای بعدی شد.
۱۲. تاثیرگذاری ماندگار نقش بر سینمای امروز
نقشآفرینی داستین هافمن در نقش راتسو ریزو استانداردهای جدیدی را برای بازیگری در هالیوود تعریف کرد. تا پیش از این فیلم، بازیگران اصلی معمولاً چهرههایی جذاب و بینقص داشتند که نقش قهرمانان شکستناپذیر را بازی میکردند. موفقیت هافمن راه را برای ورود نسل جدیدی از بازیگران توانمند اما با چهرههای معمولی مانند آل پاچینو، رابرت د نیرو و جاستین هافمن هموار کرد. سینمای دهه هفتاد آمریکا بدون شک مدیون جرئتی است که هافمن در انتخاب و اجرای نقش راتسو ریزو از خود نشان داد.
امروز نیز پس از گذشت بیش از پنج دهه، شخصیت راتسو ریزو به عنوان یک مرجع فرهنگی برای نمایش فقر و طردشدگی در رسانهها مورد استفاده قرار میگیرد. کارگردانان معاصر برای تصویرسازی واقعگرایانه از زندگی حاشیهای شهری همچنان به فیلم گاوچران نیمهشب و بازی هافمن رجوع میکنند. بازی لنگان و تلخ او در نقش راتسو نشان داد که سینما میتواند تاریکترین زوایای روح و جامعه بشری را بدون تعارف و با صداقتی بیرحمانه به تصویر بکشد و همچنان به عنوان یک شاهکار هنری مورد ستایش قرار گیرد.
جمعبندی نهایی
بازی داستین هافمن در نقش راتسو ریزو در فیلم گاوچران نیمهشب، فراتر از یک نقشآفرینی ساده، بیانیهای انسانی در ستایش بقا و رفاقت در تاریکترین روزهای نیویورک است. هافمن با ترکیب بینظیری از بازی فیزیکی دردمند، لحن تلخ و نگاههای واقعگرایانه، شخصیتی طردشده را خلق کرد که استانداردهای بازیگری متد را در هالیوود تغییر داد. این نقش نشان داد که زیبایی سینما در نمایش حقایق عریان و حتی زشت زندگی است؛ جایی که دوستی میان دو انسان بیپناه میتواند گرمابخش سردترین زمستانها باشد و تا ابد در حافظه جمعی سینمادوستان جهان حک شود.









سلام…میشه لینک دانلود فصل 4 به بعد رو بذارید؟ خیلی گشتم ولی متاسفانه نتونستم لینک درست و سالم رو پیدا کنم……اگه ممکنه بذارید ممنون میشم…
سلام. دوستان عزیز اگه میتونید تحلیل دکتر عباسی در مورد سریال lost گوش بدید تا این همه مبهوت سریال های غربی نشید.اونها دلشان برای ما نمیسوزد .
فصل ششم لاست کی کلش با زیر نویس تو بازار میاد
سلام از دوستانی که سریال لاست را قابل نمی دانند لطف کنند به سریال های جذاب ایرانی تماشا کنند
سلام
در کل سریال سرگرم کننده ای است.
کمی هم آموزنده
سلام
از نظر من تا اینجای سریال خیلی عالی بوده مخصوصا داستان فیلم
من نمیگم سریال اشکال نداشته اما چون خودم گهگاه یه چیزهایی مینویسم میدونم که نوشتن یه داستان با یه شخصیت اصلی خیلی راحتتر از نوشتن یه داستان با شخصیتهای متعدد هستش که حالا ملیت ، فرهنگ و افکار و سلایقشون هم کاملا متفاوته.
به هر حال الان نمیشه کامل نظر داد چون هنوز که تموم نشده شاید اگه الان کاری گنگ هستش در آینده معلوم بشه
همیشه شاد پیروز وموفق باشید
وااااااااااااااااااااااااااااااااای من عاشق این سریال هستم ………..از اینکه جان لاک مرده….ناراحتم…من این شخصیت فیلم رو دوست داشتم
با سلام
برای کسانی که با لاست زندگی می کنند
مجموعه ای کامل از پشت صحنه ها ، قسمت های حذف شده و تمامی چیزهایی که در پشت دوربین لاست
اتفاق افتاده است همگی در 2 دی.وی.دی جمع آوری شده است
http://parsizabanan.com/shop/archives/media/film/lost-backstages/
موفق باشید
با سلام
من همه این سریال را دیدم ، وقتی شروع شد اندکی اغراق آمیز ولی بهر حال قابل قبول بود ( من عضو امداد کوهستان هستم و حوادث واقعی زیادی دیده ام ، البته از یک سریال انتظار واقعکرایی بیش از این نمیرود !! ) در ادامه رفتارها کمی معقولانه تر می شود ، ولی انگار فیلمنامه نویس می خواهد همه پیام های روز دنیا را در یک سریال بگنجاند ، از هر فرهنگی نمایده ای !!! برای اینکه تماشاچی از هر جایی که باشد آن را بپسندد در داستان قهرمان خاصی نیست !!! معجزه های پزشکی و باور های شخصی زود جایگزین ( معجزه ) میشوند !!! یک ابر سیاه نماینده خرافات و یا … می شود !!! یک کشتی که بیشتر شبیه کشتی حضرت نوح است وارد جریان میشود ولی چه حظی دارد ، نمیدانم !!
در تصاویر بازگشت به گذشته همه افراد دارای پیشینه پر از اشتباهی هستند ( حتی جک !! ) و این باعث میشود یک همزادپنداری ( و بیشتر همنوع پنداری !! ) تداعی شود !! این همان گفتگوی تمدنها به روش اشتراک در اشتباهها و یا بحث تسامح و تساهل است !!!!! و بعد از بروز چندین جنگ در سطح بین الملل که بعد از نظریه گفتگوی تمدنها و دهکده کوچک جهانی پیش آمد شاید تسامح و اشتراک در اشتباهها بهترین تریبون برای جمع شدن باشد !!!!! در اواسط سریال بقدری این داستان وسیع و باز شده بود که تصور کردم برای ختم به خیر شدن حداقل 100 قسمت دیگر نیاز است !! ولی بهترین راه برای ختم سریع آن تراژدیک کردن با پایانی سریع و دردناک ( مانند انفجار جزیره !! ) و یا کمدیک کردن آن ( همان رسیدن چترباز که فقط بلد بود چگونه با تلفن کار کند و دیگر هیچ !! و یا ظاهر شدن پنه لوپه در صفحه تلویزیون !! انگار که تماس ماهواره ای چیزی مثل زدن آیفون یک خانه باشد !!!! ) کاش میتوانستند این سریال را خوب جمع بکنند و آنگاه واقعا با همه کاستی هایش یک سریال به یاد ماندنی می شد !!!
دلم برای کک مکی تنگ میشود ، نقشی که داشت و شخصیتی که برایش تعیین کرده بودند را بخوبی بازی کرد ، در مورد بقیه کمی اغراق دیده می شد !!!!!!!
یعنی فصل 4 سریال رو با فلاش فوروارد ضایع کردن رفت. شاید هم من از فلاش فوروارد بدم میاد…
غیر از اون قسمتهایی که توی جزیره اتفاق افتاد بقیه اش هیچ جذابیتی نداشت
کلی نوشتم و لینکای کامل و داتا بانک سریال لاست و سریالای دیگه رو با زیر نویس فارسی اینجا گذاشتم، اما بخاطر سیستم مزخرف کامنت وبلاگ همش پرید.
گود لاک دکتر جک
من قسمتهای 11-12 از فصل چهار و ندارم چطوری می تونم تهیه کنم
آخره سریاله . ولی خیلی زیاده نمی شه دانلود کرد . 23 تا دی وی دی حاج رضا .
رضا جان چرا بلد نیستی تعریف کنی به نظرت این همه آدم توی دنیا که از این سریال استقبال کردن هیچکدوم نمی فهمن نه؟
من هم تمومش کردم و بالاخره این پست رو خوندم :دی
لطفا لینک دانلود سریال lost رو واسم بفرستید
salam.khahesh mikonam age kasi fasle 4 lost ro dare be man mail bezane .
سلام
ممنون…از زحماتت.
در مورد preason Break هم مطلب بذارید..
راستی زیر نویس Season3 سریال preason Break رو نمیشه پیدا کرد؟!
من نتونستنم :(
سلام
ممنون…از زحماتت.
در مورد preason Break هم مطلب بذارید..
راستی زیر نویس Season3 سریال preason Break رو نمیشه پیدا کرد؟!
من نتونستنم :(
سریال prison break هم مثل lost قشنگه من قسمت اولشو دیدم . آقای داکتر درباره اونهم بنویسی بد نیست .
حیف! دلم برای جان خیلی تنگ می شه
من هر کاری کردم نتونستم با این سریال کنار بیام بس که سر و ته نداشت!
واقعا میخوان فصل 5 هم بسازن براش؟؟
اخطار برای خواندن بود نه اسکرول دان کردن که :(
دکتر تو وبلاگ شما و خیلی از وبلاگهای دیگه خیلی در مورد سریال لاست خودنم، خوشحال میشم اگه لینک کامل دانلود سریال لاست( تمام اپیزودها و تمام قسمت ها) رو دسترسی دارید به منم معرفی کنید که تو تابستون ببینمشون. ممنون.
من هنوز 13 و 14 رو ندیدم. ولی چیزی که از لاست فهمیدم اینه که هر اتفاقی ممکنه بیافته و غیرممکنی نیست!
سلام آقای مجیدی عزیز
روز جهانی محیط زیست – پنجم ژوئن – نزدیک است. خواهش من از شما این است که به موج سبز بپیوندید و در وبلاگتان این موضوع را به خوانندگان گرامی تان یادآوری فرمایید.
سپاسگزارم.
از نظر من سریال Lostسریالی کاملا برازنده مدیوم تلویزیون است با کارگردانی هایی بسیار ضعیف و تصویر برداری و نورپردازی های فوق العاده معمولی و عادی دیگر سریال های آمریکایی. به عنوان کوچک ترین مثال رجوعتان می دهم به قسمت ۱۰ یا ۱۱ ا( اگر اشتباه نکنم) سری ۴. آنجا که جولیت و زن گودوین در حال صحبت هستند و جک ناگهان می آید. نحوه قرار گیری به صورتی است که زن روانپزشک میان جک و جولیت قرار گرفته است. در دو نمای بسیار ابلهانه نگاه به چپ جک و نگاه به راست جولیت قرار است ما قبول کنیم که یک انسان کاملا معمولی( بر خلاف تصور سری ۱ و ۲)از میان این دو نفر غیب می شود. سریال پر است از این ضعف ها و سهل انگاری های کارگردانی.
lost سریال پر مخاطبی است اما کاملا مناسب مدیوم تلویزیون. با فیلم نامه ای بسیاز جذاب و پر کشش که اعتقاد دارم تمام قوت این سریال از آن می آید. اما نباید فراموش کنیم که فیلم نامه خط داستانی بسیار خوبی دارد ولی اگر بخواهیم وارد خرده داستان ها و دلایل و چراها بگردیم باز به نقطه ضعفی دیگر می رسیم. اگر چه که سازندگان سریال خود اذعان دارند که در خیلی از جاها نباید به دنبال دلایل علت و معلولی گشت، اما با همه این اوصاف گاهی اوقات شخصیت ها آنقدر خنگ به نظر می رسند که تحمل آن کمی سخت می شود. بارز ترین مثال این است که اولین نقشه جزیره کی دیده می شود؟ فکر کنم در همین سری۴. آن هم نقشه ای که مثل نقشه های قدیمی گنج است. تنها تلاش برای جستجو در جزیره توسط سعید اتفاق افتاده که آنهم منجر به شکنجه شدنش توسط روسو شده است. یعنی هیچ آدم عاقلی فکر نمی کند که باید دور جزیره را بزند تا از جزیره بودن آن مطمئن شود؟ و اگر به خاطر موقعیت جغرافیایی داستان،از جزیره بودن آن مطمئن است چطور از مجمع الجزایر نبودن آن مطمئن می شود؟ فراموش نکنیم که جزیره ای کوچک در کنار جزیره وجود دارد که در آن پایگاهی وجود دارد و ما قسمت هایی از داستان را در آن دیده ایم و از زیر آب بودن آن نیز مطلع هستیم. درضمن می دانیم که بسیاری از افراد بن می توانند به آن جزیره رفت و آمد کنند. حال وقتی در سری ۴ سر و کله مهاجمان پیدا می شود، نویسندگان جزیره دیگر را فراموش می کنند. جزیره و پایگاه زیر آب امن تر است یا یک کمپ در فضایی آزاد؟
مثال ها فراوان است. اما Lost با همه اینها سریال خوبی است. نه خیلی خوب. متوسط و سرگرم کننده. نحوه تدوین وقایع به طوریکه سری ۴ با flashforward شروع می شود و در طی ۱۴ قسمت flashforward تبدیل به زمان حال می شود، بسیار هوشمندانه و تاثیر گزار است.
اما فراموش نکنیم در همین سریال ها می شود آثاری را پیدا کرد که از همه نظر عالی هستند. Twin peaks، the X- files و سریال محبوب من Dexter.
lost سریال خوبی است. ولی فقط خوب است همین. یک اپیدمی که زودتر از خیلی از سریال ها فراموش خواهد شد.
@رضا, fair enought (;
@رضا, با سلام
دوست عزیز نظر خوبی داری ولیکن یکی از بزرگترین مطالب این سریال شناخت شخصیتها و رفتار و فرهنگ است مثلا هماطور که در فیلم میبینی یکی مرد علم است یکی مرد اعنقاد یکی مرد خدا یه زن که همیشه از مشکلات فرار میکنه و یکی که با مشکلات روبرو میشه یکی گنگه وهیچی نمیفهمه ویکی به پول اهمیت میده یکی به قدرت و……..
خوب باید دید شما از کدوم دید به سریال نگاه میکنید. اگرچه تا حدودی با شما موافقم فصل یک به نظر من فوق العاده است ونقایص ان بسیار کم ولی به ترتیب هرچی جلو میری انگار که کم اوردن و به فیلم اب بسته باشن کاملا مشهود میشه ولی در کل به نظر من بهترین قسمت سریال البته نه از نظر هیجان فیلم از نظر کار کارگردان همان فصل یک است.
اگر توی متن سریال بری می بینی که خیلی جاهاش قاطی دارد مثلا در فصل 2 جاییکه مایکل بر می گردد و می گوید که من با دیگران برخورد نکردم هیچ کس از مایکل سوالات زیر را نمی پرسد.
1- اسلحه ها را که برده چی شده؟
2- کیت که اسیر شده بوده دیده بوده که مایکل هم اسیر است و بعد هیچ واکنشی نشان نمی دهد؟
3- لیبی چرا باید در هنگام به هوش امدن نام مایکل را بر زبان بیاورد؟
4- چرا از مایک درباره تیراندازی ان روز سوال نمی شود؟
و دهها سوال دیگر …
گویا فیلم نامه نویسان با هم هماهنگ نبوده اند!
از این موارد بیشمار است.
دکتر جان این رو از کجا دانلود کردی ؟
بی زحمت لینک بده ؟
ممنونم
میشه لطف کنی آدرس سایتی که دانلود می کنی رو بزاری؟
http://www.lost.ir لینک های دانلود رو میزاره ! هر قسمت رو هم لینک مستقیم میده ! ولی فعلا تا فصل 5 که خبری نیست
چه کسی در تابوت بود؟ اون که من دیدم فیلم بردار تو تابوت بود با نور پرداز صحنه
سلام یک بار لینک یک سایتی رو برای دانلود سریال لاست و فیلم های سینمایی داده بودید. من add to favorites کردم ولی موقع تعویض ویندوز پاک شد. می تونید دوباره لینکشو بذارید. ممنون می شم.
خسته نباشید…