بهترین فیلمهای چند سال پیش که هنوز فرصت دارید ببینید!
از درامهای فضایی تا شاهکارهای جنایی

سینمای جهان در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ دوران پرالتهاب و جذابی را سپری کرد؛ دورهای که در آن غولهای بلاکباستری در کنار درامهای مستقل و مهندسیشده، ویترین سینما را به اوج تنوع رساندند. در این مقاله میخواهیم ببینیم چرا بررسی بهترین فیلمهای این دوره اهمیت دارد و چگونه این آثار مسیر قصهگویی مدرن را تغییر دادند. آیا این فیلمها توانستند فراتر از گیشه، در ذهن مخاطبان ماندگار شوند و چرا برخی از آنها با وجود بودجههای کلان شکست خوردند؟ در ادامه قصد داریم با عبور از تحلیلهای سطحی، تکتک این آثار را با رویکردی موشکافانه کالبدشکافی کنیم و به بررسی پشتپردهها، زوایای فنی و داستانهای شگفتانگیز آنها بپردازیم.
در قسمت دوم معرفی بهترین فیلم های 2018 و 2019 در خدمت شما هستیم.
در قسمت قبل فهرست 40 فیلم برتر سال 2018 و 2019 را مرور کردیم و در این پست 40 فیلم دیگر را معرفی میکنیم.
فهرست مطالب
- ۴۱. فیلم First Man
- ۴۲. فیلم Sunrise in Heaven
- ۴۳. فیلم Roma
- ۴۴. فیلم A Fortunate Man
- ۴۵. فیلم Beautiful Boy
- ۴۶. فیلم Christopher Robin
- ۴۷. فیلم Private Life
- ۴۸. فیلم The Tale
- ۴۹. فیلم Black Panther
- ۵۰. فیلم Bad Seeds
- ۵۱. فیلم Hereditary
- ۵۲. فیلم The Ballad of Buster Scruggs
- ۵۳. فیلم Stan & Ollie
- ۵۴. فیلم Black Mirror: Bandersnatch
- ۵۵. فیلم Dogman
- ۵۶. فیلم Der Vorname
- ۵۷. فیلم The Conductor
- ۵۸. فیلم If Beale Street Could Talk
- ۵۹. فیلم Champions
- ۶۰. فیلم An Impossible Love
- ۶۱. فیلم Creed II
- ۶۲. فیلم Can You Ever Forgive Me?
- ۶۳. فیلم Vice
- ۶۴. فیلم Captain Marvel
- ۶۵. فیلم Dragged Across Concrete
- ۶۶. فیلم Bad Times at the El Royale
- ۶۷. فیلم Ant-Man and the Wasp
- ۶۸. فیلم Shadow
- ۶۹. فیلم Aquaman
- ۷۰. فیلم The Mule
- ۷۱. فیلم Den of Thieves
- ۷۲. فیلم Sunday’s Illness
- ۷۳. فیلم The Sisters Brothers
- ۷۴. فیلم Solo: A Star Wars Story
- ۷۵. فیلم Game Night
- ۷۶. فیلم Boy Erased
- ۷۷. فیلم American Animals
- ۷۸. فیلم The Highwaymen
- ۷۹. فیلم Everybody Knows
- ۸۰. فیلم Widows
۴۱. فیلم First Man
فیلم نخستین انسان (First Man) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دیمین شزل (Damien Chazelle) و نویسندگی جاش سینگر، روایتی عمیق و متفاوت از زندگی نیل آرمسترانگ با بازی درخشان رایان گاسلینگ (Ryan Gosling) است. این اثر سینمایی به جای تمرکز صرف بر جنبههای حماسی و ملیگرایانه سفر به ماه، بر روی هزینههای عاطفی، روانی و خانوادگی این ماموریت تاریخی تمرکز میکند. فیلم بر اساس کتاب بیوگرافی نوشته جیمز هانسن ساخته شده و نشان میدهد که چگونه مرگ دختر خردسال نیل بر اثر سرطان، سایهای سنگین بر تمام فعالیتهای حرفهای او در پروژه آپولو ۱۱ میاندازد. کلر فوی نیز در نقش جنت آرمسترانگ، همسر نیل، بازی بینظیری از زنی نگران اما مقاوم را به نمایش میگذارد که باید با استرس دائمی احتمال مرگ شوهرش دستوپنجه نرم کند.
از منظر فنی، شزل با همکاری فیلمبردارش لینوس سندگرن تلاش کرده تا اتمسفری کلاستروفوبیک و واقعگرایانه ایجاد کند. دوربین در بخشهای زیادی از پروازهای آزمایشی درون کابینهای تنگ و لرزان قرار دارد تا تماشاگر لرزشهای وحشتناک و صدای ناهنجار ورقههای فلزی را با تمام وجود حس کند. جلوههای صوتی بینظیر فیلم که برنده جایزه اسکار هم شد، در کنار موسیقی مینیمال و تاثیرگذار جاستین هورویتز، تجربهای نفسگیر از تنهایی انسان در فضای بیکران را خلق میکند. این اثر با شکستن کلیشههای رایج فیلمهای فضایی، چهرهای زمینی، غمگین و در عین حال به شدت مصمم از اولین انسانی که پا روی ماه گذاشت را به تصویر میکشد.

۴۲. فیلم Sunrise in Heaven
فیلم طلوع آفتاب در بهشت (Sunrise in Heaven) به کارگردانی ویمون بون (Waymon Boone) محصول سال ۲۰۱۹، یک درام رمانتیک و مذهبی است که بر اساس رمان پرفروش «سفر یک جنگجو» نوشته جان هرست هیل ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختری به نام جان با بازی کیلی کاوانا است که در خانوادهای با پدری سختگیر و ارتشی بزرگ شده است. زندگی جان زمانی تغییر میکند که او عاشق یک خلبان جوان نیروی هوایی به نام استیو با بازی تراویس برنز میشود. این فیلم روایتگر عشقی عمیق و پایدار است که در مواجهه با تراژدیها و حوادث ناگوار زندگی، مورد آزمایش قرار میگیرد و به بررسی مفاهیمی چون ایمان، خانواده و بخشش میپردازد.
فیلم تلاش میکند تا با تمرکز بر روی تعهد خانوادگی و ارزشهای اخلاقی، مخاطبانی را هدف قرار دهد که به دنبال داستانهای الهامبخش عاطفی هستند. هرچند ساختار روایی فیلم در بعضی بخشها به ملودرامهای سنتی نزدیک میشود، اما شیمی میان بازیگران اصلی و تصویرسازی صمیمی از چالشهای زندگی مشترک نظامیان، به کار هویت میبخشد. کارگردان با استفاده از نورپردازیهای گرم و قاببندیهای کلاسیک، اتمسفری نوستالژیک ایجاد کرده تا بیننده را با بحرانهای روحی شخصیتها در مقابله با تقدیر همراه کند.

۴۳. فیلم Roma
فیلم روما (Roma) به نویسندگی، کارگردانی و فیلمبرداری آلفونسو کوارون (Alfonso Cuarón)، شاهکاری سیاهوسفید و شخصی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و جوایز متعددی از جمله اسکار بهترین فیلم خارجیزبان را از آن خود کرد. داستان در اوایل دهه ۱۹۷۰ در مکزیکوسیتی میگذرد و زندگی کلئو با بازی یالیتزا آپاریسیو، خدمتکاری بومی از تبار میکستک را دنبال میکند که برای یک خانواده طبقه متوسط به بالا کار میکند. کوارون با بازسازی خاطرات دوران کودکی خود، تصویری شگفتانگیز و پرجزئیات از فروپاشی این خانواده و همزمان آشوبهای سیاسی مکزیک مانند کشتار کورپوس کریستی ارائه میدهد. بازی طبیعی و حسی آپاریسیو که پیش از این فیلم هرگز تجربه بازیگری نداشت، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است.
جنبههای فنی روما به شدت چشمگیر و منحصربهفرد است؛ کوارون با استفاده از دوربین الکسا ۶۵ و فرمت عریض سیاهوسفید، لانگشاتهایی عمیق و نماهای حرکتی (Panning) خیرهکنندهای خلق کرده که تماشاگر را در اتمسفر محله روما غرق میکند. طراحی صدا در این فیلم نقشی حیاتی دارد؛ به جای استفاده از موسیقی متن سنتی، فیلم بر صداهای محیطی از جمله صدای پرندگان، ماشینها، شستشوی حیاط و هیاهوی خیابان تکیه دارد که فضایی کاملاً واقعگرایانه ایجاد میکند. روما ادای احترامی عمیق به زنانی است که با وجود مشکلات شخصی و اجتماعی، ستونهای نامرئی خانوادهها را حفظ میکنند.
۴۴. فیلم A Fortunate Man
فیلم یک مرد خوشبخت (A Fortunate Man) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بیله آگوست (Bille August)، درامی تاریخی و اقتباسی قدرتمند از رمان کلاسیک دانمارکی به همین نام نوشته هنریک پونتوپیدان است. داستان فیلم در اواخر قرن نوزدهم میگذرد و زندگی پیتر سیدنیوس با بازی ازبن اسمد را روایت میکند؛ مرد جوانی از خانوادهای به شدت مذهبی و سنتی در غرب دانمارک که برای فرار از سلطه پدر کشیش خود به کپنهاگ سفر میکند تا در رشته مهندسی تحصیل کند. پیتر با ایدههای انقلابی خود در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر باد و آب تلاش میکند تا جامعه مهندسی را متحول کند و در این مسیر وارد دنیای اشرافی یهودیان کپنهاگ میشود، اما غرور و ریشههای خانوادگیاش مانع از دستیابی کامل او به خوشبختی میشوند.
بیله آگوست با مهارت بالا تضاد میان مدرنیته و سنت، و تقابل جاهطلبی فردی با باورهای مذهبی موروثی را به تصویر میکشد. طراحی صحنه و لباس دقیق فیلم، کپنهاگ قرن نوزدهم را با جزئیاتی خیرهکننده بازسازی کرده است. شخصیتپردازی پیچیده پیتر به عنوان فردی که بین نبوغ علمی و گرههای روانی گذشتهاش سرگردان است، باعث میشود فیلم از یک درام تاریخی ساده فراتر رفته و به مطالعهای عمیق در روانشناسی انسان تبدیل شود که چگونه گذشته ما سایهاش را بر آینده میاندازد.

۴۵. فیلم Beautiful Boy
فیلم پسر زیبا (Beautiful Boy) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی فلیکس ون گرونینگن (Felix van Groeningen)، اثری تکاندهنده درباره مبارزه بیپایان یک پدر برای نجات پسرش از دام اعتیاد به شیشه است. فیلمنامه بر اساس دو کتاب خاطرات مجزا از دیوید شف (پدر با بازی استیو کارل) و نیک شف (پسر با بازی تیموتی شلمی) نوشته شده است. تماشاگر با تماشای این اثر وارد چرخهای دردناک از بهبودی، لغزش، ناامیدی و امیدواری مجدد میشود که واقعیت بیرحم اعتیاد را بدون شعارزدگی به تصویر میکشد. بازی تیموتی شلمی (Timothée Chalamet) در نقش نیک، فروپاشی فیزیکی و روحی یک جوان بااستعداد را با ظرافتی خیرهکننده نشان میدهد.
کارگردان بلژیکی فیلم با استفاده از تدوین غیرخطی و فلاشبکهای مداوم به دوران کودکی نیک، تضاد شدیدی بین حال تیره و گذشته روشن خانواده ایجاد میکند. این تکنیک روایی به بیننده اجازه میدهد تا عمق عشق پدر و حسرت او برای بازگرداندن آن پسر کوچک و معصوم قدیمی را درک کند. موسیقی فیلم نیز با قطعاتی از تام ویتس و آپکس توئین، اتمسفر پریشان و اندوهبار فیلم را به خوبی تقویت میکند و اثری ماندگار درباره هموابستگی عاطفی و چالشهای بازپروری خلق مینماید.

۴۶. فیلم Christopher Robin
فیلم کریستوفر رابین (Christopher Robin) به کارگردانی مارک فورستر (Marc Forster) محصول سال ۲۰۱۸، ترکیبی دلنشین از لایو اکشن و پویانمایی رایانهای است که بر اساس شخصیتهای معروف داستانهای وینی پو ساخته شده است. داستان فیلم درباره کریستوفر رابین بزرگسال با بازی ایوان مکگرگور (Ewan McGregor) است که اکنون در شرکتی در لندن کار میکند و غرق در مشکلات مالی، کاری و خانوادگی است؛ او دیگر آن کودک خیالپرداز گذشته نیست. ورود ناگهانی وینی پو به زندگی خاکستری و پر از استرس او در لندن، آغازگر سفری به جنگل صد هکتاری برای پیدا کردن دوستان قدیمی و بازیابی کودک درونش میشود.
جذابیت بصری فیلم در طراحی بسیار واقعگرایانه و در عین حال کهنه و دوستداشتنی عروسکها نهفته است که گویی از دل خاطرات قدیمی بیرون آمدهاند. صداپیشگی جیم کامینگز در نقش پو و تیگر، حس نوستالژی فوقالعادهای به فیلم میبخشد. فورستر با لحنی آرام و فلسفی به نقد جامعه پرمشغله مدرن میپردازد که در آن بزرگسالان ارزش چیزهای ساده و لذتهای بیدلیل زندگی را فراموش کردهاند؛ جملات ساده و در عین حال عمیق پو در این فیلم، تاثیر عاطفی عمیقی بر مخاطبان بزرگسال میگذارد.

۴۷. فیلم Private Life
فیلم زندگی خصوصی (Private Life) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی تامارا جنکینز (Tamara Jenkins)، یک کمدیدرام واقعگرایانه و روانشناختی درباره زوجی میانسال به نامهای ریچل با بازی کاترین هان و ریچارد با بازی پل جیاماتی است. این زوج هنری و نیویورکی که به شدت درگیر بحران ناباروری هستند، انواع روشهای درمانی، لقاح مصنوعی و فرزندخواندگی را امتحان کردهاند و زندگی مشترکشان تحت تاثیر این تلاشهای فرساینده قرار گرفته است. ورود دختر جوانی به نام سدی با بازی کیلی کارتر به زندگی آنها، دریچه جدیدی از امید و چالشهای اخلاقی را به رویشان میگشاید.
جنکینز با نگاهی تیزبینانه و بدون قضاوت، جزئیات دقیق و بوروکراسی آزاردهنده درمانهای پزشکی و فرآیندهای فرزندخواندگی را به تصویر میکشد. بازیهای ملموس و شیمی فوقالعاده پل جیاماتی (Paul Giamatti) و کاترین هان، به فیلم لحنی صمیمی و باورپذیر بخشیده است که تعادلی ظریف میان طنز تلخ و درام خانوادگی برقرار میکند. فیلم با پرهیز از پایانبندیهای کلیشهای هالیوودی، تصویری وفادارانه از فرسودگی عاطفی و پیوندهای زناشویی در مواجهه با ناامیدی ارائه میدهد.

۴۸. فیلم The Tale
فیلم داستان (The Tale) به نویسندگی و کارگردانی جنیفر فاکس محصول سال ۲۰۱۸، یکی از شجاعانهترین و تکاندهندهترین آثار سینمایی درباره سوءاستفاده جنسی از کودکان و مکانیسمهای دفاعی حافظه است. لورا درن در نقش جنیفر، یک مستندساز پنجاه ساله ظاهر میشود که پس از پیدا کردن یک یادداشت قدیمی از دوران سیزده سالگیاش، مجبور میشود خاطرات خود را بازخوانی کند. او در کودکی رابطهای را با مربی اسبسواریاش با بازی الیزابت دبیکی و مربی دوندگیاش با بازی جیسون ریتر تجربه کرده که در ذهنش به عنوان یک داستان عاشقانه ثبت شده بود، اما اکنون با نگاهی بزرگسالانه متوجه حقیقت هولناک آن سوءاستفاده میشود.
ساختار روایی فیلم به صورت بیرحمانهای به بررسی چگونگی بازسازی خاطرات توسط ذهن برای بقا میپردازد. فاکس با استفاده از المانهای مستندگونه و بازسازی گفتگوهای جنیفر بزرگسال با خودِ سیزده سالهاش، فضایی به شدت تاثیرگذار خلق میکند. فیلم به جای تمرکز بر روی خشونت فیزیکی، بر روی جنبههای روانی و فریبهای عاطفی سوءاستفادهکنندگان تمرکز میکند و نشان میدهد که چگونه تروماهای دوران کودکی میتوانند تا دههها در ناخودآگاه انسان پنهان بمانند.

۴۹. فیلم Black Panther
فیلم پلنگ سیاه (Black Panther) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی رایان کوگلر (Ryan Coogler)، فراتر از یک فیلم ابرقهرمانی ساده در دنیای سینمایی مارول، به یک پدیده فرهنگی جهانی تبدیل شد. داستان فیلم پس از مرگ پادشاه واکاندا آغاز میشود، جایی که شاهزاده تیچالا با بازی چادویک بوزمن فقید باید بر تخت پادشاهی تکیه بزند و با چالشهای داخلی و تهدید خارجی اریک کیلمونگر با بازی مایکل بی. جردن مواجه شود. تضاد ایده آلهای تیچالا مبنی بر انزواطلبی واکاندا برای محافظت از تکنولوژی ویبرانیوم و ایده کیلمونگر برای آزادی سیاهپوستان جهان با استفاده از قدرت نظامی، هسته مرکزی درگیری فیلم را شکل میدهد.
طراحی لباس توسط روث کارتر و طراحی صحنه هانا بیچلر که هر دو برنده جایزه اسکار شدند، فرهنگ غنی آفریقایی را با تکنولوژیهای آیندهنگرانه پیوند میزند و جلوهای بینظیر به نام افروفوتوریسم (Afrofuturism) خلق میکند. موسیقی متن شگفتانگیز لودویگ گورانسون ترکیبی از سازهای سنتی آفریقایی و ریتمهای مدرن هیپهاپ است که هویت بصری و شنیداری اثر را کامل میکند. این فیلم با فروش میلیاردی و نامزدی در بخش بهترین فیلم اسکار، استانداردهای جدیدی را برای آثار ابرقهرمانی تعریف کرد.

۵۰. فیلم Bad Seeds
فیلم بذرهای بد (The Bad Seed) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی و بازیگری راب لو (Rob Lowe)، بازسازی مدرنی از فیلم کلاسیک ترسناک و روانشناختی سال ۱۹۵۶ است. داستان فیلم متمرکز بر زندگی دیوید، پدری مجرد است که پس از مرگ مشکوک یکی از دانشآموزان مدرسه در یک حادثه غرقشدن، به رفتارهای دختر نوجوانش «اما» با بازی مکنا گریس شک میکند. اما در ظاهر دختری بسیار باادب، باهوش و دوستداشتنی است، اما پشت این چهره معصوم، ذهنیت سرد و جامعهستیز (Sociopathic) پنهان شده است که برای رسیدن به خواستههایش از هیچ جنایتی ابا ندارد.
بازی درخشان مکنا گریس نوجوان در نقش اما، نقطه ثقل اصلی تعلیق و وحشت روانشناختی فیلم است؛ تغییر لحن سریع او از یک کودک گریان به یک مغز متفکر خونسرد، بیننده را به وحشت میاندازد. راب لو در مقام کارگردان، تمرکز خود را بر روی عذاب وجدان و فروپاشی روانی پدری قرار میدهد که میان غریزه پدری برای محافظت از فرزندش و وظیفه اخلاقیاش برای متوقف کردن یک قاتل زنجیرهای خرد شده است. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه شومترین صفات انسانی میتوانند در پشت معصومترین چهرهها پنهان شوند.

۵۱. فیلم Hereditary
فیلم موروثی (Hereditary) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آری استر (Ari Aster)، یکی از خلاقانهترین و تاثیرگذارترین فیلمهای ترسناک دهه اخیر است که ژانر وحشت خانوادگی را بازتعریف کرد. داستان فیلم پس از مرگ مادر سالخورده خانواده گراهام آغاز میشود؛ جایی که آنی با بازی خیرهکننده تونی کولت به همراه خانوادهاش درگیر سلسله حوادثی شوم و ماوراءالطبیعه میشوند. فیلم به جای تکیه بر جامپاسکرهای ارزانقیمت، وحشت خود را از طریق تروماهای روانی، سوگواری شدید، فروپاشی روابط خانوادگی و حضور نامحسوس یک فرقه شیطانی که سرنوشت شوم این خانواده را مهندسی کردهاند، بازسازی میکند.
بازی تونی کولت (Toni Collette) در نقش مادری که میان جنون و واقعیت دستوپا میزند، سزاوار تمجیدهای بسیاری بود؛ جیغها و حالات چهره او تصویری بینظیر از فروپاشی روانی را به نمایش میگذارند. فیلمبرداری تاریک و کادربندیهای دقیق استر که اغلب خانه گراهام را شبیه به ماکتهای مینیاتوری ساختهشده توسط آنی نشان میدهد، حس کنترلشدن و بیاختیار بودن شخصیتها در برابر سرنوشت را القا میکند. موروثی اثری عمیق در باب گناهان موروثی، تاریکیهای خانوادگی و تقدیرگرایی شوم است.

۵۲. فیلم The Ballad of Buster Scruggs
فیلم تصنیف باستر اسکراگز (The Ballad of Buster Scruggs) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی برادران کوئن (Coen brothers)، اثری آنتولوژی در سبک وسترن است که از ۶ اپیزود مجزا تشکیل شده است. هر اپیزود با الهام از داستانهای قدیمی وسترن، نگاهی طنزآمیز، تلخ و اگزیستانسیالیستی به مرگ، شانس و بقا در مرزهای خشن غرب وحشی دارد. بازیگرانی چون تیم بلیک نلسون در نقش گاوچران آوازخوان، لیام نیسون در نقش معرکهگیر دورهگرد و تام ویتس در نقش جوینده طلا، بازیهای درخشانی را ارائه میدهند.
فیلمبرداری درخشان برونو دلبونل در کنار طنز سیاه امضاشده برادران کوئن، تضاد عجیبی بین زیباییهای بصری دشتهای آمریکا و بیرحمی ذاتی سرنوشت شخصیتها ایجاد میکند. اپیزودها از کمدیهای لودهوار تا ملودرامهای غمانگیز و در نهایت روایتی نمادین از سفر مرگ در اپیزود آخر متغیر هستند که این تنوع لحن، پویایی خاصی به فیلم بخشیده است. کوئنها در این اثر نشان میدهند که چگونه در غرب وحشی، هیچ عدالتی جز شانس و قانون تفنگ وجود ندارد.

۵۳. فیلم Stan & Ollie
فیلم استن و اولی (Stan & Ollie) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جان اس. بیرد (Jon S. Baird)، درامی بیوگرافی و ادای احترامی صمیمانه به دو اسطوره بزرگ تاریخ کمدی یعنی استن لورل و اولیور هاردی است. داستان در سال ۱۹۵۳ میگذرد، زمانی که دوران طلایی این دو کمدین در هالیوود به پایان رسیده و آنها برای احیای حرفه خود و تامین مالی پروژه فیلم بعدیشان، عازم یک تور فرساینده تئاتر در انگلستان پساجنگ میشوند. بازی استیو کوگان در نقش لورل و جان سی. ریلی در نقش هاردی با گریم سنگین و شگفتانگیز، فراتر از یک تقلید ساده، روح این دو شخصیت بزرگ را زنده میکند.
فیلم بر روی رابطه عمیق، رفاقت دیرینه و حسرتهای ناگفته این دو نفر تمرکز دارد؛ تضاد بین شوخطبعی آنها روی صحنه و خستگی فیزیکی و بیماری قلبی اولیور در پشت صحنه، لحظات عاطفی بسیار قدرتمندی خلق میکند. دیالوگهای هوشمندانه و بازی با المانهای کمدیهای کلاسیک صامت آنها، همزمان خنده و اشک را بر لبان مخاطب مینشاند و نشان میدهد که چگونه این دو نفر تا آخرین نفس برای شاد کردن مردم تلاش کردند.

۵۴. فیلم Black Mirror: Bandersnatch
فیلم آینه سیاه: بندراسنچ (Black Mirror: Bandersnatch) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دیوید اسلید و نویسندگی چارلی بروکر، یک فیلم علمیتخیلی تعاملی (Interactive film) است که انقلابی در نحوه تماشای آثار سینمایی در پلتفرم نتفلیکس ایجاد کرد. داستان در سال ۱۹۸۴ رخ میدهد و ماجرای استفان، برنامهنویس جوانی را دنبال میکند که قصد دارد کتاب تعاملی بندراسنچ را به یک بازی ویدیویی تبدیل کند. بیننده در طول فیلم با انتخاب گزینههای مختلف روی صفحه، تصمیمات استفان را کنترل میکند که این تصمیمات منجر به پایانهای متفاوتی برای قصه و فروپاشی روانی شخصیت اصلی میشود.
ارتباط تماتیک فیلم با مفهوم جبر و اختیار و کنترل شدن توسط یک نیروی خارجی (که همان بیننده فیلم است)، لایهای فراداستانی (Metafiction) به اثر میبخشد که ذهن مخاطب را به چالش میکشد. بازی فیون وایتهد در نقش استفان و ویل پولتر در نقش بازیساز نابغه، کالین ریتمن، اتمسفر پارانوئید و خفقانآور تکنولوژیهای نوظهور دهه هشتاد را به خوبی بازتاب میدهد. بندراسنچ با ساختار درختی و تعاملی خود، مرزهای بین بازیهای ویدیویی و سینما را کمرنگ کرد.

۵۵. فیلم Dogman
فیلم دگمن (Dogman) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی متئو گارونه (Matteo Garrone)، درامی جنایی و واقعگرایانه (Neorealist) از سینمای ایتالیا است که در حومه شهری مخروبه و مهآلود در نزدیکی رم میگذرد. داستان درباره مارچلو با بازی درخشان مارچلو فونته، مردی آرام و مهربان است که عاشق سگهاست و یک مغازه آرایش سگ دارد. زندگی آرام او تحت تاثیر دوستی مخربش با سیمونچینو، یک بوکسور سابق و اوباش محلی که کل محله را به وحشت انداخته، به سمت ویرانی و خشونت کشیده میشود.
مارچلو فونته برای بازی درخشان و پر از احساس خود در نقش مردی ضعیف که برای بقا و حفظ احترامش در جامعه تلاش میکند، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد. گارونه با استفاده از پالت رنگی سرد، لوکیشنهای ساحلی خاکستری و نورپردازیهای خفه، فضایی شبیه به یک کابوس واقعگرا خلق میکند که تضاد عمیقی با مهربانی مارچلو با سگها دارد؛ فیلم مطالعهای عمیق در مورد خشونت سیستماتیک و تسلیم شدن در برابر قلدری است.

۵۶. فیلم Der Vorname
فیلم نام خانوادگی (Der Vorname) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی زونکه ورتمان (Sönke Wortmann)، یک کمدیدرام خانوادگی و دیالوگمحور آلمانی است که بر اساس نمایشنامهای فرانسوی ساخته شده است. داستان فیلم در جریان یک مهمانی شام خانوادگی رخ میدهد که در آن توماس اعلام میکند نام فرزند در راهش را «آدولف» خواهد گذاشت. این نام که یادآور هیتلر و دوران سیاه آلمان نازی است، بلافاصله جرقهای برای بحثهای شدید، سوءتفاهمها و فاش شدن رازهای خانوادگی در میان حاضران میشود.
تمام فیلم در یک لوکیشن واحد و بر پایه دیالوگهای پرکشش و طعنهآمیز جلو میرود؛ این ساختار تئاتری به بازیگران اجازه میدهد تا تنشهای پنهان زیر پوست روابط خانوادگی طبقه بورژوای آلمان را به تصویر بکشند. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه یک نام میتواند تابوهای اجتماعی، گناهان جمعی تاریخی و تضادهای عقیدتی افراد را به شکلی کمدی و در عین حال تلخ به چالش بکشد.

۵۷. فیلم The Conductor
فیلم رهبر ارکستر (The Conductor) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ماریا پیترز (Maria Peters)، درامی بیوگرافی و الهامبخش درباره زندگی آنتونیا بریکو، نخستین زنی است که توانست به عنوان رهبر ارکستر با ارکسترهای بزرگ جهان همکاری کند. داستان در اواخر دهه ۱۹۲۰ در نیویورک میگذرد؛ جایی که آنتونیای جوان با بازی کریستین د بروین، به عنوان یک مهاجر هلندی فقیر تلاش میکند تا در دنیای مردسالار و صلب موسیقی کلاسیک جایگاه خود را به عنوان یک رهبر ارکستر تثبیت کند و با موانع جنسیتی متعددی روبرو میشود.
ماریا پیترز با تمرکز بر عزم راسخ و اشتیاق شدید آنتونیا به موسیقی، پرترهای ملموس از مبارزه با تبعیضهای جنسیتی ارائه میدهد. بازسازی سالنهای موسیقی کلاسیک، طراحی لباسهای دوره جاز و موسیقی متن شنیدنی که شامل شاهکارهای کلاسیک است، به فیلم جلوه بصری و شنیداری زیبایی بخشیدهاند. این اثر سندی سینمایی بر تلاشهای زنانی است که راههای ناهموار تاریخ هنر را برای نسلهای بعدی هموار کردند.

۵۸. فیلم If Beale Street Could Talk
فیلم اگر خیابان بیل میتوانست حرف بزند (If Beale Street Could Talk) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی بری جنکینز (Barry Jenkins)، اثری شاعرانه و رمانتیک است که بر اساس رمان معروف جیمز بالدوین ساخته شده است. داستان در دهه ۱۹۷۰ در هارلم نیویورک میگذرد و عشق عمیق میان تیش با بازی کیکی لین و فانی با بازی استفان جیمز را روایت میکند؛ عشقی که با متهم شدن دروغین فانی به تجاوز توسط یک پلیس نژادپرست و زندانی شدن او به شدت آسیب میبیند. رجینا کینگ در نقش مادر تیش بازی فوقالعادهای ارائه میدهد که برای آن برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.
سبک فیلمبرداری جیمز لاکستون با استفاده از رنگهای گرم، کلوزآپهای صمیمی و خیره شدن شخصیتها به لنز دوربین، حس همدردی و نزدیکی بینظیری ایجاد میکند. موسیقی جادویی نیکولاس بریتلی با قطعات سازهای بادی برنجی و زهی، ریتم آرام و شاعرانه فیلم را همراهی میکند. جنکینز در این فیلم نشان میدهد که چگونه سیستم قضایی آمریکا به طور ساختاری زندگی و عشق جوانان رنگینپوست را متلاشی میکند.

۵۹. فیلم Champions
فیلم قهرمانان (Champions) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی خاویر فسر (Javier Fesser)، یکی از موفقترین و پرفروشترین کمدیدرامهای سینمای اسپانیا است که نماینده این کشور در اسکار نیز بود. داستان درباره مارکو، مربی حرفهای و بداخلاق بسکتبال است که پس از رانندگی در حالت مستی محکوم به انجام خدمات اجتماعی میشود؛ قاضی او را موظف میکند تا تیمی متشکل از بازیکنان دارای معلولیت ذهنی را آموزش دهد. مارکو در ابتدا از این کار متنفر است اما به مرور زمان درسهای بزرگی از زندگی و رفاقت از آنها یاد میگیرد.
استفاده از بازیگران غیرحرفهای که واقعاً دارای معلولیت ذهنی هستند، صمیمیت و واقعگرایی فوقالعادهای به فیلم بخشیده است. فیلم به جای نگاه دلسوزانه یا ترحمآمیز، با شوخطبعی، احترام و انرژی مثبت به سراغ این شخصیتها میرود. قهرمانان اثری انسانی و پرانرژی است که نشان میدهد پیروزی واقعی در مسابقات ورزشی نیست، بلکه در همدلی، پذیرش تفاوتها و غلبه بر پیشداوریهای ذهنی خودمان است.

۶۰. فیلم An Impossible Love
فیلم یک عشق غیرممکن (An Impossible Love) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کاترین کورسینی (Catherine Corsini)، درامی خانوادگی و فرانسوی بر اساس رمانی از کریستین آنگوت است. داستان از اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز میشود و رابطه پیچیده و مخرب میان راشل، کارمند دفتری ساده، و فیلیپ، جوانی از خانوادهای بورژوا و تحصیلکرده را روایت میکند. فیلیپ حاضر به ازدواج با راشل نیست اما حاصل رابطه آنها دختری به نام شانتال است؛ فیلم روایتگر مبارزه طولانیمدت راشل برای گرفتن نام خانوادگی پدر برای دخترش و عواقب روانی حضور فیلیپ در زندگی شانتال است.
فیلم با نگاهی روانشناختی به بررسی مفاهیمی چون سوءاستفاده از قدرت طبقاتی، کنترلگری عاطفی و تاثیرات تروماهای خانوادگی بر نسلهای بعدی میپردازد. بازی درخشان ویرجینی افیرا در نقش راشل که تغییرات سنی او را در طول چندین دهه به تصویر میکشد، بسیار ستودنی است. کارگردان با ریتمی سنجیده نشان میدهد که چگونه یک عشق یکطرفه و سمی میتواند در طول سالها به یک تراژدی خانوادگی تبدیل شود.

۶۱. فیلم Creed II
فیلم کرید ۲ (Creed II) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی استیون کیپل جونیور (Steven Caple Jr.)، دنبالهای موفق برای درام ورزشی کرید و بخشی از میراث بزرگ فرانچایز راکی است. داستان فیلم درباره آدونیس کرید با بازی مایکل بی. جردن است که اکنون قهرمان سنگینوزن جهان شده و باید با ویکتور دراگو، پسر ایوان دراگو (حریف قدیمی راکی که آپولو کرید را در رینگ کشت) مبارزه کند. سیلوستر استالونه در نقش راکی بالبوا بار دیگر به عنوان مربی و راهنمای معنوی آدونیس حضور دارد و تلاش میکند او را برای این مبارزه که فراتر از ورزش، جنبه انتقام شخصی دارد، آماده کند.
فیلم تمرکز زیادی روی روابط خانوادگی، پدر بودن و میراث خانوادگی دارد؛ بازی دولف لاندگرن در نقش ایوان دراگو شکستخورده و تلخکام که در روسیه برای بازپسگیری شرف خانوادگی پسرش را تمرین میدهد، لایه عاطفی عمیقی به جبهه آنتاگونیستها میبخشد. سکانسهای تمرین سخت آدونیس در کویر و مبارزات نفسگیر درون رینگ با کارگردانی پویا و صداگذاری کوبنده، آدرنالین مخاطب را به اوج میرساند و در عین حال بر روی ابعاد روحی قهرمان تمرکز دارد.

۶۲. فیلم Can You Ever Forgive Me?
فیلم آیا هرگز میتوانی مرا ببخشی؟ (Can You Ever Forgive Me?) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ماریل هلر (Marielle Heller)، کمدیدرامی بیوگرافی و گزنده بر اساس زندگی لی ایزرائیل، نویسنده و زندگینامهنویس سابقاً موفق آمریکایی است. لی با بازی خیرهکننده ملیسا مککارتی، در دهه ۱۹۹۰ با بحران مالی مواجه شده و کتابهایش خریدار ندارند؛ او برای بقا دست به جعل نامههای نویسندگان و مشاهیر فوتشده میزند و آنها را به عنوان اسناد واقعی به مجموعهداران میفروشد. ریچارد ای. گرانت در نقش دوست وفادار و همکار او، جک هاک، بازی بینظیری ارائه میدهد که نامزدی اسکار را برای او به ارمغان آورد.
ملیسا مککارتی (Melissa McCarthy) با خروج از نقشهای کمدی همیشگیاش، تصویری دقیق، تلخ، الکلی و به شدت مردمگریز از لی ایزرائیل ارائه میدهد که تماشاگر با وجود خطاکار بودنش، با او همدلی میکند. فیلم اتمسفر بارانی، کهنه و کتابفروشیهای قدیمی نیویورک دهه ۹۰ را با جزئیات زیبایی به تصویر میکشد و مطالعهای صمیمانه درباره تنهایی، هویت هنری و سقوط اخلاقی در جامعه مدرن است.

۶۳. فیلم Vice
فیلم معاون (Vice) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی آدام مککی (Adam McKay)، یک کمدیدرام سیاسی و بیوگرافی شجاعانه درباره صعود بیسروصدای دیک چینی به عنوان قدرتمندترین معاون رئیسجمهور تاریخ آمریکا است. کریستین بیل با یک تغییر چهره فیزیکی شگفتانگیز و افزایش وزن شدید، نقش دیک چینی را بازی میکند و نشان میدهد که چگونه او از یک کارگر الکلی در وایومینگ، با هوش سیاسی سرد و لابیهای پشتپرده، به مرد پشتپرده دولت جورج دبلیو. بوش (با بازی سم راکول) تبدیل شد و سیاستهای جنگطلبانه آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر را هدایت کرد.
مککی با استفاده از سبک تدوین سریع، شکستن دیوار چهارم، استفاده از طنز سیاه و تصاویر آرشیوی، فرآیندهای پیچیده سیاسی و بوروکراتیک واشنگتن را به شکلی پویا و قابل فهم برای تماشاگر عام روایت میکند. بازی ایمی آدامز در نقش لینی چینی، همسر جاهطلب دیک، به خوبی نشان میدهد که چگونه قدرت خانوادگی بر تصمیمات کلان ملی تاثیر میگذارد. فیلم نقدی تند و گزنده به ساختار سیاسی آمریکا و تبعات تصمیمات یک مرد بر سرنوشت میلیونها انسان در سراسر جهان است.

۶۴. فیلم Captain Marvel
فیلم کاپیتان مارول (Captain Marvel) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آنا بودن و رایان فلک، اولین فیلم دنیای سینمایی مارول با محوریت یک ابرقهرمان زن است. داستان در دهه ۱۹۹۰ میگذرد و ماجرای کارول دنورز با بازی بری لارسون را دنبال میکند؛ یک خلبان سابق نیروی هوایی ارتش آمریکا که پس از برخورد با تکنولوژی فضایی، قدرتهای کیهانی خارقالعادهای به دست میآورد و در میان جنگ کهکشانی میان دو نژاد بیگانه کری و اسکرالها گرفتار میشود. ساموئل ال. جکسون با تکنولوژی جوانسازی دیجیتال شگفتانگیز، نقش نیک فیوری جوان را بازی میکند.
موسیقی متن نوستالژیک دهه نودی و ارجاعات فرهنگی آن دوره در کنار جلوههای ویژه بصری پر زرقوبرق فضایی، لحن اکشن و ماجراجویانهای به فیلم بخشیده است. پیچش داستانی فیلم درباره ماهیت واقعی اسکرالها و رویکرد آن به موضوع پناهجویان فضایی، عمق معنایی بیشتری به این اثر سرگرمکننده میدهد. بری لارسون تلاش میکند تا شخصیتی مصمم، سرسخت و مستقل را به تصویر بکشد که باید هویت گمشده خود را بازسازی کند.

۶۵. فیلم Dragged Across Concrete
فیلم کشیدهشده روی بتن (Dragged Across Concrete) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی اس. کریگ زالر (S. Craig Zahler)، یک نئو-نوآر جنایی، خشن، کند و به شدت واقعگرایانه است. داستان درباره دو کارآگاه پلیس به نامهای ریدمن با بازی مل گیبسون (Mel Gibson) و آنتونی با بازی وینس وان است که به دلیل رفتار خشنشان تعلیق میشوند؛ آنها که با مشکلات مالی شدیدی روبرو هستند، تصمیم میگیرند به دنیای زیرزمینی خلافکاران نفوذ کرده و سهم خود را از یک سرقت بزرگ بردارند، اما وارد یک بازی خونین و مرگبار میشوند.
سبک زالر با ریتم بسیار کند، نماهای طولانی و دیالوگهای پرجزئیات مشخص میشود که به شخصیتها عمق فراوانی میبخشد. خشونت در فیلم ناگهانی، بیرحمانه و به شدت واقعگرایانه است و هیچ ابایی از نشان دادن جزئیات هولناک آن ندارد. بازی مل گیبسون در نقش پلیسی کهنهکار، خسته و ناامید از سیستم، یکی از بهترین نقشآفرینیهای او در سالهای اخیر است که در تضاد با شوخطبعی تلخ وینس وان قرار دارد.

۶۶. فیلم Bad Times at the El Royale
فیلم اوقات بد در الرویال (Bad Times at the El Royale) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی درو گادرد (Drew Goddard)، یک اثر معمایی، مهیج و نئو-نوآر با ساختاری تارانتینویی است. داستان در سال ۱۹۶۹ در یک هتل عجیب به نام الرویال که درست روی خط مرز ایالتهای نوادا و کالیفرنیا قرار دارد، میگذرد؛ جایی که هفت غریبه که هر کدام رازی بزرگ را پنهان میکنند، همزمان اتاق رزرو میکنند. بازیگرانی چون جف بریجز در نقش یک کشیش قلابی، سینتیا اریو در نقش یک خواننده روح، داکوتا جانسون و کریس همسورث در نقش یک رهبر فرقه کاریزماتیک، جذابیت فوقالعادهای به این درگیری چندجانبه میبخشند.
فیلم با ساختار روایتی غیرخطی و تقسیمبندی شده به اتاقهای مختلف هتل، قطعات پازل معمایی خود را به مرور کامل میکند. طراحی صحنه خلاقانه هتل با راهروهای شیشهای مخفی برای جاسوسی، نمادی از پارانویای دهه ۶۰ آمریکا و جنگ ویتنام است. موسیقی سول و راک اند رول آن دوره در کنار فیلمبرداری خوشرنگولعاب و خشونتهای ناگهانی، اتمسفری به شدت سرگرمکننده و در عین حال دلهرهآور خلق کرده است.

۶۷. فیلم Ant-Man and the Wasp
فیلم مرد مورچهای و زنبورک (Ant-Man and the Wasp) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پیتون رید، اثری کمدی، اکشن و ابرقهرمانی از دنیای مارول است که پس از رویدادهای تاریک جنگ داخلی اتفاق میافتد. اسکات لنگ با بازی پل راد که در حبس خانگی به سر میبرد، دوباره توسط هنک پیم با بازی مایکل داگلاس و دخترش هوپ با بازی اوانجلین لیلی فراخوانده میشود تا برای نجات جنت ون دین (میشل فایفر) از قلمرو کوانتومی تلاش کنند؛ آنها در این مسیر باید با دشمن جدیدی به نام گوست مواجه شوند که قادر است از میان اجسام جامد عبور کند.
فیلم از شوخیهای کلامی پل راد و قابلیتهای تغییر اندازه اجسام برای خلق صحنههای اکشن خلاقانه و تعقیبوگریزهای کمدی در خیابانهای سانفرانسیسکو به خوبی بهره میبرد. تعادل میان جنبههای علمیتخیلی قلمرو کوانتومی و داستان خانوادگی اسکات لنگ و تلاش او برای یک پدر خوب بودن، لحنی سبکبال و سرگرمکننده به فیلم بخشیده است که به عنوان یک زنگ تفریح میان بلاکباسترهای سنگین مارول عمل میکند.

۶۸. فیلم Shadow
فیلم سایه (Shadow) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ژانگ ییمو (Zhang Yimou)، یکی از زیباترین آثار حماسی و رزمی سینمای چین است که با الهام از دوره تاریخی سه امپراتوری ساخته شده است. داستان درباره فرمانده نظامی یک پادشاهی است که پس از زخمی شدن در نبرد، از یک «سایه» (بدل یا همزاد) برای حضور در دربار و هدایت جنگها استفاده میکند تا پادشاه جوان و بیتجربه متوجه ضعف او نشود؛ این بازی سیاسی پیچیده در نهایت به نبردی بزرگ برای بازپسگیری یک شهر استراتژیک منجر میشود.
ژانگ ییمو در این فیلم با استفاده از پالت رنگی محدود به سیاهوسفید و خاکستری، جلوه بصری شبیه به نقاشیهای جوهر سنتی چینی (Ink wash painting) خلق کرده است که چشم هر بینندهای را خیره میکند. طراحی نبردهای فیلم با استفاده از چترهای فولادی مرگبار در میان بارانهای مداوم، در تضاد با تئوری یین و یانگ، زیباییشناسی منحصربهفردی به سبک اکشن فیلم بخشیده است که آن را از سایر آثار رزمی متمایز میکند.

۶۹. فیلم Aquaman
فیلم آکوامن (Aquaman) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جیمز وان (James Wan)، اثری فانتزی، حماسی و ابرقهرمانی از دنیای دیسی است که با جلوههای ویژه بصری شگفتانگیز خود، دنیای زیر آب آتلانتیس را بازسازی کرده است. داستان درباره آرتور کوری با بازی جیسون موموآ است؛ مردی نیمه آتلانتیسی و نیمه انسان که باید برای جلوگیری از جنگی بزرگ میان اقیانوسها و دنیای خشکی که توسط برادر ناتنیاش پادشاه اورم هدایت میشود، تاجوتخت واقعی خود را بپذیرد و نیزه سهشاخ افسانهای را پیدا کند. امبر هرد و نیکول کیدمن نیز در نقشهای اصلی زن حضور دارند.
جیمز وان با تکیه بر تجربیات خود در ژانر وحشت و اکشن، ریتم بسیار پرشتاب و سکانسهای نبرد حماسی زیر آب را کارگردانی کرده است که شبیه به یک اپرای فضایی اما در اعماق دریاست. تنوع رنگی بالا، موجودات دریایی فانتزی و طراحی صحنههای خلاقانه آتلانتیس، فیلم را به یک تجربه بصری خیرهکننده تبدیل کرده است که فروش جهانی آن از مرز یک میلیارد دلار عبور کرد.

۷۰. فیلم The Mule
فیلم قاچاقچی (The Mule) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود (Clint Eastwood)، درامی جنایی بر اساس داستان واقعی لئو شارپ است. ایستوود در نقش ارل استون، یک پیرمرد هشتاد و چند ساله، کهنهسرباز جنگ و پرورشدهنده گل ظاهر میشود که با بحران مالی و خطر مصادره خانهاش روبرو است؛ او بدون اینکه بداند، به عنوان راننده و پیک مواد مخدر برای یک کارتل مکزیکی استخدام میشود و به دلیل سن بالا و رانندگی ایمنش، سالها بدون جلب توجه پلیس، مقادیر عظیمی مواد را جابجا میکند.
فیلم لحنی ملایم، انسانی و در عین حال گزنده دارد و به بررسی پشیمانیهای یک پیرمرد از اولویت دادن به کارش به جای خانواده در طول زندگی میپردازد. بازی خونسرد و کاریزماتیک ایستوود در کنار حضور بردلی کوپر در نقش مامور پلیس مبارزه با مواد مخدر، تعلیق ملایمی به فیلم میبخشد. قاچاقچی بیانیهای شخصی از ایستوود درباره زمان، ارزش خانواده و تغییرات دنیای مدرن است.

۷۱. فیلم Den of Thieves
فیلم کمینگاه دزدان (Den of Thieves) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کریستین گودگاست، یک اکشن جنایی و سرقتی کوبنده است که شباهتهای زیادی به فیلم کلاسیک «مخمصه» دارد. داستان در لوسآنجلس میگذرد و تقابل میان یک گروه زبده از سارقان بانک به رهبری مریمن با بازی پابلو شرایبر و بخش ویژه کلانتری به رهبری کارآگاه خشن و بیقانون، نیک فلانگان با بازی جرارد باتلر (Gerard Butler) را روایت میکند؛ سارقان نقشه غیرممکنی برای دزدی از بانک مرکزی فدرال رزرو میکشند.
تمرکز فیلم بر روی جزئیات تاکتیکی سرقت، شلیکهای واقعی تفنگها و فضای خاکستری شخصیتهاست که در آن مرز میان پلیس و دزد به شدت کمرنگ میشود. سکانسهای تیراندازی طولانی با طراحی صدای کوبنده و واقعگرایانه، تعلیق فوقالعادهای ایجاد میکند. پیچش داستانی پایان فیلم نیز هوشمندی خاصی به کل فرآیند سرقت میبخشد و مخاطبان سینمای جنایی را راضی نگه میدارد.

۷۲. فیلم Sunday’s Illness
فیلم بیماری یکشنبه (Sunday’s Illness) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی رامون سالازار (Ramón Salazar)، درامی هنری و عمیق از سینمای اسپانیا است که به موضوع رهاشدگی و بخشش میپردازد. داستان درباره زنی مسن و ثروتمند به نام آنابل است که دخترش کیارا با بازی باربارا لنی را سی سال پیش در کودکی رها کرده است؛ کیارا پس از سالها به طور ناگهانی مادرش را پیدا میکند و تنها یک درخواست عجیب دارد: اینکه مادرش ده روز را با او در خانهای روستایی و دورافتاده بگذراند، بدون اینکه هیچ سوالی بپرسد.
فیلمبرداری چشمنواز با نورهای طبیعی در لوکیشن جنگلی سرد، اتمسفری مالیخولیایی و به شدت تاثیرگذار خلق میکند. بازیهای سکوتمحور و پر از جزئیات دو بازیگر اصلی، بار عاطفی سنگین کینه، عشق و اندوه گذشته را به دوش میکشد. سالازار با استفاده از نمادگرایی و ریتم آرام، داستانی عمیق در مورد تاثیرات روانی ابدی رها شدن توسط مادر و جستجوی غیرممکن برای آشتی با گذشته را روایت میکند.

۷۳. فیلم The Sisters Brothers
فیلم برادران سیسترز (The Sisters Brothers) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ژاک اودیار (Jacques Audiard)، یک وسترن کمدیدرام و ضدقهرمانانه بر اساس رمانی از پاتریک دوویت است. داستان در سال ۱۸۵۱ در زمان تب طلای کالیفرنیا میگذرد و ماجرای دو برادر آدمکش به نامهای الای با بازی جان سی. ریلی و چارلی با بازی واکین فینیکس (Joaquin Phoenix) را دنبال میکند که توسط کارفرمایشان برای کشتن یک شیمیدان نابغه با بازی ریز احمد فرستاده میشوند، اما در مسیر با مفاهیم جدیدی از زندگی، برادری و صلح روبرو میشوند.
اودیار با استفاده از طنز سیاه و تمرکز بر جزئیات رفتاری برادران، کلیشههای سنتی وسترن را هجو میکند؛ الای خسته از آدمکشی به دنبال زندگی آرام خانوادگی است در حالی که چارلی معتاد به الکل و خشونت است. بازی شیمیایی درخشان فینیکس و ریلی در کنار قاببندیهای زیبای طبیعت خشن غرب وحشی، تصویری متفاوت، ملموس و عاطفی از دو قاتل حرفهای ارائه میدهد که در پی معنای زندگی هستند.

۷۴. فیلم Solo: A Star Wars Story
فیلم سولو: داستانی از جنگ ستارگان (Solo: A Star Wars Story) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ران هاوارد، دومین فیلم مستقل در جهان گسترشیافته جنگ ستارگان است. داستان فیلم به دوران جوانی هان سولو با بازی آلدن ارنرایک میپردازد و نشان میدهد که چگونه او با کمک چوباکا و لندو کالریسیان با بازی دونالد گلاور، به یکی از بزرگترین قاچاقچیان کهکشان تبدیل میشود و سفینه معروف هزاره فالکون را به دست میآورد. امیلیا کلارک و وودی هارلسون نیز در نقشهای اصلی مکمل حضور دارند.
هرچند تولید فیلم با بحرانهای متعددی از جمله اخراج کارگردانان اولیه (فیل لرد و کریستوفر میلر) همراه بود، ران هاوارد توانست اثری سرگرمکننده، ماجراجویانه و با ضربآهنگ سریع تحویل دهد. جلوههای ویژه عالی، طراحی لباسهای فضایی خلاقانه و موسیقی جان پاول با الهام از تمهای کلاسیک جان ویلیامز، روح نوستالژیک جنگ ستارگان را برای طرفداران زنده نگه میدارد، هرچند که در گیشه به موفقیت چشمگیری دست نیافت.

۷۵. فیلم Game Night
فیلم شب بازی (Game Night) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جان فرانسیس دالی و جاناتان گلداستاین، یکی از خلاقانهترین و سرگرمکنندهترین کمدیهای اکشن سالهای اخیر است. داستان درباره مکس با بازی جیسون بیتمن و آنی با بازی ریچل مکآدامز است؛ زوجی شیفته بازیهای گروهی که شبهای بازی هفتگی با دوستانشان برگزار میکنند. یک شب، برادر ثروتمند مکس، بروکس، یک بازی حل معما با سناریوی آدمربایی ترتیب میدهد، اما بازی به سرعت به یک گروگانگیری واقعی و خطرناک توسط خلافکاران تبدیل میشود و مهمانان تصور میکنند همه چیز بخشی از یک مسابقه فانتزی است.
فیلمنامه هوشمندانه فیلم سرشار از شوخیهای کلامی سریع، ارجاعات سینمایی جذاب و پیچشهای داستانی مداوم است که تا آخرین لحظه بیننده را سرگرم نگه میدارد. بازی جسی پلمونس در نقش همسایه پلیس عجیب و مردمگریز آنها، یکی از نقاط قوت اصلی کمدی فیلم است. کارگردانی بصری فیلم با استفاده از نماهای مینیاتوری (Tilt-shift) که شهر را شبیه به یک بردگیم بزرگ نشان میدهد، خلاقیت بالایی را به نمایش میگذارد.

۷۶. فیلم Boy Erased
فیلم پسر پاک شد (Boy Erased) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی جوئل اجرتون (Joel Edgerton)، درامی عمیق و واقعی درباره برنامههای مذهبی درمان همجنسگرایی در آمریکا است. داستان بر اساس کتاب خاطرات جرارد کانلی ساخته شده و زندگی جارد با بازی لوکاس هجز، پسر یک کشیش باپتیست سنتی با بازی راسل کرو و مادری مذهبی با بازی نیکول کیدمن را روایت میکند؛ جارد پس از افشای هویتش توسط خانواده مجبور میشود در یک کمپ اصلاح رفتاری مذهبی شرکت کند که در آنجا با رفتارهای غیرانسانی روبرو میشود.
بازیهای خویشتندارانه و عمیق لوکاس هجز در نقش جوانی سردرگم و نیکول کیدمن در نقش مادری که میان باورهای مذهبی همسرش و غریزه مادریاش گرفتار شده، بار عاطفی سنگینی به فیلم بخشیده است. اجرتون در مقام کارگردان از قضاوتهای افراطی خودداری میکند و تمرکز خود را بر روی آسیبهای روانی ناشی از طرد شدن توسط خانواده و سیستمهای عقیدتی متعصب قرار میدهد.

۷۷. فیلم American Animals
فیلم حیوانات آمریکایی (American Animals) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بارت لیتون (Bart Layton)، اثری نوآورانه در ژانر درام جنایی و سرقت است که مرزهای میان سینمای داستانی و مستند را ترکیب میکند. داستان واقعی درباره چهار دانشجوی کالج در سال ۲۰۰۴ است که نقشه احمقانهای برای دزدیدن کتابهای قدیمی و ارزشمند (از جمله نقاشیهای پرندگان جان جیمز اودوبان) از کتابخانه دانشگاه کنتاکی میکشند؛ لیتون در حین روایت داستانی سرقت با بازی ایوان پیترز و بری کیوگان، از مصاحبههای واقعی با خودِ سارقان واقعی در زمان حال استفاده میکند.
این ساختار روایی دوگانه به بیننده اجازه میدهد تا تفاوت میان فانتزیهای سینمایی سارقان (که تحت تاثیر فیلمهای سرقتی مثل «یازده یار اوشن» بودند) و واقعیت دستوپا چلفتی و پر از ترس دزدی واقعی را درک کند. فیلم نقدی عمیق به فرهنگ بیهدفی جوانان طبقه متوسط آمریکا و میل شدید آنها به خاص بودن به هر قیمتی است.

۷۸. فیلم The Highwaymen
فیلم ماموران بزرگراه (The Highwaymen) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جان لی هنکاک (John Lee Hancock)، درامی جنایی و تاریخی است که داستان تعقیب بانی و کلاید را از زاویه دید پلیس روایت میکند. کوین کاستنر (Kevin Costner) در نقش فرانک همر و وودی هارلسون در نقش مینی گولت، دو رنجر تگزاسی بازنشسته هستند که در سال ۱۹۳۴ توسط دولت برای پیدا کردن و متوقف کردن زوج تبهکار معروف استخدام میشوند؛ آنها با استفاده از روشهای سنتی کارآگاهی در جادههای داستبول آمریکا به تعقیب این دو نفر میپردازند.
فیلم آگاهانه بانی و کلاید را از قاب دوربین حذف میکند و توجه خود را بر روی خستگی فیزیکی، مهارتهای ردیابی رنجرهای پیر و هزینه اخلاقی خشونت متمرکز میسازد. بازسازی دقیق جادهها، ماشینهای قدیمی و فضاهای غبارآلود دهه ۳۰ آمریکا در کنار بازیهای آرام و جاافتاده کاستنر و هارلسون، فضایی نوستالژیک و واقعگرایانه به فیلم بخشیده است.

۷۹. فیلم Everybody Knows
فیلم همه میدانند (Everybody Knows) محصول سال ۲۰۱۸ به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی، درامی معمایی و اسپانیاییزبان است که در یک روستای زیبا در نزدیکی مادرید فیلمبرداری شده است. داستان با بازگشت لورا با بازی پنهلوپه کروز (Penélope Cruz) از آرژانتین به زادگاهش برای عروسی خواهرش آغاز میشود، اما در شب جشن، دختر نوجوان لورا دزدیده میشود؛ این حادثه و تلاش پاکو با بازی خاویر باردم برای پیدا کردن دختر، رازهای مدفون خانوادگی و روابط پنهان گذشته لورا و پاکو را آشکار میکند.
فرهادی سبک درام روانشناختی و معمایی خود را به بستر فرهنگی اسپانیا منتقل کرده و تضاد میان صمیمیت ظاهری روستایی و کینههای طبقاتی و خانوادگی زیرپوستی را به تصویر میکشد. بازیهای حسی و پر تنش زوج طلایی سینمای اسپانیا، بار دراماتیک فیلم را به خوبی منتقل میکند. موسیقی سنتی اسپانیایی و فیلمبرداری زیبای خوزه لوئیس آلکائینه، اتمسفر گرم و در عین حال پرتنش فیلم را تقویت میکند.

۸۰. فیلم Widows
فیلم بیوهها (Widows) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی استیو مککویین (Steve McQueen) و نویسندگی مشترک جیلیان فلین، یک تریلر جنایی و سرقتی هوشمندانه با لایههای اجتماعی عمیق است. داستان پس از مرگ چهار سارق در یک تعقیبوگریز آغاز میشود؛ بیوههای آنها به رهبری ورونیکا با بازی وایولا دیویس (Viola Davis) که با تهدیدات طلبکاران خلافکار همسرهایشان روبرو هستند، تصمیم میگیرند نقشه سرقت بعدی شوهرانشان را خودشان اجرا کنند. الیزابت دبیکی و میشل رودریگز نیز در نقشهای دیگر بیوهها حضور دارند.
مککویین فراتر از یک فیلم اکشن، به بررسی فساد سیاسی در شیکاگو، تضادهای نژادی و توانمندسازی زنان در جامعه خشن مردسالار میپردازد. بازی درخشان وایولا دیویس در نقش زنی مصمم اما سوگوار، در کنار فیلمبرداری خلاقانه شان بابیت، به فیلم ارزش هنری بالایی بخشیده است. این اثر نمونهای موفق از پیوند ژانر اکشن سرقتی هالیوودی با درامهای هنری دغدغهمند است.

جمعبندی نهایی
مرور آثار برجسته سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به وضوح نشان میدهد که سینما در این مقطع، تعادلی شکننده اما شگفتانگیز میان بلاکباسترهای جاهطلبانه و درامهای روانشناختی مستقل برقرار کرده است. تنوع ژانری بالا از وحشتهای موروثی گرفته تا بازسازیهای کلاسیک و بازیهای تعاملی جدید، ثابت کرد که قصهگویی بصری همچنان زنده و پویا است. تماشای این آثار نه تنها سرگرمکننده است، بلکه آیینه تمامنمای چالشهای اجتماعی، خانوادگی و فردی انسان معاصر در آستانه ورود به دههای جدید به شمار میرود.







