بازی خواکین فینیکس در نقش فردی کوئل در فیلم The Master (2012) | غریزی، آسیب‌پذیر، حیوانی، سرگردان، پیچیده

به تصویر کشیدن انسانی که تمام رفتارهایش بر اساس غریزه‌های حیوانی و تروماهای جنگ شکل گرفته کار آسانی نیست. فیلم استاد (The Master) در سال ۲۰۱۲ به کارگردانی پل توماس اندرسون این فرصت را به خواکین فینیکس (Joaquin Phoenix) داد تا یکی از پیچیده‌ترین، وحشی‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه خود را ارائه دهد. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چگونه فینیکس توانست کاراکتر فردی کوئل را به عنوان نمادی از یک روح سرگردان و آسیب‌دیده خلق کند. آیا رابطه او با رهبر فرقه مذهبی یک نجات بود یا یک شکنجه ذهنی جدید؟ بیایید این درام روان‌شناختی عمیق را با هم مرور کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و معرفی عوامل

فیلم استاد (The Master) در سال ۲۰۱۲ به نویسندگی و کارگردانی پل توماس اندرسون (Paul Thomas Anderson) ساخته شد. این اثر درام روان‌شناختی به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای قرن بیست و یکم شناخته می‌شود. خواکین فینیکس در نقش فردی کوئل سرباز سابق جنگ جهانی دوم ظاهر شد و فیلیپ سیمور هافمن فقید نقش لانکستر داد رهبر کاریزماتیک یک جنبش مذهبی موسوم به «هدف» را بازی کرد. امی آدامز نیز در نقش پگی همسر مقتدر و پشت‌پرده لانکستر بازی درخشانی ارائه داد. فیلم‌برداری این اثر با فرمت کمیاب ۷۰ میلی‌متری توسط میهای مالایماره جی‌آر انجام شد که کیفیت بصری بی‌نظیر و عمق میدان شگفت‌انگیزی به تصاویر بخشید. موسیقی متن تجربی و دلهره‌آور فیلم نیز توسط جانی گرینوود گیتاریست گروه ردیوهد ساخته شد.

این فیلم در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی با استقبال خیره‌کننده‌ای مواجه شد. در جشنواره فیلم ونیز فینیکس و هافمن به طور مشترک جایزه بهترین بازیگر مرد (جام ولپی) را دریافت کردند و اندرسون جایزه شیر نقره‌ای بهترین کارگردانی را به دست آورد. فیلم در سه رشته بهترین بازیگر نقش اول مرد (فینیکس)، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (هافمن) و بهترین بازیگر نقش مکمل زن (آدامز) نامزد جایزه اسکار شد که نشان‌دهنده کیفیت بالای تیم بازیگری آن است.

۲. داستان سرگردانی و فروپاشی فردی کوئل

داستان فیلم پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود. فردی کوئل یک ملوان نیروی دریایی آمریکا است که از جنگ بازگشته اما به شدت تحت تاثیر تروماهای روانی و فیزیکی آن قرار دارد. او از اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) رنج می‌برد و رفتارهای جنسی بی‌پروا و اعتیاد شدیدی به الکل‌های دست‌ساز خطرناک (ساخته شده با مواد شیمیایی نظیر سوخت هواپیما) دارد. فردی نمی‌تواند در هیچ شغلی دوام بیاورد؛ ابتدا به عنوان عکاس پرتره و سپس کارگر مزارع کلم کار می‌کند اما به دلیل خشونت‌های ناگهانی و الکلیسم اخراج می‌شود.

یک شب او در حال مستی سوار یک کشتی تفریحی می‌شود که متعلق به لانکستر داد رهبر یک فرقه مذهبی جدید است. داد به جای تحویل دادن فردی به پلیس شیفته معجون‌های الکلی عجیب او و شخصیت وحشی و دست‌نخورده‌اش می‌شود. او تلاش می‌کند فردی را با استفاده از روش‌های درمانی خاص خود که شامل بازجویی‌های روانی مکرر است شفا دهد و به جامعه بازگرداند. این آغاز یک رابطه مرید و مرادی پیچیده و تاریک است که در آن فردی میان تمایل به اهلی شدن و غریزه وحشی و آزاد خود سرگردان می‌ماند.

۳. تحلیل غریزه حیوانی و فیزیک بدنی فینیکس در نقش

خواکین فینیکس برای خلق شخصیت فردی کوئل دست به یک دگرگونی بدنی و رفتاری شگفت‌انگیز زد. او بدن خود را خمیده، نامتقارن و استخوانی کرد. راه رفتن او شبیه به یک حیوان مجروح است که دست‌هایش را نزدیک به باسنش نگه می‌دارد و شانه‌هایش به جلو متمایل هستند. نیمی از صورت فینیکس در طول فیلم به دلیل تنش روانی کاراکتر فلج و منقبض به نظر می‌رسد و حرف زدن او نامفهوم، مبهم و از لای دندان‌های به هم فشرده است که نشان‌دهنده خشم سرکوب‌شده اوست.

این بازی فیزیکی نشان‌دهنده تسلط کامل فینیکس بر متد اکتینگ است. او فردی را نه به عنوان یک بیمار روانی ساده بلکه به عنوان موجودی معرفی می‌کند که زبان تمدن را فراموش کرده و تنها با غرایز بقا، خشونت و میل جنسی هدایت می‌شود. صحنه‌هایی که او در سلول انفرادی زندان خود را به در و دیوار می‌کوبد و توالت فرنگی را خرد می‌کند نمونه‌ای بارز از این وحشی‌گری حیوانی است که تماشاگر را به شدت منقلب می‌کند.

۴. رابطه پیچیده فردی کوئل با لانکستر داد

رابطه بین فردی و لانکستر داد قلب تپنده فیلم استاد است. لانکستر خود را مربی و نجات‌دهنده فردی می‌داند اما در عین حال به آزادی غریزی فردی حسادت می‌کند. فردی تنها کسی است که فریب کلمات قلمبه‌سلمبه لانکستر را نمی‌خورد و با وحشی‌گری خود توخالی بودن نظریات او را آشکار می‌سازد. با این حال فردی به شدت به توجه و تایید لانکستر نیاز دارد زیرا او را به عنوان پدر نداشته‌اش می‌بیند.

تقابل بازی فینیکس و فیلیپ سیمور هافمن یکی از بهترین دوئت‌های بازیگری تاریخ سینماست. آرامش و تسلط کاریزماتیک هافمن در برابر آشفتگی و انفجار فیزیکی فینیکس تضاد دراماتیک بی‌نظیری ایجاد می‌کند. صحنه معروف پردازش (Processing) که در آن لانکستر بدون اینکه به فردی اجازه پلک زدن بدهد سوالات سختی درباره گذشته‌اش می‌پرسد یکی از نفس‌گیرترین صحنه‌های سینماست که در آن هر دو بازیگر در اوج توانایی‌های خود ظاهر می‌شوند.

۵. کارگردانی پل توماس اندرسون و سینمای مولف

پل توماس اندرسون با سبک کارگردانی دقیق و بدون شتاب خود فضایی عالی برای درخشش فینیکس ایجاد کرد. او به جای استفاده از تدوین سریع از برداشت‌های بلند استفاده می‌کند تا بازیگران بتوانند حس صحنه را به طور کامل بسازند. اندرسون به موضوعات مرتبط با تنهایی آمریکایی، خانواده‌های ازهم‌پاشیده و شکل‌گیری فرقه‌ها علاقه زیادی دارد و فیلم استاد نقطه اوج این کاوش‌های مضمونی است.

او دوربین را در فاصله‌ای نزدیک به فینیکس قرار می‌دهد تا هر حرکت چشم و تغییر حالت چهره او ثبت شود. این شیوه فیلم‌سازی مولف به بازیگر اجازه می‌دهد تا لایه‌های پنهان کاراکتر را بدون نیاز به توضیح در دیالوگ‌ها آشکار کند. همکاری اندرسون و فینیکس در این فیلم نشان‌دهنده یک درک متقابل عمیق بین کارگردان و بازیگر است که در کارهای بعدی آن‌ها نیز ادامه یافت.

۶. تروماهای پس از جنگ و سندرم اختلال اضطراب پس از سانحه

شخصیت فردی کوئل بازتابی از هزاران سربازی است که پس از جنگ جهانی دوم نتوانستند خود را با زندگی عادی شهری وفق دهند. جامعه آن‌ها را به عنوان قهرمان می‌ستاید اما از درمان آسیب‌های عمیق روحی آن‌ها ناتوان است. فردی از کابوس‌های شبانه، پارانویا و ناتوانی در تمرکز رنج می‌برد که همگی از نشانه‌های کلاسیک اختلال اضطراب پس از سانحه هستند.

پناه بردن فردی به الکل‌های صنعتی تلاشی ناامیدکننده برای خاموش کردن صدای درون ذهنش است. فینیکس این رنج مداوم را با چنان صداقتی بازی می‌کند که مخاطب بی‌قراری او را حس می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه جنگ هویت انسانی فردی را نابود کرده و او را در وضعیت بقای دائم قرار داده است که در آن هر غریبه‌ای یک تهدید بالقوه به شمار می‌رود.

۷. تقابل عقلانیت فرقه و وحشی‌گری غریزی فردی

فرقه «هدف» به رهبری لانکستر داد ادعا می‌کند که می‌تواند انسان را از قید و بندهای غریزی آزاد کند و روح او را به تعادل برساند. پگی (همسر لانکستر) نمادی از عقلانیت خشک، محاسبه‌گر و کنترل‌کننده فرقه است که فردی را یک موجود خطرناک و اصلاح‌ناپذیر می‌داند. او تلاش می‌کند فردی را طرد کند زیرا حضور او پایه‌های اعتقادی فرقه را سست می‌کند.

فردی در میان این دو نیرو گیر افتاده است: از یک سو تمایل دارد که عضوی از یک خانواده باشد و توسط لانکستر اهلی شود و از سوی دیگر روح وحشی او در برابر قوانین سخت و تمرینات خسته‌کننده فرقه مقاومت می‌کند. بازی فینیکس این کشمکش درونی را به خوبی نشان می‌دهد. او مانند سگی وحشی است که دوست دارد نوازش شود اما با دیدن زنجیر دندان نشان می‌دهد.

۸. جزئیات تکنیکی فیلم‌برداری ۷۰ میلی‌متری و تاثیر آن بر بازی‌ها

تصمیم به فیلم‌برداری فیلم با فرمت ۷۰ میلی‌متری تاثیر شگرفی بر درک مخاطب از بازی‌ها داشت. این فرمت تصاویری بسیار شفاف با جزئیات بالا و رنگ‌های غنی تولید می‌کند که در آن ریزترین تغییرات در چهره بازیگران نمایان است. دوربین میهای مالایماره جی‌آر پوست شکننده، دندان‌های خراب و عرق روی پیشانی فینیکس را با دقتی مستندگونه ثبت می‌کند.

این وضوح تصویری بالا به بازی فینیکس بعدی حسی و مادی می‌بخشد. بیننده حس می‌کند که در کنار فردی در اتاق‌های خفه و کشتی‌های گرم قرار دارد. عمق میدان کم در پرتره‌های فیلم باعث می‌شود که کاراکترها از پس‌زمینه جدا شوند که این موضوع تنهایی و انزوای روانی فردی را در میان جمع به تصویر می‌کشد.

۹. ریشه‌های تاریخی فرقه ساینتولوژی در بستر فیلم

بسیاری از منتقدان و مخاطبان شخصیت لانکستر داد و فرقه او را برداشتی آزاد از ال ران هابارد (L. Ron Hubbard) بنیان‌گذار فرقه ساینتولوژی (Scientology) می‌دانند. روش‌های درمانی لانکستر مانند پردازش شباهت‌های زیادی به روش‌های ممیزی در ساینتولوژی دارد. فیلم نشان می‌دهد که چگونه این فرقه‌ها در دوران پس از جنگ با استفاده از خلاءهای روحی سربازان و افراد سرگردان توانستند نفوذ زیادی کسب کنند.

با این حال فیلم استاد یک اثر افشاگرانه ساده علیه ساینتولوژی نیست. فیلم تمرکز خود را روی رابطه انسانی و نیازهای عاطفی متقابل فردی و لانکستر قرار می‌دهد. بازی فینیکس نشان می‌دهد که چرا یک فرد آسیب‌دیده ممکن است جذب چنین تشکیلاتی شود؛ نه به خاطر اعتقاد به نظریات آن‌ها بلکه به خاطر نیاز شدید به داشتن یک پناهگاه و یک راهنما در دنیای آشفته پس از جنگ.

۱۰. سوءبرداشت‌ها درباره شخصیت فردی کوئل و پیام واقعی فیلم

یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره فیلم این است که فردی کوئل را صرفاً یک مرد دیوانه یا شرور بی‌هدف بدانند. برخی مخاطبان به دلیل رفتارهای خشن و غیرقابل پیش‌بینی او با وی ارتباط برقرار نکردند. اما بازی فینیکس لایه‌ای از معصومیت کودکانه را در زیر این پوسته وحشی نشان می‌دهد. او مانند کودکی است که هرگز یاد نگرفته احساسات خود را ابراز کند و تنها زبان خشونت را بلد است.

پیام واقعی فیلم درباره ناممکن بودن اهلی کردن کامل روح انسان است. لانکستر در پایان فیلم به فردی می‌گوید اگر راهی پیدا کنی که بدون داشتن یک استاد زندگی کنی اولین انسان آزاد تاریخ خواهی بود. بازی فینیکس در صحنه پایانی روی تختخواب نشان می‌دهد که او در نهایت آزادی وحشیانه خود را به امنیت فرقه ترجیح می‌دهد هرچند این انتخاب به معنای ادامه تنهایی و سرگردانی او باشد.

۱۱. بازتاب‌های رسانه‌ای و جدال‌های انتقادی

فیلم استاد پس از اکران بحث‌های انتقادی گسترده‌ای را دامن زد. برخی منتقدان ساختار روایی غیرمتعارف و ابهام فیلم را ستودند و آن را یک اثر هنری خالص دانستند در حالی که برخی دیگر فیلم را بیش از حد سرد و مبهم ارزیابی کردند. با این حال تقریباً تمام منتقدان بر سر نبوغ بازیگری خواکین فینیکس اتفاق نظر داشتند. نقدهای نوشته شده در نیویورک تایمز و رولینگ استون بازی او را یکی از فیزیکی‌ترین و تاثیرگذارترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینما توصیف کردند.

حواشی مربوط به ارتباط فیلم با ساینتولوژی نیز توجه رسانه‌ها را جلب کرد. برخی اعضای با نفوذ هالیوود که با این فرقه ارتباط داشتند نارضایتی خود را ابراز کردند. اما کیفیت هنری فیلم و به ویژه شیمی فوق‌العاده میان فینیکس و هافمن باعث شد که فیلم جایگاه خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار سینمایی قرن بیست و یکم تثبیت کند.

۱۲. اسرار پشت صحنه و آمادگی فیزیکی عجیب فینیکس

تعهد خواکین فینیکس به نقش فردی کوئل شگفت‌انگیز بود. او برای اینکه در صحنه‌های بازجویی دهانش کج و بسته به نظر برسد به دندان‌پزشک مراجعه کرد تا براکت‌ها و سیم‌های خاصی را در دهانش کار بگذارد تا فکش به طور دائم منقبض بماند. او همچنین در طول فیلم‌برداری به شدت الکل مصرف می‌کرد تا حالت گیجی و بی‌قراری فردی را در دنیای واقعی نیز حفظ کند.

فیلیپ سیمور هافمن در مصاحبه‌ای اعلام کرد که انرژی وحشی فینیکس سر صحنه او را نیز به وجد می‌آورد و وادار می‌کرد تا با تمام توان بازی کند. صحنه زندان که در آن فینیکس به طور واقعی به بدنش آسیب رساند بدون هیچ بدلکاری انجام شد که نشان‌دهنده فداکاری بی‌حدومرز او برای هنر بازیگری است. این تلاش‌ها در نهایت نقشی را خلق کرد که همچنان به عنوان یکی از قله‌های بازیگری متد شناخته می‌شود.

جمع‌بندی نهایی

بازی خواکین فینیکس در نقش فردی کوئل در فیلم استاد یک دستاورد بزرگ در بازیگری فیزیکی و غریزی است. او با فدا کردن راحتی بدنی و روانی خود تصویری تکان‌دهنده از تروماهای جنگ و سرگردانی روح بشر ارائه داد. تقابل او با فیلیپ سیمور هافمن و کارگردانی استادانه پل توماس اندرسون اثری خلق کرد که مرزهای تحلیل روان‌شناختی در سینما را جابه‌جا نمود و نشان داد که آزادی واقعی چقدر می‌تواند دردناک و پرهزینه باشد.

سوالات متداول

۱. نوشیدنی خاصی که فردی کوئل در فیلم درست می‌کند از چه موادی ساخته شده است؟
نوشیدنی‌های دست‌ساز فردی از ترکیب مواد بسیار خطرناکی مانند الکل صنعتی، داروهای خواب‌آور و حتی سوخت هواپیما ساخته می‌شدند. او در طول جنگ در نیروی دریایی یاد گرفته بود که چگونه با استفاده از مواد موجود در کشتی این معجون‌های مست‌کننده را بسازد. این نوشیدنی‌ها در فیلم نمادی از تمایل او به خودتخریبی و نابودی بدنش هستند. در واقعیت فینیکس در صحنه‌ها از آب‌میوه و ترکیبات بی‌خطر استفاده می‌کرد.
۲. آیا برای کج شدن فک خواکین فینیکس در فیلم از جلوه‌های ویژه استفاده شد؟
خیر فینیکس برای کج نگه داشتن فکش از هیچ جلوه ویژه‌ای استفاده نکرد بلکه به یک دندان‌پزشک مراجعه کرد. دندان‌پزشک سیم‌ها و بندهای خاصی را در دهان او قرار داد تا فک او به یک سمت کشیده و منقبض شود. این کار باعث شد صحبت کردن او به طور طبیعی نامفهوم و خشن به نظر برسد. این فداکاری فیزیکی نشان‌دهنده تعهد بی‌نظیر او به روش متد اکتینگ است.
۳. رابطه واقعی خواکین فینیکس و فیلیپ سیمور هافمن در پشت صحنه چگونه بود؟
هر دو بازیگر احترام بسیار زیادی برای کار یکدیگر قائل بودند و رابطه‌ای دوستانه داشتند. هافمن معتقد بود انرژی شدید و پیش‌بینی‌نشده فینیکس به او کمک می‌کند تا بازی بهتری ارائه دهد. آن‌ها ساعت‌ها درباره شخصیت‌های خود بحث می‌کردند تا بتوانند تنش دراماتیک صحنه‌ها را بالا ببرند. درگذشت ناگهانی هافمن چند سال بعد از فیلم تاثیر روحی شدیدی بر فینیکس گذاشت.
۴. چرا فیلم‌برداری ۷۰ میلی‌متری برای این اثر انتخاب شد؟
پل توماس اندرسون می‌خواست فیلم حسی کلاسیک، بزرگ و بسیار باشکوه داشته باشد که یادآور سینمای دهه پنجاه باشد. فرمت ۷۰ میلی‌متری جزئیات بی‌نظیری از چهره بازیگران و مناظر اقیانوس را ثبت می‌کند که در فرمت‌های دیجیتال معمولی قابل دسترسی نیست. این انتخاب به فیلم عمق بصری و غنای رنگ فوق‌العاده‌ای بخشید که تجربه تماشای آن را در سینما متمایز کرد. همچنین این اولین فیلم داستانی بزرگ پس از سال‌ها بود که با این فرمت فیلم‌برداری شد.
۵. نقش شخصیت پگی با بازی امی آدامز در فرقه چیست؟
پگی همسر لانکستر داد مغز متفکر واقعی و نیروی کنترل‌کننده پشت‌پرده فرقه است. در حالی که لانکستر چهره‌ای صمیمی و کاریزماتیک دارد پگی بسیار بی‌رحم، ایدئولوژیک و عمل‌گرا است. او فردی را به عنوان تهدیدی برای ساختار فرقه می‌بیند و تلاش می‌کند او را تحت انقیاد درآورد یا اخراج کند. بازی سرد و مقتدرانه امی آدامز تضاد جالبی با مردانگی آشفته فردی ایجاد می‌کند.
۶. صحنه شکستن توالت در زندان چگونه فیلم‌برداری شد؟
این صحنه یکی از خشن‌ترین لحظات فیلم است که کاملاً بداهه و واقعی توسط فینیکس اجرا شد. توالت فرنگی داخل سلول واقعی بود و قرار نبود در فیلم‌نامه شکسته شود اما فینیکس در اوج عصبانیت نقش با تمام قدرت به آن ضربه زد و آن را خرد کرد. او در این صحنه به بدنش آسیب رساند اما بازی را قطع نکرد تا برداشت کامل شود. کارگردان از همین برداشت واقعی در نسخه نهایی فیلم استفاده کرد.
۷. چرا فردی کوئل در پایان فیلم دوباره به سراغ فرقه برنمی‌گردد؟
فردی در ملاقات نهایی خود با لانکستر در لندن متوجه می‌شود که فرقه هرگز نمی‌تواند او را نجات دهد. او درک می‌کند که پذیرش قوانین فرقه به معنای از دست دادن کامل هویت و آزادی‌اش است. لانکستر نیز اعتراف می‌کند که فردی رام‌نشدنی است و باید به مسیر خودش برود. فردی ترجیح می‌دهد با تمام دردها و تنهایی‌اش یک انسان آزاد و غریزی باقی بماند تا اینکه تحت کنترل دیگران باشد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

19 دیدگاه

  1. سلام.آقا اگه می تونی لینکه کامله مراسم اسکار رو برای ما هم بفرست.یه لینکه 5/1 گیگی گیر آوردیم هنوز 200 مگش دانلود نشده بود فایل رو از روی سرور برداشتند!!

  2. بنده دوست داشتم حداقل از نزدیک میدیدمش!
    البته اگه امکانش بود، محض تجربه اندوزی یک بار هم بازیش می کردیم، حالا خوبه که جناب دکتر مجیدی اینترنت پر سرعت و …. دارند، ما چه کنیم که در عهد بوق و کالسکه سیر می کنیم.

  3. لینیک در مورد سپاهان گذاشتید و در زیر اون جمله ای را نوشتید که اصلا از شما انتظار نداشتم .
    دنباله هم قیلتر شد !
    پاسخ: مشکل سپاهان نیست، همان تیمی که چند ماه قبل همه منتظر قهرمانیش در آسیا بودن. مشکل جای دیگری است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]