تکامل گجت‌های دورگه؛ درس‌هایی از اولین تلاش‌ها برای ساخت تبلت‌های مدرن

امروزه تبلت‌های مدرن با کیبوردهای جداشونده و قلم‌های نوری پیشرفته، بخش عمده‌ای از کارهای روزمره و حرفه‌ای ما را انجام می‌دهند و مرز میان کامپیوترهای جیبی و لپ‌تاپ‌ها را کاملاً از بین برده‌اند. اما رسیدن به این نقطه از بلوغ فناوری، مسیری پرفراز و نشیب و مملو از پروژه‌های شکست‌خورده و ایده‌های جلوتر از زمان خود بوده است. اولین گجت‌های دورگه که تلاش می‌کردند قدرت پردازشی یک کامپیوتر رومیزی را با قابلیت حمل یک دستگاه دستی ترکیب کنند، دستگاه‌هایی سنگین، کند و با باتری‌های ضعیف بودند. با این حال، همان تلاش‌های اولیه، پایه‌گذار تحولات شگرفی در نحوه طراحی دستگاه‌های محاسباتی امروز شدند.

در این مقاله قصد داریم به بررسی روند تکامل گجت‌های دورگه بپردازیم و درس‌هایی را که طراحان از اولین تلاش‌ها برای ساخت تبلت‌های مدرن گرفتند، مرور کنیم. چه چیزی باعث شکست پروژه‌های بزرگی همچون تبلت‌های اولیه در اواخر دهه نود و اوایل دهه دو هزار شد؟ چگونه تغییر در معماری پردازنده‌ها و سیستم‌های عامل، مسیر را برای موفقیت این دسته از دستگاه‌ها هموار کرد؟ در ادامه با نگاهی تاریخی و فنی، داستان جذاب این گجت‌های پیشرو را بازخوانی خواهیم کرد تا درک بهتری از دنیای ابزارهای هوشمند امروزی به دست آوریم.

💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که تکامل گجت‌های دورگه چه درس‌هایی داشت؟

تکامل گجت‌های دورگه نشان داد که سخت‌افزار قدرتمند بدون یک رابط کاربری بهینه برای لمس محکوم به شکست است. اولین تبلت‌ها در دهه ۲۰۰۰ به دلیل تلاش برای اجرای ویندوز دسکتاپ روی صفحات لمسی مقاومتی ضعیف با قلم‌های کند شکست خوردند. موفقیت زمانی حاصل شد که معماری پردازنده‌های موبایل ارتقا یافت و طراحان متوجه شدند که تبلت نباید صرفاً یک کامپیوتر کوچک‌شده باشد، بلکه به یک سیستم‌عامل اختصاصی نیاز دارد. امروزه تلفیق کارایی لپ‌تاپ و راحتی گوشی هوشمند در قالب تبلت‌های دو در یک، نتیجه درس گرفتن از آن شکست‌های تاریخی و تمرکز بر روی ارگونومی و طول عمر باتری است.

پیدایش مفهوم کامپیوترهای لوحی و تلاش‌های اولیه در دهه ۹۰

مفهوم کامپیوترهای بدون کیبورد و دستی به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد، اما تلاش‌های تجاری جدی در اوایل دهه ۹۰ میلادی آغاز شد. دستگاه‌هایی مانند اپل نیوتن (Apple Newton) و دستیارهای دیجیتال شخصی درصدد بودند تا نوشتن دستی را با پردازش‌های دیجیتال ترکیب کنند. این دستگاه‌های اولیه به دلیل ضعف شدید در تشخیص دست‌خط و صفحات نمایش تاریک و بدون کنتراست، نتوانستند رضایت کاربران عمومی را جلب کنند.

با این حال، این پروژه‌ها اهمیت قابلیت حمل و یادداشت‌برداری دیجیتال را به اثبات رساندند و مهندسان را وادار کردند تا روی الگوریتم‌های تشخیص متن کار کنند. بزرگ‌ترین درس این دوره این بود که تکنولوژی‌های ورودی اطلاعات باید بدون دردسر و کاملاً طبیعی باشند تا کاربر تمایلی به جایگزین کردن کاغذ با صفحه نمایش داشته باشد. این گام‌های لرزان، مسیر را برای مهندسی پیشرفته‌تر دهه‌های بعد هموار کرد.

نقش پروژه تبلت پی‌سی مایکروسافت در ابتدای قرن بیست و یکم

در سال ۲۰۰۲، بیل گیتس با معرفی رسمی پلتفرم تبلت پی‌سی (Tablet PC) پیش‌بینی کرد که طی چند سال، این دستگاه‌ها به شکل غالب کامپیوترهای شخصی تبدیل خواهند شد. مایکروسافت با همکاری شرکای سخت‌افزاری خود، لپ‌تاپ‌هایی با لولاهای چرخشی طراحی کرد که صفحه نمایش آن‌ها روی کیبورد می‌خوابید و با قلم کار می‌کرد. این دستگاه‌ها مجهز به نسخه خاصی از ویندوز اکس‌پی بودند که از ورودی قلم پشتیبانی می‌کرد.

اگرچه این ایده روی کاغذ بسیار جذاب بود، اما در عمل با استقبال سرد بازار مواجه شد زیرا دستگاه‌ها بسیار ضخیم و گران‌قیمت بودند و کارایی مورد انتظار را نداشتند. مایکروسافت تلاش می‌کرد سیستم‌عامل دسکتاپ خود را بدون تغییرات بنیادی روی این پلتفرم پیاده کند که این امر کار با دستگاه را با قلم بسیار دشوار می‌ساخت. با این حال، این دوره شروع رسمی رقابت برای تعریف استانداردهای تبلت‌های مدرن بود.

چالش‌های سخت‌افزاری؛ وزن، گرما و طول عمر باتری‌های قدیمی

بزرگ‌ترین مانع پیش روی گجت‌های دورگه اولیه، محدودیت‌های سخت‌افزاری زمان خود بود. پردازنده‌های آن دوران که برای کامپیوترهای رومیزی طراحی شده بودند، مصرف انرژی بسیار بالایی داشتند و گرمای زیادی تولید می‌کردند. برای خنک نگه داشتن این دستگاه‌ها، مهندسان ناچار به استفاده از فن‌های پر سر و صدا و بدنه‌های ضخیم بودند که حس خوشایندی در هنگام نگه داشتن در دست ایجاد نمی‌کرد.

علاوه بر این، تکنولوژی باتری‌ها هنوز به بلوغ نرسیده بود و این تبلت‌های اولیه به ندرت می‌توانستند بیش از دو یا سه ساعت بدون شارژ کار کنند. وزن بالا و ضخامت زیاد مانع از آن می‌شد که کاربر بتواند دستگاه را برای طولانی‌مدت مانند یک دفترچه یادداشت در دست بگیرد. این چالش‌های فنی نشان دادند که برای ساخت یک تبلت واقعی، به معماری سخت‌افزاری کاملاً جدیدی نیاز است که مصرف انرژی را در اولویت قرار دهد.

بحران سیستم‌عامل؛ تلاش برای چپاندن ویندوز دسکتاپ در یک صفحه لمسی

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات استراتژیک در طراحی تبلت‌های اولیه، استفاده از سیستم‌عامل‌های دسکتاپ معمولی بود. کلیدها، منوها و پنجره‌های ویندوز اکس‌پی برای کنترل با ماوس و کیبورد طراحی شده بودند و کلیک کردن روی آن‌ها با یک قلم ضخیم روی صفحه لمسی، تجربه‌ای بسیار عذاب‌آور بود. کاربران مجبور بودند برای یک کار ساده مانند باز کردن یک پوشه، چندین بار تلاش کنند.

عدم وجود یک رابط کاربری اختصاصی بهینه‌شده برای لمس انگشت، پاشنه آشیل این دستگاه‌ها شد و خریداران را به سرعت ناامید کرد. طراحان نرم‌افزار به مرور دریافتند که برای یک دستگاه لمسی، باید زبان طراحی جدیدی ابداع کرد که در آن آیکون‌ها بزرگ‌تر و فواصل بین آن‌ها بیشتر باشد. این بحران نشان داد که سخت‌افزار بدون نرم‌افزار متناسب، کارایی خود را به طور کامل از دست می‌دهد.

تکامل صفحات لمسی؛ از قلم‌های مقاومتی تا صفحات خازنی مدرن

تبلت‌های اولیه از صفحات نمایش لمسی مقاومتی (Resistive) استفاده می‌کردند که برای ثبت لمس، نیاز به فشار فیزیکی قلم یا ناخن داشتند. این صفحات فاقد قابلیت مالتی‌تاچ (Multi-touch) یا لمس هم‌زمان چند نقطه بودند و نوشتن روی آن‌ها با تاخیر و عدم دقت همراه بود. این تجربه کاربری ضعیف، مانع از شکل‌گیری یک ارتباط حسی و روان میان کاربر و دستگاه می‌شد.

با معرفی و توسعه صفحات لمسی خازنی (Capacitive) که به الکتریسیته ساکن پوست بدن پاسخ می‌دادند، همه‌چیز تغییر کرد. این فناوری جدید امکان ژست‌های حرکتی مانند زوم با دو انگشت و کشیدن روان صفحات را فراهم ساخت که کار با گجت‌ها را بسیار لذت‌بخش و طبیعی کرد. تکامل نمایشگرها، بزرگ‌ترین جهش فنی بود که رویای ساخت تبلت‌های سبک و خوش‌دست را به واقعیت تبدیل نمود.

درس بزرگ اپل؛ معرفی آیپد و بازتعریف تجربه کاربری تبلت

در سال ۲۰۱۰، استیو جابز با معرفی آیپد (iPad) رویکرد متفاوتی را نسبت به مایکروسافت پیش گرفت. اپل به جای تلاش برای آوردن سیستم‌عامل مک به تبلت، از سیستم‌عامل موبایل خود یعنی iOS استفاده کرد و رابط کاربری را کاملاً برای لمس با انگشتان دست بهینه‌سازی نمود. آیپد نیازی به قلم نداشت، بسیار سبک بود، فن خنک‌کننده نداشت و باتری آن بیش از ده ساعت دوام می‌آورد.

این رویکرد نشان داد که تبلت نباید یک کامپیوتر ضعیف‌شده باشد، بلکه دسته‌بندی جدیدی از محصولات است که برای مصرف محتوا، وب‌گردی و بازی طراحی شده است. آیپد با تمرکز بر سادگی، سرعت و طول عمر باتری، بازار تبلت‌ها را از نو تعریف کرد و رقبا را مجبور ساخت تا استراتژی‌های خود را تغییر دهند. این موفقیت تجاری، جهت حرکت کل صنعت تکنولوژی را برای یک دهه بعد مشخص کرد.

همگرایی سخت‌افزاری و ظهور پردازنده‌های کم‌مصرف موبایلی

موفقیت تبلت‌های مدرن بدون توسعه پردازنده‌های مبتنی بر معماری آرم (ARM) غیرممکن بود. این پردازنده‌ها که در ابتدا برای گوشی هوشمند توسعه یافته بودند، به گونه‌ای طراحی شده بودند که با مصرف ناچیز انرژی، بازدهی پردازشی فوق‌العاده‌ای ارائه دهند و نیازی به فن‌های خنک‌کننده نداشته باشند. این انقلاب سخت‌افزاری به سازندگان اجازه داد تا تبلت‌هایی با ضخامت کمتر از یک سانتی‌متر بسازند.

همگرایی میان چیپست‌های موبایل و دسکتاپ به جایی رسیده است که امروزه پردازنده‌های تبلت‌ها می‌توانند کارهای سنگین ویدیویی و مهندسی را نیز به راحتی انجام دهند. این پیشرفت، آرزوی قدیمی ترکیب قدرت و قابلیت حمل را بدون فدا کردن یکی به نفع دیگری برآورده کرده است. حالا گجت‌های دورگه می‌توانند کارهای پردازشی پیچیده را با کارایی بالا و تولید گرمای بسیار کم انجام دهند.

ورود تبلت‌های تبدیل‌پذیر دو در یک به بازار لپ‌تاپ‌ها

با پیشرفت سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، تبلت‌ها به تدریج آماده شدند تا نقشی فراتر از دستگاه‌های مصرف محتوا ایفا کنند. معرفی سری سرفیس (Surface) توسط مایکروسافت در سال ۲۰۱۲، آغازگر دوران جدیدی از دستگاه‌های تبدیل‌پذیر دو در یک (2-in-1) بود. این دستگاه‌ها با کیبوردهای مغناطیسی سبک و پایه‌های نگهدارنده پشتی، می‌توانستند در یک چشم به هم زدن از تبلت به لپ‌تاپ تبدیل شوند.

این ایده که پیش از این شکست خورده بود، این بار به لطف پردازنده‌های بهینه‌تر و ویندوز مدرن‌تر که رابط لمسی و دسکتاپ را ترکیب کرده بود، به موفقیت بزرگی دست یافت. کاربران حرفه‌ای که به دنبال دستگاهی برای کارهای اداری و در عین حال تماشای فیلم در سفر بودند، سرانجام گجت دورگه واقعی خود را پیدا کردند. این همگرایی، ساختار بازارهای سنتی لپ‌تاپ را به شدت متزلزل کرد.

روانشناسی طراحی صنعتی و نیاز به کیبوردهای فیزیکی در کارهای حرفه‌ای

یکی از درس‌های مهم تکامل گجت‌های دورگه این بود که کیبوردهای مجازی روی صفحه نمایش، هرگز نمی‌توانند برای تایپ‌های طولانی‌مدت جایگزین بازخورد فیزیکی کلیدها شوند. از نظر روانشناسی کاربری، حس ضربه زدن به کلیدهای فیزیکی به افزایش سرعت و کاهش خطاهای نوشتاری کمک شایانی می‌کند. به همین دلیل، کیبوردهای جانبی سبک به بخش جدایی‌ناپذیر تبلت‌های حرفه‌ای تبدیل شدند.

طراحان صنعتی یاد گرفتند که یک تبلت کاری خوب باید بتواند در شرایط مختلف، از میز کار گرفته تا روی پاهای کاربر در مترو، ثبات فیزیکی خود را حفظ کند. این نیاز منجر به طراحی لولاهای مغناطیسی پیچیده و کیبوردهای دارای تاچ‌پد شد که تجربه کاربری کامپیوترهای سنتی را بدون افزایش چشمگیر وزن بازسازی می‌کنند. طراحی صنعتی همواره باید خود را با نیازهای ارگونومیک بدن انسان هماهنگ سازد.

شکست‌های معروف و دستگاه‌های عجیبی که به فراموشی سپرده شدند

در مسیر این تکامل، پروژه‌های عجیبی وجود داشتند که به عنوان نمادهایی از ایده‌های افراطی در تاریخ ثبت شدند. به عنوان مثال، تبلت سونی تبلت پی (Sony Tablet P) با دو صفحه نمایش مجزا که روی هم تا می‌شدند، تلاشی پیش از موعد برای ساخت تبلت‌های تاشو بود که به دلیل ضخامت زیاد و عدم پشتیبانی نرم‌افزاری شکست خورد. یا پروژه تبلت‌های غول‌پیکر ۲۰ اینچی که عملاً قابلیت حمل نداشتند.

این شکست‌ها به شرکت‌ها آموختند که نوآوری بدون کاربرد واقعی و راحتی کاربر در زندگی روزمره، ارزش تجاری نخواهد داشت. هر دستگاه عجیبی که به بازار عرضه شد، بازخوردهای ارزشمندی را برای مهندسان فراهم کرد تا متوجه شوند کاربران واقعاً چه ابعادی و چه وزنی را برای گجت‌های همراه خود ترجیح می‌دهند. این اشتباهات طراحی، هزینه‌هایی بودند که برای رسیدن به بلوغ امروزی پرداخت شدند.

نقش قلم‌های نوری در تبدیل تبلت‌ها به ابزار اصلی طراحان

قلم‌های لمسی قدیمی که فقط به عنوان جایگزین انگشت کار می‌کردند، جای خود را به قلم‌های فعال با تکنولوژی‌های الکترومغناطیسی پیشرفته دادند. شرکت‌هایی مانند وکام (Wacom) و بعدتر اپل با معرفی اپل پنسل، دقت و حساسیت به فشار و زاویه قلم را به سطحی رساندند که با قلم‌های واقعی روی کاغذ رقابت می‌کند. این فناوری، تبلت‌ها را به استودیوی طراحی دیجیتال سیار تبدیل کرد.

امروزه طراحان گرافیک، معماران و تصویرسازان حرفه‌ای بخش عمده‌ای از پروژه‌های خود را مستقیماً روی این صفحات لمسی با کیفیت اجرا می‌کنند. حذف تاخیر میان حرکت قلم و کشیده شدن خط روی صفحه، بزرگ‌ترین موفقیت در این زمینه بود که تجربه طراحی دیجیتال را به شدت طبیعی کرد. قلم نوری از یک ابزار جانبی لوکس، به یک ضرورت کاری در دنیای خلاقیت تبدیل شده است.

آینده گجت‌های دورگه و نسل جدید نمایشگرهای تاشو و انعطاف‌پذیر

آینده گجت‌های دورگه با معرفی صفحات نمایش انعطاف‌پذیر و تاشو در حال شکل‌گیری است. دستگاه‌هایی که در حالت بسته ابعاد یک گوشی هوشمند را دارند و در حالت باز به یک تبلت بزرگ تبدیل می‌شوند، نسل بعدی این تکامل هستند. این گجت‌ها مرزهای بین دسته‌بندی‌های سنتی سخت‌افزار را بیش از پیش کمرنگ می‌کنند و به کاربر اجازه می‌دهند در هر لحظه فرم دستگاه را تغییر دهد.

چالش‌های فعلی این نسل جدید، دوام لولاها، چین‌خوردگی وسط صفحه نمایش و البته قیمت بسیار بالای آن‌ها است. با این حال، همان‌طور که تبلت‌های اولیه مشکلات سخت‌افزاری خود را پشت سر گذاشتند، این فناوری‌های تاشو نیز به مرور زمان بهینه‌تر و ارزان‌تر خواهند شد. ما در آستانه دورانی هستیم که در آن دستگاه‌های ما دیگر فرم فیزیکی ثابتی نخواهند داشت و خود را با نیازهای لحظه‌ای ما تطبیق می‌دهند.

جمع‌بندی نهایی

روند تکامل گجت‌های دورگه از دستگاه‌های سنگین و ناکارآمد دهه ۹۰ به ابزارهای ظریف و قدرتمند امروزی، درسی بزرگ در تاریخ طراحی صنعتی است. این مسیر ثابت کرد که نوآوری سخت‌افزاری همواره باید با نرم‌افزارهای بهینه‌شده و درک عمیق از روانشناسی کاربری همراه باشد. درس‌های گرفته شده از پروژه‌های شکست‌خورده گذشته، استانداردهای امروزی ما در حوزه طول عمر باتری، صفحات لمسی و رابط‌های کاربری را شکل داده‌اند. با ظهور نمایشگرهای تاشو، گجت‌های دورگه در حال ورود به فاز جدیدی از انعطاف‌پذیری هستند که شیوه تعامل ما با تکنولوژی را بار دیگر بازتعریف خواهد کرد.

سوالات متداول

۱. چرا سیستم‌عامل‌های ویندوز در تبلت‌های اولیه دهه ۲۰۰۰ موفق نبودند؟
ویندوز اکس‌پی و نسخه‌های مشابه آن زمان، برای استفاده با ماوس و نشانگرهای بسیار دقیق طراحی شده بودند. اندازه کوچک دکمه‌ها و منوهای کشویی کار با قلم یا لمس انگشت را بسیار دشوار و پر از خطا می‌کرد. همچنین، ویندوز دسکتاپ مصرف منابع سخت‌افزاری بالایی داشت که باتری‌های ضعیف آن دوران را سریعاً خالی می‌کرد. نبود برنامه‌های اختصاصی لمسی دلیل دیگر این شکست تجاری بزرگ بود.
۲. تفاوت میان صفحات لمسی مقاومتی قدیمی با صفحات خازنی مدرن در چیست؟
صفحات مقاومتی بر اساس فشار فیزیکی کار می‌کردند و برای ثبت لمس نیاز به فشرده شدن لایه‌های صفحه داشتند که واکنش آن‌ها را کند می‌کرد. در مقابل، صفحات خازنی با الکتریسیته ساکن انگشت دست فعال می‌شوند و لمس‌های بسیار نرم را در لحظه تشخیص می‌دهند. صفحات خازنی امکان استفاده از چند انگشت به طور هم‌زمان یا همان فناوری مولتی‌تاچ را فراهم کردند. این فناوری تبلت‌ها را به ابزارهایی بسیار پویا و خوش‌دست تبدیل کرد.
۳. نقش معماری پردازنده‌های ARM در نجات تبلت‌ها از نابودی چه بود؟
پردازنده‌های سنتی اینتل گرمای زیادی تولید می‌کردند و نیاز به فن‌های بزرگ و باتری‌های سنگین داشتند که مناسب دستگاه‌های باریک نبود. معماری پردازنده‌های موبایل با بازدهی بالا و مصرف انرژی بسیار کم، نیاز به سیستم‌های خنک‌کننده فعال را کاملاً برطرف کرد. این پردازنده‌ها به تبلت‌ها اجازه دادند که ضخامت بسیار کمی داشته باشند و در عین حال شارژدهی طولانی ارائه کنند. این تغییر ساختاری، امکان تولید صنعتی تبلت‌های مدرن را فراهم ساخت.
۴. چرا اپل با معرفی آیپد اولیه از ارائه قلم خودداری کرد؟
استیو جابز معتقد بود بهترین ابزار اشاره در جهان، انگشتان دست انسان هستند و استفاده از قلم نشان‌دهنده ضعف در طراحی رابط کاربری است. اپل می‌خواست آیپد دستگاهی بسیار ساده و در دسترس برای همه مردم باشد که نیازی به نگهداری از ابزارهای اضافی نداشته باشد. البته سال‌ها بعد با توسعه کاربردهای طراحی و مهندسی، اپل پنسل به عنوان یک ابزار اختیاری و تخصصی معرفی شد. بنابراین، استراتژی اولیه بر روی همه‌گیر کردن تجربه لمس مستقیم متمرکز بود.
۵. آیا تبلت‌های تبدیل‌پذیر دو در یک می‌توانند به طور کامل جایگزین لپ‌تاپ‌های مهندسی شوند؟
برای بسیاری از کارهای اداری، برنامه‌نویسی‌های سبک و طراحی‌های گرافیکی، این دستگاه‌ها به طور کامل نیاز کاربر را برطرف می‌سازند. اما برای کارهای فوق‌سنگین مهندسی، رندرهای سه بعدی پیچیده و بازی‌های سنگین، لپ‌تاپ‌های گیمینگ یا ورک‌استیشن‌ها به دلیل سیستم‌های خنک‌کننده بزرگ‌تر همچنان کارایی بهتری دارند. با این حال، مرز میان این دو با معرفی پردازنده‌های قوی‌تر هر ساله باریک‌تر می‌شود. انتخاب نهایی به نیاز واقعی و بودجه خریدار بستگی دارد.
۶. پروژه مایکروسافت کوری‌یر چیست و چرا هیچ‌وقت به بازار عرضه نشد؟
پروژه کوری‌یر (Courier) طرح مفهومی یک تبلت با دو صفحه نمایش کتابی شکل بود که بر روی یادداشت‌برداری و خلاقیت متمرکز بود. این پروژه به دلیل اختلافات داخلی در مدیریت مایکروسافت بر سر عدم استفاده از سیستم‌عامل ویندوز استاندارد لغو شد. مایکروسافت در آن زمان ترجیح داد منابع خود را روی ویندوز ۸ متمرکز کند که تصمیمی جنجالی بود. بسیاری معتقدند لغو این پروژه شجاعانه، مایکروسافت را سال‌ها از نوآوری‌های لمسی عقب انداخت.
۷. چالش اصلی در توسعه تبلت‌های تاشو امروزی چیست؟
دوام فیزیکی لولاها در باز و بسته شدن‌های متوالی و مقاومت صفحات نمایش پلاستیکی منعطف در برابر خش از چالش‌های اصلی سخت‌افزاری هستند. همچنین، ایجاد چین‌خوردگی در محل تا شدن صفحه نمایش همچنان یک نقص بصری به شمار می‌رود. در لایه نرم‌افزاری نیز، سیستم‌عامل‌ها باید بتوانند جابه‌جایی میان حالت باز و بسته را بدون کوچک‌ترین تاخیر یا به هم ریختگی پنجره‌ها انجام دهند. رفع این موانع، زمان و هزینه‌های تحقیق و توسعه زیادی را می‌طلبد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

10 دیدگاه

  1. بچه ها تبلت فقط (هانی کامب ایسر)
    بهترین تبلت دنیاااااااااااااااااااااااا
    اصن سامسونگ یا اپل در برابر این باید زانو بزنند

  2. با سلام
    آقای دکتر لطف مدل این “تبلت بوک” رو هم بفرمایید
    در ضمن اگه واستون مقدور هست اطلاعات کاملتری از Lenovo Ideapad U1 Hybrid قرار بدید
    با تشکر

    1. راستش همه اطلاعات من برمی‌گرده به همون منبع که لینکش در انتهای پست هست. در آینده پست کامل‌تری در مورد این مدل‌ها هم خواهم داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]