بازی اینگرید برگمن در نقش آنا اندرسون در فیلم Anastasia (1956) | اشرافی، سرگردان، مغرور، باابهت، دراماتیک

شناخت تاریخ سینما بدون تحلیل بازی‌های درخشان بازیگران کلاسیک ناممکن است. خواندن و بررسی این آثار، دانشی ضروری برای علاقه‌مندان به هنرهای دراماتیک است که به ما در درک بهتر شخصیت‌پردازی کمک می‌کند. در این مقاله می‌خواهیم بازی شگفت‌انگیز اینگرید برگمن (Ingrid Bergman) در نقش آنا اندرسون (Anna Anderson) در فیلم آناستازیا (Anastasia) محصول سال ۱۹۵۶ را بررسی کنیم. آیا واقعاً آنا همان شاهزاده خانم گمشده روسیه بود؟ برگمن چگونه توانست میان سرگردانی یک زن بی‌خانمان و ابهت یک ملکه اشرافی تعادل برقرار کند؟ چرا این نقش باعث بازگشت باشکوه او به هالیوود پس از سال‌ها تبعید شد؟ با ما همراه باشید تا جزئیات فنی و داستان‌های پشت پرده این اثر تاریخی و جذاب را با هم مرور کنیم.

۱. شناسنامه فیلم آناستازیا و معرفی عوامل

فیلم سینمایی آناستازیا در سال ۱۹۵۶ میلادی به کارگردانی آناتول لیتواک (Anatole Litvak) ساخته شد. این اثر درام، تاریخی و رمانتیک توسط کمپانی فاکس قرن بیستم تهیه گردید. فیلم‌نامه آن را آرتور لورنتس بر اساس نمایشنامه‌ای نوشته مارسل مورت و گای بولتون به رشته تحریر درآورد. بازیگر نقش اصلی این فیلم، اینگرید برگمن در نقش آنا اندرسون (یا همان آناستازیا) است. در کنار او، ستاره بزرگ و کاریزماتیک آن دوران، یول برینر (Yul Brynner) در نقش ژنرال بونین ظاهر می‌شود. همچنین هلن هیز (Helen Hayes)، بازیگر پیشکسوت و برجسته تئاتر و سینما، نقش ملکه مادر (ماریا فئودورونا) را ایفا می‌کند. موسیقی حماسی و احساسی فیلم توسط آلفرد نیومن ساخته شده که به خوبی فضای اشرافی و دراماتیک اثر را همراهی می‌کند.

این فیلم در لوکیشن‌های مختلفی از جمله لندن، پاریس و کپنهاگ فیلم‌برداری شد تا فضای اروپای پس از جنگ جهانی اول به تصویر کشیده شود. فیلم با بازخورد بسیار مثبت منتقدان روبرو شد و جوایز متعددی را کسب کرد. مهم‌ترین دستاورد فیلم، برنده شدن جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای اینگرید برگمن بود. این جایزه نه تنها تاییدی بر هنر بی‌بدیل او بود، بلکه به عنوان نمادی از پذیرش مجدد او توسط جامعه سینمایی آمریکا پس از جنجال‌های خانوادگی‌اش با روبرتو روسلینی در ایتالیا شناخته شد.

۲. خلاصه داستان فیلم و ماجرای مدعیان سلطنت

داستان فیلم در پاریس سال ۱۹۲۸ اتفاق می‌افتد. ژنرال بونین، یک مهاجر روسی تبار و فرصت‌طلب، به همراه شرکای خود در تلاش است تا مبلغ ده میلیون پوند را که در بانک‌های انگلستان به نام خاندان سلطنتی رومانوف مسدود شده است، تصاحب کند. برای این کار، آن‌ها نیاز دارند دختری را پیدا کنند که ادعا کند آناستازیا، کوچک‌ترین دختر تزار نیکولای دوم است که از اعدام‌های سال ۱۹۱۸ جان سالم به در برده است. بونین با دختری آواره، پریشان و نیمه‌دیوانه به نام آنا اندرسون مواجه می‌شود که از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به شاهزاده خانم دارد. او تصمیم می‌گیرد آنا را تحت آموزش‌های فشرده قرار دهد تا آداب معاشرت، تاریخچه خانوادگی و رفتارهای اشرافی را بیاموزد.

با گذشت زمان، آنا تغییرات شگرفی می‌کند. او نه تنها آموزش‌ها را به سرعت فرا می‌گیرد، بلکه خاطراتی را بازگو می‌کند که بونین هرگز به او یاد نداده است. این موضوع بونین را دچار تردید می‌کند که آیا او واقعاً یک بازیگر است یا خود شاهزاده خانم واقعی. چالش نهایی زمانی رخ می‌دهد که آن‌ها باید ملکه مادر (مادر تزار نیکولای دوم) را که در کپنهاگ زندگی می‌کند و از دست مدعیان دروغین خسته شده است، متقاعد کنند. ملاقات دراماتیک آنا با ملکه مادر، نقطه عطف عاطفی فیلم است؛ جایی که حقیقت هویت آنا در ابهام میان عشق، سیاست و طمع مالی قرار می‌گیرد.

۳. بازگشت باشکوه اینگرید برگمن به هالیوود

حضور اینگرید برگمن در فیلم آناستازیا فراتر از یک انتخاب نقش ساده، یک رویداد مهم در تاریخ صنعت سینما بود. برگمن در اواخر دهه ۱۹۴۰ به دلیل رابطه عاشقانه با کارگردان ایتالیایی روبرتو روسلینی و ترک همسر و فرزندش، مورد غضب افکار عمومی جامعه محافظه‌کار آمریکا قرار گرفته بود. او حتی در مجلس سنای آمریکا مورد انتقاد شدید قرار گرفت و عملاً از هالیوود تبعید شد. او سال‌ها در اروپا به ساخت فیلم‌های هنری پرداخت، اما آناستازیا فرصتی بود تا او دوباره به جریان اصلی سینمای تجاری جهان بازگردد.

تهیه‌کنندگان فاکس قرن بیستم با پذیرش ریسک بزرگ دعوت از او، متوجه شدند که پرستیژ و توانایی بازیگری او می‌تواند مخاطبان را دوباره به سینماها بکشاند. بازی برگمن در نقش زنی که هویت خود را گم کرده و به دنبال پذیرش دوباره است، بازتابی دقیق از زندگی شخصی خودش در آن دوره بود. مردم و منتقدان با دیدن رنج و ابهت او روی پرده سینما، گذشته او را فراموش کردند و او را با آغوش باز پذیرفتند. اسکاری که او برای این فیلم دریافت کرد، یکی از دراماتیک‌ترین لحظات تاریخ هالیوود به شمار می‌رود.

۴. تحلیل فیزیکال و تکنیک بازیگری برگمن

تکنیک بازیگری اینگرید برگمن در آناستازیا مبتنی بر دگرگونی تدریجی فیزیکی و لحنی است. در بخش اول فیلم، او زنی ژنده‌پوش، لرزان و هراسان است که تعادل روانی ندارد. برگمن با استفاده از حرکات سریع چشم، شانه‌های افتاده و صدای لرزان، این درماندگی را به نمایش می‌گذارد. او از هرگونه زیبایی تجملی فاصله می‌گیرد تا فقر و رنج کاراکتر را ملموس کند. این بازی حسی تماشاگر را بلافاصله با کاراکتر همراه کرده و حس ترحم را برمی‌انگیزد.

اما با پیشرفت داستان و آغاز آموزش‌های بونین، فیزیک بازیگری برگمن تغییر می‌کند. او به تدریج قامتش را راست می‌کند، سرش را بالا نگه می‌دارد و راه رفتنش با وقار و طمأنینه همراه می‌شود. تغییر لحن او از جملات کوتاه و نامفهوم به بیانی شمرده، محکم و اشرافی، نشان‌دهنده احیای هویت سلطنتی اوست. این دگرگونی به هیچ وجه ناگهانی و غیرقابل باور نیست؛ برگمن با ظرافت هر چه تمام‌تر، مراحل این گذار روحی و فیزیکی را به تصویر می‌کشد، به طوری که تماشاگر متوجه نمی‌شود کدام بخش بازی است و کدام بخش تجلی حقیقت درونی کاراکتر.

۵. تضاد دراماتیک میان سرگردانی و ابهت اشرافی

شخصیت آنا اندرسون در این فیلم بر پایه یک پارادوکس بزرگ بنا شده است؛ او هم‌زمان یک آواره خیابانی سرگردان و یک پرنسس باابهت رومانوف است. اینگرید برگمن این تضاد دراماتیک را به هسته اصلی بازی خود تبدیل می‌کند. در صحنه‌های مواجهه با بونین، او غرور و سرکشی خاصی نشان می‌دهد که نشان‌دهنده ریشه‌های اصیل اوست. او حاضر نیست به راحتی تسلیم خواسته‌های مادی بونین شود و در عین حال از این که به عنوان یک ابزار برای کسب پول استفاده شود، منزجر است.

ابهت اشرافی او در صحنه ملاقات با ملکه مادر به اوج خود می‌رسد. او در برابر ناباوری و تلخی ملکه، با آرامش و غروری برخورد می‌کند که تنها از یک شاهزاده واقعی انتظار می‌رود. او التماس نمی‌کند، بلکه با یادآوری جزئیاتی بسیار خصوصی و عاطفی، قلب سخت ملکه را نرم می‌کند. برگمن در این صحنه نشان می‌دهد که ابهت واقعی نه در لباس‌های فاخر، بلکه در اصالت رفتار و قدرت رویارویی با حقیقت نهفته است. این بازی دوگانه، تماشاگر را تا لحظه آخر در تعلیق نگه می‌دارد.

۶. بستر تاریخی سقوط رومانوف‌ها و حقیقت آنا اندرسون

فیلم آناستازیا بر اساس یکی از بزرگ‌ترین رازهای قرن بیستم ساخته شده است. پس از تیرباران خانواده سلطنتی روسیه توسط بلشویک‌ها در ژوئیه ۱۹۱۸، شایعات زیادی مبنی بر نجات یافتن آناستازیا رواج یافت. زنان متعددی در سراسر اروپا ادعا کردند که همان شاهزاده خانم گمشده هستند. معروف‌ترین آن‌ها آنا اندرسون بود که سال‌ها در دادگاه‌های آلمان برای اثبات هویت خود جنگید. فیلم لیتواک در زمان حیات آنا اندرسون واقعی ساخته شد؛ زمانی که هنوز پرونده او در جریان بود و علم ژنتیک و آزمایش دی‌ان‌ای (DNA) وجود نداشت تا حقیقت را برملا کند.

این ابهام تاریخی به فیلم کمک کرد تا جذابیتی مضاعف پیدا کند. تماشاگران آن دوره با این سوال روبرو بودند که آیا داستانی که روی پرده می‌بینند واقعیت دارد یا خیر. سال‌ها پس از ساخت فیلم و مرگ آنا اندرسون، آزمایش‌های علمی نشان دادند که او هیچ نسبتی با رومانوف‌ها نداشته و یک کارگر لهستانی به نام فرانتسیسکا شانتسکوفسکا بوده است. اما این کشف علمی هرگز از ارزش هنری فیلم و بازی درخشان اینگرید برگمن نکاست، چرا که فیلم بیشتر از آنکه درباره تاریخ باشد، درباره جستجوی هویت و نیاز انسان به پذیرفته شدن است.

۷. بررسی شیمی بازیگری میان برگمن و یول برینر

یکی از دلایل اصلی موفقیت تجاری و هنری فیلم، شیمی فوق‌العاده میان اینگرید برگمن و یول برینر است. برینر با سر تراشیده، فیزیک قدرتمند و نگاه‌های نافذش، نقش ژنرال بونین را به عنوان مردی مقتدر، سرد و کنترل‌گر ایفا می‌کند. در مقابل، برگمن با ظرافت، شکنندگی و در عین حال سرکشی زنانه ظاهر می‌شود. این تقابل قدرت، پویایی جذابی به رابطه‌شان می‌بخشد. بونین در ابتدا تلاش دارد آنا را مانند یک عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل کند، اما به تدریج مجذوب شخصیت و ابهت او می‌شود.

بازی‌های چشم در چشم این دو بازیگر در صحنه‌های تمرین، سرشار از تنش‌های زیرپوستی و عاطفی است. عشق نافرجام و پنهانی که میان آن‌ها شکل می‌گیرد، بدون ابراز دیالوگ‌های عاشقانه کلیشه‌ای و تنها از طریق نگاه‌ها و سکوت‌ها منتقل می‌شود. برگمن به خوبی نشان می‌دهد که چگونه آنا در عین وابستگی به بونین برای نجات از آوارگی، استقلال فکری و غرور خود را حفظ می‌کند و همین امر بونین را وادار به احترام گذاشتن به او می‌کند.

۸. طراحی صحنه و لباس؛ بازآفرینی شکوه پاریس و لندن

فیلم آناستازیا نمونه‌ای درخشان از تولیدات باشکوه هالیوود در دهه پنجاه میلادی است. طراحی لباس‌های مجلل توسط رنه هوبرت سهم بسزایی در شکل‌گیری شخصیت آناستازیا داشت. لباس‌های ابتدایی آنا، لباس‌هایی کهنه، پاره و بدون شکل هستند که وضعیت روحی آشفته او را بازتاب می‌دهند. اما با ورود او به دنیای اشراف، لباس‌های شب باشکوه، جواهرات گران‌بها و پالتوهای خزدار جای آن‌ها را می‌گیرند. این تغییر پوشش، به برگمن کمک می‌کند تا تغییرات فیزیکی شخصیت را با ابهت بیشتری نشان دهد.

طراحی صحنه‌ها نیز به خوبی تضاد میان محله‌های فقیرنشین پاریس و سالن‌های پذیرایی مجلل کپنهاگ و لندن را به تصویر می‌کشد. استودیوهای فاکس با استفاده از سیستم فیلم‌برداری سینمااسکوپ (CinemaScope) تصاویری عریض و پرجزئیات خلق کردند که شکوه دوران گذشته را زنده می‌کرد. این پس‌زمینه بصری فاخر، قاب مناسبی برای بازی دراماتیک و اشرافی برگمن فراهم کرد تا تماشاگر کاملاً در دنیای رویاگونه شاهزاده خانم غرق شود.

۹. ابعاد روانشناختی بحران هویت در شخصیت آنا

از دیدگاه روانشناختی، شخصیت آنا اندرسون در این فیلم از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و فراموشی گسسته رنج می‌برد. او گذشته خود را به یاد نمی‌آورد و تصاویر پراکنده‌ای از آتش‌سوزی، فرار و خون‌ریزی در ذهنش تداعی می‌شود. این بحران هویت، او را در وضعیتی معلق قرار داده است؛ زنی که نمی‌داند کیست و به کجا تعلق دارد. بازی برگمن این سردرگمی روانی را با مهارتی عجیب به تصویر می‌کشد.

او در صحنه‌هایی که تلاش می‌کند گذشته را به یاد آورد، حالتی از ترس و اشتیاق هم‌زمان را نشان می‌دهد. او از حقیقت می‌ترسد، اما در عین حال برای نجات از بی‌هویتی به آن نیاز دارد. برگمن نشان می‌دهد که چگونه این بحران هویت، آنا را آسیب‌پذیر می‌سازد، به طوری که او در مرز میان باور کردن دروغ‌های بونین و یادآوری خاطرات واقعی خودش سرگردان است. این عمق روانشناختی، بازی او را از یک ملودرام ساده به یک درام روانشناختی عمیق ارتقا می‌دهد.

۱۰. جوایز و بازتاب‌های بین‌المللی فیلم آناستازیا

فیلم آناستازیا پس از اکران با استقبال بی‌نظیر منتقدان و مخاطبان در سراسر جهان مواجه شد. اینگرید برگمن به خاطر بازی درخشانش، جوایز متعددی از جمله جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن درام را دریافت کرد. همچنین حلقه منتقدان فیلم نیویورک او را به عنوان بهترین بازیگر زن سال انتخاب کرد. این موفقیت‌ها نشان داد که هنر بازیگری برگمن قوی‌تر از هرگونه جنجال شخصی و حاشیه سیاسی است.

رسانه‌های بین‌المللی بازگشت او را «معجزه هالیوود» نامیدند و بازی او را یکی از کامل‌ترین نقش‌آفرینی‌های دوران بازیگری‌اش توصیف کردند. فیلم نه تنها در آمریکا بلکه در اروپا و آسیا نیز فروش بسیار خوبی داشت. این اثر ثابت کرد که درام‌های تاریخی و بیوگرافی با تمرکز بر شخصیت‌پردازی قوی، همچنان پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب انبوه دارند و می‌توانند استانداردهای هنری سینما را ارتقا بخشند.

۱۱. تفاوت‌های اقتباس سینمایی با رویدادهای واقعی

فیلم آناستازیا اگرچه بر اساس داستان واقعی آنا اندرسون ساخته شده است، اما برای جذابیت‌های دراماتیک دستخوش تغییرات زیادی شده است. در واقعیت، آنا اندرسون هرگز توسط یک ژنرال سابق روس مانند بونین آموزش ندید تا نقش پرنسس را بازی کند؛ بلکه او خودجوش این ادعا را مطرح کرد و حامیانی در میان اشراف مهاجر یافت. همچنین ملاقات رمانتیک و دراماتیک او با ملکه مادر ماریا فئودورونا در واقعیت هرگز اتفاق نیفتاد. ملکه مادر تا پایان عمرش از ملاقات با او امتناع کرد و او را یک شیاد دانست.

فیلم‌نامه‌نویسان با ایجاد این تغییرات، درامی قوی‌تر و متمرکز بر روابط انسانی خلق کردند. بازی برگمن در صحنه رویارویی با ملکه مادر به قدری متقاعدکننده است که تماشاگر ترجیح می‌دهد حقیقت تلخ تاریخی را نادیده بگیرد و رویای نجات شاهزاده خانم را باور کند. این اثر نشان می‌دهد که چگونه سینما می‌تواند تاریخ را بازنویسی کند تا حقیقتی عاطفی و زیباتر را به جای واقعیت خشن تاریخی ارائه دهد.

۱۲. اهمیت فیلم در سینمای ملودرام دهه پنجاه میلادی

دهه ۱۹۵۰ دوران شکوفایی سینمای ملودرام و درام‌های تاریخی مجلل در هالیوود بود. فیلم‌هایی مانند آناستازیا تلاش می‌کردند با تمرکز بر احساسات عمیق انسانی، شکوه بصری و موسیقی ارکسترال بزرگ، مخاطبان را که با ظهور تلویزیون خانگی از سینماها دور شده بودند، دوباره جذب کنند. بازی اینگرید برگمن در این فیلم نمونه‌ای ایده‌آل از بازیگری ملودراماتیک با وقار کلاسیک است؛ بازیگری که احساسات شدید را بدون سقوط به ورطه اغراق‌های بیهوده به نمایش می‌گذارد.

میراث این فیلم و بازی برگمن در دهه‌های بعد نیز زنده ماند. انیمیشن معروف آناستازیا محصول سال ۱۹۹۷ و اقتباس‌های تئاتری متعدد، همگی تحت تاثیر ساختار روایی و شخصیت‌پردازی این اثر کلاسیک بودند. بازی برگمن در نقش آنا اندرسون همچنان به عنوان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های تصویرسازی پرنسس‌های گمشده در تاریخ سینما شناخته می‌شود و الهام‌بخش بسیاری از بازیگران در ایفای نقش‌های مشابه بوده است.

جمع‌بندی نهایی

بازی شگفت‌انگیز اینگرید برگمن در نقش آنا اندرسون در فیلم آناستازیا، شاهکاری از نمایش تضادهای درونی انسان میان آوارگی روحی و ابهت ذاتی است. او با این بازی نه تنها هویت گم‌شده کاراکتر خود را بازسازی کرد، بلکه هویت هنری خود را نیز در سینمای هالیوود احیا نمود. دگرگونی ظریف فیزیکی و بیانی او در کنار شیمی بی‌نظیرش با یول برینر، اثری را خلق کرد که پس از گذشت دهه‌ها همچنان یکی از درخشان‌ترین درام‌های تاریخی سینمای کلاسیک به شمار می‌رود. تماشای این اثر برای درک قدرت تطبیق‌پذیری بازیگر ضروری است.

سوالات متداول

۱. آیا آنا اندرسون واقعی واقعاً همان شاهزاده خانم آناستازیا بود؟
خیر، سال‌ها پس از مرگ او و با پیشرفت علم ژنتیک، آزمایش‌های دی‌ان‌ای نشان دادند که او هیچ نسبتی با خاندان سلطنتی رومانوف نداشته است. هویت واقعی او فرانتسیسکا شانتسکوفسکا، یک کارگر کارخانه لهستانی بود که از مشکلات روانی رنج می‌برد. او پس از ناپدید شدن از آسایشگاه روانی، ادعای شاهزاده بودن را مطرح کرد. این راز سرانجام در دهه نود میلادی به طور کامل فاش شد.
۲. چرا این فیلم به عنوان بازگشت اینگرید برگمن به هالیوود نامیده می‌شود؟
برگمن به دلیل رابطه عاشقانه جنجالی‌اش با روبرتو روسلینی و ترک خانواده‌اش، سال‌ها توسط جامعه آمریکا بایکوت شده بود. فیلم آناستازیا اولین همکاری بزرگ او با یک کمپانی هالیوودی پس از هفت سال دوری و کار در اروپا بود. بازی درخشان او در این فیلم و موفقیت آن، افکار عمومی را تغییر داد. جایزه اسکاری که برای این نقش گرفت، این بازگشت را کامل کرد.
۳. بازیگر مقابل اینگرید برگمن در این فیلم چه کسی بود و چه نقشی داشت؟
یول برینر، بازیگر مطرح و کاریزماتیک هالیوود، نقش ژنرال بونین را در این فیلم بازی می‌کرد. او یک افسر سابق ارتش تزار بود که برای به دست آوردن پول‌های مسدود شده، آنا را آموزش می‌داد. شیمی بازیگری قوی میان او و برگمن یکی از محرک‌های اصلی جذابیت دراماتیک فیلم بود. بازی برینر در نقش مردی سرد و کنترل‌گر، مکمل بازی شکننده برگمن شد.
۴. آیا موسیقی فیلم آناستازیا جایزه‌ای دریافت کرد؟
موسیقی متن فیلم که توسط آهنگساز بزرگ آلفرد نیومن ساخته شده بود، نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی متن درام شد. این موسیقی حماسی و رمانتیک به خوبی احساسات متناقض شخصیت آنا را منعکس می‌کرد. آهنگساز با استفاده از تم‌های موسیقی سنتی روسی، به فیلم اصالتی تاریخی بخشید. این اثر همچنان به عنوان یکی از کارهای شاخص نیومن شناخته می‌شود.
۵. نقش ملکه مادر در داستان چیست و چه کسی آن را بازی کرد؟
ملکه مادر (ماریا فئودورونا) مادر تزار نیکولای دوم است که پس از سقوط امپراتوری در اروپا زندگی می‌کند. او تنها کسی است که تاییدش می‌تواند هویت واقعی آناستازیا را اثبات کند. این نقش حساس را هلن هیز، بازیگر نامدار تئاتر بازی کرد. صحنه مواجهه او با اینگرید برگمن از تاثیرگذارترین صحنه‌های عاطفی تاریخ سینما است.
۶. کارگردان فیلم، آناتول لیتواک، چه ویژگی خاصی در کار با برگمن داشت؟
لیتواک که خود زاده روسیه بود، درک عمیقی از فرهنگ و تاریخ روسیه تزار داشت. او فضایی بسیار امن و خلاقانه برای برگمن ایجاد کرد تا بتواند با آرامش روی نقش کار کند. لیتواک با استفاده از نماهای متوسط و کلوزآپ‌های مناسب، احساسات درونی برگمن را به تصویر کشید. همکاری صمیمانه آن‌ها به موفقیت هنری فیلم کمک شایانی کرد.
۷. آیا انیمیشن معروف آناستازیا (۱۹۹۷) اقتباسی از این فیلم است؟
بله، انیمیشن معروف کمپانی فاکس قرن بیستم در سال ۱۹۹۷ به وضوح از پیرنگ داستانی این فیلم کلاسیک الهام گرفته است. در آن انیمیشن نیز شخصیت دیمیتری نقشی مشابه ژنرال بونین دارد که دختری آواره را آموزش می‌دهد. البته در انیمیشن عناصر فانتزی و موزیکال زیادی برای مخاطبان کودک اضافه شده است. با این حال ساختار اصلی قصه کاملاً وفادار به فیلم ۱۹۵۶ است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

23 دیدگاه

  1. سلام . توی چند تا نوشته قبل راجع به لاست – قسمت اخر سیزن 4 نوشته بودین . من تا اپیزود 14 سیزن 4 رو دارم . آیا منظور شما قسمت 24 بوده ؟ اگه اینطوره ، میشه بگین از کجا گرفتین ؟
    پاسخ: سیزن چهارم تمام شده. باید منتظر سیزن 5 ماند.

  2. سلام دوست عزیز
    بنده به دنبال مطالبی برای معرفی اینترنت به یک پرستار می‌گردم. این مطلب کمک خوبی به من است. آیا مطالب دیگری هم سراغ دارید؟ در صورت امکان به بنده ایمیل بزنید.

    1. dear friend,
      it should be noted that penicillin was not made by Fleming but it was discovered by him accidentally ,a group of doctors in oxford university studied the report papers and tried so hard to produce it n their small lab. the head of them was Dr.Howard Florey.u can see it here:

      http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/tv/reviews/breaking-the-mould-the-story-of-penicillin-bbc4brhow-the-other-half-live-channel-4-1765997.html

  3. سلام
    اقا واقعا یک پزشک اینقدر وقت دارد که این قدر پست تخصصی بزند ؟!!!
    ناراحت نشی اقای دکتر این همه تخصص وعلاقه و پشتکارت رو چشمم کف پاتون از طریق ریدر گوگل دنبال می کنم خسته نباشید.خدا قوت

  4. خیلی ممنون بابت این پستتون مزیدی جان .
    ازون جایی که من خودم رشته ام تجربی هست و علاقه شدیدی هم دارم به دیدن عمل های مختلف جراحی چه از نزدیک چه از طریق ویدئو ، این سایت برای من یکی خیلی جالب بود و مفید واقع شذ .
    ازین کارها بیشتر بکنید :)

  5. جناب دکتر خود من هم با توجه به اینکه حرفه ام پزشکی نیست ولی تا بحال چند فیلم مربوط به جراحی دیدم و برام هم جالب بوده.ولی مهم برداشت از فیلمها از لحاظ تکنیکهای پزشکی در جراحی است که امثال بنده فقط یک تماشاگر هستیم نه چیزی بیشتر.موفق باشید.

  6. سلام دکتر . من اربیت دانلودر را دارم ولی وقتی ویدیو شروع به پخش میکنه اربیت دانلودر کار نمیکنه ؟؟؟ به نظر شما چه باید کرد ؟؟ ممنون از مطالب مفیدتون .

  7. دکتر عزیز
    با سلام
    2-3 روز قبل یک وبلاگ پزشکی معرفی کردی که حذفش کردی
    اگر امکان دارد لینکش را برایم بفرستید
    ممنون

  8. حتمآ بنویسین . به نظر من اتفاقآ این موارد خیلی هم جالب هستن

    من برادرم جراح هست و به خاطر برخوردهای نزدیکی که با کار پزشک

    ها دارم متوجه شدم که دانش فردی درباره موارد و مسائل پزشکی

    هر چه بالاتر باشه ، سلامتی انسان هم بیشتر تامین میشه ، مثلآ

    فکر می کنم اگه حتی اگه صحنه یه عمل جراحی خاص رو هم ببینم

    اگه بعدآ برای خودم پیش اومد ، دید بهتری به قضیه و سالم شدنم

    دارم :)

  9. سلام
    خیلی جالب بود. من همیشه وبلاگتان را می خوانم بنابراین تقریبا مطمئن هستم هیچ پستی ننوشته بودید که همه این کلون های پزشکی را یکجا معرفی کنید. اگر نوشته بودید خیلی مفید بود.
    درهرحال ممنون

  10. آقای دکتر سلام
    خواهش می کنم دیدن این ویدئو ها رو به همه توصیه نکنید.
    من با اینکه خودم سزارین کرده بودم از دیدن چند دقیقه فیلم این عمل تا مدتها بدحال بودم.
    به نظرم همه تحمل دیدن اون لحظه ها رو خصوصا اگر تجربه عملش رو داشته باشن ندارن.

  11. سلام خسته نباشید
    یه سوال داشتم
    اگه من بخوام فید سایت شما رو به همین صورت که شما فید ها رو گذاشتید تو سایتم بذارم چی کار باید بکنم
    ضمنا میتونم این افتخارو داشته باشم که با شما تبادل لینک کنم؟
    ممنون

  12. من سایت OR Live رو برای این منظور استفاده می کردم. جراحی ها رو زنده پخش می کنه. معمولا می توانی در حین جراحی از جراح سوال بپرسی که جواب هم خواهد داد. آرشیو جراحی های گذشته رو هم داره.
    http://www.or-live.com

  13. سلام.من دانشجوی پزشکیم.
    برای کار تو مرکز تحقیقلت دانشکده از ما خواسته شده که بین چند تا طرح یکی رو انتخاب کنیم من سال اول هستم و زیاد در این رابطه چیزی نمی دونم (منظورم جای کار روی طرح هست)می خواستم نظر شما رو بدونم و اگر لطف کنید و خودتون موضوعی رو که بشه روش کار کرد و مقاله ارائه داد رو بهم معرفی کنید.موضوع ها:کشت ملانوسیت.سرطان.خود ایمنی.در مورد سرطان و خود ایمنی اگر شاخهی خاصی به نظرتون جدید اومد رو لطفا بهم معرفی کنید.
    با سپاس فراوان.تارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]