بازی برد پیت در نقش میکی اونیل در فیلم Snatch (2000) | غیرقابل‌فهم، بوکسور، شوخ، جسور، متفاوت

فیلم قاپ‌زنی (Snatch) به کارگردانی گای ریچی (Guy Ritchie) یکی از نمادهای کمدی سیاه و جنایی سینمای بریتانیا در آغاز هزاره جدید است. نقش‌آفرینی برد پیت در نقش میکی اونیل (Mickey O’Neil)، یک بوکسور کولی ایرلندی با لهجه‌ای کاملا غیرقابل‌فهم، یکی از جسورانه‌ترین و متفاوت‌ترین بازی‌های کارنامه اوست. این مقاله به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید چگونه برد پیت با پذیرش نقشی فرعی اما بسیار تاثیرگذار، کلیشه‌های ستاره زیبا و خوش‌تیپ هالیوود را شکست. آیا این لهجه عجیب و غریب یک ابزار کمدی ساده بود یا لایه‌ای عمیق‌تر از هویت فرهنگی این کاراکتر را نشان می‌داد؟ در این نوشته قصد داریم جنبه‌های گوناگون بازی فیزیکی و شوخ‌طبعانه برد پیت در این فیلم کالت را بررسی کنیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و معرفی فیلم قاپ‌زنی

فیلم سینمایی قاپ‌زنی محصول سال ۲۰۰۰ به نویسندگی و کارگردانی گای ریچی است. این فیلم دومین اثر بلند ریچی پس از موفقیت فیلم قفل، انبار و دو بشکه باروت است. در این فیلم بازیگرانی چون جیسون استاتهام (Jason Statham)، بنیسیو دل تورو (Benicio del Toro)، آلن فورد و برد پیت به ایفای نقش پرداخته‌اند. فیلم با بودجه‌ای در حدود ۱۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست به فروش جهانی معادل ۸۳ میلیون دلار دست یابد. این اثر کمدی سیاه جنایی به دلیل تدوین سریع، دیالوگ‌های چندپهلوی خنده‌دار و موسیقی متن فوق‌العاده‌اش مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفت و جایگاه گای ریچی را به عنوان یکی از کارگردانان صاحب‌سبک سینمای بریتانیا تثبیت کرد.

میکی اونیل به عنوان یک بوکسور کولی (Pikey) در فیلم معرفی می‌شود که به صورت غیرقانونی در مسابقات بدون دستکش مبارزه می‌کند. حضور برد پیت در این فیلم انگلیسی جذابیت تجاری ویژه‌ای به آن بخشید. پیت که شیفته کار قبلی گای ریچی شده بود شخصاً از او خواست تا نقشی در فیلم جدیدش به او بدهد. از آنجا که پیت نمی‌توانست لهجه لندنی را به خوبی اجرا کند گای ریچی این نقش خاص کولی ایرلندی را برای او طراحی کرد تا از توانایی‌های بازیگری فیزیکی و طنزآمیز پیت به بهترین شکل استفاده کند.

۲. خلاصه داستان پرپیچ‌وخم و کمدی سیاه گای ریچی

داستان فیلم قاپ‌زنی از دو خط داستانی موازی تشکیل شده است که در نهایت به یکدیگر متصل می‌شوند. خط اول مربوط به یک الماس ۸۶ قیراطی دزدیده شده است که گروهی از جنایتکاران مختلف در لندن به دنبال آن هستند. خط دوم داستانی درباره یک برگزارکننده مسابقات بوکس غیرقانونی به نام ترکیش با بازی جیسون استاتهام و شریکش تامی است. آن‌ها پس از آسیب دیدن بوکسور اصلی‌شان قبل از یک مسابقه مهم با یک باند مافیایی خطرناک به رهبری بریک‌تاپ (Brick Top) روبرو می‌شوند. آن‌ها برای نجات خود به سراغ میکی اونیل کولی می‌روند که در جریان معامله یک کاروان مسافرتی قدرت مشت‌زنی فوق‌العاده‌اش را کشف کرده‌اند.

میکی موافقت می‌کند که در مسابقه شرکت کند اما به شرطی که ترکیش برای مادرش یک کاروان جدید بخرد. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که بریک‌تاپ از میکی می‌خواهد در راند چهارم مسابقه عمدا ببازد تا آن‌ها در شرط‌بندی سود ببرند. اما میکی در مسابقه اول خلاف دستور عمل می‌کند و حریف را ناک‌اوت می‌کند. این موضوع خشم بریک‌تاپ را برمی‌انگیزد و او برای انتقام کاروان مادر میکی را آتش می‌زند که منجر به مرگ مادر او می‌شود. میکی در مسابقه نهایی نقشه‌ای هوشمندانه برای انتقام از بریک‌تاپ و دارودسته‌اش طراحی می‌کند که کل شبکه جنایی فیلم را به هم می‌ریزد.

۳. تحلیل بازیگری برد پیت و لهجه غیرقابل‌فهم کولی‌ها

نقطه قوت اصلی بازی برد پیت در نقش میکی اونیل استفاده خلاقانه او از لهجه کولی‌های ایرلندی (Irish Traveller) است. این لهجه که ترکیبی از انگلیسی سریع کلمات محلی و آواهای نامفهوم است به قدری عجیب اجرا شده که حتی کاراکترهای دیگر فیلم نیز متوجه حرف‌های او نمی‌شوند. پیت با درک درست از این ویژگی کمدی دیالوگ‌های خود را با سرعتی بالا و حالتی روان و بدون وقفه بیان می‌کند. این ویژگی زبانی تضاد خنده‌داری با ظاهر سرسخت و خشن او به عنوان یک بوکسور ایجاد می‌کند.

پیت علاوه بر لهجه از نظر فیزیکی نیز بازی بسیار متفاوتی ارائه می‌دهد. او با تاتوهای متعدد روی بدن، راه رفتن خاص کولی‌ها و میمیک‌های صورت که نشان‌دهنده بی‌خیالی و شیطنت کاراکتر است میکی را زنده می‌کند. او در رینگ بوکس حرکاتی شبیه به رقص دارد و با خونسردی ضربات سنگین حریفان را تحمل می‌کند تا در یک لحظه مناسب با مشتی مرگبار کار را تمام کند. این بازی پرانرژی و سرشار از شوخ‌طبعی نشان داد که پیت ترسی از شکستن تصویر هالیوودی خود و فرو رفتن در نقش‌های کثیف و حاشیه‌ای ندارد.

۴. روانشناسی کاراکتر میکی؛ جسارت بی‌حد و وفاداری به خانواده

میکی اونیل از منظر روانشناختی شخصیتی است که کاملا بر اساس غرایز اولیه و وفاداری خانوادگی عمل می‌کند. برای او قوانین جامعه مدرن یا تهدیدهای گانگسترهای بزرگ لندن هیچ اهمیتی ندارد. تنها چیزهای مهم در زندگی او خانواده‌اش مادرش و سگ‌هایش هستند. این وفاداری خانوادگی نیروی محرک اصلی او در طول داستان است. مرگ مادرش او را از یک دلقک شوخ‌طبع به یک ماشین انتقام‌جوی سرد و محاسبه‌گر تبدیل می‌کند که با خونسردی برنامه نابودی دشمنانش را می‌چیند.

جسارت میکی ناشی از نوعی بی‌باکی کولی‌وار است که ترسی از دست دادن چیزهای مادی ندارد. او در دنیایی زندگی می‌کند که همه چیز در حرکت و تغییر است بنابراین به راحتی ریسک می‌کند. او در مواجهه با گانگسترهایی مثل بریک‌تاپ که کل شهر از آن‌ها می‌ترسند ترسی نشان نمی‌دهد و حتی آن‌ها را به بازی می‌گیرد. این روانشناسی رها و غیرقابل‌پیش‌بینی میکی او را به قدرتمندترین مهره در شطرنج جنایی فیلم تبدیل می‌کند زیرا دشمنانش نمی‌توانند قدم بعدی او را حدس بزنند.

۵. ریشه‌های فرهنگی کولی‌های ایرلندی در بریتانیا

شخصیت میکی اونیل نماینده گروهی از مردم در بریتانیا و ایرلند است که به عنوان مسافران ایرلندی یا کولی‌های ایرلندی شناخته می‌شوند. این گروه دارای زبان، آداب و رسوم و سبک زندگی متفاوتی نسبت به جامعه شهری هستند. آن‌ها معمولا در کاروان‌های مسافرتی زندگی می‌کنند و به کارهای موقتی مانند خرید و فروش آهن‌آلات قدیمی یا پرورش سگ و بوکس بدون دستکش مشغولند. جامعه بریتانیا در آن زمان نگاهی منفی به این گروه داشت و آن‌ها را با القاب تحقیرآمیزی مانند پایکی (Pikey) صدا می‌زد.

گای ریچی با ظرافت فراوان این ویژگی‌های فرهنگی را در فیلم به تصویر کشیده است. اصرار میکی بر خرید کاروان برای مادرش، علاقه شدید او به سگ‌های شکاری و سنت مبارزات بوکس خیابانی همگی ریشه در فرهنگ واقعی این کولی‌ها دارند. برد پیت با مطالعه رفتارهای واقعی این گروه توانست تصویری نسبتا دقیق و در عین حال کمدی از آن‌ها ارائه دهد که فراتر از یک کاریکاتور ساده است و هویت متمایز این اقلیت فرهنگی را به نمایش می‌گذارد.

۶. داستان‌های پشت‌صحنه و نحوه ورود برد پیت به پروژه

یکی از داستان‌های جذاب پشت‌صحنه فیلم نحوه پیوستن برد پیت به این پروژه کوچک بریتانیایی است. پیت پس از تماشای فیلم اول گای ریچی به قدری هیجان‌زده شده بود که با ریچی تماس گرفت و گفت حاضر است در فیلم بعدی او با هر دستمزدی بازی کند. ریچی ابتدا نگران بود که حضور یک ستاره بزرگ آمریکایی توازن فیلم مستقل او را به هم بزند اما متوجه شد که این حضور می‌تواند به فروش بین‌المللی فیلم کمک کند. مشکل بزرگ این بود که پیت نمی‌توانست لهجه غلیظ لندنی (Cockney) را برای نقش‌های دیگر فیلم اجرا کند.

ایده لهجه نامفهوم میکی زمانی به ذهن گای ریچی رسید که منتقدان از لهجه‌های فیلم اول او شکایت کرده بودند و می‌گفتند فهمیدن حرف‌های بازیگران سخت است. ریچی تصمیم گرفت به عنوان یک شوخی با منتقدان کاراکتری خلق کند که حرف زدنش واقعا غیرقابل‌فهم باشد. پیت از این ایده استقبال کرد و با تمرینات مداوم توانست این گویش عجیب را خلق کند. پیت در طول فیلمبرداری رابطه بسیار خوبی با بازیگران محلی داشت و بسیاری از دیالوگ‌های او به صورت بداهه سر صحنه شکل گرفتند.

۷. نمادشناسی میکی اونیل به عنوان نیروی آشوب و شانس

در ساختار روایی فیلم قاپ‌زنی میکی اونیل به عنوان نمادی از نیروی آشوب (Chaos) و شانس عمل می‌کند. در دنیایی که گانگسترها تلاش می‌کنند همه چیز را با پول اسلحه و برنامه‌ریزی کنترل کنند میکی با رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی خود تمام برنامه‌های آن‌ها را خراب می‌کند. او بدون توجه به محاسبات ریاضی شرط‌بندی‌ها حریفان را در رینگ ناک‌اوت می‌کند و در نهایت با نقشه‌ای ساده اما هوشمندانه گانگستر باسابقه را فریب می‌دهد.

میکی همچنین نمادی از شانس بقا در دنیای مدرن است. او با تکیه بر غریزه و مهارت‌های بدنی خود از تمامی توطئه‌ها جان سالم به در می‌برد در حالی که جنایتکاران حرفه‌ای با نقشه‌های پیچیده‌شان یکی پس از دیگری نابود می‌شوند. کاروان او که همواره در حال حرکت است نمادی از رهایی و عدم وابستگی به دنیای مادی شهر است که به او اجازه می‌دهد همیشه یک قدم جلوتر از دشمنانش باشد.

۸. تاثیر فرهنگی کاراکتر میکی و دیالوگ‌های ماندگار او

شخصیت میکی اونیل پس از اکران فیلم به سرعت به یکی از نمادهای محبوب فرهنگ پاپ تبدیل شد. لهجه نامفهوم او و عباراتی که به کار می‌برد به سرعت در میان جوانان و رسانه‌ها کپی شد. دیالوگ‌های او درباره سگ‌ها یا اصرارش بر خرید کاروان زرد رنگ برای مادرش هنوز هم جزو بخش‌های پرطرفدار فیلم در شبکه‌های اجتماعی هستند. منتقدان سینمایی بازی پیت را به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های کمدی فیزیکی در سینمای جنایی تحسین کردند.

این نقش‌آفرینی نشان داد که بازیگران بزرگ هالیوود می‌توانند با خروج از منطقه امن خود و پذیرش نقش‌های نامتعارف مسیرهای جدیدی را در بازیگری تجربه کنند. میکی اونیل الگویی برای شخصیت‌های کولی و بوکسور در فیلم‌های بعدی شد و تاثیر زیادی بر کمدی‌های جنایی دهه ۲۰۰۰ گذاشت. این کاراکتر اثبات کرد که جذابیت یک بازیگر لزوماً در چهره زیبا یا دیالوگ‌های شیک نیست بلکه در توانایی خلق یک هویت منحصربه‌فرد و ماندگار است.

۹. مقایسه میکی با دیگر کاراکترهای بوکسور تاریخ سینما

میکی اونیل را می‌توان با بوکسورهای معروفی چون راکی بالبوآ یا کاراکترهای فیلم گاو خشمگین مقایسه کرد. برخلاف راکی که نمادی از تلاش پشتکار و رویای آمریکایی برای رسیدن به قهرمانی است میکی هیچ علاقه‌ای به کمربند قهرمانی یا افتخار ورزشی ندارد. برای او بوکس تنها وسیله‌ای برای کسب درآمد فوری و دفاع از خانواده است. او ترجیح می‌دهد در مسابقات غیرقانونی بدون دستکش مبارزه کند تا اینکه وارد سیستم رسمی ورزش شود.

در مقایسه با گاو خشمگین که خشونت درون رینگ بازتابی از خودویرانگری و مشکلات روانی کاراکتر بود خشونت میکی در رینگ بسیار طبیعی پاک و بدون کینه است. او حریف را می‌زند چون کارش این است و بلافاصله پس از پایان مسابقه با او دست می‌دهد. این نگاه غیردراماتیک و کاربردی به ورزش بوکس میکی اونیل را به یکی از متفاوت‌ترین بوکسورهای تاریخ سینما تبدیل کرده است که ورزش را از زاویه‌ای کاملا مردمی و خیابانی نشان می‌دهد.

۱۰. سوءبرداشت‌ها درباره زبان کولی‌ها و تصویر ارائه شده

یکی از سوءبرداشت‌های رایج پس از اکران فیلم این بود که کولی‌های ایرلندی واقعا به همین زبان نامفهوم و خنده‌دار صحبت می‌کنند. در واقعیت زبان کولی‌های ایرلندی که شلتا (Shelta) یا کانت نام دارد یک زبان واقعی با دستور زبان و واژگان مشخص است که ترکیبی از زبان‌های ایرلندی و انگلیسی است. لهجه‌ای که برد پیت در فیلم استفاده می‌کند نسخه‌ای بسیار اگزجره و کمدی از این زبان است که بیشتر برای ایجاد موقعیت‌های طنز در فیلم طراحی شده بود.

سوءبرداشت دیگر این بود که فیلم تصویر منفی و خشن از جامعه کولی‌ها ارائه می‌دهد. برخی معتقد بودند که نشان دادن آن‌ها به عنوان افرادی دزد معامله‌گر و خشن به پیش‌داوری‌های جامعه کمک می‌کند. اما گای ریچی با هوشمندی میکی و خانواده‌اش را به عنوان باهوش‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های فیلم نشان می‌دهد که در نهایت بر گانگسترهای ظالم شهر پیروز می‌شوند و عدالت را برقرار می‌کنند.

۱۱. بستر جامعه‌شناختی زیرزمینی لندن در اواخر دهه نود

فیلم قاپ‌زنی در بستر جامعه‌شناختی لندن اواخر دهه نود و آغاز هزاره جدید روایت می‌شود. این دوران با رشد باندهای جنایتکار چندملیتی، شرط‌بندی‌های غیرقانونی گسترده و تنوع فرهنگی در لندن همراه بود. فیلم نشان می‌دهد که چگونه گروه‌های مختلف قومی مانند کولی‌های ایرلندی، یهودیان نیویورکی، روس‌ها و گانگسترهای لندنی در این بازار زیرزمینی با یکدیگر تعامل و رقابت دارند.

جامعه‌شناسی فیلم بر تضاد طبقاتی میان حاشیه‌نشینان شهر مانند کولی‌ها و گانگسترهای قدرتمندی که صاحب املاک و نفوذ هستند تاکید دارد. میکی و جامعه کولی‌ها نماینده طبقه‌ای هستند که با وجود فشارهای اقتصادی و اجتماعی هویت مستقل خود را حفظ کرده‌اند. پیروزی نهایی میکی بر بریک‌تاپ نمادی از غلبه نیروی سنتی و خانوادگی بر ساختارهای جنایی مدرن و بی‌رحم شهری است.

۱۲. میراث ماندگار فیلم قاپ‌زنی و تدوین پویای آن

میراث فیلم قاپ‌زنی در استفاده نوآورانه از تکنیک‌های تدوین موازی، قاب‌بندی‌های پویا و جلوه‌های بصری خلاقانه است. گای ریچی با همکاری تدوین‌گر خود جان هریس توانست ریتمی سریع به فیلم ببخشد که با سرعت دیالوگ‌ها و حرکت کاراکترها هماهنگ است. صحنه‌های مشت‌زنی میکی در رینگ بوکس با استفاده از جلوه‌های حرکت آهسته و قطع‌های سریع حس ضربات و فضای پر تنش رینگ را به خوبی منتقل می‌کنند.

این اثر به عنوان یکی از نمونه‌های موفق سینمای پست‌مدرن بریتانیا ثبت شده است که توانست کمدی، اکشن و درام جنایی را به شکلی سرگرم‌کننده ترکیب کند. بازی برد پیت در نقش میکی اونیل شاهدی بر این مدعاست که چگونه یک ستاره بزرگ می‌تواند با پذیرش نقش‌های کوچک‌تر اما چالش‌برانگیز به ماندگاری هنری یک اثر کمک کند و خود نیز تجربه‌ای نو در عرصه بازیگری کسب نماید.

جمع‌بندی نهایی

نقش‌آفرینی برد پیت در نقش میکی اونیل در فیلم قاپ‌زنی نمونه‌ای درخشان از جسارت هنری یک ستاره تراز اول هالیوود است. او با استفاده از لهجه کولی غیرقابل‌فهم، بازی فیزیکی پرانرژی و طنزی هوشمندانه، یکی از به‌یادماندنی‌ترین و بامزه‌ترین کاراکترهای سینمای جنایی بریتانیا را خلق کرد. گای ریچی با قرار دادن میکی در مرکز آشوب‌های داستانی فیلم، تضاد جذابی میان سادگی کولی‌وار و پیچیدگی دنیای گانگسترها ایجاد کرد که پس از گذشت سال‌ها همچنان طراوت و جذابیت خود را برای مخاطبان حفظ کرده است.

سوالات متداول

۱. آیا برد پیت برای صحبت کردن با آن لهجه عجیب آموزش دیده بود؟
خیر او این لهجه را به صورت بداهه و با الهام از ویدیوهای مستند کولی‌های ایرلندی تمرین کرد. از آنجا که او نمی‌توانست لهجه لندنی را به خوبی اجرا کند گای ریچی ایده این لهجه نامفهوم را مطرح کرد. پیت با سرعت بخشیدن به کلمات و استفاده از آواهای نامشخص توانست این گویش کمدی را بسازد. این لهجه در نهایت به یکی از نقاط قوت اصلی بازی او در فیلم تبدیل شد.
۲. چرا گای ریچی تصمیم گرفت نقش یک کولی را به برد پیت بدهد؟
برد پیت پس از تماشای فیلم قبلی ریچی علاقه زیادی به همکاری با او پیدا کرده بود. ریچی تمایل داشت از حضور پیت استفاده کند اما نگران بود لهجه آمریکایی او با فضای انگلیسی فیلم همخوانی نداشته باشد. بنابراین تصمیم گرفت نقش میکی اونیل کولی را برای او طراحی کند که لهجه‌اش برای هیچ‌کس قابل فهم نبود. این ترفند هوشمندانه هم مشکل لهجه را حل کرد و هم کاراکتری ماندگار آفرید.
۳. نژاد کولی‌های ایرلندی با کولی‌های معمولی چه تفاوتی دارد؟
کولی‌های ایرلندی یا مسافران ایرلندی از نظر ژنتیکی و تاریخی با کولی‌های رومانیایی (Roma) تفاوت دارند. آن‌ها ریشه در بومیان جزیره ایرلند دارند که به دلایل مختلف سبک زندگی عشایری را برگزیدند. زبان آن‌ها نیز با کولی‌های دیگر متفاوت است و فرهنگ خاص خود را دارند. فیلم قاپ‌زنی به خوبی تفاوت‌های فرهنگی این گروه با جامعه شهری لندن را به نمایش می‌گذارد.
۴. آیا مبارزات بوکس بدون دستکش در واقعیت هم در بریتانیا جریان دارد؟
بله این نوع مبارزات که به بوکس خیابانی یا بدون دستکش معروفند تاریخچه‌ای طولانی در بریتانیا و ایرلند دارند. این ورزش به صورت غیرقانونی و در مکان‌های مخفی مانند انبارها یا زمین‌های خالی برگزار می‌شود و شرط‌بندی‌های کلانی روی آن صورت می‌گیرد. جامعه کولی‌ها به صورت سنتی قهرمانان بزرگی در این نوع مبارزات خشن دارند. فیلم قاپ‌زنی تصویری واقع‌گرایانه از اتمسفر این مسابقات غیرقانونی ارائه می‌دهد.
۵. علت اصلی کینه و انتقام میکی از شخصیت بریک‌تاپ چه بود؟
بریک‌تاپ برای وادار کردن میکی به باخت در مسابقه بوکس، کاروان مسافرتی کولی‌ها را به آتش کشید. مادر میکی در این آتش‌سوزی جان خود را از دست داد و این اتفاق تلخ انگیزه انتقام را در او بیدار کرد. میکی که تا پیش از آن فردی بیخیال بود تصمیم گرفت با فریب دادن بریک‌تاپ در شرط‌بندی نهایی او را نابود کند. این بخش از داستان جنبه‌های تاریک و جدی شخصیت میکی را نشان می‌دهد.
۶. چه تاتوهای معروفی روی بدن شخصیت میکی اونیل طراحی شده بود؟
روی بدن میکی تاتوهای متعددی با مضامین مذهبی و خانوادگی طراحی شده بود که بازتاب‌دهنده فرهنگ کولی‌ها بود. یکی از معروف‌ترین تاتوها تصویر شام آخر مسیح روی پشت او بود که در صحنه‌های مبارزه به چشم می‌آمد. این تاتوها با استفاده از گریم‌های طولانی روزانه روی بدن برد پیت طراحی می‌شدند. این جزئیات بصری به باورپذیری و جذابیت کاراکتر میکی کمک زیادی کردند.
۷. چرا فیلم قاپ‌زنی یکی از نمادهای کمدی سیاه بریتانیا شناخته می‌شود؟
این فیلم با ترکیب موقعیت‌های بسیار خشن جنایی با دیالوگ‌های طنز و تدوین سریع سبک جدیدی خلق کرد. شخصیت‌های فرعی احمق و موقعیت‌های تصادفی عجیب حس طنز گزنده‌ای به داستان بخشیده‌اند. فیلم بدون قضاوت اخلاقی به نمایش دنیای تبهکاران می‌پردازد و مرگ و خشونت را با زبانی شوخ‌طبعانه روایت می‌کند. این ویژگی‌ها قاپ‌زنی را به اثری ماندگار در این ژانر تبدیل کرده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

10 دیدگاه

  1. چون مبنای کار هر طراح مدی صرفا خلاقیت آن است کار این مدیست هم برای خودش زیبا است.ممنون از شما آقای دکتر.

  2. خیلی جالبه!
    اوّل فکر کردم منظورتون شهر «ساری»‌یه، برای همین روی لینک کلیک کردم! آخه من ساروی هستم.
    از اینکه یادداشت خداحافظی افشین قطبی رو لینک کردید، ازتون متشکرم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]