پلاگر؛ کابوس ذرتخواران و بیماری مرموزی که با سه D بیماران را به استقبال مرگ میبرد
شناخت بیماری پلاگر (Pellagra) برای هر کسی که به مباحث تغذیه، تاریخ پزشکی و تاثیر سیاستهای کشاورزی بر سلامت جوامع علاقهمند است، نه تنها ضروری، بلکه بسیار عبرتآموز است. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چگونه یک گیاه به ظاهر بیخطر مانند ذرت، توانست باعث جنون، بیماری پوستی و مرگ هزاران نفر در سراسر جهان شود. آیا واقعاً ممکن است که خوردن یک نوع غذای خاص، شخصیت انسان را تغییر داده و او را به کام مرگ بکشاند؟ چرا به این بیماری لقب «بیماری ۳ حرف D» دادهاند و ارتباط آن با ویتامین B3 چیست؟ با ما همراه باشید تا درپی آن باشیم که چگونه علم مدرن توانست معمای این اپیدمی غیرمسری را حل کند و چرا هنوز هم در برخی نقاط جهان باید نگران بازگشت آن باشیم.
فهرست مطالب
- ۱. پلاگر چیست؟ ریشهشناسی یک نام دردناک
- ۲. مثلث مرگ؛ بررسی سه حرف D مشهور
- ۳. چرا ذرت؟ راز پنهان نیاسین و اسید آمینه تریپتوفان
- ۴. جوزف گلدبرگر؛ قهرمانی که فرضیه میکروبی را باطل کرد
- ۵. نیکستامالیزاسیون؛ درسی که اروپاییها از بومیان آمریکا نگرفتند
- ۶. پلاگر و جنون؛ وقتی سلولهای عصبی از گرسنگی میمیرند
- ۷. بازتاب پلاگر در تاریخ سیاسی و اجتماعی آمریکا
- ۸. علائم پوستی خاص؛ از دستکش پلاگری تا گردنبند کازال
- ۹. درمان و پیشگیری؛ پیروزی ویتامینها بر جهل
- ۱۰. پلاگر در دنیای امروز؛ آیا هنوز قربانی میگیرد؟
- ۱۱. ارتباط پلاگر با الکلیسم مزمن
- ۱۲. سوءبرداشتهای علمی گذشته و مسیر تکامل دانش تغذیه
۱. پلاگر چیست؟ ریشهشناسی یک نام دردناک
واژه پلاگر (Pellagra) از زبان ایتالیایی و از ترکیب دو کلمه «Pelle» به معنای پوست و «Agra» به معنای خشن یا ترش گرفته شده است. این بیماری برای نخستین بار در سال ۱۷۳۵ توسط پزشک اسپانیایی، کاسپار کاسال (Caspar Casal)، توصیف شد. او متوجه شد که در مناطق فقیرنشین، افرادی که رژیم غذایی آنها تقریباً به طور کامل بر پایه ذرت است، دچار ضایعات پوستی وحشتناک و تغییرات رفتاری میشوند. در آن زمان، بسیاری تصور میکردند که این یک بیماری عفونی یا ناشی از یک سم در ذرت فاسد است، اما نام «پوست خشن» به خوبی گویای اولین و بارزترین علامت ظاهری این رنج مزمن بود.
پلاگر در واقع یک بیماری ناشی از سوءتغذیه است که به دلیل کمبود شدید نیاسین (ویتامین B3) یا پیشساز آن یعنی اسید آمینه تریپتوفان (Tryptophan) در بدن ایجاد میشود. این بیماری در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در اروپا و جنوب ایالات متحده به یک اپیدمی تبدیل شد. فقر، وابستگی تکمحصولی به کشت ذرت و عدم دسترسی به منابع پروتئینی حیوانی، دست به دست هم دادند تا هزاران نفر به این بیماری مبتلا شوند. درک این موضوع که یک بیماری «اپیدمی» میتواند «غیرمسری» باشد، یکی از بزرگترین چالشهای علمی آن دوران بود که پایههای علم تغذیه مدرن را بنا نهاد.
۲. مثلث مرگ؛ بررسی سه حرف D مشهور
در متون پزشکی کلاسیک، پلاگر را با قانون ۳D میشناسند که معرف سه مرحله اصلی و پیشرونده بیماری است: اسهال (Diarrhea)، التهاب پوست (Dermatitis) و زوال عقل (Dementia). اگر این سه مرحله درمان نشوند، حرف چهارم یعنی مرگ (Death) به سراغ بیمار میآید. اسهال ناشی از پلاگر به دلیل التهاب شدید غشاهای مخاطی در کل دستگاه گوارش ایجاد میشود که جذب مواد مغذی را بیش از پیش مختل کرده و بیمار را در یک چرخه ویرانگر از ضعف و ناتوانی فرو میبرد. این اولین نشانه داخلی است که نشان میدهد سیستم متابولیک بدن در حال فروپاشی است.
التهاب پوستی در پلاگر بسیار خاص است؛ ضایعات معمولاً در بخشهایی از بدن که در معرض نور خورشید هستند (مانند پشت دستها، صورت و گردن) ظاهر میشوند. نور آفتاب مانند یک کاتالیزور عمل کرده و باعث میشود پوست قرمز، پوسته پوسته و به شدت دردناک شود. اما ترسناکترین بخش، حرف سوم یعنی دمانس یا زوال عقل است. بیماران دچار سردرگمی، بیخوابی، افسردگی شدید و در نهایت جنون میشوند. بسیاری از قربانیان پلاگر در گذشته به جای بیمارستان، سر از تیمارستانها در میآوردند، در حالی که مشکل آنها نه یک بیماری روانی ارثی، بلکه تنها کمبود یک ویتامین ساده در رژیم غذاییشان بود.
۳. چرا ذرت؟ راز پنهان نیاسین و اسید آمینه تریپتوفان
ذرت به خودی خود گیاه مفیدی است، اما یک مشکل بیولوژیکی بزرگ دارد: نیاسین موجود در آن به فرمی به نام «نیاسیتین» (Niacytin) است که برای بدن انسان قابل جذب نیست. علاوه بر این، ذرت از نظر اسید آمینه ضروری تریپتوفان که بدن میتواند آن را به نیاسین تبدیل کند، بسیار فقیر است. وقتی جامعهای تمام کالری خود را از ذرت تأمین کند و دسترسی به گوشت، شیر یا حبوبات نداشته باشد، عملاً مخازن نیاسین بدنش تخلیه میشود. این همان اتفاقی بود که وقتی ذرت از قاره آمریکا به اروپا و آفریقا برده شد، رخ داد؛ گیاه جابهجا شد اما فرهنگ مصرف آن نه.
نکته علمی جالب اینجاست که نیاسین برای تولید مولکولهای NAD و NADP در سلولها حیاتی است. این مولکولها در بیش از ۲۰۰ واکنش آنزیمی بدن، به ویژه در تولید انرژی و ترمیم DNA نقش دارند. بدون نیاسین، سلولهایی که نرخ نوسازی بالایی دارند (مثل سلولهای پوست و دستگاه گوارش) و سلولهایی که انرژی زیادی مصرف میکنند (مثل مغز)، اولین قربانیان هستند. به همین دلیل است که علائم پلاگر دقیقاً در این سه ارگان ظاهر میشود. در واقع، بدن از درون شروع به خاموش شدن میکند چون سوخت اصلی برای فعل و انفعالات شیمیایی سلولی را در اختیار ندارد.
۴. جوزف گلدبرگر؛ قهرمانی که فرضیه میکروبی را باطل کرد
در اوایل قرن بیستم، اداره بهداشت عمومی آمریکا دکتر جوزف گلدبرگر (Joseph Goldberger) را مامور کرد تا علت شیوع گسترده پلاگر در جنوب آمریکا را بیابد. در آن زمان، اکثر دانشمندان متقاعد شده بودند که پلاگر یک بیماری عفونی مثل سل است. اما گلدبرگر متوجه یک الگوی عجیب شد: در یتیمخانهها و زندانها، کودکان و زندانیان به پلاگر مبتلا میشدند، اما نگهبانان و پرستاران هرگز! او نتیجه گرفت که اگر بیماری مسری بود، کادر درمان هم باید مبتلا میشدند. او متوجه شد که تنها تفاوت در «بشقاب غذا» است؛ کادر درمان گوشت و شیر میخوردند، در حالی که دیگران فقط نان ذرت و ملاس مصرف میکردند.
گلدبرگر برای اثبات ادعای خود دست به آزمایشهای متهورانهای زد که امروزه از نظر اخلاقی غیرممکن است. او به گروهی از زندانیان داوطلب فقط رژیم غذایی ذرت داد و آنها پس از مدتی دچار پلاگر شدند. سپس با افزودن مخمر و پروتئین، آنها را درمان کرد. او حتی در آزمایشی مشهور به نام «مهمانیهای کثافت» (Filth Parties)، ترشحات بدنی بیماران پلاگری را به خود و همسرش تزریق کرد و حتی بلعید تا ثابت کند این بیماری به هیچ وجه مسری نیست. اگرچه او پیش از کشف دقیق نیاسین درگذشت، اما فداکاریهای او باعث شد که دنیا بفهمد ریشه این فاجعه در فقر و کیفیت غذاست، نه در میکروبها.
۵. نیکستامالیزاسیون؛ درسی که اروپاییها از بومیان آمریکا نگرفتند
یک سوال بزرگ تاریخی وجود دارد: چرا بومیان قاره آمریکا (مایاها و آزتکها) که هزاران سال ذرت میخوردند، هرگز دچار پلاگر نشدند؟ پاسخ در فرآیندی به نام «نیکستامالیزاسیون» (Nixtamalization) نهفته است. بومیان ذرت را قبل از آسیاب کردن، در آب قلیایی (مخلوط با آهک یا خاکستر چوب) میخیساندند و میپختند. این محیط قلیایی باعث میشد که پیوندهای شیمیایی نیاسین در ذرت شکسته شده و این ویتامین برای بدن انسان قابل جذب شود. همچنین تعادل اسیدهای آمینه در ذرت بهبود مییافت.
وقتی کاشفان اروپایی ذرت را به عنوان یک محصول پربازده به قارههای دیگر بردند، فقط دانهها را بردند و این دانش سنتی و حیاتی را نادیده گرفتند. آنها ذرت را به روش غلات اروپایی (مثل گندم) آسیاب کردند و همین اشتباه ساده اما مرگبار، باعث بروز اپیدمیهای پلاگر در سراسر جهان شد. این یک مثال کلاسیک از «انتقال ناقص تکنولوژی» است؛ جایی که علم تجربی بومیان که در طول قرنها به دست آمده بود، توسط علم مدرن آن زمان تحقیر شد و نتیجه آن مرگ هزاران نفر بود. امروزه در صنایع غذایی، غنیسازی آرد ذرت با نیاسین جایگزین آن روش قدیمی شده است.
۶. پلاگر و جنون؛ وقتی سلولهای عصبی از گرسنگی میمیرند
تاثیر پلاگر بر سیستم عصبی مرکزی به قدری شدید است که در تاریخ به آن «جنون پلاگری» میگفتند. کمبود نیاسین باعث اختلال در سنتز انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین (که از تریپتوفان ساخته میشود) میگردد. بیماران در ابتدا دچار تحریکپذیری، اضطراب و بیتفاوتی میشوند، اما با پیشرفت بیماری، توهمات بینایی و شنوایی، هذیان و پارانویا به سراغشان میآید. در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، بخش بزرگی از تختهای تیمارستانها در ایالتهای جنوبی آمریکا توسط بیماران پلاگری اشغال شده بود که به اشتباه تشخیص اسکیزوفرنی دریافت کرده بودند.
نکته شگفتانگیز این بود که بسیاری از این بیماران، تنها چند روز پس از دریافت دوزهای بالای نیاسین یا تغییر رژیم غذایی، به طور کامل هوشیاری خود را باز مییافتند و تمام علائم جنونشان ناپدید میشد. این پدیده به وضوح نشان داد که مرز بین سلامت روان و سلامت جسم چقدر باریک است و چگونه یک کمبود تغذیهای ساده میتواند کل ساختار شخصیتی و ادراکی یک انسان را در هم بکشاند. این یافتهها مسیر جدیدی را در روانپزشکی بیولوژیک باز کرد و اهمیت ویتامینهای گروه B را در حفظ سلامت اعصاب و روان به اثبات رساند.
۷. بازتاب پلاگر در تاریخ سیاسی و اجتماعی آمریکا
پلاگر در آمریکا صرفاً یک موضوع پزشکی نبود، بلکه یک بحران سیاسی و طبقاتی محسوب میشد. این بیماری عمدتاً سیاهپوستان فقیر و سفیدپوستان موسوم به «Poor Whites» را در جنوب هدف قرار میداد که در مزارع پنبه کار میکردند و تحت سیستم «سهمبری» (Sharecropping) زندگی میکردند. مالکان مزارع به کارگران خود فقط جیره غذایی شامل آرد ذرت، ملاس و چربی خوک میدادند. وقتی دکتر گلدبرگر اعلام کرد که پلاگر ناشی از فقر و رژیم غذایی بد است، سیاستمداران جنوبی به شدت خشمگین شدند و آن را توهینی به سیستم اقتصادی و غرور ایالتی خود دانستند.
آنها سعی کردند نتایج تحقیقات گلدبرگر را سرکوب کنند و مدعی شدند که جنوب هیچ مشکلی ندارد. اما حقیقت را نمیشد برای همیشه پنهان کرد. وقوع سیل بزرگ میسیسیپی در سال ۱۹۲۷ باعث شد هزاران نفر از این کارگران فقیر در کمپهای امدادی جمع شوند و شیوع وحشتناک پلاگر در میان آنها، دیگر جایی برای انکار باقی نگذاشت. این بحران باعث شد که دولت فدرال برای اولین بار به طور جدی در مسئله تغذیه عمومی مداخله کند و استانداردهایی را برای غنیسازی مواد غذایی وضع نماید. پلاگر در واقع موتور محرک تغییرات اجتماعی و بهداشتی بزرگی در تاریخ معاصر آمریکا بود.
۸. علائم پوستی خاص؛ از دستکش پلاگری تا گردنبند کازال
پلاگر دارای امضاهای پوستی بسیار منحصربهفردی است که پزشکان با تجربه بلافاصله آن را تشخیص میدهند. یکی از مشهورترین این علائم، «گردنبند کازال» (Casal’s necklace) نام دارد؛ یک نوار تیره، ضخیم و پوسته پوسته از التهاب که دور تا دور گردن بیمار ایجاد میشود، دقیقاً در جایی که یقه پیراهن باز است و پوست با نور خورشید تماس دارد. این ضایعه به قدری مشخص است که نام خود را از اولین توصیفکننده بیماری گرفته است. پوست در این نواحی ابتدا شبیه آفتابسوختگی شدید میشود و سپس به رنگ قهوهای تیره یا ارغوانی درآمده و ترک میخورد.
علامت دیگر، «دستکش یا چکمه پلاگری» است؛ یعنی التهاب به صورت متقارن دقیقاً در ناحیه پشت دستها یا روی پاها ظاهر میشود، به طوری که انگار فرد دستکش یا چکمهای از پوست تیره و خشن به تن کرده است. این ضایعات پوستی اغلب با خارش و سوزش شدید همراه هستند و در صورت عدم درمان، ممکن است دچار عفونتهای ثانویه شوند. دلیل این حساسیت شدید به نور (Photosensitivity) هنوز به طور کامل درک نشده، اما مشخص است که کمبود نیاسین باعث اختلال در مکانیسمهای ترمیم آسیبهای ناشی از اشعه UV در سلولهای پوست میشود. تماشای این علائم در گذشته، برچسب اجتماعی سنگینی را برای بیمار به همراه داشت.
۹. درمان و پیشگیری؛ پیروزی ویتامینها بر جهل
پایان عصر پلاگر در سال ۱۹۳۷ رقم خورد، زمانی که دکتر کنراد الوهیم (Conrad Elvehjem) در دانشگاه ویسکانسین ثابت کرد که «اسید نیکوتینیک» (که بعداً برای جلوگیری از اشتباه با نیکوتین سیگار، نیاسین نامیده شد) میتواند بیماری پلاگر را در سگها درمان کند. بلافاصله پس از آن، آزمایشهای بالینی روی انسانها نتایج خیرهکنندهای داشت. بیمارانی که در آستانه مرگ یا جنون کامل بودند، تنها با چند دوز ارزانقیمت از این ماده شیمیایی ساده، به زندگی بازگشتند. این یکی از درخشانترین لحظات تاریخ پزشکی بود که در آن یک معجون جادویی وجود نداشت، بلکه فقط یک قطعه گمشده از پازل بیوشیمی بدن پیدا شده بود.
برای ریشهکنی کامل بیماری، دولتها شروع به غنیسازی اجباری آرد گندم و ذرت با نیاسین، آهن و سایر ویتامینهای گروه B کردند. همچنین ارتقای سطح زندگی، افزایش دستمزدها و تنوع در رژیم غذایی باعث شد که منابع طبیعی نیاسین مثل گوشت قرمز، ماهی، مرغ، تخممرغ و حبوبات به سفرههای مردم بازگردد. امروزه در کشورهای توسعه یافته، پلاگر عملاً منسوخ شده است و فقط در کتابهای تاریخ پزشکی یافت میشود. این موفقیت نشان داد که بهداشت عمومی نه تنها با واکسن و دارو، بلکه با «عدالت در توزیع غذا» و «غنیسازی علمی مواد اولیه» تامین میشود.
۱۰. پلاگر در دنیای امروز؛ آیا هنوز قربانی میگیرد؟
اگرچه پلاگر در اکثر نقاط جهان ریشهکن شده، اما هنوز کاملاً نابود نشده است. امروزه این بیماری در دو گروه عمده دیده میشود: اول، در مناطق درگیر جنگ، قحطی و کمپهای پناهندگان که در آن افراد برای مدت طولانی فقط به غلات توزیع شده (مثل ذرت یا سورگوم) وابسته هستند و دسترسی به تنوع غذایی ندارند. گزارشهایی از شیوع پلاگر در دهههای اخیر در بخشهایی از آفریقا و آسیای مرکزی وجود دارد. این یادآوری تلخی است که فقر و ناامنی غذایی میتواند دوباره بیماریهای فراموش شده قرن نوزدهمی را به صدر اخبار بازگرداند.
گروه دوم، در جوامع مدرن و در میان افرادی است که دچار سوءمصرف شدید الکل، اختلالات خوردن (مثل آنورکسیا) یا بیماریهای گوارشی خاص (مثل بیماری کرون) هستند که مانع از جذب ویتامینها میشود. الکل به شدت مانع جذب و متابولیسم نیاسین و تریپتوفان در بدن میشود و افرادی که به جای غذا فقط الکل مصرف میکنند، ممکن است دچار علائم کلاسیک پلاگر شوند. بنابراین، پزشکان امروزی همچنان باید در مواجهه با علائم پوستی و عصبی مرموز در افراد آسیبپذیر، احتمال پلاگر را در نظر بگیرند. پلاگر امروزه به عنوان «بیماری حاشیهنشینان» شناخته میشود.
۱۱. ارتباط پلاگر با الکلیسم مزمن
ارتباط بین مصرف الکل و پلاگر در دنیای امروز بسیار جدی است و گاهی به آن «پلاگر الکلی» میگویند. الکل نه تنها اشتهای فرد را برای مصرف غذاهای مغذی از بین میبرد، بلکه به طور مستقیم به پوشش رودهها آسیب زده و مانع از جذب ویتامین B3 میشود. از سوی دیگر، کبد که محل اصلی تبدیل تریپتوفان به نیاسین است، در اثر مصرف الکل دچار آسیب شده و این چرخه حیاتی مختل میگردد. بسیاری از کارتنخوابها یا معتادان به الکل که دچار زخمهای پوستی و زوال عقل میشوند، در واقع قربانی پلاگر هستند.
درمان این افراد چالشبرانگیز است، زیرا علاوه بر تامین ویتامین، باید مشکل اعتیاد و آسیبهای گوارشی آنها نیز حل شود. جالب اینجاست که علائم عصبی پلاگر الکلی اغلب با علائم «سندرم ورنیکه-کورساکوف» (ناشی از کمبود ویتامین B1) اشتباه گرفته میشود. به همین دلیل در پروتکلهای درمانی اورژانس برای افراد الکلی، معمولاً مجموعهای از ویتامینهای گروه B به صورت وریدی تجویز میشود تا از تخریب بیشتر مغز جلوگیری شود. این نشان میدهد که نیاسین همچنان نگهبان خاموش سلامت اعصاب ما در برابر سموم محیطی و سبک زندگی غلط است.
۱۲. سوءبرداشتهای علمی گذشته و مسیر تکامل دانش تغذیه
تاریخچه پلاگر پر است از درسهایی درباره غرور علمی. برای سالها، دانشمندان برجسته به جای مشاهده دقیق، بر فرضیات خود پافشاری کردند. آنها به قدری مجذوب کشفیات جدید میکروبشناسی (بعد از پاستور و کخ) شده بودند که میخواستند برای هر بیماری یک باکتری پیدا کنند. این «تعصب میکروبی» باعث شد که آنها عامل سادهای مثل «نبودِ یک ماده» را نادیده بگیرند. آنها فکر میکردند بیماری فقط به خاطر «بودن» چیزی (میکروب) ایجاد میشود، نه به خاطر «نبودن» چیزی (ویتامین). این تغییر دیدگاه، یکی از بزرگترین جهشهای فکری در تاریخ طب بود.
همچنین، نادیده گرفتن دانش بومیان مایا در مورد پخت ذرت، نشان داد که چگونه علم رسمی میتواند در برابر حکمتهای سنتی که پایه علمی دارند، کور باشد. امروزه در علوم تغذیه، ما به دنبال «غذاهای کامل» و «الگوهای تغذیهای» هستیم نه فقط تکویتامینها. پلاگر به ما آموخت که سلامت یک جامعه به زنجیرهای از عوامل شامل کشاورزی، سیاست، اقتصاد و بیوشیمی وابسته است. این بیماری نه یک دشمن خارجی، بلکه بازتابی از نابرابریهای اجتماعی در آینه بدن انسان بود. مطالعه پلاگر ما را فروتن میکند تا همیشه احتمالات ساده و در عین حال بنیادی را در تشخیصهای علمی مد نظر قرار دهیم.
جمعبندی نهایی
پلاگر داستانی فراتر از یک کمبود ویتامین ساده است؛ این بیماری روایتگر پیوند عمیق میان فقر، سیاستهای اشتباه کشاورزی و بیولوژی انسانی است. تراژدی پلاگر در این بود که راه حل آن (نیکستامالیزاسیون) قرنها در دستان بومیان بود، اما نادیده گرفته شد. امروز با غنیسازی مواد غذایی، این کابوس ۳ حرفی (اسهال، درماتیت و دمانس) در اکثر نقاط جهان مهار شده است. اما یادآوری آن ضروری است تا بدانیم که تنوع غذایی و عدالت در توزیع منابع، ستونهای اصلی سلامت عمومی هستند و بدون آنها، حتی پیشرفتهترین جوامع نیز ممکن است در برابر گرسنگی سلولی ضربهپذیر باشند.








جناب مجیدی این سایت فید نداره و به عنوان یه سرویس میکروبلاگینگ زیاد جالب نیست / نظر شخصی
سایت بسیار جالبیه …
با اینکه از ثبت نام من یک ساعت گذشته هنوز ایمیل فعال سازی واسم نیومده !
سلام… دکتر جان ممنون از معرفی…
لینکدونی جدید من با فید کار میکنه، راستش وقتی داشتم لینکدونی را درست میکردم، فید وبلاگ شما مشکلاتی داشت. الان خروجی فید بیاشکال وبلاگ شما را پیدا کردم و اضافه کردم. پیشنهاد میکنم خروجی فیدتان را فیدبرنری کنید و آیکون فید را به وضوح در قسمت بالای یکی از ستونهای کناری وبلاگ قرار بدهید.
دکتر جان سلام
عرفان از وبلاگ نرم افزارهای روز هستم. قالب , شکل و شمایل جدید وب سایت پرمحتوا و خوبتون رو تبریک می گم. دکتر جان وب نرم افزارهای روز در قالب قبلی در قسمت لینکدونی وب شما با عنوان نرم افزارهای روز لینک قرار داشت. ولی در قالب جدید وب لاگ یک پزشک اثری از آثار لینک وب نرم افزارهای روز نیست. دکتر جان زحمت قرار دادن لینک نرم افزارهای روز رو در قسمت لینکدونی گودری وب خوبتون بکشید. لطف کنید این کامنت رو مثل کامنت قبلی که دو سه روز پیش فرستادم بی جواب نگذارید.
باقی بقایتان
موفق باشید
عرفان
http://iranisoft.mihanblog.com/