مرور بزرگ‌ترین پروژه‌های شکست‌خورده و فوق‌سرّی غول‌های فناوری

جهان تکنولوژی همواره با محصولات درخشان و موفق شناخته می‌شود، اما در پشت این ویترین‌های پر زرق‌وبرق، قبرستانی از ایده‌های میلیارد دلاری وجود دارد که در سکوت کامل خبری دفن شده‌اند. غول‌های فناوری نظیر گوگل، اپل، مایکروسافت و آمازون سالانه مبالغ هنگفتی را در آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه فوق‌سرّی خود هزینه می‌کنند تا به نوآوری بعدی دست یابند. اما بسیاری از این پروژه‌ها به دلیل چالش‌های فنی، تصمیمات اشتباه مدیریتی یا عدم آمادگی بازار، هرگز رنگ قفسه فروشگاه‌ها را نمی‌بینند یا بلافاصله پس از عرضه شکست می‌خورند.

در این مقاله می‌خواهیم به پشت پرده برخی از مخفی‌ترین و جنجالی‌ترین پروژه‌های شکست‌خورده شرکت‌های بزرگ فناوری بپردازیم و دلایل سقوط آن‌ها را تحلیل کنیم. چرا پروژه‌های پر سر و صدایی مانند عینک گوگل یا خودروی اختصاصی اپل با وجود هزینه‌های سرسام‌آور به بن‌بست رسیدند؟ بررسی این شکست‌های بزرگ نه‌تنها دید عمیقی از رقابت‌های درونی سیلیکون ولی (Silicon Valley) به ما می‌دهد، بلکه مسیر حرکت آینده دنیای دیجیتال و مرزهای هوش مصنوعی و سخت‌افزار را برای ما روشن‌تر می‌سازد.

💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید از راز پروژه‌های شکست‌خورده فناوری

شکست پروژه‌های فوق‌سرّی غول‌های فناوری مانند پروژه تیتان اپل (خودروی هوشمند) یا عینک گوگل نشان می‌دهد که منابع مالی نامحدود تضمین‌کننده موفقیت نیستند. دلایل اصلی این سقوط‌ها شامل پیچیدگی‌های بیش از حد فنی، عدم بلوغ زنجیره تأمین، مقاومت‌های اجتماعی در حوزه حریم خصوصی و ناهماهنگی استراتژیک با نیازهای واقعی بازار بوده است. این شکست‌های گران‌قیمت در نهایت به عنوان سنگ بنای توسعه فناوری‌های کاربردی امروزی مانند هوش مصنوعی مولد عمل کردند.

پروژه تیتان اپل و رویای ناتمام خودروی برقی

پروژه تیتان (Project Titan) یکی از بلندپروازانه‌ترین و مخفی‌ترین پروژه‌های شرکت اپل (Apple) بود که هدف آن ساخت یک خودروی تمام الکتریکی و کاملاً خودران بود. این پروژه از سال ۲۰۱۴ با جذب صدها مهندس برجسته از تسلا و دیگر خودروسازان بزرگ آغاز شد. اپل قصد داشت با ادغام نرم‌افزارهای اختصاصی، سنسورهای پیشرفته و طراحی مینیمالیستی خود، صنعت خودروسازی را متحول کند و رقیبی جدی برای تسلا بسازد.

اما پس از ده سال تحقیق و توسعه و هزینه‌ای بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار، اپل رسماً این پروژه را در اوایل سال ۲۰۲۴ تعطیل کرد. دلایل اصلی این شکست، تغییرات مداوم در رهبری پروژه، عدم توافق بر سر سطح خودران بودن خودرو و چالش‌های بی‌سابقه در تولید انبوه سخت‌افزار خودرو بود. اپل در نهایت تصمیم گرفت منابع عظیمی را که صرف این پروژه می‌شد، به سمت توسعه هوش مصنوعی مولد هدایت کند تا در کورس رقابت جدید عقب نماند.

عینک گوگل و چالش‌های پذیرش اجتماعی عینک هوشمند

گوگل گلس (Google Glass) در سال ۲۰۱۳ به عنوان آینده رایانش پوشیدنی و واقعیت افزوده معرفی شد. این عینک هوشمند قرار بود اطلاعات را مستقیماً جلوی چشم کاربر نمایش دهد و به او اجازه دهد بدون نیاز به گوشی هوشمند، عکس بگیرد، پیام بفرستد و مسیر خود را پیدا کند. این پروژه که در آزمایشگاه‌های سرّی گوگل ایکس توسعه یافته بود، سر و صدای زیادی در رسانه‌ها به پا کرد.

با این حال، محصول به سرعت با دیواری محکم از مخالفت‌های اجتماعی و مسائل مربوط به حریم خصوصی برخورد کرد. دوربین نصب شده روی عینک باعث شد مردم در اماکن عمومی احساس ناامنی کنند و اصطلاح گلس‌هول (Glasshole) برای توصیف کاربران آن ابداع شد. علاوه بر این، عمر باتری ضعیف، قیمت نجومی ۱۵۰۰ دلاری و عدم وجود کاربرد واضح روزمره باعث شد تا گوگل عرضه عمومی آن را متوقف کند و پروژه را به بخش‌های صنعتی محدود سازد.

تبلت دوصفحه‌ای کوریور مایکروسافت؛ جلوتر از زمان خود

در سال ۲۰۰۹، گزارش‌هایی از پروژه سرّی مایکروسافت (Microsoft) به نام کوریور (Courier) به بیرون درز کرد. کوریور یک دفترچه یادداشت دیجیتال با دو صفحه نمایش لمسی هفت اینچی بود که با یک قلم نوری کار می‌کرد و بر روی کارهای خلاقانه، طراحی و یادداشت‌برداری متمرکز بود. رابط کاربری جذاب و کتاب‌مانند این دستگاه، هیجان زیادی را در میان علاقمندان به فناوری ایجاد کرد.

اما درست قبل از اینکه محصول به مرحله تولید نهایی برسد، استیو بالمر (Steve Ballmer) مدیرعامل وقت مایکروسافت پروژه را لغو کرد. دلیل این تصمیم، تمرکز مطلق مایکروسافت بر روی سیستم‌عامل ویندوز و عدم تمایل به سرمایه‌گذاری روی یک سیستم‌عامل اختصاصی جدید برای کوریور بود. این تصمیم مایکروسافت را از رهبری بازار تبلت‌های دوصفحه‌ای بازداشت و فضا را برای جولان آیپد اپل در آن دوران هموار ساخت.

گوشی هوشمند فایر فون آمازون و شکست در سخت‌افزار

آمازون (Amazon) پس از موفقیت چشمگیر تبلت‌های کیندل فایر، تصمیم گرفت با معرفی گوشی هوشمند فایر فون (Fire Phone) در سال ۲۰۱۴ وارد بازار رقابتی تلفن همراه شود. ویژگی متمایز این گوشی، سیستم سه‌بعدی پویای آن بود که با استفاده از چهار دوربین در جلو، زاویه دید کاربر را ردیابی می‌کرد و افکت‌های بصری سه‌بعدی ایجاد می‌نمود.

این پروژه به یک فاجعه مالی بزرگ برای آمازون تبدیل شد و منجر به ضرر ۱۷۰ میلیون دلاری گردید. فایر فون به دلیل قیمت‌گذاری بالا، انحصار در اپراتورهای خاص، سیستم‌عامل محدود و عدم دسترسی به اپلیکیشن‌های رسمی گوگل پلی شکست خورد. هدف اصلی آمازون از این گوشی، هدایت کاربران به سمت خرید مستقیم از فروشگاه خود بود، اما مصرف‌کنندگان دلیلی برای خرید یک سخت‌افزار گران‌قیمت با این محدودیت‌ها ندیدند.

پروژه آکیلا فیس‌بوک و اینترنت پهپادهای خورشیدی

فیس‌بوک (که اکنون متا نامیده می‌شود) با پروژه آکیلا (Aquila) قصد داشت اینترنت پرسرعت را به مناطق دورافتاده جهان برساند. آکیلا یک پهپاد غول‌پیکر خورشیدی با طول بال‌های یک هواپیمای مسافربری بویینگ ۷۳۷ بود که از فیبر کربن ساخته شده بود و قرار بود ماه‌ها در ارتفاعات بالا پرواز کند و با استفاده از لیزر، اینترنت را به زمین بتاباند.

این پروژه سرّی با چالش‌های فنی متعددی مواجه شد. در اولین پرواز آزمایشی در سال ۲۰۱۶، پهپاد در هنگام فرود به دلیل بادهای شدید دچار شکستگی ساختاری شد. همچنین هزینه‌های سرسام‌آور نگهداری ناوگان پروازی و محدودیت‌های قانونی حریم هوایی کشورهای مختلف، متا را به این نتیجه رساند که بهتر است زیرساخت‌های مخابراتی سنتی را تقویت کند و پروژه آکیلا در سال ۲۰۱۸ رسماً بایگانی شد.

پروژه لون گوگل و بالن‌های شکست‌خورده اینترنتی

پروژه لون (Project Loon) تلاش دیگری از سوی الفابت (شرکت مادر گوگل) بود تا با استفاده از بالن‌های شناور در لایه استراتوسفر زمین، پوشش اینترنتی را در مناطق روستایی و محروم ایجاد کند. این بالن‌های عظیم پلاستیکی به مدت صدها روز در هوا معلق می‌ماندند و یک شبکه بی‌سیم ایجاد می‌کردند. این پروژه حتی در زمان بلایای طبیعی در پورتوریکو به کار گرفته شد.

با وجود موفقیت‌های فنی اولیه، پروژه لون در سال ۲۰۲۱ تعطیل شد. مدیران گوگل اعلام کردند که مدل تجاری این پروژه پایدار نیست و هزینه‌های عملیاتی پرتاب و هدایت بالن‌ها بسیار بیشتر از درآمدی است که می‌توان از کاربران مناطق محروم کسب کرد. همچنین ظهور شبکه‌های ماهواره‌ای مدار پایین مانند استارلینک، نیاز به بالن‌های معلق در هوا را به کلی از بین برد.

رسوایی فناوری دراگون و پروژه‌های پزشکی حبابی

یکی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ فناوری، مربوط به شرکت ترانوس (Theranos) و دستگاه ادعایی ادیسون برای آزمایش خون با چند قطره ساده بود. این شرکت که میلیاردها دلار ارزش‌گذاری شده بود، وعده انقلابی در حوزه پزشکی شخصی داده بود. آن‌ها مدعی بودند که با یک فناوری مخفی می‌توانند صدها بیماری را در چند دقیقه شناسایی کنند.

در نهایت مشخص شد که این فناوری مخفی هرگز کار نمی‌کرده و ترانوس از دستگاه‌های تجاری رقبای خود برای انجام آزمایش‌ها به صورت دستی استفاده می‌کرده است. این رسوایی بزرگ منجر به انحلال شرکت و محکومیت قضایی مدیران آن شد. این ماجرا هشداری جدی به سیلیکون ولی بود که نمی‌توان شعارهای بازاریابی بخش نرم‌افزار را به راحتی در حوزه حساس بیومدیکال و سلامت اعمال کرد.

سگ‌وی و رویای تغییر انقلابی در حمل‌ونقل شهری

در اواخر سال ۲۰۰۱، دستگاه سگ‌وی (Segway) با تبلیغات فراوان به عنوان وسیله‌ای معرفی شد که معماری شهرها را تغییر خواهد داد و خودروها را منسوخ خواهد کرد. استیو جابز ادعا کرده بود که این محصول به اندازه کامپیوترهای شخصی مهم خواهد بود. این دوچرخه الکتریکی خودتراز با استفاده از ژیروسکوپ‌های پیشرفته تعادل کاربر را حفظ می‌کرد.

اما سگ‌وی هرگز به یک پدیده همه‌گیر تبدیل نشد. قیمت بالای ۵ هزار دلاری، وزن زیاد دستگاه و مهم‌تر از همه، عدم وجود قوانین شفاف برای تردد آن در پیاده‌روها یا خیابان‌ها، بازار آن را به ماموران امنیتی فرودگاه‌ها و تورهای گردشگری محدود کرد. سگ‌وی نمونه بارز محصولی بود که تکنولوژی فوق‌العاده‌ای داشت اما هیچ نیاز واقعی و کاربردی را در جامعه حل نمی‌کرد.

مجیک لیپ و وعده‌های توخالی واقعیت افزوده

استارتاپ مجیک لیپ (Magic Leap) با جذب سرمایه‌های میلیاردی از گوگل و علی‌بابا، سال‌ها در خفا بر روی یک هدست واقعیت افزوده انقلابی کار می‌کرد. ویدیوهای تبلیغاتی مفهومی آن‌ها نشان می‌داد که یک نهنگ سه بعدی در سالن ورزشی یک مدرسه از زمین بیرون می‌پرد. این دموهای خیره‌کننده، انتظارات عجیبی در جامعه فناوری ایجاد کرده بود.

وقتی اولین نسخه تجاری هدست در سال ۲۰۱۸ با قیمت ۲۳۰۰ دلار عرضه شد، ناامیدی بزرگی به بار آورد. دستگاه بزرگ و سنگین بود، میدان دید بسیار محدودی داشت و کیفیت تصاویر آن فرسنگ‌ها با ویدیوهای تبلیغاتی فاصله داشت. مجیک لیپ پس از شکست سنگین در بازار مصرف‌کننده، ناچار به تعدیل نیرو شد و تمرکز خود را به بخش‌های محدود صنعتی تغییر داد.

ویرچوال بوی نینتندو و شکست اولیه واقعیت مجازی

نینتندو (Nintendo) در سال ۱۹۹۵ با عرضه کنسول ویرچوال بوی (Virtual Boy) تلاش کرد اولین تجربه واقعیت مجازی سه بعدی را به گیمرها ارائه دهد. این دستگاه قرمز رنگ روی میز قرار می‌گرفت و کاربر باید سر خود را درون یک چشمی تاریک فرو می‌برد تا تصاویر شبیه‌سازی شده را تماشا کند.

محصول نهایی یک فاجعه طراحی بود. تصاویر فقط به دو رنگ قرمز و مشکی نمایش داده می‌شدند که پس از چند دقیقه بازی باعث سردرد، تهوع و خستگی شدید چشم کاربران می‌شد. عدم وجود بازی‌های جذاب و طراحی ارگونومیک نامناسب باعث شد نینتندو تولید این دستگاه را در کمتر از یک سال متوقف کند و این تجربه تا دهه‌ها رویای واقعیت مجازی را در صنعت بازی به تاخیر انداخت.

پروژه آرا گوگل و رویای گوشی‌های هوشمند ماژولار

پروژه آرا (Project Ara) تلاش بلندپروازانه گوگل برای ساخت یک گوشی هوشمند کاملاً ماژولار بود. ایده اصلی این بود که کاربران بتوانند قطعات مختلف گوشی خود مانند دوربین، باتری، رم یا پردازنده را مانند قطعات لگو به صورت مغناطیسی جابه‌جا و به‌روزرسانی کنند. این کار نه‌تنها هزینه‌ها را کاهش می‌داد، بلکه مانع از تولید زباله‌های الکترونیکی می‌شد.

با وجود جذابیت ایده، گوگل پروژه آرا را در سال ۲۰۱۶ لغو کرد. اتصال مغناطیسی ماژول‌ها در صورت سقوط گوشی به راحتی قطع می‌شد، پهنای باند ارتباطی بین قطعات ماژولار سرعت دستگاه را کاهش می‌داد و هزینه تولید بدنه اصلی بسیار بالا بود. در نهایت مشخص شد که مصرف‌کنندگان راحتی یک گوشی یکپارچه و باریک را به شخصی‌سازی پیچیده ماژولار ترجیح می‌دهند.

درس‌هایی که سیلیکون ولی از قبرستان پروژه‌ها گرفت

شکست‌های بزرگ فناوری نشان دادند که داشتن سرمایه بی‌پایان و نوابغ مهندسی برای تصاحب بازار کافی نیست. موفقیت یک نوآوری به تعادل میان آمادگی زنجیره تأمین، نیازهای واقعی کاربران و پذیرش فرهنگی جامعه بستگی دارد. بسیاری از پروژه‌های لغو شده در واقع پیش‌نیازهای توسعه محصولات موفق بعدی بودند؛ برای مثال، شکست پروژه تیتان اپل، دانش فنی لازم برای سیستم‌های رانندگی کمکی فعلی را فراهم کرد.

امروزه شرکت‌های بزرگ به جای سرمایه‌گذاری‌های سنگین و طولانی‌مدت روی محصولات کاملاً سخت‌افزاری جدید، به سمت رویکردهای چابک‌تر و نرم‌افزاری متمایل شده‌اند. شکست پروژه‌ها دیگر به معنای باخت کامل نیست، بلکه به عنوان یک فرآیند یادگیری گران‌قیمت تلقی می‌شود که کدهای منبع و پتنت‌های حاصل از آن در بخش‌های دیگر سازمان بازیافت می‌شوند و مورد استفاده قرار می‌گیرند.

جمع‌بندی نهایی

پشت پرده پروژه‌های مخفی و شکست‌خورده غول‌های فناوری، حقیقتی مهم نهفته است: نوآوری بدون در نظر گرفتن فاکتورهای انسانی، حریم خصوصی و استانداردهای بازار محکوم به فناست. پروژه‌هایی مانند تیتان اپل یا عینک گوگل نشان دادند که حتی قدرتمندترین شرکت‌های جهان نیز نمی‌توانند قوانین فیزیک یا روان‌شناسی جامعه را دور بزنند. با این حال، این شکست‌های میلیارد دلاری بسترساز تحولات بعدی شدند و نشان دادند که مسیر پیشرفت فناوری همواره از میان قبرستانی از ایده‌های بزرگ اما خام عبور می‌کند.

سوالات متداول

۱. چرا پروژه خودروی اپل (پروژه تیتان) پس از ده سال لغو شد؟
پروژه تیتان به دلیل ترکیبی از چالش‌های فنی در زمینه سیستم‌های خودران سطح ۵، هزینه‌های بسیار بالای تولید و عدم هماهنگی در مدیریت پروژه لغو شد. مدیران اپل در طول سال‌ها استراتژی‌های متعددی را تغییر دادند که منجر به سردرگمی مهندسان گردید. در نهایت، با اشباع بازار خودروهای برقی و حاشیه سود پایین آن‌ها، اپل ترجیح داد منابع خود را روی توسعه سریع‌تر فناوری‌های هوش مصنوعی متمرکز کند.
۲. علت اصلی عدم موفقیت تجاری عینک گوگل چه بود؟
عینک گوگل بیش از آنکه مشکل فنی داشته باشد، با سد بزرگ نگرانی‌های حریم خصوصی و عدم پذیرش اجتماعی روبرو شد. مردم نگران بودند که کاربران این عینک به طور مخفیانه از آن‌ها فیلم‌برداری کنند که این امر منجر به ممنوعیت ورود عینک به بسیاری از رستوران‌ها و سالن‌های سینما شد. همچنین قیمت بالا و نبود کاربرد حیاتی برای مصرف‌کننده عادی، شکست تجاری آن را تسریع کرد.
۳. آیا شرکت‌های فناوری پس از لغو پروژه‌ها، پتنت‌های آن‌ها را می‌فروشند؟
بله، فروش یا واگذاری لایسنس پتنت‌ها یکی از راه‌های جبران هزینه‌های تحقیق و توسعه برای این شرکت‌هاست. با این حال، در بیشتر مواقع، غول‌های فناوری ترجیح می‌دهند این پتنت‌ها را برای پروژه‌های داخلی آینده خود حفظ کنند تا از تصاحب آن‌ها توسط رقبا جلوگیری نمایند. این دارایی‌های فکری گاهی سال‌ها بعد در قالب ویژگی‌های جدید در محصولات دیگر ظاهر می‌شوند.
۴. پروژه لغو شده ویندوزفون مایکروسافت چه درسی برای این شرکت داشت؟
شکست ویندوزفون به مایکروسافت آموخت که ورود دیرهنگام به یک اکوسیستم جاافتاده بدون داشتن توسعه‌دهندگان اپلیکیشن فعال تقریباً غیرممکن است. مایکروسافت متوجه شد که قدرت سیستم‌عامل دسکتاپ به راحتی به حوزه موبایل منتقل نمی‌شود. این تجربه باعث شد مایکروسافت استراتژی خود را تغییر دهد و خدمات نرم‌افزاری و ابری خود را روی پلتفرم‌های رقیب یعنی اندروید و آی‌او‌اس ارائه کند.
۵. آیا پروژه بلندپروازانه هایپرلوپ ایلان ماسک به طور کامل شکست خورده است؟
بله، شرکت اصلی توسعه‌دهنده این فناوری یعنی هایپرلوپ وان (Hyperloop One) در اواخر سال ۲۰۲۳ دارایی‌های خود را فروخت و تعطیل شد. چالش‌های فنی عظیم در حفظ خلاء در لوله‌های طولانی، هزینه‌های نجومی ساخت زیرساخت‌ها و مسائل مربوط به ایمنی مسافران در سرعت‌های نزدیک به صوت مانع از تحقق این ایده شد. در حال حاضر هیچ پروژه تجاری فعالی از هایپرلوپ در جهان وجود ندارد.
۶. چرا شرکت آمازون نتوانست با گوشی فایر فون در بازار موفق شود؟
آمازون گوشی فایر فون را با هدف اصلی تسهیل خرید از فروشگاه اینترنتی خود طراحی کرده بود و نه نیازهای واقعی کاربر. ویژگی‌های سه‌بعدی آن بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و کاربرد مفیدی ارائه نمی‌داد. همچنین نبود دسترسی به برنامه‌های محبوب گوگل به دلیل استفاده از سیستم‌عامل شخصی‌سازی‌شده Fire OS، خریداران را به شدت محدود کرد و آن‌ها ترجیح دادند از برندهای معتبرتر خرید کنند.
۷. چه ارتباطی میان پروژه‌های شکست‌خورده گذشته و عینک‌های واقعیت ترکیبی امروزی وجود دارد؟
هدست‌های امروزی مانند اپل ویژن پرو مستقیماً بر روی خرابه‌های پروژه‌های قبلی مانند مجیک لیپ و گوگل گلس ساخته شده‌اند. شرکت‌ها با تحلیل شکست‌های گذشته، متوجه شدند که باید بر روی وضوح تصویر فوق‌العاده بالا، پردازش بدون تأخیر و رابط کاربری طبیعی بدون نیاز به دسته‌های فیزیکی تمرکز کنند. در واقع درس‌های گذشته به بهبود سنسورها و رفع مشکلات تهوع در واقعیت افزوده امروزی کمک شایانی کرد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

9 دیدگاه

  1. مطلب جالبی است مخصوصا اینکه متوجه شویم بازار فعلی ارتباطات و اطلاعات چقدر در هم تنیده است. به نظر من مثال خوبی است از هنر و مدیریت برندینگ. البته توجه به تکذیبیه آخر هم دارم که به نظر من بیشتر یک نوع بازارگرمی برای آینده است از طرف صاحبان فیس‌بوگ

  2. اگه وگل آندرئید رو تولید کرد واسه اینکه موتور جستجوش گوگل هست و آمار سایش بالا بره حتی مدیران گوگل از فروش بالای آیفون هم راضی بودن چون موتور جستجوی پیش فرضش گوگل بود
    تمامی پلت فرم ها هم فیس بوک دارن wp7 هم که بیشترین ساپورت رو از فیس بوک میکنه پس برای من واضحه که این خبر شبیه یک شوخی هست

  3. من بعید میدونم…اگر هم این کار رو بکنه شکست بزرگی خواهد بود. کاربران برای خرید یه گوشی پارامترهای خیلی زیادی دارند که فقط یکیش استفاده از فیسبوک هست.

    الان کسی گوشیهای آندروئیدی رو به خاطر هماهنگی بیشتر با سرویسهای گوگل نمیخره. خیلی چیزهای دیگه مد نظر هست که شاید خود گوگل اولویت 10 هم نباشه.

    1. البته در مطلب هم نوشته شده که دقیقاً مشخص نیست که روی چه چیزی کار میشه ولی حدس زدن که اون چیز احتمالاً گوشی تلفن همراهه. البته اگر به خاطر داشته باشید سال ها قبل شایعاتی منتشر شد که گوگل در پی ساخت مرورگره که گوگل تکذیب کرد ولی بعد ها کروم تولید شد. همین قضیه در مورد ساخت سیستم عامل گوگل هم اتفاق افتاد که باز هم گوگل تکذیب کرد ولی الان google chrome OS در حال توسعه هست و دقیقاً همون چیزیه که تو شایعات نشیده بودیم یعنی یه سیستم عامل تحت وب. با این حال اگر تکذیب فیس بوک رو ملاک قرار بدیم حداقل چیزی که می دونیم اینه که فیس بوک داره روی یه چیزی کار می کنه و دوست نداره کسی از این پروژه قبل از تکمیلش مطلع بشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]