موسیقی متنی که آدرنالین خون را بالا میبرد؛ هنر موسیقی در سینما
آشنایی با جادوی نتها در سینما میتواند برای هر علاقهمند به فیلم و هنر، تجربهای کاربردی و افزاینده دانش باشد تا با دیدی عمیقتر به تماشای آثار بنشیند. در این مقاله میخواهیم ببینیم چگونه یک ملودی ساده میتواند ضربان قلب شما را به تپش درآورد و آدرنالین خونتان را جابهجا کند؟ آیا واقعاً موسیقی متن (Soundtrack) تنها یک ابزار فرعی است یا روح اصلی هر سکانس ماندگار در تاریخ سینما محسوب میشود؟ چرا وقتی تم اصلی یک فیلم اکشن نواخته میشود، احساس قدرت میکنیم و آیا درست است که آهنگسازان از فرکانسهای خاصی برای تحریک سیستم عصبی ما استفاده میکنند؟ با هم مرور میکنیم که هنر موسیقی چگونه مرز بین واقعیت و خیال را در سالنهای سینما محو میکند.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و جادوی آهنگسازان بزرگ
- ۲. روانشناسی آدرنالین و ریتمهای سینمایی
- ۳. تکنیک لایتموتیف؛ هویتبخشی به قهرمانان
- ۴. تکامل موسیقی متن از عصر صامت تا دالبی اتموس
- ۵. موسیقی به عنوان راوی پنهان داستان
- ۶. ابزارهای مدرن؛ از ارکستر فیلارمونیک تا سینتیسایزر
- ۷. تاثیر فرکانسهای پایین و اینفراصوت بر ترس
- ۸. موسیقی متنهایی که از خود فیلم بزرگتر شدند
- ۹. پشتپرده ضبط موسیقی در استودیوهای افسانهای
- ۱۰. موسیقی متن در سینمای وحشت؛ هنر تعلیق
- ۱۱. ارتباط موسیقی فیلم با بازاریابی و فرهنگ پاپ
- ۱۲. آینده موسیقی سینما و هوش مصنوعی
۱. شناسنامه اثر و جادوی آهنگسازان بزرگ
موسیقی فیلم (Film Score) از زمان تولد سینما همواره بخش جداییناپذیری از این هنر بوده است. از نوابغی چون برنارد هرمن (Bernard Herrmann) که با فیلمهای هیچکاک لرزه بر اندام مخاطبان میانداخت، تا انیو موریکونه (Ennio Morricone) که با نغمههای وسترن خود به بیابانهای بیروح جان بخشید، هر یک امضای خاص خود را داشتند. جان ویلیامز (John Williams) با ساخت تمهای حماسی برای جنگ ستارگان و ایندیانا جونز، استاندارد جدیدی برای موسیقی ارکسترال در سینما تعریف کرد. این هنرمندان تنها نوازنده نبودند، بلکه دراماتورژیستهایی بودند که با سازهای خود، لایههای پنهان شخصیتها را برای تماشاگر بازگو میکردند.
داستان موسیقی متن در سینما روایتی از همکاریهای افسانهای میان کارگردانان و آهنگسازان است؛ مانند رابطه نزدیک هانس زیمر (Hans Zimmer) با کریستوفر نولان که منجر به خلق صداهای تجربی و نوآورانهای در فیلمهایی چون «تلقین» (Inception) و «میانستارهای» (Interstellar) شد. زیمر با استفاده از ترکیب سازهای سنتی و صداهای الکترونیک، توانست فضایی مدرن و در عین حال به شدت احساسی ایجاد کند. شناسنامه یک موسیقی متن موفق اغلب با نامهایی گره خورده است که مرزهای سبک کلاسیک را شکسته و به دنبال کشف صداهای جدید در دنیای دیجیتال هستند تا تجربه بصری را به یک سفر شنیداری بینظیر تبدیل کنند.
۲. روانشناسی آدرنالین و ریتمهای سینمایی
وقتی در یک سکانس تعقیب و گریز، ضربآهنگ موسیقی تندتر میشود، بدن ما به صورت غریزی واکنش نشان میدهد. این موسیقی با تحریک سیستم عصبی سمپاتیک، باعث ترشح آدرنالین (Adrenaline) و افزایش ضربان قلب میشود. آهنگسازان از ریتمهای نامنظم و فواصل موسیقایی ناخوشایند برای ایجاد حس اضطراب و تنش استفاده میکنند. در واقع مغز ما موسیقی را به عنوان یک سیگنال محیطی پردازش میکند و زمانی که موسیقی با اکشن روی پرده هماهنگ است، غوطهوری (Immersion) ما در داستان به حداکثر میرسد. این یک بازی روانی دقیق است که بین گوش و مغز اتفاق میافتد.
علاوه بر ریتم، حجم صدا (Dynamics) نیز نقش مهمی در پمپاژ آدرنالین دارد. استفاده از سکوتهای ناگهانی و سپس انفجار صوتی ارکستر، میتواند شوک فیزیکی به تماشاگر وارد کند. تحقیقات نشان داده است که موسیقی حماسی با استفاده از سازهای برنجی بزرگ مانند ترومبون و توبا، حس قدرت و پیروزی را در مخاطب تقویت میکند. به همین دلیل است که تماشای یک فیلم اکشن بدون موسیقی متن، بخش بزرگی از تاثیرگذاری خود را از دست میدهد. موسیقی در اینجا به عنوان یک کاتالیزور بیوشیمیایی عمل میکند که تجربه تماشا را از یک مشاهده ساده به یک درگیری فیزیکی و هیجانی تبدیل مینماید.
۳. تکنیک لایتموتیف؛ هویتبخشی به قهرمانان
تکنیک لایتموتیف (Leitmotif) که ریشه در اپراهای واگنر دارد، یکی از قدرتمندترین ابزارهای آهنگسازان فیلم است. در این روش، برای هر شخصیت، مکان یا ایده در داستان، یک تم موسیقی کوتاه و مشخص ساخته میشود. به محض اینکه تماشاگر آن ملودی خاص را میشنود، حتی بدون دیدن شخصیت، حضور یا تاثیر او را حس میکند. برای مثال، تم ترسناک کوسه در فیلم «آروارهها» (Jaws) تنها با دو نت ساده، حضور یک خطر مرگبار را در ذهن مخاطب حک میکند. این پیوند ذهنی بین صدا و تصویر باعث میشود که روایت داستان در ناخودآگاه تماشاگر عمیقتر شود.
این تکنیک به کارگردان اجازه میدهد تا با استفاده از موسیقی، اطلاعاتی را به مخاطب بدهد که در تصویر دیده نمیشود. اگر تم یک شخصیت خبیث در پسزمینه یک صحنه عاشقانه به آرامی نواخته شود، تماشاگر بلافاصله حس میکند که خطری در کمین است یا خیانتی در حال شکلگیری است. هانس زیمر و هوارد شور (Howard Shore) در سهگانه ارباب حلقهها به بهترین شکل از این ابزار برای پیوند دادن نژادها و سرزمینهای مختلف به یکدیگر استفاده کردند. لایتموتیفها در واقع الفبای صوتی سینما هستند که به حافظه بلندمدت ما سیگنال میفرستند و باعث میشوند تمهای موسیقی تا سالها پس از دیدن فیلم در ذهن ما باقی بمانند.
۴. تکامل موسیقی متن از عصر صامت تا دالبی اتموس
در دوران سینمای صامت، موسیقی نه برای زیبایی، بلکه برای پوشاندن صدای آزاردهنده آپاراتهای سینما در سالن نواخته میشد. نوازندگان پیانو یا ارگ در کنار پرده، به صورت بداهه آهنگهایی میزدند که با حس صحنهها هماهنگ بود. با اختراع سینمای ناطق و سیستمهای ضبط صدا، موسیقی به بخش مهندسی شده فیلم تبدیل شد. در عصر طلایی هالیوود، ارکسترهای بزرگ و باشکوه وظیفه فضاسازی را بر عهده داشتند و موسیقی به شدت تحت تاثیر سبک رمانتیک قرن نوزدهم بود. اما با گذشت زمان، جسارت آهنگسازان برای استفاده از صداهای غیرمتعارف بیشتر شد.
امروزه با ظهور سیستمهای صوتی پیشرفته مانند دالبی اتموس (Dolby Atmos)، موسیقی دیگر فقط از روبرو شنیده نمیشود، بلکه تماشاگر را کاملاً احاطه میکند. این پیشرفت تکنولوژیک به آهنگسازان اجازه داده تا از فضای سهبعدی برای خلق تجربیات صوتی منحصربهفرد استفاده کنند. صداهای محیطی و موسیقی به قدری با هم ترکیب میشوند که مرز میان آنها از بین میرود. در فیلمهای مدرن، گاهی یک صدای ممتد الکترونیک (Drone) جایگزین ملودیهای سنتی میشود تا اتمسفری سنگین و خفقانآور ایجاد کند. این تکامل نشاندهنده تغییر ذائقه مخاطب و تلاش مداوم سینما برای واقعگرایی صوتی بیشتر است.
۵. موسیقی به عنوان راوی پنهان داستان
موسیقی متن اغلب وظیفهای را بر عهده دارد که دیالوگها و بازیگران از انجام آن ناتوانند: بیان درونیات شخصیت. وقتی بازیگری در سکوت به افق خیره شده است، این موسیقی است که به ما میگوید او در حال تجربه غم است، یا نقشهای شوم در سر دارد. موسیقی به عنوان یک راوی دانای کل عمل میکند که حقایق پنهان داستان را برای ما فاش میسازد. در بسیاری از موارد، آهنگساز قبل از فیلمبرداری یا در حین تدوین، با درک عمیق از روانشناسی شخصیت، تمهایی را خلق میکند که به بازیگر در رسیدن به نقش کمک میکند.
گاهی اوقات موسیقی با آنچه در تصویر میبینیم در تضاد است که به آن «کنتراست صوتی» میگویند. استفاده از یک آهنگ شاد و ملایم در طول یک صحنه خشونتآمیز، میتواند حسی از پوچی یا وحشت عمیقتر را القا کند (تکنیکی که استنلی کوبریک به خوبی در پرتقال کوکی از آن استفاده کرد). این تضاد باعث میشود مخاطب به فکر فرو برود و لایههای معنایی جدیدی در اثر کشف کند. در واقع، موسیقی متن نه تنها احساسات ما را تقویت میکند، بلکه به ما یاد میدهد که چگونه باید به تماشای فیلم بنشینیم و بر کدام جنبه از داستان تمرکز کنیم. بدون این راوی نامرئی، سینما تبدیل به یک کالبد بیروح میشد.
۶. ابزارهای مدرن؛ از ارکستر فیلارمونیک تا سینتیسایزر
در سالهای اخیر، ابزارهای آهنگسازی فیلم تحول شگرفی یافتهاند. در حالی که ارکسترهای بزرگ با صدها نوازنده همچنان برای فیلمهای حماسی و دیزنی محبوب هستند، تکنولوژی دیجیتال امکانات بیپایانی را فراهم کرده است. آهنگسازان امروزی از ویاستیها (VST) و کتابخانههای صوتی عظیم استفاده میکنند که میتوانند صدای هر سازی را با دقت حیرتآوری بازسازی کنند. اما خلاقیت واقعی زمانی رخ میدهد که این ابزارها با هم ترکیب میشوند. هانس زیمر با ترکیب گروههای کر کلیسایی و بیتهای سنگین الکترونیک، صدایی را خلق کرد که هم باستانی و هم فوقمدرن به نظر میرسد.
استفاده از سازهای ابداعی نیز در موسیقی فیلم باب شده است. برای مثال، در موسیقی فیلم «جوکر» (Joker)، هیلدور گودنادوتیر (Hildur Guðnadóttir) از صداهای کششی ویولنسل به شکلی استفاده کرد که گویی از درون ذهن آشفته شخصیت اصلی بیرون میآیند. برخی آهنگسازان از ضبط صداهای محیطی مثل صدای برخورد فلزات، وزش باد یا حتی صدای موتور هواپیما به عنوان المانهای موسیقایی استفاده میکنند. این رویکرد تجربی باعث شده موسیقی فیلم از قالبهای سنتی خارج شده و به نوعی هنر صوتی (Sound Art) تبدیل شود که هدفش فقط شنیده شدن نیست، بلکه لرزاندن روح و جسم مخاطب با بافتهای صوتی نوین است.
۷. تاثیر فرکانسهای پایین و اینفراصوت بر ترس
یکی از رازهای نایاب و فنی در طراحی صدای فیلمهای ترسناک و مهیج، استفاده از اینفراصوت (Infrasound) است. اینها صداهایی با فرکانس بسیار پایین (کمتر از ۲۰ هرتز) هستند که گوش انسان قادر به شنیدن آنها نیست، اما بدن آنها را احساس میکند. این فرکانسها باعث ایجاد لرزش در قفسه سینه و القای حس اضطراب، تهوع و ترس بیدلیل میشوند. آهنگسازان هوشمند با گنجاندن این فرکانسها در زیر لایههای موسیقی متن، مخاطب را در وضعیتی از ناآرامی فیزیولوژیک قرار میدهند، بدون اینکه تماشاگر بداند چرا چنین احساسی دارد.
این تکنیک به ویژه در فیلمهایی که با ماوراءالطبیعه یا تنشهای روانی سر و کار دارند، بسیار موثر است. در فیلم «برگشتناپذیر» (Irreversible)، از این فرکانسها در ۳۰ دقیقه ابتدایی فیلم استفاده شد تا در مخاطبان حس فیزیکی ناخوشایندی ایجاد کند که با فضای تاریک فیلم همخوانی داشت. علاوه بر این، استفاده از صداهای با فرکانس بالا (مثل صدای کشیده شدن چاقو روی شیشه) مستقیماً روی اعصاب شنوایی تاثیر گذاشته و واکنش «جنگ یا گریز» را فعال میکند. درک این جنبههای بیولوژیک صدا به آهنگسازان اجازه میدهد تا مانند یک جراح، با سیستم عصبی مخاطب بازی کنند و تجربهای فراتر از شنیدن موسیقی خلق کنند.
۸. موسیقی متنهایی که از خود فیلم بزرگتر شدند
برخی موسیقی متنها به چنان درجهای از شهرت و محبوبیت میرسند که به تنهایی و جدا از فیلم، به حیات خود ادامه میدهند. قطعاتی مثل تم اصلی «پدرخوانده» (The Godfather) اثر نینو روتا یا موسیقی فیلم «خوب، بد، زشت» به نمادهای فرهنگی تبدیل شدهاند که حتی کسانی که فیلم را ندیدهاند، آنها را میشناسند. این آثار مرزهای سینما را درنوردیده و به بخشی از حافظه جمعی بشریت تبدیل گشتهاند. در بسیاری از موارد، فروش آلبوم موسیقی متن این فیلمها با درآمد گیشه رقابت کرده و جوایز متعددی را برای آهنگسازانشان به ارمغان آورده است.
شگفتی اینجاست که گاهی یک قطعه موسیقی میتواند سرنوشت یک فیلم ضعیف را تغییر دهد و آن را در ذهنها ماندگار کند. برعکس، فیلمهای بزرگی وجود دارند که موسیقیشان به قدری قدرتمند بوده که تماشاگران پس از خروج از سینما، بیش از آنکه درباره داستان حرف بزنند، ملودی آن را زیر لب زمزمه میکردند. آثاری مانند «لالالند» (La La Land) یا «ستارهای متولد شده است» (A Star Is Born) نشان دادند که موسیقی میتواند موتور محرک اصلی موفقیت یک اثر سینمایی در قرن بیست و یکم باشد. این قدرت جادویی نتهاست که میتواند یک محصول تجاری را به یک میراث هنری جاودانه تبدیل کند.
۹. پشتپرده ضبط موسیقی در استودیوهای افسانهای
ضبط موسیقی فیلم فرآیندی پیچیده و هیجانانگیز است که معمولاً در استودیوهای بزرگی مانند «ابیرود» (Abbey Road) یا «ایر استودیوز» (AIR Studios) انجام میشود. در این مکانها، ارکسترهای عظیم در مقابل یک پرده بزرگ سینمایی مینشینند و در حالی که فیلم در حال پخش است، تحت هدایت رهبر ارکستر مینوازند. دقت در زمانبندی باید میلیثانیهای باشد تا ضربات موسیقی دقیقاً بر روی برشهای تدوین یا حرکات بازیگر بنشیند. مهندسان صدا با استفاده از دهها میکروفون حساس، کوچکترین جزئیات صوتی، از نفس کشیدن نوازندگان تا لرزش سیمهای ویولن را ثبت میکنند.
یک نکته جالب و کمتر شنیده شده، استفاده از تکنیک «میکیماوزینگ» (Mickey Mousing) است که در آن موسیقی دقیقاً هر حرکت فیزیکی بازیگر را تقلید میکند (مثلاً با هر قدم برداشتن شخصیت، یک ضربه طبل نواخته میشود). اگرچه این تکنیک امروزه در فیلمهای جدی کمتر استفاده میشود، اما ریشه در انیمیشنهای اولیه دارد. همچنین، در مراحل پس از تولید، لایههای مختلف موسیقی بارها با هم ترکیب و فیلتر میشوند تا با صدای محیطی و دیالوگها تداخل نداشته باشند. پشت هر دقیقه موسیقی که در سینما میشنوید، صدها ساعت کار تخصصی و وسواسگونه نهفته است تا صدا به شفافترین و تاثیرگذارترین شکل ممکن به گوش شما برسد.
۱۰. موسیقی متن در سینمای وحشت؛ هنر تعلیق
در سینمای وحشت، موسیقی مسئولیت ایجاد بیش از ۷۰ درصد از حس ترس را بر عهده دارد. بدون صدا، بسیاری از صحنههای ترسناک خندهدار به نظر میرسند. آهنگسازان این ژانر از سازهای نامتعارف مانند «واتر فون» (Waterphone) استفاده میکنند که صداهای ناهنجار و فلزی تولید میکند که مستقیماً روی ناخودآگاه تاثیر میگذارد. ایجاد تعلیق (Suspense) از طریق تکرار یک نت ممتد یا افزایش تدریجی بلندی صدا، مخاطب را در انتظار یک اتفاق وحشتناک قرار میدهد. اما گاهی بزرگترین ترس در سکوت ناگهانی نهفته است؛ جایی که موسیقی قطع میشود و مخاطب در خلأ صوتی رها میگردد.
یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که موسیقی ترسناک باید حتماً بلند و گوشخراش باشد، در حالی که بسیاری از شاهکارهای این ژانر از موسیقیهای بسیار آرام و مینیمال استفاده میکنند. استفاده از ملودیهای کودکانه با صدای جعبه موسیقی (Music Box) در فیلمهای ترسناک، تضاد عجیبی با فضای بزرگسالانه و خشن فیلم ایجاد میکند که بسیار آزاردهنده است. همچنین، استفاده از صداهای انسانی مانند نجوا، جیغهای دوردست یا تنفسهای سنگین که در بافت موسیقی ذوب شدهاند، حس حضور یک موجود نادیدنی را در اتاق تقویت میکند. در سینمای وحشت، آهنگساز یک جادوگر است که ترس را از راه گوش به مغز تزریق میکند.
۱۱. ارتباط موسیقی فیلم با بازاریابی و فرهنگ پاپ
موسیقی فیلم امروزه ابزاری قدرتمند برای بازاریابی و برندینگ آثار سینمایی است. انتشار تکآهنگهای فیلم قبل از اکران، میتواند موج عظیمی از هیجان را در شبکههای اجتماعی ایجاد کند. تریلرهای فیلم (Trailers) خود دارای سبک موسیقی خاصی هستند که به «موسیقی تریلر» معروف شده و هدفش تنها جذب مخاطب در دو دقیقه است. بسیاری از خوانندگان مشهور پاپ با خواندن تیتراژ پایانی فیلمها، به فروش بیشتر آن کمک میکنند و همزمان شانس خود را برای دریافت جایزه اسکار امتحان مینمایند. این پیوند بین صنعت موسیقی و سینما یک رابطه برد-برد اقتصادی است.
علاوه بر این، تمهای موسیقی فیلم به سرعت وارد فرهنگ عامه میشوند. زنگ گوشیها، موسیقی مسابقات ورزشی و حتی ویدئوهای تیکتاک پر از ملودیهای سینمایی هستند. این پدیده باعث میشود که نام فیلم و برند آن همواره در گوش مخاطب تکرار شود. برای مثال، موسیقی فیلم «دزدان دریایی کارائیب» به قدری در مکانهای مختلف شنیده شده که به بخشی از هویت صوتی ماجراجویی تبدیل گشته است. موسیقی متن در واقع سفیر فیلم در دنیای خارج از سینماست و باعث میشود یک اثر حتی پس از پایان اکران، در زندگی روزمره مردم حضور داشته باشد و به یک آیکون فرهنگی تبدیل شود.
۱۲. آینده موسیقی سینما و هوش مصنوعی
با ورود هوش مصنوعی (AI) به دنیای هنر، آهنگسازی فیلم نیز در آستانه یک تحول بزرگ قرار دارد. الگوریتمها اکنون قادرند بر اساس حال و هوای یک سکانس، موسیقیهای پسزمینه تولید کنند. برخی نگرانند که این موضوع باعث از بین رفتن خلاقیت انسانی و تولید موسیقیهای تکراری و بیروح شود. با این حال، بسیاری از آهنگسازان پیشرو از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کمکی برای تولید ایدههای اولیه یا ایجاد بافتهای صوتی پیچیده که ساخت آنها با دست زمانبر است، استفاده میکنند. آینده موسیقی سینما احتمالاً ترکیبی از نبوغ انسانی و محاسبات فوقسریع ماشین خواهد بود.
همچنین، تکنولوژیهای واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) نیاز به موسیقیهای «تعاملی» را ایجاد کردهاند؛ موسیقیهایی که بر اساس حرکت و انتخاب کاربر تغییر میکنند. این به معنای پایان موسیقیهای خطی و شروع عصری است که در آن موسیقی فیلم مانند یک موجود زنده با مخاطب واکنش نشان میدهد. با این حال، همچنان این روح و احساس انسانی است که یک ملودی را به یادماندنی میکند. هوش مصنوعی شاید بتواند نتها را درست در کنار هم بچیند، اما هنوز راه درازی برای درک مفهوم «غم» یا «حماسه» به معنای عمیق انسانی دارد. آینده، فضایی برای تجربه صداهایی است که هنوز حتی تصورش را هم نکردهایم.
جمعبندی نهایی
موسیقی در سینما چیزی فراتر از یک همراه بصری است؛ آن زبان مخفی است که مستقیماً با قلب و اعصاب مخاطب سخن میگوید. از قدرت پمپاژ آدرنالین در صحنههای اکشن تا ایجاد تعلیق در دالانهای تاریک وحشت، موسیقی روح دمیده شده در کالبد تصاویر است. آهنگسازان با استفاده از دانش روانشناسی، تکنولوژیهای نوین و قریحه هنری خود، تجربیاتی را خلق میکنند که در حافظه ما حک میشود. درک این هنر به ما کمک میکند تا لایههای عمیقتری از روایت سینمایی را کشف کنیم و بدانیم که چرا برخی فیلمها برای همیشه در قلب ما خانه میکنند. سینما بدون موسیقی، تنها تماشای زندگی است، اما با موسیقی، خودِ زندگی است.









آقا من وقتی اسم این فیلم و شنیدم؛ یه دل نه صد دل عاشق این فیلم شدم:
بتمن مــــی آغــــازد!!!
:))))))
کاش این محصولات از طریق فروشگاه ها و سوپر مارکتها در دسترس بود
http://360degree.blogsky.com/1391/02/30/post-303/
من هر چه کردم نتونستم حتی یه ثانیه موزیک یا یه سانت عکس از سایت دانلود کنم یا ببینم.مث اینکه با موبایل نمیشد چیزی دید.
خیلی دوست داشتم اینها رو دانلود کنم و برای همیشه توی سیتمم داشته باشم . اما لینک دانلودهایی که گذاشتید خرابه. خواهش میکنم اگه امکان داره درستش کنید. ممنونم
من خودم آهنگساز و تنظیم کننده هستم و وقتی فهمیدم موسیقی متن این فیلم کار یه ایرانیه منقلب شدم.رامین جان موفق باشی…
لینک های دانلود همش خرابه ……..
برو این سریال رو هر چه زودتر ببین
من که این سریال و خیلی دوست دارم .تا سیزن 4 -اپیزود 16(آخرین قسمت زیرنویس شده در ایران) این سریال و دیدم .به اونایی که ندیدم توصیه میکنم حتما ببینند.
خدایا شکر این ایرانیها کی هستن …
توجه کردید تو همه چیز اولین هم هستیم ؟؟؟
ممنون
فیلم ایرون من از قلم افتاد
سلام وبلاگ جالب دارین می خواستم من را راهنمایی کنید چگونه قالب وبلاگم را مانند شما تغیر بدهم با تشکر
جالبه که هم اسمش و هم فامیلش ایرانی هست.
سلام ، این لینک ها رو هم اگه دوست داشتید به متن اضافه کنید ، به صورت تراک تراک میشه دانلود کرد.
http://www.come2music.org/index.php/2008/03/14/prison-break-orginal-sound-track-part-1/
http://www.come2music.org/index.php/2008/03/16/prison-break-original-sound-track-part-2/
خواهش میکنم یه پست برای حمایت از فلسطین در نظرسنجی CNN تو وبلاگتون بدید:
Israel-vs-Palestine.com
عالی بود. متشکر
بلاخره سلام !
دکتر این اولین کامنت منه برا شما بعد از این یک سال و اندی !
اینجا جای تحسین و تمجید از سایت خوبتون نیست ولی واقعاً زبان قاصره ;) …
من هم 1 هفته ای هست که شروع کردم، امیدوارم که پله پله برسم به مفیدیه شما…
حالا راجع به این پست :
جدا از اینکه مفید بودنش ! این جالب بود که همین متنی که شما تو wikipedia خوندی من سه – چهار ماه پیش خوندم ولی به اسم تک تک افراد دقت نکرده بودم.
این دقت شما قابل تحسینه :D
در ضمن فردا وراسن red carpeto …
منتظر مطلبتون هستم …
راستی یه مطلب هم راجع به بازیگر ایرانd سریال “هیروز” (قهرمانان) بنویسید ممنون میشم. آدریان پاسدار نقش ناتان پترلی(http://www.imdb.com/name/nm0664499) که قراره رئیس جمهور آمریکا!!! بشه رو بازی کرده و بنظر من خیلی خوب هم اینکار رو انجام داده… چون پشتکار و پیگیریتون بالاست گفتم شاید یه مطلب خوب از توش دربیاد.
ببخشید زیاده گویی کردم شاد و سربلند باشید
ممنون از شما آقای دکتر با معرفی افراد موفق در هر زمینه علی الخصوص زمانی که شاهد موفقیت یک هموطن در غربت می شویم.واقعا باعث افتخار و غرور است که در هر نقطه ای از این دنیای پهناور یک ایرانی با نبوغ خاص خودش میدرخشد.
راستی جناب دکتر تا آنجایی که به خاطر دارم تولد شما سال گذشته که توسط دوستانتان بهتون تبریک گفتند در مهر ماه بود و اگر خاطرم یاری کند روز 15 مهر هم بود.پس چطور به شما امروز تبریک گفتند؟
پروفایل فیس بوکم را اشتباه پر کرده بودم، الان هم به فیس بوک دسترسی ندارم.
ممنون از اطلاع رسانیتون
———-
http://www.SorenPhoto.com
اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان
سلام اقای دکتر
بازهم از مطلبای قشنگتون تشکر میکنم… لینک ریمیکس جواب نمیداد… یه چک کنید ممنون میشم
یکبار خواسته بودید راجع به موزیک متن بازیهای کامپیوتری مطلب بنویسید ولی گویا نیمه کاره رهاش کردید… اگه یه وقت خواستید دوباره استارت بزنید خوشحال میشم اگه بتونم کمکی بکنم… آرشیو خوبی دارم از موزیک متن های معروف بازیها
شاد و سربلند باشید
حالا این فیلم را از کجا میشه گیر آورد؟ تو ایران گیر می آید؟
سلام
چرا لینک ها کار نمی کنه! من نتونستم اون ترکی را که توصیه کردی بودی بگیرم. راستی لینک موسیقی سایر فیلم ها رو هم داری!
عصر دوباره در یه جای دیگه دانلود میکنم.
آره منم اسمش رو تو تیتراژ پایانیش دیدم اول فکر کردم شاید هندی یا پاکستانی باشه بعد که سرچ زدم دیدم ایرانیه
آخر سریال خیلی گل درشت اسم رامین جوادی را توی صفحه پخش می کنند به این معنا که از ارکان اصلی این فیلم موسیقی متنه . قبلا منهم در مورد رامین جوادی نوشته بودم
http://farab22.blogfa.com/post-138.aspx
دکتر این همون جوانی نیست که در یک مجلس کوچیک با جنیفر لوپز میرقصه؟ یا صرفا اشتباه من بخاطر شباهت نسبی هست؟!
سلام خدمت دوستان عزیز مطلب بسیار جالبی بود
آقا این مطلبت غوغا بود ، مخصوصا برای کسایی که این سریالو دیدن و شیفته ی موسیقیش شدن…
یکی از چیزای خوب دیگه هم لینکای دانلود بود ولی یکی دوتاش ایراد داشت
بازم ممنون
مطلب بسیار ظریفی بود
باز هم ممنون
اولین مطلب برای اولین روز هفته، یک مطلب بکر و دسته اول. استفاده کردیم.
مرسی بابت این مطلب، خیلی جالب بود.
نگران سلامتی تون شده بودم!!!آخه وبلاگ هم لود نمیشد توی خونه…حالا که خیالم راحته تولدتون رو تبریک میگم…
دکتر جان، سلام.
اول: هانس زیمر تلفظ درست نام این آهنگساز هست.
دوم: شما که عمده کارهای رامین خان جوادی رو نوشتی، بدک نبود اگه به نقشش توی موسیقی کارهای مهمی مثل ند کلی، جزیره و Something gotta give هم اشاره میکردی.
سوم: موسیقی Iron Man هم نامزد Grammy بود.
مخلصم.
ممنون
هم به خاطر اطلاعات
هم لینک های دانلود این اهنگ های قشنگ…
سلام
بسیار مسرت بخش است که یک ایرانی آهنگساز سریالی پر بیننده همچون “پریزن بریک”است.
خوب البته نباید ایرانی ها رو دست کم گرفت.
همچنین بابت مطالب ارزنده ای که ارائه میکنید بسیار ممنونم.
سلام دکتر.
بسیار بسیار جالب و مفید بود. ممنون.
البته آهنگ سازان بزرگ و با وسعت طرفداران جهانی اما ایرانی تبار زیادی در خارج از مرزها داریم که میتوان با یکی از معروف ترینشان یعنی سیاوش قمیشی عزیز هم اشاره کرد.
کلا به نظر من یک ایرانی یا به یک کار وارد نمیشود و یا اگر بشود, باید جزو بهترین ها باشد و در محیط پیرامونش بدرخشد.
در ضمن فکر کنم منظورتون از Open Season همون فصل شکار خودمون باشه به این معنی که شکار در این فصل آزاد است.
موفق باشید.
http://www.thelightnights.wordpress.com
واقعا مطلب جالبی بود. احتمالا بیشتر افرادی که این سریال را دنبال می کنند ،مثل من، چنین اطلاعاتی را نمی دانستند.
جایی خوندم که فیلم مرد آهنین که همین رامین جوادی آهنگسازشه و شون تب بازیگر ایرانی الاصل فیلم تصادف (کرش) هم توش بازی میکنه از شانسهای دریافت اسکار بهترین موسیقی فیلم امساله.