خیانت به اعتماد؛ چرا شرکتهای بزرگ تکنولوژی مدام با حریم خصوصی ما بازی میکنند؟
بررسی ریشههای نقض حریم خصوصی توسط غولهای فناوری نهتنها جالب، بلکه برای هر کاربر دنیای دیجیتال امری حیاتی و کاربردی است. در این مقاله قصد داریم با هم مرور کنیم که چرا شرکتهای بزرگ تکنولوژی (Big Tech) علیرغم شعارهای پرزرقوبرق، مدام با دادههای شخصی ما بازی میکنند و اعتماد عمومی را به حراج میگذارند. آیا واقعاً حریم خصوصی در قرن بیست و یکم به یک افسانه تبدیل شده است؟ چرا گفته میشود که اگر محصولی رایگان است، پس خود شما محصول هستید؟ در پی آن هستیم که مکانیسمهای پیچیده جمعآوری داده و مدلهای کسبوکار مبتنی بر نظارت را کالبدشکافی کنیم. آیا درست است که هوش مصنوعی جدید، آخرین میخ را بر تابوت حریم خصوصی کوبیده است یا هنوز راهی برای محافظت از خودمان وجود دارد؟
فهرست مطالب
- ۱. اقتصاد توجه و سرمایهداری نظارتی
- ۲. کالبدشکافی شرایط استفاده از خدمات (ToS)
- ۳. نقش بیگدیتا در مهندسی رفتار جمعی
- ۴. تاریخچه سیاه نشت دادهها در شرکتهای بزرگ
- ۵. ردیابی فراگیر؛ فراتر از کوکیهای ساده
- ۶. هوش مصنوعی و تحلیلهای پیشبینانه حریم خصوصی
- ۷. بازتاب بحران اعتماد در سینما و ادبیات
- ۸. پارادوکس راحتی در برابر امنیت داده
- ۹. قوانین جهانی؛ از GDPR تا تلاشهای محلی
- ۱۰. اینترنت اشیاء و جاسوسان کوچک در خانه
- ۱۱. آینده حریم خصوصی در عصر محاسبات کوانتومی
- ۱۲. استراتژیهای دفاعی برای کاربران آگاه
۱. اقتصاد توجه و سرمایهداری نظارتی
مدل کسبوکار اکثر شرکتهای بزرگ تکنولوژی بر پایه سرمایهداری نظارتی (Surveillance Capitalism) بنا شده است، مفهومی که توسط شوشانا زوباف به زیبایی تبیین شده است. در این مدل، تجربه انسانی به عنوان ماده خام رایگان برای تبدیل شدن به دادههای رفتاری استخراج میشود. این دادهها پس از پردازش به محصولاتی تبدیل میشوند که به بازارهای آیندهنگری فروخته میشوند؛ بازارهایی که در آن شرکتها روی رفتارهای بعدی ما شرطبندی میکنند. برای این شرکتها، حریم خصوصی یک مانع بر سر راه سودآوری است، زیرا هرچه آنها بیشتر درباره شما بدانند، بهتر میتوانند تبلیغات هدفمند را به شما بفروشند و توجه شما را در پلتفرم خود گروگان بگیرند.
اقتصاد توجه (Attention Economy) یعنی هر ثانیهای که شما در یک اپلیکیشن سپری میکنید، پولی است که به جیب صاحبان آن سرازیر میشود. برای نگه داشتن شما، آنها باید بدانند چه چیزی شما را میترساند، چه چیزی شما را خوشحال میکند و چه چیزی باعث میشود کلیک کنید. این دانش عمیق تنها از طریق زیر پا گذاشتن مرزهای خصوصی امکانپذیر است. در واقع، خیانت به اعتماد ما یک خطای سیستماتیک نیست، بلکه ویژگی اصلی و موتور محرک این صنعت است. تا زمانی که مدل درآمدی بر پایه تبلیغات باشد، حریم خصوصی همیشه قربانی ردیف اول خواهد بود و هیچ وعدهای از سوی مدیران سیلیکون ولی این حقیقت ساختاری را تغییر نخواهد داد.
۲. کالبدشکافی شرایط استفاده از خدمات (ToS)
همه ما با آن متنهای طولانی و خستهکنندهای که در هنگام نصب اپلیکیشنها ظاهر میشوند و بدون خواندن تاییدشان میکنیم (Terms of Service)، آشنا هستیم. این متون به گونهای طراحی شدهاند که خواندن آنها برای یک انسان معمولی ساعتها زمان ببرد و پر از اصطلاحات حقوقی پیچیده باشد که عملاً راه فراری باقی نمیگذارند. در لابلای این کلمات، ما اغلب به شرکتها اجازه میدهیم که به میکروفون، دوربین، لیست مخاطبین و حتی تاریخچه موقعیت مکانی ما دسترسی داشته باشند. این یک قرارداد ترکمنچای دیجیتالی است که در آن ما در ازای استفاده از یک ابزار ساده، تمام جزئیات زندگی خود را به حراج میگذاریم.
تحقیقات نشان داده که اگر قرار بود کاربران تمام توافقنامههای حریم خصوصی را که با آنها روبرو میشوند بخوانند، باید سالانه بیش از ۲۰۰ ساعت وقت صرف این کار میکردند. شرکتها از این ناتوانی زمانی ما سوءاستفاده میکنند تا بندهای بحثبرانگیز را مخفی کنند. برای مثال، برخی اپلیکیشنها در متن خود آوردهاند که حق دارند دادههای شما را با شرکتهای ثالث (Third Parties) که حتی نامی از آنها برده نشده، به اشتراک بگذارند. این ابهام عامدانه، لایهای از مشروعیت حقوقی به نقض اخلاقی حریم خصوصی میبخشد و دست شرکتها را برای هر نوع بازی با دادههای کاربران باز میگذارد. در واقع، این توافقنامهها نه برای محافظت از کاربر، بلکه برای محافظت از شرکت در برابر شکایتهای قانونی نوشته شدهاند.
۳. نقش بیگدیتا در مهندسی رفتار جمعی
دادههای بزرگ (Big Data) وقتی در مقیاس میلیاردی جمعآوری میشوند، قدرتی فراتر از شناخت تکتک افراد پیدا میکنند؛ آنها قدرت مهندسی رفتار کل یک جامعه را به دست میآورند. شرکتهای تکنولوژی با تحلیل الگوهای رفتاری، میتوانند ترندهای اجتماعی را پیشبینی کرده و حتی به آنها جهت بدهند. این موضوع در وقایعی مانند انتخابات یا جنبشهای اجتماعی به وضوح دیده شده است، جایی که الگوریتمها با نمایش محتوای خاص به افراد خاص، توانستهاند افکار عمومی را قطبی کنند. در اینجا، حریم خصوصی دیگر یک موضوع فردی نیست، بلکه به یک امنیت ملی و اجتماعی تبدیل میشود که مستقیماً دموکراسی را هدف قرار داده است.
وقتی شرکتها بدانند تودههای مردم در چه زمانی بیشترین آسیبپذیری روانی را دارند، میتوانند محصولات یا پیامهایی را به آنها القا کنند که در حالت عادی پذیرفته نمیشد. این مهندسی اجتماعی (Social Engineering) در سطح کلان، از طریق ردیابی دقیق لایکها، کامنتها و حتی مدت زمان توقف روی یک عکس انجام میشود. ما فکر میکنیم که در حال انتخاب هستیم، اما در حقیقت در حال پیمودن مسیری هستیم که توسط الگوریتمها برایمان ریلگذاری شده است. خیانت به اعتماد در اینجا به معنای سلب اراده آزاد از انسانهاست، به طوری که حریم خصوصی ذهن ما نیز توسط کدهای برنامهنویسی تسخیر شده و به ابزاری برای کنترل تودهها تبدیل میگردد.
۴. تاریخچه سیاه نشت دادهها در شرکتهای بزرگ
تاریخ تکنولوژی پر است از رسواییهایی که نشان میدهد حتی وقتی شرکتها ادعای محافظت از دادهها را دارند، در عمل چقدر ضعیف یا بیمبالات هستند. از فاجعه کمبریج آنالیتیکا (Cambridge Analytica) که دادههای میلیونها کاربر فیسبوک را برای مقاصد سیاسی به کار گرفت، تا نشتهای عظیم در یاهو و ماریوت، همگی نشاندهنده یک الگوی تکراری هستند. در اکثر این موارد، شرکتها تا ماهها یا حتی سالها از وقوع فاجعه خبر داشتند اما برای جلوگیری از افت ارزش سهام، آن را پنهان کرده بودند. این پنهانکاری، بزرگترین گواه بر این است که اولویت این غولها، نه امنیت کاربر، بلکه وجهه عمومی و سود مالیشان است.
نکته دردناک اینجاست که پس از هر نشت داده، کاربران معمولاً با یک ایمیل عذرخواهی ساده و توصیه به تغییر رمز عبور مواجه میشوند، در حالی که دادههای حساس آنها برای همیشه در دارکوب (Dark Web) در دسترس هکرها قرار گرفته است. جریمههایی که نهادهای نظارتی برای این شرکتها تعیین میکنند، در مقایسه با درآمدهای افسانهای آنها به شوخی شباهت دارد و عملاً انگیزهای برای تغییر ساختار ایجاد نمیکند. این تاریخچه سیاه به ما میآموزد که سپردن تمام جنبههای زندگی به یک شرکت واحد، ریسکی است که هیچ پروتکل امنیتی نمیتواند آن را به طور کامل پوشش دهد. اعتماد در دنیای دیجیتال، کالایی است که یک بار فروخته شده و هزاران بار شکسته شده است.
۵. ردیابی فراگیر؛ فراتر از کوکیهای ساده
تصور عمومی بر این است که اگر کوکیهای مرورگر (Cookies) را پاک کنیم یا از حالت ناشناس استفاده کنیم، دیگر ردیابی نمیشویم؛ اما حقیقت بسیار ترسناکتر است. امروزه شرکتها از تکنیکهایی مثل اثر انگشت دیجیتال (Device Fingerprinting) استفاده میکنند که بر اساس رزولوشن صفحه، فونتهای نصب شده، مدل پردازنده و حتی سطح باتری گوشی، یک امضای منحصربهفرد برای شما میسازد. این امضا حتی با تغییر آیپی یا پاک کردن حافظه مرورگر نیز ثابت میماند و به شرکتها اجازه میدهد شما را در سراسر وب دنبال کنند. این ردیابی فراگیر، هیچ فضای تنفسی برای ناشناخته ماندن باقی نمیگذارد.
علاوه بر این، شرکتهای بزرگ تکنولوژی از طریق دکمههای «لایک» یا «ورود با گوگل/فیسبوک» که در میلیونها سایت دیگر وجود دارند، جاسوسهای خود را در تمام اینترنت پخش کردهاند. حتی اگر شما هرگز روی آن دکمهها کلیک نکنید، صرف بارگذاری آنها در یک صفحه به شرکت مادر اطلاع میدهد که شما در آن لحظه در حال مطالعه چه مطلبی هستید. این شبکه عنکبوتی ردیابی، تصویری ۳۶۰ درجه از زندگی شما میسازد که شامل گرایشهای مذهبی، وضعیت سلامتی، تمایلات جنسی و سطح درآمد شماست. خیانت به اعتماد در اینجا به معنای نقض سیستماتیک حق ناشناسی در فضای عمومی است، جایی که هر قدم شما توسط دوربینهای نامرئی دیجیتال ثبت و ضبط میشود.
۶. هوش مصنوعی و تحلیلهای پیشبینانه حریم خصوصی
با ورود هوش مصنوعی مولد و یادگیری ماشین، بازی حریم خصوصی وارد فاز جدیدی شده است که در آن شرکتها دیگر نیازی به داشتن اطلاعات مستقیم شما ندارند. الگوریتمهای هوش مصنوعی (AI) میتوانند با استفاده از دادههای دوستان شما یا افرادی که رفتاری مشابه شما دارند، اطلاعاتی را در مورد شما استنتاج کنند که هرگز فاش نکردهاید. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند با دقت بالایی پیشبینی کند که آیا شما در شرف ازدواج هستید یا قصد تغییر شغل دارید، صرفاً بر اساس تغییرات بسیار جزئی در الگوی پیمایش (Scrolling) شما در شبکههای اجتماعی. این «حریم خصوصی استنتاجی» بزرگترین چالش آینده است.
مدلهای زبانی بزرگ که امروزه ترند شدهاند، با استفاده از دادههای تولید شده توسط کاربران آموزش دیدهاند و در بسیاری از موارد، اسرار خصوصی افراد در لابلای پاسخهای این هوشهای مصنوعی نشت میکند. شرکتها از این مدلها برای پروفایلبندی دقیقتر استفاده میکنند تا بفهمند چه پیامی در چه زمانی بیشترین تاثیر را بر شما میگذارد. این سطح از تحلیل پیشبینانه، مرز بین ترغیب و دستکاری روانی را از بین میبرد. در واقع، هوش مصنوعی به غولهای تکنولوژی این قدرت را داده که نه تنها گذشته و حال شما را ببینند، بلکه آینده شما را نیز به تملک خود درآورند و این نهاییترین شکل خیانت به حریم شخصی است.
۷. بازتاب بحران اعتماد در سینما و ادبیات
هنر همواره آینهای برای نمایش ترسهای جمعی ما بوده است و موضوع نظارت و نقض حریم خصوصی، به یکی از تمهای اصلی آثار علمی-تخیلی معاصر تبدیل شده است. سریالهایی مانند آینه سیاه (Black Mirror) به خوبی نشان میدهند که چگونه تکنولوژیهای به ظاهر مفید، میتوانند به ابزاری برای شکنجه روانی و کنترل مطلق تبدیل شوند. این آثار نه به عنوان سرگرمی، بلکه به عنوان هشدارهایی جدی عمل میکنند که عواقب منطقی مسیر فعلی ما را به تصویر میکشند. در ادبیات نیز، از دنیای ۱۹۸۴ جورج اورول تا آثار مدرنتر، همگی بر این نکته تاکید دارند که نظارت دائمی، خلاقیت و آزادی انسان را از بین میبرد.
فیلمهایی مثل «اسنودن» یا مستند «معضل اجتماعی» (The Social Dilemma) به افشای حقایق پشتپرده شرکتهای بزرگ پرداختهاند و نشان دادهاند که چگونه مهندسان در سیلیکون ولی، عامدانه از ضعفهای روانشناختی انسان برای اعتیاد به پلتفرمها استفاده میکنند. این بازتابهای رسانهای باعث شده تا سطح آگاهی عمومی نسبت به موضوع حریم خصوصی افزایش یابد، اما در عین حال نوعی حس درماندگی و «بیتفاوتی نسبت به حریم خصوصی» را نیز ایجاد کرده است. مردم با دیدن این آثار متوجه عمق فاجعه میشوند، اما به دلیل وابستگی شدید به خدمات این شرکتها، ترجیح میدهند چشمان خود را بر حقیقت ببندند. این تضاد میان آگاهی و عمل، یکی از تراژیکترین جنبههای زندگی در عصر دیجیتال است.
۸. پارادوکس راحتی در برابر امنیت داده
بزرگترین سلاح شرکتهای تکنولوژی علیه حریم خصوصی ما، «راحتی» (Convenience) است. ما حریم خصوصی خود را با کمال میل فدا میکنیم تا بتوانیم با یک کلیک غذا سفارش دهیم، بدون تایپ کردن مسیر را پیدا کنیم یا با استفاده از تشخیص چهره قفل گوشی را باز کنیم. این شرکتها به ما القا کردهاند که امنیت و حریم خصوصی در تضاد با راحتی و پیشرفت هستند و برای داشتن یکی، باید دیگری را قربانی کرد. این یک دوقطبی کاذب است که برای توجیه استخراج دادهها طراحی شده است، در حالی که تکنولوژیهای حافظ حریم خصوصی نشان دادهاند که میتوان هر دو را با هم داشت.
پارادوکس راحتی باعث میشود که ما به جای اعتراض به جمعآوری اطلاعات توسط دستیارهای صوتی مثل الکسا یا سیری، آنها را به خصوصیترین نقاط خانهمان ببریم. ما حاضریم ریسک شنود را بپذیریم تا فقط چند ثانیه در زمانمان صرفهجویی کنیم. شرکتها به خوبی میدانند که مقاومت انسان در برابر راحتی بسیار پایین است و از همین نقطه برای نفوذ به لایههایی از زندگی استفاده میکنند که قبلاً دستنیافتنی بود. این معامله پایاپای، در درازمدت به ضرر کاربر تمام میشود، چرا که هزینهای که بابت دادههایمان میپردازیم، بسیار بیشتر از ارزشی است که دریافت میکنیم. راحتی، اسب تروآیی است که غولهای تکنولوژی با آن به قلعه اعتماد ما نفوذ کردهاند.
۹. قوانین جهانی؛ از GDPR تا تلاشهای محلی
در پاسخ به گستاخیهای بیپایان شرکتهای تکنولوژی، دولتها مجبور به وضع قوانینی شدهاند که تا حدی ترمز آنها را بکشد. قانون عمومی حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا (GDPR) یکی از مهمترین این تلاشهاست که شرکتها را مجبور میکند شفافیت بیشتری داشته باشند و حق دسترسی و حذف دادهها را به کاربران بدهند. این قانون نشان داد که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، میتوان غولهای تکنولوژی را به پاسخگویی وا داشت. با این حال، شرکتها همواره به دنبال حفرههای قانونی هستند تا از اجرای کامل این قوانین شانه خالی کنند یا با پرداخت جریمههای مالی، به رویه قبلی خود ادامه دهند.
در کشورهای دیگر نیز تلاشهای مشابهی صورت گرفته، اما چالش اصلی اینجاست که تکنولوژی بسیار سریعتر از قانون حرکت میکند. تا زمانی که یک قانون تصویب و اجرا شود، شرکتها از روشهای جدیدی برای دور زدن آن استفاده میکنند. علاوه بر این، بسیاری از این قوانین فقط برای شهروندان کشورهای توسعهیافته اعمال میشود و کاربران در سایر نقاط جهان همچنان بدون هیچ محافظت قانونی در برابر استخراج دادهها قرار دارند. این تبعیض در حریم خصوصی، لایه دیگری از بیعدالتی دیجیتال را نمایان میکند. مبارزه قانونی با غولهای تکنولوژی، نبرد میان داوود و جالوت است که نیازمند هماهنگی جهانی و فشار مداوم از سوی جوامع مدنی است.
۱۰. اینترنت اشیاء و جاسوسان کوچک در خانه
اینترنت اشیاء (IoT) با شعار هوشمندسازی زندگی، به شرکتهای تکنولوژی اجازه داده تا فراتر از گوشی و کامپیوتر، به اشیاء فیزیکی پیرامون ما نیز نفوذ کنند. از یخچالهای هوشمند که لیست خرید شما را رصد میکنند تا ساعتهای هوشمندی که ضربان قلب و الگوی خواب شما را ثبت میکنند، همگی منابعی بیپایان برای جمعآوری دادههای بیومتریک و رفتاری هستند. این دستگاهها اغلب دارای لایههای امنیتی ضعیفی هستند و به راحتی میتوانند به ابزاری برای جاسوسی تبدیل شوند، چه توسط شرکت سازنده و چه توسط هکرهای ثالث. خانه ما که زمانی حریم امن ما بود، اکنون به یک ایستگاه مانیتورینگ تبدیل شده است.
مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از این دستگاهها برای کار کردن نیاز به اتصال دائمی به ابر (Cloud) شرکت سازنده دارند، یعنی دادههای خصوصی شما حتی برای انجام سادهترین کارها باید به سرورهای شرکت ارسال شود. این یعنی شما عملاً مالکیت بر دادههای محیط زندگی خود را از دست دادهاید. خیانت به اعتماد در دنیای اینترنت اشیاء زمانی به اوج میرسد که شرکتها این دادههای حساس سلامتی یا خانگی را به شرکتهای بیمه یا تبلیغاتی میفروشند تا قیمتها را بر اساس سبک زندگی شما تنظیم کنند. ما با خرید هر وسیله هوشمند، در واقع یک جاسوس داوطلب را به حریم خصوصی خود دعوت میکنیم و بابت آن پول هم میپردازیم.
۱۱. آینده حریم خصوصی در عصر محاسبات کوانتومی
ما در لبه یک تحول تکنولوژیک بزرگ قرار داریم که میتواند تمام پروتکلهای فعلی حریم خصوصی را بیاثر کند: محاسبات کوانتومی (Quantum Computing). کامپیوترهای کوانتومی این پتانسیل را دارند که رمزنگاریهای فعلی را در عرض چند ثانیه بشکنند، یعنی تمام دادههای رمزگذاری شدهای که شرکتها از ما ذخیره کردهاند (و یا هکرها دزدیدهاند)، در آینده نزدیک قابل بازگشایی خواهند بود. این یعنی حتی اگر امروز دادههای ما امن به نظر برسند، ممکن است در آینده علیه ما استفاده شوند. این تهدید «ذخیره کن، بعداً رمزگشایی کن» (Store Now, Decrypt Later) یکی از جدیترین نگرانیهای متخصصان امنیت است.
در مقابل این تهدید، بحثهای مربوط به رمزنگاری پساکوانتومی و اینترنت کاملاً غیرمتمرکز شکل گرفته است. اما سوال اینجاست که آیا شرکتهای بزرگ تکنولوژی تمایلی به استفاده از این تکنولوژیهای محافظتی دارند یا باز هم به دنبال راههایی برای دسترسی به محتوای پیامهای ما خواهند بود؟ آینده حریم خصوصی به نبرد میان تکنولوژیهای رمزنگاری و قدرت پردازشی بستگی دارد. اگر کاربران به سمت استفاده از پلتفرمهای متنباز و رمزنگاری شده سرتاسری (End-to-End Encryption) حرکت نکنند، در عصر کوانتوم هیچ رازی باقی نخواهد ماند. خیانت به اعتماد در آینده میتواند به معنای افشای تمام گذشته دیجیتالی ما به شکلی کاملاً شفاف و عریان باشد.
۱۲. استراتژیهای دفاعی برای کاربران آگاه
علیرغم تمام این تاریکیها، کاربران هنوز کاملاً بیدفاع نیستند و میتوانند با اتخاذ استراتژیهای دفاعی، هزینهی استخراج دادههای خود را بالا ببرند. استفاده از مرورگرهای متمرکز بر حریم خصوصی مثل Brave یا Firefox با تنظیمات سختگیرانه، استفاده از موتورهای جستجوی جایگزین مثل DuckDuckGo و بهرهگیری از شبکههای خصوصی مجازی (VPN) معتبر، اولین قدمها برای بازپسگیری حریم خصوصی هستند. همچنین، باید تا حد امکان از دادن دسترسیهای غیرضروری به اپلیکیشنها خودداری کرد و به دنبال جایگزینهای متنباز (Open Source) برای سرویسهای شرکتهای بزرگ بود که دادهها را ذخیره نمیکنند.
آموزش مداوم و آگاهی از ترفندهای مهندسی اجتماعی نیز بسیار حیاتی است. ما باید یاد بگیریم که هر کلیک و هر لایک ما یک رای به یک سیستم خاص است. حمایت از شرکتهای کوچکی که حریم خصوصی را اولویت خود قرار دادهاند، میتواند بازار را به سمت تغییر رفتار سوق دهد. در نهایت، حریم خصوصی یک مبارزه دائمی است و نه یک وضعیت ایستا. ما باید بپذیریم که در دنیای متصل، حریم شخصی مطلق وجود ندارد، اما میتوانیم با آگاهی و ابزارهای درست، از تبدیل شدن به یک محصول بیاراده در دستان غولهای تکنولوژی جلوگیری کنیم. قدرت در دست کاربران است، به شرطی که متحد شوند و برای حقوق دیجیتال خود بجنگند.
جمعبندی نهایی
خیانت به اعتماد توسط غولهای فناوری، نتیجهی گریزناپذیر مدلی اقتصادی است که دادههای انسانی را باارزشتر از حقوق انسانی میداند. در این مسیر، از کالبدشکافی قراردادهای حقوقی تا بررسی ردیابیهای پیشرفته و نفوذ هوش مصنوعی، دریافتیم که حریم خصوصی نه یک ویژگی فنی، بلکه یک سنگر اخلاقی در برابر کنترل مطلق است. راحتیهای کوتاهمدت نباید چشمان ما را بر خطرات بلندمدت نظارت فراگیر ببندد. با آگاهی، مطالبهگری قانونی و استفاده از ابزارهای محافظتی، میتوانیم تعادل قدرت را تغییر دهیم. در نهایت، حفاظت از حریم خصوصی، تلاش برای حفظ کرامت انسانی و استقلال اندیشه در دنیایی است که میخواهد همه ما را به اعداد و الگوهای سودآور تبدیل کند.









خیلی خیلی ممنون از سایت قدیمی 1 پزشک
بسیار عالی با همه این مشکلاتی که بیان کردین من فکر می کنم قابلیت جالبی رو گوگل اضافه کرده.
خیلی هم عالی بود
بسیار عالی
فرض کنید، رئیستان به ناگاه متوجه شود که شما با یکی از افراد شرکت رقیب به مبادله ایمیل پرداختهاید ایا واقعا کار منطقی و اخلاقی است ؟
مطلب بسیار جالبی بود ممنون
من هم به طور کلی به شخص، شرکت و یا سیستمی که خودش بهبود دائم می ده و رشد می کنه علاقه دارم. مثل سئو که شغلم هست.
سپاس از مطلب مفیدی که به اشتراک گذاشتید
مطلب خوبیه و میتونید کاملتر هم بکنید
مطلب جالبی گذاشتین
مطلب جالبی بود
بسیار عالی و جالب
چرا یک پزشک دو ساله مطلب نمیزاره؟
با سلام خدمت یک پزشک
خیلی وقت بود سری به وبسایتتون نزدم یه دو سالی میشه همیشه یادمه پست های عالی میزدین
خسته نباشید
بسیار عالی و جالب
در دنیا کپی برداری بسیار مرسومه . . حتی برترین سایت های دنیا هم میتونن از ایده های دیگران استفاده کنن .
البته این مهمه که ایده تو برای اولین بار اجرا بشه اما این هم مهمه که کسی که ایده رو اجرا میکنه چقدر بتونه در اون موفق باشه . . .
بهر جال تا بوده همین بوده
یه خورده از نظر امنیتی خطریه ؟ اما این مطلب از نظر آموزشی مفید بود… .
فقط مسکل لیست دنبال شوندگان نبود. مشکل خود سایت ها هم بود …. مثلا خودم به شخصه دوست نداشتم همه ادد لیستم (که شامل دوستای دانشگاه و مدرسه و استادم و خانواده م میشن) توییتامو بخونن. البته من دیر متوجه شدم که همه چیز خودبه خود ادد شده
بعد این ترن آف باز هم دردی دوا نمیکنه. در حقیقت سر توی برف کردن کبکه. اونا تو رو میبینن این تویی که اونا رو نمیبینی.
دیروز دیدم گوگلل تو قسمت پروفایل امکان به کل پاک کردن باز رو هم گذاشته :
http://is.gd/8EO6l -> Delete profile and disable Google Buzz completely
ممنون
اتفاقا امروز به محض باز کردن جی میل این بوز یا باز جلوم ظاهر شد و سین جیم کرد و باخودم فکر کردم باز یه دنگ و فنگ دیگه واسه به نمیش درامدن انچه نمی خواهی خیلی ها ازین دست بخوونن یا بدونن خیال کردن اینجا مثل کشورهای خودشونه
نمی دوننن ازهمه طرف کلا بگیر و ببنده(از جمله: عشقی: از طرف همسر و قوم و خویش. سیاسی از طرف دولت. نفرتی از طرف دوستان قطع رابطه شده وووووو…….
کاملا با شما مخالفم آقای دکتر
به هر حال هر کسی نظری داره ولی دلایل منطقی جالبی نیستش چرا که شخص بایستی اینقدر عاقل باشه که کنترل سرویس هایی که از آنها استفاه میکنه رو داشته باشه وگرنه کلا شاید خیلی از سایتها این چنین به قول شما مشکل امنیتی داشته باشند.
به هر حال ممنون.
موفق باشید
به نظر منی که فرندفید رو تجربه نکرده این کار گوگل جالبه
اما آدم احساس امنیت نمی کنه
چون الان خیلی ها منو توی گوگل تاکم اد کردن که من اصلا اونا رو نمیشناسم
و این چندان خوب نیست
،
نکته جالبتر اینکه همه گوگل ریدر و بلاگر و توئیترو فرندفید و غیره رو اونجا فعال کردن ، خب وقتی میان گوگل باز رو غیر فعال می کنن همچنان مطالب از توئیتر و جاهای دیگه به گوگل باز منتقل میشه و بقیه اونا رو می بینن
بهتره قبل از غیر فعال کردن این سرویس گوگل ، سایت هایی رو هم که کانکت شدن رو غیر فعال کنن
بابت تذکرات بجای شما ممنونم :)
نقد حالبی نبود و تمام آنچه از آن ها به عنوان یک ایراد یاد شده بود دلایل احمقانه بود !
البته گوگل هیچ موقع ابدا کننده فناوری نبوده ، فقط فناوری های موجود را به بهترین شکل اجرا می کند !!!!
:-)
کاملا درسته
دکترجان “کپی بیشرمانه” را درست گفتید، یادتان باشد نسخه اولیه ویندوز هم “کپی بیشرمانه” مکینتاش بود! اما من شخصا فکر میکنم گوگل آینده ای متفاوت برای “باز” میبیند. اگرچه رقیب اصلی فعلی فرندفید است.
و اما در مورد شلوغ شدن سرویس ایمیل! نگران نباشید! به نظر من (به عنوان مهندس IT)در آینده ای نه چندان دور شاهد خارج شدن آن از ایمیل خواهیم بود و buzz.googe.com را خواهیم دید. اما چرا “باز” در جیمیل آمد؟ به نظر من دلیلش این است برای رقابت با سلطان بی چون و چرای شبکه ها یعنی فیسبوک باید از یک سکوی پرتاب مناسب استفاده کرد. جیمیل 400 میلیون حساب کاربری دارد که 170 میلیون آن فعال هستند. این کار بازاریابی را خیلی راحت میکند.
سلام، به نکه جالبی اشاره کردید…
در مورد بستن جیمیل به روی کاربر های ایرانی(تحریم) یا مسدود کردن جیمیل به جهت استفاده از ایمیل ملی!(فیلتر) چیزهایی شنیدم؟ قضیه چیه؟
سلام ، چرا فکر می کنید که گوگل باز باید کپی یا شبیه یکی از شبکه های اجتماعی باشه ؟!
یعنی این نظره شما به فکر مهندسین نابغه گوگل نرسیده و همین طوری برای دل خوشی یک سرویسی رو بدون هیچ گونه پردازشی روانه کردند و تمام ؟! بعید به نظر می رسه این طور باشه
گوگل به خاطر این گوگل شده که همیشه متفاوت بوده و هیچگاه نخواسته چیزی رو کپی کنه . البته برخی از نکاتی که گفتید قابل تامل هستش . ولی بسیاری از اونها به سادگی قابلیت رفع شدن رو دارند. که گوگل با فید بک هایی که دریافت می کنه مطمئنا اونها رو رفع می کنه.
خب می توان به راحتی لیست دنبال کننده ها و دنبال شونده ها را ابتدا ادیت کنید.
ببینم چرا توی باز من، گودر رو نوشته بود عمومی در حالی که گودر من خصوصیه؟ کسی می دونه آیا همه فالوئرها تونستند گودر من رو از توی باز بخونند یا نه؟
خیلی عالی بود / سپاسگزارم
منم همون روز اول آفش کردم ! نمیدونم چرا از همون اول از باز خوشم نیومد !
خوب اول سلام، چون ما ایرانی هستیم و با ادب;
در مورد سرویسهای جدید هرکی برای خودش نظر و قانونی برای نحوه استفاده داره.
شما رو نمیدونم ولی من از شلوغی بدم میاد! ولی از سرویس باز استقبال میکنم.
به هیچ عنوان دلم نمیخواد ایمیلم شلوغ باشه به همین دلیل خیلی از امکانات جانبی جیمیلمُ خاموش کردم ولی با توجه به این که فرنفید تو ایران در دسترس نیست (!) چارهای برام جز استفاده از باز نمیمونه!!
بنده هم متاسف و متاسر این سرویس جدید گوگل شدم ولی این Government چارهای برام باقی نذاشته!
خوب شد که در این مورد نوشتی
دیروز امتحانش کردم زیاد خوشم نیامد .
من از ایمیلم انتظار دارم که همون ایمیل باشه .نه بیشتر .
تقریبا همون چیزی که خودت گفتی دوست ندارم زیاد شلوغ بازی در بیارم
یک سوال این که فرمودین ایمیلها توسط دیگران دیده می شه با اینکاری گفتین هم دوباره دیده می شه یعنی دوباره ایمیلها رو می تونن ببینن؟!یک قسمت پرایوت هم داره تو ارسال پست.
متاسفانه گوگل داره خودش رو قاطی همه چی میکنه؟ نمیدونم بد جنگی رو راه میندازه و به ضررش تموم میشه چون دست توی همه کارا میبره… خیلی براش بد میشه…. اینو بخونین.. ..
http://www.itteach.ir/1388/11/23/buzz-about-what-google-know/
سلام منم همین دیروز فعالش کردم البته بعد از ۵ روز که جیمیل باز نمیشد
با این اوصافی که گفتین بهتره منم برم ببندمش .
خیلی ممنون اقای دکتر مطلب خوبی بود .
سلام. مطلب بسیار به جایی بود. من به شخصه اصلا به این ریزه کاریها توجه نکرده بودم. البته کلا با ایده فرندفید هم زیاد حال نکرده بودم چون بسیار وقت گیر بود و در حقیقت دوز (Dose) دنیای مجازی آدم رو بسیار بیشتر از حد نرمال می کرد!
میشه بگین چطور وارد جی میل میشین من چند روزه که نتونستم وارد بشم همه زندگیم بهم ریخته….
اگه بگین ممنون میشم.
استفاده بدیم اساسی…
یه زحمتی بکشین در مورد فرندفا که یه سرویس ایرانیه هم یه بلاگ بنویسین …
مخلصیم
یاعلی
با سلام و تشکر از وبلاگ جالبتون.
فکر می کنم برخی از دغدغه هایی که مطرح کردید رو گوگل همین تازگی ها بهش اشاره کرده و راه حلشون رو گفته. یک نگاهی به این لینک بندازید:
http://gmailblog.blogspot.com/2010/02/millions-of-buzz-users-and-improvements.هتمل
ما که آفش کردیم این باز ه کپی شده از روی فرندفیدو…مطلبی بس مفید و هوشمندانه ای بود!مرسی
شما محتاط ترین و محافظه کارترین آدمی هستید که تا به حال نوشته هاش رو خوندم . با یه نگاه گذرا به نوشته های وبلاگتون میشه فهمید چقدر نگران زندگی خصوصیتون هستید . شما هر چقدر هم که بخواید اتاق خواب خصوصیتون رو توی اداره و شرکت و دانشگاه مخفی کنید باز هم نمی تونید همه درزها و پنجره ها رو نابود کنید . پس بهتره با خیال راحت همونطوری که دوست دارید زندگی کنید و همونطوری که زندگی میکنید خودتون رو نشون بدید . روش شما رو به هیچ کارمندی مخصوصن توی ایران پیشنهاد نمی کنم چون ایرونی ها به اندازه کافی پنهان کار و چند شخصیتی و دروغ پرداز هستند . من یه راه حل بهتر دارم به صورت دو توصیه به دو نوع از افراد :
۱ . برای محافظه کارها و ظاهراً بچه مثبتا :
طوری زندگی کنید که اگر آشکار شد از خودتون و در برابر دیگران شرمنده نشید !
برای آدمایی که منفی یا مثبت همیشه خودشونن :
شما هیچ رازی برای پنهان کردن ندارید ! خوش به حالتون ! شما نیازی به توصیه ندارید .
یک زندگی که همه رازهاش فاش شده باشه مثل یه زندگی بدون راز می مونه ! اونوقته که مردم یا دست از سرتون بر میدارن و میرن پی کارشون و گرنه هر وقت که بهتون نزدیک میشن یا از حسادت دق می کنن یا اعصابشون خورد میشه یا بهتون تبریک میگن ! ..
روشنک خانم موافق شما نیستم
خیلی چیزها زاییده فرهنگه
همیشه هم پنهان کاری ناشی از زشت بودن عمل نیست بابت خیلی چیزهای دیگه در فرهنگ خفه وبسته ایه که خیلی از ابتدایی ترین اعمال هم ممنوعه حالا نری تو نخ (…) و اینا چون خیلی چیزهای دیگه هم هست که نباید باشه
هیچ اشکالی هم نداره انسان همیشه رازی برای پنهان کردن داشته باشه.
در هر پروفایل یه قسمت هست به نام: Display the list of people I’m following and people following me که کارش مشخصه چیه. منتهی به صورت پیش فرض تیک خورده که باید تیکش برداشته بشه. ولی خب این پیش فرض در خیلی جاها خطرناکه.
یه مشکل اساسی که وجود داره اینه که تمام بازها میریزه تو پروفایل گوگل. و این خیلی بده.
مرحبا.
خیلی خوب بود.ممنونم.
نکته هوشمندانه ای رو اشاره کردید.
البته شاید برای فرهنگ ما ایرانیان این مسائل حساستر بهنظر بیاد. اما در کل مشکل امنیتی بهحساب میاید. و گوگل اینجا از صدوپنجاهمیلیون عضو خودش بهنوعی سوءاستفاده و استفاده ابزاری جهت کنار زدن رقباش کرده. که البته بعید نیست این مشکلات با ارائه ایدههایی که قابل پیشبینی هم هستند برطرف میشه.