تکنولوژی در خلأ؛ وقتی گجتهای زمینی با خشونت فضا روبرو میشوند
فرستادن تکنولوژیهای روزمره به مرز فضا (Near Space) یا فراتر از آن، یکی از جذابترین و در عین حال دشوارترین چالشهای مهندسی قرن حاضر است. آشنایی با این چالشها برای هر کسی که به دنیای هوافضا و گجتها علاقه دارد، بسیار جالب و افزاینده دانش است، چرا که نشان میدهد چقدر محیط زمین برای الکترونیک مهربان و فضا چقدر بیرحم است. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چرا یک گوشی هوشمند یا یک دوربین معمولی در ارتفاع ۳۰ هزار متری ناگهان از کار میافتد؟ آیا تا به حال فکر کردهاید که در نبود هوا، گرما چگونه از پردازندهها دفع میشود؟ چرا میگویند تابشهای کیهانی میتوانند حافظه دستگاههای ما را «دیوانه» کنند؟ آیا درست است که باتریهای لیتیومی در فشار کم ممکن است مثل یک بمب کوچک عمل کنند؟ با ما همراه باشید تا از زوایای فنی و نایاب، مهندسی بقا در خلأ را کالبدشکافی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. پارادوکس حرارتی؛ انجماد و داغی همزمان
- ۲. چالش دفع گرما در غیاب همرفت هوا
- ۳. تابشهای کیهانی و پدیده Single Event Upset
- ۴. رفتار باتریها در فشارهای نزدیک به صفر
- ۵. تصعید و خروج گاز از قطعات پلاستیکی
- ۶. سندروم جوش سرد در قطعات متحرک فلزی
- ۷. لنزها و اپتیک در محیطهای کمفشار
- ۸. سپرهای حفاظتی و قفسهای فارادی نوین
- ۹. سیستمهای بازیابی و فرود در لایههای جو
- ۱۰. نقش پرینت سه بعدی در قطعات فضایی سبک
- ۱۱. آزمایشگاههای شبیهساز خلأ روی زمین
- ۱۲. آینده گجتهای مصرفی در توریزم فضایی
۱. پارادوکس حرارتی؛ انجماد و داغی همزمان
یکی از عجیبترین تجربهها برای یک گجت در مرز فضا، مواجهه با نوسانات دمایی وحشتناک است. در اتمسفر زمین، هوا به عنوان یک متعادلکننده عمل میکند، اما در ارتفاعات بالا، سمتی از دستگاه که رو به خورشید است میتواند تا ۱۲۰ درجه سانتیگراد داغ شود، در حالی که سمت سایه آن دمایی معادل منفی ۱۵۰ درجه را تجربه میکند. این اختلاف دمای شدید باعث ایجاد تنشهای مکانیکی عظیم در بدنه و مدارهای داخلی میشود. قطعات الکترونیکی زمینی معمولاً برای کار در دمای صفر تا ۷۰ درجه سانتیگراد طراحی شدهاند و خروج از این محدوده میتواند باعث تغییر در خواص فیزیکی نیمههادیها و از کار افتادن کامل سیستم شود.
علاوه بر این، مواد مختلف ضریب انبساط حرارتی (Thermal Expansion) متفاوتی دارند. وقتی یک گجت ترکیبی از پلاستیک، آلومینیوم و مس است، این نوسانات دمایی باعث میشود قطعات با سرعتهای متفاوتی منبسط و منقبض شوند که نتیجه آن ترک خوردن لحیمکاریها و قطع شدن اتصالات ظریف روی برد اصلی است. مهندسان برای حل این مشکل از پوششهای چندلایه عایق (MLI) استفاده میکنند که شبیه پتوهای طلایی رنگ در ماهوارهها دیده میشود. این پوششها وظیفه دارند تابش خورشید را منعکس کرده و گرمای داخلی را حفظ کنند تا گجت در یک تعادل نسبی باقی بماند. بدون این تدابیر، پیچیدهترین گجتهای ما در کمتر از چند دقیقه به یک تکه آهنربای بیمصرف تبدیل میشوند.
۲. چالش دفع گرما در غیاب همرفت هوا
در زمین، لپتاپ یا گوشی شما با استفاده از فن یا بدنه فلزی و از طریق جابجایی هوا (Convection) خنک میشود. مولکولهای هوا گرما را از قطعات میگیرند و به محیط منتقل میکنند. اما در خلأ یا در نزدیکی مرز فضا که غلظت هوا به نزدیک صفر میرسد، خبری از همرفت نیست. این یعنی فنهای خنککننده عملاً بیفایده هستند چون هوایی برای جابجا کردن وجود ندارد. در این شرایط، تنها راه دفع گرما، تابش (Radiation) است که فرآیندی بسیار کندتر و کمبازدهتر است. پردازندههای قدرتمند که گرمای زیادی تولید میکنند، در خلأ به سرعت داغ شده و ذوب میشوند، مگر اینکه سیستم خنککننده آنها به طور کلی بازطراحی شود.
مهندسان هوافضا برای حل این بحران از لولههای حرارتی (Heat Pipes) پیشرفته و بلوکهای بزرگ مسی استفاده میکنند تا گرما را به سطوح بیرونی دستگاه هدایت کنند که فضای بیشتری برای تابش دارند. گاهی اوقات لازم است توان پردازشی دستگاه به طور عمدی کاهش یابد (Throttling) تا گرمای کمتری تولید شود. این یکی از دلایلی است که کامپیوترهای فضایی همیشه از نظر قدرت پردازش چندین نسل از کامپیوترهای خانگی عقبتر به نظر میرسند؛ آنها باید طوری طراحی شوند که در محیطی بدون هوا نسوزند. انتقال گرما در خلأ بیشتر یک هنر است تا علم؛ هنری که در آن باید مسیر هر فوتون گرمایی را برای خروج از بدنه دستگاه به دقت محاسبه کرد.
۳. تابشهای کیهانی و پدیده Single Event Upset
جو زمین و میدان مغناطیسی آن مانند یک سپر محافظ، ما را از شر ذرات پرانرژی خورشیدی و پرتوهای کیهانی (Cosmic Rays) حفظ میکنند. اما وقتی یک گجت به مرز فضا میرود، مستقیماً در معرض این ذرات قرار میگیرد. برخورد یک پروتون پرانرژی با تراشههای حافظه میتواند باعث تغییر وضعیت یک بیت از صفر به یک شود. این پدیده که به آن Single Event Upset (SEU) میگویند، میتواند منجر به کرش کردن نرمافزار، محاسبات غلط یا حتی سوختن فیزیکی ترانزیستورهای ظریف شود. در گجتهای زمینی، لایههای حفاظتی برای این سطح از تابش وجود ندارد و حافظههای RAM معمولی به شدت در برابر این ذرات آسیبپذیر هستند.
برای مقابله با این مشکل، مهندسان از روشهای «افزونگی» (Redundancy) استفاده میکنند. مثلاً سه پردازنده همزمان یک محاسبه را انجام میدهند و اگر یکی از آنها به دلیل تابش کیهانی اشتباه کند، دو پردازنده دیگر رای او را باطل میکنند. همچنین از تراشههایی با تکنولوژی قدیمیتر اما با اندازه ترانزیستورهای بزرگتر استفاده میشود، چون ذرات کیهانی سختتر میتوانند روی ترانزیستورهای بزرگ تاثیر بگذارند. استفاده از حافظههای ECC (Error Correction Code) که توانایی شناسایی و اصلاح خطاهای بیتی را دارند، در گجتهای فضایی یک الزام است. این جنگ دائمی با ذرات نامرئی، یکی از پیچیدهترین بخشهای طراحی الکترونیک برای محیطهای خارج از جو است که هر لحظه میتواند کل ماموریت را با یک خطای نرمافزاری ساده نابود کند.
۴. رفتار باتریها در فشارهای نزدیک به صفر
باتریهای لیتیوم-یون که در قلب اکثر گجتهای ما قرار دارند، برای کار در فشار استاندارد سطح زمین طراحی شدهاند. وقتی فشار هوا کاهش مییابد، تعادل شیمیایی و فیزیکی داخل باتری به هم میخورد. یکی از خطرات بزرگ، پدیده تورم باتری است؛ گازهای محبوس در ساختار باتری در نبود فشار اتمسفریک منبسط شده و باعث باد کردن پوسته باتری میشوند. این تورم میتواند به بردهای الکترونیکی فشار آورده و باعث شکستگی آنها شود یا در بدترین حالت، منجر به سوراخ شدن لایههای جداکننده و ایجاد آتشسوزی یا انفجار در محیطی شود که خاموش کردن آن غیرممکن است.
علاوه بر فشار، سرما نیز دشمن اصلی باتریهاست. در دماهای زیر صفر، واکنشهای شیمیایی داخل باتری به شدت کند میشوند و ظرفیت در دسترس باتری به سرعت افت میکند. به همین دلیل است که دوربینهای فرستاده شده با بالونهای هواشناسی اغلب در میانه راه خاموش میشوند. برای جلوگیری از این اتفاق، گجتها باید مجهز به هیترهای داخلی (Heaters) باشند که بخشی از انرژی خود باتری را برای گرم نگه داشتن آن مصرف میکنند. طراحی یک محفظه تحت فشار (Pressure Vessel) کوچک برای باتری یا استفاده از باتریهای خاص با الکترولیتهای جامد، از راهکارهای نوین مهندسی برای فرستادن انرژی به مرز فضاست. باتری در فضا فقط یک منبع نیرو نیست، بلکه موجودی حساس است که باید مدام از آن مراقبت کرد.
۵. تصعید و خروج گاز از قطعات پلاستیکی
پدیدهای که مهندسان فضایی به شدت از آن وحشت دارند، «خروج گاز» (Outgassing) نام دارد. بسیاری از مواد پلاستیکی، چسبها و رنگهای به کار رفته در گجتهای زمینی حاوی ترکیبات فراری هستند که در محیط خلأ به صورت گاز از ماده خارج میشوند. این فرآیند نه تنها باعث ترد و شکننده شدن خود قطعه پلاستیکی میشود، بلکه گازهای خارج شده میتوانند روی سطوح حساس دیگر مانند لنز دوربینها یا پنلهای خورشیدی بنشینند و لایهای کدر ایجاد کنند. تصور کنید یک پروژه میلیاردی فقط به این دلیل شکست بخورد که بخارات یک چسب ارزانقیمت، روی سنسور اصلی دوربین را پوشانده و عکسها را تار کرده است.
برای پیشگیری، تمام قطعات مورد استفاده در گجتهای فضایی باید در کورههای خلأ تحت فرآیند «پخت» قرار گیرند تا تمام گازهای فرار آنها قبل از پرتاب خارج شود. همچنین مهندسان ترجیح میدهند به جای پلاستیک از فلزات یا سرامیکهای خاص استفاده کنند. حتی سیمهای برق باید دارای روکشهای مخصوصی باشند که در خلأ تجزیه نشوند. این چالش نشان میدهد که چرا نمیتوان یک گجت را مستقیماً از ویترین مغازه به فضا فرستاد؛ چرا که حتی بوی «نویی» که از یک دستگاه دیجیتال به مشام میرسد، در خلأ میتواند به یک لایه سمی و مخرب برای کل سیستم تبدیل شود. انتخاب متریال در مهندسی فضا، وسواسی در حد آزمایشگاههای بیولوژیکی میطلبد.
۶. سندروم جوش سرد در قطعات متحرک فلزی
در زمین، همیشه لایهای نازک از اکسید و مولکولهای هوا بین سطوح فلزی وجود دارد که مانع از چسبیدن آنها به هم میشود. اما در خلأ مطلق، وقتی دو قطعه فلزی تمیز (بدون لایه اکسید) با هم تماس پیدا کنند، اتمهای آنها نمیتوانند تشخیص دهند که متعلق به دو قطعه متفاوت هستند و به هم پیوند میخورند. این پدیده را «جوش سرد» (Cold Welding) مینامند. این یعنی اگر گجت شما دارای قطعات متحرک فلزی مثل لولا یا موتور باشد، ممکن است در فضا ناگهان قفل شده و به یک توده فلزی یکپارچه تبدیل شود. این یکی از کابوسهای مهندسی در طراحی آنتنهای بازشونده یا چرخدندههای فضایی است.
برای مقابله با جوش سرد، مهندسان از روانکنندههای جامد مانند دیسولفید مولیبدن (MoS2) یا پوششهای پلیمری خاص استفاده میکنند، چرا که روغنهای معمولی در خلأ به سرعت تبخیر میشوند. همچنین استفاده از فلزات غیرمشابه که تمایل کمتری به پیوند با هم دارند، یک استراتژی رایج است. در گجتهای زمینی که به مرز فضا فرستاده میشوند، باید تمام بخشهای مکانیکی بازبینی شده و از عدم تماس مستقیم فلز با فلز اطمینان حاصل شود. این پدیده به ما یادآوری میکند که قوانین فیزیک در نبود اتمسفر چقدر تغییر میکنند و چگونه محیطی که ما آن را «هیچ» (خلأ) مینامیم، میتواند رفتارهای فیزیکی بسیار خشنی از خود نشان دهد.
۷. لنزها و اپتیک در محیطهای کمفشار
سیستمهای نوری و لنزهای دوربین در ارتفاعات بالا با چالشهای منحصر به فردی روبرو هستند. اول از همه، تغییرات دمایی شدید باعث انبساط و انقباض عناصر شیشهای لنز میشود که میتواند کانون (Focus) دوربین را به هم بریزد. لنزی که روی زمین تصاویر تیزی ثبت میکند، در سرمای شدید مرز فضا ممکن است کاملاً تار شود. علاوه بر این، در نبود فشار هوا، ضریب شکست (Refractive Index) محیط تغییر میکند که بر محاسبات نوری لنز تاثیر میگذارد. مهندسان باید لنزهایی طراحی کنند که بدنه آنها از مواد با انبساط حرارتی بسیار کم (مانند Invar) ساخته شده باشد تا فاصله بین عدسیها در هر دمایی ثابت بماند.
خطر دیگر، تابش مستقیم فرابنفش (UV) خورشید است که در نبود لایه اوزون، با شدت بسیار بیشتری به لنزها میتابد. این تابش میتواند باعث زرد شدن عدسیهای پلاستیکی و تخریب پوششهای ضد انعکاس (Anti-reflective coatings) روی شیشهها شود. همچنین ذرات غبار کیهانی یا همان میکرومت شهابسنگها با سرعتهای سرسامآور میتوانند روی سطح لنز خراش ایجاد کنند. برای محافظت، معمولاً از یک لایه شیشه کوارتز فداشونده در جلوی دوربین استفاده میشود که در صورت آسیب، سنسور اصلی سالم بماند. ثبت یک عکس شفاف از مرز فضا، نتیجه پیروزی بر دهها فاکتور فیزیکی است که همگی سعی در تخریب کیفیت اپتیکی دستگاه دارند.
۸. سپرهای حفاظتی و قفسهای فارادی نوین
تداخل الکترومغناطیسی (EMI) در فضا به دلیل وجود پلاسما و ذرات باردار، بسیار شدیدتر از زمین است. یک گجت در مرز فضا ممکن است توسط بارهای ساکن محیطی باردار شود و ناگهان یک تخلیه الکتریکی (ESD) عظیم رخ دهد که تمام مدارها را بسوزاند. برای جلوگیری از این اتفاق، بدنه گجتها باید به گونهای طراحی شود که تمام بخشهای فلزی به هم متصل (Bonding) و در نهایت به یک «زمین» مشترک وصل باشند تا از تجمع بار جلوگیری شود. استفاده از سپرهای حفاظتی آلومینیومی یا مسی نه تنها برای محافظت در برابر نویز، بلکه برای بلوک کردن بخشی از تابشهای کیهانی نیز ضروری است.
تکنولوژیهای نوین مانند نانولولههای کربنی و کامپوزیتهای پیشرفته امروزه جایگزین سپرهای سنگین فلزی شدهاند تا وزن نهایی کاهش یابد. این قفسهای فارادی (Faraday Cages) پیشرفته باید به گونهای طراحی شوند که راه را برای امتناع سیگنالهای مخابراتی دستگاه (مثل GPS یا فرستنده رادیویی) نبندند. ایجاد تعادل بین «حفاظت کامل» و «قابلیت ارتباطی» یکی از ظریفترین بخشهای مهندسی در پروژههای Near Space است. گجتی که در یک جعبه فلزی ضخیم زندانی شده باشد، شاید سالم بماند اما هیچ اطلاعاتی به زمین نمیفرستد. بنابراین، طراحی سپرهایی که به صورت انتخابی فرکانسهای خاصی را عبور میدهند (FSS)، در صدر لیست علاقهمندیهای گیکهای هوافضا قرار دارد.
۹. سیستمهای بازیابی و فرود در لایههای جو
فرستادن گجت به فضا نیمی از داستان است؛ برگرداندن سالم آن نیمی دیگر. در ارتفاعات بالا که هوا رقیق است، چترهای نجات معمولی به درستی باز نمیشوند یا نیروی پسا (Drag) کافی ایجاد نمیکنند. گجت در لایههای ابتدایی سقوط با سرعت مافوق صوت حرکت میکند و این یعنی سیستم بازیابی باید توان تحمل ضربههای شدیدی را داشته باشد. مهندسان از چترهای هدایتشونده و سیستمهای دومرحلهای استفاده میکنند؛ ابتدا یک چتر کوچک برای پایدار کردن سقوط و سپس چتر اصلی در ارتفاعات پایینتر که هوا غلیظتر است باز میشود.
علاوه بر چتر، مکانیابی دقیق گجت پس از فرود یک چالش است. در لحظات سقوط، ممکن است دستگاه فرسنگها دورتر از نقطه پرتاب فرود بیاید. استفاده از سیستمهای ماهوارهای دوطرفه (مانند Iridium) ضروری است، چون شبکه موبایل در بیابانها یا اقیانوسها وجود ندارد. بدنه گجت همچنین باید ضربهگیرهای (Shock Absorbers) فوقالعادهای داشته باشد تا انرژی برخورد با زمین را جذب کند. استفاده از فومهای خاص یا سازههای کرانکل (Crumple Zones) مشابه خودروها، تضمین میکند که هارد دیسک و سنسورهای گرانقیمت در لحظه برخورد خرد نشوند. بازیابی موفق، یعنی تمام آن مهندسیهای پیچیده در خلأ، به ثمر نشسته و دادهها به دست دانشمندان رسیده است.
۱۰. نقش پرینت سه بعدی در قطعات فضایی سبک
در هوافضا، هر گرم وزن اضافی یعنی سوخت بیشتر و هزینه بالاتر. پرینت سه بعدی (Additive Manufacturing) انقلابی در ساخت گجتهای فضایی ایجاد کرده است. با این تکنولوژی میتوان قطعاتی با ساختارهای هندسی پیچیده و توخالی (Lattice Structures) ساخت که با روشهای ماشینکاری سنتی غیرممکن هستند. این قطعات بسیار سبکتر و در عین حال مستحکمتر هستند. برای گجتهایی که به مرز فضا میروند، استفاده از تیتانیوم یا پلیمرهای مهندسی شده مثل PEEK در پرینترهای سه بعدی، اجازه میدهد که براکتها و محفظههایی کاملاً سفارشی و بهینه ساخته شود.
مزیت دیگر پرینت سه بعدی، یکپارچهسازی قطعات است. به جای استفاده از ده پیچ و مهره که هر کدام میتوانند در اثر ارتعاشات پرتاب شل شوند، میتوان کل ساختار را به صورت یکتکه پرینت کرد. این کار ریسک خرابی مکانیکی را به شدت کاهش میدهد. همچنین در صورت نیاز به تغییر طراحی در آخرین لحظات قبل از پرتاب، پرینت سه بعدی اجازه میدهد نسخه اصلاح شده در عرض چند ساعت آماده شود. امروزه حتی مدارهای الکترونیکی را هم میتوان روی سطوح منحنی پرینت کرد که باعث صرفهجویی عظیم در فضا میشود. گجتهای فضایی آینده، محصول همافزایی هوش مصنوعی در طراحی و پرینترهای سه بعدی در ساخت خواهند بود.
۱۱. آزمایشگاههای شبیهساز خلأ روی زمین
هیچ مهندسی جرات نمیکند گجت خود را بدون تستهای دقیق زمینی راهی فضا کند. برای این کار از اتاقکهای حرارتی-خلأ (TVAC) استفاده میشود. این مخازن غولپیکر میتوانند فشار را به نزدیکی صفر برسانند و همزمان دما را بین مثبت و منفی صد درجه تغییر دهند. گجت درون این اتاقک قرار میگیرد و عملکرد آن برای روزها زیر نظر گرفته میشود. بسیاری از نقصهای طراحی، مانند خروج گاز از چسبها یا داغ شدن بیش از حد پردازندهها، در همین مرحله کشف میشوند. هزینه استفاده از این آزمایشگاهها بسیار بالاست، اما بسیار کمتر از شکست یک ماموریت واقعی است.
علاوه بر خلأ، تست ارتعاش (Vibration Test) نیز حیاتی است. راکتها یا بالونها در لحظات اولیه پرتاب ارتعاشات شدیدی ایجاد میکنند که میتواند لحیمکاریهای ضعیف را از هم بپاشد. دستگاههای شیکر (Shaker) این ارتعاشات را شبیهسازی میکنند. گیکهای فعال در این حوزه حتی تستهای سقوط آزاد را در برجهای مخصوص انجام میدهند تا رفتار دستگاه در بیوزنی کوتاهمدت را بسنجند. این فرآیند سختگیرانه تست و بازبینی، تفاوت بین یک «اسباببازی دیجیتال» و یک «ابزار علمی فضایی» را مشخص میکند. در مهندسی فضا، اعتماد به شانس وجود ندارد؛ تنها دادههای حاصل از تستهای مخرب هستند که اجازه پرتاب را صادر میکنند.
۱۲. آینده گجتهای مصرفی در توریزم فضایی
با ظهور شرکتهایی مثل بلو اوریجین و اسپیس ایکس، توریزم فضایی در حال تبدیل شدن به واقعیت است. این یعنی به زودی مردم عادی میخواهند گوشیها، دوربینها و ساعتهای هوشمند خود را به مدار ببرند. شرکتهای سازنده گجت از همین حالا به فکر افتادهاند تا نسخههای «Space-Ready» محصولات خود را طراحی کنند. این گجتها باید علاوه بر تحمل شرایط سخت، رابط کاربری مناسبی برای محیط بیوزنی داشته باشند. مثلاً دکمههای فیزیکی بزرگتر برای کار با دستکش یا صفحهنمایشهایی که در تابش شدید خورشید همچنان خوانا بمانند. آیندهای را تصور کنید که در آن خرید یک گوشی با استاندارد فضایی به اندازه خرید یک گوشی ضدآب امروزی عادی باشد.
این روند باعث سرریز شدن تکنولوژیهای فضایی به محصولات مصرفی عامه خواهد شد. عایقهای حرارتی بهتر، باتریهای ایمنتر در برابر فشار و تراشههای مقاوم در برابر نویز، همگی از دستاوردهای مهندسی برای خلأ هستند که به زندگی روزمره ما وارد میشوند. ما در حال ورود به عصری هستیم که در آن مرزهای بین گجتهای زمینی و فضایی کمرنگ میشود. مهندسی برای فضا، در واقع مهندسی برای نهایتهاست؛ و وقتی یاد بگیریم چگونه در سختترین شرایط بهترین عملکرد را داشته باشیم، تکنولوژی روی زمین هم به سطحی از پایداری و نبوغ میرسد که پیش از این تصور نمیشد. فضا دیگر فقط یک مقصد نیست، بلکه آزمایشگاهی برای بازتعریف کمال در دنیای دیجیتال است.
جمعبندی نهایی
مهندسی گجتها برای محیط خلأ و مرز فضا، سفری پرمخاطره از شناخت عمیق فیزیک و متریال است. در محیطی که مفاهیم سادهای چون «خنکسازی» و «تماس فلزات» به چالشهای مرگبار تبدیل میشوند، تنها نبوغ مهندسی و تستهای وسواسگونه میتوانند بقای تکنولوژی را تضمین کنند. از مدیریت تابشهای کیهانی گرفته تا جلوگیری از انفجار باتریها در فشار صفر، هر جزئیات کوچکی در طراحی میتواند مرز بین یک موفقیت درخشان و یک شکست فاجعهبار باشد. با پیشرفت توریزم فضایی و تکنولوژیهای ساخت مانند پرینت سه بعدی، ما در آستانه عصری هستیم که در آن گجتهای ما دیگر محدود به مرزهای جو زمین نخواهند بود و به استانداردهایی از پایداری دست خواهند یافت که تصور آن در دنیای دیجیتال امروزی دشوار است.








اینا واقعا عاشقن ها . پول مفت چه نمیکنه :D
فقط فکر کنم سامانه درست تر باشه :)
“با استفاده از دوربین، سانانه انتقالدهنده اطلاعات”