10 اصطلاح خوشمزه پزشکی

در آموزش علوم تجربی و به ویژه پزشکی، یکی از بزرگترین چالشها برای دانشجویان، به خاطر سپردن انبوهی از اصطلاحات عجیب و نامانوس است. این دشواری برای افرادی که زبان مادری آنها انگلیسی یا لاتین نیست، دوچندان میشود و گاه روند یادگیری را فرسایشی میکند. ریشهشناسی کلمات و درک فلسفه نامگذاریها میتواند این مسیر ناهموار را هموار سازد، اما در جریان فشردگی دورههای درسی، کمتر پیش میآید که یک دانشجوی پزشکی یا پزشک فرصت کند به جستجوی ریشههای تاریخی اصطلاحات بپردازد. با این حال، تاریخ پزشکی نشان میدهد که اساتید و پزشکان باسابقه در توصیف نشانهها بسیار خلاق و تصویرگرا بودهاند و از تشبیهات حسی ملموس استفاده کردهاند.
در این مقاله میخواهیم ده مورد از عجیبترین اصطلاحات پزشکی را بررسی کنیم که در آنها، نشانههای بیماریهای سخت به نام خوراکیهای بسیار لذیذ و روزمره نامگذاری شدهاند. آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا یک پزشک باید تصویر یک کلوچه خوشمزه یا یک نوشیدنی فرانسوی را روی یک ضایعه پوستی خطرناک یا یک بیماری داخلی بگذارد؟ این تناقض رفتاری و شناختی میان طعمهای شیرین و دردهای تلخ، یکی از جذابترین بخشهای ادبیات بالینی است. با ما همراه باشید تا ضمن بررسی دقیق ده بیماری مختلف، به تحلیل روانشناختی و تاریخی این شیوه نامگذاریهای عجیب بپردازیم و ابعاد پنهان آن را در آموزش نوین پزشکی مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. روانشناسی نامگذاریهای متناقض در پاتولوژی
- ۲. راش مافین زغالاخته یا بلوبری مافین
- ۳. کبد جوز هندی و احتقان مزمن وریدی
- ۴. معده هندوانهای یا اتساع عروق آنتروم
- ۵. گوش گلکلمی در بوکسورها و ورزشکاران
- ۶. کیسه صفرای توتفرنگی یا کلسترولوز
- ۷. کیست شکلاتی تخمدان و اندومتریوز
- ۸. لکه شرابی مادرزادی در پوست
- ۹. پریکاردیت نان و کره در التهاب قلبی
- ۱۰. خلط و مدفوع ژله کشمشی
- ۱۱. لکههای شیرقهوه در بیماریهای ژنتیکی
- ۱۲. تحلیل تکاملی تشبیهات بصری در طب بالینی
- ۱۳. تاثیر استعارههای غذایی بر درک بیماران و کادر درمان
- ۱۴. آینده نامگذاریهای پزشکی در عصر هوش مصنوعی
💡مختصر و مفید
پزشکان در طول تاریخ برای سادهسازی فرآیند تشخیص و انتقال مفاهیم پیچیده بالینی، نشانههای بیماریها را به خوراکیهای آشنا مانند شکلات، توتفرنگی و هندوانه تشبیه کردهاند. این روش نامگذاری که مبتنی بر تصویرسازی ذهنی است، به پزشکان کمک میکند تا با اتکا به حافظه بصری خود، پدیدههای پاتولوژیک را سریعتر شناسایی کنند. اگرچه این نامها در ظاهر بسیار اشتهاآور و لذیذ به نظر میرسند، اما در واقع نشاندهنده آسیبهای بافتی شدید، تجمع کلسترول، خونریزیهای داخلی یا ناهنجاریهای عروقی هستند. شناخت این اصطلاحات نه تنها یادگیری پزشکی را جذابتر میکند، بلکه پرده از ارتباط عمیق میان هنر تشبیه و علم تشخیص برمیدارد.
روانشناسی نامگذاریهای متناقض در پاتولوژی
تشبیه یک پدیده وحشتناک بالینی به یک خوراکی لذیذ، در نگاه نخست نوعی شوخطبعی سیاه یا حتی بیرحمی به نظر میرسد. با این حال، ذهن انسان برای دستهبندی دادههای حسی جدید همواره به دنبال آشناترین الگوها در محیط پیرامون خود میگردد. در قرون گذشته که ابزارهای تشخیصی پیشرفته امروزی وجود نداشت، پزشکان ناچار بودند مشاهدات خود را با تکیه بر حواس پنجگانه ثبت کنند. غذاها به دلیل داشتن فرم، رنگ و بافتهای بسیار مشخص و تکرارشونده در زندگی روزمره، بهترین مرجع برای مقایسه عینی پدیدههای بیولوژیک درون بدن بودند.
از سوی دیگر، این روش نامگذاری به عنوان یک مکانیسم دفاعی روانی برای کاهش اضطراب ناشی از مواجهه با مرگ و بیماری عمل میکرد. پزشک کالبدشکاف که ساعتها در اتاقهای تاریک تشریح با بافتهای آسیبدیده سر و کار داشت، با نامگذاری یک کبد بیمار به عنوان جوز هندی، میان واقعیت تلخ مرگ و جهان پویای زندگی ارتباط برقرار میکرد. این سنت زبانی به مرور زمان به یک ابزار آموزشی کارآمد تبدیل شد که به دانشجویان کمک میکرد تصویر واضحی از ضایعات پاتولوژیک در ذهن خود حک کنند و در شرایط اضطراری بالینی به سرعت تصمیم بگیرند.
راش مافین زغالاخته یا بلوبری مافین
در مباحث بیماریهای عفونی نوزادان، اصطلاح راش بلوبری مافین (Blueberry Muffin Rash) به وفور دیده میشود. این واژه توصیفکننده نوعی تظاهر پوستی خاص است که در نوزادان مبتلا به عفونتهای مادرزادی رخ میدهد. نوزادانی که در دوران جنینی به ویروسهایی مانند سرخجه مادرزادی (Congenital Rubella) مبتلا میشوند، با این دانههای پوستی خاص متولد خواهند شد. علت اصلی ایجاد این لکههای برجسته آبی و بنفش، خونسازی خارج مدولاری در پوست است که گلبولهای قرمز را به طور موقت در این نواحی تولید میکند.
اگر به یک کلوچه زغالاخته نگاه کنید، دانههای تیره و برجسته میوه را میبینید که در بافت زرد و نرم کلوچه پخش شدهاند. پوست نوزاد مبتلا نیز دقیقا همین ساختار بصری را تداعی میکند که در آن، ضایعات پورپوریک بر روی بستر طبیعی پوست خودنمایی میکنند. امروزه با گسترش واکسیناسیون عمومی سرخجه، شیوع این ناهنجاری بسیار کاهش یافته است، اما این نام همچنان در کتابهای مرجع پزشکی به عنوان یک نشانه تشخیصی کلیدی و حیاتی باقی مانده است.


کبد جوز هندی و احتقان مزمن وریدی
کبد جوز هندی (Nutmeg Liver) اصطلاحی است که آسیبشناسان برای توصیف ظاهر کبد در شرایط احتقان وریدی مزمن به کار میبرند. زمانی که فردی دچار نارسایی احتقانی قلب (Congestive Heart Failure) میشود، قلب توانایی پمپاژ موثر خون را از دست میدهد و جریان خون در اندامهای داخلی پس میزند. این تجمع خون در وریدهای کبد، فشار داخل بافتی را افزایش داده و سبب تخریب و نکروز سلولهای کبدی در اطراف وریدهای مرکزی میشود، در حالی که مناطق پیرامونی کبد به دلیل دریافت اکسیژن بیشتر نسبتا سالم میمانند.
برش عرضی این کبد آسیبدیده، منظرهای دوگانه از مناطق تیره غرق در خون و مناطق روشن چرب ایجاد میکند. این الگوی خالخالی زرد و قرمز تیره، شباهت بینظیری به بافت داخلی دانه جوز هندی پس از برش خوردن دارد. این توصیف ماکروسکوپیک به پاتولوژیست کمک میکند تا حتی پیش از بررسیهای میکروسکوپی دقیق، به سرعت به نارسایی قلبی مزمن بیمار به عنوان علت اصلی مرگ پی ببرد.


معده هندوانهای یا اتساع عروق آنتروم
معده هندوانهای یا به اصطلاح تخصصی اکتای عروقی آنتروم معده (Gastric Antral Vascular Ectasia) یک بیماری نادر اما جدی در دستگاه گوارش است. در این بیماری، عروق خونی کوچک در بخش انتهایی معده یا همان آنتروم به شدت متسع، پیچخورده و برجسته میشوند. این عروق شکننده مستعد خونریزیهای مداوم و پنهان هستند که در نهایت منجر به کمخونی شدید فقر آهن در بیمار میشود و نیاز به درمانهای اندوسکوپیک مکرر دارد.
هنگامی که متخصص گوارش با دستگاه اندوسکوپ وارد معده بیمار میشود، ردیفهایی از خطوط قرمز و متورم عروقی را میبیند که از خروجی معده به سمت بالا امتداد یافتهاند. این خطوط سرخ موازی که بر روی مخاط صورتی معده قرار دارند، به شکل شگفتانگیزی یادآور پوست راهراه سبز و سفید هندوانه هستند. این شباهت ظاهری سبب شده تا پزشکان نام این میوه تابستانی را برای توصیف یک ناهنجاری عروقی گوارشی انتخاب کنند.


گوش گلکلمی در بوکسورها و ورزشکاران
گوش گلکلمی (Cauliflower Ear) یکی از شناختهشدهترین اصطلاحات در پزشکی ورزشی و جراحی پلاستیک است. این عارضه زمانی رخ میدهد که لاله گوش تحت تاثیر ضربات مکرر و شدید قرار بگیرد؛ پدیدهای که در میان کشتیگیران، بوکسورها و بازیکنان راگبی بسیار رایج است. ضربه شدید باعث تجمع خون یا ایجاد هماتوم در زیر پوست و جدا شدن غضروف از پرده مغذی روی آن میشود که در صورت عدم تخلیه سریع، غضروف به مرور زمان میمیرد.
بدن برای ترمیم این آسیب، بافت فیبری جدید و بیهدفی را جایگزین غضروف از دست رفته میکند که این روند شکل طبیعی لاله گوش را کاملا دگرگون میسازد. برجستگیهای متعدد، نامنظم و چروکیده ایجاد شده بر روی گوش در انتهای این فرآیند التهابی، شباهت زیادی به گلکلم پیدا میکند. پزشکان با استفاده از این اصطلاح بصری ساده، اهمیت پیشگیری و استفاده از کلاههای محافظ را به ورزشکاران یادآوری میکنند.


کیسه صفرای توتفرنگی یا کلسترولوز
کیسه صفرای توتفرنگی (Strawberry Gallbladder) اصطلاحی جالب برای توصیف وضعیت کلسترولوز (Cholesterolosis) است. این پدیده پاتولوژیک زمانی رخ میدهد که استرهای کلسترول و ماکروفاژهای حاوی چربی در دیواره داخلی کیسه صفرا رسوب کنند. این انباشت چربی معمولا ارتباط مستقیمی با سطح کلسترول خون ندارد و بیشتر یک تغییر موضعی در جذب و دفع چربیها توسط مخاط صفراوی به شمار میرود.
در بررسیهای جراحی و پس از خارج کردن کیسه صفرا، پزشک با دیوارهای مواجه میشود که بر روی بستر قرمز و ملتهب آن، دانههای ریز و زردرنگ کلسترول پدیدار شدهاند. تقابل این نقاط زرد درخشان بر روی مخاط سرخرنگ، تصویری دقیقا شبیه به دانههای روی پوست توتفرنگی ایجاد میکند. این اصطلاح شیرین به جراحان کمک میکند تا این حالت خوشخیم را از سایر بیماریهای بدخیم دیواره صفرا متمایز کنند.


کیست شکلاتی تخمدان و اندومتریوز
در دنیای بیماریهای زنان، کیست شکلاتی (Chocolate Cyst) نامی بسیار متداول برای اندومتریومای تخمدان است. این کیستها در اثر بیماری اندومتریوز (Endometriosis) شکل میگیرند؛ وضعیتی که در آن بافت داخلی رحم در جایی خارج از آن، به ویژه روی تخمدانها رشد میکند. این بافت نابجا در هر چرخه قاعدگی تحت تاثیر هورمونها دچار ریزش و خونریزی میشود، اما چون راهی برای خروج این خون وجود ندارد، درون تخمدان محبوس میشود.
با گذشت زمان و تکرار چرخههای ماهانه، آب موجود در این خون محبوس جذب شده و هموگلوبین موجود در آن تجزیه و اکسید میشود. این فرآیند شیمیایی مایعی غلیظ، تیره و چسبناک ایجاد میکند که رنگ و غلظتی کاملا شبیه به شکلات ذوبشده دارد. پاره شدن این کیستها در داخل شکم میتواند دردهای بسیار شدیدی ایجاد کند و نیاز به مداخله فوری پزشکی یا جراحی داشته باشد.


لکه شرابی مادرزادی در پوست
لکه شرابی (Port Wine Stain) یا لکه شعلهای نوعی ناهنجاری عروقی مادرزادی است که در آن مویرگهای سطحی پوست به طور غیرطبیعی متسع میشوند. این ضایعات پوستی بیشتر در ناحیه سر و صورت دیده میشوند و با رشد کودک، بزرگتر، تیرهتر و گاه ضخیمتر میشوند. معروفترین فردی که این لکه را بر روی پیشانی خود داشت، میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی بود که این نشانه را به نمادی جهانی تبدیل کرد.
رنگ تیره و سرخ مایل به بنفش این ضایعه، شباهت زیادی به لکههای ناشی از ریختن شراب قرمز روی پارچه دارد و نامگذاری آن نیز از همین جا نشات گرفته است. اگرچه این لکهها به خودی خود بیخطر هستند، اما گاهی میتوانند بخشی از سندرمهای پیچیدهتر مانند سندرم استورج وبر (Sturge-Weber Syndrome) باشند که با مشکلات مغزی و چشمی همراه است و نیاز به ارزیابیهای جامع مغز و اعصاب دارد.



پریکاردیت نان و کره در التهاب قلبی
پریکاردیت نان و کره (Bread and Butter Pericarditis) توصیفی کلاسیک در پاتولوژی قلب و عروق برای نوعی التهاب حاد پرده دور قلب یا همان پریکارد است. در جریان بیماریهایی مانند تب روماتیسمی حاد یا عفونتهای باکتریایی، رشتههای فیبرین زیادی روی لایههای پریکارد رسوب میکنند. این رسوب فیبرینی چسبناک باعث میشود که دو لایه پرده قلب به سختی روی هم بلغزند و در نتیجه اصطکاک شدیدی ایجاد شود.
هنگامی که پاتولوژیست در کالبدشکافی این دو لایه چسبیده را از هم جدا میکند، ظاهر ناهموار، پر از برجستگی و رشتههای کشسانی را مشاهده میکند. این حالت دقیقا مانند زمانی است که دو تکه نان کره مالیدهشده را روی هم فشار داده و سپس آنها را از یکدیگر جدا کنید. این نامگذاری ملموس خانگی، یکی از بهترین نمونههای توصیف پدیدههای پیچیده ایمونولوژیک با استفاده از سادهترین تصاویر روزمره است.


خلط و مدفوع ژله کشمشی
ژله کشمشی یا ژله توت فرنگی وحشی (Currant Jelly) اصطلاحی است که پزشکان برای توصیف دو ترشح پاتولوژیک بسیار متفاوت به کار میبرند. در بیماران مبتلا به پنومونی شدید ناشی از باکتری کلبسیلا پنومونیه (Klebsiella pneumoniae)، خلط بیمار به دلیل تخریب بافت ریه و خونریزی موضعی، ظاهری ژلاتینی و سرخرنگ پیدا میکند. از سوی دیگر، در اطفال مبتلا به در همروی روده یا اینتوساسپشن (Intussusception)، مدفوع کودک حاوی خون و مخاط فراوان شده و به همین شکل در میآید.
این ژله قرمز تیره و درخشان، برای توصیف ترشحاتی به کار رفته که دیدن آنها در بالین بیمار، یک زنگ خطر جدی برای پزشکان است. اگرچه منشا این ترشحات خونریزی و آسیب بافتی شدید است، اما شباهت ساختاری آنها به ژله کشمش قرمز سبب شده تا این نام در ادبیات پزشکی ماندگار شود و به تشخیص سریعتر این شرایط اورژانسی کمک کند.


لکههای شیرقهوه در بیماریهای ژنتیکی
لکههای شیرقهوه (Cafe au Lait Spots) ضایعات پوستی صاف و قهوهای رنگی هستند که رنگ آنها یادآور ترکیب قهوه فرانسوی با شیر داغ است. وجود این لکهها در پوست کودکان تازه متولد شده بسیار شایع است و به تنهایی خطری برای سلامت فرد ایجاد نمیکند. با این حال، افزایش تعداد این لکهها به بیش از شش عدد یا بزرگ شدن ابعاد آنها میتواند زنگ خطری برای وجود بیماریهای سیستمیک ژنتیکی باشد.
شایعترین بیماری مرتبط با تعدد این لکهها، نوروفیبروماتوز نوع یک (Neurofibromatosis type 1) است که یک اختلال ژنتیکی عصبی-پوستی به شمار میرود. پزشکان اطفال همواره با بررسی دقیق این لکههای پوستی شیرقهوهای ملایم، تلاش میکنند تا در صورت وجود اختلالات زمینهای، مراحل درمانی و پایشهای سیستمیک را برای بیمار در سریعترین زمان ممکن آغاز کنند.


تحلیل تکاملی تشبیهات بصری در طب بالینی
استفاده از واژههای خوراکی در زبان پزشکی، فراتر از یک سرگرمی ساده، نشاندهنده یک سیستم تکاملی برای انتقال دانش تجربی است. در دوران پیش از پیدایش میکروسکوپهای الکترونی، پزشکان مجبور بودند مشاهدات بالینی خود را به گونهای توصیف کنند که برای همکارانشان در دیگر نقاط جهان بدون ابهام باشد. تشبیه به مواد غذایی مانند میوهها، ادویهها و نانها، زبانی جهانی و بدون وابستگی به تکنولوژی ایجاد میکرد که پزشکان سراسر دنیا به راحتی آن را درک میکردند.
این تشبیهات به عنوان نوعی ابزار کدگذاری اطلاعات عمل میکردند که حجم زیادی از دادههای پاتولوژیک را در یک کلمه خلاصه میکرد. برای مثال، عبارت «معده هندوانهای» بلافاصله ساختار، جهت خطوط، رنگ عروق و حتی ناحیه درگیر در معده را بدون نیاز به توضیحات طولانی در ذهن پزشک بازسازی میکرد. این کارایی بالا در انتقال سریع مفاهیم، علت اصلی بقای این واژهها در عصر پزشکی دیجیتال است.
تاثیر استعارههای غذایی بر درک بیماران و کادر درمان
اگرچه تشبیهات غذایی کار کادر درمان را آسان میکنند، اما مواجهه بیماران با این اصطلاحات گاهی با واکنشهای متناقض و سوءتفاهمهای جدی همراه است. شنیدن نام «کیست شکلاتی» ممکن است برای یک بیمار غیرمتخصص شبیه به یک شوخی به نظر برسد یا او را درباره علت بیماری گمراه کند. بیمار ممکن است تصور کند که مصرف زیاد شکلات یا رژیم غذایی نادرست باعث بروز این کیست تخمدانی شده است، که این امر اهمیت نحوه ارتباط پزشک با بیمار را نشان میدهد.
پزشکان باید در مواجهه با بیماران، این اصطلاحات را رمزگشایی کرده و تفاوت میان توصیف ظاهری پاتولوژیک و علت فیزیولوژیک بیماری را شفاف کنند. این استعارهها در محیطهای دانشگاهی ابزار فوقالعادهای برای حافظه تصویری دانشجویان هستند، اما در اتاق معاینه باید با احتیاط و همراه با توضیحات علمی ساده و آرامشبخش برای بیمار و خانواده او مطرح شوند.
آینده نامگذاریهای پزشکی در عصر هوش مصنوعی
با ورود هوش مصنوعی و سیستمهای طبقهبندی دیجیتال به حوزه پاتولوژی و رادیولوژی، برخی کارشناسان بر این باورند که دوران اصطلاحات شاعرانه و غذایی در پزشکی رو به پایان است. کدهای استاندارد بینالمللی بیماریها به تدریج جایگزین نامهای سنتی میشوند تا دقت سیستمهای ثبت اطلاعات بیمارستانی ارتقا یابد. با این حال، تا زمانی که آموزش پزشکی بر دوش انسانهاست و یادگیری بصری نقش اول را در حافظه بالینی دارد، این نامها حذفشدنی نیستند.
پزشکان آینده همچنان نیازمند تصاویری هستند که بتوانند در کسری از ثانیه، الگوهای پیچیده بافتی را در ذهن آنها فراخوانی کنند. هوش مصنوعی ممکن است پاتولوژی کبد را با کدهای دقیق عددی تحلیل کند، اما ذهن پزشک همچنان با دیدن آن الگوی منقوش، به یاد جوز هندی خواهد افتاد. این پیوند میان حس چشایی، بینایی و دانش طب، بخشی از هویت تاریخی و انسانی علم پزشکی است که هرگز فراموش نخواهد شد.
جمعبندی نهایی
نامگذاری بیماریها بر اساس خوراکیهای لذیذ، هنری دیرینه در تاریخ پزشکی است که کارکردهای آموزشی و روانی مهمی داشته است. این نامهای متناقض به پزشکان کمک میکنند تا در شرایط سخت کاری، تصاویر پاتولوژیک را به سرعت و با دقت بالا در حافظه خود بازخوانی کنند. شناخت ریشههای این نامها علاوه بر تسهیل فرآیند یادگیری برای دانشجویان، عمق تاریخی علم طب و تلاشهای پزشکان پیشین را برای سادهسازی مفاهیم پیچیده نشان میدهد. اگرچه زبان علم همواره به سمت کدهای عددی و استانداردهای خشک حرکت میکند، اما این اصطلاحات خوشمزه به عنوان یادگاری ارزشمند از دوران پزشکی توصیفی و بالینی، همچنان در کتابهای مرجع زنده خواهند ماند.






عالی بود. من واقعا از خوندن مطالبتون لذت می برم. یادمه سبیل سالوادور دالی رو وقتی تو سایتتون خوندم هنوز بخش قلب نرفته بودم، و مدت ها بعد وقتی اولین بار به این مطلب برخوردم فورا تصاویری که شما برای اون مطلب گذاشته بودین در ذهنم تداعی شد.
پیروز باشید
سلام
همه توضیحات عالی بود ، مخصوصا در مورد ضایعه پوستی گورباچف، آخه من زبان روسی میخونم و با این زبان و مردمش و… خواه ناخواه دورا دور یه جورایی در ارتباطم اما تا حالا از دید شما پزشکا به گورباچوف نگاه نکرده بودم ، خیلی توپ بود .
شاد باشی!
خیلی جالب بود!اتفاقا خیلی هم عکسها به کارمون اومد!
من دانشجوی پرستاریم و فکر کنم اینها خیلی به دردم می خوره !
اه حالم بهم خورد
ممنون برای جمع آوری این اصطلاحات و عکسهای مقایسه ای دکتر جان…
woaaaaaaaaaaa
حیف نیست اینقدر زود پست دیگری روی پست به این جالبی بیاد؟! هم جذاب بود،هم آموزنده واسه پزشکها
سلام ممنون از مطلب مثل همیشه عالیتون
اقای دکتر یه سوال داشتم ممنون می شم جواب بدین
علامت رادیولوژی وتشخیصی در عکسی که در
intussusception
گذاشتین چی هست ؟
خیلی حال به هم زن بود ایش…………
اگر من بودم، به جای اسم انگلیسی این بیماریها، همه را اسامی لاتین میگذاشتم تا افراد کمتری بتوانند از معنا و مفهوم آنها سر در بیاورند. البته خاطر بنده به خاطر مشاهده این ضایعات مکدر نشد، ولی اون کیست شکلاتی باعث شد نسبت به برخی شکلاتهای داخلی بدبین شوم!
غرض از عرص کامنت، این بود که امروز (سهشنبه هفتم تیر) ساعت چهار شبکه چهار را ملاحظه بفرمائید. موجب امتنان است.
آیا به اینها بیماری میگویند ؟
آیا میتوان انها را درمان کرد ؟
روش های درمان را از کجا ببینم ؟
دکتر! من دچار تعلیق هویت شدم! وبسایت روانپزشکی نمی شناسین؟! جدی گفتم. تونستین حتما جواب بدین.
مرسییی دکتر عالیی بود مرسیی
بلوبرری ذغال اخته نیست یک جور میوه است از خانواده تمشک.
قشنگ بودن آقای دکتر، ممنون.
فقط یه نکته در مورد اون منظره ی bread and butter. این منظره دقیقا مثل اینه که شما یه طرفه نون تستو کره بمالید، بعد یه نون تست دیگه روش بزارید بعد نونارو از هم جدا کنید. منظره آمادس! کلا التهابای فیبرینی این شکلین. اه اه اه!
سلام دکتر جان
دو میلیون سال بود اینجا کامنت نذاشته بودم. امان از گودر
خواستم بگم اون بلوبری مافین کلوچه ذغال اخته ای نیست
مافین یک کیک هایی هست بزرگتر از کیک زدی خودمان و ترد تر
بعد بلوبری از بری گونگان ولی بدون هسته دیدنی .
http://www.google.ca/search?q=blueberry&hl=en&biw=1600&bih=809&prmd=ivns&tbm=isch&tbo=u&source=univ&sa=X&ei=RaMITuvrJM2HsAKh6-zYDQ&ved=0CGMQsAQ
تکسچرش بیشتر شکل انگور است. ولی پوستش سورمه ای که به مشکی میزند. وقتی پخته میشود یک رنگ تیره بنفش کبودی میدهد به کیک مثلن که الان من میبینم وجه تسمیه نوع راش روی بدن برای سرخچه رنگ آن شکلی داده. مثلن قرمز یا صورتی نیست. برای همین میگویند بلوبری مافین رش و مثلن نمیگویند چری مافین یا ذغال اخته یا چیز دیگه. این توضیح رو دادم چون میدونم بلوبری ایران نیست و برای همین ممکنه اشتباه به وجود بیاره. وگرنه که ارادت دارم خیلی و الان سالهاست که من دارم از شما یاد میگیرم. به اضافه اینکه الان دیگه امکان نداره رش های دیگه رو با سرخجه قاطی کنم :)
همچنان ارادت
من دیگه شکلات نمیخورم!!!:(
عالــــی بود دکتر جان
ای بابا! حالا دیگه وقتی اون خوراکیهای خوش مزه را ببینم یاد این ضایعات می افتم:(( اشتهام کور شد!
جالب بود ممنونم
حالمونو بهم زدی دکتر
عمرا دیگه توت فرنگی بخوریم