سبیل صورتی و درک جدیدی از مکان

نویسنده مهمان: احمد شریف‌پور: دیدن خودرویی لوکس که یک سبیل بزرگ صورتی به جلو پنجره آن متصل شده است، به خودی خود به اندازه کافی عجیب هست، اگر این موضوع را هم در نظر بگیریم که رانندگان این خودروها، به شیوه‌ای جدید ارتباطات دنیای دیجیتال و مجازی را به جابه‌جایی‌های فیزیکی در دنیای واقعی مربوط می‌کنند، قضیه بسیار جذاب‌تر خواهد شد.

این سبیل نشان تجاری شرکتی به نام لیفت (Lyft) است که سرویسی را از طریق یک اپ، برای اجاره کردن و اجاره دادن خودرو در سفرهای کوتاه فراهم می‌آورد. مشتری با عضویت در این سرویس، شماره تماس و اطلاعات کارت اعتباری خود را در اختیار شرکت قرار می‌دهد. پس از آن زمانی که برای سفری کوتاه به خودرو نیاز داشته باشد، اپ، نقشه‌ای از موقعیت این ماشین‌های سبیلو را در اختیار او قرار می‌دهد. با یک لمس کوتاه، اطلاعات راننده، امتیازی که از مسافران قبلی دریافت کرده است و حتی تصویر ماشین‌اش نیز بر روی اسمارت‌فون یا تبلت نقش می‌بندد. پس از اتمام مسافرت و رسیدن به مقصد، پرداخت‌ها نیز از طریق اپ انجام شده و شرکت لیفت ۲۰ درصد مبلغ را به عنوان حق کمیسیون دریافت می‌کند. در انتها راننده نیز به مشتری خود امتیاز می‌دهد و این امتیاز نیز در پذیرش پیشنهادهای بعدی مشتری از سوی سایر رانندگان تاثیرگذار خواهد بود.

اما نکته مهم، نحوه کسب‌وکار این شرکت، کسب معافیت‌های مالیاتی یا موارد مشابه نیست! مساله این است که اگر دنیای فیزیکی و دیجیتال ما این تا این حد در هم تنیده و به هم پیوسته نبودند، چنین فرصتی هیچ‌گاه فراهم نمی‌شد.

هر گاه مسافری توسط خدمات لیفت جابه‌جا می‌شود، نه تنها یک سفر فیزیکی در دنیای واقعی رخ می‌دهد، بلکه زیادی سفرهای دیجیتالی طولانی‌تری هم در کنار آن صورت خواهد پذیرفت. سفر اطلاعات از اسمارت‌فون مشتری تا اسمارت‌فون راننده، از طریق وای‌فای، شبکه‌های سلولی، شبکه‌های کریرهای مخابراتی، سوییچ‌ها و روترها، سفری است که در نهایت به بانک‌های طرف حساب مشتری، راننده و لیفت ختم خواهد شد. این امر یک نکته مهم دیگر را نیز نشان می‌دهد و آن تأثیر و اهمیت موقعیت‌های فیزیکی بر اتفاقات دنیای دیجیتال ما است. جغرافیا هنوز نمرده است!

در چند دهه‌ای که از عمر اینترنت و شبکه‌های ارتباطی می‌گذرد، سه دیدگاه مختلف درباره ارتباط دنیای مجازی آنلاین با دنیای فیزیکی وجود داشته است:

۱- دیدگاه نخست که اوج آن اواخر دهه ۹۰ میلادی بود، معتقد بود که این دنیای دیجیتال است که دنیای فیزیکی ما را در آینده شکل خواهد داد. افراد از همه‌جای دنیا به منابع اطلاعاتی واحدی دسترسی خواهند داشت و ارتباطات سریع‌تر و بهتر، آزادی از قید مکان را برای شرکت‌ها و افراد به ارمغان خواهد آورد. اوت‌سورس کردن کاری بسیار سودمند و ساده خواهد شد. البته بخش عمده‌ای از این اتفاقات و حتی بیش از آن، تا کنون رخ داده است. آمازون کتاب‌فروشی‌ها را از خیابان به کامپیوترها آورد و ترک مکانیکی (+) توان پردازشی مقیاس‌پذیری را برای شرکت‌ها فراهم می‌کرد. حتی آزمایش‌های پزشکی هم اکنون به صورت آنلاین انجام می‌شوند.

۲- دیدگاه دوم، زندگی فیزیکی و مجازی را در فضاهایی کاملا متفاوت متصور می‌شود. ایده‌آل گراهای اینترنتی Cyberspace را تعریف کردند که مستقل از ملاحظات انسانی و فیزیکی بود. افرادی از گوشه‌وکنار دنیا در دنیای مجازی SecondLife در کنار هم زندگی می‌کردند. آواتارهای آن‌ها در WoW با یکدیگر می‌جنگیدند و روح‌های آرامش طلب در FarmVille کشاورزی می‌کردند. اما این دنیا هم به راستی از دنیای فیزیکی مستقل نبود! خرید اسلحه‌های مجازی WoW و پرورش گاوهای مجازی FarmVille به پول واقعی نیاز داشت و دولت‌ها بودند که دامنه‌های اینترنتی، زیرساخت‌های ارتباطی و حتی بلاگرها را کنترل می‌کردند. اتفاقات آنلاین تنها در دنیای آنلاین باقی نمی‌ماندند.

۳- اما هدف این پست درواقع معرفی دیدگاه سومی است که معتقد است دنیای فیزیکی ما هم بر شکل‌گیری دنیای دیجیتال تاثیر خواهد گذاشت! یکی از دلایل این امر این است که اکنون افراد هرجا که باشند به شبکه دسترسی داشته و آنلاین هستند و روز‌به‌روز بر سرعت اتصال‌شان افزوده می‌شود. همین افراد کامپیوترهای پرقدرتی را در قالب دستگاه‌های قابل‌حمل در جیب‌شان دارند. در سال ۲۰۱۷ حجم ترافیک داده‌های موبایل ۲۱ برابر حجم آن در سال ۲۰۱۱ خواهد بود. برای شرکت‌هایی که می‌خواهند خدمات مبتنی بر مکان را از طریق اینترنت عرضه کنند، نقشه‌ها از اهمیتی حیاتی برخوردار خواهند بود. اسمارت‌فون‌ها تنها بخشی از این سناریو هستند. به پیش‌بینی سیسکو در سال ۲۰۲۰ ۵۰ میلیارد ابزار مختلف به اینترنت متصل خواهند بود. رقمی ۵۰۰ برابر تعداد دستگاه‌های فعلی!

حتی دستگاه‌هایی که اکنون به شبکه متصل هستند، حجم عظیمی از داده‌ها را فراهم می‌کنند و بیشتر این داده‌‌ها در «شهرها» تولید خواهد شد. چرا که تراکم تلفن‌ها، ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها در این نواحی زمین بیشتر است. شهرها اکنون هم هوشمند هستند و افرادی که در درون یا نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کنند، بهره‌وری بیشتری خواهند داشت و Big Data شهرها را هوشمندتر و افراد را کاراتر خواهد کرد.

جغرافیا هنوز نمرده است! دره سیلیکون هنوز ارض موعود تکنولوژیست‌های حوزه IT است. سرورهایی که اطلاعات «ابرها» را ذخیره می‌کنند هنوز به زمین چسبیده‌اند و موقعیت آن‌ها بر اساس آب‌وهوا، دسترسی به انرژی ارزان و قوانین مالیاتی تعیین می‌شود. تعامل دنیاهای دیجیتال و فیزیکی ما روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود و ارزان شدن مداوم هزینه توان پردازشی و ارتباطات، تغییرات زیادی در شیوه زندگی ما به جای خواهد گذاشت. نقشه‌های دیجیتال ما را در یافتن مکان‌های فیزیکی کمک می‌کنند و دنیاهای دیجیتال و فیزیکی ما در حال یکی شدن است . . .

منبع: اکونومیست

نظرات

  1. آی حال می کنم وقتی از این پست های جالب و متفاوت تو وب فارسی می بینم.
    دمت ولرم دکتر

  2. به پیش‌بینی سیسکو در سال ۲۰۲۰ ۵۰ میلیارد ابزار مختلف به اینترنت متصل خواهند بود. رقمی ۵۰۰ برابر تعداد دستگاه‌های فعلی!

    عدد ۵۰۰ برابر به نظرم درست نیست،چون چتد وقت پیش خونده بودم در حال حاظر ۱ میلیارد دیوایس به نت وصل هستن

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.