داستان اولین هکر دنیا؛ چگونه جان درایپر (کاپیتان کرانچ) با استفاده از سوتک پلاستیکی داخل جعبه غلات، سیستم تلفن شرکت AT&T را هک کرد
در اواخر دهه شصت میلادی، زمانی که رایانهها هنوز غولهای آهنی مستقر در اتاقهای دانشگاهی بودند، یک فرکانس صوتی ساده توانست بزرگترین امپراتوری مخابراتی جهان یعنی AT&T را هک کند. در این مقاله قصد داریم به بررسی داستان حیرتانگیز جان درایپر (John Draper) معروف به کاپیتان کرانچ بپردازیم و ببینیم چگونه یک سوتک پلاستیکی اسباببازی که در جعبههای غلات صبحانه پیدا میشد، کلید ورود به دنیای هک تلفن شد. آیا واقعاً امکانپذیر است که با تولید صدایی با فرکانس ۲۶۰۰ هرتز، بدون پرداخت تکقرانی هزینه، تماسهای بینالمللی رایگان برقرار کرد و آیا این کار جرقهای برای شکلگیری نسلهای بعدی هکرهای دیجیتال بود؟
فهرست مطالب
- ۱. دنیای فیریکینگ و کاوش در خطوط مخابراتی آنالوگ
- ۲. جعبه غلات صبحانه و کشف فرکانس طلایی
- ۳. فیزیک فرکانس ۲۶۰۰ هرتز و فریب دادن سوئیچهای AT&T
- ۴. ساخت جعبههای آبی و تجاریسازی هک تلفن
- ۵. ورود استیو جابز و استیو وزنیاک به دنیای فیریکینگ
- ۶. تماس تاریخی با واتیکان و شوخی با پاپ
- ۷. تعقیب و گریز افبیآی و سقوط کاپیتان کرانچ
- ۸. زندان و تولد اولین کدهای نرمافزاری واژهپرداز
- ۹. روانشناسی هکرهای اولیه؛ کنجکاوی یا خرابکاری؟
- ۱۰. عبور مخابرات از سیستم آنالوگ به دیجیتال چندکاناله
- ۱۱. میراث جان درایپر در فرهنگ امنیت سایبری مدرن
- ۱۲. سرنوشت کاپیتان کرانچ در عصر اینترنت و گوشی هوشمند
دنیای فیریکینگ و کاوش در خطوط مخابراتی آنالوگ
قبل از اینکه اینترنت به شکل امروزی متولد شود، شبکه تلفن سراسری بزرگترین و پیچیدهترین ماشین ساختهشده به دست بشر بود که میلیونها مایل سیمکشی را در بر میگرفت. در این فضا، گروهی از نوجوانان و جوانان کنجکاو که خود را فیریکر (Phone Phreaks) مینامیدند، به جای تلاش برای تخریب، به دنبال کشف نحوه کارکرد این سیستم غولپیکر رفتند. آنها ساعتها به صداهای خطوط، بوقهای شمارهگیری و تغییرات ولتاژ گوش میدادند تا الگوهای پنهان در پس دیوارهای مخابراتی را کشف کنند. این خردهفرهنگ عجیب، اولین نسل از جامعه هکری جهان را شکل داد که سلاح اصلی آنها نه کدهای برنامهنویسی، بلکه گوشهای تیز و درک عمیق از فرکانسهای صوتی بود.
سیستم مخابراتی آن دوران بر پایه خطوط آنالوگ کار میکرد که در آنها دستورالعملهای مدیریتی و دادههای صوتی کاربران هر دو از یک کانال مشترک عبور میکردند. این ضعف طراحی بزرگ به این معنی بود که اگر کسی میتوانست بوقهای کنترلی شبکه را بازسازی کند، سیستم تصور میکرد که این دستورها از طرف اپراتورهای خود شرکت صادر شدهاند. فیریکرها با درک این موضوع، شروع به آزمایش با ابزارهای مختلف موسیقی و نوسانسازها کردند تا کدهای صوتی مخابرات را شبیهسازی کنند. این کاوشهای زیرزمینی در نهایت به کشف یکی از بزرگترین حفرههای امنیتی تاریخ ارتباطات منجر شد و خطوط تلفن را به زمین بازی این ماجراجویان تبدیل کرد.
جعبه غلات صبحانه و کشف فرکانس طلایی
داستان جان درایپر زمانی به اوج رسید که او با یک اسباببازی ساده پلاستیکی مواجه شد که به عنوان جایزه در جعبههای غلات صبحانه برند کاپیتان کرانچ (Cap’n Crunch) قرار داشت. یکی از دوستان نابینای او به نام جو انگشیا که توانایی عجیبی در تشخیص فرکانسها داشت، متوجه شد که این سوتک پلاستیکی کوچک صدایی با فرکانس بسیار خاص تولید میکند. درایپر با استفاده از یک فرکانسمتر در آزمایشگاه خود متوجه شد که این سوتک دقیقاً فرکانس صوتی ۲۶۰۰ هرتز را ایجاد میکند که فرکانسی حیاتی برای مخابرات بود. او بلافاصله نام مستعار کاپیتان کرانچ را برای خود انتخاب کرد و آزمایشهای عملی خود را روی کیوسکهای تلفن عمومی آغاز نمود.
این سوتک پلاستیکی ساده نیازی به باتری یا سیمکشی نداشت و با مسدود کردن یکی از سوراخهای آن با چسب زخم، فرکانس خروجی آن دقیقاً روی عدد جادویی تنظیم میشد. درایپر با این ابزار اسباببازی به کیوسکهای تلفن میرفت، ابتدا یک شماره رایگان یا بینشهری را میگرفت و به محض برقراری اتصال اولیه، سوتک را در دهنی تلفن به صدا درمیآورد. سیستم خودکار با شنیدن این فرکانس تصور میکرد تماس قطع شده اما خط فیزیکی همچنان باز باقی مانده است و آماده دریافت دستورات بعدی اپراتور است. این کشف ساده اما تکاندهنده نشان داد که پیچیدهترین سیستمهای امنیتی زمانه در برابر یک ایده خلاقانه و ابزاری ارزانقیمت چقدر آسیبپذیر هستند.
فیزیک فرکانس ۲۶۰۰ هرتز و فریب دادن سوئیچهای AT&T
فرکانس ۲۶۰۰ هرتز در سیستمهای سوئیچینگ آنالوگ شرکت AT&T به عنوان سیگنال وضعیت بیکار (In-band signaling) خطوط تلفن بینشهری استفاده میشد. وقتی این فرکانس از خط عبور میکرد، تجهیزات مخابراتی تصور میکردند که مشتری گوشی را قطع کرده است و بلافاصله ترانک یا کانال ارتباطی را برای تماس بعدی آزاد میکردند. اما از آنجا که گوشی فیزیکی در دست کاربر همچنان برداشته شده بود، خط در حالت تعلیق اپراتوری قرار میگرفت و به کاربر اجازه میداد کدهای چندفرکانسی جدیدی ارسال کند. این فرآیند به فیریکرها امکان میداد تا مسیرهای مسیریابی مخابراتی را خودشان به صورت دستی و بدون ثبت در سیستمهای حسابداری هدایت کنند.
درایپر با دمیدن در سوتک، بوق قطع ارتباط را شبیهسازی میکرد و سپس با استفاده از دستگاههای نوسانساز، شمارههای مقصد جدید را با فرکانسهای استاندارد مخابراتی ارسال میکرد. این کار باعث میشد که تماس جدید به هر نقطهای از جهان که برقرار شود، در قبض تلفن ثبت نگردد، زیرا سیستم تصور میکرد که خط همچنان بیکار است. این ضعف ناشی از ترکیب کانال داده و کانال کنترل، به عنوان یکی از بزرگترین اشتباهات طراحی در تاریخ مهندسی مخابرات شناخته میشود. فیزیک ساده پشت این ماجرا نشان داد که چگونه عدم تفکیک سیگنالهای مدیریتی از سیگنالهای کاربر میتواند کل شبکه را در معرض نفوذ قرار دهد.
ساخت جعبههای آبی و تجاریسازی هک تلفن
جان درایپر به دمیدن ساده در سوتک پلاستیکی بسنده نکرد و برای راحتی کار، دستگاهی الکترونیکی به نام جعبه آبی (Blue Box) را طراحی و تولید کرد. این جعبه کوچک مجهز به صفحهکلید و نوسانسازهای الکترونیکی بود که میتوانستند دقیقاً فرکانسهای ترکیبی مورد نیاز برای مسیریابی و کنترل خطوط تلفن را تولید کنند. با فشار دادن دکمههای این جعبه، فیریکرها میتوانستند به راحتی بوقهای قطع خط، بوقهای شروع شمارهگیری و شمارههای مقصد را با دقت بالا بازسازی کنند. این دستگاهها سرعت و دقت هک را بسیار بالا بردند و کار را از حالت یک هنر فردی به یک متدولوژی فنی و تکرارپذیر تبدیل کردند.
ساخت جعبههای آبی به سرعت در میان جوامع دانشگاهی و هکرهای اولیه رواج یافت و دستورالعملهای ساخت آن به صورت زیرزمینی دست به دست چرخید. درایپر با فروش این جعبهها به دوستان و علاقهمندان، نه تنها به آنها امکان برقراری تماسهای رایگان را میداد، بلکه به نوعی اولین کسبوکار غیرقانونی حوزه امنیت را پایهگذاری کرد. این دستگاهها به نمادی از مقاومت در برابر انحصار شرکتهای بزرگ مخابراتی تبدیل شدند و به کاربران حس قدرت و کنترل روی یک شبکه جهانی را میبخشیدند. این گام، آغازگر مسیر طولانی ساخت ابزارهای سختافزاری هک بود که بعدها به دنیای رایانهها نیز راه یافت.
ورود استیو جابز و استیو وزنیاک به دنیای فیریکینگ
یکی از جالبترین برگهای تاریخ تکنولوژی، برخورد دو بنیانگذار آینده شرکت اپل یعنی استیو جابز و استیو وزنیاک با جان درایپر و دنیای جعبههای آبی بود. وزنیاک پس از خواندن مقالهای درباره فیریکرها در یک مجله، به شدت شیفته این کار شد و بلافاصله با جابز تماس گرفت تا یک جعبه آبی بسازند. وزنیاک که یک نابغه الکترونیک بود، اولین نسخه دیجیتالی جعبه آبی را طراحی کرد که بسیار دقیقتر از مدلهای آنالوگ قبلی درایپر بود. استیو جابز جوان نیز که شم تجاری فوقالعادهای داشت، پتانسیل مالی این اختراع را کشف کرد و تصمیم گرفت آنها را به دانشجویان بفروشد.
جابز و وزنیاک با فروش این جعبههای آبی در خوابگاههای دانشگاهی، توانستند پول خوبی به دست آورند و اولین همکاری تجاری مشترک خود را پیش از تاسیس اپل تجربه کنند. جابز سالها بعد در یک مصاحبه معروف اعتراف کرد که اگر جعبههای آبی وجود نداشتند، قطعاً شرکتی به نام اپل نیز هرگز شکل نمیگرفت. این تجربه به آنها اعتمادبهنفس لازم را داد تا باور کنند دو جوان ساده میتوانند بر غولهای صنعتی بزرگی مانند کمپانیهای مخابراتی غلبه کنند. ارتباط نزدیک آنها با کاپیتان کرانچ، پایههای فکری و فنی آنها را برای ورود به دنیای رایانههای شخصی و ایجاد انقلابی دیگر آماده ساخت.
تماس تاریخی با واتیکان و شوخی با پاپ
یکی از معروفترین و خندهدارترین حکایتهای دوران فیریکینگ، تماس تلفنی استیو وزنیاک با دفتر رسمی پاپ در واتیکان با استفاده از یک جعبه آبی بود. وزنیاک با استفاده از این دستگاه خطوط تلفن را از ایالات متحده به ایتالیا و سپس به واتیکان مسیریابی کرد و خود را به عنوان هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، معرفی نمود. او خواستار گفتگو با شخص پاپ برای بررسی یک موضوع اضطراری شد، که این ادعا باعث دستپاچگی شدید مسئولان دفتر واتیکان در آن ساعت از شب شد. گرچه در نهایت به دلیل خواب بودن پاپ و شک کردن مسئولان به صدای جوان وزنیاک این مکالمه برقرار نشد، اما این اتفاق قدرت بیحدومرز جعبههای آبی را اثبات کرد.
این شوخیهای جسورانه نشان دادند که فیریکرها میتوانند مرزهای جغرافیایی و پروتکلهای امنیتی دولتی را به راحتی دور بزنند و به حساسترین نقاط جهان دسترسی پیدا کنند. درایپر و دوستانش به طور مداوم مسیرهای تلفنی پیچیدهای ایجاد میکردند؛ مثلاً یک تماس را از کالیفرنیا به لندن، سپس به توکیو و سرانجام به تلفن همسایه بغلی خود هدایت میکردند تا کیفیت صدا و تاخیر شبکه را آزمایش کنند. این بازیهای فرکانسی نهتنها یک سرگرمی مهیج برای این جوانان بود، بلکه درک عمیقی از معماری شبکههای بینالمللی به آنها میداد که در هیچ دانشگاهی تدریس نمیشد.
تعقیب و گریز افبیآی و سقوط کاپیتان کرانچ
با افزایش محبوبیت جعبههای آبی و ضررهای مالی سنگین شرکت AT&T، پلیس فدرال آمریکا (FBI) و بازرسان مخابرات تحقیقات گستردهای را برای دستگیری مغز متفکر این جریان آغاز کردند. جان درایپر به دلیل حضور در رسانهها و آموزش نحوه هک تلفن به دیگران، به سرعت به هدف شماره یک پلیس تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۹۷۲، درایپر در جریان یک عملیات تعقیب و مراقبت توسط نیروهای پلیس بازداشت و به اتهام کلاهبرداری مخابراتی روانه دادگاه شد. این دستگیری شوک بزرگی به جامعه فیریکرها وارد کرد و نشان داد که دوران بازیهای بدون خطر در خطوط تلفن به پایان رسیده است.
پلیس درایپر را به عنوان یک تهدید امنیتی بزرگ معرفی کرد، در حالی که او همواره اصرار داشت هدفش صرفاً کنجکاوی علمی و کشف ساختار شبکه بوده است. دادگاه او را به حبس تعلیقی محکوم کرد، اما به دلیل تکرار فعالیتها و عدم دست کشیدن از تحقیقاتش، او در سالهای بعد چندین بار دیگر نیز به زندان افتاد. این پروندهها پروندههای حقوقی جدیدی را در زمینه جرایم الکترونیکی ایجاد کردند و دولت را مجبور ساختند قوانین سختگیرانهتری را برای مقابله با هک خطوط مخابراتی تصویب کند. سقوط کاپیتان کرانچ، پایانی بر دوران طلایی و بیپروای فیریکینگ سنتی بود و فصلی جدید از امنیت سایبری را آغاز کرد.
زندان و تولد اولین کدهای نرمافزاری واژهپرداز
دوران زندان برای جان درایپر نه یک دوره بطالت، بلکه فرصتی غیرمنتظره برای تمرکز روی پروژههای نرمافزاری نوین بود. در اواخر دهه هفتاد، زمانی که او دوران محکومیت خود را در زندان کالیفرنیا میگذراند، دسترسی محدودی به یک رایانه اپل ۲ (Apple II) پیدا کرد. او از این فرصت طلایی استفاده کرد و اولین نرمافزار واژهپرداز تحت عنوان ایزی رایتر (EasyWriter) را نوشت که اولین برنامه پردازش متن برای رایانههای شخصی به شمار میرفت. این نرمافزار به کاربران اجازه میداد به راحتی متون خود را تایپ، ویرایش و ذخیره کنند که در آن زمان یک نوآوری خیرهکننده بود.
ایزی رایتر به قدری موفق بود که شرکت آیبیام (IBM) حق امتیاز آن را برای اولین رایانه شخصی خود خریداری کرد و این برنامه به یک استاندارد صنعتی تبدیل شد. درایپر ثابت کرد که مهارتهای یک هکر میتواند در جهت توسعه ابزارهای مفید و قانونی برای بهبود کارایی رایانهها به کار گرفته شود. او با این کار نام خود را از یک متهم مخابراتی به یک مهندس نرمافزار خلاق تغییر داد و نشان داد که خلاقیت هکری در هر محیطی راه خود را پیدا میکند. این بخش از زندگی او الهامبخش بسیاری از مهندسان جوانی شد که میخواستند بین دنیای هک و صنعت رسمی پل بزنند.
روانشناسی هکرهای اولیه؛ کنجکاوی یا خرابکاری؟
برای درک انگیزههای جان درایپر و سایر فیریکرهای دهه هفتاد، باید به روانشناسی خاص این افراد که بر پایه کنجکاوی بیپایان استوار بود توجه کنیم. اکثر این افراد تمایلی به کسب درآمدهای نامشروع کلان یا آسیب زدن به زیرساختها نداشتند، بلکه به چالش کشیدن سیستمهای انحصاری و کشف ناشناختهها محرک اصلی آنها بود. آنها از اینکه میتوانستند با هوش خود بر یک سیستم میلیارد دلاری غلبه کنند لذت میبردند و اشتراکگذاری این دانش را یک وظیفه اخلاقی میدانستند. این اخلاق هکری (Hacker ethic) بعدها اصول اولیه جنبش نرمافزار آزاد و متنباز را پایهریزی کرد.
البته رسانهها و شرکتهای دولتی تصویر بسیار تاریکتر و خطرناکتری از این افراد ارائه میدادند تا افکار عمومی را با خود همراه کنند و قوانین امنیتی شدیدتری را به تصویب برسانند. این تضاد دیدگاه میان هکرها و سیستمهای حاکم، همواره یکی از چالشهای اصلی حوزه امنیت فناوری اطلاعات بوده است. درایپر همیشه خود را یک مکتشف میدانست که به جای تخریب، به دنبال فهمیدن کدهای مخفی و زبان پنهان ماشینها بود. این رویکرد روانشناختی همچنان در میان نسل جدید هکرهای کلاهسفید که به دنبال کشف حفرههای امنیتی برای بهبود سیستمها هستند، دیده میشود.
عبور مخابرات از سیستم آنالوگ به دیجیتال چندکاناله
هکهای مکرر فیریکرها شرکت AT&T و سایر غولهای مخابراتی جهان را مجبور کرد تا میلیاردها دلار برای بازطراحی زیرساختهای خود سرمایهگذاری کنند. راهحل نهایی برای پایان دادن به دوران فیریکینگ، جداسازی کامل کانال سیگنالدهی از کانال انتقال صدا بود که به عنوان سیستم سیگنالدهی شماره ۷ یا همان اساس۷ (SS7) شناخته میشود. در این سیستم جدید، بوقهای کنترلی دیگر از همان سیمی که صدای کاربر عبور میکرد فرستاده نمیشدند، بلکه در یک شبکه دیجیتال مجزا و رمزگذاریشده ردوبدل میشدند. با این تغییر ساختاری بزرگ، سوتکهای پلاستیکی و جعبههای آبی برای همیشه کارایی خود را از دست دادند و خاموش شدند.
این انتقال از آنالوگ به دیجیتال، پایان قطعی دوران فیریکینگ سنتی بود اما همزمان درِ جدیدی را به روی هکرهای نرمافزاری باز کرد. هکرها از خطوط تلفن به سمت شبکههای رایانهای و سیستمهای عامل مهاجرت کردند و به جای فرکانس، با کدهای باینری به نبرد با سیستمها رفتند. این فرآیند تکاملی نشان میدهد که امنیت یک زنجیره پویا است و هر زمان که یک راه نفوذ بسته میشود، روشهای جدیدی متولد میشوند. سیستمهای مخابراتی امروز بسیار ایمنتر هستند، اما ریشههای امنیت دیجیتال مدرن مدیون درسهایی است که مهندسان از هکرهای آنالوگ گرفتند.
میراث جان درایپر در فرهنگ امنیت سایبری مدرن
میراث جان درایپر در دنیای مدرن فراتر از داستانهای نوستالژیک است و در تاروپود فرهنگ امنیت سایبری و هک اخلاقی تنیده شده است. مجله معروف ۲۶۰۰ (2600: The Hacker Quarterly) که یکی از قدیمیترین و معتبرترین نشریات حوزه هک در جهان است، نام خود را مستقیماً از فرکانس کشفشده توسط کاپیتان کرانچ گرفته است. این عدد همچنان نمادی از آزادی اطلاعات، کنجکاوی فنی و مبارزه با انحصارهای شرکتی بزرگ در دنیای فناوری به شمار میرود. درایپر به ما یاد داد که نباید تکنولوژی را به عنوان یک جعبه سیاه غیرقابلتغییر بپذیریم، بلکه باید جرات باز کردن و فهمیدن آن را داشته باشیم.
داستان او در بسیاری از مستندها، کتابها و حتی فیلمهای سینمایی به عنوان نماد دوران اولیه هک به تصویر کشیده شده است و الهامبخش هزاران مهندس امنیت در سراسر جهان بوده است. فرهنگ هکری امروز با تمام ابزارهای پیشرفته و کدهای پیچیدهاش، هنوز هم همان روحیه کنجکاوی و تمایل به کشف خطاهای سیستم را که درایپر با یک سوتک اسباببازی نشان داد، در خود حفظ کرده است. او به عنوان اولین هکر واقعی تاریخ، به ما نشان داد که هوش و خلاقیت فردی همواره میتواند بر ساختارهای سختافزاری صلب و عظیم غلبه کند.
سرنوشت کاپیتان کرانچ در عصر اینترنت و گوشی هوشمند
امروزه با همهگیر شدن گوشی هوشمند و ارتباطات اینترنتی رمزگذاریشده، روشهای قدیمی کاپیتان کرانچ شبیه به افسانههای باستانی به نظر میرسند. جان درایپر پس از آزادی از زندان، سالها به عنوان مشاور امنیت سایبری فعالیت کرد و در کنفرانسهای بزرگ فناوری به ایراد سخنرانی و به اشتراکگذاری تجربیات خود پرداخت. او با وجود سن بالا، همچنان به تکنولوژیهای جدید علاقهمند است و روند توسعه شبکهها را با دقت دنبال میکند. البته زندگی او همواره با فراز و نشیبهای مالی و سلامتی همراه بوده و او هرگز به ثروت همکاران قدیمیاش مانند جابز نرسید.
با این حال، نام کاپیتان کرانچ در تالار افتخارات دنیای دیجیتال به عنوان یک اسطوره ثبت شده است که مسیر تفکر ما را درباره امنیت شبکه تغییر داد. او نشان داد که چگونه یک ایده ساده در یک جعبه غلات صبحانه میتواند شروعکننده جریانی باشد که کل صنعت مخابرات جهان را بازتعریف کند. داستان او یادآوری میکند که امنیت سایبری یک میدان نبرد همیشگی میان ذهنهای خلاق و دیوارهای دفاعی است؛ نبردی که با یک سوتک پلاستیکی آغاز شد و امروز در اعماق سرورهای ابری و هوش مصنوعی ادامه دارد.
جمعبندی نهایی
داستان جان درایپر یا همان کاپیتان کرانچ، روایتگر دورانی است که کنجکاوی فنی بر قوانین سختگیرانه غلبه داشت. او با کشف فرکانس ۲۶۰۰ هرتز در یک سوتک پلاستیکی ساده، توانست سیستمهای مخابراتی پیچیده شرکت AT&T را فریب دهد و تماسهای رایگان برقرار کند. این ماجراجویی آنالوگ، الهامبخش بنیانگذاران اپل برای ساخت جعبههای آبی شد و فرهنگ هکری مدرن را پایهگذاری کرد. میراث او به ما یادآوری میکند که امنیت هرگز مطلق نیست و خلاقیت انسانی همواره راههای جدیدی برای دور زدن محدودیتهای سختافزاری پیدا خواهد کرد.








دیدم و نظرات رو تا حدودی خوندم نظرم همینیست که دوستان میگن اگر بازم بگم میشه تکرار نظر فقط میخواستم تشکر از کار خوبتون
ندید میگم عالیه
خیلی خوبه، دوربین رو یکم بالاتر بیارید بهتره
به مرور زمان همهی کمی و کاستیها رفع میشه
با آرزوی موفقیت
سلام
امیدوارم توی این سری برنامه ها موفقیت لازم را بدست بیارید.
مدت ها بود که این ایده گوشه ی ذهنم خاک می خورد من به دلایل مختلف سمتش نمی رفتم.
بهتر بود که آدرس منابع مورد استفاده در برنامه توی پست منتشر بشه.
برای شروع انتظار بیشتری داشتم
ولی باز هم ابتدای این برنامه هست و با نظراتی که دوستان دادن اگر عملی بشه بهتر میشه
1- تصویر گوینده در کادر مناسب نبود و جایگاه دوربین رو تغییر بدهید
2- زمان خیلی کمه و سه دقیقه مناسب نیست 5 تا 7 فکر کنم خوب باشه
3-موسیقی متن رو تغییر بدید چندین بار هم اشاره شد ( این موسیقی برای شروع برنامه خوبه ولی هنگام صحبت گوینده اصلا خوب نیست )
4- زیر نویس برای ویدیو ها می تونه مفید باشه ، آدرس سایت های معرفی شده یا شماره قسمت یا ادرس هایی که به برنامه صفر و یک مربوط است و موارد دیگر
5- بهتره بر روی محتوا بیشتر کار بشه چند مورد تکراری بود و مورد تکراری برای شروع اصلا خوب نیست .
6- بهتره یک ایده جدید رو دنبال کنید و فقط به گفتن خبر نپردازید ( خبر ها رو از سایت های آی تی هم میشه پیگیری کرد )
7-گاهی معرفی یک سایت یا شخصیت یا حتی یک کتاب می تونه مفید تر از خبرهای روز باشه که در سایت ها هم موجوده
8- علت قرار ندادن ویدیو ها در سایت آپارات هم بگید خیلی دوستان این نظر رو دادن و با پاسخ شما این سئوال هم حل میشه
شاید کیفیت پایین ویدیو در سایت آپارت باشه
ولی اگر خودتون بیان کنید خیلی بهتره
یک نفر به موردی خوبی اشاره کرد که طوری باشه بتوانیم با علاقه این ویدیو ها رو آرشیو کنیم
باید طوری باشه که با دیدن اون خسته نشیم
تمام این موارد دلیل بر بد بودن برنامه نیست هدف ما پیشرفت این برنامه و اثری ماندگار در وب فارسی
موفق باشید
من با idm میخواهم دانلود کنم روی 99٪ مانده و 1٪ باقیمانده دانلود نمیشه! لطفاً روی یک سرور درست و حسابی ویدئوها را آپلود کنید!
سلام احسان جان
منم دقیقا همین طور. ولی اگر یک کم صبر کنی 100 % کامل میشه. برا من نهایتا 2 یا 3 دقیقه طول کشید تا این 1 % دانلود کنه.
حرکت نو و خلاقانه ای در وب فارسی هست. امیدوارم که پویا و پاینده هم باشه.
مطمئنا در اول راه قرار نیست همه چی حرفه ای باشه و به تدریج کارها بهتر خواهند شد.
من از تیتراژش خیلی خوشم اومد نوستالژی آتاری رو داره، ارتباط مجری هم خوب هست هرچند اندکی استرس داره که حتما با اجرای مکرر بهتر خواهد شد.
مطالب هم خوبه اما امیدوارم جذاب تر بشند. چیزهایی که برای بهبود کار به نظرم اومد رو عرض می کنم:
اصلی ترین مساله نماهایی هست که از مجری گرفته شده، هم بک گراند و هم کادربندی جالب نیستند، همچنین به غیر از اول ویدئو (سلام و احوالپرسی!) شاید لازم نباشه که مجری زیاد نمایش داده بشه (هرچند بسیار خوش سیما و خوش گفتار هستند) چون که در این شرایط سرعت و قیمت اینترنت، بهتره لحظات ویدئو حاوی اطلاعات باشند.
تصاویر فقط به قصد بی تصویر بودن خبر اضافه نشند. بعبارتی برنامه قراره که تصویر محور باشه، پس باید فرق عمده با پاد کست داشته باشه (فعلا جوری هست که انگار روی پادکست تصویر سوار شده)
شاید بد نباشه در لحظات نمایش مجری هم از جاذبه های بصری استفاده بشه (بخصوص در محیط استودیو!)
باز هم آرزو می کنم که اینکار ادامه داشته باشه و حتی به راه اندازی شبکه های مجازی این چنینی منجر بشه. موفق باشید
راستی آپارات هم پیشنهاد خوبی بود…
خوب بود . منتظر خلاقیت بیشتر در این مجموعه هستیم
دکتر برنامه خوب بود ولی…
1.مجری در کادر خوب قرار نگرفته استانداردش اینه که اول یکم بیاد بالاتر یعنی اینکه تمام بالاتنه تا حدود کمر تو کادر باشه به طوری که دست ها کاملا مشخص باشه مثل مجری های اخبار تلویزیون (به اونا نیگا کنین ببینین چطوری ژست می گیرن چطوری کلمات رو ادا می کنن) بعد اگه در گوشه کادر یا چپ یا راست قرار بگیره بهتره واسه اینکه اگه خواستین ضمن صحبتای ایشون آدرس سایتی ، عکسی و…
نشون بدین جا کم نیارین ، توجه به این مسائل در مخاطب احساس خوبی ایجاد می کنه.
2.مجری لباس رسمی تری بپوشه آستین کوتاه هم نباشه(;
3.مجری کلا لحضه ای نشون داده بشه و بیشتر ویدیو های مربوط به عناوین رو ضمن صحبت های ایشون پخش بشه.(پویا تر باشه)
4.به قول آقای میلانی(همون که برنامه هایی با موضوع گردشگری و مسافرت تو تلویزیون داشت) رسانه های تصویری مثل اینا به درد تفصیل و زیاده گویی نمی خوره چون مخاطب رو خسته می کنه هر چند محتوا خوب تدوین شده باشه در عوض رسانه جای تلنگر و یاد آوریه. واسه همین به نظر من بهتره که هم بخش تحلیلی داشته باشین- نه زیاد- و هم خبری!
5.حالا یه چیزی ، می دونم اسم برنامه صفر و یکه و در مورد تکنولوژیه ولی من خیلی دوست داشتم در مورد چیزای دیگه هم مثل هنر (یا حداقل کاربرد ها ی اون در تکنولوژی مثل رابط کاربری و…) ، پزشکی و… مطالبی گفته بشه هر چی باشه یک پزشک به خاطر تنوع مطالب خاصشه که مشهوره
6.سعی کنید هر چند برنامه برای تنوع هم که شده موسیقی زمینه و تصویر پشت سر مجری رو عوض کنین و موسیقی هم بگونه ای نباشه که ازار دهنده باشه و در رسیدن کلام مجری به مخاطب ایجاد تداخل کنه.
مسلماً انتظار نداریم کاری تا حد کلیک نیما اکبر پور در بیاد ولی فک میکنم خیلی جای پیشرفت داره. یه خورده هم کوتاه بود ولی برای شروع خیلی خوب بود! دستتون درد نکنه :)
عالی بود، سپاس از تلاشتون.
موفق و پیروز باشید
خوب بود
فکر می کنم اگه دقیقا هدفتون رو برای مخاطبین مشخص کنید خیلی بهتره. مخاطب این ویدئوکست ها قرار است چه کسانی باشند؟ کسانی که امکان و وقت دنبال کردن اخبار لحظه ای رو ندارند و دوست دارند با صرف چند دقیقه در روز کلیت اخبار روز و هفته دستشون بیاد؟ یا کسایی که با اخبار تکنولوژی آشنایی نسبی دارند و میخوان کمی عمیق تر و از زاویه ای دیگر به این اخبار توجه کنند (به سبک پست های یک پزشک)؟
در کنار این باید به نحوه فیلمبرداری و مکان فیلمبرداری و موزیک زمینه و شماره گذاری و ویدئو و همه ی حرفای خوبی که دوستان در کامنت ها زدند هم توجه کرد؛ ولی به نظرم اصل همونه که اول گفتم.
موفق باشید
به نظرم یکم زمانش رو بیشتر کنید بهتره . در حد 5 دقیقه بشه خوبه.
با تشکر فراوان
ایده خوبی که جا برای بهتر شدن دارد. باکامنتهای دوستان تقریبا به صورت کامل موافقم. میدانم که بهتر خواهد شد.
تشکر میکنم از تیتراژ
به نظر من همه چیز خوب بود و استفاده کردم. فقط این موزیکه رو یه فکری به حالش بکنید.
و یه پیشنهاد دیگه: اینکه ویدیوهارو شماره گذاری کنید و در ابتدای هر ویدیو نمایش دهید تا امکان رجوع به شماره خاصی از اون ممکن باشه
به نظر من باید ویدیوها از حالت خبری صرف خارج بشند، مثل وبلاگ تحلیلی باشند. در مورد طرح اجرای برنامه معتقدم که بهتره یه خورده زورنالیستی! تر بشه. مجری در حالتهای دیگه اجرا کنه و یا در فضای باز و یا یه فضای اداره ساده هم خوبه. فوکوس بهتره رو محتوی باشه تا مجری.
ممنون از زحماتتون
عالی بود.اصلا انتظار این سطح برنامه رو نداشتم.
سلام، لطفا از مجری بخواید اول صحبتاش سلام بگه.
وقت برنامه یه ذره بیشتر یاشه بهتره و مطالب به روزتری گفته بشه.
خیلی ممنون.
سلام.
از بابت ویدیو ممنون، خیلی عالی شده و زحمت زیادی پای آن کشیده شده است. اما اشکالاتی وجود داره:
آهنگ پس زمینه آزار دهنده است.
دوربین در جای مناسبی قرار ندارد و نیمی از تصویر به فضای بالای سر گوینده اختصاص پیدا کرده است.
تشکر.
خسته نباشید عرض می کنم
امیدوارم در کارتون موفق باشید
دکتر حداقل دلیل اینکه از آپارات استفاده نمیکنید رو بگید مارو از گمراهی در بیارید
من حس کنجکاویم خیلی دیگه چیز شده ;-)
چرا اپارات
من زیاد با اپارات کار نکردم یادم یک بار فقط چون نام شرکت چینی رو نمیدونستم ،مرور تلفن جی ال اکس رو توش دیدم .که یکی از دوستان زحمت شو کشیده بود اما من که دانلودش کردم تا اونجای که یادم هست به صورت فایل اف ال وی بود با کیفیت 360 البته شاید خود کاربریا اپلود کنند این طور خاسته بود و دیگه از اون به بعد به این سایت سر نزدم و من تا به حال نه عضو شدم نه تا حالا ویدو در اپارات اپلود کردم که از امکانات اپلود کیفیت تصویر ی که پشتیبانی مکنه و سرعت اپلود و دانلود …. با خبر باشم ولی اکثر دوستان این توصیه رو دارن فکر نمیکنم ایقدر که دوستان اصرار دارن جالب باشه
آقای دکتر سلام
به نظر بنده، این صفر و یک اتفاق خوب و زیباییست. اما اگر کمی خاص تر شود بهتر است. این برنامه بی روح و دارای اطلاعات تکراری و تاریخ گذشته است. به نظر من اگر کاری کنید که در «صفر و یک»، دلیلی وجود داشته باشد تا بیننده آنرا پاک نکندف بسیار موفق خواهد بود.
ویدیو هایی که دیجی کالا منتظر می کند و نمونه هایی دیگر از این دست.
به هرحال ما در هر صورت مشتری پر و پا قرص «یک پزشک» هستیم و خواهیم بود.
به امید موقیت های روز افزون
بگذارید اول قالب را پیدا کنیم، محتوای خاص هم اضافه میکنیم. نیاز به تجربه داریم.
با نظر دوستمون موافقم. به نظرم «اخبار تکنولوزی» به صورت ویدئو واقعا چیز تکرارییه. شاید لازم باشه به رادیو گیک اشاره کنم که محتوای خیلی خوب و سنگینی داره و به قول دوستمون صحبتاش تکراری نیست.
مجموعا تکنولوژی رو با نگاه تحلیلگری که توی وبلاگتون اغلب دارین بررسی کنین خیلی بهتره :)
نهایتا ممنون :)
نه نه اشتباه نکنید به نظرمن کار خلیی خوبی ولی در ایران جا نیوفتاده مثلا وقتی سایت پکت نو ایوان بلاس داشت عالی بود اما ما درایران از این جور شرکت ها و ارتباطات نداریم منظور این نیست که این سایت باید این طور افرادی داشته باشه یعنی یه مخبر تو اپل اوبونتو یا… نه اصلا اصلا اصلا ،منظور این که حالا که ما این جور چیزها رو در ایران نداریم کمی ژرف تر اخبار بیان بشه که هرکسی میبینه جددا اطلاعات بیشتر بشه نه اینکه بگه اااه این که یه روخونی از یه سایت ناقص بود
باز هم میگم کار خیلی جالبه
راستی قرار کی یه ابزار پزشکی با مزایاش و…….. بگید باور کنید این سطح این ویدیو رو بالا میبره
من نظر خودم رو گفتم. چطوری میشه اشتباه کرده باشم توی نظر شخصی خودم؟ :دی
ز نطنزم طنزم آمد زنطنز
زنطنزم زنطنزم زنطنز
فقط یه مقدار طنز :دی
من نظر خودم رو گفتم. چطوری میشه اشتباه کرده باشم توی نظر شخصی خودم؟ :دی
به ساعت نظر دقت کنید مشکلتون حل میشه من تصور کردم شما در تایید نظر من و دوستمون این گفتین و نمیخاستم لااقل از نظر من اشتباه برداشت کنید
اخبار کمی سطحی برای مثال شرکت لیپ موشن در ساخت کینت 1 با ماکروسافت همکاری داشت اما ماکروسافت چون خلاقیت کافی در این شرکت نمیدید در ساخت کینکت 2 با این شرکت مشارکت نکرد و حالام که اپل خریدش اما اطلاعات مربوط به کینکت 3 هم موجود واحتیاجی به صبر نیست خوب این اخبار روز نیست
اما بد نبود از نوکیا که همین امروز گوشی جدیدش رونمای شد صحبت میشد من فکر کردم تاخیر برای همین خبر باشه چون وعده اخرین اخبار داده بودید
تعداد اخبار بسیار کم بود و همون طور که گفتم امید وارم برنامه به سمت رنود برنامه کودکی نرود
البته این نظرات نه برای کم ارزش کردن کار بلکه برای پیشرفت لطفا بد برداشت نکنند دوستان
باتشکر از همه ماشارکت کننداگان
اما اطلاعات مربوط به کینکت ۳ هم موجود
کینت 2 نه 3 با تشکر
من مخالفم. این سری ویدئوها قرار نیست که همه رو راضی کنه. قرار هم نیست برای کسانی باشه که صبح و ظهر و عصر خبرهارو دنبال میکنند.
قراره یک سری ویدئو در نصف هفته باشه که آخرین اخبار هفته رو بگه. (تا اینجاش رو استنباط کردم (: از پستهای ۱پزشک)
قراره منی که پیگیر اخبار لحظهای نیستم ( به قول معروف پیرو جادییسم هستم) این رو دانلود کنم، روزی ۳ ۴ دقیقه وقت بزارم، از آخرین اخبار (به طور نسبی) خبردار بشم، تصویر و ویدئوش رو ببینم. اتفاقا بعدش هم بهتره پاک کنم.
ما در حال کسب تجربه هستیم، طرحهایی برای بهتر شدن داریم، ولی یکشبه نمیتونیم به همه اونها عمل کنیم. این روزها مدام داریم به صورت ذهنی و با بهرهگیری از کامنتها شما برای آینده طرح میریزیم.
من یه نظر تصویری بدم
به نظرم بالای سر مجری نباید انقدر فاصله باشه
خب تماشایش کردیم.
۱ – زمان کمش خیلی خوبه. گرچه فرقی نمی:کنه ۵ دقیقه باشه یا ۳ دقیقه ولی دور و بر همین حدود باشه خوبه.
۲-آهنگ پسزمینه تو خبر لیپموشن آزاردهنده شد برای من.
۳ – بهتره زیرنویسی باشه که اسم انگلیسی و مشخصات مربوطه یا آدرس سایتی که مطرح میشه رو بنویسه. به شخصه برام آدرس سایتی که اوبونتو اج رو میشد پشتیبانی کرد نفهمیدم.
۴ – من بسیار خوشمان آمد (: حتما دنبال خواهم کرد.
ویدیوی خوبی بود.
امیدوارم واقعاً اپل بتونه 200 برابر کینکت دقت رو بالا ببره.
اما من دو تا پیشنهاد برای برنامه تون دارم.
– فکر میکنم بهتر باشه تنها وقتی که قراره مجری با دوربین صحبت کنه، عمل ضبط رو انجام بدین. یعنی مثلاً مقدمه رو مجری با دوربین بگه و باقی رو به صورت صوتی کار کنه. اینجوری مجری خسته نمیشه و کیفیت صحبتهاش هم با مثلاً نفس تازه کردن پایین نمیاد. حتماً برنامه های کلیک نیما اکبر پور رو دیدید. معمولاً سبک به این منوال هستش.
– وقتی آدرس مثلاً سایتی رو اعلام میکنین، بجاست که آدرس رو هم زیر نویس کنید تا بشه با نوشتار صحیح آدرس به سایت مراجعه کرد.
سلام امیدوارم این برنامه مستمرا ادامه پیدا کنه
یک ایراد:صداد و تصویر هماهنگ نبودن
یک پیشنهاد: دوربین رو یکم پایین تر تنظیم کنید
داخل آپارات هم آپلود کنید.