رازهای پنهان در سازه‌های جنگ سرد: راهنمای کامل ایستگاه‌های رادار متروک

در دوران پرالتهاب جنگ سرد و دهه‌های میانی قرن بیستم، بقای ابرقدرت‌ها به ثانیه‌ها بند بود. در این میان، ایستگاه‌های رادار به عنوان چشم و گوش بیدار ارتش‌ها، میلیاردها دلار بودجه را به خود اختصاص دادند تا وظیفه حیاتی شناسایی زودهنگام موشک‌ها و بمب‌افکن‌های استراتژیک را انجام دهند. این سازه‌های عظیم و عجیب که غالباً در خشن‌ترین و دورافتاده‌ترین نقاط جغرافیایی ساخته می‌شدند، شاهکارهای مهندسی زمان خود بودند. با ظهور فناوری‌های پیشرفته‌تر مانند ماهواره‌های جاسوسی مدارگرد و سیستم‌های مخابراتی نوین دیجیتال، دوره طلایی این غول‌های آهنی و بتنی به سر آمد و آن‌ها را به حال خود رها کرد.

امروز، تماشای این بقایای مدرن، حسی از نوستالژی، ترس و شگفتی را در بیننده بیدار می‌کند؛ سازه‌هایی که زمانی نماد قدرت نظامی بودند و اکنون به آثار هنری و معماری زیبایی‌شناسی صنعتی تبدیل شده‌اند. در این مقاله تلاش می‌کنیم تا با زبانی ساده و رویکردی عمیق، هشت مورد از جذاب‌ترین ایستگاه‌های رادار متروک جهان را بررسی کنیم و بفهمیم چرا این غول‌های خاموش هنوز هم پس از دهه‌ها، توجه عکاسان، مورخان و کاوشگران شهری را به خود جلب می‌کنند.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

ایستگاه‌های رادار متروک، بقایای فیزیکی سامانه‌های هشدار زودهنگام دوران جنگ سرد هستند که به دلیل پیشرفت سریع فناوری‌های ماهواره‌ای و مخابرات دیجیتال کارایی خود را از دست دادند و رها شدند. این سازه‌ها که شامل دیش‌های غول‌پیکر تفرق تروپوسفری، سازه‌های کروی و آینه‌های بتنی انتقال صدا هستند، امروزه به عنوان نمادهای معماری مدرن و زیبایی‌شناسی زوال شناخته می‌شوند. نمونه‌های معروفی چون ایستگاه دوگا ۳ در نزدیکی چرنوبیل یا تپه توفلسبرگ در برلین، جاذبه‌های مهمی برای کاوشگران شهری و مستندسازان تاریخ نظامی به شمار می‌روند. حفظ این سایت‌ها به دلیل هزینه‌های بالای تخریب و پایداری سازه‌ای فوق‌العاده بالایی که برای تحمل حملات اتمی طراحی شده بودند، به همان صورت رها شده باقی مانده است.

پیدایش دیوارهای شنود و خاستگاه پدافند غیرعامل

پیش از آنکه امواج الکترومغناطیسی مرزهای هوایی را تصاحب کنند، بقای ملل به توانایی شنیدن صداهای دوردست وابسته بود. در سال‌های بین دو جنگ جهانی، با رشد برق‌آسای سرعت و کارایی هواپیماهای بمب‌افکن، کشورهای اروپایی متوجه شدند که روش‌های سنتی دیده‌بانی بصری دیگر کارآمد نیستند. نیاز مبرم به ردیابی پیشگیرانه، مهندسان نظامی را به سمت استفاده از فیزیک امواج صوتی سوق داد که به ساخت سازه‌های بتنی عظیمی برای تمرکز فرکانس‌های صوتی موتور هواپیماها منجر شد. این دوران آغازگر فصلی نو در مهندسی پدافند بود که بعدتر با کشف رادارهای رادیویی به کلی متحول شد.

طراحی این سازه‌ها صرفاً یک ضرورت نظامی نبود، بلکه پیوند عمیقی با معماری مدرنیسم و ساختارهای خشن بتنی داشت که برای مقاومت در برابر سخت‌ترین شرایط جوی طراحی شده بودند. مکان‌یابی این ایستگاه‌ها در خطوط ساحلی و نقاط مرتفع کوهستانی، ترکیبی وهم‌آور میان طبیعت بکر و خشونت سازه‌های مهندسی انسان پدید آورد. شناخت این بستر تاریخی به ما کمک می‌کند تا درک کنیم چرا این تاسیسات نه به عنوان زباله‌های صنعتی، بلکه به عنوان یادمان‌های تاریخی ارزشمند در سواحل و ارتفاعات جهان خودنمایی می‌کنند.

آینه‌های اکوستیک در جنوب انگلیس

در اوایل خبری از رادارهای مدرن نبود و به جای رادار باید از گوش‌های بزرگی برای شنیدن صدای موتور هواپیماها استفاده می‌شد، این گوش‌های بزرگ یا آینه‌های آکوستیک (acoustic mirrors)، صدا را جمع‌آوری و متمرکز می‌کردند و شنونده می‌توانست با استفاده از آن متوجه ورود هواپیماها از فاصله دور شود. این فناوری در حقیقت تلاش اولیه بشر برای غلبه بر سرعت هواپیماهای مدرن و پیشگیری از غافلگیری جنگی بود.

این تاسیسات عمدتاً در دهه ۱۹۳۰ در جنوب انگلیس در کنار دریا ساخته شده بودند، اما حتی پیش از اینکه جنگ جهانی دوم به سر آید، استفاده از آن‌ها منسوخ شد، چون فناوری هواپیماها آن‌قدر پیشرفت کرده بود که حتی در صورت تشخیص نزدیک شدن هواپیماها با این ایستگاه‌ها، فرصت آن‌قدر کم بود که قبل از هر اقدام دفاعی، هواپیماها سر می‌رسیدند و ماموریت خود را انجام می‌دادند. امروزه این مجسمه‌های بتنی بزرگ در کرانه‌های ساحلی بریتانیا مانند بناهای باستانی تمدنی منقرض‌شده به نظر می‌رسند.

ایستگاه رادار آینه اکوستیک متروک در انگلیس

سازه بتنی قدیمی آینه آکوستیک در بریتانیا

رادار SCR-270 آمریکا

این رادار، محصول دو دهه تلاش شرکت سیگنال آمریکا بود، این رادار، نخستین سامانه تشخیص راداری نظامی محسوب می‌شد که توانست در مقیاس وسیع عملیاتی شود. پرسنلی که هر واحد آن را اداره می‌کردند، شامل ۹ نفر بودند، این رادار تا ۱۵۰ مایل برد داشت. ویژگی‌های فنی این دستگاه به اپراتورها اجازه می‌داد تا مسیرهای پروازی را روی نقشه‌های کاغذی ترسیم کنند.

یعنی در صورت کاربرد مناسب و توجه دقیق به هشدار این سیستم راداری، آمریکایی‌ها می‌توانستند متوجه حمله ناگهانی ژاپنی‌ها به پرل هاربر (Pearl Harbor) شوند و تاریخ جنگ جهانی دوم را تغییر دهند؛ اما به دلیل عدم هماهنگی و نادیده گرفتن سیگنال‌ها، این فرصت طلایی از دست رفت. امروزه نمونه‌های باقی‌مانده از این رادار ترابری به عنوان نمادی از اشتباهات استراتژیک نظامی شناخته می‌شوند.

رادار نظامی قدیمی SCR-270 آمریکا

رادار Pave Paws در کپی کاد، کالیفرنیا و آلاسکا

اسم این رادار زیبا، مخفف یک عبارت طولانی است که توسط نیروی هوایی آمریکا در دهه ۱۹۷۰ ساخته شده بود تا شلیک احتمالی موشک‌های بالستیک را رصد کند. چیزی که این سامانه را بی‌همتا می‌کرد، فناوری فرستنده آرایه فازی (phased array) آن بود، به این معنی که آنتن آن ثابت بود و نیازی به چرخش مکانیکی نداشت. هر وجه مایل این رادار غول‌پیکر هرمی‌شکل، خود از هزاران مکانیسم واحد تشکیل شده بود که پرتو رادار را در یک جهت خاص به صورت ثابت متمرکز و هدایت می‌کردند.

امروزه این سیستم برای رصد ماهواره‌ها و ردیابی زباله‌های فضایی استفاده می‌شود. در حال حاضر تنها سه عدد از آن‌ها فعال هستند و بقیه به عنوان بناهای یادبود تکنولوژیک در چشم‌اندازهای سرد کالیفرنیا و آلاسکا رها شده‌اند که نشان‌دهنده عظمت مهندسی دوران جنگ سرد هستند.

ایستگاه رادار هرمی متروک Pave Paws

ایستگاه RAF Stenigot در لینکلنشایر انگلیس

بعد از اختراع رادار در اواخر دهه ۱۹۳۰، انگلیس زنجیره‌ای از رادارها را در نوار مرزی‌اش مستقر کرد تا پوشش کاملی در برابر نیروی هوایی آلمان نازی ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این زنجیره راداری طولانی، ایستگاه RAF Stenigot در منطقه کوهستانی لینکلنشایر بود که به عنوان یک هاب ارتباطی کلیدی عمل می‌کرد.

در سال‌های دهه ۱۹۵۰، ایستگاه با دیش‌های بزرگ تفرق تروپوسفری (tropospheric scatter) مجهز شد. تروپوسفر پایین‌ترین بخش جو زمین است و تقریباً ۱۷ کیلومتر ارتفاع دارد. این دیش‌های فلزی عظیم به ارتش امکان می‌دادند که سیگنال‌های مایکروویو را با ارسال و بازتاب آن‌ها از تروپوسفر به فواصل بسیار دور بفرستند. در دهه ۱۹۸۰ با پیشرفت فیبر نوری استفاده از آن‌ها به پایان رسید و امروزه این دیش‌های زنگ‌زده در دشت‌های سرسبز بریتانیا رها شده‌اند.

دیش‌های رادار متروک RAF Stenigot در انگلیس

نمای نزدیک دیش‌های رها شده در لینکلنشایر

فرستنده دوگا ۳ در چرنوبیل

در زمان جنگ سرد، تاسیسات دوگا ۳ (Duga-3) واقع در نزدیکی نیروگاه اتمی چرنوبیل، از مرموزترین سازه‌های جهان بودند. امواج رادیویی پرقدرت و مزاحم آن‌ها که صدایی شبیه به دارکوب داشت روی همه فرکانس‌های رادیویی دنیا تاثیر می‌گذاشت و نویز شدیدی ایجاد می‌کرد. این فرکانس مرموز حتی فرستنده‌های آماتور را کلافه کرده بود و تئوری‌های توطئه عجیبی وجود داشت مبنی بر اینکه شوروی قصد دارد با این امواج ذهن شهروندان غربی را کنترل کند.

اما عملاً کاری که این تاسیسات غول‌آسا انجام می‌دادند، تشخیص زودهنگام شلیک موشک‌های قاره‌پیمای آمریکا از فاصله ۱۵۰۰ مایلی با استفاده از فناوری بازتاب امواج از جو بود. پس از فاجعه اتمی چرنوبیل، این منطقه نظامی تخلیه شد و دیواره فلزی عظیمی به ارتفاع بیش از صد متر به عنوان یکی از بناهای آخرالزمانی در منطقه ممنوعه باقی ماند.

رادار عظیم دوگا ۳ در منطقه ممنوعه چرنوبیل

سازه فلزی متقاطع رادار دوگا

توفلسبرگ در برلین

در خارج برلین غربی، با استفاده از میلیون‌ها کیلوگرم آوار و لاشه‌های ساختمانی باقی‌مانده از جنگ جهانی دوم، یک تپه مصنوعی بزرگ ساخته شده بود که زمانی به آن کوه شیطان می‌گفتند. بعد از پایان جنگ و در دوران جنگ سرد، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) یک سری ساختمان مستحکم و گنبدهای راداری کروی‌شکل روی این تپه ۸۵ متری ساخت تا تمام فعالیت‌های مخابراتی نیروهای شوروی را در آلمان شرقی زیر نظر بگیرد.

بعد از سقوط تاریخی دیوار برلین و اتحاد دوباره آلمان، کاربری جاسوسی این ایستگاه متوقف شد. گنبدهای پاره‌پاره و دیوارهای گرافیتی این ایستگاه امروزه به بهشت هنرمندان خیابانی، گردشگران ماجراجو و عکاسان صنعتی تبدیل شده است که مناظری بی‌نظیر از شهر برلین را ارائه می‌دهد.

گنبدهای رادار متروک توفلسبرگ در برلین

نمای بیرونی ساختمان شنود توفلسبرگ آلمان

سیستم ارتباطی وایت آلیس در قطب شمال

در شمال قاره آمریکا و در مناطق یخ‌زده آلاسکا و کانادا، ۵۸ ایستگاه راداری هشداردهنده در قالب شبکه خط دفاعی دوردست ساخته شده بود. برای اینکه بتوان به سرعت با هر یک از این ایستگاه‌های دورافتاده تماس برقرار کرد، سیستم ارتباطی بی‌نظیری ملقب به وایت آلیس (White Alice) طراحی شد که از بشقاب‌های تفرق تروپوسفری غول‌پیکر و رله‌های مایکروویو قدرتمند بهره می‌برد.

این آنتن‌های قاشقی‌شکل و بزرگ که شبیه به صفحات بادبان‌های فلزی به نظر می‌رسیدند، برای مقاومت در برابر طوفان‌های سهمگین قطبی طراحی شده بودند. با توسعه ارتباطات ماهواره‌ای نظامی در اواخر قرن بیستم، این شبکه غول‌پیکر کاربری خود را از دست داد و بسیاری از دیش‌های آن به دلیل خطرات زیست‌محیطی تخریب شدند، اما بقایای پراکنده آن‌ها همچنان در دشت‌های برفی خودنمایی می‌کنند.

دیش‌های ارتباطی وایت آلیس در مناطق قطبی

ایستگاه رادیویی متروک وایت آلیس آلاسکا

ایستگاه DYE-2 در گرینلند

ایستگاه DYE-2 یکی از شصت جایگاه راداری پیشرفته در زمان جنگ سرد بود که در اعماق صفحات یخی گرینلند ساخته شد. این تاسیسات بسیار هزینه‌بر با مشارکت مستقیم ایالات متحده و کانادا و با تکیه بر تکنولوژی‌های ترابری هوایی سنگین بنا شد تا مسیرهای پروازی قطب شمال را پوشش دهد. شکل ظاهری آن مانند یک کلبه غول‌پیکر بر روی پایه‌های فلزی بزرگ بود که گنبدی کروی روی آن قرار داشت.

اما در دهه ۱۹۸۰ با پیشرفت چشمگیر فناوری ماهواره‌ای، نیاز به این گنبدهای راداری ۶۰ متری پایان یافت و ایستگاه به طور ناگهانی تخلیه شد. امروزه این تاسیسات به دلیل حرکت یخ‌رفت‌ها کمی کج شده‌اند و بازدیدکنندگانی که به این منطقه دوردست پا می‌گذارند، می‌گویند داخل ساختمان‌ها با تجهیزات اداری و آشپزخانه قدیمی، پر از برف و قندیل‌های یخ شده است.

ایستگاه رادار متروک DYE-2 در یخ‌های گرینلند

تکامل رادارها و میراث معماری جنگ سرد

گذار از رادارهای اولیه مکانیکی به فرستنده‌های آرایه فازی ثابت، انقلابی بزرگ در زمینه پدافند الکترونیک به شمار می‌رفت. این تحول فناوری نه تنها کارایی نظامی را بهبود بخشید، بلکه زبان بصری پادگان‌ها و ایستگاه‌های هشدار زودهنگام را نیز تغییر داد. دیش‌های دوار بزرگ جای خود را به صفحات شیب‌دار بتنی و گنبدهای ژئودزیک مقاوم دادند که توانایی مقاومت در برابر موج انفجارهای دوردست اتمی را داشتند. این سازه‌ها بازتابی مستقیم از ترس‌های ژئوپلیتیک زمانه خود بودند که معماری خشن و کارکردگرا را به حداکثر رساندند.

بسیاری از این سایت‌ها به دلیل استفاده از متریال‌های بادوام مانند بتن مسلح ضدبمب و فولادهای سخت‌کاری‌شده، مقاومت عجیبی در برابر فرسایش طبیعی از خود نشان داده‌اند. با اینکه پوشش‌های بیرونی آن‌ها آسیب دیده، شاسی و چارچوب اصلی سازه‌ها همچنان استوار مانده است. این ایستگاه‌ها امروزه به عنوان یادگارهای کالبدی از دورانی شناخته می‌شوند که بقای بشر به تصمیمات سریع مبتنی بر داده‌های خطوط اسکن رادارها بستگی داشت.

تاثیرات زیست‌محیطی و چالش‌های بازسازی ایستگاه‌های متروک

رها کردن این ایستگاه‌های عظیم نظامی در طبیعت، بدون پیامدهای زیست‌محیطی نبوده است. بسیاری از این تاسیسات قدیمی حاوی مقادیر زیادی از فلزات سنگین، مواد شیمیایی خنک‌کننده رادارها و آزبست (asbestos) در عایق‌بندی ساختمان‌ها هستند. فرآیند پاک‌سازی و تخریب این ایستگاه‌ها در مناطق صعب‌العبور قطبی یا قله‌های کوهستانی بسیار پرهزینه است و دولت‌ها ترجیح می‌دهند آن‌ها را به همان حالت تعلیق رها کنند. این موضوع چالش بزرگی برای اکوسیستم‌های حساسی چون قطب شمال پدید آورده است.

از سوی دیگر، جنبش‌های حفظ آثار تاریخی در تلاشند برخی از این سایت‌ها را به موزه‌ها یا فضاهای گردشگری کنترل‌شده تبدیل کنند. برای مثال، ایستگاه توفلسبرگ در آلمان اکنون یک سایت گردشگری رسمی با بلیت‌فروشی است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان تهدیدهای بصری گذشته را به فرصت‌های فرهنگی و هنری امروز تبدیل کرد. این رویکرد به بازسازی فضاهای مرده شهری و صنعتی هویت جدیدی می‌بخشد.

تحلیل روان‌شناختی مکان‌های متروک نظامی

جذابیت این ایستگاه‌های رادار متروک برای مخاطبان امروزی، ریشه در روان‌شناسی «ویرانه‌پژوهی» و زیبایی‌شناسی زوال دارد. تماشای سازه‌های فوق‌پیشرفته‌ای که روزگاری نماد اوج فناوری و قدرت حاکمیت‌ها بودند و حالا زیر برف مدفون شده یا با نقاشی‌های گرافیتی پوشانده شده‌اند، آسیب‌پذیری تمدن بشری را یادآوری می‌کند. این تضاد میان قدرت گذشته و ضعف کنونی، حسی از تعلیق و خلوت عمیق را در ذهن بازدیدکننده تداعی می‌کند.

همچنین، سکوت حاکم بر این ایستگاه‌ها که روزگاری با صدای کار مداوم ژنراتورها و بوق‌های هشدار ممتد پر شده بود، تجربه حسی متفاوتی ایجاد می‌کند. این پدیده نشان می‌دهد که حتی ترسناک‌ترین جنبه‌های رقابت تسلیحاتی بشر نیز در نهایت در برابر زمان تسلیم می‌شوند. ایستگاه‌های رادار متروک، آینه‌ای از آرزوها، ترس‌ها و شکست‌های مهندسی قرن بیستم هستند که همچنان در گوشه و کنار جهان ایستاده‌اند.

جمع‌بندی نهایی

ایستگاه‌های رادار متروک جنگ سرد، فراتر از خرابه‌های بتنی و فلزی زنگ‌زده، یادمان‌های کالبدی از دورانی هستند که صلح جهانی بر پایه تعادل وحشت بنا شده بود. این سازه‌ها شاهدی بر تکامل شگفت‌انگیز دانش فیزیک امواج و پدافند غیرعامل بوده و گذار انسان از سیستم‌های آکوستیک شنیداری به آرایه‌های دیجیتال فازی را نشان می‌دهند. رها شدن این غول‌های معماری در نقاط دورافتاده، امروزه فرصتی برای تامل در رابطه میان فناوری، جنگ و طبیعت ایجاد کرده است؛ نمادهایی که گرچه کارایی نظامی خود را از دست داده‌اند، اما در قلمرو زیبایی‌شناسی صنعتی و تاریخی، همچنان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

سوالات متداول

۱. چرا ایستگاه‌های رادار قدیمی معمولاً در مناطق مرتفع یا دورافتاده ساحلی ساخته می‌شدند؟
دلیل اصلی این انتخاب موقعیت جغرافیایی، افزایش برد افق راداری و کاهش موانع فیزیکی پیش روی امواج رادیویی بود. امواج الکترومغناطیسی خط مستقیم را طی می‌کنند و در ارتفاعات بالا یا در سواحل دریا، موانع طبیعی کمتری برای مسدود کردن سیگنال‌ها وجود دارد. این کار زمان حیاتی بیشتری را برای شناسایی موشک‌ها یا بمب‌افکن‌های مهاجم دشمن فراهم می‌کرد. علاوه بر این، دوری از مراکز پرجمعیت باعث کاهش تداخل نویزهای شهری با فرکانس‌های حساس رادار می‌شد.
۲. سیستم انتقال تفرق تروپوسفری چگونه کار می‌کرد؟
این فناوری با شلیک پرقدرت سیگنال‌های مایکروویو به سمت لایه پایین جو زمین یعنی تروپوسفر کار می‌کرد. بخش بسیار کوچکی از این امواج بر اثر ناهمگونی‌های فیزیکی و رطوبت جوی به سمت زمین پراکنده و منعکس می‌شدند. دیش‌های بزرگ گیرنده در فواصل دوردست این سیگنال‌های بسیار ضعیف بازتاب‌یافته را جمع‌آوری و تقویت می‌کردند. این روش امکان برقراری ارتباطات فراتر از افق را بدون نیاز به کابل‌کشی یا ماهواره میسر می‌ساخت.
۳. چرا هزینه تخریب یا بازسازی این سازه‌های رها شده بسیار بالا است؟
بسیاری از این سایت‌ها در نقاط یخ‌زده قطبی یا قله‌های صعب‌العبور کوهستانی واقع شده‌اند که دسترسی ماشین‌آلات سنگین را غیرممکن می‌کنند. همچنین این سازه‌ها برای مقاومت در برابر انفجارهای بزرگ طراحی شده‌اند و دیوارهای بتنی مسلح ضخیم آن‌ها به سادگی تخریب نمی‌شوند. وجود مواد آلاینده شیمیایی نظیر پی‌سی‌بی و آزبست نیز نیازمند عملیات بازیافت ویژه و پرهزینه‌ای است. به همین علت، دولت‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند آن‌ها را به همان حالت اولیه رها کنند.
۴. فناوری آرایه فازی چه تفاوتی با رادارهای چرخشی سنتی دارد؟
در رادارهای سنتی، آنتن برای اسکن کل آسمان باید به صورت فیزیکی و ۳۶۰ درجه بچرخد که این امر سرعت ردیابی را محدود می‌کرد. اما در رادارهای آرایه فازی، آنتن کاملاً ثابت است و پرتوهای الکترومغناطیسی با تغییر فاز الکترونیکی فرستنده‌ها هدایت می‌شوند. این فناوری سرعت اسکن را به کسری از ثانیه می‌رساند و امکان ردیابی همزمان صدها هدف متحرک را فراهم می‌کند. علاوه بر این، به دلیل عدم وجود قطعات متحرک مکانیکی، استهلاک سیستم به شدت کاهش می‌یابد.
۵. آیا امواج رادار دوگا ۳ واقعاً می‌توانست مغز انسان را تحت تأثیر قرار دهد؟
تئوری‌های مربوط به کنترل ذهن توسط امواج دوگا ۳ صرفاً فرضیات توطئه‌آمیز دوران جنگ سرد و ناشی از ترس عمومی بودند. شواهد علمی نشان می‌دهند که توان خروجی این فرستنده‌ها اگرچه بسیار بالا بود، اما به قدری نبود که بر سیستم عصبی انسان تأثیر فیزیکی بگذارد. هدف این امواج کوتاه، عبور از جو زمین و ردیابی گازهای یونیزه‌شده حاصل از پرواز موشک‌های بالستیک بود. این اختلالات رادیویی تنها باعث نویز روی گیرنده‌های تجاری و آماتور در سراسر جهان می‌شد.
۶. گنبدهای کروی‌شکل روی ایستگاه‌های رادار چه کاربردی دارند؟
این سازه‌های کروی شکل که رادوم نامیده می‌شوند، محافظ‌های فیزیکی برای آنتن‌های حساس رادار در برابر باد، برف، باران و یخ‌زدگی هستند. جنس این پوشش‌ها از فایبرگلاس یا مواد کامپوزیتی خاصی است که هیچ‌گونه تداخلی در عبور امواج رادیویی ایجاد نمی‌کنند. استفاده از رادوم باعث می‌شود آنتن‌های مکانیکی بتوانند بدون مقاومت باد شدید بچرخند و دقت بالایی ارائه دهند. همچنین این سازه‌ها مانع از دیده شدن جهت دقیق آنتن توسط جاسوسان یا هواپیماهای شناسایی دشمن می‌شدند.
۷. سرنوشت نهایی ایستگاه جاسوسی توفلسبرگ در برلین چه شد؟
پس از خروج نیروهای آمریکایی در سال ۱۹۹۱، این سایت به حال خود رها شد و پروژه‌های تجاری مختلفی برای بازسازی آن شکست خورد. در این سال‌ها، ساختمان‌های آن تبدیل به پاتوقی برای هنرمندان گرافیتی و کاوشگران شهری شد. در حال حاضر، این تپه و سازه‌های آن تحت مدیریت بخش خصوصی به عنوان یک گالری هنری خیابانی روباز و جاذبه توریستی اداره می‌شود. بازدیدکنندگان می‌توانند با پرداخت ورودی از گنبدهای عایق صدا و مناظر پانورامای شهر برلین دیدن کنند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

4 دیدگاه

  1. سلام
    یک مجموعه رادار هم هست برای رصد موجودات فضایی استفاده میشه
    اگر میشه اسم اون رو و مکانش رو اگه میدونستید برام ایمیل کنید.
    ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]