اترنت چطور متولد شد؟ داستان رابرت متکالف و طرح کشیده شده روی دستمال کاغذی که اینترنت سیمی خانگی را متحول کرد
در دنیایی که امروز همه به دنبال اتصال بیسیم هستند، هنوز هم نبض تپندهی اینترنت جهانی و مراکز دادهی عظیم بر روی رشتههای مسی و نوری اترنت (Ethernet) میزند. همه چیز از یک بعدازظهر معمولی در آزمایشگاه مشهور زیراکس پارک (Xerox PARC) و جرقهای در ذهن جوانی به نام رابرت متکالف (Robert Metcalfe) شروع شد که به دنبال راهی برای اتصال کامپیوترها به اولین پرینتر لیزری جهان بود. در این مقاله میخواهیم ببینیم که چطور یک طرح ساده که روی یک دستمال کاغذی کشیده شده بود، توانست به استانداردی تبدیل شود که میلیاردها دستگاه را در سراسر سیاره به هم متصل کند؟ آیا میدانستید که اترنت در ابتدا رقبای بسیار قدرتمندتری داشت و کسی پیشبینی نمیکرد که این ایده ساده بتواند بر غولهایی مثل آیبیام (IBM) پیروز شود؟ با ما همراه باشید تا به سال ۱۹۷۳ سفر کنیم و پرده از داستان مهندسی، نبوغ و البته خوششانسیهایی برداریم که زیربنای اینترنت سیمی مدرن را ساختند.
فهرست مطالب
- ۱. آزمایشگاه زیراکس پارک و رویای دفتر کار آینده
- ۲. رابرت متکالف؛ مردی که اتصال را معنا کرد
- ۳. طرح دستمال کاغذی: جادوی سادگی در مهندسی
- ۴. الهام از سیستم آلوهانت و شبکههای رادیویی هاوایی
- ۵. مفهوم اتر و فلسفه نامگذاری اترنت
- ۶. مکانیزم تشخیص برخورد یا همان پروتکل CSMA/CD
- ۷. جنگ استانداردها: اترنت در برابر توکن رینگ آیبیام
- ۸. نقش شرکتهای دیآیاکس در جهانی شدن اترنت
- ۹. تکامل کابلها؛ از کابلهای ضخیم زرد تا فیبر نوری
- ۱۰. اترنت چطور در برابر وایفای دوام آورد؟
- ۱۱. تاثیر قانون متکالف بر ارزش شبکههای کامپیوتری
- ۱۲. اترنت مدرن و آینده اتصالهای فوق سریع گیگابیتی
آزمایشگاه زیراکس پارک و رویای دفتر کار آینده
در اوایل دهه ۷۰ میلادی، مرکز تحقیقاتی زیراکس پارک در کالیفرنیا بهشت نوآوری بود، جایی که مفاهیم انقلابی مثل رابط کاربری گرافیکی، موس و پرینتر لیزری در حال شکلگیری بودند. محققان این مرکز به دنبال راهی بودند تا کامپیوترهای آزمایشی خود به نام «آلتو» (Alto) را با هم مرتبط کنند تا بتوانند فایلها را به اشتراک بگذارند و از پرینترهای گرانقیمت به صورت مشترک استفاده کنند. در آن زمان، هیچ سیستم استانداردی برای شبکه کردن کامپیوترهای کوچک وجود نداشت و هر شرکتی از روشهای انحصاری و بسیار پیچیده خود استفاده میکرد که قابلیت گسترش نداشتند. زیراکس پارک میخواست «دفتر کار آینده» را بسازد، اما برای این کار به یک سیستم عصبی مرکزی نیاز داشت که تمام این دستگاهها را به هم متصل کند.
چالش اصلی این بود که کامپیوترها چطور باید با هم صحبت کنند بدون اینکه پیامهایشان با هم تداخل پیدا کند و باعث هرجومرج شود. این مسئله فقط یک مشکل فنی نبود، بلکه نیازمند یک نگاه کاملاً جدید به نحوه انتقال داده در فواصل کوتاه بود. در حالی که دیگران به دنبال مسیرهای اختصاصی و مرکزگرا بودند، تیم زیراکس پارک به دنبال سیستمی باز و توزیعشده میگشت که هر دستگاه جدید بتواند به راحتی و بدون نیاز به پیکربندیهای پیچیده به آن اضافه شود. این بستر محیطی را فراهم کرد تا جوانی مستعد به نام رابرت متکالف بتواند ایدههای جسورانه خود را به بوته آزمایش بگذارد و تاریخ را تغییر دهد.
رابرت متکالف؛ مردی که اتصال را معنا کرد
رابرت متکالف، فارغالتحصیل امآیتی و هاروارد، با کولهباری از دانش تئوریک در مورد شبکههای کامپیوتری به زیراکس پارک پیوست تا مشکل اتصال دستگاهها را حل کند. او نه تنها یک مهندس نابغه، بلکه یک رویاپرداز بود که پتانسیل عظیم شبکهها را در تغییر نحوه تعامل انسانها درک میکرد. متکالف معتقد بود که ارزش یک شبکه با مربع تعداد کاربران آن رابطه مستقیم دارد، ایدهای که بعدها به «قانون متکالف» معروف شد و زیربنای اقتصاد اینترنت قرار گرفت. او ماموریت یافت تا پروتکلی بسازد که سریع، ارزان و قابل اعتماد باشد تا بتواند نیازهای پهنای باند بالای پرینترهای لیزری را برآورده کند.
متکالف انسانی پرجنبوجوش و با پشتکار بود که از پیچیدگیهای غیرضروری بیزار بود و همیشه به دنبال سادهترین راه برای حل پیچیدهترین مسائل میگشت. او ساعتهای طولانی را در آزمایشگاه صرف آزمایش انواع کابلها و مدارهای الکترونیکی میکرد تا بفهمد دادهها در دنیای واقعی چگونه رفتار میکنند. او میدانست که برای موفقیت، ایده او نباید فقط در محیط آزمایشگاهی کار کند، بلکه باید در دنیای واقعی و در میان نویزهای الکتریکی دفاتر کار هم سربلند بیرون بیاید. این نگاه عملگرایانه متکالف بود که باعث شد اترنت از یک پروژه داخلی در زیراکس، به یک پدیده جهانی تبدیل شود که حتی پس از ۵۰ سال همچنان بیرقیب باقی مانده است.
طرح دستمال کاغذی: جادوی سادگی در مهندسی
یکی از معروفترین افسانههای تاریخ تکنولوژی، طرحی است که رابرت متکالف در ۲۲ می ۱۹۷۳ روی یک دستمال کاغذی (یا طبق برخی روایتها، روی یک کاغذ یادداشت) کشید که ساختار اولیه اترنت را نشان میداد. این طرح شامل یک کابل مرکزی بود که همه دستگاهها به آن متصل میشدند و دادهها را در محیطی که او «اتر» (Ether) مینامید، پخش میکردند. سادگی این طرح در آن بود که هیچ کنترلکننده مرکزی وجود نداشت و هر دستگاه خودش مسئول مدیریت ارسال و دریافت دادههایش بود. این تصویر ساده، مفهوم «باس» (Bus) را معرفی کرد که در آن اطلاعات مثل مسافران یک اتوبوس، در یک مسیر حرکت میکردند و هر کس در مقصد خود پیاده میشد.
این سند تاریخی اکنون به عنوان نمادی از تولد دوران مدرن شبکه شناخته میشود و نشان میدهد که بزرگترین اختراعات لزوماً با نقشههای پیچیده مهندسی شروع نمیشوند. متکالف در آن لحظه متوجه شد که اگر بتواند راهی پیدا کند که کامپیوترها به نوبت و با نظم در این کابل مشترک صحبت کنند، مشکل شبکه حل خواهد شد. این طرح نه تنها نحوه اتصال فیزیکی را نشان میداد، بلکه منطق نرمافزاری شبکه را هم در دل خود داشت که بر پایه همکاری و توافق میان دستگاهها بنا شده بود. امروزه وقتی به آن نقشه ساده نگاه میکنیم، میبینیم که تمام اصول بنیادی اترنت مدرن، حتی در سرعتهای چند ده گیگابیتی، هنوز هم از همان منطق پیروی میکنند.
الهام از سیستم آلوهانت و شبکههای رادیویی هاوایی
ریشههای علمی اترنت را نباید فقط در آزمایشگاههای کالیفرنیا جستجو کرد، بلکه بخشی از آن در جزایر هاوایی و سیستمی به نام «آلوهانت» (ALOHANet) نهفته است. رابرت متکالف در پایاننامه دکتری خود روی این سیستم مطالعه کرده بود که توسط نورمن آبرامسون برای اتصال رادیویی جزایر مختلف هاوایی به دانشگاه مرکزی طراحی شده بود. در آلوهانت، هر ایستگاه هر زمان که دادهای داشت آن را ارسال میکرد و اگر تداخلی پیش میآمد، کمی صبر کرده و دوباره تلاش میکرد. متکالف این ایده را گرفت و آن را برای محیط سیمی و با کارایی بسیار بالاتر بهینه کرد تا برای استفاده در فواصل کوتاه شهری و دفتری مناسب باشد.
او متوجه شد که در کابل مسی، برخلاف امواج رادیویی، میتوان «گوش داد» و قبل از ارسال پیام، بررسی کرد که آیا کس دیگری در حال صحبت است یا خیر. این تغییر کوچک اما حیاتی، بهرهوری شبکه را از حدود ۱۸ درصد در آلوهانت به بیش از ۹۰ درصد در اترنت رساند و آن را به یک سیستم کاملاً کاربردی تبدیل کرد. الهام گرفتن از یک سیستم بیسیم رادیویی برای ساخت یک سیستم سیمی، یکی از آن جرقههای نبوغی بود که متکالف را از دیگر مهندسان متمایز کرد. این نشان میدهد که چطور انتقال دانش از یک حوزه به حوزه دیگر میتواند منجر به انقلابی بزرگ شود که هیچکس انتظارش را نداشت.
مفهوم اتر و فلسفه نامگذاری اترنت
نام «اترنت» از یک مفهوم قدیمی در فیزیک قرن نوزدهم به نام «اتر درخشان» (Luminiferous Ether) گرفته شده است که دانشمندان تصور میکردند مادهای نامرئی است که در تمام فضا پخش شده و امواج نور از میان آن عبور میکنند. رابرت متکالف از این واژه استفاده کرد تا توصیف کند که دادهها در شبکه او در یک محیط مشترک و نامرئی پخش میشوند که همه دستگاهها به آن دسترسی دارند. او میخواست بگوید که رسانه انتقال (کابل) مانند اتر عمل میکند و هویت مستقلی از دستگاههای متصل به خود دارد. این نامگذاری هوشمندانه به شبکه او شخصیتی علمی و در عین حال مرموز بخشید که به راحتی در ذهنها ماندگار شد.
فلسفه پشت این نام، تاکید بر ماهیت توزیعشده و غیرمتمرکز شبکه بود؛ جایی که هیچ نقطهی مرکزی برای شکست وجود نداشت و شبکه مانند یک موجود زنده در کل فضا حضور داشت. اگرچه فیزیکدانان بعدها ثابت کردند که اتر فیزیکی وجود ندارد، اما «اترِ متکالف» در دنیای دیجیتال به واقعیت تبدیل شد و به یکی از ماندگارترین نامهای تاریخ تکنولوژی بدل گشت. این انتخاب نام نشاندهنده علاقه متکالف به تاریخ علم و تلاش او برای پیوند دادن مفاهیم کلاسیک با نوآوریهای مدرن بود. امروزه وقتی کابل شبکه را به لپتاپ خود وصل میکنید، در واقع در حال متصل شدن به همان «اتر» مجازی هستید که متکالف نیم قرن پیش تصور کرده بود.
مکانیزم تشخیص برخورد یا همان پروتکل CSMA/CD
قلب تپنده اترنت اولیه، پروتکلی به نام CSMA/CD بود که مخفف عبارت «دسترسی چندگانه با قابلیت شنود سیگنال و تشخیص برخورد» است. این مکانیزم به زبان ساده شبیه به یک مهمانی مودبانه عمل میکند: هر کس قبل از صحبت کردن گوش میدهد تا ببیند آیا سکوت برقرار است یا خیر. اگر دو نفر همزمان شروع به صحبت کنند، هر دو متوجه میشوند، سکوت میکنند و پس از یک زمان تصادفی و کوتاه، دوباره شانس خود را امتحان میکنند. این سیستم ساده اجازه میداد تا صدها کامپیوتر بدون نیاز به یک مدیر مرکزی، با هم ارتباط برقرار کنند و با کمترین خطا، دادهها را جابجا نمایند.
بخش «تشخیص برخورد» (Collision Detection) همان چیزی بود که اترنت را از رقبایش متمایز میکرد؛ زیرا به محض اینکه سیگنالها با هم برخورد میکردند، دستگاهها متوجه میشدند و از هدر رفتن زمان برای ارسال یک پیام خراب جلوگیری میکردند. این هوشمندی در لبههای شبکه (یعنی در خودِ کامپیوترها) قرار داشت، نه در کابل یا تجهیزات میانی، که باعث میشد کل سیستم بسیار ارزان و مقیاسپذیر باشد. اگرچه در اترنتهای مدرن و سوییچهای امروزی دیگر برخورد سیگنال به آن شکل قدیمی وجود ندارد، اما منطق «نظم خودجوش» که توسط این پروتکل پایهگذاری شد، هنوز هم در رگهای شبکه جاری است. این نوآوری فنی ثابت کرد که قوانین ساده رفتاری میتواند منجر به سیستمهای پیچیده و بسیار کارآمد شود.
جنگ استانداردها: اترنت در برابر توکن رینگ آیبیام
در دهه ۸۰ میلادی، اترنت با یک رقیب بسیار قدرتمند به نام «توکن رینگ» (Token Ring) از شرکت آیبیام روبرو شد که از نظر تئوریک برتریهایی داشت. در سیستم توکن رینگ، یک «نشانه» یا توکن در یک حلقه میچرخید و هر کس آن را در اختیار داشت اجازه صحبت پیدا میکرد، که مانع از هرگونه برخورد سیگنال میشد. آیبیام مدعی بود که سیستم آنها برای شبکههای بزرگ و سنگین بسیار مطمئنتر است و اترنت در ترافیک بالا دچار فروپاشی میشود. اما اترنت یک برگ برنده داشت: سادگی و قیمت بسیار پایینتر؛ نصب و نگهداری اترنت به قدری آسان بود که شرکتهای کوچک هم میتوانستند از آن استفاده کنند.
در نهایت، بازار به نفع اترنت رای داد چون مهندسان ترجیح میدادند سیستمی داشته باشند که «به اندازه کافی خوب» و ارزان باشد تا سیستمی که بینقص اما گران و پیچیده است. رابرت متکالف برای پیروزی اترنت، از زیراکس استعفا داد و شرکت «3Com» را تاسیس کرد تا تجهیزات اترنت را به تولید انبوه برساند و استاندارد آن را عمومی کند. این نبرد نشان داد که در دنیای تکنولوژی، همیشه بهترین راه حل فنی برنده نمیشود، بلکه راه حلی که اکوسیستم بزرگتر و هزینه کمتری دارد، پیروز میدان است. شکست توکن رینگ درس بزرگی برای تمام غولهای تکنولوژی بود که هرگز نباید قدرت سادگی و استانداردهای باز را دستکم بگیرند.
نقش شرکتهای دیآیاکس در جهانی شدن اترنت
پیروزی اترنت مدیون اتحادی است که به نام DIX شناخته میشود؛ ائتلافی بین سه شرکت دیجیتال اکوییپمنت (DEC)، اینتل (Intel) و زیراکس (Xerox). این سه غول تکنولوژی در سال ۱۹۸۰ به توافق رسیدند تا یک استاندارد باز برای اترنت تعریف کنند که همه بتوانند از آن استفاده کنند و تجهیزاتشان با هم سازگار باشد. این حرکت هوشمندانه باعث شد تا ترس مشتریان از انحصاری بودن تکنولوژی از بین برود و موج بزرگی از تولید تجهیزات اترنت توسط شرکتهای مختلف راه بیفتد. اینتل مسئول ساخت چیپستهای ارزان، دک مسئول ساخت کامپیوترهای سازگار و زیراکس صاحب معنوی ایده بود.
این ائتلاف باعث شد اترنت به سرعت از یک پروژه تحقیقاتی به یک استاندارد صنعتی (IEEE 802.3) تبدیل شود که تا امروز هم معتبر است. باز بودن این استاندارد به این معنا بود که هر کسی میتوانست کارت شبکه بسازد و این رقابت باعث سقوط قیمتها و افزایش کیفیت شد. متکالف همواره بر اهمیت استانداردهای باز تاکید داشت و معتقد بود که راز بقای اترنت در همین انعطافپذیری و عدم وابستگی به یک شرکت خاص است. بدون اتحاد DIX، احتمالاً دنیای شبکه به مجمعالجزایری از سیستمهای ناسازگار تبدیل میشد که اتصال آنها به یکدیگر کابوسی بیپایان بود. این موفقیت، الگویی برای بسیاری از استانداردهای بعدی در دنیای تکنولوژی، از یواسبی گرفته تا وایفای شد.
تکامل کابلها؛ از کابلهای ضخیم زرد تا فیبر نوری
اترنت اولیه روی کابلهای کواکسیال بسیار ضخیم و صلب اجرا میشد که به دلیل رنگشان به «اترنت زرد» معروف بودند و کار با آنها بسیار دشوار بود. برای متصل کردن یک کامپیوتر به این کابل، باید با دریل بدنهی کابل را سوراخ میکردند تا یک اتصال فیزیکی به نام «خار آشام» (Vampire Tap) برقرار شود. با پیشرفت تکنولوژی، اترنت به سمت کابلهای زوج به هم تابیده (Twisted Pair) و سوکتهای آشنای RJ45 کوچ کرد که امروزه در همه خانهها دیده میشود. این تغییر باعث شد تا سرعت شبکه از ۱۰ مگابیت بر ثانیه به ۱۰۰ مگابیت و سپس به ۱۰۰۰ مگابیت (گیگابیت) برسد بدون اینکه نیاز باشد منطق کلی شبکه تغییر کند.
امروزه اترنت روی فیبرهای نوری با سرعتهای نجومی ۱۰۰ و ۴۰۰ گیگابیت بر ثانیه در مراکز داده اجرا میشود که نشاندهنده انعطافپذیری خیرهکننده این تکنولوژی است. نکته جالب اینجاست که با وجود تغییر کامل لایه فیزیکی (از مس به نور)، لایههای نرمافزاری اترنت هنوز هم شباهت زیادی به همان طرح اولیه متکالف دارند. این قابلیت ارتقا بدون تخریب زیربنای قبلی، یکی از دلایل اصلی ماندگاری اترنت در طول ۵ دهه گذشته بوده است. اترنت به ما آموخت که اگر زیربنای یک سیستم را درست طراحی کنیم، میتواند خود را با تغییرات شگرف تکنولوژی در آینده وفق دهد و همچنان کارآمد باقی بماند.
اترنت چطور در برابر وایفای دوام آورد؟
با ظهور وایفای (Wi-Fi) در اواخر دهه ۹۰، بسیاری پیشبینی میکردند که عمر اترنت و کابلکشیهای دردسرساز به پایان رسیده است. اما واقعیت این بود که اترنت ویژگیهایی داشت که بیسیم هرگز نمیتوانست به آنها برسد: پایداری مطلق، امنیت فیزیکی و پهنای باند تضمینشده. در حالی که وایفای با موانع فیزیکی و تداخل امواج رادیویی دستوپنجه نرم میکند، اترنت یک مسیر اختصاصی و ایزوله برای دادهها فراهم میکند که در کاربردهای حساس مثل گیمینگ حرفهای، استریم ۴کی و سرورهای مالی غیرقابل جایگزین است. اترنت نه تنها توسط وایفای نابود نشد، بلکه به عنوان ستون فقراتِ خودِ ایستگاههای وایفای به خدمت گرفته شد.
امروزه در هر خانهای که وایفای وجود دارد، یک کابل اترنت است که اینترنت را از مودم به روتر یا اکسس پوینت میرساند؛ پس در واقع وایفای بدون اترنت وجود خارجی نخواهد داشت. همچنین تکنولوژیهایی مثل PoE (برق روی اترنت) اجازه میدهند که تنها با یک کابل، هم داده و هم برق به دوربینهای امنیتی یا تلفنهای تحت شبکه برسد، که این یک مزیت بزرگ نسبت به سیستمهای بیسیم است. همزیستی مسالمتآمیز این دو تکنولوژی نشان داد که در دنیای مدرن، ما هم به آزادیِ بیسیم نیاز داریم و هم به قدرت و ثباتِ سیم. اترنت همچنان پادشاه بلامنازع انتقال داده در فواصل کوتاه و محیطهای پرفشار باقی مانده است.
تاثیر قانون متکالف بر ارزش شبکههای کامپیوتری
رابرت متکالف علاوه بر اختراع اترنت، مفهومی را به ادبیات اقتصادی اضافه کرد که به «قانون متکالف» شهرت یافت: «ارزش یک شبکه متناسب با مربع تعداد کاربران آن است.» به این معنا که اگر شما تنها دارنده تلفن در جهان باشید، تلفن شما هیچ ارزشی ندارد؛ اما با اضافه شدن هر کاربر جدید، تعداد ارتباطات ممکن به صورت نمایی رشد میکند و ارزش کل شبکه برای همه بالا میرود. این قانون زیربنای تحلیلهای اقتصادی در مورد شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و حتی ارزهای دیجیتال در عصر حاضر است. اترنت اولین تکنولوژی بود که اجازه داد این رشد نمایی در ابعاد محلی و سپس جهانی به واقعیت بپیوندد.
متکالف با این قانون نشان داد که چرا فراگیر شدن یک استاندارد، بسیار مهمتر از برتریهای فنی جزئی است؛ زیرا شبکهای که همه از آن استفاده میکنند، به طور ذاتی ارزشمندتر از شبکهای است که فقط چند نفر خاص در آن حضور دارند. این تفکر باعث شد که او و همکارانش به جای انحصاری کردن اترنت، تمام تلاش خود را برای عمومی کردن آن به کار ببندند. امروزه وقتی به ارزش شرکتهایی مثل فیسبوک یا گوگل نگاه میکنیم، در واقع در حال مشاهده تجسم فیزیکی قانون متکالف هستیم که سالها پیش از ظهور وب، توسط مخترع اترنت پیشبینی شده بود. او به ما یاد داد که قدرت واقعی در اتصال است، نه در خودِ دستگاهها.
اترنت مدرن و آینده اتصالهای فوق سریع گیگابیتی
اترنت امروزه در حال تجربه رنسانسی دوباره است و با معرفی استانداردهایی مثل اترنت ۱۰ گیگابیتی برای مصارف خانگی و اترنت ۸۰۰ گیگابیتی برای ابرکامپیوترها، مرزهای سرعت را جابجا میکند. با گسترش اینترنت اشیا (IoT) و نیاز به اتصال میلیاردها سنسور و دستگاه در کارخانهها و شهرهای هوشمند، اترنت به دلیل پایداری و امنیتش دوباره به گزینه اول تبدیل شده است. حتی خودروهای مدرن و خودران هم امروزه از یک شبکه داخلی اترنت برای انتقال حجم عظیم دادههای دوربینها و رادارها استفاده میکنند، چرا که پروتکلهای قدیمی خودرو دیگر پاسخگوی این حجم از داده نیستند. اترنت از یک کابل ساده دفتری، به سیستم عصبی تمام ماشینآلات پیشرفته تبدیل شده است.
آینده اترنت در کاهش تاخیر (Latency) و افزایش هوشمندی در مدیریت ترافیک نهفته است تا بتواند نیازهای واقعیت مجازی و جراحیهای از راه دور را برآورده کند. جالب است که بعد از ۵۰ سال، هنوز هیچ تکنولوژی دیگری نتوانسته است جایگزین اترنت شود و این نشاندهنده نبوغ طرح اولیهای است که روی آن دستمال کاغذی کشیده شد. رابرت متکالف هنوز هم در کنفرانسهای مختلف با افتخار از اختراعش صحبت میکند و یادآوری میکند که سادگی، رمز ماندگاری در دنیای پرشتاب تکنولوژی است. اترنت نه تنها یک کابل، بلکه یک فلسفه از اتصال است که به نظر میرسد تا دههها بعد هم به عنوان ستون فقرات تمدن دیجیتال ما باقی بماند.
جمعبندی نهایی
داستان اترنت گواهی بر این حقیقت است که نوآوریهای بزرگ اغلب از ترکیب سادگی، الهامگیری از طبیعت و شجاعت در برابر سنتهای قدیمی متولد میشوند. رابرت متکالف با تبدیل یک ایده رادیویی به یک بستر سیمی و اصرار بر استانداردهای باز، راه را برای انفجار اطلاعاتی که امروز شاهدش هستیم هموار کرد. اترنت به ما آموخت که در دنیای پیچیده تکنولوژی، برنده نهایی کسی است که بتواند پیچیدگی را مهار کرده و ابزاری ارزان، کارآمد و قابل فهم برای همگان بسازد. میراث متکالف هنوز هم در هر میلیثانیه که دادهای در جهان جابجا میشود، زنده است و به ما یادآوری میکند که قدرت واقعی در پیوند دادن اجزا به یکدیگر نهفته است.









امکان دانلود نیست . بررسی کنید
سلام حسین جان!
خیلی خوشحال شدم بعد از چند روز قسمت جدید صفر و یک رو دیدم!
راستی هنوزم منتظر خبرت هستم!
مرسی!
خیلی خیلی ممنون از بابت زحمتی که میکشید،
یادمه روزهای اول قرار بود صفر و یک اکثر روزها حتی جمه ها برنامه داشته باشه، که همون موقع کامنتی دادم مبنی بر اینکه کمیت کاهش و کیفیت افزایش یابد، که بعدها تعداد کمتر شد و اینک خیلی دیر به دیر صفر و یک جدید میاد،
به نظرم نظم و ترتیب نیز یک عامل موثر است، مثلا اعلام بشه که یکشنبه هر هفته ساعت 10 صفر و یک جدید آماده میشه،
به هر حال، بسیار ممنون.
خیلی دیر دیر میزنید این صفرو یکو یه حداقل هفته ای 2 برنامه بزنید
حسین جان چه خوشتیپ شدی پیرهنه خیلی بهت میاد سعی کن جلو موهاتو اتوویه بیشتری بزنی که یه مقدار فشن بشه از سشوار استفاده نکن