وبلاگنویسی فناوری چگونه متولد شد؟ داستان وبلاگهای اولیه که انحصار غولهای مطبوعاتی کاغذی را در دنیای تکنولوژی شکستند
تکنولوژی همواره در انحصار کسانی بود که جوهر و کاغذ را در کنترل خود داشتند و روایتها را با سلیقه خود مینوشتند. در دهههای گذشته اگر میخواستید از آخرین تغییرات دنیای مدارهای مجتمع یا سیستمعاملها باخبر شوید، باید منتظر مجلات سنگین ماهانه میماندید که با تاخیر فراوان منتشر میشدند. در این مقاله میخواهیم ببینیم وبلاگنویسی فناوری چگونه متولد شد و چطور چند جوان مشتاق با کیبوردهای خود توانستند امپراتوریهای بزرگ چاپی را به زانو درآورند. آیا واقعا این تحول یک شبه رخ داد یا ریشههای آن به سالها قبل و در دل فرومهای متنی بازمیگشت؟ چرا رسانههای سنتی متوجه این تهدید بزرگ نشدند و چگونه استقلال قلم وبلاگنویسان اولیه همه چیز را تغییر داد؟
بررسی این بخش از تاریخ رسانه به ما کمک میکند تا بفهمیم ابزارهای امروزی انتشار محتوا چطور هویت فعلی خود را به دست آوردهاند. شکستن انحصار اطلاعاتی که سالها در دست غولهای انتشاراتی بود، مسیر را برای آزادی بیان فنی و نقدهای بیپرده از محصولات بزرگترین شرکتها هموار کرد. با ما همراه باشید تا داستان این انقلاب دیجیتال را از اولین خطوط کد تا تبدیل شدن به رسانههای چند میلیون دلاری بررسی کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. دوران طلایی مطبوعات کاغذی و انحصار اطلاعات
- ۲. تولد نخستین سیگنالها در تارنمای جهانی
- ۳. شورش علیه بوروکراسی سردبیران سنتی
- ۴. ظهور پلتفرمهای ساده و دموکراتیک شدن رسانه
- ۵. داستان معجزه گیزمودو و شکستن تابوهای خبری
- ۶. نبرد برای سرعت و افشاگریهای جنجالی
- ۷. تغییر مدل کسب و کار از اشتراک به تبلیغات کلیکی
- ۸. تاثیر وبلاگها بر چرخه توسعه و اصلاح نرمافزار
- ۹. جامعهشناسی خوانندگان جدید و سقوط امپراتوریهای چاپی
- ۱۰. بررسی فنی آرشیوهای متنی اولیه و معماری وب
- ۱۱. از خردهفرهنگ هکرها تا جریان اصلی رسانهها
- ۱۲. میراث وبلاگهای اولیه در عصر شبکههای اجتماعی امروز
دوران طلایی مطبوعات کاغذی و انحصار اطلاعات
در اواخر قرن بیستم، مجلاتی مانند پیسی مگزین (PC Magazine) و وایرد (Wired) پادشاهان بیرقیب دنیای فناوری بودند و هر شرکتی برای دیده شدن باید از فیلتر سختگیرانه آنها عبور میکرد. این مجلات با صفحات گلاسه ضخیم و تبلیغات گرانقیمت سختافزاری، جریان اصلی اطلاعات را هدایت میکردند و هرگونه نقد و بررسی محصول ماهها طول میکشید تا به دست مخاطب برسد. نویسندگان این رسانهها در اتاقهای خبر شیک مینشستند و ارتباط چندانی با جامعه کاربری واقعی و برنامهنویسان کف میدان نداشتند که این فاصله رفتهرفته زمینهساز یک انفجار اطلاعاتی جدید شد.
هزینه بالای چاپ و توزیع فیزیکی باعث شده بود که تنها شرکتهای بزرگ توانایی مالی برای انتشار مجله را داشته باشند و این یعنی صدای مستقل جایی در این چرخه نداشت. روزنامهنگاران سنتی حوزه فناوری بیشتر به گزارشهای مالی و بیانیههای مطبوعاتی رسمی بسنده میکردند و کمتر به سراغ کالبدشکافی واقعی مشکلات فنی یا باگهای امنیتی میرفتند. این انحصار اطلاعاتی شدید، فضایی از خفقان فنی ایجاد کرده بود که در آن کاربران معمولی صرفاً مصرفکننده روایتهای رسمی و تاییدشده توسط بخش روابط عمومی شرکتهای بزرگ سختافزاری بودند.
تولد نخستین سیگنالها در تارنمای جهانی
با معرفی وبلاگهای اولیه که در ابتدا تنها یادداشتهای روزانه وب (Weblogs) نامیده میشدند، پنجره جدیدی رو به دنیای فناوری گشوده شد. افرادی مانند جاستین هال (Justin Hall) با انتشار لینکهای روزانه و یادداشتهای کوتاه درباره فناوریهای جدید، مفهوم سنتی رسانه را به چالش کشیدند. این سایتهای ساده که با کدهای دستی اچتیامال (HTML) نوشته میشدند، فاقد هرگونه طراحی گرافیکی پیچیده بودند اما سرعتی باورنکردنی در انتقال اطلاعات و بازخوردها داشتند که پیش از آن هرگز دیده نشده بود.
جامعه هکرها و متخصصان شبکه که از کندی مجلات چاپی به ستوه آمده بودند، به سرعت این پلتفرمهای شخصی را به عنوان تریبون اصلی خود انتخاب کردند. آنها به جای نوشتن مقالات طولانی و خستهکننده، کدهای منبع، تجربیات کار با سختافزارهای جدید و راهحلهای سریع مشکلات سیستمعاملها را به اشتراک میگذاشتند. این تبادل اطلاعات بدون واسطه، شبکهای پویا از دانش فنی ایجاد کرد که در آن صحت اطلاعات توسط خود کاربران و در لحظه سنجیده و تایید میشد و نیازی به تایید سردبیران سنتی نداشت.
شورش علیه بوروکراسی سردبیران سنتی
یکی از بزرگترین نقاط ضعف رسانههای کاغذی، بوروکراسی طولانی و فرآیند تایید مطالب بود که گاهی هفتهها به طول میانجامید و جذابیت خبر را از بین میبرد. وبلاگنویسان اولیه متوجه این شکاف شدند و با انتشار سریع اخبار بدون نیاز به تایپوگرافی، نمونهخوانی و تایپوگرافیهای پیچیده چاپخانهای، سرعت کار را به چند دقیقه کاهش دادند. این شورش غیررسمی علیه دروازهبانان خبر، ابهت پوشالی رسانههای سنتی را که ادعای مرجعیت انحصاری داشتند فرو ریخت و مخاطبان تشنه سرعت را به سمت وبلاگها کشاند.
نویسندگان مستقل به هیچ عنوان خود را محدود به استانداردهای نگارشی خشک و محافظهکارانه مجلات سنتی نمیکردند و با لحنی صریح، شوخطبع و گاه گزنده به نقد محصولات میپرداختند. این لحن صمیمانه و بیپروا که شباهت زیادی به گفتوگوهای واقعی مهندسان داشت، به سرعت رابطه عاطفی عمیقی میان نویسنده وبلاگ و خواننده ایجاد کرد. سردبیران مجلات چاپی در ابتدا این پدیده را یک سرگرمی کودکانه و گذرا میدانستند، اما خیلی زود متوجه شدند که مرجعیت فکری بازار را از دست دادهاند.
ظهور پلتفرمهای ساده و دموکراتیک شدن رسانه
توسعه ابزارهایی مانند بلاگر (Blogger) و بعدها وردپرس (WordPress) نقطه عطفی در تاریخ وبلاگنویسی فناوری بود زیرا نیاز به دانش کدنویسی برای انتشار مطلب را کاملاً از بین برد. اکنون هر مهندس سختافزار یا توسعهدهنده نرمافزار در هر گوشهای از دنیا میتوانست با چند کلیک ساده، رسانه اختصاصی خود را تاسیس کند و تجربیاتش را بنویسد. این دموکراتیک شدن ابزار تولید محتوا، تنوع دیدگاهها را به شدت افزایش داد و موضوعات بسیار تخصصی که مجلات عمومی هرگز به آنها نمیپرداختند، صاحب رسانه شدند.
با کاهش هزینه راهاندازی رسانه به صفر، جریان عظیمی از اطلاعات فنی خرد اما ارزشمند به وب سرازیر شد که تا پیش از آن در ذهن متخصصان قفل شده بود. وبلاگها به بستری برای مستندسازی تجربیات شکست و موفقیت در پروژههای برنامهنویسی تبدیل شدند و فرهنگ اشتراکگذاری دانش را پایهگذاری کردند. این تحول ساختاری، تعریف سنتی روزنامهنگار حوزه فناوری را تغییر داد و متخصصان فنی را به نویسندگان اصلی این حوزه تبدیل کرد.
داستان معجزه گیزمودو و شکستن تابوهای خبری
تاسیس وبلاگهایی مانند گیزمودو (Gizmodo) و انگجت (Engadget) در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان مجلات چاپی فناوری بود. این وبلاگها با انتشار لحظهای شایعات، تصاویر لو رفته از کارخانهها و پوشش زنده کنفرانسهای خبری، شیوه مصرف خبر را برای همیشه تغییر دادند. حادثه معروف لو رفتن نمونه اولیه آیفون ۴ در یک کافه و خرید آن توسط گیزمودو، نشان داد که قدرت افشاگری این رسانههای نوپا تا چه حد فراتر از تصورات سنتی است.
این رسانههای جدید با تمرکز بر گجتها و ابزارهای دیجیتال روزمره، فناوری را از یک موضوع خشک مهندسی به یک سبک زندگی جذاب برای عموم مردم تبدیل کردند. آنها به جای تحلیلهای پیچیده ریاضی و فیزیک قطعات، به تجربه کاربری، زیباییشناسی طراحی و کاربرد واقعی دستگاهها در زندگی روزمره پرداختند. این رویکرد جدید مخاطبان گستردهتری را جذب کرد و تبلیغدهندگان بزرگ را متقاعد کرد که بودجههای خود را از کاغذ به سمت پیکسلهای داینامیک وب هدایت کنند.
نبرد برای سرعت و افشاگریهای جنجالی
در دنیای جدید وبلاگنویسی، برنده کسی بود که اولین دکمه انتشار را فشار میداد و این رقابت شدید، ریتم پوشش اخبار فناوری را به شدت تند کرد. وبلاگنویسان با حضور در رویدادها با لپتاپهای خود، وبلاگنویسی زنده (Liveblogging) را ابداع کردند تا کاربران در خانههایشان لحظه به لحظه معرفی محصولات جدید را دنبال کنند. این سرعت سرسامآور مجلات ماهانه را عملاً به آرشیوهای تاریخی تبدیل کرد که خبرهایشان از هفتهها قبل منقضی شده بود.
افشاگریهای جنجالی درباره نقصهای فنی محصولات پرچمدار، قدرت جدید این رسانهها را به رخ شرکتهای چندملیتی کشید که دیگر نمیتوانستند با لابیگری مانع انتشار اخبار بد شوند. وقتی یک وبلاگنویس مستقل متوجه باگ جدی در یک پردازنده یا ضعف آنتندهی یک گوشی هوشمند میشد، خبر در چند ساعت کل اینترنت را فرامیگرفت. این شفافیت اجباری، شرکتها را مجبور کرد تا در فرآیند تضمین کیفیت خود تجدیدنظر کنند و پاسخگویی بیشتری در برابر مشتریان داشته باشند.
تغییر مدل کسب و کار از اشتراک به تبلیغات کلیکی
تغییر بستر رسانه نیازمند تغییرات اساسی در مدلهای درآمدی بود زیرا کاربران اینترنت عادت به پرداخت هزینه برای خواندن اخبار نداشتند. وبلاگهای فناوری به جای فروش اشتراک ماهیانه، به تبلیغات بنری، لینکهای همکاری در فروش (Affiliate Marketing) و حمایتهای مالی شرکتی روی آوردند. این مدل جدید اگرچه دسترسی به اطلاعات را رایگان کرد، اما رقابتی شدید برای جذب کلیک و ترافیک بیشتر به راه انداخت که اصطلاحاً کلیکبیت نامیده میشود.
با این حال، این مدل مالی به وبلاگهای مستقل اجازه داد تا بدون نیاز به سرمایههای کلان، هزینههای سرور و دستمزد نویسندگان خود را تامین کنند. رقابت بر سر جذب مخاطب باعث شد تا وبلاگنویسان به دنبال تحلیلهای عمیقتر، اینفوگرافیکهای جذابتر و محتوای ویدئویی مکمل بروند تا ارزش بیشتری برای کاربر ایجاد کنند. این تکامل ابزاری، کیفیت کلی محتوای وب را ارتقا داد و آن را به رقیبی جدی برای بخشهای خبری تلویزیونی تبدیل کرد.
تاثیر وبلاگها بر چرخه توسعه و اصلاح نرمافزار
وبلاگنویسی فناوری ارتباط نزدیکی با جنبش نرمافزارهای آزاد و متنباز داشت و به تریبونی برای توسعهدهندگان سیستمعامل لینوکس و ابزارهای مرتبط تبدیل شد. برنامهنویسان با نوشتن درباره باگها و ارائه راهحلهای موقت در وبلاگهایشان، روند توسعه نرمافزار را سرعت بخشیدند و چرخههای بازخورد طولانی قدیمی را کوتاه کردند. این تعامل مستقیم میان نویسنده فنی و توسعهدهنده نرمافزار، کیفیت ابزارهای دیجیتال را به طور چشمگیری بهبود داد.
شرکتهای بزرگ نرمافزاری متوجه شدند که برای بهبود محصولات خود باید وبلاگهای تخصصی را رصد کنند و مستقیماً با نویسندگان آنها وارد گفتوگو شوند. بسیاری از پچهای امنیتی حیاتی و آپدیتهای سیستمی بر اساس گزارشهایی منتشر شدند که برای اولین بار در یک وبلاگ شخصی کوچک مطرح شده بودند. این رابطه متقابل، جایگاه وبلاگنویس را از یک گزارشگر ساده به یک مشاور فنی تاثیرگذار در فرآیند طراحی محصول ارتقا داد.
جامعهشناسی خوانندگان جدید و سقوط امپراتوریهای چاپی
مخاطبان جدید وبلاگهای فناوری دیگر مایل نبودند به عنوان ناظران غیرفعال به حرفهای کارشناسان اتو کشیده گوش دهند؛ آنها میخواستند بخشی از جریان گفتوگو باشند. بخش نظرات وبلاگها به تالارهای گفتگوی پرجنبوجوشی تبدیل شد که در آن مهندسان، دانشجویان و علاقهمندان به بحث و تبادل نظر میپرداختند. این تعامل دوطرفه، حس تعلق به یک جامعه بزرگتر را در میان کاربران ایجاد کرد که رسانههای یکسویه کاغذی هرگز قادر به خلق آن نبودند.
با انتقال سریع مخاطبان و بودجههای تبلیغاتی به فضای وب، مجلات چاپی یکی پس از دیگری با کاهش شدید تیراژ مواجه شدند و بسیاری از آنها تعطیل یا به نسخههای دیجیتال محدود شدند. غولهای مطبوعاتی که روزگاری مغرورانه به وبلاگها مینگریستند، مجبور شدند نویسندگان محبوب وبلاگها را با دستمزدهای بالا استخدام کنند تا رسانههای سنتی خود را نجات دهند. این جابجایی قدرت نشان داد که در عصر دیجیتال، انعطافپذیری و ارتباط مستقیم با مخاطب بسیار ارزشمندتر از نامهای تجاری قدیمی است.
بررسی فنی آرشیوهای متنی اولیه و معماری وب
وبلاگهای اولیه فناوری از نظر ساختار کدهای فرانتاند بسیار ساده بودند و بر پایه استانداردهای اولیه وب مانند پروتکل انتقال متن (HTTP) و ساختارهای متنی ساده کار میکردند. نبود ابزارهای پیچیده مدیریت محتوا باعث میشد که نویسندگان برای تغییر چیدمان سایت خود، مستقیماً با کدهای سیاساس (CSS) و فایلهای پیکربندی سرور دستوپنجه نرم کنند. این چالشهای فنی خود به موضوعاتی جذاب برای نوشتن پستهای جدید تبدیل میشدند و فرهنگ آموزش اشتراکی را تقویت میکردند.
سیستمهای فید خروجی مانند آراساس (RSS) به کاربران اجازه دادند بدون نیاز به بازدید روزانه از تکتک وبلاگها، جدیدترین مطالب را در نرمافزارهای فیدخوان خود دریافت کنند. این پروتکل ساده انقلابی در توزیع محتوا ایجاد کرد و به کاربران قدرت داد تا جریان اطلاعات ورودی خود را کاملاً شخصیسازی کنند. معماری غیرمتمرکز فیدهای وبلاگی، الگویی از آزادی دسترسی به اطلاعات ارائه داد که امروزه در پلتفرمهای متمرکز شبکههای اجتماعی کمتر دیده میشود.
از خردهفرهنگ هکرها تا جریان اصلی رسانهها
آنچه به عنوان یک سرگرمی و خردهفرهنگ در میان هکرهای عاشق سختافزار شروع شده بود، به تدریج به یک صنعت رسانهای چند میلیارد دلاری تبدیل شد. وبلاگنویسانی که کار خود را از اتاقهای خواب شخصی شروع کرده بودند، اکنون دفاتری در نیویورک و سانفرانسیسکو داشتند و به عنوان کارشناسان مرجع در تلویزیونها ظاهر میشدند. این رسمیت یافتن، اگرچه استقلال اولیه برخی از آنها را تحت تاثیر قرار داد، اما استانداردهای جدیدی از گزارشگری فنی را وارد رسانههای عمومی کرد.
ورود سرمایهگذاران خطرپذیر به حوزه رسانههای دیجیتال، به وبلاگها اجازه داد تا تیمهای تحقیقاتی بزرگی تشکیل دهند و گزارشهای عمیقتری از پشت پرده سیلیکون ولی تهیه کنند. این بلوغ حرفهای نشان داد که وبلاگنویسی صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه یک سبک جدید از روزنامهنگاری تحقیقی است که میتواند ساختارهای قدرت را به چالش بکشد. این وبلاگها با افشای شرایط کاری سخت در کارخانههای تامینکننده سختافزار، جنبههای انسانی و اخلاقی فناوری را به افکار عمومی یادآوری کردند.
میراث وبلاگهای اولیه در عصر شبکههای اجتماعی امروز
امروز اگرچه بسیاری از وبلاگهای مستقل قدیمی جای خود را به پلتفرمهای متمرکز و کانالهای ویدیویی دادهاند، اما روح وبلاگنویسی همچنان در کالبد اینترنت زنده است. لحن صریح، نقد بیواسطه و ارتباط نزدیک با مخاطب که از ویژگیهای بارز وبلاگهای اولیه بود، اکنون به استانداردهای اصلی تولید محتوا در یوتیوب و پادکستهای فناوری تبدیل شده است. ما آموختهایم که برای فهمیدن حقیقت یک محصول فنی، باید به جای بیانیههای روابط عمومی، به سراغ تحلیلهای مستقل فنی برویم.
میراث واقعی آن دوران، شکستن همیشگی انحصار رسانهای غولهای مطبوعاتی و دموکراتیزه کردن نقد فناوری بود که به تکتک کاربران اجازه داد صدای خود را به گوش جهان برسانند. این آزادی بیان دیجیتال، فضایی پدید آورد که در آن خلاقیت و دانش فنی واقعی، فارغ از میزان سرمایه یا ارتباطات تجاری، میتواند مخاطب خود را پیدا کند. نبرد وبلاگنویسان اولیه با کاغذ، اینترنت را به فضایی پویاتر، شفافتر و مهندسیتر تبدیل کرد که مسیر توسعههای بعدی وب را هموار ساخت.
جمعبندی نهایی
تولد وبلاگنویسی فناوری فراتر از یک تغییر در ابزار انتشار، انقلابی در ساختار توزیع قدرت و اطلاعات بود. این جنبش با تکیه بر سرعت، شفافیت و دانش فنی عمیق نویسندگانش توانست انحصار رسانههای کاغذی محافظهکار را بشکند و رابطهای بیواسطه میان سازندگان و مصرفکنندگان تکنولوژی ایجاد کند. هرچند امروز فرمتها تغییر کردهاند، اما مطالبه شفافیت و نقد صریح که میراث وبلاگنویسان اولیه است، همچنان به عنوان رکن اصلی رسانههای نوین فناوری باقی مانده است.








با سلام و احترام
دکتر مجیدی خدا قوت ..
ممنون بخاطر پست های همیشه خاص تون..
متشکرم دکتر جان
عالی بود
حیفم اومد تشکر نکنم. درود بر شما استاد گرامی
سلام
این کار شما که پستی قبل از شروع نمایشگاه گذاشتید و از سختی های کار گفتید بسیار ما رو بی طاقت میکنه و البته مطمئن باشید نگرانی های شما رو هم درک خواهیم کرد.
گذاشتن عکسهای نمایشگاه در حین آماده شدن برای برگزاری در لابلای نوشته هاتون هم ایده ی خیلی خوبی بود.
سپاس بابت زحمات شما
سلام دکتر جان
حق با شماست. گرفتاری ها و مسئولیت های سنگین کار در بیمارستان از یک طرف. مدیریت سایت بزرگی مثل یک پزشک هم از یک طرف. ولی با شناختی که من از شما دارم مطمئنم که از پس همه کارها به خوبی بر خواهید آمد. ان شائ الله.
راستی به حسین آقا هم تبریک می گم. سفر به لاس وگاس سعادتیه که نصیب هر کسی نمیشه. امیدوارم که هم در این نمایشگاه و هم در همه مراحل زندگیشون موفق باشن.
دمتون گرم.
بی صبرانه منتظر گزارشاتون هستیم.
دلهره و نگرانی انجام کاری جدید و متفاوت و در عین حال عیان و شفاف و با نیتی صادقانه و پاک، احساسی است بسیار آشنا و قابل درک! نه محدود به زمان و مکان ما، بلکه به وسعت تاریخ …
حق نگهدارتان
جا داره یه تشکر ویژه از شما و زحمتهایی که میکشین بکنم، یک دنیا سپاس.
الان این گزارش بود یا درد و دل ؟؟!!!!!!
…
زنده باد دکتر.
شما واقعاً یک انسان مسئول هستید و من به اینکه خواننده نوشته های شما هستم افتخار میکنم. بله. افتخار کردن دارد هوادار انسان مسئول و متعهد.
ارادتمند
کار بسیار خوبی است. صدا و سیما که از این کارها نمیکنه، بازهم آفرین به همت شما….
Perfect literature, Great man!
عالی بود!
یک دنیا برای لطف شما و همکارانتان سپاسگذاریم .
متفاوت ترین گزارش ها رو خواهیم دید . من شک ندارم
واقعا تبریک میگم به همشهریان خوبم، این موفقیت و پشتکار جای تحسین دارد.
فکر نکنم کسی اهداف و زحمتهای شما رو نادیده بگیره ،ممنون و خسته نباشید…
سلااام
متشکرم… کاش من هم ذهن باز و روانی با دایره لغات و فکر وسیع مثل شما داشتم. موفق باشید
واقعا خبرنگار از ایران مستقیم اعزام شده؟ من اول فکر کردم از بچه های ساکن امریکا یا لاس وگاس قبول کرده بعنوان خبرنگار شرکت کنه.
خیلی قدم بزرگیه برای یک پزشک. تبریک ویژه می گم و خسته نباشید.
دکتر ممنون به خاطر اینکه ساده از کنار خیلی چیزهایی که خیلی ها نمی بینن رد نمیشین،این تفکر و انسانیتتون برای من واقعا قابل ستایشه. امیدوارم شما وحسین عزیز و تیم فعالتون موفق باشید.
واقعا ذوق زده شدم که دیدم یک پزشک هم خبرنگار اختصاصی خودشو تو این رویداد مهم فناوری داره، بدونین که برا کارتون واقعا ارزش قائلیم و قدردان زحمات بی چشمداشتتون هستیم. زحماتی برای آگاهی بخشیدن و فرهنگ سازی.
شاید کمی خوشبینانه باشه اما امیدوارم که بشه رابطه هایی هم با وبلاگ های مطرح جهانی تو اونجا برقرار کرد تا برند یک پزشک به عنوان یه نمونه وبلاگ شرقی و با نگاهی برآمده از فرهنگ خاص شرقی، مطرح بشه. مطمئنم که اون روز دور نیست
یکی دیگه از شاه پست های یک پزشک.آقای دکتر به راستی لقب بهترین وبلاگ نویس ایران برازنده شما است.
وجود افرادی مثل شما آن هم در همین سوی مرز انصافا مایه امید است.
با تشکر از شما در انجام این امر مهم فناوری ،…
بسیار زیبا و تاثیرگزار نوشتین و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.منهم چند روز پیش یک تبلت خریدم و مجبورم برای باز کردن ساده صفحه فیس بوک و یا یوتیوب و یا آپدیت کردن نرم افزارهام کلی کارهای عجیب و غریب انجام بدم و با استفاده از وی …ان، همین سرعت کند اینترنت پرسرعت! وطنی رو به سرعتی در حد دایال آپ دهه هفتاد تبدیل کنم.
تمام مطالبتون رو با اشتیاق میخونم.وقتی فهمیدم شمالی هستین خیلی برام جالب بود.شاید هم همشهری باشیم.بهرحال امیدوارم همیشه موفق باشین و امیدوارم این وضع هم عوض بشه…
تلاش بسیار ارزشمندی است آقای مجیدی.
موفق باشید
سلام
من همیشه سایتتان را دنبال میکنم ولی کم عادت دارم که نظر بدهم اما این پست حیفش بود که در موردش اظهارنظر نکنم چون واقعا قشنگ گفتید در مورد همه چیز:
فرهنگ و ارتقای آن
دانش و اعتلای آن در جامعه مون و…
بیشتر مواقع که لپ تاپ یا گوشی یا تلویزیون یا … دور و برم میبینم با خودم میگم کی میشه روزی با افتخار بگیم این وسیله که داریم ساخت ایرانه!
…
این پست بیش از اینها نیاز به همدردی داره ولی بیش از این وقتتون را نمیگیرم
با آرزوی موفقیت و سلامتی
خدانگهدار
تو دنیا ی امروز نیاز نیست همه افراد و ملت ها دست به تولید محصولات گوناگون بزنن کافیه ما هم جای مشخص خودمون رو در بازار بزرگ فناوری داشته باشیم ، جایگاهی که توش مزیت و قدرت رقابت داریم .
مثلا در زمینه نرم افزار و …
نه صرفا یه مصرفکننده که منابعش از صادرات نفت تامین میشه .
خیلی قلم شیوایی دارید آقای مجیدی (یا بهتره بگم مهندس D: )
آدم رو خسته نمی کنه !
امیدوارم تغییر نکنه .
لذت بردم از بیان و نوشتار این مطلب
اتفاقا من همیشه این تفاوت وب شما رو با دیگر اساتید درک کردم..اصلا به خاطر همین هست که هر روز اینجام
جالب هست که من همیشه فکر می کردم شما ایران تشریف ندارید و خارج ایران ساکن هستید
سایه گرامی همیشه مستدام باشه :)
سلام اقای مجیدی
من از پنچ شبش سآل پیش وبلاگ خوانی رو با شما شروع کردم روزگاری بود که تا پنجاه تا وبلاگ هم میخواندم اما الان فقط به شوق وبلاگ شما کانکت میشم. واقعا از شما تشکر میکنم قدر دان زحمت هاتون هستیم
با سلام . این پست رو چند بار مرور کردم . کار دیگه از ذستم بر نمیاد به جز تشکر.!
اول اینکه دست همه وبلاگ نویس هایی که این رویداد مهم رو پوشش میدن درد نکنه
دوم خیلی حال میکنم وبلاگ نویسی تو ایران داره اینقدر مهم و جدی میشه و اینقدر پیشرفت میکنه
الان شما دومین سایتی هستید که شنیدم مستقیما از نمایشگاه گذارش میدید
سایت همسایه زومیت هم رفته اونجا
امیدوارم یک رقابت بین این دو سایت به وجود بیاد تا باعث پیشرفت بیشتر بشه
بازم ممنون
بسیار عالی …
منتظر گزارشهاتون هستیم.
هم از شما بزرگواران ممنونم، هم از شرکت “های وب” که درایت خرج داده و اسپانسر این امر شده …
اولین دیدگاهی هست که بعد از مدت ها دنبال کردن این وبگاه بیان می کنم. کاراتون همیشه عالی بوده و هست. دغدغه هاتون برای بهبود و شاید اندک تاثیرش بر این جامعه، با مردمی خسته که دیگه وقت یا انرژیی برای فکرهای متعالی براش نموده، قابل تقدیره. …
متنتون عالی بود اینکه دغدغه ی شما برای ایرانی رو میشه درک کرد و امیدوارم شما و حسین سهندرام و تیم مستقر تو شیراز موفق باشن…مشتاقانه این رویداد رو امسال با شما دنبال میکنم
جناب مهندس
اصلا من فقط به خاطر همین سبک اختصاصی یک پزشک دوستتون دارم!
ممنون، بهترینید.
واقا بخاطر این همه زحمتی که برای سایت و ما خوانندگان میکشید تشکر میکنم، انشالله که در همهی کارهایتان موفق باشید.
منتظر گزارش های شما از این نمایشگاه هستیم :)
دم شما گرم. پیشاپیش خسته نباشید.
دکتر جان تشکر از این همه تلاش
آقای دکتر پیشاپیش ازتون ممنونم و به خاطر این کار قشنگتون تبریک می گم. اگر بخوام صرفا به شنیدن رویدادهای سی ای اس بسنده کنم، وبلاگ های کهنه کار خارجی در این زمینه زیاد هستند، ولی خوشحالی من برای امسال اینه که این فرصت رو داریم که از دریچه ی یک پزشک و شخصیت فوق العاده ی شما این رویداد بی نظیر رو تجربه کنیم.
دغدغه های شما قابل درکه و منطقی. غالب خواننده های یک پزشک از طیف خاصی هستند و حتی در سکوت شما، مشکلات شما رو میبینن. بعضی زودتر و برخی دیرتر اما میبینن
کاملا حس میکنم که سالی که گذشت برای شما خوشایند نبوده. حتی بدون توضیح از لابلای پستها، حال و هوای شما که نا آرام شده قابل درکه. بدونید که
دوستتون داریم :) برای وبلاگ عزیزتون بین قشر فرهیخته و فهمیده تبلیغ میکنیم…در گپ و گفت های مهمانی در مورد پستهای شما بحث میکنیم …و در آخر به خاطر مدیریت وبلاگ و نحوه تفکر و ذائقه روحیتون ،تحسینتون میکنیم…
قسمت آخر رو نوشتم تا کلا بدونید خوانندگان یا بهتره بگم دوستان ندیدتون چه نگاهی به شما و وبلاگتون دارند و … .
دکتر مجیدی عزیز شما یکی از الگوهای زندگی افرادی مثل من هستید. اکثر خوانندگان شما به این نکته واقف هستند که وبلاگ شما مفتون پوسته پر زرق و برق تکنولوژی و مدرنیته نیست و رسالت خود را در مقام یک رسانه پاک و آگاهی دهنده همواره به خوبی و نجابت انجام داده است. خیلی ارزشمند است که به «استاد» هایی اشاره کردید که اکنون به ناحق از نوشتن و آزادی محروم شده اند و وبلاگ خوش رنگشان دیگر پوشش دهنده این رویداد ها نیست. امیدوارم شما در این راه هرگز با موانع و جفاکاری ها روبرو نشوید.
هر چقدر تشکر کنیم کمه. ممنون
آقای مجیدی از شما به خاطر حس خوبی که با اومدن به وبلاگتون به من میدین بسیار سپاسگذارم.
خسته نباشید. به نظر من هرچند که این نگرانی های شما طبیعی است ،ولی درست مثل همان اورژانس،که بیشتر اوقات تنش زا است،معدود دفعاتی سراغ داریم که یک بیمار یا همراهانش متوجه نقشتان در بهبود وضع بیمار میشوند. تشخیص درست و درمان به موقعی که برای انسانهای قدر شناسی انجام شده و انها رو وادار به زدن حرفهایی میکند که آدرنالین خونت رابالامی برد.
سایت شما هم به نظر من همین وضعیت را دارد،قرار نیست از چند ده هزار خواننده مستقیم و خیلی بیشتر خواننده های غیر مستقیمی که نوشته های شما را می خوانند،همه به اهمیت ارزش و حتی انرژی ای که براشون میگذارید و البته نیت شما پی ببرند. اندکی که میفهمند احتمالا مشوقهای قویتری برای ادامه این راه بوده اند . در ضمن جای استادهایی که گفتی بسیار خالیست این روزها…..
این پست را چندین بار کلمه به کلمه خواندم! همانا که به درستی گفتهاند: حرفی که از دل برآید بر دل نیز نشیند.
جناب مجیدی نیک می دانم که چه رنجی را متحمل میشوید، رنج آگاهی! چرا که به خوبی از متن نوشتار بغض شما قابل فهم بود. آنجا که به ذات آرام تغییر فرهنگ اشاره کردید و یا آن جا که به شاتهای ذهنی که سالیان سال در خاطر میماند و آنجا که به صورت غیرمستقیم … اشاره کردید بسیار مرا متأثر نمود. ولی بدانید که جریان آگاهی بخشی به توده مردم در طول تاریخ همیشه پیروز میدان بوده و خواهد بود و نام تمام کسانی که در این راه کوشیدهاند نیز همیشه در تاریج جاودانه خواهد ماند.
درود بر شما و آقای مجیدی
فوق العاده است.ترکوندید!
جلل خالق حسین سهندارم چقد مایه دار بوده ما نمیدونستیم
حسین جان از طرفه من واسه امرکاییا دست تکون بده
هنوز وضع ملت این قدر خراب نشده که :(
chera shoma fekr mikonin ma negaranie shoma ro babate inke fekr mikonin shayad hameye in karatoon va posthatoon bisamar basharo dark nemikonim? shayad baazi ha amedane ya gheyre amd be shoma elgha kardan ke serfan faghat ye weblog nevis hastin, amma bedoonin oonha ham serfan khanandegane web shoma hastan… resalate shomaro dark nakardan – behetoon ghol midam shoma tasir gozar hastin, shak nakonin
عالیه.
منتظر گزارش های جدید هستیم
روزهای سختی نیز برمن گذشت. من نیز در این ایام زیاد گذرم به بیمارستان افتاد و بزرگترین دردم این بود که به کسی حرفی نزنم. خدا رو شکر در مورد خودم آزمایشات نشان داد که مشکل خاصی نیست اما در این مدّت با کسانی آشنا شدم یا بهتره بگم با جامعهای از بیماران آشنا شدم که خیلی خاص هستند. فرشتگانی که میان ما زندگی میکنند و من هیچوقت اینگونه نگاهشان نکرده بود. و البته خیلی سخت است وقتی که یکی از این فرشتگان پر میکشد و میرود به همان فضای ملکوتی که به آن تعلّق داشت. تحمّل رنج و سختی انسانها رابزرگ میکند. آنها که ظرفیتش را داشته باشند آسمانی میشوند.
خیلی با کلاس شدید ها. خبرنگار اختصاصی و عکس ها اختصاصی.
واسه ماست برای ما ملته که چیزی یاد بگیریم