من قوی‌تر از ترس هستم: شجاعت و امید

فرانک مجیدی: «من صدایم را تنها تا آن جایی بالا نمی‌برم که مبدل به فریاد شود، بلکه به آن‌جا می‌رسانم که بی هیچ صدایی، شنیده شود!» ملاله یوسف‌زای، دختر نوجوان پاکستانی، هفته‌ی گذشته به افتخار دریافت جایزه‌ی نوبل صلح نایل شد. او جوان‌ترین برنده‌ی این جایزه‌ی معتبر است و گمان نمی‌کنم تا سال‌ها کسی قرار باشد در اوج جوانی، به چنین جایگاه جهانی برسد. ملاله از احساس خود درباره‌ی دریافت جایزه‌ی نوبل نوشته و این‌که این موضوع برایش چه معنایی دارد. خواندن نوشته ی دختر جوانی که این‌قدر با آرامش و فروتنی با چنین افتخاری برخورد می‌کند و شناخت نقطه‌نظرهای اصولی و انسانی او، بسیار زیباست. این پست، ترجمه‌ای از نوشته‌ی ملاله است.

امروز، افتخارش را داشتم که بدانم برای دریافت جایزه‌ی صلح نوبل، انتخاب شده‌ام. من افتخار می‌کنم که اولین جوان و اولین پاکستانی هستم که این جایزه را گرفته‌است. این افتخاری است که آن را با کایلاش ساتیارثی شریک شده‌ام -قهرمانی در جدال به نفع کودکان جهان. جهان ما، بیش از پیش به قهرمانانی مانند کایلاش نیاز دارد. نمونه‌ای مانند او، به من شجاعت می‌بخشد.

من باور دارم که کمیته‌ی نوبل، این جایزه را به من نداده. فکر می کنم آن‌ها این انتخاب را کرده‌اند، چرا که باور دارند که «آموزش»، قدرتمندترین سلاحی است که می توانیم با آن به مبارزه با فقر، جهل و تروریسم برخیزیم. گمان می‌کنم این کار را کرده‌اند، نه برای این‌که تنها به یک دختر اعتقاد دارند، بلکه به تمام دخترانی باور دارند که نیاز دارند تا صدای‌شان شنیده شود، آنان که در تاریکی جنگ و فقر هستند. این جایزه برای خواهران قدرتمند من است که برای مدتی بسیار طولانی صدای‌شان شنیده نشده. و من صدای‌شان را بلند کردم، من با آن‌ها ایستاده‌ام! باور دارم آن‌ها چنین کردند، چون اعتقاد دارند که ما قوی‌تر از هر چالشی هستیم. ما قوی‌تر از ترس هستیم. این جایزه، شجاعت و امیدی است برای من و همه‌ی آن‌ها که می‌خواهند در راه آموزش، مبارزه کنند.

10-21-2014 6-50-18 PM

وقتی امروز متوجه شدم که برنده شده‌ام، در مدرسه بودم. شیمی داشتیم. به معلم‌م گفتم که می‌خواهم تا انتهای کلاس بمانم. آموزش، اولویت نخست من است. با دوستانم می‌آموزم، جایی که باور دارم هر کودکی باید در آن باشد. اما هنوز ۵۷ میلیون کودک، از حق رفتن به مدرسه محروم‌ند. هنوز کار بسیاری داریم تا انجام دهیم.

مسیر اموزش، صلح و برابری بسیار طولانی است. اما من می‌دانم که میلیون‌ها کودک در کنار من این مسیر را خواهند پیمود. اگر با هم برویم، به اهدافمان خواهیم رسید و سفرمان را کامل خواهیم نمود. ما باید کنار هم حرکت کنیم.

من مفتخرم که این مسیر را با کایلاش طی نمایم. من مفتخرم که این مسیر را با شما طی کنم. از شما دعوت می‌کنم که در این‌جا به جنبش ما برای شکستن چرخه‌ی فقر و توانمندسازی دختران به‌وسیله‌ی آموزش بپیوندید. بپیوندید.

منبع

نظرات

  1. الهی آنکه را عقل دادی پس چه ندادی و آنکه را عقل ندادی پس چه دادی

  2. ممنون ازاین مقاله
    حسابی تحت تاثیر حرفهای نافذ این نوجوان قرار گرفتم ،امیدوارم روزی این جایزه نصیب یک ایرانی بشه چون مطمئنم که تو ایران هم کم نیستند ملاله هایی که برای این هدف هر روز بیدار می شن و با امیدبه فردا شب رو به روز می رسونند.. ممنون

  3. کار این دختر و مبارزه با فقر اجتمایشش خیلی خوبه و کارش رو دوست دارم
    اما جایزه (صلح) نوبل واقعا دیگه ارزش نداره و مسخرس.
    به نظرم ارزش کار های این دختر رو کم میکنه .
    جایزه ای همش مقاصد سیاسی خودشونه. جوایز سازمان ملل جیمی کارتر اوباما شیرین عبادی اتحادیه اروپا سازمان منع سلاح‌های شیمیایی….. اینا ک یادمه
    به نظرم هر کی جایزه صلح بگیره ارزش کاراش از بین میره

    • سیاسی بودن یه جایزه ای دلیل بر بد بودنش نیست. نکته اینه که افرادی که لیست کردید نسبت به بقیه هم کارانشون تلاش های خوبی در زمینه صلح کردند.
      همینطور تشکر می کنم از خانم مجیدی چون این نوشته خیلی بهتر از متن قبلیشون درباره ملاله بود.

    • اضافه کن اسحق رابین و شیمون پرز دو تا از رؤسای سابق اسرائیل رو!!! که جایزه صلح نوبل گرفتن.
      فقط مونده بود شارون که اونم عمرش کفاف نداد.

  4. I raise my voice not so that I can shout, but so that those without a voice can be heard

    برگردان شاید صحیح تر:
    «من صدایم را بر می‌کشم نه آنچنان که بتوانم فریاد کنم، آنچنان که آنان که صدایی ندارند شنیده شوند»

  5. اتفاقی چند نظر رو که در سایتهای خبری خارجی دیدم، اکثرا معتقد بودن جایزه صلح نوبل رو نه به خاطر دستاورد های ایشون (که درواقع ایشون در مقابل بسیاری از فعالان حقوق بشر که عمری رو برای هدفشون گذاشتن در ابتدای راه قرار داره و تاکنون هم نسبت به اونها دستاورد مهمی نداشته) بلکه به عنوان یک پیام و نماد و با نگاهی به بعد رسانه ای قضیه به ایشون دادن.
    امیدوارم ایشون در ادامه زندگیش مسیری رو که شروع کرده ادامه بده و توجه رسانه ها و امکاناتی که در کشورهای غربی برای زندگی در اختیار ایشون قرار گرفته باعث نشه درد کودکان سرزمینش رو فراموش کنه.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.