دور دنیا در 72 روز – درباره خبرنگاری، ایده و داستان هیجانانگیز خانم نلی بلی

دنیای رسانه و مطبوعات همواره با نامهایی گره خورده است که فراتر از ثبت رویدادها، خود خالق ماجراهایی شگفتانگیز بودهاند. امروزه در فضای دیجیتال و پشتمیزنشینیهای مداوم، شاید فراموش کرده باشیم که روزگاری روزنامهنگاری مترادف با خطر کردن، سفر به ناشناختهها و به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی بود. یکی از درخشانترین چهرههای این دوران طلایی، دختری جوان به نام نلی بلی (Nellie Bly) بود که نشان داد مرز میان تخیل ادبی و واقعیت چقدر باریک است. او با الهام از اثر جاودانه ژول ورن (Jules Verne)، تصمیمی گرفت که در اواخر قرن نوزدهم میلادی کمتر کسی حتی جرات تصور آن را داشت.
در این مقاله میخواهیم سفر هیجانانگیز این خبرنگار ساختارشکن را بررسی کنیم و ببینیم چگونه یک ایده به ظاهر غیرممکن، به یکی از بزرگترین رویدادهای رسانهای تاریخ تبدیل شد. آیا او واقعاً توانست از قهرمان خیالی کتاب دور دنیا در ۸۰ روز پیشی بگیرد؟ با هم مرور خواهیم کرد که این ماجراجویی چه تاثیری بر روزنامهنگاری تحقیقی و جایگاه زنان در مطبوعات گذاشت و چرا پس از گذشت بیش از یک قرن، هنوز هم داستان او الهامبخش است.
فهرست مطالب
- ۱. بستر تاریخی روزنامهنگاری در اواخر قرن نوزدهم
- ۲. دور دنیا در ۷۲ روز!
- ۳. روی دست آقای ورن بلند شدن
- ۴. سوژهیابی به سبک خانم نلی بلی
- ۵. اسمی بامسما و خوشریتم برای یک خبرنگار
- ۶. عوارض یک پیشرفت خیلی سریع
- ۷. پیامدهای اجتماعی و فرهنگی سفر تاریخی نلی بلی
- ۸. میراث نلی بلی در روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگرانه
- ۹. بازتاب این سفر تاریخی در ادبیات، سینما و فرهنگ عامه
💡مختصر و مفید
نلی بلی، نام مستعار الیزابت جین کوچران، خبرنگار جسور آمریکایی بود که در سال ۱۸۸۹ تصمیم گرفت رکورد شخصیت خیالی رمان ژول ورن یعنی فیلیس فاگ (Phileas Fogg) را در واقعیت بشکند. او با حمایت روزنامه نیویورک ورلد (New York World) سفر خود را آغاز کرد و موفق شد تنها در ۷۲ روز و ۶ ساعت و ۱۱ دقیقه کره زمین را دور بزند. این اقدام شجاعانه علاوه بر جابجا کردن مرزهای سفر در قرن نوزدهم، نمادی از توانمندی زنان در عرصه کاملاً مردانه روزنامهنگاری آن دوران شد. نلی بلی با این کار اثبات کرد که روزنامهنگاری تحقیقی میتواند فراتر از گزارشنویسی ساده، به یک نیروی محرک اجتماعی و میدانی تبدیل شود.
بستر تاریخی روزنامهنگاری در اواخر قرن نوزدهم
برای درک عظمت کار نلی بلی، ابتدا باید به فضای اجتماعی و رسانهای اواخر قرن نوزدهم سفر کنیم؛ دورانی که در آن صنعت چاپ به سرعت در حال رشد بود و روزنامهها به رسانه اصلی تودهها تبدیل میشدند. در این میان، ژورنالیسم هیجانی یا همان زرد، با مدیریت چهرههایی چون جوزف پولیتزر (Joseph Pulitzer) در حال شکلگیری بود که تمرکز ویژهای بر جذب مخاطب از طریق داستانهای انسانی، افشاگریها و گزارشهای پرکشش داشت. با این حال، اتاقهای خبر کاملاً در تسلط مردان بود و زنان روزنامهنگار معمولاً به نوشتن درباره موضوعات کلیشهای مانند باغبانی، مد و خانهداری محدود میشدند و شانس کمی برای ورود به بخش خبرهای جدی یا ماجراجوییهای میدانی داشتند.
در همین دوران، زیرساختهای حملونقل جهانی دستخوش تغییری شگرف شده بود. افتتاح کانال سوئز (Suez Canal) در سال ۱۸۶۹ و تکمیل خطوط راهآهن سراسری در آمریکا و آسیا، فواصل جغرافیایی را به شدت کاهش داده بود. این تحولات تکنولوژیک، ایده سفر سریع به دور دنیا را از یک رویای دستنیافتنی به یک امکان فیزیکی واقعی تبدیل کرد. در این اتمسفر پر از تغییر بود که ایده جسورانه یک زن جوان برای شکستن مرزهای زمان و جغرافیا، نهتنها یک رکورد ورزشی یا تفریحی، بلکه یک بیانیه سیاسی و رسانهای تمامعیار در جهت اثبات تواناییهای نیمی از جامعه به شمار میرفت.

دور دنیا در ۷۲ روز!
نلی بلی، صبح یک روز دوشنبه در جواب دبیرش در روزنامه که از او پرسید چه سوژه جذابی در چنته دارد خیلی راحت میگوید: میخواهم به دور دنیا بروم! ۱۶ سال از انتشار رمان ژول ورن در سال ۱۸۷۳ گذشته بود و کسی فکرش را نمیکرد که رکورد فیلیس فاگ؛ نجیبزاده انگلیسی که با جذابیت تمام در رمان دور دنیا در ۸۰ روز شرح داده شده بود توسط یک خبرنگار زن تهدید شود. نلی بلی موافقت روزنامه را جلب کرد و در چنین روزی نیویورک را ترک کرد. خبرنگار جسور روزنامه نیویورک ورلد ۷۲ روز و ۶ ساعت و ۱۱ دقیقه بعد دوباره در نیویورک بود! هشت روز زودتر از رکورد فیلیس فاگ که در داستان آقای ورن برای حفظ شرافتش در یک شرطبندی پا به چنین سفری گذاشته بود! سفری که برای خبرنگار آمریکایی با یک کشتی بادبانی شروع شده بود و هر وسیله نقلیه دیگری که فکرش را میشود کرد بخشی از مَرکب خانم بلی بود تا او کارِ کارستان خود را به سرانجام برساند؛ از کالسکه و گاری و اسب گرفته تا حتی سوار شدن برپشت الاغ!
او در طول این سفر شگفتانگیز، گزارشهای کوتاهی را از طریق تلگراف برای روزنامهاش ارسال میکرد که با استقبال بینظیر مخاطبان مواجه میشد. مردم با هیجان اخبار سفر او را دنبال میکردند و روزنامه نیویورک ورلد مسابقهای برای حدس زدن زمان دقیق بازگشت او ترتیب داده بود که هزاران نفر در آن شرکت کردند. این سفر نهتنها یک موفقیت بزرگ شخصی برای بلی بود، بلکه یک بازی برد-برد تبلیغاتی برای روزنامه پولیتزر به شمار میرفت که تیراژ آن را به طور چشمگیری افزایش داد و استانداردهای جدیدی برای جذب مخاطب تعریف کرد.

روی دست آقای ورن بلند شدن
ژول ورن از غولهای داستاننویسی علمی-تخیلی است که البته فانوس خیال نوشتههایش پرنورتر از وجه علمی داستانهایش هست. این نویسنده محبوب فرانسوی خیلی از پیشرفتهای تکنولوژیک و علمی را در قرن نوزدهم میلادی پیشبینی کرده بود. از اختراع هواپیما و زیردریایی گرفته تا پرتاب موشک به ماه. البته بهنظر میرسد رکوردزنی فیلیس فاگ در رمان ژول ورن خیلی کار شاقی نبوده و یا اینکه ژول ورن محاسباتش را زیاد قهرمانانه در نظر نگرفته است. در سالی که رمان ورن منتشر شد، هم حمل و نقل ریلی به خیلی از گوشه و کنار دنیا رسیده بود و هم اینکه کانال سوئز کنده شده بود و مسیرهای دریایی، دنیا را از چیزی که پیش از آن بود کوچکتر کرده بودند. با اینحال جذابیت این رکوردشکنی آنجاست که نلی بلی نه یک نجیبزاده انگلیسی و نه یک شخصیت خیالی بود! او یک دختر جوان و خبرنگاری آمریکایی بود که در زمانهای که روزنامهنگاری حرفهای سراسر مردانه شناخته میشد چنین سوژهای را به روزنامهاش ارائه داد و از پس بهسرانجام رساندن آن هم بهخوبی برآمد. سوژهای که حاصل آن جدا از گزارشهایی که برای روزنامهاش نوشت کتابی است به نام دور دنیا در هفتاد و دو روز.
جالب اینجاست که نلی در طول مسیر خود، در فرانسه توقف کوتاهی کرد تا با خود ژول ورن ملاقات کند. نویسنده بزرگ فرانسوی که ابتدا نسبت به موفقیت این زن جوان تردید داشت، پس از دیدن عزم راسخ او به ستایش وی پرداخت. وقتی بلی موفق شد در کمتر از ۷۳ روز به مبدا خود بازگردد، ورن تلگرافی صمیمانه برای او فرستاد و نوشت که هرگز به توانایی او شک نداشته اما سرعت عملش او را شگفتزده کرده است. این دیدار تاریخی، مرز میان واقعیت علمی و رویاپردازی ادبی را به زیباترین شکل ممکن پیوند زد.

سوژهیابی به سبک خانم نلی بلی
«بعضی وقتها خیلی سخت است که بگویید یک ایده دقیقا چطوری زاده شده و یا به ذهن شما خطور کرده است. در دادوستدی به نام روزنامهنگاری ایده خوب چیزی شبیه سهام بورس است؛ اما چنین سهمی همیشگی نیست؛ گاهوبیگاه سروکله یکی از آنها پیدا میشود. یکشنبه بود و بیشتر روز و حتی پاسی از شب قبل را به این فکر کرده بودم که فردا چه سوژهای را باید به دبیرم تحویل بدهم. خسته شده بودم و از اینکه نتوانسته بودم چیزی پیدا کنم کلافه بودم. با خودم فکر کردم کاش در آن سوی دنیا بودم. بعد با خودم گفتم: چرا که نه؟!» چرا که نه! سه کلمه که چراغ راه خیلی از خبرنگاران جسوری بوده که سوژههای ناممکن را تبدیل به گزارشهای جذاب و البته مفید کردهاند. نکته جالب این است که فردای این روز وقتی بلی سوژهاش را با دبیرش در میان میگذارد او میگوید که روزنامه قبلا به چنین رکوردشکنی فکر کرده اما هم برای اجرای آن چندان جدیتی نداشتهاند و هم دنبال خبرنگار مردی میگشتهاند که بتواند از پس حوادث این سفر پرخطر بربیاید و آنقدر قدرت بدنی داشته باشد که بتواند کلی اسباب و اثاثیه را دنبال خودش از این گوشه دنیا به آن گوشه دنیا بکشاند. قسمت دوم ایده مردانه روزنامه بلی را حسابی برآشفته میکند در حدی که روزنامه را تهدید میکند حاضر است از طریق یک روزنامه دیگر به این سفر برود و با روزنامهنگار مرد روزنامه خودشان رقابت هم بکند. تهدیدی که در نهایت کار خودش را میکند تا جنسیت نلی بلی در فضای مردانه روزنامهنگاری آن زمان نهتنها مانع انجام کارش نشود بلکه انگیزه مضاعفی هم برایش ایجاد کند.
او برای سفر خود تنها یک کیف دستی کوچک و یک لباس ضخیم مسافرتی به همراه برد تا ثابت کند یک زن نیازی به صندوقهای متعدد لباس برای سفرهای طولانی ندارد. این رویکرد مینیمالیستی و کاربردی، فرضیات جنسیتی آن دوره را به شدت به چالش کشید. او نشان داد که فراتر از کلیشههای رایج، عزم و اراده راسخ و برنامهریزی دقیق، کلیدهای اصلی موفقیت در چنین ماموریتهای سنگینی هستند و جنسیت هیچ نقشی در میزان کارآمدی یک خبرنگار میدانی ندارد.

اسمی بامسما و خوشریتم برای یک خبرنگار
الیزابت جین کوچران (Elizabeth Jane Cochran)، اسم جذابی برای یک روزنامهنگار نیست؛ یا حداقل بهنظر میرسد در قرن نوزدهم میلادی اینگونه بوده است. موضوعی که باعث شد تا اسم مستعار «دختر یتیم» پای نوشتههای نلی بلی در نشریه پیتزبورگ دیسپچ (Pittsburgh Dispatch) نشیند. تا اینکه او به استخدام روزنامه درآمد و همکارانش دور هم جمع شدند تا یک اسم بامسماتر برایش انتخاب کنند. نلی بلی! اسمی که از یک ترانه معروف آن دوران وام گرفته شد خیلی زود پای نوشتههای خبرنگاری آمد که گزارشهای افشاگرانه و تحقیقیاش برای او شهرت زیادی را به همراه آورد. یکی از این گزارشها درباره وضعیت غیرانسانی بیماران روانی در مکانی به نام بلکولز آیلند (Blackwell’s Island) نیویورک بود. نلی بلی با جا زدن خودش به عنوان یک دیوانه در آنجا بستری شد و این فرصتی بود تا از نزدیک حقایق این تیمارستان را ببیند و بعدها در یک گزارش مفصل برملا کند.
او ده روز تمام شرایط وحشتناک آن آسایشگاه روانی از جمله غذاهای فاسد، رفتارهای بیرحمانه نگهبانان و بهداشت فاجعهبار را تجربه کرد. پس از ترخیص با کمک وکلای روزنامه، افشاگری تکاندهنده او با عنوان «ده روز در دیوانهخانه» غوغایی در جامعه ایجاد کرد و منجر به اصلاحات ساختاری گسترده و افزایش بودجه مراقبت از بیماران روانی در نیویورک شد. این تجربه نشان داد که نلی بلی فراتر از یک ماجراجوی ساده، روزنامهنگاری متعهد به اصلاحات اجتماعی بود.

عوارض یک پیشرفت خیلی سریع
عمر ژول ورن آنقدر قد نداد تا اول پدیدهای مثل اینترنت را پیشبینی کند و بعد اینکه در مورد تأثیر آن بر مشاغلی چون روزنامهنگاری چیزی بنویسد. اما استفاده از اینترنت یا به تعبیر فیلسوفان، اتصال به حافظه جهانی؛ آرتروز گردن و بیماریهای ستون فقرات را در بین روزنامهنگاران امروزی زیاد کرده است. پشتمیزنشینی و عوارض نامطلوب آن، حرفه روزنامهنگاری را بهشدت بیمار و رنجور کرده است. ایدهپردازی و سوژهیابی، روز تعطیل هیچ خبرنگاری را خرج خودش نمیکند. عقل معاش و پرکاری در چند نشریه هم مزید بر علت شده تا داستان زندگی و گزارشهای ژورنالیستی تحسینبرانگیزی چون کارهای نلی بلی و یا باب وودوارد (Bob Woodward، افشاگر ماجرای واترگیت) آنهم درست یک روز بعد از پایان نمایشگاههای مطبوعات؛ چیزی شبیه یک قصه و فانتزی ژولورنی باشد و بس!
امروز با کلیک بر روی چند دکمه میتوان به حجم عظیمی از دادهها دست یافت، اما جای خالی روزنامهنگاری تحقیقی که مستلزم حضور در میدان، لمس واقعیت از نزدیک و به جان خریدن خطرات است، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. تکنولوژی ما را سریعتر کرده اما شاید پویایی و اصالت کارهای میدانی نسلهای گذشته را از ما گرفته باشد. بازخوانی پروندههای درخشان گذشته نظیر سفر نلی بلی، یادآور این نکته است که موتور محرک مطبوعات خلاقیت و شجاعت فردی است، نه فقط دسترسی به ابزارهای مدرن ارتباطی.
پیامدهای اجتماعی و فرهنگی سفر تاریخی نلی بلی
سفر نلی بلی به دور دنیا فراتر از یک ماجراجویی شخصی یا یک ترفند تبلیغاتی برای افزایش فروش روزنامه بود. این رویداد تاریخی در بستر زمانی خود، ضربه سنگیمی به باورهای پدرسالارانه دوران ویکتوریایی وارد کرد. در روزگاری که جامعه تصور میکرد زنان بدون همراهی یک مرد حتی توانایی انجام کارهای روزمره بیرون از خانه را ندارند، یک دختر جوان بدون هیچ همراهی، بخشهای بزرگی از قارههای مختلف را پشت سر گذاشت. این حرکت شجاعانه به نمادی برای جنبشهای حق رای زنان تبدیل شد و نشان داد که استقلال فردی و توانمندی فیزیکی و روحی زنان هیچ مرزی نمیشناسد.
از سوی دیگر، این سفر باعث تغییر نگرش عمومی نسبت به مفهوم جهانگردی و ارتباطات بینالمللی شد. بلی در گزارشهای خود با زبانی ساده و بیپرده، فرهنگها و مردم سرزمینهای دیگر را توصیف میکرد. او به جای نگاه استعماری متداول در آن زمان، با کنجکاوی و احترامی انسانی با مردمان بومی آسیا و خاورمیانه روبرو میشد. این نوع گزارشنویسی به مردم عادی آمریکا کمک کرد تا تصویر ملموستر و واقعیتری از جهان بیرون داشته باشند و کلیشههای اگزوتیک و عجیبوغریب گذشته را کنار بگذارند.
میراث نلی بلی در روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگرانه
اگرچه سفر دور دنیای نلی بلی او را به شهرتی جهانی رساند، اما میراث واقعی او در حوزه روزنامهنگاری تحقیقی (Investigative Journalism) و مخفیانه شکل گرفت. او با ورود به بیمارستان روانی به عنوان بیمار، یکی از نخستین نمونههای متدولوژی روزنامهنگاری غوطهوری یا پنهان را پایهگذاری کرد. این سبک از کار رسانهای، استانداردهای جدیدی برای افشای فسادهای ساختاری، سوءرفتار با اقشار آسیبپذیر و حقوق کارگران تعریف کرد. بلی بعدها نیز گزارشهای مشابهی درباره شرایط کاری سخت زنان در کارخانهها و فساد در لابیهای سیاسی نوشت.
این رویکرد عملگرایانه، الهامبخش نسلهای بعدی روزنامهنگاران شد تا فراتر از بیانیههای رسمی دولتی، خود به دل ماجرا بروند و حقیقت را از نزدیکترین فاصله ممکن کشف کنند. امروزه بسیاری از گزارشهای افشاگرانه که منجر به تغییر قوانین کلان اجتماعی میشوند، مدیون جسارت و نوآوریهای تکنیکی هستند که نلی بلی در اواخر قرن نوزدهم میلادی به کار گرفت. او ثابت کرد که قلم روزنامهنگار زمانی بیشترین قدرت را دارد که با تجربه زیسته و شواهد غیرقابلانکار میدانی همراه شود.
بازتاب این سفر تاریخی در ادبیات، سینما و فرهنگ عامه
داستان زندگی و به ویژه سفر ۷۲ روزه نلی بلی به دور دنیا، بلافاصله پس از اتمام به بخشی از فرهنگ عامه آمریکا و جهان تبدیل شد. بازیهای فکری رومیزی، کارتهای تبریک، و حتی برندهای مختلف پوشاک و کالاهای مصرفی از نام و تصویر او برای تبلیغات خود استفاده کردند. این حجم از تجاریسازی تصویر یک روزنامهنگار در تاریخ مطبوعات بیسابقه بود و او را به یکی از نخستین سلبریتیهای مدرن رسانهای تبدیل کرد که فراتر از صنف خود شناخته میشد.
در دهههای بعد، این داستان جذاب دستمایه ساخت آثار سینمایی، مستندها و کتابهای متعددی شد. از فیلمهای بیوگرافی گرفته تا کتابهای مصور کودکان که تلاش میکردند روحیه ماجراجویی و خودباوری او را به نسلهای جدید منتقل کنند. تئاترها و نمایشهای موزیکال متعددی نیز با الهام از تقابل خلاقانه او با دنیای مردانه روزنامهنگاری و رقابتش با زمان نوشته و اجرا شدند که همگی نشاندهنده پویایی و ماندگاری داستان زنی است که تصمیم گرفت رویاهای ادبی را به حقیقت پیوند بزند.
جمعبندی نهایی
نلی بلی با شکستن رکورد تخیلی ژول ورن در زمانی معادل ۷۲ روز، نشان داد که اراده انسانی و جسارت رسانهای مرزی نمیشناسد. او فراتر از جابجایی رکوردهای زمانی، کلیشههای جنسیتی دوران خود را به چالش کشید و با معرفی ابزارهای نوین در حوزه روزنامهنگاری تحقیقی، مسیر جدیدی برای افشاگریهای سودمند اجتماعی هموار ساخت. در دنیای امروز که رسانهها در خطر غرق شدن در فضای مجازی و تحلیلهای پشتمیزنشینی هستند، داستان زندگی او یادآور اهمیت حضور میدانی، شجاعت شخصی و وفاداری به کشف حقیقت از نزدیکترین فاصله ممکن است.






دکتر جان مطلب اصلی نصف صفحه رو میگیره اما عکس های مطلب برای این نصف صفحه واقعا بزرگه. حتی اندازه فونتها هم با اینکه مناسب هستن برای این نصف صفحه بزرگ به ظر میرسه و توی ذوق میزنه. اگر به مطالب فرعی سایت فضایی کمتر از نصف رو اختصاص بدین خیلی بهتر میشه.
موفق باشید
راستش برای همه چیزهایی که فرمودین بعد از کامل شدن طراحی و رفع باگها حرف و سخن دارم. به صورت خلاصه استفاده از فونتهای بزرگ یک رویکرد روز در طراحی است که هنوز در ایران به رسمیت شناخته نشده. ما قطعا در طراحی به دنبال استفاده از عکسهای بزرگ بودیم. چون به نظر من دیگر در طراحی نوین عکسهایی که محدود به اندازه زیر 600 پیکسل باشند، کارایی ندارند. همیشه من از کم شدن بار اطلاعاتی و زیبایی عکسها به خاطر ری سایز شدن آنها ناراضی بودم. خیلی وقتها با وسواس تا جایی که میشد حاشیه راست یا چپ عکس را کراپ میکردم، بلکه عکس نمود بهتری داشته باشد. در مورد سایدبارها، مسلما دیگر در یک پزشک تنها نقش آنها درج آگهی نیست و من باکسهای اطلاعاتی متعددی را به سایدبارها خواهم افزود. همین حالا هم بخش معرفی کتاب را میبینید. هدف این بوده که سایدبار، خواندنی شود و اطلاعات کوتاه از طریق آن عرضه شود. صبر داشته باشید.
نسخه موبایل سایت عالیه!! اگه میشد تو فیلیپ بورد هم همینجور نمایش بده عالی میشد
نسخه موبایل سایت عالیه!!
درود آقای مجیدی عزیز سپاس از مطلبی که منتشر کردید. شاید به جا باشه در کنار این مورد به شعار اصلی نمایشگاه مطبوعات امسال بپردازیم: آزادی مسوولانه!
مقوله ای که واقعیت پذیرفتن آن بسیاری از محدودیت ها را برای روزنامه نگاران برمی دارد و روزنامه نگاران کاری شایسته ی حرفه اشون می تونن انجام بدن.
ممنون مطلب جالبی بود
جای چنین خبرنگارانی توی روزنامه نگاری ایران واقعا خالیه. چقدر خوب بود که بخش قابل توجهی از وقت هر خبرنگاری به سوژه یابی اختصاص می یافت. چیزی که نبود آن صفحات روزنامه های کشورمان را همانطور که در این مطلب گفته شده کپی همدیگر کرده. ممنون از یک پزشک که نقد جدی به حوزه های تخصصی را در قابل مطالب جذابی مثل این مطلب فراموش نمی کند. نمایشگاه مطبوعات امسال واقعا بی رنگ و رو و کسل کننده بود.
من نمی دونم چه اصراری هست که به محض اینکه سوژه یک موضوع زن باشه مقاله رو منحرف کنیم به سمت زن بودن اون؟ واقعا توی ذوق خواننده می زنه! به جای اینکه به مضمون اصلی که خمودگی روزنامه نگاران ایرانی است پرداخته بشه یا حداقل بیشتر در مورد حرکت این روزنامهنگار جسور به عنوان مثالی از سوژه سازی توسط یک روزنامهنگار پرداخته بشه، به زن بودن اون پرداخته شده. ضمنا همینکه یک روزنامه در قرن نوزدهم حاضر شده هزینه های چنین ماجراجویی ای را در اختیار یکی از روزنامهنگاران زن خود بگذارد نشان دهنده این است، که آنطور که معمول شده است بیان شود، شرایط کاری زنان حتی در آن زمان هم آنچنان بد نبوده. البته این مشکل مختص ایران هم نیست و در مقالات خارجی هم دیده می شود که در اینجور موارد به جای پرداختن به موضوع اصلی به ذکر مسائل مرتبط با جنسیت سوژه می پردازند. فکر میکنم این هم یکی از رسوم به جا مانده از اعتراضات فمینیستی باشد که عادت دارد هر موضوعی را نهایتا به ذکر مصیبت زنان تنزل دهد.