تلاش، کار، پول: چگونه این چرخه دائمی را بشکنیم

دنیای امروز به گونه‌ای است که اکثریت ما در نوعی ماراتن بی پایان در حال دویدن هستیم. برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر، پول بیشتر، و شاد و خوشبخت بودن، بهترین سال‌های عمر خود را با کار مداوم سپری می‌کنیم. بدتر از همه آن‌که اغلب از کاری که می‌کنیم ناراضی هستیم، از روزمرگی و تلاش مداوم خسته‌ایم. گاه متوجه گذار ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و سال‌ها نمی‌شویم و مسئولیت‌های انسانی که در قبال همدیگر داریم را فراموش می‌کنیم. بزرگ شدن کودکان‌مان را نمی‌بینیم و کم‌کم تنها یک حسرت عمیق برای ما باقی می‌ماند .شاید اگر اولویت کسب درآمد و اندوختن پول اولین اولویت زندگی ما نباشد، همه ما روزگار شادتر و عمر طولانی‌تری داشته باشیم.


۶ دلیلی که زندگی نباید حول پول بچرخد

شما نمی‌توانید هرچیزی را رایگان دریافت کنید. امروزه مردم در حال خرید و فروش تقریبا همه چیز هستند. عصر ما دوران مصرف نامیده می‌شود. هر جا که می‌رویم تبلیغات و آگهی‌های بازرگانی هستند که از شما می‌‌خواهند که کالاهای جدید را امتحان کنید. در واقع همواره در برابر این تبلیغات نمی‌توانید مقاومت کنید و چیزهایی را می‌خرید که به آن‌ها احتیاجی ندارید. صنعت همواره در حال تولید کالاهایی برای شماست و شما در طول زندگی خود وقت‌تان را صرف کار کردن می‌کنید تا بتوانید پول لازم را کسب کنید و آن‌ها را بخرید. شایستگی شما بیش از این‌هاست. برده صنعت و پول بودن را متوقف کنید. باید یاد بگیرید که چگونه این دور باطل را بشکنید و به پول بی تفاوت‌تر باشید.

۱-پول بهترین انگیزه نیست.

چرا ما باید صبح زود برای رفتن به محل کار بیدار شویم؟ «تا برای زندگی کردن پول درآوریم» این پاسخ بیشتر افراد به این سوال است و تقریبا هیچ کس پاسخ نمی‌دهد که «کار می‌کنیم به دلیل این که این حرفه و یا شغل‌مان را دوست داریم.»

والدین اغلب به کودک‌شان توضیح می‌دهند که زندگی آینده‌شان در گرو نمرات و فعالیت‌های آن‌ها در زمان تحصیل در مدرسه است. نتایج خوب درسی به آن‌ها اجازه خواهد داد که در دانشگاه‌ها و کالج‌‌های بهتری تحصیل کنند و این به نوبه خود تضمینی بر آن است که در آینده شغل و موقعیت کاری بهتری داشته باشند. برای چه؟ «پول»! مجددا پاسخ همین است. اما آنچه واقعا باید انجام دهید آن است که کار و حرفه‌ای داشته باشید که به شما احساس درونی بهتری دهد و با مهارت و تجربه‌هایی که کسب می‌کنید برای جامعه خود مفید‌تر باشید.

۲-در مسابقه کسب پول (همه چیز برای پول) شرکت نکنید.

مردم زمانی که احساس می‌کنند کسی از آن‌ها بهتر و موفق‌تر است تمایل به رقابت دارند و ما موفقیت را اغلب با پول اندازه‌گیری می‌کنیم و همواره این‌طور فرض می‌شود که پول بیشتر افراد موفق‌تری در زندگی می‌سازد. این تصور تا حدی درست است اما افراد ثروتمند زیادی هستند که از زندگی خود ناراضی هستند و یا تنها هستند. زیرکانه‌ترین تصمیم آن است که از مقایسه خود با دیگران دست بردارید و بگذارید بقیه به رقابت خود بپردازند.

RaceforCash

خودتان باشید. برای پوشش دادن نیازهای اساسی و عمومی زندگی کار و تلاش کنید و هرگز پول خود را صرف اثبات این که شما می‌توانید کارهایی که بقیه انجام دهند را انجام دهید، نکنید.

۳-پول معادل خوشبختی نیست.

شما گاهی اوقات ممکن است به اشتباه فکر کنید که برای خوشحالی و خوشبختی بیشتر به پول بیشتری احتیاج دارید. در واقع شما با پول نقد بیشتر احساس خوشحالی بیشتری نمی‌کنید! فراموش نکنید که شما پول بیشتر را برای خریدن چیزهای جدید می‌خواهید حال آن‌که شادی و حس خوشبختی، مادی و قابل خریداری نیست. شادی و لذت حقیقی زندگی در ارزش‌های اخلاقی و انسانی است که شما در کنار خانواده، بچه‌ها و دوستان آن را تجربه می‌کنید. پول به شما احساس رضایت می‌دهد و نه خوشحالی، اما باید بدانید که این حس رضایت هم گذراست و معمولا مدت کوتاهی طول می‌کشد. زمانی که شما آن‌‌چه را که خریده‌اید یا کسب کرده‌اید استفاده و تجربه می‌کنید، بیشتر می‌‌خواهید و این دور زیاده خواهی متوقف نخواهد شد. یاد بگیرید با پولی که برای پوشش دادن نیازهای اصلی زندگی کافیست زندگی کنید و شاد باشید.

۴-پول سلامتی شما را تضمین نمی‌کند

وقتی که در خصوص سلامتی صحبت می‌کنیم منظور ما ۴ حوزه : ذهنی، معنوی، روانی و سلامت جسمانی است.

Money-6

شما احتمالا موافقید که برای پول بیشتر باید بیشتر تلاش و کار کنید و در معرض تنش و استرس بیشتری باشید. خواب کمتری داشته باشید و مسئولیت بیشتر موجب می‌شود که کمتر استراحت کنید. این‌ها تنها گوشه‌ای از خسارت‌های فیزیکی و روحی روانی است. چرا نگهداشتن و اندوختن پول را انتخاب می‌کنید در حالی که سلامتی خود را از دست می‌دهید. زیاد کار نکنید چون به مرور برای شما احساسات منفی به ارمغان می‌آورد.

۵-دریافت بهترین چیزها رایگان است

تنها کودکان می‌دانند که چه چیزهایی سرگرم کننده است. اما اکنون زمان آن است که ما بزرگسالان هم در اولویت‌های زندگی‌مان تجدید نظر کنیم. کودکان و نوجوانان بازی می‌کنند، کارتون می‌بینند و… این‌ها فعالیت‌های سرگرم‌کننده رایگانی است که از آن لذت می‌برند.

Money-5

زمانی که بزرگ می‌شوید این تصور به وجود می‌آید که دیگر بدون پول خرج کردن نمی‌توانید خودتان را سرگرم کنید. حال آن‌که کماکان تعداد زیادی چیزهای سرگرم کننده وجود دارد که رایگان است. شما می‌توانید بهترین دوست خود را برای یک گفتگوی دوستانه دعوت کنید. بدون در نظر گرفتن شرایط و آب و هوا به پیک‌نیک بروید. بعضی روزها در خانه بمانید کتاب مورد علاقه‌تان را بخوانید و یا فیلم مورد علاقه‌تان را ببینید و در کل به کاری مشغول باشید که شما را شاد می‌کند.

۶-عشق و دوست داشتن هرگز فروشی نیست

بعضی اوقات بر این باور هستیم که با پول می‌توانیم هرچیزی را داشته باشیم. همیشه افرادی هستند که تلاش می‌کنند ثابت کنند که عشق را هم می‌توان خریداری کرد. این مردم را باور نکنید. عشق، وفاداری و صداقت هرگز قابل خرید نیستند. افراد ثروتمند معمولا مردم را به خود جذب می‌کنند، اما مطمئن باشید به محض آن که تغییری در شرایط مالی آن‌ها رخ دهد و ورشکست شوند، همه کسانی که آن‌ها را احاطه کرده‌اند، ترک‌شان خواهند کرد. دوستی واقعی ارادت قلبی می‌خواهد و شما بسیار خوش شانس هستید اگر خارج از محدوده موقعیت مالی و اجتماعی خود فقط و فقط به خاطر شخصیت و خودتان دوست داشته می‌شوید.


و در پایان چند توصیه تکراری:

  • به برده پول خود تبدیل نشوید.
  • مستقل از شرایط مالی یاد بگیرید که همان‌گونه که در حال حاضر هستید از زندگی لذت ببرید.
  • شکرگزار و قدردان همیشگی زندگی، همکاران، خانواده، دوستان نزدیک و آشنایان خود باشید.

منبع(+)

نظرات

  1. خیلی خوب و مفید بود. ولی مصداق این پست بیشتر در کشورهای اروپا و امریکا هست که شهروندان از حداقل حقوق رفاهی و انسانی برخوردارند. در چنین شرایطی اگر کسی به دنبال پول بیشتر از لیاقتش باشه و اون رو سرلوحه زندگی قرار بده تا جایی که اون رو معادل خوشبحتی بدونه جای بحث زیادی داره!
    در چنین کشورهایی تهیه یک مسکن (حتا غیر استاندارد) یک فرایند ۶۰-۷۰ ساله با اقساط و نزول سرسام‌آور نیست. هزینه‌های پزشکی و درمانی برای یک کارمند ساده کاملاً قابل پرداخته. ما در کشوری زندگی میکنیم که انسان‌ها درگیر تهیه مایحتاج اولیه زندگی خودشون هستند، خطر انواع بیماری‌های لاعلاج بخاطر تقلب در تولید مواد غذایی صنعتی همیشه و برای همه وجود داره، و خدا نکنه که کسی گرفتار یه بیماری حتا ساده بشه! بخاطر همینه که پول شده عامل تلاش. به قول معروف همیشه هشتمون گروی نُه‌مونه! ازدواج به یک هفت‌خوان تبدیل شده چه برسه به بچه‌دار شدن و بقیه ماجرا رو خودتون بهتر از من میدونین…
    در چنین شرایطی خیلی عوامل باید دست به دست هم بدن تا کسی بتونه از این چرخه نیاز به پول در آوردن فرار کنه.

    • با نظر شما کاملا موافقم.
      وقتی مریضی های ساده ، MRI و.. کل در آمد یکماهه هست.
      هزینه های جاری اونقدر زیاد هست که خرید وسایل مازاد بر نیاز سال به سال اتفاق نمی افته.
      از روی اجبار شب و روز در تبلاش هستیم تا بتونیم هزینه ها رو تامین کنیم نه لزوما برای خوشبختی بیشتر!

      • درسته که خیلی از افراد در جامعه ی ما درگیر رفع نیازهای اولیه زندگی هستند، ولی برای اکثریت جامعه این روند در تمام طول عمر تکرار نمیشه و یک جایی این نیازها رفع میشن. مثل مسکن، همسر، لباس و خوراک و …
        مسئله اینه که بعد از این نقطه باز هم زیاده خواهی و تلاش برای کسب بیشتر و حرص و طمع فروکش نمیکنه.
        شاید برای من و شمای جوان که هنوز درگیر مستقل شدن از خانواده و داشتن جایی برای خود هستیم زیاد ملموس نباشه.
        ولی نگاهی به پدر و مادرمان نشون میده که هنوز برای داشتن بیشتر و بهتر زحمت میکشن و خودشون رو خسته میکنند و در سنین پایانی عمر انواع دردها رو تحمل میکنند.

        • دوست من اون نقطه ای که شما میگی میرسه به پیری بعدش هم هزینه بچه ها رو همین دوران باید تهیه کرد و بعد مرگ

        • مطلب با وجود صحیح بودن خوب پالایش نشده بهتر بود این گونه مطالب به جای، ترجمه به عنوان ایده ای برای نوشتن یک پست مستقل استفاده می شد.
          به هر شکل شماره ۲ و ۵ را هم به صورت ویژه توصیه میکنم بهش عمل کنید
          بعد از خواندن این مطلب به صورت اتفاقی متن نامه های ونه گات را در صفحه ۲۴۰همشهری را خواندم که فکر کنم مکمل جالبی برای این پست هست به ویژه دو نامه اول بین ونه گات و پسرش

  2. منظور شما از پول حتمن پول زیاد و مازاد بر احتیاجات ضروری اولیه است. اما در کشور خودمان بسیاری به همین حداقل درآمد محتاج اند دویدن آنها، برای رسیدن به حداقل استانداردهای زندگی است.

  3. چه مطلب جالبی،در من که تاثیر خوبی داشت!
    امیدوارم از این همه حجم مطلبی که در دنیای مجازی جهت خوب زیستن و درک موقعیت فعلی و لذت بردن از زمان حال وجود داره استفاده کنیم نه این که فقط بیننده باشیم و در همان لحظه تایید کنیم و بعد فراموش.

  4. مقاله جالبی بود اما به نظرم نمیتونه برای شرایط فعلی ما در ایران راه گشا باشه, من و خیلی های دیگه باید برای حداقل نیازهای رفاهی بیشتر زمان از روز رو کارکنیم نه لزوما برای چیزی فراتر.

  5. همیشه پای پول در میان است!

  6. از نظر من این مطلب که نویسنده زحمت نوشتن آن را کشیده ، مسئله اکثریت جامعه ما نیست

    واقعا چیزی که اونها دارند و خوبش هم دارند نوسینده های متبحر است که کشور ما فاقد اون است.
    به دلیل نبودن بستر مناسب در جامعه ما نویسنده هایی ظهور نکرده اند که بتوانند درد و مسائل واقعی جامعه رو در نوشته های خودشان منعکس کنند چه در حیطه نوشته های الهام بخش مثل همین مطلب چه در حیطه داستان و رمان.

    . مثلافکر می کنم همه ما فیلم ” رستگاری شاونک” را دیده ایم دراین فیلم نویسنده یعنی استفان کینگ چنان فضای روحی یک زندانی بی گناه رو واقعی طراحی کرده است که داستان فیلم از موضوع خود فیلم فراتر می ره و ما می تونیم اون داستان رو به کل زندگی تعمیم بدهیم .
    مثلا در ابتدای فیلم شاهد هستیم که با ر اول که زندانی ها وارد زندان می شوند. نویسنده دو نوع از برخورد را با یک موقعیت هولناک یعنی اولین شب حضور در زندان رو برای ما به تصویر می کشه و نتیجه هر کدام از این واکنش ها رابلافاصله به ما نشان می دهد. یک نفر از تازه واردین به زندان در اولین شب حضور اونقدر وحشت زده می شه که شروع می کنه به گریه و زاری کردن وبعد زندان بان ها وارد سلول او می شوند و اونقدر اون رو کتک می زنند که طرف جانش را ازدست می دهد ولی قهرمان داستنان شاهد هستیم که در تمام طول شب سکوت می کنه و هیچ صدایی از او بلندنمی شود و درنتیجه زنده می ماند . ومنظور نویسنده این است که وقتی شکست می خوریم نباید ماتم بگیریم و ابراز ناراحتی بکینم چون این کار ما را از پای درمی آورد. واقعا این دستور العمل فوق العاده ای است که می تونه د ر زندگی به درد ما بخورد . می بینید اونقدر نویسنده عالی عمل کرده که در یک داستان بصورت فرامتنی می تونه از حیطه خودش خارج بشود و به درد همه افراد انسانی از هر کشوری با هر نژآد و ملیتی بخورد. ولی آیا ما همچین نویسنده هایی داریم که بتوانند حداقل با نوشته های خودشان به درد جامعه خودمان بخورند؟
    ولی نویسنده ها ی این خلاقیت روندارند که بتوانند با کلمات افراد رو از گذرگاههای سخت نجات دهند .

  7. هرم مازلو انکار ناشدنی است
    اینجا پول همه چیز است،یعنی همه ی ما در سطح ۱و ۲هرم مازلو گرفتاریم. در مانده ایم
    هنوز نمی توانیم سر پناهی برای خود داشته باشیم
    هنوز پوشاک مناسبی بر تن نداریم
    هنوز نمی توانیم غذا و ویتامین لازم را به بدن برسانیم
    هنوز شغلی نداریم
    هنوز که هنوز است بیشترین آمار طلاق و افراد مجرد داریم
    هنوز که هنوز است اینترنت با ثباتی نداریم
    قیمت اینترنت ما دو برابر افغانستان است
    هنوز که هنوز است به دختر می گوییم جنس دوم
    و ای بسا جنس سوم و چهارم نیز خلق شده اند
    هنوز که هنوز است کتاب ها چاپ نمی شوند
    هنوز که هنوز است آب پاکی از گلوی ما پایین نمی رود
    ما حداقل ها را هم نداریم،آنوقت می خواهید همه ی زندگی ما برای پول نباشد!
    همانطور که گفتم پول در اینجا حداقل نیازهای اولیه امان را بزطرف می کند . وقتی که نمی توانیم معمولی زندگی کنیم،یک شهروند باشیم،پذیرفته نمی شیم،دنبال قدرت نی رویم و چه چیزی بهتر از ثروت،پول قدرت به آدمی می بخشد؟

  8. فک نکن در مورد ما ایرانیا بدرستی صدق کنه
    اخه مکلاتی که ما ایرانیا داریم ,مشغله هایی که ما ایرانیا داریم هیچ ملت دیگه ای ندارن

  9. من همیشه به این موضوعی که گذاشتید فکر میکنم . همه مردم فکر میکنند . اما ما درس خوندنمون از همان کلاس اول دبستان ، جویای کار شدنمون کار کردنمون ، نوع و میزان خرج کردنمون تابع حکومته . حکومته که اگه خوب باشه * تلاش ، کار ، پول * جزئی از زندگی میشه نه همه زندگی و حکومت اگه بد و غارتگر جان و مال مردم باشه * تلاش ، کار ، پول * نه تنها سلول به سلول بدن ما رو در زنجیر میگیره بلکه جوابگوی نیازهای ابتدایی زندگی ما هم نمیشه .
    و یه چیزی یادمون نره که حکومت زمانی بد میشه که مردم بد شده باشن . و قوانین و سیاست های حکومت و فرمانروای یک کشور ، بستگی به هوش و ذکاوت فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی و جسارت مردم داره .

  10. بوی پول میآید!!

  11. دوستان همه چیز را گفتند . . .

  12. می گن پول داشتن لزوماً خوشبختی نمیاره، اما پول نداشتن حتماً بدبختی میاره! از این سخن حکیمانه که بگذریم در تأیید گفته های شما یه بیت از سعدی بنویسم که می گه:
    گدا را کند یک درم سیم سیر // فریدون به ملک عجم نیم سیر

  13. من دوست دارم جای پراید بنز داشته باشم که اگر تصادف کردم نمیرم. پس باید پول داشته باشم.
    جلوی بیمارستان اگر از درد فریاد بزنی و در حال جون دادن هم باشی اول باید بری صندوق حساب کنی. پول نداشته باشی میمیری.
    برادر برادرشو و پدر دخترشو به خاطر پول میکشه. همه چی پوله.
    من عاشق اینم که برم ونیز یا ابشار نیاگارا. من باید پول داشته باشم.
    همه چیز پوله. مجبورم الان که ۲۰ سالمه سخت کار کنم. روزی ۲۰ ساعت… تا بتونم تا ۲ یا سه ساله اینده ی زندگی خوبی رو برای خودم بسازم تا این اتفاق حداقل برای بچم نیوفته.
    همه چیز پوله. عشق ، ناموس همه چیز پوله… این متن فقط مختص به منطقه ی ۱ تهرانه. برای کسایی که دارن خوب خرج میکنن و الان این متن روشون تاثیر میذاره. هفته ای سه روز میرن شمال استراحت…

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.