قبرستان گجت‌ها؛ چه بلایی سر بمب‌های خبری نمایشگاه CES در ده سال گذشته آمد؟

نمایشگاه سی‌اس (CES) همواره ویترین زرق‌وبرق‌دار آینده بوده است اما وقتی گردوخاک تبلیغات فروکش می‌کند بسیاری از این ایده‌های انقلابی راهی زباله‌دان تاریخ می‌شوند. خواندن سرنوشت این گجت‌های نافرجام نه‌تنها یک سفر نوستالژیک و مفرح در دنیای فناوری است بلکه به ما می‌آموزد که چگونه تبلیغات شرکت‌ها می‌تواند منطق خریداران را کور کند. در این مقاله می‌خواهیم کالبدشکافی دقیقی از ایده‌های شکست‌خورده ده سال گذشته داشته باشیم و ببینیم چرا محصولاتی که روزی همه برایشان دست می‌زدند اکنون به زباله‌های الکترونیکی تبدیل شده‌اند. آیا واقعا این گجت‌ها به دلیل ضعف فنی شکست خوردند یا صرفا راه‌حل‌هایی برای مسائلی بودند که هرگز وجود خارجی نداشتند؟

فهرست مطالب

۱. کتری هوشمند متصل به وای‌فای؛ وقتی آشپزخانه زیادی باهوش می‌شود

کتری هوشمند یکی از بزرگ‌ترین نمادهای زیاده‌روی در اینترنت اشیا (IoT) بود که در میانه دهه گذشته معرفی شد. این دستگاه قرار بود به شبکه وای‌فای متصل شود تا شما بتوانید از اتاق خواب دمای آب را تنظیم کنید. اما در عمل کاربران دریافتند که برای پر کردن آب کتری همچنان باید تا آشپزخانه پیاده بروند. مشکلات امنیتی ناشی از سیستم‌عامل‌های ضعیف این کتری‌ها مسیر هکرهای کلاه‌سیاه را به شبکه‌های خانگی هموار کرد. در نهایت این ایده گران‌قیمت زیر بار هزینه‌های بالای ساخت و کاربری ضعیف خود کمر خم کرد.

۲. فلش اکسترنال جک هدفون؛ تلاش بیهوده برای نجات یک نوستالژی

وقتی اپل جک هدفون را از آیفون حذف کرد بازار پر شد از دانگل‌ها و فلش‌های عجیب که به پورت لایتنینگ متصل می‌شدند. یکی از این گجت‌ها یک فلش مموری بسیار کوچک بود که قرار بود هم‌زمان نقش جک هدفون و حافظه جانبی را بازی کند. سرعت پایین انتقال داده در کنار داغ شدن بیش از حد دستگاه خریداران را کلافه کرد. کاربران خیلی زود فهمیدند که استفاده از هدفون‌های بلوتوثی بسیار راحت‌تر از حمل این قطعه کوچک و آسیب‌پذیر است. این گجت در نهایت به سرعت از ویترین مغازه‌ها جمع شد و به خاطره‌ها پیوست.

۳. قاب‌های افزایش حافظه؛ نبرد نافرجام با انحصار اپل

کمبود حافظه آیفون‌های پایه در سال‌های گذشته کابوس همیشگی کاربران بود و شرکت‌ها با قاب‌های هوشمند مجهز به درگاه کارت حافظه به میدان آمدند. این قاب‌ها با اپلیکیشن‌های اختصاصی کار می‌کردند که مدام کرش می‌کردند و با آپدیت‌های iOS ناسازگار بودند. ضخامت بیش از حد قاب‌ها زیبایی گوشی را کاملا نابود می‌کرد و وزن دستگاه را دو برابر می‌ساخت.
سیاست‌های سخت‌گیرانه اپل در دسترسی به فایل‌های سیستمی میخ آخر را بر تابوت این ایده کوبید. امروزه با ارزان شدن حافظه‌های ابری دیگر کسی به فکر خرید این قاب‌های زمخت نمی‌افتد.

۴. تلویزیون‌های سه‌بعدی بدون نیاز به عینک؛ سرابی در پذیرایی خانه

تماشای تصاویر سه‌بعدی بدون عینک‌های سنگین وعده هیجان‌انگیزی بود که غول‌های فناوری در لاس‌وگاس روی آن مانور می‌دادند. این فناوری بر پایه پنل‌های عدسی شکل (Lenticular) کار می‌کرد که زاویه دید بسیار محدودی داشتند. اگر کاربر فقط چند سانتی‌متر سر خود را تکان می‌داد تصویر بلافاصله تار و باعث سردرد شدید می‌شد.
تولیدکنندگان محتوا نیز تمایلی به سرمایه‌گذاری روی این فرمت‌های خاص و محدود نشان ندادند. این ایده لوکس بدون داشتن محتوای مناسب و به علت قیمت‌های نجومی خیلی زود از بازار حذف شد.

۵. دستبندهای سنجش احساسات؛ جاسوسان بیومتریک ناکارآمد

این دستبندها با اندازه‌گیری رسانایی پوست و ضربان قلب ادعا می‌کردند که می‌توانند میزان استرس و نوسانات خلقی شما را در طول روز پایش کنند. ایده اولیه این بود که با هشدار مکرر به کاربر به او برای حفظ آرامش ذهنی کمک کنند. اما خروجی سنسورها به شدت تحت تاثیر دمای محیط و رطوبت پوست قرار می‌گرفت و تحلیل‌های کاملا اشتباه ارائه می‌داد. در واقع آلارم‌های مکرر این گجت‌ها درباره بالا رفتن استرس خود به عامل جدیدی برای ایجاد اضطراب تبدیل شده بود.

۶. پهپادهای سلفی‌بگیر جیبی؛ پروازهای کوتاهی که به سقوط انجامید

پهپادهای کوچکی که قرار بود مانند یک حشره خانگی دور شما چرخ بزنند و سلفی بگیرند یکی از داغ‌ترین ترندهای نمایشگاه بودند. این گجت‌ها به دلیل ابعاد بسیار کوچکشان باتری‌های بسیار ضعیفی داشتند که به سختی پنج دقیقه پرواز را دوام می‌آورد. موتورهای ضعیف آن‌ها با کوچک‌ترین نسیمی منحرف می‌شدند و دوربین‌های بدون لرزشگیر تصاویر تاری ثبت می‌کردند. در نهایت سقوط‌های مکرر روی سر عابران یا گم شدن در میان شاخ و برگ درختان به عمر کوتاه این پرنده‌های کوچک پایان داد.

۷. ماسک‌های تصفیه هوای سایبرپانکی؛ یادگاری عجیب دوران پاندمی

در اوج دوران کرونا شرکت‌های فناوری ماسک‌های تصفیه هوا با چراغ‌های ال‌ای‌دی (LED) و فن‌های داخلی فعال را معرفی کردند. این ماسک‌ها ظاهری شبیه به فیلم‌های علمی تخیلی داشتند و با قیمت‌های چندصد دلاری فروخته می‌شدند. سنگینی ماسک روی صورت و صدای مداوم فن‌ها در نزدیکی گوش تجربه کاربری بسیار آزاردهنده‌ای را رقم می‌زد.
با فروکش کردن پاندمی و بازگشت شرایط عادی جامعه ترجیح داد به جای این ماسک‌های سنگین از نمونه‌های ساده استفاده کند. اکنون این ماسک‌های گران‌قیمت در کشوی گیک‌ها خاک می‌خورند.

۸. پروژکتورهای تعاملی روی میز؛ تلاش برای حذف نمایشگرهای فیزیکی

پروژکتورهای تعاملی قرار بود هر سطح صافی مثل میز یا دیوار را به یک تبلت لمسی بزرگ تبدیل کنند. دوربین‌های مادون قرمز این دستگاه‌ها حرکت انگشتان شما را ردیابی می‌کردند تا دستورات لمسی را شبیه‌سازی کنند. اما این سیستم در محیط‌های پرنور کارایی خود را کاملا از دست می‌داد و بازتاب نور چشم را اذیت می‌کرد.
تاخیر در پاسخ‌دهی و عدم دقت در ردیابی ژست‌های حرکتی مانع بزرگی برای تایپ یا بازی بود. سرمایه‌گذاران متوجه شدند تبلت‌های معمولی کارایی بسیار بالاتری نسبت به این پروژکتورهای حساس دارند.

۹. بندهای هوشمندکننده ساعت آنالوگ؛ وصله ناجور دنیای سنت و مدرنیته

برای کسانی که عاشق ساعت‌های کلاسیک بودند اما قابلیت‌های هوشمند می‌خواستند بندهای مجهز به نمایشگر کوچک ساخته شد. این بندها قرار بود نوتیفیکیشن‌ها را روی مچ دست شما نمایش دهند بدون اینکه ظاهر ساعت کلاسیک خراب شود. شارژ کردن مداوم بند ساعت در کنار ضخامت غیرعادی آن حس خوشایندی برای خریداران نداشت. اتصال بلوتوث این بندها نیز مدام قطع می‌شد و عملا کارایی اصلی خود را از دست می‌داد. عاشقان ساعت‌های لوکس ترجیح دادند اصالت ساعت خود را با این تکنولوژی‌های خام خراب نکنند.

۱۰. ربات‌های همدم خانگی؛ اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت تنهایی

ربات‌های کوچک با چشم‌های کارتونی و صدای دیجیتالی مهربان قرار بود اعضای جدید خانواده‌های ما باشند. این ربات‌ها قرار بود آب‌وهوا را بخوانند و برای بچه‌ها داستان بگویند و خانه را نظارت کنند. در واقعیت آن‌ها چیزی فراتر از یک اسپیکر هوشمند چرخ‌دار نبودند که مدام به پایه‌های مبل گیر می‌کردند. قیمت بالای هزار دلار برای دستگاهی که کارایی خاصی نداشت خریداران را به سرعت پشیمان کرد. بسیاری از شرکت‌های سازنده این ربات‌ها ورشکست شدند و سرورهای پشتیبانی آن‌ها برای همیشه خاموش شد.

۱۱. هدست‌های واقعیت مجازی موبایلی؛ سقوط زودهنگام یک پلتفرم ارزان

زمانی که گوگل با کاردبورد (Cardboard) و سامسونگ با گیر وی‌آر (Gear VR) وارد شدند همه فکر می‌کردند واقعیت مجازی ارزان‌قیمت آینده را می‌سازد. قرار دادن گوشی در یک محفظه پلاستیکی برای تماشای محتوای سه‌بعدی در ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسید. اما وضوح پایین نمایشگر گوشی‌ها پیکسل‌ها را به شدت نمایان می‌کرد و باعث ایجاد حالت تهوع می‌شد. داغ شدن بیش از حد گوشی و مصرف وحشتناک باتری لذت تماشا را به سرعت از بین می‌برد. با ورود هدست‌های مستقل مانند کوئست این پلتفرم‌های وابسته به موبایل به طور کامل منقرض شدند.

۱۲. لباس‌های هوشمند ورزشی؛ سنسورهایی که زیر اتو سوختند

تی‌شرت‌ها و شلوارهای ورزشی با سنسورهای تاروپودی قرار بود ضربان قلب و نحوه تنفس شما را دقیق‌تر از ساعت‌ها ثبت کنند. ایده جذابی بود اما فرآیند شستشوی این لباس‌ها به یک چالش بسیار بزرگ تبدیل شد. ماشین لباسشویی و شوینده‌ها به مرور زمان سنسورهای حساس را از کار می‌انداختند و لباس کارایی خود را از دست می‌داد. قیمت بالای این پوشاک ورزشی در مقایسه با عمر مفید بسیار کوتاه آن‌ها اصلا توجیه اقتصادی نداشت. امروزه ورزشکاران ترجیح می‌دهند از همان ساعت‌های هوشمند مقاوم و بی دردسر استفاده کنند.

۱۳. قفل‌های بیومتریک تشخیص چهره؛ امنیت به قیمت معطلی پشت در

قفل‌های در ورودی با قابلیت تشخیص چهره قرار بود کلیدهای سنتی را برای همیشه به تاریخ بسپارند. این قفل‌ها در نمایشگاه با سرعت بالایی چهره‌ها را شناسایی می‌کردند اما در دنیای واقعی شرایط متفاوت بود. تغییرات نور محیط در شب یا پوشیدن کلاه و عینک سیستم هوش مصنوعی قفل را به اشتباه می‌انداخت. مصرف بالای باتری دوربین‌ها باعث می‌شد قفل‌ها در مواقع حساس ناگهان خاموش شوند و کاربر پشت در بماند. مسائل امنیتی مربوط به امکان فریب دادن سیستم با عکس‌های باکیفیت نیز ضربه نهایی را به این ایده زد.

۱۴. مسواک‌های تحلیل‌کننده بزاق؛ آزمایشگاه تشخیص طبی در دهان شما

مسواک‌های هوشمندی معرفی شدند که ادعا می‌کردند با تحلیل بزاق دهان می‌توانند بیماری‌های پنهان را شناسایی کنند. این مسواک‌ها داده‌های به دست آمده را به اپلیکیشن گوشی می‌فرستادند تا توصیه‌های پزشکی ارائه دهند. اما سنسورهای شیمیایی ظریف به کار رفته در مسواک با خمیردندان‌ها واکنش نشان می‌دادند و نتایج غلطی ثبت می‌کردند. هزینه تعویض دوره‌ای این سنسورها بسیار بالا بود و اکثر کاربران توان پرداخت آن را نداشتند. در نهایت دندان‌پزشکان اعلام کردند مسواک زدن صحیح بسیار مهم‌تر از تحلیل‌های بی‌پایه این دستگاه‌ها است.

۱۵. کفش‌های خودبند آینده‌نگرانه؛ وقتی بستن بند کفش هم هوشمند می‌شود

الهام از فیلم‌های تخیلی منجر به ساخت کفش‌های ورزشی شد که با اپلیکیشن یا دکمه‌های کناری سفت می‌شدند. موتورهای تعبیه شده در کفی کفش وزن زیادی به آن اضافه می‌کردند و راحتی پیاده‌روی را کاهش می‌دادند. نیاز به شارژ کردن مداوم کفش‌ها یک کار خنده‌دار و اضافی در برنامه روزانه کاربران بود.
قیمت چندصد دلاری این کفش‌ها آن‌ها را به یک کالای لوکس و بدون کاربرد واقعی تبدیل کرد. پس از فروکش کردن هیجان اولیه این فناوری از خط تولید برندهای بزرگ کفش حذف شد.

۱۶. آینه‌های مجهز به دستیار صوتی؛ صحبت با هوش مصنوعی هنگام مسواک زدن

آینه‌های هوشمند قرار بود صبح‌ها هنگام آماده شدن وضعیت ترافیک و اخبار روز را روی شیشه به شما نمایش دهند. رطوبت بالای حمام و بخار آب دشمن اصلی قطعات الکترونیکی حساس پشت آینه بودند. صدای دستیار صوتی در فضای کاشی‌کاری شده حمام با پژواک شدیدی همراه بود و به سختی شنیده می‌شد. کثیف شدن مداوم شیشه آینه با لکه‌های آب و خمیردندان کارایی بخش نمایشگر آن را به شدت کاهش می‌داد. کاربران ترجیح دادند گوشی خود را روی روشویی بگذارند تا اینکه هزینه سنگینی برای خرید آینه بپردازند.

۱۷. یخچال‌های هوشمند با نمایشگرهای غول‌پیکر؛ تبلت‌هایی متصل به درب فریزر

ایده یخچال هوشمند که به شما می‌گوید چه موادی در حال فاسد شدن هستند بسیار جذاب به نظر می‌رسید. اما دوربین‌های داخلی یخچال زاویه دید محدودی داشتند و مواد غذایی پشت ظروف بزرگ پنهان می‌شدند. نرم‌افزار این یخچال‌ها به دلیل عدم آپدیت توسط سازندگان پس از چند سال کارایی خود را از دست داد و بسیار کند شد. خرید یک تبلت مجزا برای آشپزخانه کارایی بسیار بالاتری داشت و هزینه بسیار کمتری روی دست مشتری می‌گذاشت. خریداران متوجه شدند که یک تبلت ارزان‌قیمت بسیار بهتر از یک نمایشگر قفل‌شده روی یخچال کار می‌کند.

۱۸. مترجم‌های جیبی آفلاین؛ بازندگان بزرگ عصر الگوریتم‌های ابری

دستگاه‌های کوچک ترجمه همزمان جیبی که بدون نیاز به اینترنت کار می‌کردند توجه مسافران زیادی را به خود جلب کردند. این مترجم‌ها پردازنده‌های ضعیفی داشتند و دایره لغات آفلاین آن‌ها بسیار محدود و ابتدایی بود. با پیشرفت سریع هوش مصنوعی و نرم‌افزارهای رایگان موبایلی نیاز به خرید یک دستگاه مجزا کاملا بین رفت.
اپلیکیشن‌های ترجمه ابری با سرعت و دقت بی‌نظیر خود این گجت‌های تک‌کاره را به زباله تبدیل کردند. بازار این مترجم‌های فیزیکی اکنون به طور کامل از بین رفته است.

۱۹. گلدان‌های هوشمند سخنگو؛ وقتی گیاهان هم نوتیفیکیشن می‌فرستند

گلدان‌هایی با سنسورهای رطوبت و نور ساخته شدند که قرار بود زمان دقیق آبیاری گیاه را با پیامک اعلام کنند. این سنسورها در اثر تماس مداوم با خاک مرطوب و املاح آب دچار خوردگی شدید می‌شدند. برنامه‌ریزی اپلیکیشن برای گیاهان مختلف بسیار ناقص بود و اغلب باعث خشک شدن یا پوسیدگی ریشه گیاه می‌شد.
علاقه‌مندان به گل و گیاه فهمیدند لمس خاک با انگشت روشی بسیار دقیق‌تر و ارزان‌تر از سنسورهای الکترونیکی است. این گلدان‌های گران‌قیمت سرانجامی جز انبار خانه‌ها پیدا نکردند.

۲۰. قاشق و چنگال‌های کالری‌شمار؛ مربیان تغذیه با طعم فلز

قاشق و چنگال‌هایی طراحی شدند که با لرزش خود به کاربر هشدار می‌دادند سریع غذا نخورد و کالری را محاسبه کند. سنسورهای وزن درون دسته قاشق به دلیل توزیع نامناسب جرم غذا داده‌های بسیار اشتباهی ثبت می‌کردند. شستشوی دستی این ابزارها با احتیاط فراوان یک کار آزاردهنده بعد از صرف هر وعده غذایی بود.
محدودیت‌های فنی مانع از آن شد که این گجت‌ها بتوانند به یک ابزار رژیمی واقعی تبدیل شوند. کاربران ترجیح دادند به جای این قاشق‌های سنگین سبک زندگی خود را به صورت ذهنی تغییر دهند.

۲۱. هدبندهای بهبود کیفیت خواب؛ وعده‌های شیرین برای رویاهای دیجیتال

هدبندهایی که با پخش فرکانس‌های صوتی خاص ادعا می‌کردند خواب عمیق‌تری برای شما به ارمغان می‌آورند در نمایشگاه غوغا کردند. بستن یک تل پلاستیکی سفت روی سر هنگام خواب برای اکثر افراد آزاردهنده و خواب‌زدا بود. سنسورهای ثبت امواج مغزی این دستگاه‌ها در طول شب مدام از روی پیشانی جابه‌جا می‌شدند و سیگنال‌های اشتباهی ثبت می‌کردند. تحقیقات علمی مستقل نشان داد که تاثیر این صداها بیشتر جنبه روانی داشته و کیفیت خواب را به طور واقعی بهبود نمی‌بخشد.

۲۲. چمدان‌های تعقیب‌کننده خودکار؛ همراهان سرگردان در ترمینال‌های شلوغ

چمدان‌های چرخ‌داری که با سیگنال مچ‌بند به دنبال صاحب خود راه می‌افتادند ایده جذابی برای مسافران فرودگاه‌ها بودند. سنسورهای رادار این چمدان‌ها در محیط‌های شلوغ فرودگاه گیج می‌شدند و با مسافران دیگر برخورد می‌کردند. قوانین سخت‌گیرانه خطوط هوایی درباره ممنوعیت باتری‌های لیتیومی بزرگ در بخش بار ضربه مهلکی به این محصول زد. چمدانی که اجازه ورود به هواپیما را نداشته باشد عملا هیچ فایده‌ای برای یک مسافر پروازهای بین‌المللی ندارد.

۲۳. هدفون‌های تصفیه‌کننده هوا؛ ماسک‌های عجیب دنیای موسیقی

ادغام یک هدفون دورگوشی با یک ماسک تصفیه هوای فعال جلوی دهان یکی از عجیب‌ترین طراحی‌های صنعتی بود. این محصول قرار بود هم صدای باکیفیت و هم هوای پاک را در شهرهای شلوغ به شما هدیه دهد. سنگینی بیش از حد دستگاه روی گردن و ظاهر خنده‌دار آن مانع از پذیرش عمومی جامعه شد. صدای کارکرد فن‌های تصفیه هوا درون کاپ‌های هدفون نشت می‌کرد و کیفیت موسیقی را به شدت کاهش می‌داد. خریداران این گجت ترجیح دادند از هدفون معمولی و ماسک ساده به طور جداگانه استفاده کنند.

۲۴. ردیاب‌های پت با تحلیل پارس؛ تلاش برای فهمیدن زبان سگ‌ها

گجت‌های کوچکی که به قلاده سگ‌ها متصل می‌شدند و ادعا می‌کردند فرکانس صدای پارس آن‌ها را به احساسات ترجمه می‌کنند. این دستگاه‌ها با الگوریتم‌های هوش مصنوعی ساده احساساتی مثل شادی یا خشم را روی گوشی نمایش می‌دادند. نتایج این گجت در مواجهه با نژادهای مختلف سگ با تفاوت‌های ساختاری صدا کاملا غیرقابل اعتماد بود. صاحبان حیوانات به سرعت فهمیدند که زبان بدن سگشان بسیار گویاتر از این گجت‌های فانتزی و گران‌قیمت است.

جمع‌بندی نهایی

بسیاری از بمب‌های خبری نمایشگاه سی‌اس در ده سال گذشته ثابت کردند که تکنولوژی بدون کاربرد واقعی محکوم به فناست. این گجت‌های پر زرق‌وبرق که با تبلیغات فراوان معرفی شدند در نهایت به زباله‌های الکترونیکی تبدیل گشتند زیرا به جای حل مشکلات واقعی کاربران صرفا به دنبال نمایش توانایی‌های فنی خام بودند. خریداران هوشمند امروز می‌دانند که بهترین گجت ابزاری است که زندگی را ساده‌تر کند نه اینکه خود به وظیفه‌ای جدید تبدیل شود.

سوالات متداول

۱. چرا بیشتر گجت‌های معرفی شده در نمایشگاه‌های بزرگ هرگز به تولید انبوه نمی‌رسند؟
بسیاری از شرکت‌ها از این رویدادها صرفا به عنوان ابزاری برای جذب سرمایه‌گذار یا نمایش قدرت برند خود استفاده می‌کنند. نمونه‌های اولیه نمایش داده شده اغلب دست‌ساز بوده و استانداردهای لازم برای تولید صنعتی ارزان‌قیمت را ندارند. هزینه‌های بالای زنجیره تامین مانع از تجاری‌سازی این محصولات می‌شود. در نهایت این ایده‌ها پس از اتمام نمایشگاه در آرشیو شرکت‌ها بایگانی می‌شوند.
۲. نقش هوش مصنوعی در احیای گجت‌های قدیمی شکست‌خورده چیست؟
هوش مصنوعی محلی و پردازش ابری پیشرفته جان تازه‌ای به برخی ابزارهای قدیمی بخشیده‌اند. برای مثال مترجم‌های جیبی اکنون با اتصال به مدل‌های زبانی بزرگ بسیار دقیق‌تر از قبل کار می‌کنند. پردازش هوشمند تصویر نیز مشکلات سنسورهای ضعیف قدیمی را تا حد زیادی حل کرده است. اما کماکان محدودیت‌های سخت‌افزاری پابرجا هستند.
۳. آیا زباله‌های الکترونیکی ناشی از این گجت‌ها قابل بازیافت هستند؟
بسیاری از این ابزارهای فانتزی به دلیل استفاده از چسب‌های قوی بازیافت بسیار دشواری دارند. جداسازی باتری‌های لیتیومی کوچک از بدنه پلاستیکی این دستگاه‌ها فرآیندی زمان‌بر و خطرناک است. اکثر این وسایل در نهایت در خاک‌چال‌ها رها شده و مواد سمی وارد طبیعت می‌کنند. طراحی یکپارچه این محصولات بزرگ‌ترین مانع برای بازیافت اصولی آن‌ها است.
۴. چگونه قبل از خرید یک گجت جدید بفهمیم که با یک هایپ تبلیغاتی روبرو هستیم؟
همیشه به این فکر کنید که آیا این دستگاه کاربری ساده‌تر از روش‌های سنتی موجود دارد یا خیر. اگر برای انجام یک کار ساده نیاز به چند مرحله نرم‌افزاری پیچیده دارید محصول کاربردی نیست. بررسی نقدهای مستقل پس از عرضه عمومی بهترین راه برای ارزیابی کارایی واقعی دستگاه است. فریب ویدیوهای تبلیغاتی ویروسی را نخورید.
۵. چرا تلویزیون‌های سه‌بعدی با وجود تبلیغات زیاد به سرعت از خانه‌ها جمع شدند؟
خستگی چشم و سردرد ناشی از تماشای طولانی‌مدت تصاویر سه‌بعدی دلیل اصلی نارضایتی خریداران بود. عینک‌های گران‌قیمت و سنگین نیز لذت تماشای گروهی در جمع‌های خانوادگی را از بین می‌بردند. شبکه‌های تلویزیونی به دلیل هزینه‌های بالا مایل به پخش مداوم برنامه‌های سه‌بعدی نبودند. با پیشرفت وضوح فورکی (4K) سازندگان تمرکز خود را تغییر دادند.
۶. آیا اینترنت اشیا در وسایل آشپزخانه واقعا کاربرد مفیدی دارد؟
اتصال به اینترنت در برخی وسایل مانند فرها برای کنترل دمای پخت از راه دور مفید است. اما در وسایل ساده‌ای مانند کتری یا قاشق این اتصال کارایی واقعی خاصی ایجاد نمی‌کند. اضافه کردن ماژول‌های وای‌فای صرفا قیمت محصول و احتمال خرابی آن را بالا می‌برد. کاربران معمولا پس از چند بار استفاده دیگر بخش هوشمند را فعال نمی‌کنند.
۷. قوانین جدید خطوط هوایی چه تاثیری بر آینده گجت‌های مسافرتی هوشمند دارد؟
ممنوعیت باتری‌های لیتیومی جدا نشدنی طراحی چمدان‌های هوشمند را به طور کامل تغییر داده است. شرکت‌ها اکنون مجبورند باتری‌ها را به صورت کشویی و قابل جداسازی توسط کاربر طراحی کنند. این موضوع کارایی سیستم‌های ردیابی آنلاین چمدان را در زمان خاموش بودن باتری کاهش می‌دهد. قوانین سخت‌گیرانه حمل مواد شیمیایی نیز بر این ابزارها تاثیرگذار بوده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

6 دیدگاه

  1. نمی دونم چرا. فونت قالب جدید یا شاید خود قالب جدید چشمم را اذیت می کنه و وقتی مطالب یه کم طولانی تر میشه اخرهای مطلب را نمی خونم. :( این مشکل را فقط با یک پزشک دارم و تو قالب قدیمی نداشتم.
    این فقط مشکل منه یا بقیه هم اینطورین؟

    1. من هم موافقم ، کلا قالب و فونت جدید سایت موجب شده که جذابیت و ذهنیت من از سایت کاهش پیدا کنه ، دکتر مجیدی عزیز من از خوانندگان مطالبتون از زمانی که وبلاگ بود تا به حال هستم ، شاید از همون خوانندگان خاموش که همواره میکید ولی شلوغی تبلیغات و قالب جدیدتون خیلی آزار دهنده است و من ترجیح میدم از طریق فلیپ بورد یا نرم افزار جدیدتون مطالبتون رو بخونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]