ژاندارک: از توهم شنیداری تا تقدیس سیاسی و بازنمایی‌های سینمایی

ژاندارک یا دوشیزه اورلئان یکی از جنجالی‌ترین و جذاب‌ترین چهره‌های تاریخ قرون وسطا است که داستان زندگی‌اش مرز میان افسانه، مذهب، سیاست و روان‌پزشکی را کمرنگ می‌کند. دختری دهقان که در میانه جنگ‌های صدساله ناگهان ادعای شنیدن صداهای غیبی کرد و فرماندهی بخشی از ارتش فرانسه را به دست گرفت اما در نهایت در ۱۹ سالگی به اتهام الحاد در آتش سوزانده شد. در این مقاله جامع می‌خواهیم ابعاد تاریخی، شواهد علمی و روان‌شناختی وضعیت ذهنی او، تحلیل‌های سینمایی از آثار کلاسیک تا لوک بسون و حقایق تلخ پشت پرده دادگاه او را بررسی کنیم تا متوجه شویم چگونه یک دختر روستایی ساده به نماد ملی فرانسه تبدیل شد.

۱. بستر تاریخی جنگ‌های صدساله و ظهور یک منجی

قرن پانزدهم میلادی برای فرانسه یکی از تاریک‌ترین دوران‌های تاریخی بود که در آتش جنگ‌های ویرانگر می‌سوخت. نبردهای طولانی‌مدت میان پادشاهی انگلستان و خاندان والوا (House of Valois) بر سر تاج و تخت فرانسه، رمق این سرزمین را گرفته بود و قحطی، طاعون و غارتگری سربازان مزدور، زندگی مردم عادی را به جهنمی واقعی تبدیل کرده بود. در این میان پیمان صلح تروا (Treaty of Troyes) ضربه نهایی را وارد کرد و شاهزاده شارل، ولیعهد قانونی فرانسه را از ارث محروم ساخت تا پادشاه انگلستان خود را فرمانروای هر دو سو بخواند.

در چنین فضای ناامیدکننده‌ای که پاریس و بخش‌های شمالی کشور کاملاً در اشغال نیروهای متحد انگلیسی و بورگینیون‌ها بود، نیاز به یک معجزه یا نیروی محرک فرامادی به شدت احساس می‌شد. مردم خسته از جنگ به پیشگویی‌های قدیمی متوسل می‌شدند که ادعا می‌کرد زنی نابودکننده، فرانسه را به باد داده و دوشیزه‌ای از مرزهای لورن (Lorraine) آن را نجات خواهد داد. این اتمسفر غلیظ مذهبی و سیاسی دقیقاً همان بستری بود که ژاندارک نوجوان در آن رشد کرد و باورهای آتشین خود را شکل داد.

۲. صداهایی در تاریکی؛ مکاشفات یا اختلالات نورولوژیک؟

در سال ۱۴۲۵ میلادی هنگامی که ژن تنها سیزده سال داشت در باغ پدرش در دومرمی (Domrémy) اولین تجربه شنیداری و دیداری خود را ثبت کرد. او ادعا کرد که نوری درخشان را دیده و صدای فرشته میکائیل (Saint Michael)، کاترین مقدس و مارگارت مقدس را شنیده است که به او دستور می‌دادند پارسا باشد، کلیسا را محترم بدارد و برای نجات فرانسه و تاج‌گذاری ولیعهد اقدام کند. این صداها ابتدا ساده و اخلاقی بودند اما با گذشت زمان لحنی حماسی و دستوراتی نظامی به خود گرفتند.

پژوهشگران مدرن و متخصصان اعصاب فرضیه‌های متعددی را درباره منشأ این صداها مطرح کرده‌اند که از صرع لوب تمپورال (Temporal lobe epilepsy) تا اسکیزوفرنی متغیر است. برخی از پزشکان احتمال می‌دهند که او دچار سل مغزی ناشی از مصرف شیر غیرپاستوریزه بوده که منجر به توهمات شنوایی و بینایی می‌شده است. با این حال قدرت هدایت، تمرکز ذهنی بالا و پاسخ‌های زیرکانه او در دادگاه نشان می‌دهد که عملکرد شناختی او دستخوش زوال ذهنی متداول در بیماران روانی نبوده است.

۳. ملاقات با شارل هفتم و آزمون باکرگی در دربار

ژاندارک با اصرار فراوان توانست حاکم محلی را متقاعد کند تا مقدمات سفر او به دربار موقت شارل هفتم در شینون (Chinon) را فراهم سازد. روایت‌های تاریخی می‌گویند که شارل برای آزمایش ژاندارک لباس معمولی پوشید و در میان درباریان پنهان شد اما ژاندارک بدون تردید به سمت او رفت و او را به عنوان پادشاه واقعی خطاب کرد. این ملاقات که در فضایی آکنده از بدبینی درباریان و کشیشان رخ داد، نیازمند اثبات حقانیت ادعاهای مذهبی این دختر روستایی بود.

برای اطمینان از اینکه او فرستاده شیطان نیست، شارل او را به پواتیه (Poitiers) فرستاد تا توسط هیئتی از الهیات‌دانان ارشد و قابله‌های دربار معاینه شود. آنها نه تنها سلامت روانی و باورهای مذهبی او را تایید کردند بلکه باکرگی او را نیز اثبات نمودند که در آن زمان نشانه‌ای از طهارت روحی و دوری از جادوگری به شمار می‌رفت. این تأییدیه رسمی راه را برای مسلح شدن او و حرکت به سمت جبهه‌های جنگ هموار کرد.

۴. شکست حصر اورلئان؛ معجزه نظامی یا جنگ روانی؟

اورلئان آخرین دژ دفاعی فرانسه در شمال بود و سقوط آن به معنای تسلط کامل انگلستان بر جنوب کشور بود. ژاندارک در بهار ۱۴۲۹ با زرهی سپید و پرچمی مزین به نام عیسی و مریم وارد شهر محاصره‌شده شد و روحیه‌ای تازه در کالبد سربازان ناامید دمید. حضور او موجی از انرژی مذهبی و ملی ایجاد کرد که محاسبات جنگی انگلیسی‌ها را کاملاً به هم ریخت زیرا آنها تصور می‌کردند با یک جادوگر شیطانی روبه‌رو هستند.

اگرچه ژاندارک آموزش نظامی ندیده بود اما با اتخاذ تصمیمات تهاجمی و بی‌پروا، بن‌بست چندماهه محاصره را در عرض چند روز شکست. او شخصاً در خط مقدم نبرد حضور داشت و حتی با وجود زخمی شدن بر اثر برخورد تیر به شانه‌اش، میدان را ترک نکرد تا نیروهایش با انگیزه مضاعف دژهای انگلیسی را تصرف کنند. این پیروزی درخشان بلافاصله به عنوان تاییدی الهی بر ماموریت او تعبیر شد.

۵. تله بورگینیون‌ها و خیانت دربار فرانسه

پس از فتح اورلئان و باز کردن مسیر برای تاج‌گذاری رسمی شارل هفتم در ریمس، ژاندارک به اوج شهرت و قدرت رسید. اما دربار فرانسه که اکنون به هدف اصلی خود یعنی مشروعیت‌بخشی به پادشاه رسیده بود، تمایلی به ادامه جنگ‌های پرهزینه و تهاجمی نداشت. ژاندارک اصرار داشت که پاریس باید فوراً آزاد شود اما کارشکنی‌ها و بی‌توجهی‌های شارل موجب شد که حملات او به پایتخت با شکست مواجه شود و او در جبهه نظامی تنها بماند.

در جریان نبرد کمپین (Compiègne) در سال ۱۴۳۰ میلادی، ژاندارک در حالی که تلاش می‌کرد عقب‌نشینی نیروهایش را پوشش دهد، با بسته شدن ناگهانی دروازه‌های شهر مواجه شد و به دام نیروهای بورگینیون افتاد. شاه فرانسه که سلطنت خود را مدیون او بود هیچ تلاشی برای پرداخت فدیه یا نجات او انجام نداد و متحدان فرانسوی انگلیسی‌ها با کمال میل او را در ازای مبلغی هنگفت به ارتش انگلستان فروختند.

۶. دادگاه تفتیش عقاید روئن؛ بازی سیاسی با برگ مذهب

انگلیسی‌ها برای از بین بردن افسانه دوشیزه اورلئان نیاز داشتند ثابت کنند که پیروزی‌های او ناشی از جادوی سیاه و تسخیرشدگی شیطانی بوده است. آنها محاکمه او را به یک دادگاه کلیسایی در شهر روئن سپردند که تحت هدایت اسقف پی‌یر کاشن (Pierre Cauchon)، حامی سرسخت انگلستان، اداره می‌شد. این دادگاه یک نمایش سیاسی با پوشش الهیاتی بود که در آن ابتدایی‌ترین حقوق متهم نادیده گرفته شد.

ژاندارک ماه‌ها در یک زندان نظامی و تحت مراقبت نگهبانان مرد نگهداری شد که برای امنیت خود مجبور بود مدام لباس‌های مردانه بپوشد. در جلسات بازجویی، قضات تلاش می‌کردند با طرح سوالات پیچیده الهیاتی او را به دام بیندازند، اما پاسخ‌های هوشمندانه و ساده او حتی قضات متعصب را شگفت‌زده می‌کرد. وقتی از او پرسیدند آیا در فیض الهی قرار داری؟ پاسخ داد: اگر نیستم، خدا مرا در آن قرار دهد و اگر هستم، مرا در آن حفظ کند.

سوزانده شدن ژاندارک در آتش کلیسای قرون وسطا

۷. شعله‌های آتش در میدان ویو مارشه

سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان و فشارهای شدید سیاسی، دادگاه ژاندارک را در چندین مورد از جمله پوشیدن لباس مردانه و ادعای دروغین ارتباط با خدا محکوم کرد. در ۳۰ می ۱۴۳۱، این دختر ۱۹ ساله را به میدان ویو مارشه در روئن بردند تا حکم اعدام با آتش را اجرا کنند. او در حالی که صلیبی چوبی را در دست فشرده بود و نام عیسی را فریاد می‌زد، در میان شعله‌های آتش سوخت.

جلادان انگلیسی برای اینکه مطمئن شوند چیزی از جسد او باقی نمانده تا به عنوان تبرک توسط مردم جمع‌آوری شود، خاکستر او را چندین بار سوزاندند و بقایا را به رودخانه سن (Seine) ریختند. مرگ دردناک او نه تنها شعله‌های مقاومت فرانسوی‌ها را خاموش نکرد، بلکه از او یک شهید راه وطن ساخت که خونش انگیزه‌ای قوی‌تر برای اخراج کامل انگلیسی‌ها از خاک فرانسه شد.

۸. اعاده حیثیت پانصد سال بعد؛ قدیسه‌ای برای مصلحت ملی

بیست سال پس از مرگ ژاندارک و با پایان یافتن جنگ‌های صدساله، شارل هفتم که نمی‌خواست مشروعیت تاج‌گذاری‌اش زیر سایه تایید یک جادوگر محکوم قرار داشته باشد، دستور بازنگری پرونده را صادر کرد. دادگاه جدیدی توسط پاپ کالیستوس سوم تشکیل شد و پس از بررسی شهادت‌ها، حکم قبلی را باطل و ژاندارک را بی‌گناه و شهید اعلام کرد. این گام نخست برای تبدیل او به یک نماد ملی بود.

فرآیند تقدیس رسمی او در کلیسای کاتولیک قرن‌ها به طول انجامید تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۲۰ توسط پاپ بندیکت پانزدهم به عنوان قدیسه (Saint) معرفی شد. این اقدام مذهبی دقیقاً در دورانی رخ داد که فرانسه پس از جنگ جهانی اول نیاز به بازسازی هویت ملی و وحدت مذهبی داشت؛ نمونه‌ای بارز از استفاده ابزاری سیاست از چهره‌های تاریخی قرون وسطا.

۹. بازخوانی پرونده روان‌پزشکی ژاندارک در عصر مدرن

پدیده‌های روانی مرتبط با ژاندارک همواره مورد توجه روان‌پزشکان و عصب‌پژوهان بوده است. امروزه برخی از نظریه‌پردازان پدیده مکاشفات او را با سندروم‌های خاصی مقایسه می‌کنند که در آن بیمار بدون افت عملکردهای اجرایی مغز، دچار توهمات سازمان‌یافته مذهبی می‌شود. این امر به ویژه در تاریخ ادیان و صوفی‌گری نمونه‌های متعددی دارد که در آنها فرد خود را مامور انجام رسالتی بزرگ می‌بیند.

از منظر جامعه‌شناسی بالینی، فشارهای روانی ناشی از جنگ و فروپاشی اجتماعی دوران کودکی او می‌توانسته عاملی برای بروز مکانیسم‌های دفاعی مغز به صورت فرافکنی شنیداری باشد. روان‌شناسانی چون کارل یونگ (Carl Jung) معتقدند ژاندارک توانست به ناخودآگاه جمعی جامعه فرانسه در آن دوره وصل شود و نماد کهن‌الگویی دوشیزه جنگجو را بیدار کند که همین امر نفوذ باورنکردنی او را رقم زد.

۱۰. بررسی سینمایی: شاهکار خاموش کارل تئودور درایر

سینما از همان روزهای نخست پیدایش خود شیفته داستان دراماتیک ژاندارک شد اما هیچ اثری به اندازه فیلم مصامت مصائب ژاندارک (The Passion of Joan of Arc) ساخته کارل تئودور درایر در سال ۱۹۲۸ نتوانست رنج روحی و جسمی او را به تصویر بکشد. درایر با تمرکز بی‌سابقه بر کلوزآپ‌های شدید از چهره ماریا فالکونتی (Maria Falconetti)، بازیگری که زیر شکنجه‌های حسی کارگردان به مرز جنون رسیده بود، شاهکاری ابدی خلق کرد.

این فیلم بدون نیاز به جلوه‌های ویژه یا صحنه‌های جنگی شلوغ، تنها با تکیه بر هندسه سرد اتاق‌های بازجویی و تقابل چهره بی‌پناه ژاندارک با چهره‌های دفرمه و ترسناک قضات، عمق فاجعه دادگاه روئن را نشان می‌دهد. بازی فالکونتی در این اثر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینما ثبت شد، نقشی که روان خود بازیگر را نیز برای همیشه ویران کرد.

۱۱. ژاندارک در قالب اینگرید برگمن و سینمای کلاسیک

در سال ۱۹۴۸، ویکتور فلمینگ (Victor Fleming) نسخه هالیوودی باشکوهی از زندگی این دوشیزه را با بازی اینگرید برگمن (Ingrid Bergman) ساخت. برگمن که شیفته این شخصیت بود، تلاش کرد تصویری آرمان‌گرا، پرهیزگار و قهرمانانه از او ارائه دهد که با استانداردهای اخلاقی سینمای کلاسیک هالیوود و دوره پس از جنگ جهانی دوم همخوانی کاملی داشت.

اینگرید برگمن در نقش ژاندارک فیلم ۱۹۴۸

اگرچه فیلم فلمینگ به خاطر رنگ‌آمیزی‌های تکنی‌کالر و بازی احساسی برگمن مورد ستایش قرار گرفت، اما لحن بیش از حد شعاری و تطهیرشده آن مانع از درک ابعاد روانی و زمینی ژاندارک می‌شد. این اثر بیشتر یک بیانیه مذهبی-ملی بود تا واکاوی عمیق تاریخی، اما همچنان به عنوان یکی از مهم‌ترین ستون‌های بازنمایی کلاسیک این شخصیت در آرشیو سینما جاودانه است.

۱۲. لوک بسون و زمینی کردن یک افسانه آسمانی

در اواخر قرن بیستم، لوک بسون (Luc Besson) با ساخت فیلم پیام‌آور: داستان ژاندارک (The Messenger: The Story of Joan of Arc) در سال ۱۹۹۹، تمام فرمول‌های قبلی را به چالش کشید. بسون با انتخاب میلا یوویچ (Milla Jovovich) در نقش ژاندارک، دختری عصبی، آشفته و مردد را به تصویر کشید که میان باورهای مذهبی خود و خشونت عریان نبرد دست‌وپا می‌زند.

میلا یوویچ در نقش ژاندارک لوک بسون

این فیلم با ورود شخصیت وجدان (با بازی داستین هافمن) در بخش‌های پایانی، شکیات عمیقی را درباره ماهیت صداهایی که ژاندارک می‌شنید مطرح می‌کند. بسون به ما نشان می‌دهد که چگونه یک نشانه ساده مثل پیدا کردن شمشیر در دشت می‌تواند از دید یک ذهن هیجان‌زده به عنوان فرمانی الهی تفسیر شود؛ نگاهی مدرن، بدون سانسور و عاری از تعصبات مذهبی رایج.

۱۳. نمادشناسی پوشش مردانه؛ جرمی بزرگ‌تر از ادعای پیامبری

یکی از نکات عجیب در پرونده محاکمه ژاندارک این است که اتهام اصلی او که در نهایت منجر به سوزانده شدنش شد، پوشیدن لباس مردانه (Transvestism) بود. کلیسای قرون وسطا این اقدام را نقض صریح قوانین کتاب مقدس و خروج از نقش جنسیتی تعیین‌شده توسط خداوند می‌دانست. اما برای ژاندارک، این پوشش زرهی و مردانه ابزاری حیاتی برای بقا در میان مردان جنگی و محافظت از خود در برابر تعرض سربازان در زندان بود.

این چالش جنسیتی نشان می‌دهد که چگونه ژاندارک مرزهای سنتی جامعه مردسالار قرون وسطا را جابجا کرد. او نه تنها ارتش را رهبری می‌کرد بلکه با کوتاه کردن موها و پوشیدن شلوار، هویت جدیدی برای خود تعریف کرد که خارج از کنترل نهادهای سنتی قدرت بود و همین طغیان جنسیتی، ترس عمیقی در دل تشکیلات مذهبی آن دوران ایجاد کرد.

۱۴. میراث ژاندارک در تاریخ معاصر و سیاست فرانسه

امروز ژاندارک فراتر از یک قدیسه کلیسایی، به یک نماد سیاسی پویا در فرانسه تبدیل شده است که جناح‌های مختلف سیاسی برای مصادره آن تلاش می‌کنند. از ناپلئون بناپارت که از او برای تحریک احساسات ضد انگلیسی استفاده کرد تا احزاب راست‌گرای افراطی امروزی که او را نماد مقاومت در برابر بیگانگان می‌دانند، همگی قرائت خود را از این شخصیت دارند.

مجسمه‌های برنزی و طلایی او در سراسر پاریس و شهرهای فرانسه یادآور این است که چگونه افسانه یک دختر دهقان لورنی توانسته است از آزمون زمان سربلند بیرون آید. داستان او به ما یادآوری می‌کند که قدرت ایمان فردی و دستکاری‌های سیاسی چگونه می‌توانند در هم تنیده شوند تا تاریخی‌ترین اسطوره‌های بشری را خلق کنند.

جمع‌بندی نهایی

بررسی همه‌جانبه زندگی ژاندارک ما را با واقعیتی پیچیده روبه‌رو می‌کند که فراتر از بیانیه‌های ساده مذهبی یا حماسه‌های ملی است. او پیوندگاه عجیب پدیده‌های نورولوژیک، نیازهای استراتژیک نظامی فرانسه قرون وسطا و وحشت کلیسا از قدرت گرفتن توده‌ها بود. بازنمایی‌های سینمایی او در طول یک قرن گذشته انعکاسی از دغدغه‌های زمانه خود بوده‌اند؛ از تقدس‌گرایی درایر تا تردیدهای روان‌شناختی لوک بسون. ژاندارک یادآور این حقیقت ماندگار است که چگونه اراده فردی می‌تواند در بزنگاه‌های تاریخی، مسیر سرنوشت یک ملت را تغییر دهد، حتی اگر بهای آن سوختن در آتش جهل مذهبی زمانه باشد.

سوالات متداول

۱. آیا ژاندارک واقعاً سواد خواندن و نوشتن داشت؟
خیر، ژاندارک به عنوان یک دختر روستایی در قرون وسطا از آموزش‌های رسمی محروم بود و سواد خواندن و نوشتن نداشت. او برای ارسال نامه‌های خود به فرماندهان دشمن یا دربار از کاتبان استفاده می‌کرد و خود تنها با کشیدن یک نشان صلیب یا نام خود با امضای ساده پای آنها را علامت می‌زد. با این حال ذکاوت کلامی او در دادگاه نشان داد که درک شفاهی فوق‌العاده‌ای از مسائل پیرامونش داشته است.
۲. چرا دربار فرانسه برای آزادی او از دست انگلیسی‌ها فدیه پرداخت نکرد؟
شارل هفتم پس از تاج‌گذاری رسمی دیگر نیازی به حضور جنجالی و مذهبی ژاندارک که ممکن بود مشروعیت او را به چالش بکشد احساس نمی‌کرد. از سوی دیگر، درباریان پر نفوذ مایل به صلح با بورگینیون‌ها بودند و ژاندارک مانع بزرگی برای این توافق سیاسی به شمار می‌رفت. سکوت دربار در برابر اسارت او در واقع نوعی حذف فیزیکی محترمانه بدون بدنام شدن پادشاه بود.
۳. آیا اسنادی از دادگاه اصلی ژاندارک هنوز وجود دارد؟
بله، صورت‌جلسات و رونوشت‌های دقیق دادگاه سال ۱۴۳۱ با جزئیات کامل سوال و جواب‌ها در بایگانی‌های تاریخی فرانسه محفوظ مانده است. این اسناد مکتوب که توسط کاتبان رسمی دادگاه ثبت شده‌اند یکی از غنی‌ترین منابع تاریخی قرون وسطا محسوب می‌شوند. مطالعه این متون به تاریخ‌نگاران اجازه می‌دهد تا بدون واسطه با لحن سخن گفتن و قدرت استدلال او آشنا شوند.
۴. نقش کلیسای کاتولیک فرانسه در محکومیت ژاندارک چه بود؟
کلیسای کاتولیک در آن زمان به شدت دچار تفرقه سیاسی بود و اسقف‌های شمال فرانسه تحت کنترل نیروهای اشغالگر انگلیسی فعالیت می‌کردند. اسقف پی‌یر کاشن که دادگاه را هدایت می‌کرد خود یک فرانسوی وفادار به تاج و تخت انگلستان بود که مصلحت سیاسی را بر حقیقت مذهبی ترجیح داد. این محکومیت نه توسط کل بدنه کلیسای رم، بلکه توسط یک شعبه محلی سیاسی صادر شد.
۵. شمشیر معروف ژاندارک چه داستانی داشت و از کجا آمد؟
ژاندارک ادعا کرد صداهایی به او گفته‌اند شمشیری باستانی در پشت محراب کلیسای سنت کاترین در فیربوا پنهان شده است. پس از جستجو، شمشیر زنگ‌زده‌ای با پنج صلیب حک‌شده روی آن پیدا شد که دقیقاً با توصیفات او مطابقت داشت. این اتفاق حیرت‌انگیز ایمان سربازان به او را صدچندان کرد اما منتقدان اعتقاد دارند او پیش از آن اطلاعاتی درباره وجود این شمشیر قدیمی شنیده بوده است.
۶. آیا ژاندارک در میدان جنگ شخصاً کسی را به قتل رساند؟
بر اساس شهادت‌های خود ژاندارک در دادگاه، او هرگز در طول نبردها کسی را نکشت و شمشیر خود را به خون کسی آلوده نکرد. او ترجیح می‌داد پرچم سفید خود را حمل کند تا سربازانش را هدایت و تشویق به پیشروی نماید. او معتقد بود نقش او هدایت مذهبی و استراتژیک نیروها است، نه کشتار مستقیم دشمنان در میدان کارزار.
۷. بازتاب داستان ژاندارک در ادبیات انگلیسی چگونه بود؟
در ابتدا نویسندگان انگلیسی مانند شکسپیر در نمایشنامه‌های خود تصویری منفی و جادوگرگونه از او ارائه می‌دادند تا شکست‌های خود را توجیه کنند. اما با گذشت زمان و در قرن نوزدهم، نویسندگانی چون جورج برنارد شاو با نوشتن نمایشنامه معروف سنت ژان تصویری همدلانه و قهرمانانه از او خلق کردند. این تغییر رویکرد نشان‌دهنده تغییر دیدگاه‌های تاریخی و پذیرش اشتباهات گذشته توسط جامعه فکری بریتانیا است.

بررسی علمی توهمات مذهبی ژاندارک، پرونده تاریخی دادگاه روئن و مقایسه تحلیلی فیلم‌های درایر، فلمینگ و لوک بسون درباره دوشیزه اورلئان.
“`

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

9 دیدگاه

  1. ممنون seedni عزیز جهت آموزش.
    من هم با کمی جست و جو به افزونه clearly رسیدم برای گوگل کروم که متن اصلی مقاله رو بدون لینک ها و تبلیغات اطرافش نشون می‌ده برای ذخیره کردن.

  2. سلام دوستان
    جهت ذخیره مطالب بسیار ارزشمند و کمیاب سایت یک پزشک به این صورت عمل کنید :
    ابتدا نرم افزار FastStone را از این آدرس http://soft98.ir/multi-media/screen-capture/631-faststone-capture.html دانلود کنید . نرم افزار FastStone از صفحه وب بصورت اسکرول ( از بالا تا پایین صفحه وب ) عکس میگیره . از گزینه Capture Scrolling Window استفاده کنید . عکس را در ریشه یک درایو کپی کنید .
    سپس نسخه پرتابل نرم افزار XnView را از این آدرس http://soft98.ir/software/pic-tools/16-xnview.html ، دانلود کنید . نرم افزار XnView آن عکسی را که شما از طریق FastStone از صفحه وب گرفتید تبدیل به PDF میکنه . بدون ذره ای تغییر .
    ببخشید ، یک پزشک ، که بنده در این پست این آموزش را گذاشتم . چون پست هایی که شما میذارید فوق العاده هستند و در هیچ سایت دیگه ای یافت نمیشن . و دوستان مایل هستند آنها را چندین بار مطالعه کنند .
    ممنون از زحمات شما .

  3. با سلام و خسته نباشید.
    خواستم یک پیشنهاد به شما بدهم، با توجه به اینکه روز به روز تعداد مقالات باکیفیت و البته طولانی سایت بیش‌تر می‌شه، خواهش می‌کنم که نسخه‌ای از این مطالب رو به صورت قابل مطالعه بر روی دستگاه‌های کتابخوان قرار بدهید. مثلا اینکه در کنار مطالب گزینه‌ای باشه که نسخه قابل‌چاپ مطلب رو قرار بده که بتونیم با تبدیل به pdf روی کتابخوان مطالعه کنیم. یا هر هفته یا هر ماه کل مطالب، یا گزیده‌ی اون‌ها رو که خبری صرف نیستند و به قولی تاریخ مصرف ندارند به صورت یک فایل pdf‌ قرار بدید …

  4. اولی نبوده آخری هم نیست.مرسی خیلی جالب بود.تاریخ رو خیلی دوس دارم اتفاق هایی که این روزا میفته همش تکرار مکرراته اما خب به قول شاعر عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذیران چه اندک

    1. فرمایش امیر المومنین است البته: ما اکثر العبر و اقل الاعتبار، چه بسیار ند عبرت ها و چه اندک اند عبرت پذیران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]