فرکانسهای ارواح؛ پشت پرده ایستگاههای رادیویی مرموز موج کوتاه که هنوز رمز پخش میکنند

شنیدن صداهای نامفهوم و خوانش بیپایان اعداد از امواج رادیویی میتواند برای هر کسی شگفتانگیز و تا حدی دلهرهآور باشد. آشنایی با این پدیده مرموز نه تنها دانشافزا و مفرح است، بلکه ما را به عمق یکی از بزرگترین رازهای دوران جنگ سرد و جاسوسی مدرن میبرد. در این مطلب برآنیم که ببینیم ایستگاههای رادیویی اعداد چه هستند و چگونه کار میکنند. آیا واقعاً این فرکانسها هنوز برای هدایت جاسوسان در کشورهای بیگانه استفاده میشوند؟ چرا با وجود اینترنت ماهوارهای و پیامرسانهای رمزگذاریشده، دولتها همچنان به ارسال کدهای آنالوگ روی موج کوتاه اصرار دارند؟ بیایید راز این فرکانسهای تاریک و بیپایان را با هم مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. ایستگاه رادیویی اعداد چیست؟
- ۲. نحوه کارکرد رمزنگاری پد یکبار مصرف
- ۳. چرا آنالوگ هنوز بر دیجیتال پیروز است؟
- ۴. تاریخچه ایستگاههای رادیویی در جنگ سرد
- ۵. معمای یوویبی-۷۶ یا همان بازر
- ۶. ایستگاه عجیب لینکلنشر پوکر
- ۷. نقش ایستگاهها در عملیاتهای جاسوسی واقعی
- ۸. چگونگی ردیابی جغرافیایی فرستندهها
- ۹. فرکانسهای ارواح در دنیای امروزی و اینترنت
- ۱۰. فرهنگ عامه و بازتاب ایستگاههای اعداد در سینما
- ۱۱. تئوریهای توطئه پیرامون ماهیت این صداها
- ۱۲. تجهیزات مورد نیاز برای شنود فرکانسها
- ۱۳. چرا دولتها وجود این ایستگاهها را انکار میکنند؟
- ۱۴. ایستگاههای معروف بلوک شرق و غرب
- ۱۵. تغییرات اخیر در الگوهای پخش سیگنالها
- ۱۶. خطرات امنیتی و پارازیتهای رادیویی
- ۱۷. نحوه تولید صداهای عجیب و خوانش اعداد
- ۱۸. آینده ارتباطات رادیویی مخفی در عصر کوانتوم
۱. ایستگاه رادیویی اعداد چیست؟
ایستگاههای رادیویی اعداد به فرستندههای موج کوتاهی گفته میشود که در فواصل زمانی منظم یا نامشخص، کدهای رمزگذاریشده را به صورت گفتاری یا مورس پخش میکنند. این صداها اغلب شامل خواندن لیستی از اعداد، حروف الفبا یا کلمات خاص توسط یک گوینده هوش مصنوعی یا ضبطشده است. شنوندگان عادی رادیو معمولاً به طور تصادفی هنگام چرخاندن دکمه موجیااب با این فرکانسها برخورد میکنند و غافلگیر میشوند. هدف اصلی این فرستندهها ارسال پیامهای کاملاً سری به ماموران اطلاعاتی مستقر در کشورهای دیگر است. هیچکس به طور رسمی مسئولیت این فرکانسها را بر عهده نمیگیرد اما کارشناسان رادیویی به خوبی از هویت پشت پرده آنها آگاه هستند.
۲. نحوه کارکرد رمزنگاری پد یکبار مصرف
سیستم رمزنگاری مورد استفاده در این ایستگاهها بر پایه روش پد یکبار مصرف (One-time pad) طراحی شده است. در این روش، فرستنده و گیرنده هر دو دفترچهای یکسان از کلیدهای رمزنگاری تصادفی در اختیار دارند که فقط یکبار استفاده میشود. زمانی که اعداد خوانده میشوند، جاسوس با اعمال کلید مربوط به همان روز روی اعداد، پیام اصلی را رمزگشایی میکند. از نظر ریاضی اگر کلید واقعاً تصادفی باشد و هرگز دوباره استفاده نشود، شکستن این رمز کاملاً غیرممکن خواهد بود. این سادگی و ضریب امنیت بینظیر باعث شده تا در عصر ابررایانهها نیز این روش آنالوگ همچنان بدون رقیب باقی بماند.
۳. چرا آنالوگ هنوز بر دیجیتال پیروز است؟
ارتباطات دیجیتال امروزی مانند ایمیل یا پیامرسانها همگی ردپای دیجیتالی از خود در سرورها به جا میگذارند که قابل رهگیری است. اگر یک جاسوس از اینترنت برای دریافت دستورات استفاده کند، دستگاههای امنیتی میزبان میتوانند ترافیک اینترنتی او را رصد و شناسایی کنند. در مقابل، امواج کوتاه آنالوگ رادیویی توسط هر رادیوی ساده و ارزانقیمتی در سراسر جهان قابل دریافت هستند. فرستنده هرگز متوجه نمیشود که چه کسی در حال گوش دادن به این موج است و هیچ لاگ یا آدرس آیپی ثبت نمیشود. این ویژگی به مامور اجازه میدهد بدون داشتن تجهیزات مشکوک و صرفاً با یک رادیوی جیبی معمولی، پیام خود را دریافت کند.
علاوه بر این، امواج کوتاه به دلیل برخورد با لایه یونسفر (Ionosphere) زمین میتوانند مسافتهای بسیار طولانی را طی کنند و قارهها را درنوردند. این یعنی فرستنده میتواند هزاران کیلومتر دورتر در خاک کشور خودی مستقر باشد و پیام را ارسال کند. در نتیجه، جاسوس نیازی به فرستندههای رادیویی قوی که موقعیت او را لو میدهند ندارد و فقط نقش یک گیرنده غیرفعال را بازی میکند. این عدم تعادل اطلاعاتی، امنیت فیزیکی مامور را در خاک دشمن به طور کامل تضمین میکند.
۴. تاریخچه ایستگاههای رادیویی در جنگ سرد
استفاده از ایستگاههای اعداد در دوران جنگ سرد به اوج خود رسید یعنی زمانی که تنش میان بلوک شرق و غرب شدید بود. هر دو طرف برای هدایت جاسوسان خود در عمق خاک رقیب، فرکانسهای متعددی را روی موج کوتاه فعال کرده بودند. صداهای زنانه یا مردانه با لهجههای مختلف به طور شبانهروزی در حال خواندن کدهای مرموز در فضای فرکانسی جهان بودند. این تکنولوژی ساده اما کارآمد به ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتی آن دوران تبدیل شد.
بسیاری از این ایستگاهها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خاموش شدند اما برخی دیگر همچنان فعال ماندند. باستانشناسان رادیویی در طول دههها توانستند الگوهای پخش آنها را ثبت و تحلیل کنند. این اسناد نشان میدهند که چگونه بحرانهای سیاسی بزرگ مانند بحران موشکی کوبا، حجم پخش این پیامهای عددی را به شدت افزایش داده بود. امروزه این فرکانسها به عنوان فسیلهای زندهای از دوران تقابل اطلاعاتی بزرگ قرن بیستم شناخته میشوند.
۵. معمای یوویبی-۷۶ یا همان بازر
معروفترین و عجیبترین ایستگاه رادیویی اعداد در جهان، ایستگاهی روسی با شناسه UVB-76 است که با نام بازر (The Buzzer) شناخته میشود. این ایستگاه از دهه ۱۹۷۰ میلادی در حال پخش یک صدای وزوز یکنواخت و تکراری است که هر چند ثانیه یکبار تکرار میشود. در موارد نادر این صدای وزوز قطع میشود و صدایی به زبان روسی شروع به خواندن نامها و اعداد خاص میکند. موقعیت فرستنده اصلی این ایستگاه در طول سالها جابهجا شده و از اطراف مسکو به مناطق نظامی دیگری منتقل شده است. بسیاری از گیکهای رادیویی به صورت ۲۴ ساعته این فرکانس را شنود میکنند تا هرگونه تغییر یا پیام صوتی جدید را ثبت کنند.
۶. ایستگاه عجیب لینکلنشر پوکر
ایستگاه لینکلنشر پوکر (Lincolnshire Poacher) یکی دیگر از نمونههای مشهور بود که گمان میرفت توسط سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا اداره میشد. این ایستگاه نام خود را از یک آهنگ فولکلور انگلیسی گرفته بود که قبل از شروع خواندن اعداد به عنوان سیگنال آغازین پخش میشد. پخش این ملودی به جاسوسان انگلیسی کمک میکرد تا فرکانس درست را در میان آشفتگی امواج رادیویی به راحتی پیدا کنند. فرستندههای این ایستگاه احتمالاً در یک پایگاه نظامی در قبرس واقع شده بودند تا خاورمیانه و بخشهایی از اروپا را پوشش دهند. این ایستگاه سرانجام در سال ۲۰۰۸ به فعالیت طولانیمدت خود پایان داد و خاموش شد.
۷. نقش ایستگاهها در عملیاتهای جاسوسی واقعی
در طول تاریخ پروندههای متعددی وجود داشته که در آنها استفاده از ایستگاههای اعداد به عنوان مدرک جرم ثبت شده است. یکی از معروفترین موارد مربوط به شبکه جاسوسی کوبایی در ایالات متحده آمریکا معروف به پنج کوبایی بود. افبیآی (FBI) در تحقیقات خود متوجه شد که این جاسوسان کدهای خود را از طریق گوش دادن به ایستگاه رادیویی کوبایی موسوم به آتسیون (Atencion) دریافت میکردند. ماموران با ضبط صدای رادیو و استفاده از نرمافزارهای مخصوص روی کامپیوترهای خود، دستورات هاوانا را رمزگشایی میکردند.
این پرونده به وضوح نشان داد که ایستگاههای اعداد یک افسانه محلی یا پروژههای آماتوری نیستند. آنها ابزارهای حیاتی برای هدایت عملیاتهای خرابکاری و جاسوسی در دنیای واقعی به شمار میروند. حتی در دادگاههای رسمی نیز نوارهای ضبطشده از این فرکانسها به عنوان اسناد غیرقابل انکار ارائه شدهاند. این موضوع اهمیت استراتژیک این فناوری ساده اما نفوذناپذیر را تایید میکند.
۸. چگونگی ردیابی جغرافیایی فرستندهها
اگرچه هویت شنوندگان غیرقابل ردیابی است، اما موقعیت فرستندهها را میتوان با روشهای مهندسی رادیویی پیدا کرد. کارشناسان با استفاده از تکنیک مثلثسازی فرکانسی (Triangulation) و اندازهگیری زمان رسیدن سیگنال به چندین گیرنده مختلف، محدوده فرستندهها را مشخص میکنند. این فرستندهها معمولاً در مناطق نظامی حفاظتشده یا سایتهای مخابراتی دولتی قرار دارند و از آنتنهای غولپیکر استفاده میکنند.
امروزه با کمک شبکههای گیرنده رادیویی متصل به اینترنت، گیکها میتوانند به راحتی نقشه تقریبی فرستندهها را ترسیم کنند. این تکنولوژی به کاربران اجازه میدهد بدون نیاز به داشتن آنتنهای گرانقیمت در خانه خود، سیگنالها را از ایستگاههای سراسر جهان دریافت کنند. با این حال تلاش برای ورود فیزیکی یا تصویربرداری از این سایتهای فرستنده به دلیل تدابیر شدید امنیتی دولتی تقریباً غیرممکن و بسیار خطرناک است.
۹. فرکانسهای ارواح در دنیای امروزی و اینترنت
با پیدایش اینترنت انتظار میرفت که ایستگاههای اعداد به طور کامل منقرض شوند اما واقعیت خلاف این را نشان داد. در سالهای اخیر نه تنها بسیاری از این ایستگاهها فعال ماندهاند، بلکه کدهای جدیدی نیز به فرکانسهای آنها اضافه شده است. اینترنت اکنون به بستری برای مستندسازی و اشتراکگذاری این فرکانسها توسط علاقهمندان تبدیل شده است. وبسایتهای متعددی وجود دارند که فرکانسهای فعال روزانه را گزارش میدهند و آرشیوی از صداهای ضبطشده را نگهداری میکنند. بقای این سیستم در عصر سایبر نشان میدهد که امنیت فیزیکی ارتباطات رادیویی همچنان غیرقابل جایگزین است.
۱۰. فرهنگ عامه و بازتاب ایستگاههای اعداد در سینما
ماهیت مرموز و اتمسفر وهمآلود ایستگاههای اعداد راه خود را به دنیای هنر و رسانهها نیز باز کرده است. فیلمها، سریالها و بازیهای ویدئویی متعددی از این مفهوم برای ایجاد حس تعلیق و توطئه استفاده کردهاند. برای مثال در بازیهای ویدیویی محبوبی مانند سری کال آو دیوتی (Call of Duty) به این فرستندهها اشارههای مستقیمی شده است. فیلم سینمایی ایستگاه اعداد با بازی جان کیوسک نیز داستان یک مامور حفاظت از یکی از این ایستگاههای سری را روایت میکند. این بازتابها نشان میدهند که چگونه یک پدیده فنی نظامی میتواند به یک المان ماندگار در فرهنگ پاپ تبدیل شود.
۱۱. تئوریهای توطئه پیرامون ماهیت این صداها
فقدان بیانیههای رسمی درباره این ایستگاهها فضا را برای رشد انواع تئوریهای توطئه آماده کرده است. برخی افراد بر این باورند که این صداها پیامهایی برای موجودات فرازمینی یا کانالهای ارتباطی پروژههای کنترل ذهن هستند. تئوری دیگری ادعا میکند که ایستگاه یوویبی-۷۶ به عنوان یک کلید مردگان (Dead Man’s Switch) عمل میکند که در صورت وقوع جنگ هستهای و نابودی فرماندهی مرکزی، موشکها را به طور خودکار شلیک میکند.
اگرچه بیشتر این ادعاها فاقد پشتوانه علمی هستند، اما ابهام پیرامون آنها به این شایعات دامن میزند. دانشمندان و متخصصان مخابرات همواره تاکید میکنند که واقعیت بسیار سادهتر و در عین حال هوشمندانهتر از این تئوریها است. هدف اصلی این امواج صرفاً انتقال اطلاعات نظامی و جاسوسی با ایمنترین روش ممکن است و فراتر از آن چیزی نیست.
۱۲. تجهیزات مورد نیاز برای شنود فرکانسها
در گذشته برای شنود این ایستگاهها نیاز به رادیوهای موج کوتاه بزرگ و آنتنهای سیمی طولانی روی پشتبامها بود. اما امروزه با فناوری گیرندههای رادیویی تعریفشده با نرمافزار (SDR) این فرآیند بسیار سادهتر شده است. شما میتوانید با خرید یک دانگل ارزانقیمت یواسبی و اتصال آن به کامپیوتر، کل باند فرکانسی را به صورت بصری اسکن کنید.
علاوه بر این، پروژههای تحت وب مانند وباسدیآر (WebSDR) به کاربران اجازه میدهند بدون هیچ سختافزاری و تنها از طریق مرورگر به رادیوهای مستقر در دانشگاهها و مراکز علمی جهان متصل شوند. این دسترسی آسان باعث شده تا نسل جدیدی از هکرها و علاقهمندان به رادیو به تحقیق درباره این سیگنالها بپردازند. جستجو برای یافتن کدهای جدید روی این پلتفرمها به یک سرگرمی جذاب برای گیکهای تکنولوژی تبدیل شده است.
۱۳. چرا دولتها وجود این ایستگاهها را انکار میکنند؟
دولتها بر اساس یک اصل نانوشته اطلاعاتی هرگز به وجود یا اداره ایستگاههای اعداد اعتراف نمیکنند. تایید رسمی این ایستگاهها به معنای پذیرش رسمی انجام فعالیتهای جاسوسی غیرقانونی در خاک کشورهای دیگر است. این پنهانکاری دیپلماتیک به کشورها اجازه میدهد تا در صورت لو رفتن کدها یا دستگیری ماموران، هرگونه ارتباطی را تکذیب کنند. سکوت آنها همچنین باعث میشود که آژانسهای اطلاعاتی رقیب نتوانند به راحتی پروتکلهای ارتباطی آنها را تحلیل یا تایید کنند. بنابراین، این بازی سایهها در سکوت مطلق ادامه مییابد.
۱۴. ایستگاههای معروف بلوک شرق و غرب
در طول دههها، هر دو بلوک شرق و غرب ایستگاههای اختصاصی خود را با ویژگیهای صوتی متمایز اداره میکردند. ایستگاههای بلوک شرق معمولاً از صداهای ضبطشده خشن با لهجههای روسی یا آلمانی شرقی استفاده میکردند که حس نظامی قوی داشتند. در مقابل، ایستگاههای غربی مانند ایستگاههای منسوب به سازمان سیا (CIA) گاهی از قطعات موسیقی کوتاه یا آوازهای محلی قبل از شروع خواندن کدها بهره میبردند. این تفاوتهای فرهنگی در ساختار سیگنالها به شنوندگان کمک میکرد تا منشا احتمالی ارسال پیام را حدس بزنند. بررسی این تفاوتها بخش جذابی از تاریخچه شنود رادیویی آماتور را تشکیل میدهد.
۱۵. تغییرات اخیر در الگوهای پخش سیگنالها
در سالهای اخیر ناظران رادیویی متوجه تغییرات عجیبی در ساختار و فرمت پخش برخی ایستگاههای رادیویی اعداد شدهاند. به عنوان مثال، برخی از ایستگاههای قدیمی به جای خواندن صداهای انسانی به ارسال دادههای دیجیتال رمزگذاریشده روی موج کوتاه روی آوردهاند. این تغییر نشان میدهد که سازمانهای اطلاعاتی در حال بروزرسانی پروتکلهای خود برای سازگاری با سیستمهای جدید دریافت داده هستند.
با این حال حتی با وجود استفاده از مودمهای پیشرفته رادیویی، اصول پایه همچنان ثابت مانده است. هدف هنوز ارسال سیگنال یکطرفه بدون ردپا به گیرندهای است که در نقطهای نامشخص قرار دارد. این ترکیب تکنولوژی دیجیتال با بستر سنتی موج کوتاه نشان میدهد که رادیو هنوز منسوخ نشده است.
۱۶. خطرات امنیتی و پارازیتهای رادیویی
ارسال سیگنال روی امواج رادیویی همواره با خطر تداخل یا ارسال پارازیت (Jamming) از سوی کشورهای رقیب همراه است. در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی تلاشهای زیادی برای مسدود کردن فرکانسهای ایستگاههای غربی با پخش صداهای نویز شدید انجام میداد. این جنگ الکترونیک خاموش در فضای فرکانسی به طور دائم جریان داشت و فرستندهها ناچار بودند فرکانسهای خود را مرتباً تغییر دهند.
امروزه نیز گاهی روی فرکانسهای معروفی مانند یوویبی-۷۶ پارازیتهای عمدی یا پیامهای اعتراضی توسط هکرهای رادیویی پخش میشود. این مداخلات نشاندهنده آسیبپذیری ذاتی سیستمهای آنالوگ در برابر نفوذ سیگنالهای خارجی است. با این حال به دلیل پهنای باند وسیع موج کوتاه، فرستندههای دولتی همواره راههایی برای دور زدن این موانع پیدا میکنند.
۱۷. نحوه تولید صداهای عجیب و خوانش اعداد
صداهایی که در این ایستگاهها شنیده میشوند اغلب به صورت مصنوعی و با استفاده از سینتیسایزرهای صوتی قدیمی تولید شدهاند. این روش تولید صدا تضمین میکند که لحن و سرعت خواندن اعداد کاملاً یکنواخت و بدون احساسات انسانی باشد تا احتمال اشتباه در نوشتن کدها توسط مامور به حداقل برسد. در گذشته برخی ایستگاهها از دستگاههای مکانیکی پخش نوار مغناطیسی برای این کار استفاده میکردند. امروزه نرمافزارهای کامپیوتری ساده وظیفه تولید این فایلهای صوتی رمزگذاریشده را بر عهده دارند که بلافاصله به سمت فرستندههای رادیویی هدایت میشوند.
۱۸. آینده ارتباطات رادیویی مخفی در عصر کوانتوم
با نزدیک شدن به عصر پردازش کوانتومی و امکان شکسته شدن رمزهای سنتی، اهمیت روشهای رمزنگاری فیزیکی دوچندان شده است. پد یکبار مصرف که اساس کار ایستگاههای اعداد است، از معدود روشهایی است که در برابر رایانههای کوانتومی نیز کاملاً امن باقی میماند. به همین دلیل انتظار میرود که این فرستندههای رادیویی تا دهههای آینده نیز به فعالیت خود ادامه دهند. تکنولوژیهای جدید ممکن است نحوه ارسال امواج را تغییر دهند اما مفهوم بنیادی ارسال سیگنال آنالوگ فرکانس ارواح همچنان پابرجا خواهد ماند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ایستگاههای رادیویی اعداد نمادی از پایداری فناوریهای آنالوگ در عصر دیجیتال هستند. این فرکانسهای مرموز با بهرهگیری از سادگی رادیو و امنیت مطلق ریاضی رمزنگاری پد یکبار مصرف، هنوز هم به عنوان امنترین ابزار ارتباط یکطرفه با جاسوسان در جهان شناخته میشوند. رازآلود بودن این ایستگاهها، سکوت مداوم دولتها و تلاشهای مداوم علاقهمندان رادیو برای ردیابی آنها، این پدیده را به یکی از جذابترین بخشهای تکنولوژیهای مخابراتی تبدیل کرده است؛ بستری که در آن گذشته و آینده ارتباطات امن به یکدیگر گره میخورند.







جناب دکتر در مورد مطلب اول حق با شماست و اما هیچ وقت کسی که صاحب فکر و اندیشه و تعمق باشه هیچ وقت بی مخاطب نمی ماند بنده با اینکه سالهاست مطالبتون رو پیگیری میکنم اما این اولین باره کامنت میزارم اونم به خاطر اینکه نکنه از صحنه وبلاگ نویسی بیرون برید گفتم شاید پیام من نیز تعداد خوانندگانتان رو ببره و به شما انگیزه بهتری برای نوشتن بده بنده دیگه از حالا قول میدم هر مطلبی ازتون خوندم حتی اگه هیچ نظری نداشتم یه تشکر ساده ازتون بکنم، به نظرم نباید این هیاهوی شبکه های اجتماعی باعث کنار رفتن شما از وبلاگ نویسی حرفه ای بشه و اینکه شبکه های اجتماعی به نظرم هنوز خیلی کودک هستن چون در اغلب موارد مطالب بیهوده و زودگذر توی این شبکه ها نوشته میشه. تازه اگه این شبکه ها به یه بلوغ برسن تازه میشه گفت حالا نوبت شماست تا عمیق تر و رساتر از همیشه مطالبتون رو به گوش مخاطبینتون برسونید.
خواننده چند ساله ….
آقای مجیدی مطلب اول شما رو خوندم بسیار متاسف شدم .از جهتی حق باشماست خوانندگان کم حوصله و سطحی نگری در قشر جوان آزار دهنده و نا امید کننده است . اگر مردم ما نمیخوانند دلیل نمیشود نویسنده ای ننویسد … به یاد داشته باشید تعداد عوام بیشمار است … نمیشه توقعی داشت .
وای نه آقای مجیدی توروخدا فکر بزنشستگی رو از ذهنتون بیرون بیارید ما خواننده های همیشگی سایتتون هستیم
من که خودم کلی از اطلاعاتم رو مدیون یک پزشکم. دکتر خیلیا مثل من هستن که به زبان انگلیسی مسلط نیستن و نمیتونن کاملا خودشون رو در جریان رویدادها قرار بدن واقعا کلی چیز از مطالبتون یاد گرفتم به خصوص که مطالبی که اینجا هست تنها ترجمه ی مقالات خارجی نیستن معمولا با یه سری اطلاعات تکمیل کننده همراه میشن.
به نظرم شما نباید برنامه هایی مثل واتس اپ وایبر و… رو رقیب خودتون بدونید چون کسی که عادت به خوندن مطالب درست و معتبر داره از این برنامه ها تغذیه نمیکنه. اون چیزی که من دارم میبینم توی اطرافیانم دایره ی استفاده ی این جور اپ ها بیشتر در حد جک و گپ هستش. خوندن مطالبی از جنس وبلاگ شما برای خیلی ها به نیاز تبدیل شده که جک و غیره جایگزینش نمیشه.
با تقدیم سلام خدمت جناب دکتر عزیز
وقتی مطلب ابتدای مقالتون رو خوندم به یاد آخرین مقاله دکتر فرهاد میثمی موسس انتشارات اندیشه سازان افتادم، به یاد غم بزرگی که با تعطیلی اون موسسه بهم دست داد، به یاد کل چیزهایی که می شه از افراد فرهیخته ای مثل شما بربگیریم .من به عنوان یک نفر! از جناب عالی خواهش می کنم با تمام ایمانتان به کارتان ادامه بدهید و بدانید که هیچگاه تنها نبوده و نخواهید بود به یاد ایشان و با تشکر از شمایی که همیشه قصه هایتان راست است…
با عرض سلام خدمت جناب آقای دکتر مجیدی عزیز
فکر کنم امسال 8 یا 9 سال است که هر روز چندین بار وبلاگ شما رو می بینم، خاطرم هست که بعد از چندین ماه مطالب قبلی تون یادم میفته و با جستجو پیداش می کنم چاپش می کنم و چندین بار میخونم، شخصا اهل نویسندگی نیستم ولی کاملا می فهمم که چه چیزی اینهمه سنگینی می کنه بر دوشتون، وقتی تیراژ کتاب ها ی چاپی به 2000 یا کمتر از اون تنزل پیدا کرده ، به راحتی میشه عمق رخداد رو فهمید. به عنوان یک خواننده همیشگی مطالب پربارتون و کسی که قسمت مهمی از اندوخته های ذهنیم رو مرهون مطالب جناب عالی ، سرکار خانم مجیدی و نویسنده های جوان همراهتون هستم،خواهش میکنم دلسرد نشید، ادامه بدید شاید در خلاف جهت جریان آب و این رو باور کنید که شاید خوانندگان وایبر و امثالهم زیاد باشند، ولی خوانندگان مطالب وزین مثل سایت شما کم نیستند. موفقیت روزافزونتون رو هر لحظه آرزومندم. با احترام
سلام دکتر جان
من از همون بدو تاسیس وبلاگتون، پای ثابت نوشته هاتون بودم. علیرغم عضویت در شبکه های اجتماعی مختلف؛ وبلاگ شما رو غنیمتی می دونم در این وانفسای حجم انبوه اطلاعات دوست نداشتنی.
شاید بد نباشه که نوع تولید و عرضه محتوا در یکپزشک، با توجه به جایگاهی که امروز داره تغییر کنه. این رو قبلا هم شاهد بودیم. بدترین زمانهایی که من واقعا از سر زدن به سایت خسته میشدم زمانهایی بود که قالب سایت رو عوض میکردید. نه از تغییر قالب، بلکه از سیل کامنتهای اعتراضی!
مخاطب همیشه خاموش و طلبکار … و خب تعجب از کسانی که به جز غلط املایی-نگارشی گرفتن از نوشتهها، حرف دیگهای ندارن که اضافه کنند …
امیدوارم دکتر همونطور که دوست داره، درباره آینده یک پزشک تصمیم بگیره …
من هم موافقم! وبلاگ نویسی در دریای عظیم اطلاعات غرق شد و مُرد، چون کسی نبود که به دادش برسه. ایستادیم، نگاه کردیم و فیلم و عکس گرفتیم و دستِ آخر، برای اینکه کاری کرده باشیم این مرگ رو توییت کردیم و لایک زدیم!
………………………………………………
درباره استراتژی محتوا (http://j.mp/1FyASr6)
تو رو به خدا نرو دکتر …. اگر شما هم بری دیگه هیچی نمیمونه …
بگذارید دو قردا دیگه اگر خدایی نکرده فوت کردید … تو دل تون بگید در راه هدایت و اگاهی یک قشری از جامعه صرف کردید … خود من به شخصه شمار زیادی از دوستانم رو صرفا به کمک شیر کردن مطالب خوبتان در وایبر اندک لحظه ای از جوک جدا کردم .. و شما مطمئن باشید .. مطمئن باشید با مطالبتان تاثیری را روی انان گذارده اید .. تاثیری که حتی روح تان هم ازش خبری ندارد … جامعه ما روز به روز کمتر میخواند … خود من تنها منبع درست و درمانم برای مطالعه مقالات طولانی شماست .. مجله های سینا سلماسی است … میبینم امثال شما هزاران صفحه مطلب میخوانید حسودیم میشود .. اما دو نبود وقت و هزار بهانه دیگر اینکه بتوانیم از چکیده مطالعاتتون استفاده کنیم … از بزرگترین نعمت های خداست که توسط شما به ما ارزانی شده … خواهش میکنم نروید … خواهش میکنم …
اگر مشکل مالی دارید .. تبلیغ کم هست و غیره .. خوب مانند ویکی پدیا درخواست کمک مردمی کنید …
شاید این که مانند سایت های تکنولوژی کامنت نمیدیم باعث شده فکر کنید که کم مخاطبید .. اما بدانید کامنت ندادن لاقل من یک نفر نه به خاطر وقت هست نه هیچی … به خاطر چند بار عدم تایید هست … که اونم از این به بعد میدم .. اینقدر میدم که ببینید و تاییدم نکنید … فقط بفمید که بعله .. خوانده میشید … من شما رو از سال 85 تا الان دنبال میکنم … شما نوستالوژی دبیرستان و دانشگاه من هستید .. بهتون عادت کردم … تو رو خدا همین یک دونه سایت رو از ما نگیرین ..
بهترین ارزو ها برایتان دارم …. ارزو دارم موفق شوید .. و مردم را فرهیخته تر کنید .. بدانید که میتوانید … مانند خیلی از بزرگان که هزاران بار سعی کردند و شکست خوردند … مانند ادیسون که تعدد راه های که منجر به تولید لامپ نشد اش معروف هست … بگذارید مانند نیویورک تایم و بقیه نشریاتی که قدمت چندین ساله دارند … سالها سال بعد یک پزشک ارشیوی بشود از تاریخ وب .. ارشیوی زنده .. همین الانم که میرگردیم .. از زمانی که گوگل مپ و گوگل بوک کم کم اخبارش بود و بزرگ شد تا زمانی که اندروید امد … وب دو و فیس بوک که تازه امده بود و شما و دکتر مزیدی درباره اش مینوشتید تا زمانی که کم کم رفت … ایفونی که بعد از تولد وبلاگتان امد و .. زمانی که همینجا برنامه های پیام رسان مانند وایبر را معرفی کردید … همه و همه را با شما بوده ام .. و بوده ایم ….حیف است همین فیسبوک و وایبری که اولین بار به کمک شما و بقیه وبلاگنویسان با ان اشنا شدیم شما و دیگران را از بین ببرد … تراژدی وحشتناکی هست …
بگذارید اون زمانی که وایبر مانند گوگل پلاس جمع شد و به تاریخ پیوست مطلبش را از شما بخوانیم … بگذارید ایندگان در یک پزشک که تبدیل به یادگارا شما بعد مرگتان شده و برند با ارزشی هست و توسط تیمی قوی اداره میشود بتواننند با بخشی از تاریخ اشنا شوند …
نرو دکتر ..
سلام دکتر عزیز
شخصا از خواندن پستهای شما لذت می برم و از سالها پیش رسانه شما را دنبال می کنم .من خودم دارای یک سایت با درامدو بازدیدکننده خوب هستم .شما برای جذب و نگهداشت کاربر بایستی راهکارهای جدید رو اتخاذ کنید مثلا ارائه خدمات مناسب با سلیقه های مختلف در کنار مطالب جالب سایتتون . همین که در گوشه سایتتان نتیجه آنلاین بازیها یا کارهایی از این دست کرده اید یک تغییر ابتدایی ولی رو به جلو بود .از اینکه ذائقه کاربران تغییر کرده شکی دراون نیست .رسانه شما شبیه کتاب نیچه در بین مردم هست نباید انتظار داشته باشید همه اون رو بخونن .ولی اگه رنکینگ 1-1000 سایتهای ایرانی رو ببینید متوجه میشید که چه سایتهایی در راس هستندو اگه به دنبال درامد از طریق سایتتون هستید در کنار مطالب ارزشمندتون می تونید یک کانال در آپارات داشته باشید یا صفحه ای که کاربران تعامل تصویری داشته باشند .ممنون و به امید سرافرازی شما
من از طرفداران سایت شما هستم و پیگیر جدی مطالب بسیار خوبتون. از صمیم قلب ارزو دارم که موفقیت شما با دوام باشد.
به نظر من وبلاگ نویسی تموم نمیشه، بلکه به سمت مقالات تخصصی تر و دقیق تر میره. و چیزهای سطحی و ساده میرن توی شبکه های اجتماعی.
وبلاگ شما نسبتا تخصصیه، آرزو دارم یه روز بتونم باهاتون همکاری کنم.
با سلام
بنده مدت دو سال با سایت شما آشنا شدم تقریبا هر روز به سایت سر میزنم تا مطالب جدید از دست ندهم.ولی هیچ وقت کامنت نگذاشتم
امروز می خواستم برای این دو سال از شما تشکر کنم و خواهش کنم با تمام قدرت به کار طاقت فرسایی که انجام می دهید ادامه بدهید.
با تشکر.
دکتر جون دقیقا چی شد که به این نتیجه گیری اول پست رسیدید؟! والا من چندین ساله که مقاله هاتون رو می خونم. درسته که کامنت نمیزارم اما همیشه از مقاله هاتون لذت میبرم.
سلام دکنر جان،
مسیر دوساعته پر ترافیک رو فقط با وبلاگ شما میشه سر کرد به نظرم ادامه در شیوه ارائه محتوا مانند برنامه اندروید ۱پزشک و حرکت با تکنولوژی روز به زنده نگه داشتن وبلاگ نویسی و جذب و نگه داشتن مخاطب کمک زیادی میکنه
با تشکر از زحمات شما
الان ساعت ۷:۳۰ صبحه، تو تاکسی و در حال رفتن سر کارم هستم. من مطالب شما رو از طریق ایمیل دریافت میکنم و می خونم. الان هم کامنت ها دوستان رو خوندم و از این همه تشویق خوشحال شدم.. آقای محیدی به شما خسته نباشید میگم و آرزوی سلامتی و شادکامی برایتان دارم.
این حس غریبانه و غمگنانهی حرف زدن با دیوار چند سال پیش وادارم کرد که کرکرهی وبلاگ خودم رو برای همیشه بکشم پایین، کاری نمیشود کرد که رسم روزگار چنین است…
کمتر از دو ساله که اینجا رو میخونم ولی توی همین مدت خیلی وابسته شدم بهش. حتی میتونم بگم شما به یکی از الگوهام تبدیل شدید! این که علاوه بر تخصص و شغلتون، اینقدر مطالعه دارید و جوری از زمانتون استفاده میکنید که به اینجا هم میرسید، واقعا قابل ستایشه. (به نظرم عالی میشه که اگر امکانش براتون هست، در مورد این که چهطور برنامهریزی و از زمانتون استفاده میکنید بنویسید و توی یکپزشک منتشر کنید. درسته که برنامهریزی هر کسی با توجه به شرایط خودشه، ولی به هر حال میشه ازش چیزایی یاد گرفت)
راستش یه کم شرمنده شدم که تقریبا هیچ وقت نظر نمیذارم! ولی خب تعداد نظرها معیار خوبی برای سنجش پرطرفدار بودن یا کم طرفدار بودن یه پست نیست. خیلی وقتا آدم چیز مفیدی به ذهنش نمیرسه که بنویسه و ترجیح میده به جای تشکر های تکراری، اصلا نظری نذاره.
به هر حال امیدوارم همین طور به کار بزرگ و با ارزشتون ادامه بدید و هر روز توی این کار پیشرفت کنید.
دکتر جان فقط خواستم بگم من همیشه مطالب شما را دنبال میکنم. موفق باشید
ببخشید اون پاراگراف اول که ابتدای مطالب وبگرد مبتلا کپی میکنید میگه از دیروز شروع کردید این بخش رو.لطفا اصلاح کنید.
منم یه اپلیکیشن دارم رو موبایلم اونم یک پزشکه. همین و بس. دکی دمت گرم. نذاری بری ییهو.
سلام آقای دکتر.
من پنج سال فرانسه بودم و الان هم پنج سال ایران.
همیشه در کنار چند وبلاگ تخصصی رشته خودم وبلاگ شما را میخوانم. عزت شما مستدام
سلام دکتر مجیدی ، وقتی این همه واکنش احساسی رو نسبت به نوشته های احساسی شما خوندم نتونستم مقاومت کنم و چیزی ننویسم ، من از سال 88 که با وبلاگ شما آشتا شدم تا الان هفته ای نبوده که به وبلاگتون سر نزده باشم. الان که این سطور رو می خوندم با خودم گفتم ” خب تو که همیشه مطالب ژرف و جون دارشو تا آخر می خونی و بهشون فک می کنی پس ازین به بعد میتونی با کامنت های ژرف و فکر شده به غنای مطالب اضافه کنی و اجازه بدی دیگرون تفکراتتو نقد کنن، تو نسبت به رسانه ی محبوبت مسئولیت داری ،پس بهش کمک کن تا بهتر شه تا فکر و فرهنگ خودت و جامعه ای که توش زندگی می کنی توسعه پیدا کنه ” من به خیلیا وبلاگ یک پزشکو معرفی کردم ، یادم میاد سال قبل تو دانشگاه ارائه ای داشتم با موضوع “روانشناسی بازارها” که موقع ارائه در مورد جنون گل لاله در هلند با استفاده از مطلب “توهمها و جنونهای همگانی محبوب غیرعادی: جنون گل لاله ” که در همین وبلا گ خونده بودم ، صحبت کردم و عینا اون صفحه ی مطلبو به همراه تصاویرش به خانوم ها و آقایون حاضر در جلسه نشون دادم. تقریبا دو سالی هست که دانشجوی رشته اقتصاد نظری هستم و به خاطر همین بیش از هر وقت دیگه ای با مقوله های علم، فرهنگ ، جامعه ، تکنولوژی و ارتباطش با اقتصاد و شاخص های توسعه انسانی درگیرم. طی این دو سال بارها تصمیم داشتم که در مورد اقتصاد و موضوعات مرتبط با آن مطلب بنویسم ، چون مشاهده می کنم که در کشور ما اطلاعات و فهم اقتصادی مردم بسیار پایینه و این موضوع رو با شما در میون بگذارم ولی هر بار ترس از نوشتن و مسائلی دیگه مانع می شد. می خوام بدونم در یک پزشک آیا جایی برای مطالبی از این دست به طور ویژه وجود داره؟ آیا امکان همکاری من در این خصوص هست؟ شرایطش چیه؟ تشکر.
سلام, مدتهاس یک پزشک رو میخونم, از بعضی مطالبش لذت میبرم, بعد از اینکه تغییراتی دادید کیفیت مطالب پایینتر اومده اما همچنان مطالب خوب دارین,شخصا ترجیح میدم هفته ای یک مطلب خوب بخونم تا اینکه هر روز کلی مطلب که ارزش خوندن یا دیدن زیادی نداشته باشن, موفق باشید
دکتر جان شما دیگه چرا حرف از بازنشتگی میزنی؟ یک پزشک همیشه به عنوان یک اسوه در وب فارسی بوده و هست.
سلام،
من هم چند سالی هست که یک پزشک رو دنبال می کنم ولی یکی دو سالی هست که نظر نمی نویسم!!(چون کلا این کار رو ترک کردم!!)
راستش چند سال پیش که با یک پزشک آشنا شدم به دلیل مطالب جالبش بود که بیشتر مباحث مربوط به پزشکی بودن، بعدش که کم تر از مطالب پزشکی می نوشتید و بیشتر به حوزه فناوری می پرداختید،دیگه مثل قبل خواننده ثابتی نبودم!!
البته الان خیلی بهتر شده ، بخش های معرفی کتاب و مجله یک پزشک و… جالبند ولی هنوز هم مطالب پزشکی کم اند!
موفق و پرتوان باشید
میخاییل کلاشنیکف می گفت این فقط یه سلاحه و بستگی به طرز استفاده افراد داره ایشون معتقد بود جون خیلیارو نجات داده
اول اینکه میخاییل کلاشنیکف هیچ وقت از اختراعش پشیمون نشد دوما شما هم از ایشون یاد بگیرید اگه یکم فک کنید دارید کاملا در جهت جریان شنا می کنید چون این ماه من خودم خیلیا رو به 1پزشک ترغیب کردم:)
من از خوانندگان قدیمی شما هستم تقریبن از سال 86
شما و 1فتحی و چند وبلاگ دیگه بود اون موقع…از اونهای دیگه خبری ندارم..ولی هنوز شمارو با اشتیاق و احترام زیاد دنبال می کنم.مطالبتونو هر چند طولانی میخونم.من شخصن ترجیح میدم مطلبی طولانی بخونم تا واقن چیزی ازون موضوع دستم باشه در آخر.
لطفن بمانید و باشید.مطمئن باشید شما طرفداران واقعی و مخصوص خودتونو دارین.
والبته فقط نظر شخصی خودمو بگم که مطالب با قلم خودتون و خانوم فرانک استایل مخصوص خودشو داره و اونارو بیشتر ترجیح میدم.ارادتمند…سپیده
سلام
حدود 4 سال است که سایت خوب شما را دنبال می کنم این دومین نظری است که در این 4 سال می نویسم
امیدوارم که راهتان ادامه دار باشد
با آرزوی موفقیت
سلام آقای مجیدی، وبلاگ شما را چند ساله که هر روز دنبال میکنم و به خیلی از دوستها و آشناها که دنبال یک وبلاگ متفاوت هستند معرفی میکنم. امیدوارم همچنان ادامه بدهید ممنون بابت زحمات شما و دوستانتون
آقای مجیدی، میتونم بگم وبلاگ شما یکی از بهترین هاست، من چند سال پیش وبلاگهای زیادی رو دنبال میکردم اما تنها وبلاگی که الان دنبال میکنم وبلاگ شماست، چون قلمتون و دیدگاهتون منحصر به فرد هست…
امیدوارم مارو از قلم شیواتون محروم نکنید
گوجا؟ تازه رسیدیم بهم
سلام. کل پست مفصل وپرمحتوایی که نوشتی (بجز موضوع اپل واچ :دی)،تحت شعاع دلزدگیت از نوشتن قرار گرفته است. دوستان خواننده که بیشترشان به نظر خوانندگان دایمی یک پزشک هستند ،کامنت های متعددی برای این پست گذاشتند که در حالت عادی و بدون بخش اول احتمالا چند کامنت محدود به اینکه ( چه پست زیبایی بود ) بیشتر نمیداشت. من هم میخواهم اشاره کنم که رونق داشتن بلاگهای انگلیسی علاوه بر تمام مسایلی که دوستان اشاره کردند ،به تفاوتهای ریشه ای جوامع هم مربوط است، (به عنوان مثال سرانه مطالعه ایران در مقایسه با کشورهای اروپایی و امریکایی)،نکته دیگر به نظر من این است که رسانه شما اتفاقا به دلیل کیفیت بالایش هیچوقت نمی تواند در زمینه سرگرم کنندگی با جاهایی مثل وایبر یا دیگران رقابت داشته باشد، جاهایی مثل اینها برای من معادل یک ورزشگاه یا یک پارک شلوغ هستند در حالیکه مطالعه یک پزشک حکم نشستن در یک کتابخانه خلوت و یا یک کافه دنج آرام را دارد
منم نظرم مث بقیه بچه هاست…امید مارو نا امید نکنید..
با سلام و خسته نباشید خدمت دکتر مجیدی عزیز.
اول از همه تشکر میکنم بخاطر وبلاگ عالی ای که دارید.من هم مثل خیلی ها مشتری پر و پا قرص وبلاگتون هستم.از اینکه گفتید دلسرد میشید از ادامه کار وبلاگ نویسی واقعا ناراحت شدم.دقیقا یادم نیست از کی با وبلاگتون آشنا شدم ولی چندین ساله که مطالب قشنگ و پرمحتواتون رو میخونم. اوایل از خود وبلاگتون،بعدها با گوگل ریدر،الان هم که اپ موبایل.
پیش خودم فکر میکردم که شما با مشغله کار پزشکی تون چطور فرصت میکنین به این خوبی مطلب برا وبلاگتون جور میکنین.واقعا خسته نباشید میگم بهتون.از پست هایی که خوشم میاد کامنت های همکن پست هارو هم تا آخر میخونم تا نظرات دوستان رو هم بدونم.
در آخر از تلاشهای شما بی نهایت سپاسگذارم.
می بینید که چه وبلاگ پرطرفداری دارید؟ خیلی ها روزشون رو با نوشته های شما و سایر نویسنده های خوب این وبلاگ شروع می کنند و خیلی ها در خارج از کشور چشم امیدشون به اینجاست. و متأسفانه اینم باید بپذیریم که سلیقه عموم مردم افت کرده و اون استقبالی که از یک مطلب یک دقیقه ای خنده دار می شه ممکنه از یک مطلب علمی وزین نشه. ناامیدی به دلتون راه ندید و پرتلاش به راهی که فکر می کنید درسته ادامه بدید. موفق باشید!
وبلاگ نویس ها و وبلاگ خوان ها کم شده اند ولی تمام نشده اند، من همین الان در فیدخوانم(inoreader.com) چندین وبلاگ خوب دارم و دنبالشون می کنم.
عصر وبلاگ نویسی هم تمام نشده چون اگر وقت آن رسیده بود که خاموش شوند وبلاگ های انگلیسی اینقدر فعال نبودند.
در ضمن اگر برای کم شدن خوانندگان می خواهید چنین تصمیمی بگیرید فکری به حال نویسندگان کتاب ها کنید که بسیار کم تر خوانده می شوند.
من که هر روز ۲ یا ۳ بار چک میکنم سایتو یرای حمایت هم رو تبلیغات ها کلیک می کنم…..
امیدوارم ادامه بدید….
رادیو گیک یه قسمتی دربارهٔ اون ایستگاههای ردیویی داره جالبه اسمش هم پروژهٔ کنت هست
سلام آقای مجیدی
هر جا و هر وقت مرورگرم و باز کنم بدون هیچ معطلی و تردید اول وارد سایت شما می شوم . سالهاست که این کارم هست مطالب با ارزش قلم قوی و شیوا و توجه به کیفیت مطالب واقعا تحسین برانگیز است . شاید در طی یک روز سه یا چهار مرتبه به این سایت سر می زنم ببینم چیز جدیدی نوشته اید یا خیر. من شاید یکی از قدیمی ترین خواننده های شما با شم اما این اولین باری است که برای شما می نویسم . مطمئن باشد شبیه من کم نیستند اگر از شنونده های شما صدایی بر نمی خیزد دلیل بر این نیست که با دیوار صحبت می کنید.
امیدوارم هیچوقت ما را ناامید نکنید .
شاد باشید و سلامت
دکتر مجیدی عزیز. من که در هفت هشت سال گذشته حداقل هفته ای دو بار به 1pezeshk سر میزنم و چندین نفر از دوستام رو هم به این وبلاگ مبتلا کرده ام. پس لطفا دیگه از این حرفها نزن! :)
در مورد تکلیف شب هم اولش خیلی ناامید شدم چون تقریبا تمام فیلمهای اخیر در لوکیشن تهران ساخته میشوند. برای همین نقبی به گذشته زدم و یادم افتاد که در شهر خودم یعنی اراک حداقل یک فیلم ماندگار به نام «جاده های سرد» اثر جعفری جوزانی ساخته شده.
کمی که بیشتر فکر کردم یاد فیلمهایی افتادم مثل ناخدا خورشید در هرمزگان، بیشتر فیلمهای جنگی در خوزستان و کردستان، کیمیای احمدرضا درویش در مشهد، بیشتر فیلمهای قاچاق مواد مخدر جمشید هاشم پور در سیستان و بلوچستان، قصه های مجید در اصفهان، کشتی آنجلیکا در بوشهر، ساوالان و دمرل در آذربایجان، …
سلام دکتر
به نظرم این سیل عظیمی از مردم که اومدن توی وایبر و واتساپ و بقیه شبکه های اجتماعی ، اساسا اگه این شبکه ها نبود هم دنبال مطالب وبلاگی و از این دست نبودند ، و فکر کنم اینها کلن اینترنت رو توی وایبر و واتساپ میبینن
به نظرم بعد از اومدن شبکه های اجتماعی مخاطبای وبلاگ کم نشده ، فقط یه سیل عظیمی رفتن توی این شبکه ها که اساسا قرار نبوده هیچ وقت بیان وبلاگ بخونن
ممنون از تلاشتون دکتر
متاسفانه وبلاگنویسی الان دیگه حال و حوای گذشته رو نداره . چند وقت پیش یک آمار دیدم که گفت از یک مطلب کامل فقط حدود 20درصدش توسط کاربر خونده میشه و حدود 80 درصد زحمات نویسنده به هدر میره . البته اگر بشه یک راه تعامل بین شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها پیدا کرد این موضوع تا حدودی میتونه قابل حل باشه . یعنی یه جورایی بومی سازی کار هایی که فرنگی ها انجام میدن . هر چند که این روزا دیگه کاربر فارسی و فرنگی نداره و همه یه جورایی وقت ندارن .
در ضمن دکتر در متن گفتید که زبان انگلیسی وبلاگهایی عالی وجود دارند که در زمینه وبلاگنویسی حرفهای مطالب بسیار جالبی دارند، اما پیاده کردن آن نسخهها، در محیط ایران چندان کارا و مؤثر نیست . این تیکه رو ممنون میشم بیشتر توضیح بدید و بگید مثلا چه وبلاگ هایی و چطوری .
و در پایان هم ممنون برای مطلب خوبت علیرضا جان
بلکه باعث کاهش شأن کاربر و اعتراض بقیه کاربرها به او میشود، تا آن حد که صاحب فکر و اندیشه، به درستی کار و دغدغه خود شک میکند!
گل گفتی ، الان شخصیت یعنی اینکه پروفایل فیس بوکت عکس چنان داشته باشه و دروغ بگی و از بیکاری تو پروفایل مردم بچرخی. کسی هم دو حرف حساب بزنه چنان باهاش برخورد میکنن که ماتم زده میشه و در آخر کناره گیری و یه عمر غصه خوردن این مردم ما !
دکتر مجیدی عزیز،
اپلیکیشن یک پزشک ، اولین چیزی است که من صبحها باز می کنم و می خوانم، شاید بعد از دو سال خواندن وب سایت شما اولین باری است که دیدگاه می گذارم. هنوز برای مطالب خوب شما مشتری هست ، برای من از معدود مکانهایی است که می توانم فارسی بخوانم
ممنون از زحمت شما و تیم همکارتان
گلایه کردن نداره! منم بعضی از نوشته های شما رو نمیخونم چون سلیقه ها با هم متفاوته ٬ قرار نیست که همه عاشق نوشته های شما بشند . همونطور که تاکید می کنید اینجا یه وبلاگه ٬ پس شما نوشته هایی که متناسب با نظر خودتون رو قرار میدید حالا این وسط یه سری خواننده ها خوششون میاد یه سری نه.
در ضمن شاید خیلی ها با وبلاگ شما آشنا نباشند و خودم اولین بار نوشته ای که یکی از کاربرا توی نظر سایت دیگه در مورد بررسی عینک گوگل(توسط یکی از خواننده که از آمریکا بررسی رو فرستاده بود) با وبلاگ شما آشنا شدم.
من چند سالی هست آمریکا زندگی می کنم و معمولا هر روز سایت های خبری و چند وبلاگ رو به زبان انگلیسی میخونم. تنها بلاگ فارسی که هر روز بهش سر می زنم و اپلیکیشنش رو دارم یک پزشک هست. من این وبلاگ رو رو در حد وبلاگهای بسیار حرفهای انگلیسی زبان میدونم، از نوشتههاش لذت می برم و امیدوارم که بتونم در آینده هم این شانس رو داشته باشم که ازش لذت ببرم.
نوشته هایتان را هر روز منتظرم. در روز دو سه بار سایت رو رفرش می کنم که مبادا مطلب جدیدی رو از دستم بدهم. معرفی کتاب، وب گرد مبتلا، مجله هفتگی و دیگر مطالبتون برای من یکی مفید بوده و مطالب رو هر قدر طولانی، با صبر و حوصله به خواندنش ادامه می دهم.
دل خوش به مطالب تونیم
تشکر و خسته نباشید
باتشکر از زحمتی که می کشید.
من امیدوارم که این بخش همچنان ادامه پیدا کنه.
جناب مجیدی همیشه مطالب شما را از طریق فید دنبال می کنم اگر کامنت نمی گذارم به خاطر این است که حرفی برای گفتن نیست به جز تشکرهای ساده و تکراری
با سلام خدمت دکتر مجیدی! محترم و عزیز:
افرادی که به نوشتن و خواندن مطالب خوب عادت کرده باشند به سختی از این خوشی دل می کنند.حکم آن را دارد که بخواهیم اسبی خوش مرکب و راهور را از کسی بگیریم و به جایش خری لنگ اما زیبا را به او هدیه کنیم.
با آرزوی سلامتی و پایندگی برای شما و امثالهم.
کاش حداقل به جای پسرفت فرهنگی در زمینه نویسندگی عمومی ، پیشرفت داشتیم.
ما خیلی بد از امکانات استفاده کردیم، به جای استفاده درست از این اپلیکیشن های ارتباطی ، همه و همه چرند و پرند…
دکتر جان در ادامه کامنتم بگم که برایتان ایدهای هم دارم. به نظرم اگر یک حالت اشتراک ماهانه در سایت هم ایجاد کنید خیلی خوبه. به ویژه الان که با داشتن بخش کاربری و ثبت نام زیر ساخت چنین امری هم فراهم کردید. که هم مخاطبان معمول را داشته باشید و هم مخاطبان وفادارتر وبلاگ بتوانند با پرداخت مبلغ ماهانه اشتراک، به مطالب خاصی هم دسترسی داشته باشند. مثلا پستهای طولانیتر و ژرفتر که زمان و انرژی بیشتری از شما گرفته.
میتونید پیش از تصمیمگیری در این مورد حتی با یک نظرسنجی از میزان استقبال بالقوه کاربران هم مطلع بشید.
بله…و در آخر همه چیزو با پول متر می کنیم….اگه این کارو بکنید بعد از مدتی شما هم از پرداخت پول خسته میشی و کلن این رساته مخاطبشو از دست میده….من با این نظر کاملن محالفم
نه اتفاقا قصد نداشتم شوق دکتر مجیدی عزیز و تلاش قابل ستایش برای تغییر دادن جامعه پیرامونش ر صرفا با پول بسنجم. اما خب شما هم بهتره تو زندگی خیلی رویایی نباشید.
سر پا و به روز نگه داشتن چنین رسانهای هزینههای مادی هم داره. و البته فراهم شدن منابع مالی جدید فرصت پیادهسازی ایدههای جدید هم ایجاد میکنه. حرفهای شدن یک رسانه (از نگاه بیزینسی) قرار نیست حتما چیز بدی باشه که!
و مخصوصا این ایدهای هم که مطرح کردم چیز خام و جدیدی نیست، قبلا بارها تجربههای موفق داشته در دنیا.
دکتر مجیدی عزیز در اینکه سلیقه مخاطبان وبلاگها تغییر کرده شکی نیست. اما این موضوع مختص ایران هم نیست و گریبانگیر تمام جهان شده است. چارهای هم نیست جز هماهنگ شدن با تغییرات زمانه. آن هم در جامعهای مثل جامعه ما که عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خاص هم بر عوامل جهان شمول مثل صنعتی شدن زندگیها و کم شدن زمان و حوصله مردم اضافه شده و هرچه بیشتر به این شرایط شدت داده.
در کل به عنوان کسی که مدتهاست هر روز وبلاگ شما را مطالعه میکنم بگویم که رسانهی تاثیرگذاری دارید و قطعا ظرفیتهای زیادی برای هماهنگ شدن با حوصله مردم دارد که شک ندارم به مرور آنها را مییابید.
جای تفریحات بعضا چیپ و دم دستی در وایبر و … جداست و جای مطالب ژرف و تاثیرگذار مانند مطالب شما هم جدا. مطمن باشید همیشه و همیشه مخاطبان وفاداری داشته و دارید که به این راحتیها با مود گذرای جامعه همراه نمیشوند.
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز، من شخصا حس ناراحتی شما از پوچ گرایی مردم را درک میکنم . بیاد دارم زمانی که ادمین یک پیج علمی در فیسبوک بودم چقدر از بیتوجهی مردم به مطالب مفید دلخور و دلسرد میشدم و از اینکه مطالب بی اهمیت بیشتر مورد توجه قرار می گیرند متعجب و ناامید میگردیدم که در آخر نیز منجر به خارج شدن من از فیسبوک شد. ولی پس از مدت ها فکر به علت اینگونه رفتار مردم به چند پاسخ رسیدم که ممکن است به شما نیز کمک کند:
۱. روح انسان نیازمند شادی و تجربه لحظات خوب است که با توجه به شرایط اجتماعی همین پیامهای وایبری و واتس اپی شاید یکی از معدود راههای شادی حتی برای چند لحظه باشد.
۲. موفقیت وآگاهی گامی است که تعداد کمی از افراد به سمت آن قدم بر میدارند و تا زمانی که خود فرد تمایل به حرکت در این مسیر را نداشته باشد راهنمایی وی کاری بیهوده است.
۳. اینکه مطالب مفید شما مخاطبین چندانی ندارد نباید موجب ناراحتی شما شود چون از دیدگاه دیگر این نشان دهنده آن است که شما یکی از معدود ایرانیها و شاید انسانهایی هستید که به پیشرفت و رشد خود اهمیت میدهید و شاید افراد کمی نیز در این مسیر همراه شما باشند ولی باید پذیرفت همیشه قشر فرهیخته تعداد اندکی از یک جامعه را تشکیل میدهند.
در آخر از زحمات شما برای گردآوری و نشر این مطالب سپاس گزارم
لازم به ذکر است به اطلاع برسانم قسمت عضویت سایت با مشکل مواجه و این ایمیل من هست خوشحال میشم با شما در تماس باشم و بتوانم کمکی به شما یا سایت شما و دیگر خوانندگان کنم.
M.amin.moravej@gmail.com
پارسال این موقع ها دروغ سیزدهتون این بود که وبلاگ نویس تمام وقت بشین. امسال انقدر وضع خراب شده که کلا از نوشتن دلزده شدین؟ :-(
ما چشم امیدمون به یک پزشکه. اینجا نباشه کدوم صفحه رو هر روز باز کنیم به امید خوندن پستهای جذاب؟ کجاست که انقدر مطالب وزین و در عین حال شیرین داشته باشه و هرگز ما رو ناامید برنگردونه؟
امیدوارم دلسرد نشین از نوشتن. سطح سلیقه مردم به خاطر شبکه های اجتماعی مخصوصا وایبر و واتس اپ و فیسبوک خیلی پایین اومده، مردم اغلب دنبال مطالب سطحی و کپی پیست مبتذل هستن و به ندرت مطلب عمیق یا اصیلی می بینیم. دقیقا به همین دلیل شما از آخرین روزنه های امید ما هستین.
امیدوارم وضعیت بهتر بشه و شما همچنان پرتوان ادامه بدین.
بهترین اپلیکیشن گوشیه من. بهترین سایت روی مرورگر گوشیه من. بهترین پزشک دنیا. مرسی واقعن.
سلام دکتر…من هر روز و هر شب مثل الان منتظر نوشته های فوق العاده شما هستم… امیدوارم بجای اینکه شما خسته و بی رقبت بشین,سلیقه ها زیباتر و مشتاق تر بشن
موفق و پایدار باشید
قلم تان همواره نویسا