گاهی گریزی از جدایی نیست و این راه مبدل به بهترین راه می‌شود!

 

در زنـدگی هـر خانواده گهگاه شرایطی پیش می‌آید که تصمیمات والدین با خواست‌های فرزندانشان همخوانی ندارند؛ تصمیم بـه جدایی یا طلاق یکی از جدی‌ترین این موارد است. هنگامی که ترک خانواده و جـدایی زن و شوهر از یکدیگر بـرای پایـان دادن به درگیری‌ها و کشمکش‌ها مناسب‌ترین راه حل است، بچه‌ها با مشکلات جدیدی روبرو می‌شوند؛ مشکلاتی جدی و همه‌جانبه؛

متأسفانه طلاق به صورت امری عادی و رایج درآمده است. چنین به نظر می‌رسد که پایان خـوش داستان‌های پریان: «آن‌ها باهم ازدواج کردند و تا پایان عمر به خیر و خوشی در کنار هم زندگی کردند!» از دیدگاه جوانان امروز به صورت یک رؤیای دست‌نیافتنی و حتی طنزآمیز جلوه می‌کند. بگو مگوهای پایـان‌ناپذیر مـیان زن و شوهر، هر روز قربانیان فراوانی می‌گیرد. هر قدر که درباره آمار طلاق و پیآمدهای آن بیشتر پژوهش می‌کنیم، با واقعیت‌های ناخوشایند بیشتری روبرو می‌شویم که زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار مـی‌دهد. ازدواج بـه بنایی می‌ماند که می‌توان اتاق‌های آن را رنگ‌آمیزی کرد و یا احیاناً سقف آن را از نو ساخت. حتی اگر زیربنا استحکام لازم را نداشته باشد می‌توان آن را از پایه تجدید بنا کرد و در تعمیر مجدد آن سنگ تمام گذاشت؛ در صـورتی کـه طلاق مانند زمین لرزه‌ای است که بنیان خانواده را درهم می‌کوبد و شیرازه خانواده را از هم می‌گسلد و افزون بر انفجار ناگهانی اولیه، پس لرزه‌هایی نیز خواهد داشت که از سر گذراندن آنها گاه بـسیار دشـوارتر اسـت.1

کودکان باید پیش از طلاق، در جـریان مـوضوع قـرار گیرند و پس از انجام آن نیز از حمایت جدی پدر و مادر برخوردار شوند. چگونگی جدا شدن والدین (دوستانه یا خصمانه) در این مهم تأثیر چندانی ندارد. کـودکان بـاید بـدانند که گرچه پدر و مادرشان بر حضانت آنها با یـکدیگر درگـیرند، ولی هر دوی آنها عاشق فرزندان خویش‌اند و هیچ‌یک حاضر به جدایی از آنها نیستند و بالاخره باید بدانند که پذیرش سرپرستی کودکان بـرای هـریک از والدیـن، بدین معنا نیست که دیگری را هرگز نخواهند دید و یا بـرای همیشه از محبت او بی‌بهره خواهند ماند.

شماری از والدین در هنگام بروز اختلاف، چنان در کشمکش و جدال با یکدیگر غرق می‌شوند کـه وظـایف خـود را در حمایت و نگهداری از کودکان فراموش می‌کنند؛ تا آنجا که فرزندان آنها دچـار کـمبود محبت می‌شوند و در تمام مراحل درگیری و جدال والدین، در توفان سهمناکی به سر می‌برند و هر لحظه نزدیک شـدن خـطر را احـساس می‌کنند. اما در مقابل، شمار دیگری هم هستند که حتی در سخت‌ترین شرایط بـرخورد و رویـارویی بـا یکدیگر، روابط خود را با کودکانشان در سطح قابل قبولی حفظ می‌کنند. شاید این نوع بـرخورد بـا اخـتلافات موجود در روابط زناشویی، ظاهراً منطقی‌تر به نظر برسد، زیرا فرزندان کمتر از عمق فاجعه آگـاه مـی‌شوند؛ اما از بعد دیگر، وقتی طلاق صورت گیرد، آن‌ها بیشتر دچار شگفتی و بهت‌زدگی مـی‌شوند؛ زیـرا مـوضوع کاملاً از دید آنها مخفی نگهداشته شده و ناهنجاری‌های موجود در روابط پدر و مادر برای آنها قابل تـصور نـیست. هنگامی که تصمیم به جدایی و طلاق، قطعی و در شرف انجام است، والدین باید آمـاده بـاشند تـا حقیقت را با کودکانشان در میان نهند. چگونگی و هنگام در میان گذاشتن این تصمیم مهم باید با حـفظ آرامـش کامل و با درایت لازم انجام شود.

هنگامی که ازدواجی با شکست روبـرو مـی‌شود، بـه خصوص برای بچه‌ها پیامدهای فراوانی را به دنبال می‌آورد؛ بنابراین حتی کودکان خردسال را نیز باید در جـریان بـعضی از ایـن پیامدها قرار داد تا بتوانند هرچه زودتر خود را با زندگی جدید وفق دهـند. بـاید به کودکان قول داد و آنها را مطمئن ساخت که همه چیز صادقانه با آنان در میان گذاشته شده اسـت.

نـخستین مطلبی که باید کاملاً برای کودکان توضیح داد این است که با وجـود جـدایی پدر و مادر و با وجود اینکه آنها دیگر نـمی‌توانند مـثل گـذشته همدیگر را دوست داشته باشند، هر دو عاشقانه فـرزند خـود را دوست دارند.

باید این نکته را بدانید که جدایی شما از همسرتان پیام‌های واضح و روشـنی دارد کـه کودک آنها را درک کرده اسـت؛ پیام‌هایی از قبیل «عـشق مـاندنی نـیست»، «آنچه را که با چشم‌هایت می‌بینی بـاور نـکن!» و «زندگی در یک چشم به هم زدن زیر و رو می‌شود!» و…این پیامها به اندازه‌ای بـی‌رحمانه و خـشن هستند که حتی بزرگسالان نیز بـرای درک آنها دچار مـشکل مـی‌شوند چه رسد به کودکان و خـردسالان!

پس از طـرح همه این مقدمات، این پرسش‌ها مطرح می‌شوند که اگر شما نسبت به هـمسر خـود بی‌تفاوت هستید، آیا می‌توانید در مـورد فـرزندانتان نـیز چنین احساسی داشـته باشید؟ اگر دوسـت دارید بدون همسرتان بـه زنـدگی ادامه دهید، آیا این آرزو شامل کودکانتان نیز می‌شود؟

چنانچه شما و همسرتان در مرحله جدایی و طلاق، درگـیر جـدالی سخت هستید، کودکانتان باید بدانند کـه بـابا و مامان فعلاً بـسیار عـصبانی و غمگین هستند و برای مـدتی زندگی دچار ناآرامی و کشمکش خواهد بود و تا فروکش کردن این وضع، آن‌ها باید این زنـدگی سـخت و پردردسر را تحمل کنند.

اگر نزاع بـر سـر حـضانت فـرزندان اسـت و در این میان فـرزندانتان بـاید در دادگاه حاضر شوند و نظر خود را اعلام کنند (بچه‌ها در این مورد بسیار حساس و نگران‌اند و حتی الامکان بـاید ازایـن کـار خودداری شود)، برای آنها توضیح دهید کـه شـما و هـمسرتان جـدا مـایل بـه ادامه زندگی با آنها هستید و قاضی باید از نظر همه اعضای خانواده در این باره اطلاع کافی به دست آورد تا بتواند تصمیم درستی بگیرد. به آنها بفهمانید که بـاید به پرسش‌های دادگاه صادقانه پاسخ دهند و آنچه را که واقعاً در دل دارند بر زبان آورند. آن‌ها باید بدانند که تصمیم نهایی را دادگاه صورت خواهد گرفت. دانستن این مطلب سبب می‌شود تا اهـمیت مـوضوع را درک کنند و به خوبی از عهده پاسخ‌ها برآیند. آرزو می‌کنم که هیچ کودکی در چنین شرایط دشواری قرار نگیرد. برای کاستن از بار نگرانی و دلهره کودک در چنین موقعیتی باید او را در جریان دادرسی قرار دهید. بـه او بـقبولانید که همه عوامل از جمله نظر او از صرف دادگاه بررسی می‌شود و در آخر این قاضی است که با توجه به تمام جوانب تصمیم نهایی را می‌گیرد.

آنـچه در زیـر می‌خوانید بخشی از برنامه طلاق را تـشکیل مـی‌دهد که کودکان باید پیشاپیش در جریان آن قرار گیرند:

-چه کسی حضانت فرزندان را برعهده می‌گیرد و چگونه؟ مشکلات به دست چه کسی حل خواهند شد؟

برای نمونه «شما با مـامان زنـدگی خواهید کرد ولی سرپرستی‌تان بـه عـهده من خواهد بود؛ اما اگر مشکل بزرگی پیش بیاید، مثلاً انتخاب مدرسه یا لزوم حمایت و پشتیبانی، آن وقت من و مامان باهم تصمیم می‌گیریم.»

-تعیین زمان و مکان ملاقات کودکان با والدی که حضانت آنـها بـا او نیست. دانستن این مطالب برای کودکان بزرگتر پراهمیت‌تر است. بکوشید قبلاً با آنها مشورت کنید و بعد تصمیم نهایی را بگیرید. کودکان در این موارد دیدگاه‌های جالبی ارائه می‌دهند؛ گرچه آن‌ها معمولاً در تـصمیم‌گیری نـقش ندارند و تـعیین تکلیف قطعی با دادگاه است، اما به خاطر داشته باشید که در این میان احساسات و خواست آنها در اولویـت قرار دارد.

-هزینه‌های خانواده را چه کسی تأمین می‌کند؟ بچه‌ها باید بدانند که آیا والدی کـه حـضانت را پذیـرفته است از جانب دیگری مورد حمایت قرار خواهد گرفت یا خیر؟ زیرا بعداً آنها باید نقش پیغام‌آور مالی را در این مـیان ‌ بـازی کنند: «به پدرت یادآوری کن ماهانه دیر شد!» یا «به مادرت بگو برای تـابستون نـمی‌تونم اون هـتل رو رزرو کنم. بهش بگو اسکناس که چاپ نمی‌کنم!»

-امنیت آینده آنها چگونه تأمین خواهد شد؟ در صورت لزوم چـه کسی عهده‌دار هزینه درمان دندانپزشک، روانپزشک و…خواهد بود؟ چه کسی شهریه دبستان و دبیرستان و دانشگاه بـچه‌ها را تأمین خواهد کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]