نقد و بررسی فیلم دهکده The Village 2004 و خلاصه داستان آن

0

دهکده ساخته ام. نایت شیامالان، نویسنده و کارگردان هندی تبار سینمای آمریکاست. با توجه به فیلم‌های قبلی شیامالان ( حس ششم، نشکستنی و نشانه‌ها )، از فیلم تازه او انتظارات مشابهی می‌رفت.

فیلم‌های این سینماگر به خاطر طرح‌های داستانی ظریف و پیچیده، پیچش‌های ناگهانی در خط داستانی و سبک تعلیقی و هیجان انگیزشان، جایگاه خاصی در سینمای امروز هالیوود دارند.

همه‌ی فیلم‌های قبلی شیامالان دارای عصاره رازآمیز خاصی هستند که آن‌ها را از دیگر هم سنخان خود در ژانر فیلم‌های تعلیقی متمایز می‌کند. شیامالان تنها به خلق ترس و تعلیق اکتفا نمی‌کند و در لایه‌های زیرین آثارش سعی در خلق مضمون‌های دیگری همچون امید، شجاعت، ایمان یا عشق نیز دارد. اما متاسفانه فیلم دهکده چیزی برای اضافه کردن به شهرت شیامالان ندارد.

توانایی بالای شیامالان در نگارش فیلمنامه و کارگردانی باعث می‌شد که تعلیق و هیجان از دل داستان‌های مینی مالیستی‌اش بیرون کشیده شود. ایجاد ترس از موقعیت‌های عادی و داستان‌های معمولی تخصص بی‌بدیل شیامالان است؛ تخصصی که در دهکده کارآیی خود را از دست داده است.


داستان فیلم دهکده The Village 2004

داستان فیلم دهکده با یک مراسم تشییع جنازه که تمامی اهالی دهکده در آن حضور دارند، آغاز می‌شود. با توجه به تاریخ حک شده روی سنگ قبر فرد متوفی، پی می‌بریم که قصه‌ی فیلم در سال ۱۸۹۷ سپری می‌شود. نام این دهکده‌ی آمریکایی «کارینگتون» است. این دهکده از دنیای بیرون مجزا و ایزوله شده است. دور تا دور دهکده را جنگل‌های انبوه فرا گرفته‌اند. برج‌های دیده بانی در اطراف دهکده استوار شده تا از جان اهالی حفاظت کند. ظاهرا موجودات غیرشری خطرناکی در جنگل‌های اطراف دهکده زندگی می‌کنند.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

رئیس و ریش سفید دهکده، ادوارد واکر (ویلیام هرت) نام دارد. واکر دختر کور اما پردل و جرأتی به نام ایوی (برایس دالاس هاوارد) دارد. ایوی دلباخته پسر شجاع و تنومندی به نام لوسیل (جواکین فونیکس) است. لوسیل نیز به ایوی عشق میورزد و هر دو می‌دانند که روزی با هم ازدواج خواهند کرد.

مادر بیوه لوسیل (سیگورنی ویور) نیز به واکر علاقمند است. لوسیل از ریش سفیدان دهکده درخواست کرده که به وی اجازه‌ی خروج از دهکده و ورود به جنگل‌های اطراف را بدهند. اما ریش سفیدان با این تقاضا مخالفند. مخلوقات خطرناکی که در جنگل‌ها زندگی می‌کنند با اهالی دهکده یک قرار نانوشته و ناگفته گذاشته‌اند: تا مادامی که اهالی دهکده قدم به داخل جنگل نگذارند جانشان در خطر نیست اما اگر وارد جنگل شوند هر بلایی ممکن است سر آن‌ها بیاید.

در ادامه‌ی ماجرا، یکی از اهالی دهکده بر اثر وقوع حادثه‌ای مجروح می‌شود. با توجه به این که پزشکی در دهکده وجود ندارد، باید به «شهر» رفت و پزشکی را بر سر بالین فرد مجروح آورد. ایوی، دختر کور اما شجاع، داوطلب می‌شود که از جنگل عبور کرده و پزشک را با خودش به دهکده بیاورد. با ورود ایوی به جنگل، حوادث تازه‌ای روی می‌دهد و…


در فیلم‌های قبلی شیامالان سطح و میزان تنش با مقدار اکشن و ترس تولیدی در توازن بود. اما دهکده فاقد چنین توازنی است؛ سطح تنش همواره بالاست اما اکشن و ترس بسیار پایین‌تر است، پیچش‌های داستانی شیامالان که حالا به مثابه‌ی امضای او در فیلم‌هایش عمل می‌کنند، در دهکده کارآیی موثری ندارند. فیلم در واقع دو پیچش عمده در خط داستانی‌اش دارد که از آن برای ایجاد غافلگیری، و نه توسعه‌ی خط داستانی، بهره گرفته است. تعدادی از بازیگران مشهور هالیوود نقش‌های مکمل فیلم را بازی کرده‌اند. ویلیام هرت، سیگورنی ویور و آدرین برودی (در نقش ابله دهکده).

با این وصف بهترین بازی فیلم از آن برایس دالاس هاوارد، دختر ران هاوارد (کارگردان معروف هالیوود) است. دالاس هاوارد تا پیش از این نقش‌های کوتاهی را در فیلم‌های پدرش بازی می‌کرد. این اولین نقش مهم دالاس به شمار می‌رود که به خوبی نیز از عهده‌ی ایفای آن برآمده است. بازی دالاس به شکلی است که تماشاگر به این باور می‌رسد که یک دختر کور می‌تواند به تنهایی از جنگل عبور کند. دهکده یکی دو ویژگی قابل توجه دارد. فیلمبرداری راجر دیکینس و تدوین کریستفر تلفسون سبک بصری مناسبی به فیلم بخشیده است تا جایی که می‌توان ادعا کرد فیلمبرداری و تدوین توانسته بسیاری از کم و کسری‌های فیلمنامه را بپوشاند. اما پایان‌بندی دهکده ضعف‌های عدیده‌ای دارد که نه بازی‌های خوب، و نه تصاویر خوب قادر به پنهان کردن آن‌ها نیست.

در فیلمی مثل این، فصل پایان‌بندی بیشترین اهمیت را دارد. تماشاگر بی‌صبرانه در انتظار فرارسیدن این فصل است تا پاسخ پرسش‌ها و‌گره‌های مطرح شده از سوی فیلمساز را ببیند و بشنود. اما چیزی از این فصل نصیب تماشاگر نمی‌شود. حتی می‌توان گفت نوعی سرخوردگی در تماشاگر ایجاد می‌کند. این احساس به شما دست می‌دهد که برای نزدیک دو ساعت شما را سر کار گذاشته‌اند. رازگشایی پایانی به حدی احمقانه و بی‌ربط است که آرزو می‌کنید هرگز وقت خود را صرف تماشای چنین فیلمی نمی‌کردید؟ دهکده هر چند که در مجموع دوستداران فیلم‌های شیامالان را راضی می‌کند اما قطعا فیلم نیست که بتواند در اندازه‌ی یک بلاک باستر تابستانی – آن گونه که استودیوی دیزنی تصورا می‌کرده – عرض اندام کند.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.