نشانه «دست بر دعا» (Preaching Hand) در کدام آسیب عصبی دیده میشود؟
در دنیای پیچیده پزشکی، گاهی علائم ظاهری چنان گویا هستند که مانند یک تابلوی راهنما، پزشک را مستقیماً به سمت منشاء مشکل هدایت میکنند. یکی از این نشانههای کلاسیک و بسیار مهم، «دست بر دعا» (Preaching Hand) یا «دست برکت» (Hand of Benediction) است. این وضعیت خاص انگشتان دست، نه یک حرکت آیینی، بلکه نشانه یک اختلال عصبی جدی است که شناخت آن برای هر کسی که به سلامت سیستم عصبی و آناتومی بدن علاقه دارد، ضروری است. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که کدام عصب اصلی بدن با آسیب دیدن خود این منظره عجیب را ایجاد میکند و چرا این حالت فقط در زمانهای خاصی ظاهر میشود؟
آیا درست است که این نشانه میتواند با سندرم تونل کارپال اشتباه گرفته شود؟ چرا به آن نامهای مذهبی نسبت دادهاند و ریشه این تشبیه در کجاست؟ ما در این نوشته به اعماق شبکه عصبی بازو سفر میکنیم تا عملکرد عصب مدین (Median Nerve) را کالبدشکافی کنیم. از تصادفات و صدمات ورزشی گرفته تا فشارهای مزمن شغلی، عوامل متعددی میتوانند منجر به این وضعیت شوند. با ما همراه باشید تا با دقت یک گیک آناتومی، مکانیسمهای بیومکانیکی دست را بررسی کنیم و ببینیم علم مدرن چه راهکارهای درمانی برای بازگرداندن قدرت به دستهای آسیبدیده پیشنهاد میدهد.
فهرست مطالب
- ۱. تعریف نشانه دست بر دعا و ویژگیهای ظاهری آن
- ۲. آناتومی عصب مدین؛ شاهراه حیاتی حس و حرکت دست
- ۳. مکانیسم آسیب عصب در ناحیه آرنج و بالای بازو
- ۴. چرا انگشتان شست، سبابه و میانی فلج میشوند؟
- ۵. تفاوت دست بر دعا با دست چنگالی (Claw Hand)
- ۶. ریشههای تاریخی نامگذاری؛ از پاپها تا نقاشیهای کهن
- ۷. شایعترین علل بروز آسیب عصب مدین
- ۸. تستهای تشخیصی و بالینی در مطب متخصص اعصاب
- ۹. نقش نوار عصب و عضله (EMG/NCS) در تعیین شدت ضایعه
- ۱۰. روشهای درمانی غیرجراحی؛ از فیزیوتراپی تا آتلیهگذاری
- ۱۱. جراحی آزادسازی عصب؛ چه زمانی چاقو لازم است؟
- ۱۲. پیشآگهی و روند بازسازی اعصاب محیطی
۱. تعریف نشانه دست بر دعا و ویژگیهای ظاهری آن
نشانه «دست بر دعا» (Hand of Benediction) یک تغییر شکل خاص در دست است که زمانی بروز میکند که فرد تلاش میکند مشت خود را گره کند. در این وضعیت، انگشت شست، انگشت اشاره (سبابه) و انگشت میانی نمیتوانند خم شوند و به حالت مستقیم باقی میمانند، در حالی که انگشتان حلقه و کوچک به طور کامل خم میشوند. این تضاد بصری حالتی را ایجاد میکند که یادآور حرکت دست کشیشها یا پاپها هنگام برکت دادن است. نکته بسیار مهم این است که این علامت در حالت استراحت دست دیده نمیشود، بلکه یک نشانه «دینامیک» است که فقط با تلاش برای بستن دست ظاهر میگردد.
این حالت نباید با وضعیتهای ثابت دست اشتباه گرفته شود. در واقع، این نشانه گویای این است که عضلات مسئول خم کردن انگشتان در سمت شست (Lateral side) قدرت خود را از دست دادهاند، در حالی که عضلات سمت انگشت کوچک که توسط عصب دیگری (عصب اولنار) تغذیه میشوند، همچنان سالم هستند. مشاهده این عدم تقارن در عملکرد حرکتی دست، یکی از سریعترین راهها برای پزشکان است تا سطح و نوع آسیب عصبی را بدون نیاز به دستگاههای پیشرفته حدس بزنند. این نشانه، داستانی از قطع ارتباط میان مغز و عضلات ظریف دست را روایت میکند.
۲. آناتومی عصب مدین؛ شاهراه حیاتی حس و حرکت دست
عصب مدین (Median Nerve) یکی از پنج عصب اصلی است که از شبکه بازویی (Brachial Plexus) منشا میگیرد. این عصب از بازو عبور کرده، از جلوی آرنج میگذرد و به ساعد و در نهایت به کف دست میرسد. عصب مدین وظیفه کنترل اکثر عضلات خمکننده (Flexors) ساعد را بر عهده دارد که به ما اجازه میدهند مچ دست و انگشتان را خم کنیم. همچنین حس پوست در سمت کفدستی انگشتان شست، سبابه، میانی و نیمی از انگشت حلقه بر عهده این عصب است. به همین دلیل، عصب مدین را اغلب «عصب کارگر» مینامند، زیرا بدون آن انجام کارهای دقیق با دست غیرممکن است.
در ناحیه ساعد، این عصب شاخههای متعددی به عضلاتی مانند «خمکننده سطحی انگشتان» و «خمکننده عمقی انگشتان» (بخش مربوط به انگشتان ۲ و ۳) میدهد. همچنین عضلهای که شست را در مقابل سایر انگشتان قرار میدهد (Opponens pollicis) نیز تحت فرمان این عصب است. آسیب به این عصب در سطوح بالاتر (مانند بالای آرنج) باعث میشود که تمام این پیامهای حرکتی قطع شوند. درک دقیق مسیر این عصب به پزشکان کمک میکند تا بفهمند چرا یک ضربه به آرنج میتواند منجر به از کار افتادن انگشتان در کف دست شود، پدیدهای که در مهندسی بدن به آن «آسیب در بالادست» میگویند.
۳. مکانیسم آسیب عصب در ناحیه آرنج و بالای بازو
برای ایجاد نشانه دست بر دعا، عصب مدین باید در نقطهای «بالاتر از آرنج» دچار آسیب جدی شود. شایعترین مکانیسم، شکستگی استخوان بازو (Humerus) به ویژه در ناحیه فوق لقمهای (Supracondylar) است که در کودکان بسیار دیده میشود. در این نوع شکستگی، لبههای تیز استخوان یا تورم شدید بافتهای اطراف میتواند به عصب مدین که درست از آن ناحیه میگذرد، فشار آورده یا آن را قطع کند. همچنین فشارهای مزمن ناشی از باندهای بسیار سفت یا تومورهای ناحیه گودی آرنج (Cubital fossa) نیز میتوانند منجر به این عصبرنجی (Neuropathy) شوند.
وقتی عصب در بالای آرنج آسیب میبیند، تمام عضلاتی که در پاییندست قرار دارند از کار میافتند. این شامل عضلات ساعد است که مسئول خم کردن مفاصل انگشتان هستند. تفاوت اصلی اینجا با سندرم تونل کارپال این است که در تونل کارپال، عصب در ناحیه مچ دست تحت فشار است و عضلات ساعد سالم میمانند؛ بنابراین در تونل کارپال ما شاهد نشانه دست بر دعا نیستیم. این تفکیک آناتومیک برای جراحان حیاتی است تا بدانند دقیقاً کدام نقطه از مسیر طولانی عصب را باید مورد بررسی یا جراحی قرار دهند. آسیب در ناحیه آرنج، ارتباط عصبی را با کل سیستم خمکننده انگشتان قطع میکند.
۴. چرا انگشتان شست، سبابه و میانی فلج میشوند؟
پاسخ در نحوه توزیع شاخههای عصب مدین نهفته است. عصب مدین مسئول تامین نیروی عضلاتی است که بندهای انگشتان ۱، ۲ و ۳ را خم میکنند. وقتی بیمار سعی میکند مشت خود را ببندد، عصب مدینِ آسیبدیده نمیتواند دستوری به عضلات «خمکننده عمقی انگشتان» (Flexor Digitorum Profundus) برای دو انگشت اول ارسال کند. در نتیجه، این انگشتان صاف میمانند. اما چرا انگشت ۴ و ۵ خم میشوند؟ چون بخش داخلی این عضله بزرگ توسط «عصب اولنار» (Ulnar Nerve) تغذیه میشود که در این سناریو کاملاً سالم است. این تقسیم وظایف در یک عضله واحد، عامل اصلی ایجاد آن ظاهر نامتقارن است.
علاوه بر این، انگشت شست هم به دلیل فلج شدن عضله «خمکننده بلند شست» (Flexor Pollicis Longus) توانایی خم شدن را از دست میدهد. فلج شدن عضلات «لومبریکال» (Lumbricals) اول و دوم که مسئول هماهنگی حرکات ظریف انگشتان هستند نیز به این وضعیت دامن میزند. در نهایت، ما با دستی روبرو هستیم که نیمی از آن (سمت اولنار) به درستی کار میکند و نیمی دیگر (سمت مدین) در وضعیت فلج قرار دارد. این عدم توازن، بیومکانیک دست را به هم ریخته و انجام سادهترین کارها مثل گرفتن یک قاشق یا بستن دکمه لباس را به یک چالش بزرگ تبدیل میکند.
۵. تفاوت دست بر دعا با دست چنگالی (Claw Hand)
یکی از بزرگترین اشتباهات در امتحانات پزشکی و حتی تشخیصهای بالینی، خلط میان دست بر دعا و «دست چنگالی» (Claw Hand) است. دست چنگالی ناشی از آسیب به «عصب اولنار» است و برخلاف دست بر دعا، در حالت استراحت دیده میشود. در دست چنگالی، انگشتان ۴ و ۵ به حالت نیمهخمیده و دائمی درمیآیند (شبیه به چنگال پرندگان شکاری). اما نشانه دست بر دعا فقط زمانی که از بیمار میخواهیم دستش را مشت کند ظاهر میشود. یعنی یکی در حالت سکون (اولنار) و دیگری در حالت فعالیت (مدین) خود را نشان میدهند.
درک این تفاوت مانند تشخیص دو ساز مختلف در یک ارکستر است. در آسیب عصب مدین، «ناتوانی در خم کردن» مشکل اصلی است، در حالی که در آسیب عصب اولنار، «ناتوانی در صاف کردن» بندهای انتهایی انگشتان و وضعیت غیرطبیعی در استراحت دیده میشود. همچنین حس لامسه در این دو حالت متفاوت است؛ در دست بر دعا، بیمار در سمت شست دست دچار بیحسی است، اما در دست چنگالی، بیحسی در سمت انگشت کوچک است. این کدهای آناتومیک به پزشک اجازه میدهند با یک معاینه ساده و بدون هزینه، نقشه دقیق آسیب عصبی را در ذهن خود ترسیم کند.
۶. ریشههای تاریخی نامگذاری؛ از پاپها تا نقاشیهای کهن
نامگذاری این علامت پزشکی به «دست برکت» یا «دست بر دعا» ریشه در تاریخ هنر و آیینهای مذهبی کلیسای کاتولیک دارد. در بسیاری از نقاشیهای قرون وسطی و رنسانس، پاپها و قدیسان در حالی تصویر شدهاند که دست راست خود را به نشانهی برکت دادن بالا گرفتهاند؛ به گونهای که دو انگشت اول باز و دو انگشت آخر خم شده است. جالب اینجاست که برخی تاریخنگاران پزشکی معتقدند شاید برخی از پاپهای قدیمی واقعاً دچار آسیب عصب مدین بودهاند و چون دستشان به طور طبیعی در این وضعیت قرار میگرفته، این حالت به عنوان یک ژست مقدس در هنر تثبیت شده است!
یکی از فرضیات جالب درباره «پاپ پیتروس» (Saint Peter) این است که او ممکن است دچار این آسیب عصبی بوده باشد. در تحلیلهای هنری-پزشکی، این موضوع مطرح میشود که هنرمندان با مشاهده این وضعیت در رهبران مذهبی، آن را نمادی از اقتدار و تقدس پنداشته و در آثار خود تکرار کردهاند. امروزه ما میدانیم که این یک وضعیت پاتولوژیک است، اما نامگذاری آن همچنان پلی است میان دنیای هنر، مذهب و دانش اعصاب. این اصطلاح به دانشجویان کمک میکند تا با یک تصویرسازی ذهنی قوی، یکی از پیچیدهترین مفاهیم عصبشناسی حرکتی را برای همیشه به خاطر بسپارند.
۷. شایعترین علل بروز آسیب عصب مدین
آسیب عصب مدین که منجر به نشانه دست بر دعا میشود، معمولاً ناشی از حوادث ناگهانی و شدید است. شکستگیهای انتهای تحتانی استخوان بازو، به ویژه زمانی که استخوان به سمت جلو جابجا شود، میتواند عصب را تحت فشار شدید قرار دهد یا حتی آن را قطع کند. همچنین دررفتگی مصل آرنج نیز یکی دیگر از عوامل خطر است. در دنیای ورزش، آسیبهای ناشی از برخورد شدید در فوتبال یا سقوط در کشتی میتواند به این عصب آسیب بزند. علاوه بر حوادث، تزریقهای اشتباه دارو در ناحیه گودی آرنج توسط افراد غیرمتخصص نیز میتواند باعث التهاب شیمیایی و تخریب عصب شود.
در موارد نادرتر، وجود یک عضله اضافی یا یک نوار فیبری غیرطبیعی در ناحیه آرنج (مانند لیگامان استراترز) میتواند به مرور زمان عصب را فرسوده کند. همچنین سندرم پروناتور (Pronator Syndrome) که در آن عصب مدین بین دو سر عضله چرخنده ساعد گیر میافتد، میتواند علائم مشابهی ایجاد کند، هرچند که معمولاً فلج کامل و ایجاد نشانه دست بر دعا در این سندرم کمتر دیده میشود. شناخت این علل به ما کمک میکند تا در مواجهه با تروماهای دست، بلافاصله وضعیت عصب مدین را چک کنیم و زمان طلایی برای درمان را از دست ندهیم.
۸. تستهای تشخیصی و بالینی در مطب متخصص اعصاب
وقتی بیماری با شکایت از ضعف دست مراجعه میکند، متخصص اعصاب از چندین تست کلاسیک استفاده میکند. اولین و سادهترین آنها «تست مشت کردن» است که در آن نشانه دست بر دعا بلافاصله خود را لو میدهد. تست دیگر، بررسی قدرت عضله «برگرداننده شست» است؛ از بیمار خواسته میشود با شست خود یک سکه را از روی میز بردارد یا شست را به نوک انگشت کوچک برساند. ناتوانی در انجام این حرکات ظریف، تاییدکننده آسیب عصب مدین است. همچنین معاینه حس لامسه در نوک انگشت اشاره، که منحصراً توسط این عصب تامین میشود، بسیار تعیینکننده است.
یکی دیگر از تستهای جالب، «تست خراش» (Scratch test) است که در آن از بیمار خواسته میشود با انگشت اشاره خود روی میز را بخراشد. اگر عصب مدین آسیب دیده باشد، بیمار نمیتواند مفصل انتهایی انگشت را برای این حرکت خم کند. همچنین بررسی تحلیل رفتن (Atrophy) عضلات برجستگی شست (Thenar eminence) نشاندهنده مزمن بودن آسیب است. در این حالت، تپه گوشتی زیر شست تخت و صاف میشود که منظرهای به نام «دست میمونی» (Ape hand) را ایجاد میکند. این معاینات فیزیکی، زیربنای تشخیص در نورولوژی هستند و دقت آنها گاهی از پیشرفتهترین اسکنها هم بیشتر است.
۹. نقش نوار عصب و عضله (EMG/NCS) در تعیین شدت ضایعه
برای تایید قطعی بالینی و تعیین میزان دقیق آسیب، استفاده از نوار عصب و عضله (Electromyography و Nerve Conduction Study) ضروری است. در تست هدایت عصبی (NCS)، پزشک با اعمال شوکهای الکتریکی بسیار ضعیف در مسیر عصب، سرعت انتقال پیام و دامنه پاسخ عضلانی را اندازهگیری میکند. اگر سرعت در ناحیه آرنج به شدت کاهش یافته باشد، محل دقیق گیر افتادگی یا آسیب مشخص میشود. این تست به ما میگوید که آیا عصب فقط «گیج» شده است (Neuropraxia) یا اینکه رشتههای داخلی آن واقعاً قطع شدهاند (Axonotmesis).
تست EMG با استفاده از یک سوزن بسیار ظریف که وارد عضلات دست میشود، فعالیت الکتریکی خودِ عضله را بررسی میکند. اگر عضله سیگنالهای «دِنِرویشن» یا بیعصبی را نشان دهد، یعنی ارتباطش با نخاع کاملاً قطع شده و در حال تحلیل رفتن است. این اطلاعات برای تصمیمگیری درباره جراحی حیاتی هستند. اگر نوار عصب نشان دهد که عصب در حال بازسازی خودبهخودی است، پزشک ممکن است صبر کند؛ اما اگر شواهدی از تخریب پیشرونده وجود داشته باشد، جراحی اورژانسی برای نجات عصب و جلوگیری از فلج دائمی دست لازم خواهد بود. این مرحله، بخش «گیک» و تکنولوژیک تشخیص است که حدسیات بالینی را به اعداد و نمودارهای دقیق تبدیل میکند.
۱۰. روشهای درمانی غیرجراحی؛ از فیزیوتراپی تا آتلیهگذاری
در بسیاری از موارد که آسیب عصب مدین ناشی از فشار یا التهاب موقت است، درمانهای غیرجراحی (Conservative) خط اول درمان هستند. استفاده از آتل یا اسپلیت (Splint) برای نگاه داشتن مچ دست و انگشتان در وضعیت خنثی، فشار را از روی عصب برداشته و به بافتهای ملتهب اجازه ترمیم میدهد. همچنین داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی (NSAIDs) و گاهی تزریق کورتون در اطراف عصب میتواند تورم را کاهش داده و علائم را تخفیف دهد. بیمار باید از انجام فعالیتهایی که مستلزم خم کردن مکرر آرنج یا مچ است پرهیز کند تا عصب فرصت بازیابی پیدا کند.
فیزیوتراپی نقش کلیدی در جلوگیری از خشک شدن مفاصل و تحلیل عضلات دارد. فیزیوتراپیست با استفاده از تحریکات الکتریکی (TENS)، سعی میکند عضلات فلج شده را منقبض نگاه دارد تا زمانی که عصب دوباره رشد کرده و به آنها برسد. تمرینات ورزشی خاص برای حفظ دامنه حرکتی انگشتان و جلوگیری از کوتاه شدن تاندونها حیاتی است. این فرآیند ممکن است ماهها طول بکشد، زیرا اعصاب محیطی با سرعت بسیار کمی (حدود یک میلیمتر در روز) رشد میکنند. صبر و حوصله بیمار در این مرحله، مرز میان بازگشت به زندگی عادی یا معلولیت دائمی دست است.
۱۱. جراحی آزادسازی عصب؛ چه زمانی چاقو لازم است؟
اگر درمانهای حمایتی پس از چند هفته پاسخی ندهند یا اگر شواهد قطعی از قطع عصب در اثر شکستگی وجود داشته باشد، جراحی اجتنابناپذیر است. در جراحی «آزادسازی عصب» (Nerve Decompression)، جراح با ایجاد برشی در ناحیه آرنج یا ساعد، بافتهای فشارآورنده (مانند باندهای فیبری یا قطعات استخوان) را برمیدارد تا عصب آزاد شود. اگر عصب کاملاً قطع شده باشد، نیاز به «پیوند عصب» (Nerve Graft) یا ترمیم میکروسکوپی (Neurorrhaphy) است که در آن دو سر عصب با بخیههایی ظریفتر از موی انسان به هم دوخته میشوند.
تکنولوژیهای جدید جراحی میکروسکوپی و استفاده از چسبهای بافتی، نتایج این عملها را به شدت بهبود بخشیده است. در موارد بسیار مزمن که عضله کاملاً از بین رفته است، جراح ممکن است از «انتقال تاندون» (Tendon Transfer) استفاده کند؛ یعنی تاندون یک عضله سالم را که تحت فرمان عصب دیگری است، به انگشتان فلج شده پیوند میزند تا بیمار دوباره بتواند دست خود را مشت کند. این جراحیها ترکیبی از هنر مهندسی و دانش بیولوژیک هستند که سعی میکنند کارکرد پیچیدهترین ابزار بشر، یعنی دست را به او بازگردانند. آینده جراحی اعصاب به سمت استفاده از رابطهای مغز و کامپیوتر برای دور زدن بخشهای آسیبدیده عصب در حال حرکت است.
۱۲. پیشآگهی و روند بازسازی اعصاب محیطی
سرنوشت بیماری که دچار نشانه دست بر دعا شده، به شدت به محل آسیب و سن او بستگی دارد. هرچه محل آسیب به دست نزدیکتر باشد (مثلاً در ساعد به جای بالای بازو)، شانس بهبودی کامل بیشتر است، زیرا عصب مسافت کمتری را برای رشد مجدد و رسیدن به عضلات هدف پیش رو دارد. کودکان به دلیل قدرت بازسازی فوقالعاده بافتهایشان، معمولاً نتایج بسیار بهتری نسبت به بزرگسالان میگیرند. بازسازی عصب یک مسابقه علیه زمان است؛ اگر عصب در عرض ۱۲ تا ۱۸ ماه به عضله نرسد، عضله برای همیشه با بافت چربی و فیبروز جایگزین شده و دیگر به دستورات عصبی پاسخ نخواهد داد.
پیگیریهای منظم و تکرار تستهای نوار عصب برای مشاهده روند پیشرفت ضروری است. بیمار باید بداند که حس لامسه معمولاً آخرین چیزی است که بازمیگردد و ممکن است در ابتدا با حس گزگز یا مورمور همراه باشد. سبک زندگی سالم، عدم استعمال دخانیات و کنترل قند خون (در بیماران دیابتی) سرعت ترمیم اعصاب را افزایش میدهد. نشانه دست بر دعا اگرچه ترسناک به نظر میرسد، اما با تشخیص به موقع و درمانهای نوین، در بسیاری از موارد قابل درمان است. این نشانه یادآور این است که سلامت ما در گروی کابلهای ظریفی است که پیامهای زندگی را در بدنمان جابجا میکنند و ما باید قدر این شبکه حیاتی را بدانیم.
جمعبندی نهایی
نشانه «دست بر دعا» یکی از گویاترین و در عین حال پیچیدهترین علائم بالینی در عصبشناسی است که مستقیماً به آسیب عصب مدین در سطوح بالای بازو یا آرنج اشاره دارد. این وضعیت نه تنها ناتوانی فیزیکی در بستن مشت را نشان میدهد، بلکه داستانی از تداخل آناتومی، تاریخ و بیومکانیک را روایت میکند. تشخیص افتراقی آن با آسیب عصب اولنار، کلید نجات عملکرد دست بیمار است. با پیشرفتهای چشمگیر در جراحیهای میکروسکوپی و فیزیوتراپیهای نوین، امروزه امیدهای بسیاری برای بازگشت توانمندی به دستهای آسیبدیده وجود دارد. در نهایت، آگاهی از این نشانهها به ما میآموزد که چگونه هماهنگی دقیق اعصاب و عضلات، ظریفترین حرکات انسانی ما را ممکن میسازد.








سلام
با تشکر از وبلاگ محشر شما که بدون خست دانسته های جدید خود را در اختیار ما می گذاری!
می خواستم درباره “کرک شیشه و کریستال”توضیحاتی درباره آن و عوارضش ذکر کنید و لینکهای مفیدی معرفی نمایید.
با تشکر
در مورد مطلب قبلی:مصاحبه با خانم ترانه رضوی….واقعا جالب بود
ناگهان چهقدر دلام گرفت از این یادداشتاتون. کاش همهیِ پزشکانِ این مملکت میتونستند اینقدر خراب ام کنند از فرطِ نگارش و شعر و عاطفه. به نوشتهتون لینک می دم
یا علی!
ولله خوب زدی تو خال. منم دیدم. چرا مشترکا همچین حسی به وجود اومد؟
اول:خب همون طور که می دونید تووی خارج از ایران بخصوص امریکا آدمایی که معروف میشن و به یه شهرتی می رسن دیگه مرز آنچنان خصوصی ای در زندگیشان نمی مونه!خودشونم با این قضیه کمابیش کنار اومدن…و این که درصد الکل خون گیبسون اطلاعات خصوصی پرونده پزشکی اش دیگه محسوب نمی شه!//
دوم:باور کردن دومی این روزها برایم اسان تر است…یعنی باورپذیرتر است….
سوم:دنیا واقعن خاکستریست…تصادف آینه ی روزگار ماست…
hame mimiran, vali bazia margeshun o tuye telvision mibinim. The Patient was D.C
در مورد امینه احتمالاً ارتش آمریکا حیف َش آمده صدای دلنشین تجهیزاتاش را نشنود!
عجب فیلمی بود Crash . حظ کردم. تقابل نژادهای مختلف از ایرانی گرفته تا سیاه در آمریکا و از طرفی لب کلام فیلم که حتی به تصادف ماشینها جور دیگری نگاه می کند… یکی از بهترین فیلم هایی بود که این اواخر دیدم به همراه Mystic River… اما در باب این کودکان…… مانده ام چه بگویم به والله.