اگر از طرفداران پروپاقرص سینمای اکشن باشید؛ محال است با شنیدن نام جان مککلین (John McClane) یاد آن تکیهکلام جنجالی و نمادین او یعنی Yippee-ki-yay نیفتید. این عبارت که حالا به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده؛ اولین بار در فیلم جانسخت (Die Hard) و در جریان یک مکالمه رادیویی تنشزا بین مککلین و هانس گروبر شنیده شد. اما واقعا ریشه این کلمات کجاست؟ چرا یک پلیس نیویورکی خسته و زخمی در میانه یک بحران تروریستی باید از کلمات گاوچرانها استفاده کند؟ در این مقاله قرار است به عمق معنای این تکیهکلام نفوذ کنیم و بررسی کنیم که چرا انتخاب این واژگان در آن لحظه حساس؛ نبوغآمیزترین حرکت فیلمنامه برای تعریف شخصیت قهرمان داستان بود. از ریشههای وسترن تا سوءتفاهمهای ترجمه در کشورهای مختلف؛ سفری جذاب به دنیای کلمات جانسخت خواهیم داشت.۰۱شناسنامه فیلم جانسخت (1988)
عنوان: جانسخت (Die Hard)
کارگردان: جان مکتیرنان (John McTiernan)
شرکت سازنده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox)
بازیگران اصلی: بروس ویلیس (در نقش جان مککلین)، آلن ریکمان (در نقش هانس گروبر)، بانی بدلیا (در نقش هالی جنرو)، الکساندر گودونوف (در نقش کارل).
۰۲داستان و حالوهوای فیلم؛ محبوس در قفس شیشهای
جانسخت داستان یک پلیس نیویورکی است که برای جشن کریسمس و دیدار با همسرش به لسآنجلس میآید اما در برج «ناکاتومی پلازا» با یک گروه تروریستی بسیار سازمانیافته به رهبری هانس گروبر روبرو میشود. برخلاف اکشنهای همدوره که قهرمانانش غولهای بیشاخ و دم بودند؛ مککلین اینجا یک آدم معمولی است که پابرهنه؛ زخمی و تنها باید از هوشش برای زنده ماندن استفاده کند. اتمسفر فیلم ترکیبی از کلاستروفوبیا (Closetrophobia) و اکشن پرریتم است که در آن هر طبقه از ساختمان حکم یک میدان جنگ جدید را دارد. این فیلم ژانر اکشن را از قهرمانان شکستناپذیر به سمت آدمهای جایزالخطا برد و استانداردی جدید برای سینمای پلیسی تعریف کرد.
۰۳ریشهشناسی لغوی؛ وقتی گاوچرانها وارد میشوند
عبارت Yippee-ki-yay در اصل یک آوا یا فریاد شادی است که ریشه در فرهنگ وسترن و گاوچرانهای آمریکایی (Cowboys) قرن نوزدهم دارد. بخش اول یعنی Yippee یک بیان غریزی از لذت و پیروزی است که از دهه ۱۸۰۰ در آمریکا رایج شد. بخش دوم یعنی ki-yay در واقع یک «دنباله صوتی» است که در آهنگهای محلی وسترن برای ریتم دادن به آواز استفاده میشد. معروفترین نمونه آن در فرهنگ عامه قبل از جانسخت؛ به آهنگهای روی راجرز (Roy Rogers) ستاره سینمای وسترن برمیگردد. مککلین با انتخاب این کلمات در واقع آگاهانه خودش را در کالبد یک قهرمان قدیمی وسترن قرار داد تا به هانس گروبر ثابت کند که دنیای واقعی شباهتی به نقشههای دقیق و اروپایی او ندارد و گاهی یک «کابوی» کلهشق میتواند تمام محاسبات را به هم بریزد.
زنگ تفریح: شوخی که جدی شد!
جالب است بدانید بروس ویلیس در ابتدا این جمله را به عنوان یک شوخی برای خنداندن عوامل پشت صحنه گفت! او فکر نمیکرد کارگردان اجازه دهد چنین جمله عجیبی در نسخه نهایی باقی بماند. بروس فکر میکرد این جمله بیش از حد مضحک است اما مکتیرنان متوجه شد که همین تضاد بین جدیت موقعیت و مسخره بودن جمله؛ دقیقا همان چیزی است که شخصیت جان مککلین را برای مخاطب باورپذیر و دوستداشتنی میکند. پس اگر بروس ویلیس آن روز حال شوخی نداشت؛ شاید امروز این تکیهکلام وجود نداشت!
۰۴چرا در بدترین موقع؟ تحلیل روانشناختی تحقیر دشمن
زمانی که مککلین این جمله را میگوید؛ او در بدترین وضعیت ممکن است. او پابرهنه است؛ گلولههایش رو به اتمام است و هانس گروبر از پشت رادیو او را مسخره میکند و میپرسد: «تو واقعا کی هستی؟ یه قهرمان که فکر میکنه توی فیلمهای وسترنه؟». گروبر با لحنی متکبرانه از او میپرسد که آیا فکر میکند «رامبو» (Rambo) است یا «جان وین»؟ مککلین با گفتن Yippee-ki-yay در واقع از مکانیزم دفاعی «طنز سیاه» استفاده میکند. او با این کار به گروبر میگوید: «بله؛ من همون کابویی هستم که تو داری مسخره میکنی و قراره نقشههاتو نابود کنم». از نظر روانشناسی؛ این نوع برخورد باعث میشود کنترل ذهنی از دست دشمن خارج شود. گروبر که یک فرد کمالگرا و منطقی است؛ با دیدن کسی که در آستانه مرگ شوخی میکند؛ دچار اضطراب میشود چون نمیتواند رفتار او را پیشبینی کند.
۰۵بخش سانسور شده؛ Motherf***er و تاثیر آن
تکیهکلام کامل مککلین شامل یک کلمه رکیک در انتهاست (Yippee-ki-yay, Motherf***er). این بخش از جمله در واقع امضای نهایی اوست که نشاندهنده هویت طبقه کارگر (Blue-collar) او در برابر اشرافیت اروپایی گروبر است. در نسخههای تلویزیونی ایالات متحده؛ این بخش به دلیل قوانین سانسور بارها تغییر کرد و کلمات مضحکی جایگزین شد که باعث خنده طرفداران فیلم شد. اما در نسخه سینمایی؛ این عبارت نشاندهنده خشم فروخورده پلیسی است که از بوروکراسی و سیستم خسته شده و حالا میخواهد به روش خودش عدالت را اجرا کند. این تکیهکلام به قدری محبوب شد که در تمام چهار دنباله بعدی فیلم نیز به شکلی گنجانده شد تا به نوعی وفاداری به ریشههای کاراکتر را نشان دهد.
۰۶تضاد فرهنگی؛ آمریکای سنتی در برابر اروپای مدرن
فیلم جانسخت در لایههای زیرین خود نبرد دو فرهنگ را به تصویر میکشد. هانس گروبر نماد مدرنیته؛ تحصیلات آکادمیک و نظم اروپایی است که با کتوشلوار گرانقیمت میخواهد سرمایهداری را غارت کند. در مقابل؛ مککلین با تکیهکلام گاوچرانیاش نماد «ارزشهای سنتی آمریکا» و غرب وحشی است. گروبر او را با تمسخر «آقای گاوچران» خطاب میکند؛ اما نمیداند که در اساطیر آمریکایی؛ گاوچران همان کسی است که وقتی همه فرار میکنند؛ تنهایی به قلب خطر میزند. این عبارت در واقع پلی است میان سینمای کلاسیک وسترن و اکشنهای مدرن شهری. مککلین با این کلمات به گروبر میفهماند که تکنولوژی و نقشههای پیچیده نمیتوانند در برابر غریزه بقای یک آدم مصمم ایستادگی کنند.
۰۷مشکلات ترجمه؛ وقتی دنیا نفهمید مککلین چه میگوید!
یکی از چالشهای بزرگ فیلم در بازارهای جهانی؛ ترجمه این تکیهکلام بود. در آلمان؛ مترجمان که نمیخواستند به ریشههای وسترن اشاره کنند یا شاید معادل مناسبی پیدا نکردند؛ این جمله را به «Schweinebacke» ترجمه کردند که به معنای «گونه خوک» یا «گوشت صورت خوک» است! این ترجمه به شدت در آلمان معروف شد اما تمام معنای «کابویگونه» اصلی را از بین برد. در اسپانیا و دیگر کشورها هم نسخههای متفاوتی ساخته شد. این نشان میدهد که برخی از نمادهای فرهنگی سینما به قدری محلی هستند که ترجمه آنها عملاً غیرممکن است و تنها در زبان اصلی است که آن قدرت و ابهت تحقیرآمیز خود را حفظ میکنند.
زنگ تفریح: اشتباه شنیداری هانس گروبر!
یک فکت بامزه: در صحنهای که هانس گروبر برای اولین بار این تکیهکلام را از مککلین میشنود؛ آلن ریکمان واقعاً متوجه نشد بروس ویلیس چه گفته است! چون بروس آن را خیلی سریع و با لهجه غلیظ نیویورکی ادا کرد. واکنشی که در چهره هانس گروبر میبینید (یک جور گیجی همراه با تمسخر) بخشی از آن مربوط به خود بازیگر است که در ذهن خودش داشته فکر میکرده «این مردک الان چی گفت؟». همین عدم درک متقابل باعث شد شیمی بین قهرمان و ضدقهرمان خیلی واقعیتر به نظر برسد؛ انگار واقعاً از دو سیاره مختلف هستند!
۰۸تکامل در دنبالهها؛ از تکیهکلام تا نماد فرانچایز
در قسمت دوم جانسخت؛ مککلین این جمله را درست لحظهای میگوید که با فندکش بنزین روی باند فرودگاه را روشن میکند تا هواپیمای تبهکاران منفجر شود. در قسمت سوم؛ او از این جمله برای آرام کردن خودش در موقعیتهای مرگبار استفاده میکند. در واقع این عبارت از یک «جواب دندانشکن» به یک «آیین مذهبی» برای کاراکتر تبدیل شد. نویسندگان متوجه شدند که مخاطب برای شنیدن این جمله بلیت میخرد. حتی در قسمت پنجم که در روسیه اتفاق میافتد؛ با اینکه فیلم با نقدهای منفی روبرو شد؛ اما باز هم لحظه ادای این جمله توسط بروس ویلیس؛ بیشترین تشویق را در سالنهای سینما به همراه داشت. این نشان میدهد که یک انتخاب کلامی درست چقدر میتواند در برندینگ یک کاراکتر سینمایی موثر باشد.
۰۹تاثیر بر دیگر آثار سینمایی و انیمیشنها
عبارت Yippee-ki-yay فراتر از دنیای جانسخت رفت. ما ردپای این تکیهکلام را در سریالهایی مثل «بروکلین نه-نه» (Brooklyn Nine-Nine) میبینیم که شخصیت اصلیاش عاشق جانسخت است. حتی در انیمیشنهایی مثل «داستان اسباببازی» (Toy Story) هم شوخیهایی با این عبارت شده است. این جمله حالا در زبان انگلیسی به عنوان یک اصطلاح برای زمانی به کار میرود که کسی میخواهد با اعتماد به نفس بالا کاری خطرناک یا غیرممکن را انجام دهد. گروبر فکر میکرد با این سوال مککلین را تحقیر میکند؛ اما ناخواسته به او هویتی بخشید که بزرگتر از تمام برج ناکاتومی بود. این قدرت دیالوگنویسی هوشمندانه در هالیوود کلاسیک است.
۱۰چرا این جمله هنوز زنده است؟
راز ماندگاری این جمله در «اصالت» آن است. جان مککلین برخلاف ابرقهرمانهای امروزی که دیالوگهایشان بیش از حد صیقلخورده است؛ حرفی را میزند که یک آدم تحت فشار ممکن است بگوید. این جمله ترکیبی از شیطنت؛ لجاجت و شجاعت است. وقتی مککلین این را میگوید؛ ما میدانیم که او هنوز تسلیم نشده است. در دنیایی که همه سعی میکنند جدی و مبادی آداب باشند؛ یک Yippee-ki-yay بلند میتواند تمام دیوارهای تصنعی را فرو بریزد. این جمله به ما یادآوری میکند که حتی در تاریکترین لحظات هم میتوان کمی روحیه گاوچرانی داشت و به مشکلات خندید. به همین دلیل است که حتی بعد از ۳۵ سال؛ شنیدن آن هنوز هم هیجانانگیز است.
سوالات متداول (Smart FAQ)
۱. آیا تکیهکلام Yippee-ki-yay در رمان اصلی فیلم هم وجود داشت؟
خیر؛ این عبارت کاملا ابداع تیم فیلمسازی و بازیگری برای نسخه سینمایی بود. رمان «هیچچیز ابدی نیست» که جانسخت بر اساس آن ساخته شده؛ لحن بسیار جدیتر و تاریکتری دارد. کاراکتر اصلی در کتاب یک پیرمرد است که اصلا روحیات شوخطبع جان مککلین را ندارد. بنابراین این تکیهکلام در واقع امضای مخصوص تیم سینمایی بود که شخصیت را از نو خلق کردند.
۲. چرا هانس گروبر در ابتدا مککلین را با شخصیتهای وسترن مقایسه کرد؟
هانس گروبر به عنوان یک اروپایی تحصیلکرده؛ فرهنگ آمریکا را سطحی و خلاصه شده در فیلمهای هالیوودی میدید. او با مقایسه مککلین با جان وین (John Wayne) قصد داشت به او بگوید که تو فقط یک بازیگر ناشی در یک نمایش خیالی هستی. او فکر میکرد با این کار اعتماد به نفس مککلین را میگیرد و او را یک آدم بیسواد جلوه میدهد. اما مککلین با پذیرفتن این نقش؛ بازی را به نفع خودش تغییر داد و از همان کلیشه علیه گروبر استفاده کرد.
۳. آیا بروس ویلیس برای گفتن این جمله تمرین خاصی کرده بود؟
بروس ویلیس به دلیل سابقه حضور در سریالهای کمدی؛ در بداههگویی مهارت بسیار بالایی داشت. او سعی کرد این جمله را طوری ادا کند که همزمان خستگی و روحیه تهاجمی مککلین را نشان دهد. کارگردان چندین برداشت از این صحنه گرفت اما در نهایت همان برداشتی انتخاب شد که بروس آن را با نوعی لبخند کنایهآمیز میگوید. این نحوه بیان باعث شد که تماشاگر حس کند مککلین واقعا از عصبانی کردن گروبر لذت میبرد.
۴. معنای تحتاللفظی Yippee-ki-yay به فارسی چه میشود؟
ترجمه مستقیم و کلمه به کلمه این عبارت عملا ممکن نیست چون بیشتر یک «اصوات آهنگین» است. اما اگر بخواهیم حس آن را منتقل کنیم؛ چیزی شبیه به «هیهات!» یا «بچرخ تا بچرخیم!» در فرهنگ خودمان است. این کلمات بیشتر برای نشان دادن هیجان و به چالش کشیدن حریف در میدان نبرد استفاده میشوند. در واقع این جمله بیشتر از اینکه معنا داشته باشد؛ یک «احساس» را منتقل میکند که همان روحیه تسلیمناپذیری است.
۵. واکنش منتقدان سینمایی به این تکیهکلام در زمان اکران چه بود؟
در ابتدا برخی منتقدان فکر میکردند این جمله خیلی لوس یا بیش از حد کارتونی است. آنها معتقد بودند فیلمی که ادعای واقعگرایی دارد نباید از چنین دیالوگهای نمایشی استفاده کند. اما بعد از استقبال بینظیر مخاطبان؛ منتقدان هم تغییر عقیده دادند و آن را یکی از باهوشترین دیالوگهای تاریخ سینما نامیدند. این جمله ثابت کرد که مخاطب اکشن به دنبال چیزی فراتر از انفجار است و هویت کلامی قهرمان را هم دوست دارد.
۶. آیا در دنیای واقعی پلیسها از چنین اصطلاحاتی استفاده میکنند؟
به طور رسمی خیر؛ اما گزارشهای زیادی وجود دارد که افسران پلیس بعد از اکران فیلم جانسخت؛ به شوخی از این عبارت استفاده میکردند. جانسخت باعث شد که تصویر پلیس در سینما از یک مامور خشک و رسمی به یک آدم عادی با شوخطبعی خاص تغییر کند. البته در دنیای واقعی؛ پروتکلهای بیسیم اجازه چنین شوخیهایی را در عملیاتهای حساس نمیدهند. با این حال؛ مککلین یک پلیس یاغی بود که برایش قوانین اهمیتی نداشت و همین او را جذاب میکرد.
۷. چرا در قسمتهای جدیدتر جانسخت این تکیهکلام کمتر شنیده میشود؟
در واقع این تکیهکلام در تمام قسمتها وجود دارد؛ اما در قسمتهای آخر به دلیل ردهبندی سنی پایینتر (PG-13)؛ بخش دوم آن معمولا با صدای انفجار یا افکتهای صوتی پوشانده میشد. این موضوع اعتراض بسیاری از طرفداران قدیمی را برانگیخت چون معتقد بودند روح فیلم سانسور شده است. در قسمت پنجم هم این جمله گفته شد اما به دلیل ضعف در کارگردانی؛ آن تاثیر کوبنده قسمت اول را نداشت. این نشان میدهد که حتی یک جمله طلایی هم نیاز به بستر مناسب برای درخشش دارد.
جمعبندی نهایی
تکیهکلام Yippee-ki-yay بیش از آنکه یک دیالوگ ساده باشد؛ عصاره شخصیت جان مککلین و فلسفه فیلم جانسخت است. این عبارت نشان داد که چگونه میتوان با استفاده از ریشههای فرهنگی یک ملت (وسترن)؛ قهرمانی خلق کرد که در برابر مدرنیته سمی و جنایتکارانه قد علم کند. انتخاب این جمله در بدترین زمان ممکن؛ قدرت روحیه انسانی را به رخ کشید و ثابت کرد که طنز میتواند قویترین سلاح در برابر ترس باشد. ماندگاری این کلمات بعد از دههها نشاندهنده هوشمندی تیمی است که میدانستند یک قهرمان برای جاودانه شدن؛ نیاز به چیزی فراتر از عضله دارد؛ او نیاز به زبانی دارد که با آن دنیای پوشالی دشمن را به سخره بگیرد.
تکیهکلام مورد علاقه شما در دنیای سینما چیست؟
ما از جان مککلین و کابویبازیهایش گفتیم؛ اما حتما شما هم دیالوگی دارید که با شنیدنش آدرنالین خونتان بالا میرود. آیا تکیهکلامی سراغ دارید که به اندازه این جمله نمادین باشد؟ در بخش دیدگاهها برایمان بنویسید که کدام قهرمان سینمایی با کلماتش شما را به وجد آورده است!