سرنوشت نهایی لیزا: چگونه اپل آینده خود را با دفن گذشته خود، احیا کرد! یک مستند جالب

منطقه لوگان در یوتا را باید منطقهای زیبا به حساب آورد. اما همینجا مکانی برای دفن زباله هم است. ولی اگر زمستان به آن بروید، سرما به کاهش بوی احساس شده از آن کمک میکند.!
اما چرا این منطقه برای من مهم است که در مورد آن پست نوشتهام: چون زمانی فرجام یک محصول ظاهرا آیندهدار اما بدترین شکست شرکت اپل را در خورد جای داد: کامپیوترهای لیزا مانند زیاله در آن دفن شدند!
در سپتامبر ۱۹۸۹، طبق یک مقاله خبری، اپل حدود ۲۷۰۰ کامپیوتر فروش نرفته لیزا را در لوگان دفن کرد. لیزا در سال ۱۹۸۳ رونمایی شد و اولین تلاش جدی اپل برای به بازار فرتادن یک کامپیوتر واقعاً مدرن و گرافیکی بود: لیزا دارای ماوس، پنجرهها، نمادها، منوها و چیزهای دیگری بود که همه ما از کامپیوترها دسکتاپ انتظار داریم.
لیزا این ویژگیها را یک سال کامل قبل از انتشار مکینتاش داشت. ولی این کامپیوتر محکوم به فنا بود.
برای کار با لیزا لازم نبود با یک کتابچه راهنمای کامپیوتر بزرگ را ورق بزنید یا حتی یک مهندس برای استفاده از آن استخدام کنید. «میتوانید آن را جعبه خارج کنید و شروع به استفاده از آن کنید. »
اما لیزا یرچسب قیمت ده هزار دلاری خورده بود و برخی مشکلات سختافزاری داشت و تحت الشعاع کامپیوترهای مک ارزانتر آینده قرار گرفت. حتی با تخفیف، ارتقاء و تغییر نام تجاریاش مکینتاش XL، دو سال ناچیز دوام آورد و در سال ۱۹۸۵ کنار گذاشته شد.
دفن در لوگان آخرین توهین برای کامپیوتری بود که هرگز فرصت جنگیدن نداشت و در عین علاقه برحی را برانگیخته بود.
اما چه اتفاقی برای لیزا بین توقف ساخت آن در سال ۱۹۸۵ و مرگ نهاییاش در سال ۱۹۸۹ رخ داد؟ چرا آخرین لیزاها نابود شدندد؟ و چرا همه اینها ختم به یوتا شد؟ اینها بیش از ۳۰ سال پیش رخ دادهاند.
گروهی کنجکاو از سایت ورج میخواستند لیزاها را کشف کنند. همه شنیده بودند که آتاری اقتباس معروف مانند بازی ویدیویی بد E. T. – موجود فرازمینی در سال ۱۹۸۳ مدفون شده بودند. یا برخی کارتریجها هم راهی زباله دانی میشدند. اما آیا میشد یکی از لیزاها را نبش قبر کرد و دوباره به کار انداخت.
وقتی گروه به محل دفن رفتند و کوه زباله را دیدند، امیدواریشان را تقریبا از دست دادند.حتی یک اخطار نوری از یک اپراتور بولدوزر دریافت کردند.
گروه کمی با او گپ زدند و پرسیدند لیزاها ممکن است کجا باشند. او به اعماق تپه اشاره کرد. او گفت که سال ۱۹۸۹ در پایینترین نقطه مدفون شده بودند و حتی اگر آنها را پیدا شده بودند و حتنی کارگران دفن زباله قبل از اینکه کامپیوترها رادفن کنند با بولدوزر روی آنها رفته بودند.

جایی که لیزاها بودند، به وضوح، دور از دسترس گروه بود. بنابراین، در عوض، ما بر چگونگی و چرایی تمرکز کردند. چند نفری که از این واقعه مطلع بودند هنوز در اطراف لوگان زندگی میکردند،
خبرنگاری که مقاله اصلی در مورد مدفونسازی را نوشته بود، اکنون یک رماننویس تحسینشده رمانهای عاشقانه است. ویرایشگر عکس، یکی دیگر از شاهدان بود و او اکنون یک کشاورز بازنشسته لبنیات و پنیرساز است. ما با هر دوی آنها مصاحبه کردیم،
اما شخصیت اصلی داستان ما در مورد آخرین لیزا یک فروشنده کامپیوتر سابق به نام باب کوک بود. در اواسط دهه ۸۰، باب یک فروشنده اپل بود که فرصت فروش جدیدی را دید: کامپیوترهای قدیمی. نسل اول کامپیوترهای شخصی در حال منسوخ شدن بودند و باب وارد تجارت شد و آنها را با تخفیف به فروش رساند. او معاملات منحصربهفردی انجام داد تا موجودیهای قدیمی و بعضاً مورد استفاده اپل را از اپل بگیرد: ابتدا حدود ۳۵۰۰ رایانه Apple III در سال ۱۹۸۵ و سپس آخرین ۷۰۰۰ رایانه لیزا یک سال بعد بگیرد.
باب فقط سعی در فروش مجدد کامپیوترها نداشت، بلکه سعی داشت آنها را بهبود بخشد. باب باقی مانده لیزاها را برداشت و تمام تجربیات خود را با رایانه به کار برد. او تخمین میزند که ۲۰۰ هزار دلار برای تحقیق و توسعه هزینه کرده است، و هم سختافزار و هم سیستمعامل آنها را ارتقا داده تا با مدلهای جدید مک مانند پلاس، با کسری از قیمت، رقابت کنند.
او اسم مدلها دستکاریشدهاش را Lisa Professional گذاشت.
اما چه چیز واقعا باعث شد که اپل نظر خود را در مورد معامله تغییر دهد و لیزاهایی را که میفروخت از بین ببرد؟
داستان بسیار جذاب است و میتوانید سیر ورود آدم کاریزماتیک مانند جایز و تبدیل اپل به لویاتان فناوری سودآور امروزی را در قالب یک مستند زیبا ببینید.





